سخن روز

امیرالمومنین امام علي (ع) :

درانتظارفرج باشید واز رحمت وکارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

 

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا» ( 1 )

ترجمه آیه :

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از رسول و اولوالامر خود(جانشینان پیامبر) اطاعت کنید. پس اگر درباره چیزی نزاع کردید، آن را به حکم خدا و پیامبر ارجاع دهید، اگر به خدا و قیامت ایمان دارید. این [رجوع به قرآن وسنت برای حل اختلاف] بهتر و پایانش نیکوتر است».

تفسیر آیه :

نکته ها:

1. در آیه، اطاعت از اولوالامر آمده، ولی به هنگام نزاع، مراجعه به آنان مطرح نشده است؛ بلکه تنها مرجع حلّ نزاع، خدا و رسول معرفی شده‌اند. این نشانه آن است که اگر در شناخت اولوالامر و مصداق آن نیز نزاع شد، باید به خدا و رسول مراجعه شود.اگر همه فرقه ها، قرآن و سنت را مرجع می دانستند، اختلاف‌ها حل، و وحدت و یکپارچگی حاکم می شد. «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ»

2. قرآن درباره مفسدان، مسرفان، گمراهان، جاهلان ،جباران و ... دستور «لا تطع» و « لا تتبع» می دهد. بنابراین موارد « اطیعوا» باید کسانی باشند که از اطاعتشان نهی نشده باشد واطاعتشان در تضاد با اوامر خدا و رسول نباشد؛ یعنی اولوالامر باید هم‌چون پیامبر معصوم باشند تا اطاعت از آنان، مانند اطاعت از پیامبر، لازم و بی‌چون و چرا باشد.

عصمت یعنی آن‌که انسان نه‌تنها گناه نکند، بلکه در فکر گناه هم نباشد. ما در برخی گناهان حالت عصمت داریم؛ زیرا تا کنون مرتکب نشده ایم و فکر آن را هم نکرده‌ایم؛ نظیر عریان شدن در کوچه و بازار، خودکشی یا کشتن دیگران. همان‌گونه که ما به خاطر آگاهی و علمی که به زشتی و پستی و بدعاقبتی بسیاری از گناهان داریم، هرگز به فکر انجام آن ها نیستیم، امام هم به خاطر علم ویقینی که به ناپسندی همه گناهان دارد، هرگز گرد آن نمی‌رود.

لزوم عصمت امام از خطا و نسیان نیز به جهت آن است که ما معمولا در رفتار و منش خود دچار خطا واشتباه می شویم؛ پس به یک امام معصوم نیاز داریم تا به او مراجعه کرده و حقیقت را بازشناسیم و او ما را از اشتباه حفظ کند. لذا او نباید خطاکار باشد.

3. جابر بن‌یزید جعفی می‌گوید: از جابر بن‌عبدالله انصاری شنیدم که می‌گفت: وقتی خدای تعالی بر پیامبرش این آیه را فرو فرستاد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ»، عرض کردم: «یا رسول الله! خدا و رسولش را شناخته‌ایم، اما اولوالامری که خداوند اطاعت آن ها را مقرون اطاعت خود کرده، چه کسانی هستند؟»

فرمود: «ای جابر! آن‌ها جانشینان من وائمه مسلمین پس از من هستند. اول ایشان، علی بن‌ابی طالب است و بعد از او حسن و حسین و علی بی‌الحسین و محمد بن‌علی که در تورات به «باقر» معروف است و تو ای جابر، او را خواهی دید. پس آن‌گاه که او را دیدار کردی سلام مرا به او برسان.

و پس از او، جعفر بن‌محمد و موسی بن‌جعفر و علی بن‌موسی و محمد بن‌علی و علی بن‌محمد و حسن بن‌علی، ائمه مسلمین خواهند بود و پس از حسن بن‌علی، فرزندش‌- که هم نام و هم‌کینه من است – حجت خدا در زمین و بقیت او در بین عبادش، امام مسلمین خواهد بود. او کسی است که خدای تعالی مشرق و مغرب زمین را به دست او بگشاید. او کسی است که از شیعیان و اولیائش غایب شود، غیبتی که بر عقیده به امامت او باقی نماند. مگر کسی که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده باشد». ( 2 )

4. در حدیثی دیگر، رسول اکرم پس از ذکر اسامی ائمه معصومین برای جابر، به وی فرمود: « ای جابر! آنان جانشینان و اوصیا و اولاد و عترت من هستند؛ کسی که ایشان را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده، وکسی که از آنان سرپیچی کند، مرا سرپیچی کرده، و کسی که ایشان را یا یکی از آنان را انکار کند، مرا انکار کرده است» ( 3 )

5. پیامبر اعظم درباره لزوم اطاعت از قائم آل محمد فرمود: «القائم من ولدی اسمه اسمی و کنیتی  و شمائله شمائلی و سنته سنتی یقیم الناس علی مالتی وشریعتی ویدعوهم الی کتاب ربی عزّ وجلّ من اطاعه فقد اطاعنی و من عصاه فقد عصانی ومن انکره فی غیبته فقد انکرنی ومن کذّبه فقد کذبنی و من صدّقه فقد صد‌قنی الی الله اشکو المکذبین لی فی امره والجاحدین  لقولی فی شانه و المضلین لامتی عن طریقته؛ ( 4 ) قائم از فرزندان من است. نامش نام من و کنیه‌اش کنیه من است. شمائل او، شمائل من و روش او، روش من است. مردم را بر آئین و دینم بدارد و آن ها را به کتاب پروردگارم فراخواند. کسی که او را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده، وکسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است. کسی که او را در دوران غیبتش انکار نماید مرا انکار نموده است، کسی که او را تکذیب کند، مرا تکذیب کرده، وکسی که او را تصدیق نماید، مرا تصدیق نموده است. از کسانی که گفتار مرا درباره او انکار و تکذیب می کنند و از کسانی از امتم که مردم را از طریقه او گمراه می سازند، به خداوند شکایت می برم».

6. آثار اطاعت از امام:

وفا کردن به تعهدات از سوی امام و امت، آثاری دارد که حضرت علی در نهج البلاغه آن را چین توصیف می فرماید: ( 5 )

ـ شکل گرفتن علاقه ها و تشکیل نیروها (نظاما لالفتهم)

ـ نفوذ ناپذیری و مصونیت مکتب در مقابل هرگونه خطر تحریف وبدعت والتقاط (و عزّْا لدینهم)

ـ تضعیف باطل واستحکام پایگاه حق ( وعزّ الحق بینهم)

ـ روشن شدن راه‌ های دین ( وقامت مناهج الدین)

ـ مستقّر شدن استوانه‌های عدالت ( واعتدلت معالم العدل)

ـ قرار گرفتن امور در مجاری خود ( وجرت علی اذلالها اسنن)

ـ بسته شدن راه نفوذ دشمن و بهانه گیری بد‌خواهان ( وطمعه فی بقاء الدولة و یست مطامع الاعدا)

7. اسلام مکتبی است که عقاید و سیاستش به‌ هم آمیخته است و اطاعت از رسول و اولوالامر ـ که ماری سیاسی است ـ با ایمان به خدا و قیامت ـ که ماری اعتقادی است ـ آمیخته است. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ»

8. این آیه به وظیفه مردم در برابر خدا و پیامبر اشاره می کند. باوجود سه مرجع « خدا»، « پیامبر» و « اولوالامر»، مردم هرگز در بن‌بست قرار نمی گیرند. ذکر این سه مرجع برای اطاعت از خداوند است، نه در عرض آن. در حقیقت، ازاطاعت از آن دو، شعاعی از اطاعت خداست و به فرمان خداوند، اطاعت از آن ها نیز لازم است.

9. پرسش: با وجود لزوم اطاعت از امام، حالا که امام زمان غایب است، چه باید کنیم؟

پاسخ: در زمان غیبت حضرت مهدی ما به حال خود رها نشده‌ایم؛ بلکه ملتزم به پیروی از فقها و اسلام شناسان عادل وباتقوا ـ که نواب عام آن حضرت‌اند ـ هستیم. بنابراین بر ما لازم است که در حوادث و مشکلات، گوش به فرمان حکم خدا که از طریق فقیه جامع الشرایط و عادل به ما ابلاغ می شود، باشیم.

خود امام زمان نامه دادند که در زمان غیبت من به مجتهد عادل رجوع کنید و فرمودند: « در حوادث جامعه و پیش‌آمد‌ها، به علما و دانشمندانی که علوم ما را نقل می‌کنند مراجعه کنید که من آن‌ها را به عنوان حجت در میان شما قرار دادم و خودم حجت خدا هستم». ( 6 )

البته این مجتهد خصوصیاتی دارد که امام حسن عسکری درباره آن فرموده است: « هر فقیهی که مراقب نفسش، حافظ دینش، مخالف هوای نفسش و مطیع امر مولایش می باشد، بر عوام است که از او تقلید کنند. و این شرایط، تنها شمال برخی از فقهای شیعی می‌شود، نه تمامشان». ( 7 )

پس وظیفه ما اطاعت از مجتهد عادل است. اگرچه مجتهد، امام معصوم نیست، ولی از نظر عقل واسلام، هر مسلمانی باید خودش فقیه باشد یا در گفتن برنامه‌های عبادی‌اش از فقیه کمک بگیرد. اگر فقیه راه را درست رفت و اشتباهی نکرد، دو اجر دارد و اگر هم اشتباه رفت، چون عادل بوده و خطایی عمومی انجام نداده است، باز هم به خاطر زحماتش اجر دارد.

مجتهد عادل، عصمت ندارد؛ ولی کلام او حجت دارد. همان‌گونه که پزشکان عصمت ندارند، ولی نسخه آنان برای بیمار حجت است. حتی مراجع تقلید وقتی که بیمار شوند یا نیاز به عمل جراحی دارند، تسلیم پزشکان می شوند.

منبع : پرتوی از آیه های مهدوی محسن قرائتی به کوشش حسن ملائی

پی نوشت ها :

سوره نساء، آیه 59.

کمال الدین وتمام النعة، ج1، ص 253.

همان، ص 258.

همان، ج2، ص 411.

نهج البلاغه، خطبه 216.

کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 483.

7ـ  تفسیر الامام العسکری، ص 299.

 

دیدگاه‌ها

خداقوت خیلی عالیه ... اللهم عجل لولیک الفرج

دسته بندی