عنوان کتاب: نگاهی دوباره به انتظار

موضوع: مهدویت
نویسنده: م‍ج‍ی‍د ح‍ی‍دری‌‌ن‍ی‍ک‌

نشر: ت‍ه‍ران، ب‍ن‍ی‍اد ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ح‍ض‍رت‌ م‍ه‍دی‌ م‍وع‍ود‏

نوبت: 1388

تعداد صفحات: 68 صفحه
فرمت: pdf

 

 

در این کتاب نویسنده کوشیده است با نگاهی عمیق تر و دقیق تر مسئله انتظار را بررسی کرده و به شبهات و پرسش های احتمالی در این زمینه پاسخ متقن ارائه دهد. نویسنده مسئله انتظار را در سرفصل های مختلف تقسیم کرده و با نگاهی جامع و جدید آن را بررسی کرده است.

عناوین کتاب عبارتند از:

حقیقت انتظار؛ ضرورت انتظار؛ ابعاد انتظار؛ آمادگی فکری؛ آمادگی روحی؛ درک قدر؛ رفعت ذکر؛ شهادت و دیدن تمام راه؛ اطاعت و تقوا؛ ارتباط و پیوند با خدا؛ طرح و برنامه ریزی؛ ابتناء بر فقه و آگاهی؛ آمادگی در عمل؛ کتاب؛ میزان؛ توجه به عامل، جهت و اثر عمل؛ اهمیت، صعوبت و مخالفت هوس؛ اصول عملیه (برائت، استصحاب، احتیاط، تخییر)؛ مبانی انتظار؛ بحران ها؛ ساختار و ترکیب وجودی انسان و جهان متحول؛ ناتوانی مدعیان اصلاح؛ ملاقات ها و راهنمایی ها؛ بشارت ها؛ بایسته های انتظار؛ اقبال؛ شناخت؛ تجربه ی محبت و عنایت از محبوب و ضعف و محدودیت از دیگران؛ تجربه ی بن بست ها و احساس تنگناها؛ کسب آبرو از محبوب؛ میثاق؛ پناه؛ توسل؛ آمادگی؛ ره آورد انتظار؛ صبر؛ ذکر؛ اصلاح؛ امید؛ همراهی؛ بصیرت؛ پایان انتظار؛ پیروزی حتمی سپیدی بر سیاهی؛ نقش دعا در تعجیل فرج.

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

شب ها و روزها به عبادت مشغول و پیشانی ‌اش از فرط عبادت پینه بسته بود. از امام احادیث زیادی در مورد عبادت شنیده بود. وقت زیادی از روز را به عبادت می گذراند. یک روز برایش خبری آوردند. گفتند: پسرعموی حسین علیه السلام آمده. بیعت می خواهد تا در مقابل یزید شارب الخمر قیام کند. بیا به مسجد کوفه برویم.

مرد گفت: «مقابل یزید؟! امیر مومنان؟! پسر فاطمه چرا تصمیم به این کار گرفته؟! این یک فتنه است. باید آن ها را نصیحت کنیم. نباید در این فتنه داخل شویم. خدایا بندگی تو چقدر سخت است. اینان اجازه نمی دهند من به عبادت و راز و نیاز با تو بپردازم. از من دور شو. مرا به این میدان وارد نکن. من زاهد و عابد هستم باید به عبادتم بپردازم. چرا من را از جنت رضوان دور می کنی. پناه بر خدا از شیطان رانده شده.»

شهر شلوغ شده بود. همه ‌جا زمزمه "لبیک یا حسین" پیچیده بود. همه دور و بر سفیر امام زمان جمع شده بودند، خوشحال از اینکه امام زمانشان درخواست آن ها را لبیک گفته. همه کوچه‌ها زمزمه بیعت با حسین علیه السلام است. مسلم به خانه بزرگان می ‌رود. بزرگان به دیدار مسلم می ‌آیند. همه در تکاپو هستند. نگاه ها به روی مرد سنگین شده است. مرد خود را بین دو راهی می ‌بیند. عبادت یا امام ‌زمان؟!

تصمیم خودش را گرفت. از شهر بیرون می ‌رود. نمی خواهد هیچ امری مزاحم عبادتش بشود، حتی امر امام حسین علیه السلام. به مسلم سفیر عشق پشت می کند و سر به بیابان می گذارد. «بیابان جای امنی است تا من به عبادتم برسم.»

هوا گرم و سوزان است. ریگ های بیابان هر روز به این طرف و آن طرف می ‌روند، بی هدف و سردرگم. کوچک هستند و غیرقابل اعتنا. کم اهمیت و بی ارزش. «خداوندا من عبادت تو را می کنم تا کوچک نباشم، تا بی ‌ارزش نباشم. خدایا هدف من در زندگی عبادت توست...». مرد به زندگی اش در بیابان ادامه داد. فارغ از اطراف، فارغ از مسلم، فارغ از حسین علیه السلام.

بر روی سجاده نشسته بود، صدایی از دور شنید. صدای زنگوله اشتران بود. کاروانی به منزلگاه او نزدیک می شد. کاروان، تجاری نبود. کاروان، کاروانِ نور است. کاروانِ باران، کاروانِ رحمت. زنگوله های اشتران از شادی به صدا درآمده ‌اند. اربابان خود را حمل می کنند.

کاروان در حرکت است. مرد در حال عبادت است.

کاروان نزدیک می شود. مرد در حال عبادت است.

کاروان اُتراق می کند. مرد در حال عبادت است.

صدایی از پشت در به گوش می ‌رسد، اذن دخول می خواهد. مرد اذن می دهد. سفیری از جانب کاروان نزد مرد آمده و می ‌گوید: «این کاروان حسین بن علی بن ابی‌طالب علیهماالسلام است. ایشان مرا به سوی تو فرستاده و از تو دعوت کرده که به او بپیوندی.» مرد چهره در هم می کشد، می گوید: «إنا لله و إنا الیه راجعون».

چرا این جمله را گفت؟ این جمله هنگام مصیبت گفته می شود. سفیر تعجب می کند. مرد گفت: «من به خاطر فتنه از کوفه فرار کردم، فتنه به در خانه ام آمده. به اربابت حسین بگو من مشغول عبادت هستم، نمی ‌توانم عبادتم را ترک کنم.»

سفیر به نزد امام حسین علیه السلام رفت. پیغام مرد را به او رساند. امام برای مرد دلش به ‌درد آمد. طاقت نیاورد، او تشنه هدایت بندگان است. همه باید هدایت شوند، همه باید سعادتمند بشوند.

امام حسین علیه السلام پیش مرد رفت. «سلام بر مرد عابد».

«سلام بر پسر فاطمه، خوش آمدی. به منزل من نور و صفا آوردی».

حسین علیه السلام به روی او لبخند زد. مرد نگاهش را از او دزدید. امام به او گفت: «عازم کوفه هستم. مردم کوفه از من دعوت کردند تا در مقابل شرارت یزید قیام کنند. دعوت آن ‌ها را لبیک گفتم، اینجا آمدم تا تو را دعوت کنم به پسر رسول خدا بپیوندی.»

دل مرد لرزید، «پسر رسول خدا از من دعوت می کند؟! خدای من! من دعوت او را رد کرده بودم، به او پشت کرده بودم. حال، او خود به نزد من آمده. خود، از من دعوت می کند. خداوندا چرا این لحظه سخت را برای من آفریدی؟ من چه باید بکنم؟...»

رو کرد به امام حسین علیه السلام: «من مشغول عبادت هستم، نمی‌توانم آن ‌را ترک کنم. وگرنه حتماً با پسر شیر خدا همراهی می کردم.»

امام به مرد نگاه کرد. نگاهی تاسف برانگیز، درخواست خود را تکرار کرد. مرد تابِ مقاومت نداشت. گفت: «من اسب و شمشیر خودم را به شما هدیه می دهم، تا از آن در نبرد استفاده کنید.»

حسین علیه السلام آهی کشید. حجت را تمام کرده بود. برخاست و رفت.

مرد گفت: «صبر کنید. اسب و شمشیر من استثنائی است. در هر نبردی با من همراه بوده و رنگ شکست به خود ندیده است. بسیار گرانبهاست، من آن را به شما پیشکش می کنم.»

امام زمان فرمود: «اسب و شمشیرت بدون خودت ارزشی ندارد.» و رفت.

عبدالله بن حرّ جعفی همان خسران زده ایست که بعد از این اتفاقات به مدینه رفت، با پسران زبیر بیعت کرد و همراه با مصعب بن زبیر در کوفه به جنگ با مختار رفت و او را به شهادت رساند. [1]

و تو ای عزیز؛ بدان که معرفت امام، دُرِّ گرانبهائیست که به سادگی به دست نمی ‌آید. سبک زندگی انسان بر مبنایی استوار است. این انتظار گزافی است که زندگی خود را بر مبنای خاصی پیش ببری اما از آن نتیجه دیگری طلب کنی. عبدالله زندگی خود را بر مبنای عبادت بدون تفکر بنا کرد، پس انتظار بیجاییست که از او معرفتِ همراهیِ با امام را طلب کنی.

امام صادق فرموده اند: «...در زمان غیبت طولانی امام مهدی علیه السلام باطل گرایان به شک و تردید گرفتار می شوند. زراره، از یاران خاص امام گفت: اگر آن زمان را شاهد بودم چه عملی انجام دهم؟» امام صادق فرمود: ...این دعا را بخوان: «اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.» [2]

معرفت امام شناخت عمیق ایشان است و دانستن نام و نشان و نسب او برای این معرفت کفایت نمی کند. ایشان از عشق امام خود لبریز هستند و همواره در راه اطاعت او گام برمی دارند. پیامبر صلی الله علیه و آله در توصیف آن ‌ها فرموده است: «آن ها در اطاعت از امام خویش می کوشند.» [3]

سبک زیست مسلمان، بر اساس اطاعت از خداوند بنا می شود، نه اطاعت از درخواست های نفسانی. محور این اطاعت، اطاعت از ولی خداست. آنان که ولی خدا را در روز عاشورا تنها گذاشتند، از اطاعت خداوند خارج شده اند. معرفت و شناخت امام، راهکاری است برای اطاعت از ایشان. اینک تو؛ میزان پیروی از حجت خدا را در معرفتی که به ایشان داری، در خودت بسنج.

حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) همواره شیعیان خود را به آمادگی برای ظهور دعوت کرده است. آمادگی با شعار یا شمشیر حاصل نمی ‌شود. نفس و جانت را آماده ظهور امام زمانت کن.

پی نوشت:

1). برگرفته از؛ آنچه در کربلا گذشت، ترجمه نفس المهموم، تالیف حاج شیخ عباس قمی، نشر آدینه سبز، صص174- 169.
2). الغیبه نعمانی، ترجمه محمد جواد غفاری، 1376، باب10، فصل3، ح6، ص170.
3). یوم الخلاص، کامل سلیمان، انصارالحسین الثقافیه، طهران، 1991م، ص223.

وظایف جوان منتظر
با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان علیه‌السلام از این گروه سنی هستند؛ چراکه دارای ویژگی‌هایی همچون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و... هستند که تمام این‌ها در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمود می‌یابد.
حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟
وظایف اصلی و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسی قرار می‌گیرد: 1. معرفت 2. محبت 3. اطاعت 4. فعالیت.
معرفت: یکی از مسایل حیاتی و اساسی شناخت امام عصر علیه‌السلام معرفت است که مایه رشد و تعالی است:
امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی» (تحف العقول، ص171)
موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا ما باید با امام زمان خود و مسایل پیرامون او به نحو احسن آشنا شویم. شناخت درست امام،همچنین طریق معرفت واقعی به خدا می‌باشد. در دوران غیبت، شناخت امام زمان علیه‌السلام، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چراکه اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد» (کمال‌الدین، ج 2، ص 409)
محبت: محبت تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد.
اگر عاشق امام زمان علیه‌السلام بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چراکه امام زمان علیه‌السلام آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این‌طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم.
باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت، خوشنود شود؛ کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.
اطاعت: یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان علیه‌السلام را دارد باید سعی در اطاعت داشته باشد. جوانِ منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت علیهم‌السلام، مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومیدی نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است.
فعالیت: نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند. پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی علیه‌السلام در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند چون برنامه امام زمان علیه‌السلام، جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت، طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استواری را نیز در خود تقویت کند.
وظایف اجتماعی جوان در دوران غیبت: عصر غیبت عصر آمادگی برای ظهور امام زمان علیه السلام است. دورانی است که باید علاوه بر حفظ خویش، مقدمات ظهور را آماده نمود. در بعد مسایل اجتماعی و روابط مردم با یکدیگر و ساخت جامعه آرمانی برای رسیدن به ملاک و معیارهای ظهور امام زمان علیه السلام، باید بسیار تلاش نمود و رسیدن به این هدف جز با اتحاد و همدلی و كار جمعی منتظران آن حضرت محقق نخواهد شد.

پرسش : ما چه کاری می توانیم انجام بدهیم ؟ با توجه به اینکه الان همه درگیر مشغله کاری ، درسی و... هستند ، چه کار می تونیم بکنیم که خودمون رو آماده کرده باشیم ؟
پاسخ :
برای کسب آمادگی برای ظهور،لازم است به ویژگی های یاران آن حضرت آگاهی داشته باشیم تا با کسب این ویژگی ها،آماده ظهور شویم:
1.شناخت پروردگار
یاران امام مهدی(عج) از جمله كسانی هستند كه خداوند را آن گونه كه شایسته است می شناسند. حضرت علی(ع) این شناخت والای خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است:«رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخر الزمان»{بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۵۷، ص .۲۲۹}.
2- شناخت امام زمان (ع)
همچنین امام صادق (ع) فرمود:«... اعرف امامك فاذا عرفته لم یضرك؛ تقدم هذا الامر ام تاخر... فمن عرف امامه كان كمن هو فی فسطاط القائم (ع)؛ امام خویش را بشناس، پس وقتی او را شناختی پیش افتادن و یا تاخیر این امر [ظهور] آسیبی به تو نخواهد رساند... پس هر آن كس كه امام خویش را شناخت، مانندكسی است كه در خیمه قائم (ع) باشد.»{غیبت نعمانی، ص .۳۳۱}.
۳-اطاعت محض از خداوند و اولیای او
رسول گرامی اسلام(ص) در این باره فرمود:«خوشا به حال كسی كه، قائم اهل بیت را درك كند؛ حال آنكه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن [و مخالف] و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان همنشین و دوستان من و گرامی ترین امت من در نزد من هستند.»{كتاب الغیبه ، شیخ طوسی، ص۴۵۶؛ كمال الدین و تمام النعمه ، ج۱، ص.۲۸۶}.
4-احترام خالصانه
از امام صادق(ع) سؤال شد: «چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم!» آن حضرت فرمود: «آن حضرت، غیبت طولانی دارد و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتی كه به دوستانش دارد به هر كس كه حضرتش را به این لقب یاد كند نگاه محبت آمیز می كند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است كه هر بنده خاضعی در مقابل صاحب عصر خود هنگامی كه مولای بزرگوارش به سوی او بنگرد از جای برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در فرج امر مولایش را از خداوند مسئلت نماید.»{منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص ۶۴۰}.
۵ -انتظار راستین
رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده است: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عز وجل؛ برترین كارهای امت من انتظار فرج از خدای عزیز و جلیل است.»{كمال الدین و تمام النعمه، ص ۶۴۴}.
6- آمادگی برای خدمت به حضرت مهدی(عج)
امام صادق(ع) فرموده اند: «لو ادركته لخمدته ایام حیاتی: اگر او را درك كنم تمام روزهای زندگانی ام خدمتگزار او خواهم بود.»{غیبت نعمانی، ص ۲45}.
7-خودسازی و دیگر سازی
پیامبراكرم(ص) فرمود: « ای علی! بدان كه شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین، مردمی اند كه در آخرالزمان خواهند بود، پیامبر را ندیده اند و حجت (امام«ع» ) نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهی كه بر سفیدی رقم خورده است ایمان آورده اند.»{غیبت نعمانی، ج ۱، ص ۲۸۸، ح 8}.

برچسب ها: 

منتظر کسیه که آبروی امام زمانشو نبره .
ادب انتظار تنها دعا خوندن و صدا زدن یا حجت ابن الحسن نیست ، ادب انتظار یعنی باید هر لحظه فاصلمون با آقا کمتر بشه ، تمام کار هامون امام زمانی باشه ،هر لحظه آقا به زندگی مون سرک کشید از اون لحظمون خجالت نکشیم...دریغا که او همیشه با ماست ولی ما ...

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمتmp3  حجم فایل:  -1 bytes

سخنان رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت :  انتظار يعنى ترقب، يعنى مترصد يك حقيقتى كه قطعى است، بودن؛ اين معناى انتظار است. انتظار يعنى اين آينده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ يك موجود حىّ و حاضر؛ اين خيلى مسئله‌ى مهمى است.

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

حقیقت انتظار فرج چیست؟
رسول خدا فرمود :
أفضَلُ العِبادَتِ انتِظارُ الفَرَجِ .
برترين عبادت انتظار فرج است ...

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

تو رو تو گریه هام حس کرده بودم/ سره سجاده های بی قراری ...

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت متوسط با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

قرآن می گوید : یعقوب پیامبر برای یوسف پیامبر گریه کرد. یعقوب می دانست یوسفش کجاست. می دانست سالم است. می دانست در کاخ است. با اینکه پیامبر خدا بود و می دانست، باز هم گریه می کرد. ما که نمی دانیم یوسف فاطمه کجاست، چقدر باید گریه کنیم؟ ما که باید بیشتر گریه کنیم. چه کسی می داند آدرس مهدی فاطمه کجاست؟ کجاست پسر فاطمه؟ (عزیز علی ان اری الخلق و لا تری) (حجت ابن الحسن سخت است بر من همه را ببینم و تو را نبینم) اگر کسی از من بپرسه مظلوم تر از امام حسین علیه السلام کیست؟ می گویم مظلوم تر و غریب تر از امام حسین علیه السلام پسر فاطمه، مهدی زهرا، امــام زمــان عج است. دلیل هم دارم …

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دريافت با كيفيت خوب بافرمتmp3  حجم فایل:  -1 bytes

قر آن میگه یعقوب برا یوسف گریه کرد ، یعقوب میدونست یوسفش کجاست ، میدونست سالمه ، میدونست در چاهه میدونست مشکل نداره ، اون وقت ما که نمیدونیم یوسف زهرا کجاست چقدر باید ناله بزنیم.کجایی پسر فاطمه؟

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دريافت با كيفيت خوب بافرمتmp4  حجم فايل:  -1 bytes
Subscribe to RSS - آمادگی برای ظهور

دسته بندی