سخن روز

امیرالمومنین امام علي (ع) :

درانتظارفرج باشید واز رحمت وکارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

 

قال النبی(ص): من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتتا جاهلیه.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است یعنی کافر از دنیا رفته است.

به ذهن انسان میاد که امام چه کسی هست؟ ما به کی امام می گیم؟ اصلا نقش امام چی بوده؟ امام  می خواد چی کار کنه؟ چه کارایی داشت؟ اهدافش چیه؟ خصوصیاتش چیه؟ پیامبر(ص) می فرماید بعد من علی و اولاد علی(ع) امامن؛ یازده تا فرزند علی حجت خدا روی زمینه. اما اینکه امام می خواد چی کار کنه؟ می فرماید امام راهنماست، امام هادیست، یعنی امام بعد از خودش همه ی مردم رو هدایت می کنه و دستشونو می گیره.

 

 

انسان به هر راهی بخواد قدم بذاره به علامت نیاز داره، علائم راهنمایی رانندگی... از تبریز میخوای بری تهران سر راه تابلو زده اینجا تهرانه، اینجا باسمنج، از اینجا بری اینقدر راهه، از راست برو، از چپ برو، با این سرعت برو... این تابلو ها تو رو راهنمایی می کنه که سلامت به تهران برسی و مطمئن باشی اون راهی که می ری به تهران ختم می شه.

انسانی که می خواد به سمت خدا بره راهنمایی وهدایت  بشه به اون سمت، به علامت ها و راهنمایی نیاز داره که انسان رو به اون سمت سوق بده و دست انسان رو تو دست خدا بذاره. اون راهنمایی ها و اون علامت ها ائمه(ع) هستن. آیه 16 سوره ی نحل می فرماید : «وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يهْتَدُونَ» اون علامت هایی که شما روی زمین میبینید کوه ها  ،دریاها، جنگل ها و اون علامت هایی که تو آسمون میبینید ستاره ها، کهکشان ها و با اونها راهتون رو پیدا می کنید اینها از طرف خدا آیه و نشانه است.

امام صادق(ع) در ذیل این آیه می فرماید: «رسول الله النجم و علاماتهم الائمه» پیغمبر(ص) ستاره هست و علامت ها هم ائمه(ع) هستند یعنی انسان که می خواد هدایت بشه به اون سمت یه سری علامت ها نیاز هست پیامبر اکرم(ص) همان ستاره هست فرض کنید ستاره ی قطبیه انسان رو راهنمایی می کنه که راه رو گم نکنه مثل قطب نما.

ولی برای انسان یه راهنمایی هایی نیازه که انسان مطمئن باشه که به اون راه هدایتش می کنه و آن راهنمایی همان ائمه(ع) هستند. ائمه(ع) یعنی اگر اونها نباشن بودن انسان هیچه و انسان از بین رفتنیه.

ابوحمزه ی ثمالی از امام صادق(ع) سوال کردند: آیا بدون امام بدون حجت خدا روی زمین، زمین باقی می مونه؟ امام می فرماین: هر آینه اگر امام، حجت خدا در روی زمین نباشد هر آنچه در زمین است در خود فرو می برد؛ کن فیکون میشه زمین.

در روایتی آمده وقتی صحنه ی عاشورا برقرار شد صحنه ی کربلا رخ داد ، آن ملعون وقتی روی سینه ی امام(ع) قرار گرفت تا با  شمشیر گلوی مبارک رو بزنه میگن زمین و آسمون رو یه دود و باد قرمز رنگی فرا گرفت خواست بلا نازل بشه زمین لرزیده بود.

امام سجاد (ع) با آن حال وخیمش از اسب پیاده شد دستش را روی زمین گذاشت و خطاب به زمین گفت: ای زمین تو را چه شده؟ چرا اینقدر بیقراری می کنی؟خطاب به زمین گفت هنوز من نمردم من روی زمین امامم میگن بعد از اون زمین آروم شد. امام یعنی این؛ حجت یعنی کسی که اگه نباشه همه چیز بهم می خوره. امام یعنی کسی که  دست منو تو رو می گیره و هدایتمون می کنه به اون راهی که لازمه. خودشو فنا می کنه تا دینش دین خدا بمونه.

دین خدا بدون امامان و پیامبران معنایی نداره؛ مثل اینکه یه مسجدی رو بسازی و رفت وآمدی توش نباشه اون موقع بود و نبود این مسجد دیگه اهمیتی نداره، اهمیتش به اینه که رفت و آمدی باشه ، کارای فرهنگی توش انجام بشه قرآن، نماز و... خونده بشه . وقتی اینجا ساخته می شه ولی اینکارا انجام نمی شه، بودن مسجد به چه دردی می خوره؟

بودن امام هم همین طوره، بودن امام به خاطر اینه که دین خدا هست، هدایتی هست. همچنین پیامبر اکرم(ص) می فرماید :وقتی این آیه نازل شد «وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يهْتَدُونَ» می فرماید اشاره به حضرت علی(ع) کردم و گفتم «انت نجم بنی هاشم»، ای علی تو ستاره ی بنی هاشمی، بین بنی هاشم تنها تو مردم را به سوی خدا هدایت می کنی.

خداوند متعال دوباره درآیه ی 101سوره ی یونس می فرماید : «قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الْآياتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لَا يؤْمِنُونَ»، می گوید نگاه کنید و ببینید آن چه در آسمان و زمین است و آن چیزی که شما را غنی می کند از آیات و نزول و هر چیزی که از ذهنتان می گذرد ما آفریدیم. انسان زمین و آسمان را می بینه، خلقت های مختلف را می بینه این همه عظمت رو می بینه، واقعا حیرت می کنه.

خداوند همه ی این هارو با این شرایط آفریده تا ما رو هدایت کنه وعظمت خودش رو به ما ثابت کنه؛ می خواد بگه من صاحب این قدرتم، من صاحب این عظمتم. اما در ادامه می فرماید همانا این آیات برای قومی است که هدایت پیدا کنند، البته آن قومی که ایمان دارند؛ ایمان اگر نباشه هدایت هم رخ نخواهد داد. در آیه ی دیگه ای می فرماید که همانا قرآن شفا برای مومن است1 برای غیر مومن شفا نیست عین مریضیه که دکتر بهش میگه فلان خوردنی رو نخوراگه بخوری برات ضرر داره اما به انسان سالم میگه بخور فایده داره؛ اون مریضی هست که باعث میشه اون خوردنی مشکل اونو حادتر کنه .انسان هم همینطوره اگه تو دلش یه مریضی باشه ایمان درش نباشه و کفر باشه هر هدایتی هم براش بیاد اثر نمی کنه و از راه به درش می کنه چرا؟ چون آمادگیشو نداره، مریضه باید خودشو اصلاح کنه، این اصلاحم خیلی سخته.

امام صادق (ع) میفرماید: «الایات هم الائمه و النزل هم الانبیا» همانا آیات، ائمه هستند و نزل هم انبیاست . آیات همان امامان هستند و نشانه هستند که تو و من رو راهنمایی می کنن.

از حضرت امیر(ع) می نویسند که روزی ایشان صحبت می کردند و بین خطبه ها فرمودند اگه از طرف خدا به من اجازه داده بشه، در یک لحظه، تا چشمتو ببندی و باز کنی زمین و آسمان و دوباره خلق می کنم. در اینجا به ذهن میاد که از طرف خدا چطور اذن و اجازه داده می شه؟ یعنی اینکه اگر در انسان ظرفیت وجود داشته باشه از طرف خدا بهش اجازه داده می شه... دیگه اگه اینا بخوان در یک لحظه کن فیکونی ایجاد می شه؛ یعنی به اندازه ای مقامشون نزد خدا بالاست که تا حرفی رو میگن خداوند می فرماید: بدهید به اینان هرچه را که می خواهند؛ من دوست ندارم اینان از من ناراحت شوند. میگه اگه در شما ظرفیت باشه من در آن واحد زمین و آسمونو خلق می کنم. این قدرت ائمه(ع) هست آیه میگه به اونها نگاه کن هدایت شو. بدان که آن امامی که خودشو جان و مالشو بچه شو در راه دین، در راه خدا فدا می کنه حتما تو این دین عظمتی هست به طرف این دین بیا براش اهمیتی قائل شو بفهم چیه، پی شو بگیر اگه پی شو نگیری می مونی.

«والنزل هم الانبیا » و همچنین یکی از دلایل توحید و یکی از دلایل شناخت خدا انبیا هستند. انبیا قدرت بزرگی روی زمینند، از طرف خدا خلیفه هستند قدرتی که در خدا هست نعوذ بالله در اونا هم هست، منتها به اذن الله، نه اینکه اینا خودشون از خودشون چیزی داشته باشن نه. خدا قدرت داده و در اینا هم چیزهایی هست انسان وقتی نگاه می کنه می بینه بله چنین چیزی ممکنه.

در مورد پیامبر(ص) نوشتن که چهار هزار و چند تا از ایشان معجزه های مختلفی  دیده شده من جمله: خلق، ایجاد، زنده کردن مرده ها، به حرف آوردن درخت و سنگ و... اینا همه نشانه ی اینه که قدرتی که من دارم همه از خداست خداتونو بشناسین.

امام باقر(ع) از پیامبر اکرم(ص)  می فرماید: هرکس می خواد مثل پیامبران زندگی کنه و مثل شهیدان بمیره باید مطیع اهل بیت(ع) باشه؛ پیرو اونها باشه. هرکسی که حق  حضرت امیر(ع) رو نشناسه گمراه می شه خدا هدایتشو ازش می گیره .

حضرت یونس(ع) قوم خودشو طرد کرد و رفت و ماهی  هم وی رو گرفت. روایت هست از حضرت امیر(ع) که حضرت یونس(ع) چون در باور به امامت من، ولایت من و اقرار به خدا یه ذره تعلل کرد خدا ردش کرد و گفت برو.

تو روایت داریم می فرماید: هرکس به ولایت من اقرار کرد خداوند اورا پا برجا می کند و هرکس که انکار کند خداوند انکارش می کند، ردش می کند. می فرماید حضرت یونس(ع) هم یکی از آن پیغمبرانی بود که در ولایت من شک کرد و یه لحظه به ذهنش اومد که چگونه می شود که انسانی که هنوز خلق نشده و نیومده من ولایتشو قبول کنم؟ من پیغمبرم و الان هستم. خداوند ردش کرد و داستانشم می دونید که ماهی اومد و گرفت و پس از مدتی توبه کرد و باور کرد؛ خداوند به قلبش یقین نازل کرد و باور کرد و توبه کرد و ذکر یونسیه2 را خوند و خدا وی را بخشید و امر به ماهی کرد که از دهنش بیرون بندازدش. بعد از این سخن می گویند امام سجاد (ع) در مجلسی نشسته بودند و اتفاقا این صحبت هم به جاش افتاد، عبدالله بن عمر اومد و گفت : شما میگید جدتون علی این حرف رو گفته آخه چه جور می شه یه ماهی اون کارو بکنه و چه جور ممکنه که یکی ولایت جدتونو نپذیره اونجوری بشه؟ آقا می فرماید که مادرت به ماتمت گریه کنه، دستتو بده به من نشونت بدم؛ میگن دستمالی به سرش بست و دست پسر عمرو گرفت، پسر عمر گفت دیدم کنار دریا ایستادیم و طوفان و موج میاد و می ره گفت دیدم آقا صدا می زنه حوت3، وقتی حوت رو صدا زد دیدیم یه ماهی بزرگ سر از آب بیرون آورد میگه آقا گفت: ای حوت با عظمت خدا اقرار کن که چه بر تو گذشت؟ میگه به حرف اومد و ابتدا سلام کرد و گفت: خدا شمارو حفظ و ماها رو فدای شما کند، همانا حضرت یونس (ع) در قبول کردن ولایت جد شما تعلل کرده بود به همین خاطر خداوند به من امر کرد که اونو بگیر و تو شکمت نگه دار و اما نه استخونشو بشکن و نه گوشتشو بخور تا زمانی که ایشون توبه کرده و بخشیده شد خدا امر کرد که بندازش بیرون.

از حضرت امیر(ع) روایت هست که من با همه ی پیغمبران بودم اگر من نبودم یک نفر هم حامی و پیرو پیغمبران نبودند ، امام صادق (ع) در جای دیگر می فرماید «الحجه قبل الخلق ومع الخلق و بعد الخلق»، حجت خدا روی زمین قبل از تمامی خلایق بود، همراه خلایق بود و بعد از خلایق هم خواهد بود، یعنی اگر حجت خدا روی زمین نباشه همه چیز بیهوده و بی فایده است؛ این اعتقاد به حجته .

حدیثی هم که ابتدا عرض کردیم، یعنی امام زمانتو باید بشناسی هر زمانی امامی داره  یعنی هیچ زمانی بدون امام نمی شه یعنی اگر امامتو نشناسی، در هر حال زندگیت از هم می پاشه و هرچی اندوختی از دستت می ره و فایده ای نداره بمیری هم کافر مردی.

حدیثی می فرماید: اگر انسانی هفتاد سال عمر کنه و در عرفاتم بمونه تو این هفتاد سال، (عرفات از لحاظ مکانی بهترین مکان روی زمینه از لحاظ معنویت و قبول طاعات) میفرماید هفتاد سال رو اونجا روزه بگیره شب تا روز قرآن و نماز بخونه اگه ولایت ائمه(ع) رو قبول نداشته باشه لحظه ی مرگش جاش تو جهنمه، امام یعنی این که بشناسیش نه اینکه فقط اسمشو یاد بگیری مثلا اسم فلان امام اینه، پدرش اینه، کنیه اش اینه و... نه این یه سری القابه به بچه ی دو سه ساله هم بگی زود حفظ می کنه به صورت شعرهای مختلف می خونه اما مهم این نیست که اینارو بدونی مهم اینه که قائل به اینا باشی بله بدونی که امامی هست و اگه نباشه من از بین می رم؛ بدونم که  در هر حال منو هدایت می کنه .

قدرت امامان فقط محدود به زمان زنده بودن ما نیست محدود به زمان زنده بودن خودشونم نیست امامان بعد از فوت خودشونم می تونن دست  ما رو بگیرن و هدایت کنن به خاطر اینه که ما می ریم حرم و قبر ائمه(ع)، اگه اعتقادی به این نداشتیم که امامان خیری به ما دارند، اونجا چی کار می کردیم؟ می گفتیم مرده و تموم شده دیگه در حالی که وجود اونها برای ما منشا خیرو برکته.

صد و پنجاه سال قبل از این تو تبریز یه مرد با ایمان و متدینی بود که می میره و ازش دوتا پسر می مونه یکی از پسر ها مثل خودش مؤمن بود اما اون یکی یکم ناخلف بود تو تبریز کسی نمونده بود که از دست این به ستوه نیاد؛ نوشتن که وقتی یه عده از مردم می خواستن برن مشهد این پسر نا خلاف میگه منم می خوام برم مشهد منم ببرین یکی از اونور میگه فلانی تو کجا و مشهد کجا؟ به کدوم عملت؟ به کدوم نیتت؟ به کدوم سخنت؟ به کدوم عقیدت می خوای بری مشهد؟ میگه شما ببرین دیگه حالا چی کار به من دارین! ولی اونا نمی برن. چون با اسب و قاطر می رفتن و سرعتشون زیاد نبود این پسره هم افتاده بود دنبالشون اونا هرجا می رفتن اینم می رفت. تا نیشابور پشت سر اونا یواشکی راه می رفت تا به نیشابور می رسن مریض می شه و می میره. اون برادری که نذاشته بود پسره بیاد دلش به رحم میاد و میگه تا اینجا اومده حیفه اینجا دفنش کنیم جسدشو بر می دارم و می برم مشهد و دور سر آقا می چرخونم و تو مشهد دفنش می کنم، جسدشو برمی دارن و می برن مشهد.

می رسن مشهد و اونجا دفنش می کنن یه مدتی می گذره و این برادر میگه خوابیدم  پسره رو تو خواب دیدم، اما با چه وضعی! دیدم تو باغ قصر مانندی نشسته و می خوره و می نوشه و خلاصه کیف می کنه، میگه تعجب کردم گفتم ای برادر برای کدوم عمل تو این باغ رو دادن کدوم نیتت؟ کدوم کار خیرت؟ تو که کاری نکرده بودی! اوناییکه تمام عمرشون رو زحمت می کشن و کار خوب انجام می دن به این مرتبه و درجه نمی رسن تو چه طور رسیدی؟

میگه رو کرد به من و گفت: ای برادر وقتی که من تو نیشابور مردم دو تا فرشته اومدن منو گرفتن و با شلاق هایی که از آتش بود منو یکسره می زدن ، انسان تا زمانیکه دفن نشده روح از بدنش خارج نمیشه و فرشته ها نمی برن و روح پیش بدن می مونه بعد از اینکه دفن شد روح رو می برن، روح من پیش بدنم موند و اونها منو آزار و اذیت می دادن. از در حرم که وارد شدیم این فرشته ها منو ول کردن و خودشون وارد نشدن  گفتن از این به بعد دیگه ما اجازه نداریم، اینجا حرم امن الهی ست. وقتی منو آوردین حرم و دور سر آقا چرخوندین  دیدم که آقا روی یه تختی نشسته و منو از هر طرف که می چرخوندین آقام روشو بر می گردوند و نگام نمی کرد وقتی منو چرخوندین سر آقا و از در حرم که خارج می شدیم دوباره دیدم اون دو تا فرشته آماده باش وایستادن دم در ومنتظر من هستن تا منو بگیرن و ببرن بعد گفتم آقا من گناه کردم، من اشتباه کردم، من جاهلی کردم، جوانی کردم بزرگواری تو کجا رفته؟ کسر شأنه برای تو که من بیام حرم تو و دست منو نگیری، منو اینجا نگهدار و نذار برم بیرون اگه برم بیرون فرشته ها منو می گیرن اینو گفتم و آقا نگام نکرد فقط یه نگاه غضبناکی کرد و به فرشته ها گفت ولش کنین بره، حالا منو ول کردن تواین باغ و حتی نمی پرسن اسمت چیه. این قدرت امامه تا حرفی بزنه انجام می شه و هدایت امام مرده حتی به مرده هم می رسه. از بعضی ها هم می تونین بپرسین که میگه رفتم مشهد از آقا فلان چیزو خواستم راهنمائیم کرد دستمو گرفت. بله این قدرت اوناست.

در آیه ای از قرآن تو سوره ی یاسین می فرماید: « وَكُلَّ شَيءٍ أَحْصَينَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» هر آن چیزی که به نظرت میاد رو ما در دل امام مبین شمارش کردیم هر چیزی که به ذهنت میاد.

در آیه ی دیگری می فرماید «وَنَزَّلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ تِبْيانًا لِكُلِّ شَيءٍ » و ای پیغمبر ما بر تو کتابی را نازل کردیم که در آن چیزهای مشخصی هست که هرچیزی که می خوای  در اون مشخصه.

و اونوقتی که در حدیث ثقلین پیامبر(ص) می فرماید که دو چیز در میان شما می گذارم که یکی از دیگری جدایی ناپذیر است و یکی قرآن و دیگری اهل بیت است، این دو تا آیه مشخصا برای ما توضیح می دهد که یکی قرآنه که هر چیزی که به نظرت بیاد در اون هست و اون یکی، در آیه ی 12 سوره ی یاسین می فرماید هر چیزی که به ذهنت بیاد در امام مبین جمع آوری کردیم. می فرمایند وقتی این آیه نازل شد حضرت پیغمبر(ص) اشاره کرد به حضرت امیر(ع) کرد وگفت این مرد همان مردی است که امام مبین است هر چیزی خواسته خداوند در وی قرار داده.

حضرت امیر و ائمه(ع) هستند که این قرآن رو برای ما تفسیر می کنن و راه های هدایت رو برای ما باز می کنن؛ قرآن یعنی هدایت، قرآن بخشی از هدایت زندگی ماست؛ نخوری، نیاشامی بدنت سالم نباشه دین هم فایده ای نداره. یه بخش از هدایت برای هدایت دنیوی ماست که زندگیت اینجوری باشه، خوردنت اینجوری باشه و... منتهی بزرگترین بخش قرآن در مورد  هدایت دل انسانه، دل انسان باید هدایت بشه، علم هم کافی نیست، انسان باید یقین داشته باشه. به فرض مثال امروز می دونم که زمین دور خورشید چرخید. یکی از آقایون می گفت که هر چی علم پیشرفت می کنه    نعوذ بالله آدم فکر می کنه قدرت خدا کم  شده آقا انسانهای قدیم نمی دونستن که زمین چه جوری دور خورشید می چرخه، ولی الان ما می دونیم که جاذبه باعث این کار می شه. یه نفر گفت: بله شما راست می گید اما جاذبه رو کی خلق کرده که باعث شده زمین دور خورشید بچرخه؟ جاذبه رو کی گذاشته؟ ساده شو بگیم این آبی که می خوریم صد و هفتاد تا ترکیب مختلف از عناصرش می شه دست آورد، اما هیچ کدوم از اون ترکیب ها برای انسان مفید نیستن همش یه نوع زهر هستند که باعث هلاکت انسان میشن. اما تنها ترکیبی که باعث حیات انسان می شه ترکیب H2O هست. آیا این رو علم گفته که اینجوری بشه؟ نه این کار خداست... علم داشت قدرت داشت به این صورت ترکیب کرده و تصادفی هم نیست. امام به این آشنا و آگاهه به همین خاطر حضرت علی(ع) می فرماید:«سلونی قبل ان تفقدونی» از من بپرسید هرآنچه را که می خواهید قبل از اینکه از دستتان بروم، هرکس از من نپرسد هر چه را می خواهد و از کس دیگری بپرسد گمراه شده.

نوشتند در روز غدیر، حضرت محمد(ص) وقتی از مکه برمی گشتند و به منطقه ی غدیر خم رسیدند آیه نازل شد که حضرت امیر(ع) را برای خود جانشین قرار بده و او را به مردم معرفی کن، وقتی به اون منطقه رسیده جمعی قبل از حضرت اونجا بودن و یه عده ای هنوز نرسیده بودن، حضرت متوقف شدند و شخصی رو فرستادن که بره و جلویی ها رو صدا کنه که بیان و همچنین اونایی که عقبند برسند، مفسر ها مقصود از این رفتار پیامبر(ص) را اینگونه گفته اند که مقصود ایشون این بود که کسایی که از من جلوتر افتاده اند هم گمراه شدند و کسایی هم که از من عقب موندند هم منحرف شدند باید پا به پای من و همراه من  و مثل من حرکت کنند کلا مطیع من باشند، نه عقب بمانند نه جلو بزنند.

و از حضرت سلمان مینویسند که حضرت سلمان زحمت کشیده بود که به اون مرتبه رسیده بود. حضرت وقتی به ایشان می فرمایند که «السلمان منّا اهل البیت » این خیلی حرف بزرگیه... حتی به اون یکی اولاد پیغمبر هم نمیگن منّا اهل بیت، میگن این سید یا سیده است از خوانواده ی پیغمبره، اما از اهل بیت نیست، اهل بیت فقط چهارده معصوم(ع) بودند. اما پیامبر(ص) می فرماید سلمان از اهل بیته! علمی که در ما هست در سلمان هم کم و بیش هست.

نوشتن که روزی حضرت سلمان با پیامبر اکرم(ص) در بیابانی راه می رفتند که پیغمبر(ص) برگشتن دیدن که در زمین جای قدم روی زمین هست ولی فقط یه جفت جای پا است که اونم قدوم مبارک خودشان بوده. فرمود ای سلمان منٍ پیغمبر راه می روم جای قدم هایم پیداست توی سلمان چه جور شده که جای قدم هات پیدا نیست؟ پرواز می کنی؟ سلمان فرمود یا رسول الله! من قدمم را جایی می ذارم که شما در آن قدم گذاشته اید، چون حتما اونجا برکتی هست...

انسان اگه بخواد موفق بشه، راهنمایی بشه، به مقام های بزرگی برسه، به یه جایی برسه، هدایت بشه، در زندگی موفق بشه، رستگار بشه باید از دامن اهل بیت(ع) بگیره وامام الانم امام زمان(ع) هستند، ایشون حجت روی زمینند، این به معنای این نیست که ما امامان قبلی رو نمی شناسیم،  هرکدوم از امامان جایگاهی دارن منتهی هر زمان برای خودش یه امامی داره و اون امام رو باید بشناسی دست اونو بگیری، الان این امام، امام زمان(ع) هست که برای من حجتهپغ اگه اونو نشناسم و قائل به اون نباشم گمراه و منحرف شدم. ان شا الله خدا برای ما توفیق بده که همه مون اماممون رو بشناسیم و معرفت پیدا کنیم نه اینکه فقط اسمشون رو بدونیم نه، معرفت به امام داشته باشیم ، اینو بفهمیم که بدون امام ما هیچیم. ان شا الله که خدا توفیقش رو از ما کم نکنه.

والسلام علیکم و برکاته.

پی نوشت ها:

1. فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ(سوره ی نحل آیه ی 69)

2. ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

3. ماهی

 

دسته بندی