در کتاب «فلاح السائل» آمده است: از اذکار مهمّ در تعقیب نماز ظهر، اقتدا کردن به امام صادق علیه السلام در دعا کردن براي  حضرت مهدي صلوات اللَّه علیه است. امامی که رسول خدا حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم در روایات صحیح به امّتش بشارت او را داده است و به آنها وعده داده که آن حضرت در آخرالزمان ظهور میکند. محمّد بن رهبان دبیلی روایت کرده است: ابو علی محمّد بن حسن بن محمّد بن جمهور قمی گفت: پدرم از پدرش محمّد بن جمهور و او از احمد بن حسین سکّري و او از عبّاد بن محمّد مداینی نقل کرد که: در مدینه بر امام صادق علیه السلام وارد شدم هنگامی که از نماز ظهر فارغ شده بود، آن حضرت دستها را به سوي آسمان بلند کرده بود و میگفت: یا سامِعَ کُلِّ صَوْتٍ، یا جامِعَ (کُلِّ فَوْتٍ)، یا بارِئَ کُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ اي شنونده هر صدا؛ اي گردآورنده (هر نابود)؛ اي آفریننده هر جان و روان بعد از الْمَوْتِ، یا باعِثُ، یا وارِثُ، یا سَیِّدَ السَّادَةِ، یا إِلهَ الْآلِهَۀِ، یا مرگ؛ اي برانگیزاننده؛ اي وارث؛ اي آقا و سروَر آقایان؛ اي معبود معبودها؛ اي جَبَّارَ الْجَبابِرَةِ، یا مَلِکَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ، یا رَبَّ الْأَرْبابِ، یا مَلِکَ چیره و متسلّط بر چیره شوندگان؛ اي پادشاه دنیا و آخرت؛ اي پرورش دهنده پرورشدهندگان، اي پادشاه الْمُلُوكِ، یا بَطَّاشُ، یا ذَا الْبَطْشِ الشَّدیدِ، یا فَعَّالًا لِما یُریدُ، یا پادشاهان؛ اي بسیار سختگیر؛ اي صاحب سختگیري شدید؛ اي انجام دهنده هر چه میخواهد؛ اي مُحْصِیَ عَدَدِ الْأَنْفاسِ وَنَقْلِ الْأَقْدامِ، یا مَنِ السِّرُّ عِنْدَهُ عَلانِیَۀٌ، شمارشگر تعداد نفسها و حرکت و جابجایی قدمها؛ اي کسی که پنهان در نزد او آشکار است؛ یا مُبْدِئُ، یا مُعیدُ. أَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ عَلی خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، اي آغازگر آفرینش؛ اي باز گرداننده؛ از تو میخواهم به حقّ خودت بر بندگان برگزیده ات از میان آفریدگانت، وَبِحَقِّهِمُ الَّذي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلی نَفْسِکَ، أَنْتُ َ صلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ و به حقّی که براي ایشان بر خودت لازم کردي؛ که بر محمّد وَأَهْلِ بَیْتِهِ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ، وَأَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ السَّاعَۀَ السَّاعَۀَ و اهل بیتش درود بفرستی که سلام بر او و بر آنان باد، و در همین ساعت، در همین ساعت بر من منّت گذاشته بِفِکاكِ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ، وَأَنْجِزْ لِوَلِیِّکَ وَابْنِ نَبِیِّکَ الدَّاعی إِلَیْکَ و مرا از آتش، رها کنی؛ و براي ولیّ خودت و فرزند پیامبر خودت که دعوت کننده به سوي تو بِإِذْنِکَ، وَأَمینِکَ فی خَلْقِکَ، وَعَیْنِکَ فی عِبادِكَ، وَحُجَّتِکَ عَلی به اجازه تو و امانتدارت در میان خلق تو و چشم تو در میان بندگان تو، و حجّت تو بر خَلْقِکَ، عَلَیْهِ صَلَواتُکَ وَبَرَکاتُکَ وَعْدَهُ. أَللَّهُمَّ أَیِّدْهُ بِنَصْرِكَ، آفریدگان تو است - که درودها و برکات تو بر او باد - وعده ات را انجام بده. خداوندا؛ با یاري خودت او را تأیید کن، وَانْصُرْ عَبْدَكَ ، وَقَوِّ أَصْحابَهُ وَصَبِّرْهُمْ، وَاجْعَلْ لَهُمْ مِنْ لَدُنْکَ و بنده ات را یاري نما، و اصحابش را قوّت بخش و آنان را شکیبایی عنایت کن؛ و براي ایشان از نزد خودت سُلْطاناً نَصیراً، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَأَمْکِنْهُ مِنْ أَعْدآئِکَ وَأَعْدآءِ قدرت یاري کننده اي را قرار ده؛ و در راحتی و فرجش تعجیل کن، و او را بر دشمنانت و دشمنان رَسُولِکَ، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ. رسولت مکنت و قدرت ببخش، اي مهربانترین مهربانان. گفتم: فدایت شوم؛ آیا این طور نیست که براي خویش دعا نمودید؟ حضرت فرمود: براي نور آل محمّد علیهم السلام و پیشرو و جلودار و انتقام گیرنده از دشمنان آل محمّد به امر خدا، دعا کردم. گفتم: فدایت شوم؛ کی خروج میکند؟ حضرت فرمود: هر گاه آن که آفرینش و امور عالم در دست اوست، بخواهد. گفتم: آیا براي خروج او علامتی هست؟ حضرت فرمود: آري؛ نشانه هاي مختلفی هست. گفتم: مانند چه چیزي؟ حضرت فرمود: خروج علامت و پرچمی از شرق و پرچمی از غرب و فتنه اي که بر اهل «زوراء» سایه می افکند، و خروج مردي از فرزندان عمویم زید در یمن، و به تاراج رفتن پرده بیت الحرام، و خداوند هر چه بخواهد، انجام میدهد. در کتاب «مکیال المکارم» آمده است: از این دعا چند چیز استفاده میشود: اوّل: مستحبّ است دعا کردن در حقّ حضرت حجّت صلوات اللَّه علیه و درخواست تعجیل فرج آن حضرت بعد از نماز ظهر. دوّم: مستحبّ است بالا بردن دستها هنگام دعا براي حضرت حجّت ارواحنا فداه. سوّم: مستحبّ است شفیع گرفتن ائمّه و درخواست کردن به حقّ ایشان، قبل از طلب حاجت. چهارم: مستحبّ است حمد و ستایش خداي عزّ وجلّ در ابتداي دعا. پنجم: مستحبّ است مقدّم داشتن صلوات بر محمّد و آل محمّدعلیهم السلام بر طلب حاجت. ششم: پاك کردن روان از گناهان به وسیله استغفار و مثل آن؛ تا روان پاك و براي اجابت آماده شود. شاهد این مطلب، طلب مغفرت و رهایی از آتش است که امام علیه السلام درخواست نموده است. هفتم: منظور از ولیّ مطلق که بدون اضافه و قید باشد در گفتار ائمّه علیهم السلام و دعاي ایشان همان مولايمان صاحب الزمان ارواحنا فداه است. هشتم: مستحبّ است دعا کردن در حقّ اصحاب و یاوران حضرت. نهم: امام صلوات اللَّه علیه در هر حالی شاهد بر اعمال بندگان است، آنها و رفتارشان را مینگرد که جمله «چشم تو در میان بندگانت» به آن اشارت و دلالت دارد. دهم: یکی از القاب حضرت حجّت ارواحنا فداه نور آل محمّد علیهم السلام است؛ در روایات نیز شاهد بر آن وجود دارد؛ محقّق نوري رحمه الله بعضی از آنها را در کتابش بنام «نجم الثاقب» ذکر کرده است. یازدهم: آن حضرت ارواحنا فداه بعد از امیر مؤمنان علی علیه السلام، امام حسن و امام حسین علیهما السلام افضل و برتر از دیگر ائمّه علیهم السلام میباشد و روایات دیگري نیز آن را تأیید میکند. دوازدهم: خداوند عزّ اسمه حضرت را ذخیره فرموده و آمدنش را به تأخیر انداخته است براي انتقام گرفتن از دشمنان خودش و دشمنان رسولش؛ و روایات در این باره متواتر است. سیزدهم: زمان ظهورش از اُمور پنهانی است که مصلحت الهی چنین اقتضا کرده است؛ در این مورد هم روایات متواتر است. چهاردهم: نشانه هاي گفته شده در روایت از علایم حتمی و قطعی نیست؛ به خاطر این جمله که در آخر کلام فرموده است: «و خداوند هر چه بخواهد انجام میدهد».

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

امام صادق علیه السلام میفرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و ظهر، در روز جمعه و دیگر روزها بگوید: أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ خداوندا؛ بر محمّد و آل محمّد درود فرست و در فرج و راحتی ایشان تعجیل بفرما، نمیمیرد تا اینکه حضرت قائم مهدي (صلوات اللَّه علیه) را درك کند.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

ابن عيّاش در كتاب «مقتضب الاثر»از «نوشجان بن بود مردان» نقل كرده كه چون ايرانيان در جنگ «قادسيه» شكست خوردند، و يزدگرد از كشته شدن «رستم فرّخ‏زاد» سردار لشكرش و عدالت عرب مطلع گشت و دانست كه پنجاه هزار تن از سپاهش در نبرد با مسلمين كشته شده ‏اند.
در حالى كه با كسانش عزم فرار داشت در ايوان كاخ خود ايستاد و گفت:
هان اى ايوان! درود من بر تو باد! آگاه باش! هم اكنون از تو روى بر ميتابم تا وقتى كه من يا مردى از فرزندان من كه هنوز زمان وى نزديك نشده و موقع آمدن او فرا نرسيده است، برگرديم.
سليمان ديلمى ميگويد: خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام رسيدم و عرض كردم: قربانت گردم مقصود يزدگرد از «يا مردى از فرزندان من» چيست؟
حضرت‏ فرمود:
او مهدى صاحب الزمان است كه بفرمان خدا قيام خواهد كرد. و او ششمين فرزند من و اولاد دخترى يزدگرد است. او از فرزندان يزدگرد است و يزدگرد نيز پدر وى ميباشد. «ميدانيم كه شاه زنان دختر يزدگرد معروف به« شهربانو» مادر امام زين العابدين (ع) است».

 منبع:  مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، محمد باقر مجلسی، علی دوانی، تهران: 1378 ،صص397-398.

 سيد بن طاوس در كتاب «اقبال» از ابان بن محمد روايت كرده كه سالى حضرت صادق عليه السّلام بحج رفت و در زير ناودان خانه خدا ايستاده دعا فرمود. عبد اللَّه بن حسن در جانب راست، و حسن بن حسن در سمت چپ، و جعفر بن حسن‏ « اين سه تن فرزندان حسن مثنى پسر امام حسن مجتبى عليه السّلام ميباشند.» پشت سر آن حضرت ايستاده بودند.
در اين وقت عباد بن كثير بصرى آمد و عرض كرد: يا ابا عبد اللَّه! « ابا عبد اللَّه كنيه حضرت صادق عليه السّلام است.»حضرت در جواب وى سكوت فرمود.
عباد سه بار بدين گونه حضرت را صدا زد و پاسخى نشنيد. سپس حضرت را بنام مخاطب ساخت و گفت: يا جعفر! حضرت فرمود: يا ابا كثير! هر چه ميخواهى بگو! عرض كرد: كتابى دارم كه در آن نوشته است مردى اين خانه را بكلى منهدم خواهد كرد.
حضرت فرمود:
ابو كثير! كتاب تو دروغ ميگويد، بخدا قسم من آن مرد را ميشناسم پاهاى او زرد و ساقهاى وى مجروح، گردنش باريك، سرش بزرگ و در كنار اين ركن، (اشاره بركن يمانى فرمود) مردم را از طواف خانه خدا منع كند « مقصود دجال است». بطورى كه از دور او متفرق گردند. آنگاه خداوند براى دفع وى مردى‏ از اولاد من (و با دست اشاره بسينه خود فرمود) برانگيخته كند و او را مانند قوم عاد و ثمود و فرعون بقتل رساند.
در اين موقع عبد اللَّه بن حسن گفت: بخدا قسم ابا عبد اللَّه راست ميگويد، و بعد از او ساير اولاد امام حسن نيز فرمايش امام ششم را تصديق كردند.

 منبع: مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، محمد باقر مجلسی،تهران:1378 ،صص376-377.

 

ابراهيم كرخىّ گويد: بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم و نزد او نشسته بودم كه ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام كه نوجوانى بود درآمد و من برخاستم و او را بوسيدم و نشستم، آنگاه امام صادق عليه السّلام فرمود: اى ابراهيم! آيا مى ‏دانى كه پس از من او امام توست، بدان كه اقوامى در باره او به هلاكت افتاده و اقوام ديگرى به سعادت رسند، لعنت خدا بر قاتل او باد و خدا عذاب روحش را دو چندان كند،.
بدان كه خداى تعالى از صلب او بهترين اهل زمين در عصر خود را خارج سازد كه همنام جدّش و وارث علم و احكام و فضايل اوست و معدن امامت و رأس حكمت است، و پس از شگفتيها و كرامات مستحسنى كه از وى به ظهور رسد، جبّار بنى فلان از روى حسادت وى را خواهد كشت، و لكن خداى تعالى امرش را مى‏رساند گرچه مشركان را ناخوش آيد .
خداوند از صلب او دوازدهمين مهدى را پديد خواهد آورد و آنان را به كرامت خود مخصوص گرداند و به واسطه ايشان بارگاه قدس خويش را زينت خواهد نمود و در دار القدس خود فرود آورد، كسى كه منتظر دوازدهمين آنان باشد مانند كسى است كه شمشيرش را از غلاف بيرون كشيده و پيشاروى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از آن حضرت دفاع نمايد.
راوى گويد: در اين هنگام مردى از دوستان بنى اميّه داخل شد و سخن منقطع گرديد و من يازده بار ديگر به نزد امام صادق عليه السّلام رفتم تا از آن حضرت درخواست كنم كه كلامشان را كامل كنند و بدان توفيق نيافتم تا آنكه در سال بعد بر امام وارد شدم و او نشسته بود، فرمود: اى ابراهيم! او كسى است كه پس از سختى شديد و بلاى طويل و جزع و خوف ظاهر شده و حزن و مشقّت را از شيعيانش برطرف سازد و خوشا به حال كسى كه آن زمان را ادراك كند، اى ابراهيم! ترا بس است.
ابراهيم گويد: من هيچ گاه مسرورتر از آن زمان نبودم كه پس از شنيدن اين مژده از نزد امام صادق عليه السّلام برمى‏ گشتم.

منبع: کمال الدین،محمد بن على ابن بابويه، ترجمه  پهلوان، ج2،قم:1380،ص5-7

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

«من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لا بل كان كالضارب بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله بالسيف»

هركه منتظر اين امر باشد و بميرد مانند كسي است كه با قائم در خيمه اش باشد ،نه بلكه مانند كسي است كه پيشاروي رسول خدا صلي الله عليه و آله شمشير زده باشد.

كمال الدين ج2 باب 33 ح 11

کاری از: کارگروه مونتاژ واررثان انتظار

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت با کیفیت خوب mp3  حجم فایل:  -1 bytes

مقدمه

در خصوص زندگانی امام زمان(عج) و مقوله «مهدویت» برخی از سؤالات و شبهات مطرح می شود که فراگیر و همگانی است، چه از سوی معتقدان و چه منکران. در این نوشتار می خواهیم به پرسش هایی چون: طول عمر و فلسفه غیبت حضرت مهدی(ع) پاسخ دهیم.

یک: طول عمر

طول عمر حضرت ولیّ عصر(عج) یک حقیقت قطعی و ثابتی است که نه راهی برای انکار دارد و نه فرصتی برای تردید. این مسئله را می توان از دو منظر مورد بررسی قرار داد.
1. مادّیون

زیست شناسان می گویند: اگر اختلال ها و آسیب هایی که به انسان می رسد و موجب کوتاهی عمر او می شود، رفع گردد، او بسیار عمر خواهد کرد. و برای این مطلب، عوامل طول عمر را بیان کرده اند؛ مانند: تغذیه مناسب[1]، خواب مناسب، آرامش روحی[2]، عامل ارث[3]، کم خوری[4]، هوای آزاد[5]، سخت کوشی[6]، سرما و منجمد ساختن[7]. هر کدام از اینها با بررسی های فراوان در مراکز پژوهشی، به اثبات رسیده و گفته شده که انسان و موجود زنده را می توان هزاران سال زنده نگاه داشت.[8] دکتر هارولد مریمن، رئیس انستیتوی تحقیقات پزشکی آمریکا، معتقد است که 197 درجه زیر صفر را می توان حیات جاودانی نامید.[9] یک کارشناس انگلیسی می گوید: به هم خوردن تعادل ذخیره آهن و مس و منیزیوم و پتاسیم و غلبه یکی از آنها بر دیگری، موجب فرارسیدن مرگ می شود و به تعبیر سعدی: «چون یکی زین چهار شد غالب، جان شیرین بر آرد از قالب».[10]

لذا دانشمندان زیست شناس با تلاشی بی نظیر به مبارزه با مرگ برخواسته، می گویند: می توان مرگ را یک بیماری دانست و لزومی ندارد که این بیماری کشنده باشد. آنها می گویند: آنچه امروز سبب مرگ می شود، انواع بیماری ها است که تا کنون پزشکان و زیست شناسان به شناختن 45 هزار نوع آن موفق شده اند و در صدد معالجه آنها برآمده اند.[11] آزمایش های مکرر الکسیس کارل، در ژانویه 1912م. ثابت کرده است که اگر مواد غذایی لازم و تمام احتیاجات یک موجود زنده به او برسد، گذشت زمان کوچک ترین اثر پیری در او به وجود نخواهد آورد.[12] گروهی از زیست شناسان با تلاش های شبانه روزی خود کتاب های ارزنده ای را تهیه کرده و در زمینه دستیابی به طول عمر، مباحثی ارائه کرده اند که چند نمونه از این کتاب ها را نام می بریم: 1. امید به یک زندگی نوین، پروفسور شبش فرانسوی؛ 2. جاودانیت، تاتان دارنیک ؛ 3. دانش طولانی کردن عمر، گوفلاند روسی.

2. پیروان ادیان آسمانی
الف) مسلمانان

مسلمانان اعم از شیعه و سنی در باره طول عمر، مباحث قرآنی و روایی و تاریخی را بیان کرده اند.

قرآن: در قرآن کریم آیاتی هست که عمر طولانی در امت های پیشین را خبر می دهد؛ مانند آیه ای که می فرماید: «ما آنها و پدرانشان را از متاع دنیوی برخوردار ساختیم تا از عمر طولانی بهره مند شدند».[13]

در جای دیگر، قرآن نه تنها از عمر طولانی بلکه از امکان عمر جاویدان خبر می دهد؛ آنجا که می فرماید:

«اگر او (یونس) در شکم ماهی تسبیح نمی گفت، تا روز رستاخیز در شکم ماهی باقی می ماند».[14]

همچنین درباره حضرت نوح می فرماید: «او را به سوی قومش فرستادیم. پس 950 سال در میان آنها درنگ کرد».[15]

البته بر اساس روایات، عمر ایشان 2500 سال بوده است که 950 سال آن را برای تبلیغ امت خویش صرف کرده است.

روایات: امام حسن(ع) در پاسخ به گروهی که به صلح آن حضرت اعتراض داشتند، به داستان حضرت خضر و موسی اشاره می کند، سپس در ذیل حدیث درباره ولایت و غیبت و طول عمر حضرت مهدی(ع) سخن می گوید:

«آن حضرت، نهمین فرزند برادرم حسین(ع) و فرزند بهترین کنیزان است. خداوند عمر او را در غیبت طولانی قرار داده است».[16]

احادیثی وجود دارد که بر اساس عقیده برادران اهل سنت، حضرت ادریس نیز زنده و در آسمان هاست. علاوه بر احادیث به آیه شریفه: )وَ رَفَعْناهُ مَکانًا عَلِیّا (؛ «ما او را به جایگاه بس بلند بالا بردیم» نیز استناد می کنند.[17]

احادیث فراوان دیگری از طریق شیعه و سنی دلالت می کنند بر اینکه دجّال در عصر رسول اکرم(ص) زنده بود و تا ظهور حضرت ولیّ عصر(ع) زنده خواهد ماند و به دست حضرت کشته خواهد شد.[18]

ب) تاریخ بشریّت: در طول تاریخ، افراد بسیاری بوده اند که عمر های طولانی کرده اند که نمونه هایی را بیان می کنیم: لقمان حکیم 3500 سال؛ ضحّاک دوم هزار سال؛ ریان پدر عزیز مصر 1700سال.[19]

کسانی هم در عصر کنونی بوده اند که عمرهای طولانی داشته اند: سید علی کوتاهی 185 سال؛ شیخ علی بن عبدالله، حکمران سابق قطر 150 سال؛ عباس طاهری 131 سال.[20]

دو: فلسفه غیبت

فلسفه غیبت حضرت ولیّ عصر(ع) به طور کامل برای ما معلوم نیست، ولی گاه در روایات به مواردی از حکمت های آن اشاره شده که ذیلاً بیان می شود و دیگر حکمت ها بعد از ظهور آشکار خواهد شد؛ چنان که علت کارهای حضرت خضر برای حضرت موسی معلوم نشد، مگر به هنگام مفارقت آنها از یکدیگر.
1. ترس از کشته شدن

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «لا بُدَّ لِلْغُلامِ مِنْ غَیْبَةٍ»

فَقِیلَ لَهُ: وَلمَ یا رَسوُلَ الله؟ قال: «یَخافُ القَتْلَ».[21]

البته در اینجا ترس فردی نیست، بلکه ترس از این است که زمین خالی از حجت الهی شود. بعضی می گویند: مگر خدا قدرت حفظ امام را ندارد؟ می گوییم: خداوند بر همه کارها احاطه دارد، ولی می خواهد امور هستی بر طبق اسباب و از مجرای عادی انجام گیرد و اگر برخلاف این باشد، دنیا دار تکلیف و اختیار و امتحان نخواهد بود.[22]
2. مصونیت از بیعت با ستمکاران

حضرت ولیّ عصر (عج) پیش از رسیدن وقت ظهور و مأمور شدن به قیام، ناچار نمی شود که مانند پدران بزرگوارش از راه تقیه با خلفای وقت بیعت کند. امام حسن(ع) می فرماید:

«إن اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُخْفی وِلادَتَهُ و یُغَیِّبُ شَخصَهُ ، لئَلاّیَکوُنَ لأحَدٍ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إذا خَرَجَ؛[23] خدای تبارک و تعالی ولادت او را مخفی می کند و شخص او را از دیده ها پنهان می سازد تا هنگامی که ظهور می کند، در گردن او بیعت با کسی نباشد».
3. جداسازی مؤمنان واقعی

امام صادق(ع) پس از بیان تأخیر فراوان کیفر قوم نوح(ع) می فرماید: «غیبت قائم(ع) به طول می انجامد تا حق روشن گردد و ایمان محض از تیرگی پاک شود و از شیعیان هر کس سرشت ناپاک دارد و بیم آن هست که اگر از امکانات وسیع و امن و امان گسترده در عهد قائم(عج) آگاه شود،منافقانه رفتار کند، با ارتداد آنها خالص و ناخالص از یکدیگر جدا شود».[24]
4. آماده شدن اوضاع جهان

یکی از حکمت های غیبت، آمادگی فکری بشر برای ظهور آن حضرت است؛ زیرا روش و سیره آن حضرت، رعایت امور ظاهری و حکم به ظواهر نیست، بلکه او بر اساس واقعیات و بدون تقیه و مسامحه، به احقاق حقوق، ردّ مظالم، برقراری عدالت واقعی و اجرای تمام احکام اسلامی می پردازد.[25]
سه: امامت در کودکی

باید توجه داشت که هر کسی قابلیت و استعداد احراز مقام نبوت و امامت را ندارد، بلکه باید در مرتبه اعلای انسانیت قرار گیرد تا لیاقت ارتباط با عوالم غیب و دریافت علوم و ضبط آنها را داشته باشد. رسیدن به چنین شایستگی و لیاقتی، گاهی باید با طی مراحل دشوار سیر و سلوک باشد، اما گاهی این استعداد و امتیاز، ذاتی است. خداوند به سبب همین شایستگی ذاتی امامان معصوم که به آنان اعطا فرموده، گاه در سنین کودکی به آنان مقام امامت را داده است. چنان که حضرت عیسی(ع) در گهواره با مردم سخن می گوید و خود را پیامبری معرفی می کند که دارای کتاب است. در سوره مریم، آیه 29 و آیات دیگر اشاره شده که حضرت عیسی(ع) از همان ایام کودکی به مقام رسالت رسیده است.[26]

حضرت امام جواد(ع) نیز در هنگام شهادت پدر، نُه یا هفت ساله بود و به این جهت، امامتش مورد تردید برخی از شیعیان واقع شد. اما وقتی آن حضرت به سؤالات فراوانی پاسخ گفت، این تردید ها برطرف شد.[27]

امام هادی(ع) نیز شش سال و پنج ماه از سن شریفش گذشته بود که به امامت رسید.[28]

در میان اطفال عادی هم گاهی افراد نادری دیده می شوند که از حیث استعداد و حافظه، نابغه عصر خویش بودند و قوای ادراکی آنان برتر از مردان چهل ساله بوده است. در این زمینه به نمونه های فراوانی می توان اشاره داشت.

فاضل هندی، تمام علوم معقول و منقول را قبل از سیزده سالگی تکمیل کرده بود و قبل از دوازده سالگی به تصنیف کتاب پرداخت.[29]

توماس یونگ، از دانشمندان انگلیسی، در کودکی اعجوبه عصر خود به شمار می رفت. از دو سالگی خواندن را آموخت و در هشت سالگی به تنهایی به آموختن ریاضیات پرداخت.

سید محمد حسین طباطبایی، در سه سالگی حافظ کل قرآن و نهج البلاغه همراه با مفاهیم گردید.

در پایان این قسمت، به حدیثی از امام باقر(ع) اشاره می کنیم که می فرماید: «صاحِبُ هذا الأمْرِ اَصْغَرُنا سِنّاً و أخْمَلُنا شَخصاً؛[30] سن حضرت صاحب الامر از تمام ما کمتر و نیز گمنام تر است».

پی نوشت ها:

1 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، سید محمد کاظم قزوینی، ص63.

2 . همان، ص60.

3 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص28.

4 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص65.

5 . همان، ص65.

6 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج2، ص217.

7 . مجله دانشمند، سلسله مقالات رابرت نیلسون، سال ششم، ش12، بهمن 47 تا مهر 48.

8 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص50 به نقل از اطلاعات، ش11881، 23دی ماه 44.

9 . همان، ص50، به نقل از اطلاعات، ش11881، 23 دی44.

10 . سالنامه شهرت، س1342، ص289.

11 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج2، س222.

12 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم وادیان، ص22، به نقل از مجله المقنطف سال 59، ش3، ص240.

13 . انبیا/44.

14 . صافات/144.

15 . عنکبوت/14.

16 . کمال الدین، ج1، ص315، باب 29، ح2؛ بحارالانوار، ج52، ص279، باب 24، ص12.

17 . قاموس قرآن، ج1، ص106.

18 . صحیح مسلم، ج4، ص2267، ص2240؛ عقدالدرر، ص291، 281؛ طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، سید محمد کاظم قزوینی، ص100.

19 .روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ص258.

20 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص33.

21. بحارالانوار، ج52، ص90، باب 20، علة الغیبة؛ علل الشرایع، ج1، ص243، باب علة الغیبة.

22 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص234.

23 . بحارالانوار، ج52، ص279.

24 . همان، ج51، ص222.

25 . نوید امن و امان، لطف الله صافی گلپایگانی، ص183.

26 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص188.

27 . ر.ک: اثبات الوصیه، ص166؛ دادگستر جهان، ص189.

28 . مناقب، ابن شهر آشوب، ج4، ص401.

29 . دادگستر جهان، ص191. به نقل از کتاب هدیة الاحباب، ص228.

30 . بحارالانوار، ج51، ص38؛ سیمای آفتاب، ص96، حبیب الله طاهری.

مسئله غیبت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف از زمان پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام وجود داشته؛ به گونه ای که این حضرات به کرات و در فرصتهای مناسب و مقتضی، اصحاب و یاران خویش را از غیبت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف آگاه نموده و وقوع این امر را خبر داده اند. چنانچه امیر المومنین علی علیه السلام در این خصوص فرموده اند: «مهدی از مردم غائب و پنهان می گردد, و افراد نادان و جاهل خواهند گفت: که خداوند احتیاجی به آل محمد ندارد"».[1]
چندگونگیِ غیبت
آنچه از مضمون روایات معصومین علیهم السلام پیرامون مسئله ی غیبت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف حاصل می گردد حاکی از چند مطلب عمده می باشد:
1- دو گونه بودن غیبت حضرت: امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «همانا برای قائم دو غیبت است که در یکی از آن دو [به خانه و نزد خانواده اش] باز می گردد و در دیگری معلوم نیست کجاست, هر سال در مناسک حج حاضر می گردد و مردم را می بیند, در حالی که مردم او را نمی بینند»[2]
2- مدت هریک از این دو غیبت [ به لحاظ کوتاه و  طولانی بودن آن دو]: امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «همانا برای قائم دو غیبت است, یکی از آنها کوتاه مدت و دیگری درازمدت خواهد بود».[3]
3-  نحوه و چگونگی این دو غیبت: امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «همانا برای قائم دو غیبت است, یکی از آنها کوتاه مدت و دیگری درازمدت خواهد بود, در غیبت اول, مکان و محل امام را جز تعدادی از شیعیان خاص حضرت, کسی نمی داند؛ و در دیگری مکان و محل امام را جز دوستان خاص حضرت, کسی نمی داند».[4]
تفاوت غیبت صغری و غیبت کبری
غیبت صغری در اصطلاح مهدویت عبارت است از: «پنهان زیستی کوتاه مدت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف با ویژگی های خاص, از شهادت امام عسگری علیه السلام تا زمان آغاز "غیبت کبری"».
باتوجه به آنچه بیان گردید؛ پاره ای از ویژگی های «غیبت صغری» که آن را از دوره ی بعد متفاوت نمود, عبارت است از:
1- غیبت نخست از نظر زمان محدود بوده, برخلاف «غیبت کبری» که بسیار طولانی است و غیر از خداوند کسی از مدت آن آگاهی ندارد.
2- در دوران غیبت نخست, پنهان زیستی امام همه جانبه و عمومی نبود. امام اگرچه از نگاه ها پنهان بود, اما کسانی مانند نواب خاص, برخی از وکلای آن حضرت  و نیز افرادی با ویژگی های ممتاز, می توانستند با آن حضرت در تماس باشند و پرسش ها و نامه های مردم را خدمت امام ببرند و پاسخ او را به مردم برسانند, و یا به دیدار آن حضرت نائل شوند. اما در غیبت تامه (کبری) امام به طور کلی از نگاه ها پنهان است و باب مکاتبه و نامه نگاری بسته است, یعنی, بنای غیبت کبری و اقتضای آن این است که حضرت دیده نشود. البته این بدان معنا نیست که امکان ندارد دیده شود؛ بلکه ممکن است برخی افراد, حضرت را ببینند.
3- در غیبت صغری افزون بر سفیران چهارگانه, ممکن بود کسانی حضرت را ببینند و بشناسند؛ ولی در غیبت کبری کسی- جز موالیان و همراهان حضرت-  او را نمی بیند و اگر ببیند نمی شناسد. به عبارت دیگر؛ در غیبت صغری حضرت چهار نماینده داشت که آنها را به صورت معین و مشخص تعیین کرده و برگزیده بود. مهمترین وظیفه آن ها برقراری ارتباط بین امام و مردم بود. ایشان اقامتگاه و مکان حضرت را نیز می دانستند ولی در غیبت کبری چنین نیست. [5]
راه ارتباط با امام در غیبت
به طور کلی می توان اینگونه بیان نمود که در غیبت صغری, عده ای از مردم از دیدار حضرت محروم بودند, و ارتباط مردم بطور کامل با حضرت قطع نبود و به وسیله ی نواب اربعه مردم خواسته های خود را با امام مطرح می کردند, و سهم امام توسط این افراد داده می شد و مردم از حضرت, سوالات مختلفی می نمودند, که حالت «توقیع» [6] داشت: یعنی افراد معینی مابین حضرت و مردم واسطه بودند, و خواسته های مردم را کتباً به حضرت می دادند و کتباً نیز جواب می گرفتند.[7]
پی نوشت:
1. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص101, ح1
2. النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, ص175, ح15 و نیز: مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص156, ح16
3. الكلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الكافی, تصحیح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى, چاپ چهارم, تهران, دار الكتب الإسلامیة, ‏1407ه‏, ج 1,ص340, ح19
4. همان.
5. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص85 و ر.ک: طسوجی, محمد حسین, مهدی (عج) معجزه جاودان, قم, لاهیجی, چاپ اول, 1382ش, صص 91-92
6. توقیع: نامه هایی بود که مردم به حضرت می نوشتند و نواب اربعه آنها را به حضرت داده و حضرت مهدی عج با دست خط خود به آنها جواب می دادند. ر.ک: طسوجی, مهدی (عج) معجزه جاودان, پیشین, ص 92
7. طسوجی, مهدی (عج) معجزه جاودان, پیشین, صص 91-92

سیره حكومتی امام زمان (عج)
دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عج) بدون شك، والاترین و شكوفاترین و ارج مندترین، فصل تاریخ انسانیّت است. آن دوران، دورانى است كه وعده هاى خداوند درباره ى خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارث صالحان، عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرین پرچمدار عدالت و توحید، صحنه ى شكوه مندترین جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود.
در احادیث مختلف، گوشه هایى از عظمت آن دوران به تصویر كشیده شده است. ما، با استفاده از این احادیث، برخى از كارهایى را كه امام زمان (عج) براى ایجاد جامعه اى متكامل و ایده ال، انجام مى دهند، اشاره مى كنیم:
1- حاكمیّت اسلام در سراسر هستى
بعد از ظهور امام زمان(علیه السلام) عدّه اى علیه آن حضرت وارد جنگ مى شوند و سعى خواهند كرد تا از تشكیل حكومت عدل الهى بر روى زمین ـ كه وعده ى آن، از سوى انبیا و امامان(علیهم السلام) داده شده است ـ جلوگیرى كنند. امام(علیه السلام) ابتدا، آنان را به راه حق دعوت خواهد كرد و اگر قبول نكردند، با آنان وارد كارزار مى شود و هرگونه فساد و كژى را نابود خواهد كرد.
امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه ى (وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَهٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلّهِ);[1] مى فرماید: تأویل این آیه، هنوز نیامده است... پس زمانى كه تأویل آن فرا رسد، مشركان كشته مى شوند، مگر موحّد شوند و شركى باقى نماند.[2]
و در حدیث دیگرى مى فرماید: با مشركان جنگ مى كنند تا این كه موحّد شوند و شریكى براى خدا قرار ندهند. چنان (امنیتى حاصل) مى شود كه پیر زن كهنسال، از مشرق به مغرب مى رود، بدون آن كه كسى جلوى او را بگیرد.[3]
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: إذا قام القائم لایبقى أرض إلّا نودى فیها شهاده أنْ لا إله إلّا الله و أنّ محمّداً رسول الله;[4] زمانى كه قائم(علیه السلام) قیام كند، هیچ سرزمینى نمى ماند، مگر این كه نداى شهادتین (لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله) در آن طنین اندازد.
2- احیاى قرآن و معارف قرآنى
امیرالمؤمنین(علیه السلام) با اشاره به قیام حضرت مهدى (عج) مى فرماید: كأنّی أنظر الى شیعتنا بمسجد الكوفه و قد ضربوا الفساطیط یعلّمون الناس القرآن كما اُنزل;[5] گویا شیعیان ما اهل بیت(علیه السلام) را مى بینم كه در مسجد كوفه گرد آمده اند و خیمه هایى برافراشته اند و در آن ها قرآن را آن چنان كه نازل شده است، به مردم یاد مى دهند.
بنابراین، محور حركت نهضت جهانى امام مهدى، قرآن است و آن حضرت با تعلیم قرآن، آن را سرمشق زندگى انسان ها قرار خواهند داد. حضرت على(علیه السلام) در بیان احوال زمان ظهور امام مهدى (عج) مى فرماید: (امام مهدى) هواى نفس را به هدایت و رستگارى برمى گرداند، زمانى كه مردم هدایت را به هواى نفس تبدیل كرده باشند، و رأى را به قرآن برمى گرداند، زمانى كه مردم قرآن را به رأى و اندیشه مبدل كرده باشند.[6]
3- گسترش عدالت و رفع ستم
مهم ترین شاخص قیام امام مهدى (عج) كه تقریباً در اكثر روایات مربوط به آن حضرت ذكر شده است، ریشه كن ساختن ظلم و ستم و فراگیر كردن عدل و قسط در سراسر گیتى است، به گونه اى كه مى توان ادعا كرد كه جمله ى «یملأ الأرضَ قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً» كه در اكثر احادیث ذكر شده، هم تواتر لفظى دارد و هم تواتر معنوى.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: قیامت بر پا نمى شود، مگر این كه مردى از اهل بیت من كه اسمش شبیه اسم من است، حاكم شود و زمین را پر از عدل و قسط كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود.[7]
4- گرایش دوباره به اسلام حقیقى
بعد از وفات پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و واقعه ى سقیفه بنى ساعده، خلفا سعى كردند با منع نقل و تدوین احادیث پیامبر(صلى الله علیه وآله) از روشن شدن جایگاه اهل بیت(علیه السلام) ـ كه به عنوان مفسران دین اسلام و ثقل اصغر نقش هدایت جامعه را داشتند ـ جلوگیرى كنند و همین امر موجب شد تا انحرافات و گمراهى هایى كه دامن گیر سایر ادیان شده بود، در میان مسلمانان نیز شیوع یابد و برخى عناصر یهودى و مسیحى، با كمك دستگاه خلافت، اسلام را مطابق سلیقه ى خود و مناسب با منافع حاكمان توجیه و تفسیر كنند و موجب جدایى هر چه بیش تر مردم از اهل بیت(علیهم السلام) شوند. افرادى مانند تمیم دارى، وهب بن منبه، كعب الاحبار، ابوهریره، عروه بین زبیر، عبدالله بن عمر، ... با تفسیرهایى كه بیش تر با هواهاى نفسانى و خواسته هاى حاكمان مطابقت داشت از همان آغاز، موجب بروز برخى انحرافات و بعدها ایجاد فرقه هاى كلامى در زمان هاى بعد و... شدند و مردم را از چشمه ى علم اهل بیت(علیه السلام) محروم ساختند. به همین دلیل، آن گاه كه امام زمان(علیه السلام) قیام مى كند، به پیراستن دین اسلام از انحرافات و پیرایه هایى خواهد پرداخت كه از سوى منحرفان بر دین اسلام تحمیل شده است و مردم را به اسلامى كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن را ابلاغ كرده بود، دعوت خواهد كرد.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: زمانى كه حضرت قائم(علیه السلام) قیام مى كند، مردم را مجدداً به اسلام فرا مى خواند و به امرى هدایت مى كند كه فراموش شد و جمهور از آن منحرف شده اند...[8]
5- فراوان شدن نعمت هاى دنیوى
یكى از مطالب مهم كه در احادیث مربوط به امام زمان (عج) بر آن تأكید شده است، وفور نعمت هاى مادّى در زمان حكومت امام مهدى(علیه السلام) است. پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: ... یظهر الله له كنوز الأرض و معادنها; خداوند، گنج هاى زمین و معادن آن را براى امام مهدى (عج) ظاهر خواهد كرد.[9]
از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده كه فرمود: ...هنگامى كه قائم ما قیام كند، آسمان، باران خود را فرو خواهد ریخت و زمین، گیاهان خود را خواهد رویانید... به گونه اى كه زن، میان عراق و شام راه خواهد رفت و همه جا بر روى گیاه پا خواهد گذاشت... .[10]
6- عمران و آبادى
امام زمان(علیه السلام) علاوه بر هدایت دینى، اجتماعى، سیاسى، به امور دنیوى نیز رسیدگى مى كند و به عمران و آبادى شهرها و روستاها خواهد پرداخت. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: فلا یبقى فی الأرض خراب الّا عُمَّر;[11] بر روى زمین، هیچ خرابى نخواهد بود، مگر این كه آباد خواهد شد.
مفضّل از امام صادق(علیه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه قائم آل محمد(علیهم السلام) قیام كند، در پشت كوفه، مسجدى بنا خواهد كرد كه هزار در دارد و خانه هاى كوفه به نهر كربلا متصل خواهد شد.[12]
در حدیث دیگرى نقل شده كه امام مهدى(علیه السلام)راه ها را وسیع مى كند، آب هاى ناودان ها و فاضلاب ها را كه به راه هاى عمومى مى ریزد، قطع مى كند و چیزهایى را موجب راه بندان مى شوند، رفع مى كند. خلاصه، امور شهرى را سامان خواهد داد.[13]
7- تكامل علمى و عقلى مردم
امام مهدى (عج) با نهضت خود، درهاى رحمت را باز مى كند و موجب تكامل علوم و صنایع خواهد شد و علوم، چنان رشد و گسترش خواهد یافت كه همه شگفت زده خواهند شد.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: علم، بیست و هفت حرف است. تمام آن چه انبیا آورده اند، دو حرف است و مردم، تا امروز، بیش از آن دو حرف نمى شناسند. هنگامى كه قائم ما(علیه السلام)قیام كند، بیست و پنج حرف را مى آورد و بین مردم توسعه خواهد داد و به دو حرف قبلى اضافه خواهد كرد تا بیست و هفت حرف كامل شود.[14]
این حدیث، نشانه ى سرعت و شتاب زدگى و گسترش و توسعه ى علوم در میان مردم است كه به دست امام مهدى (عج) صورت خواهد گرفت، به گونه اى كه در مدّت حكومت آن حضرت، مردم، بیش از دَه برابر آن چه را از زمان خلقت تا زمان قیام آن حضرت از علم به دست آورده بودند، به دست خواهند آورد.
در روایت دیگرى امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: هنگامى كه قائم ما قیام كند، دست خود را بر روى سر بندگان خواهد گذاشت و بدین وسیله، عقل هاى آنان جمع مى شود و اخلاقشان كامل مى شود.[15]
از مجموع احادیث، استنباط مى شود كه براى انسان، در دوره ى حكومت امام مهدى (عج) تمام ایده آل ها و آرزوهاى حقّى كه دارد و ممكن است كه بر آن ها دست بیازد، تحقّق خواهد یافت و از نظر علمى، اخلاقى، اقتصادى، امنیتى، ... به كمال مطلوب خود، خواهد رسید.
[1]. انفال: 39.
[2]. بحارالأنوار، ج 52، ص 378.
[3]. همان، ج 52، ص 343.
[4]. همان، ج 52، ص 340.
[5]. همان، ج 52، ص 366.
[6]. نهج البلاغه، ترجمه و شرح علینقى فیض الاسلام، خ 138، ج 3، ص 424، مركز نشر آثار فیض الاسلام.
[7]. بحارالأنوار، ج 51، ص 81.
[8]. بحارالأنوار، ج 51، ص 30.
[9]. بحارالأنوار، ج 52، ص 323.
[10]. بحارالأنوار، ج 52، ص 322.
[11]. همان، ج 52، ص 191.
[12}همان، ج 52، ص 337.
[13]. همان، ج 52، ص 339.
[14]. بحارالأنوار، ج 52، ص 336.
[15]. همان.

ضمیمه ها:
اندیشه قم  حجم فایل:  1.22Kb

چهارمین جلسه چشمه سار معرفت با بیانات دکتر ایوبی
معارف دعاها به مراتب بیشتر از دعاها است،اهمیت و لزوم استفاده از ادعیه هایی چون صحیفه سجادیه به عنوان راهگشا در مسائل زندگی.
نه تنها خداوند متعال باب دعا و مناجات را به روي بندگان باز نموده،بلکه او اشتياق فراوان دارد که بندگان از دامن کبريايي او سؤال و درخواست نمايند.       
دعا قرآن صاعد است...(زبان آذری)

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمتmp3  حجم فایل:  -1 bytes

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - امام صادق

دسته بندی