تاریخ انتشار: 12 تير, 1397 - 20:01

مدتی هست بیقرارم، حیف

زخمیِ تیغِ روزگارم، حیف

 

دومین جمعه هم رسید و هنوز

نرسیده زِ راه یارم، حیف

 

دومین جمعه هم گذشت امسال

من که هر هفته میشُمارم، حیف

 

سبزه ها را گِرِه زدم اما

گِرِهی وا نشد زِ کارم، حیف

 

من زمستان سردم و خشکم

بی تو من خالی از بهارم، حیف

 

آتشم، دست بر دلم مگذار

داغِ دوریِ یار دارم، حیف

 

باری از دوشِ تو نکردم کم

من خودم هم اضافه بارم، حیف

 

چشمِ من "جز تو"، بر همه باز است

مثلا چشم انتظارم، حیف

 

ترسم این است بعدِ مُردن هم

تو نیایی سرِ مزارم، حیف...

 

سبزه ها را گِرِه زدم اما

گِرِهی وا نشد زِ کارم، حیف...

 

حیف...

نام شاعر: مصطفی صابرخراسانی

دسته بندی