• پيچيده در پس كوچه هاي دل صدايت حتي نشد باران حريف رد پايت گرچه صنوبر پيش پايت ايستاده هر بيد مجنون قامتش خم شد برايت
  • همیشه رهسپرم سوی جاده ی خورشید منم مسافر پای پیاده ی خورشید چه فرق می کند از پشت ابر هم باشد به طالبش برسد استفاده ی خورشید
  • تسبيح اشک هاي سحر بي نتيجه نيست در گـريـه ديـده ايـم اثـر بي نتيجه نيست بــاور کــنـيـد آهِ جگـر بي نتيجه نيست اين قدر باز ماندن در بي نتيجه نيست
  • ساحل چشم من از شوق به دریا زده است چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی
  • مدتی هست بیقرارم ، حیف زخمیِ تیغِ روزگارم ، حیف دومین جمعه هم رسید و هنوز نرسیده زِ راه یارم ، حیف
  • در آسمان غزل عاشقانه بال زدم به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم در انزوای خودم با تو عالمی دارم به لطف قول وغزل قید قیل و قال زدم
  • جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد
  • بخوان دعای فرج را که یار برگردد بخوان دعای فرج را که شب سحر گردد بخوان دعای فرج را اگر که می خواهی حدیث غیبت یار تو مختصر گردد
  • در دفترم هزار معما نوشته ام يعني که باز نام شما را نوشته ام خورشيد پشت ابر! ببين دفتر مرا امشب هزار مرتبه فردا نوشته ام

صفحه‌ها

دسته بندی