در دنیای ما هر کسی که برای زندگی اش ارزشی قائل باشد برای خود هدفی می گذارد و برای رسیدن به آن تلاش می کند، راه های میانبر را شناسایی می کند و از هیچ تلاشی در رسیدن به هدف کوتاهی نمی کند.

خیلی ها به سراغ مطالعه کتاب هایی مرتبط با اهدافشان می روند تا از تجربیات دیگران که در آن زمینه خاص عمر گذاشته اند و تحقیق و تفحص انجام داده اند بهره می برند.

یکی می خواهد بهترین پزشک باشد، دیگری می خواهد، بهرین مهندس باشد، آن دیگری می خواهد فیلسوف یا هنرمند توانایی باشد.

دیگرانی هم هستند که هدف خیلی والاتری دارند می خواهند انسان باشند رشد کنند و به کمال برسند، این ها رسیدن به اهداف مادی مثل داشتن مال و اموال و مدرک و خانه و زندگی را آنقدر مهم نمی دانند که هدف نهایی زندگیشان باشد بلکه می کوشند در عین فراهم کردن یک رفاه نسبی برای خود و خانواده خود چشم به افق های دورتر داشته باشند و به دنبال معنویت می روند تا کمال خود را دریابند.

ما مسلمانان هم که خداوند متعال راهنما و نقشه راه به دستمان داده تا با بهره گیری از آن ها این مسیر مقدس را بپیماییم و به بیراهه نرویم، نقشه ای که به دست ما داده اند هم خواسته های مادی ما را پوشش می دهد هم نیازهای معنوی را در بهترین مجرای خود هدایت می کند و به اوج می رساند، قرآن ما نقشه راه ماست و پیامبر و امامان(علیهم السلام) ما راهنمایانی، بصیر و راه یافته به کنه حقیقت که پیچ و خم های راه کمال را به طور کامل این ها می شناسند وبس و پیروی از آن هاست که مایه توفیق ماست.

در یک برنامه خوب و موفق، اولویت بندی کارها، یک باید است، قرآن کریم ما به همراه روایات روشنگر و نورانی برای ما اولویت بندی دارند، می گویند اول باید بیای و مسیرت را مشخص کنی، خدا را می خواهی یا ضد او را، اگر خدا را می خواهی به یگانگی او اقرار کن اوامرش را بپذیر و به خواسته اش گردن نه و از پیشوایانی که برایت قرار داده در همه زمینه ها پیروی کن که او هرگز تو را بدون راهنما رها نمی کند.

می فرماید به دنبال زرق و برق دنیا نباش، به دنبال رازهای موفقیت برای پولدار شدن نباش به دنبال رازهای موفقیت برای جذابیت نباش، به دنبال رازهای موفقیت برای شهرت نباش ...
بیا و به دنبال رازهای موفقیت برای ارتباط با خدا باش، رازهای موفقیت برای کمال انسانیتت باش تا همه را به هم به چنگ آوری، اگر این رازها را پیدا کردی به جایی می رسی که به هر چه بگویی باش موجود می شود نمی خواهد به دنبالش بدوی و عمر هدر دهی و حقوق دیگران را ضایع کنی و کلاهبرداری کنی ...

اگر کسی می خواهد به این مقام والا برسد شرط دارد و شرط آن هم اطاعت از دستورات خداوند متعال است و همچنین ارتباط محکم با راهنمایی که خداوند معرفی کرده و برای دستگیری این انسان سراپا تقصیر و ضعیف قرار داده است.

رازهای ارتباط محکم و قوی با راهنمای راه بلد خداوند متعال

رهنمودهای قرآن کریم، پیامبر بزرگ ما و ائمه عزیزمان همیشه در طول تاریخ راهنمای جویندگان حق و حقیقت بوده و هست، اما این را هم می دانیم که خداوند متعال هرگز طالبانش را بدون یاور و راهنمایی که محل رجوع در هر امری باشد رها نمی کند.

و در این زمانه پر از شبهه و غبار آلود که بسیاری از خلایق در تیره و تار کردن راه حق و حقیقت تلاشی مضاعف دارند، آخرین امام ما در کنار ما حاضر و ناظر تلاش های هر چند اندک ما برای زنده کردن شعائر الهی و پاس داشتن آن ها هست و هر وقت کمک بخواهیم مستقیم و غیر مستقیم به فریادمان خواهد رسید.

و خوشا به حال کسانی که این حضور را با تمام وجود احساس می کنند و برای جلب عنایت ایشان تلاش می کنند و با ایمان کامل در انتظار ظهور پر عظمتش هستند، خوشا به حال منتظران و خوشا به حال کسانی که با امامشان در ارتباط هستند و از ایشان کمک می گیرند.

عَنْ اَبى عَبْدِاللّه ِ علیه السلام قالَ: اَقْرَبُ ما یَكُونُ الْعِبادُ اِلَى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ وَاَرْضى ما یَكُونُ عَنْهُمْ، اِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللّه  فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ، وَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَكانِهِ، وَهُمْ فى ذلِكَ یَعْلَمُونَ اَنَّهَ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللّه ِ، فَعِنْدَها فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ كُلَّ صَباحٍ وَ مَسآءٍ ؛(بحارالأنوار، ج 52، ص 145.)

امام صادق علیه السلام فرمود: نزدیک ترین حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در میان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عین حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.

خوشا به حال صابران

قالَ النّبِىُّ صلی الله علیه و آله: طُوبى لِلصّابِرینَ فى غَیْبَتِهِ، طُوبى لِلْمُتَّقینَ عَلى مُحَجَّتِهِمْ، اُوْلئِكَ وَصَفَهُمُ اللّه ُ فى كِتابِهِ فَقالَ: «وَالَّذینَ یُۆْمِنُونَ بالْغَیْبِ»وَ قالَ: «اُولئِكَ حِزْبُ اللّه ِ اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (سوره مجادله آیه 22). (بحارالأنوار، ج 52، ص 143 ) پیامبراكرم صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا به حال كسانى كه در غیبت حضرت صبور باشند و خوشا به حال كسانى كه در محبت ورزیدن در راه اهل بیت علیهم السلام استوار ماندند، خداوند آنها را در كتابش اینطور توصیف نموده است: «آنها كه به جهان غیب ایمان آوردند» آنها حزب اللّه هستند، آگاه باشید به درستى كه حزب اللّه رستگار است.

هدف ما از بیان این مقدمات این است که اینقدر از این شاخه به ان شاخه نپریم که چه باید بکنیم؟ در دنیای حیرت و سرگردانی این عمر چند روزه را به هدر ندهیم، بیاییم و یک هدف والا برای زندگیمان بگذاریم، بیاییم و با ارزشترین وجود عالم را هدف قرار دهیم و برای رسیدن به او تلاش کنیم. بیاییم و با ارزشترین کارها را برای مقدسترین هدف انجام دهیم.

و آنطور که اسلام عزیز به ما آموزش داده است بزرگترین و با ارزشترین هدف یک انسان رسیدن به خداوند متعال و معرفت کامل نسبت به اوست و این معرفت حاصل نمی شود مگر با گوشه چشمی از طرف خود او و این هم حاصل نمی شود مگر با  استمداد از واسطه فیض و رحمت او، با شناخت امام و پیشوای زمان خودمان و طلب یاری از ایشان  به بزرگترین رمز موفقیت عالم دست خواهیم یافت و اسرار غیب برای ما مکشوف خواهد شد.

اگر می خواهیم که امام زمان صدای ما را بشنود باید صدایش بزنیم از ایشان طلب یاری کنیم و با معرفت و یقین ایشان را حی و حاضر در زندگی خود و ناظر بر اعمالمان بدانیم و بخواهیم که دعایمان کنند چرا که دعای ایشان مستجاب است.

می فرمایند: « وَ أمَّا الْأئمَّةُ علیهم السلام فَإنَّهُمْ یَسْألُونَ اللّه َ تَعالى فَیَخـْلُقُ وَ یَسْـألُونـَهُ فَیـَرْزُقُ إیجاباً لِمَسْألَتِهِمْ وَ إعْظاماً لِحَقِّهِمْ.

امام مهدى علیه السلام فرمود: پیشوایان كه درود خدا بر آنان باد از خدا درخواست مى كنند پس او پدید مى آورد و آنان از او مى خواهند و او روزى مى دهد، بخاطر اجابت درخواست آنان و احترام و بزرگداشت حق آنان.( كتاب الغیبة، 178) 

امام دوازدهم شیعیان، در شرایطی به امامت رسید که سال‌های زیادی از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گذشت و پس از انحرافی که در امر جانشینی پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بلافاصله پس از رحلت ایشان، صورت گرفته بود، یازده امام پیشین همواره برای اجرای رسالت پیشوایی خویش در جامعه اسلامی‌ با شرایط سخت و پیچیده‌ای مواجه بودند. به عبارت دیگر جامعه در عصر امامان پیشین، درک و دریافت شایسته‌ای از جایگاه والای معصومان(علیهم السلام) نداشت.

بنابراین امام مهدی(علیه السلام) به عنوان «قائم آل محمد» و «آخرین ذخیره الهی»، با مردمی مواجه شد که از جهات مختلف قابلیت پذیرش ایشان و زمینه قیام الهی شان را دارا نبودند. مشکلات اساسی اجتماع در آن زمان، انحراف جامعه از عدالت اسلامی، فاصله گرفتن از ارزش‌های اسلامی، آماده نبودن برای تطبیق و پیاده کردن برنامه‌های اسلام در زندگی و فداکاری نکردن در راه آن است (1)، تا جایی که به اعتقاد برخی صاحب نظران:

«اگر امام مهدی(علیه السلام) در آن زمان ظهور می‌کرد، با آن جو تیره‌ای که وجود داشت، قطعا کشته می‌شد و به هدف خود که تسلط بر تمام جهان و گسترش عدل در آن است، نمی‌رسید، زیرا جز عده انگشت‏ شماری به طرفداری وی بر نخواسته و توده اجتماع به ندای حضرت پاسخ نمی‌داد بلکه چه بسا که به طرفداری از دولت بر می‌آمدند، در حالی که خداوند وعده داده است که ظهور حضرت در وقتی خواهد بود که افرادی نیرومند و دل‌هایی سرشار از عشق و عقل‌هایی پر، به طرفداری از حضرت به پا خیزند که بتواند با نیروی آن‌ها و نیروی خدایی بر تمام جهان مسلط شده و دادگری را در سراسر گیتی بگستراند.» (2)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در یکی از بیانات خود پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، افعال و اعمال امت اسلامی ‌را آبستن مجموعه‌ای از وقایع اجتماعی شوم در آینده می‌داند، که روند رو به انحطاطی را برای جامعه اسلامی‌ ترسیم می‌کند؛ روندی که ناگزیر به غیبت امام دوازدهم شیعیان می‌انجامد و تا ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) ادامه می‌یابد:

«أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ قنطرةٌ رَیْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَبلوا مِلاءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ رعَافاً مبِیداً هُنَالِكَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ یُعْرَفُ الْبَاطِلُونَ غب مَا أُسِّسَ الْأَوَّلُونَ ثُمَّ طِیبُوا عَنْ دُنْیَاكُمْ أَنْفُساً وَ اطْمَأَنُّوا لِلْفِتْنَةِ حاشاً وَ أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ سَطْوَةِ مُعْتَدٍ غَاشِمٍ وَ بِهَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَكُمْ زَهِیداً وَ جَمْعَكُمْ حَصِیداً فَیَا حَسْرَتَى لَكُمْ وَ أَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ عَمِیَتْ عَلَیْكُمْ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون

آگاه باشید! به جان خودم سوگند که راه اعراض و روگردانی از خیر و حقیقت و احکام اسلام (از همین اعمال مردمان، مبنی بر غصب خلافت حضرت علی(علیه السلام) و ابداع نوآوری‌ها) مهیا می شود، و به زودی نتیجه آن که ریختن خون بسیار است، ظاهر می شود در این جنگ و ستیزهایی که در آن هیچ نفع و اثری نیست، مردم توسط سموم هلاک کننده ای به سرعت می میرند، اینجاست که افراد باطل، زیان می بینند و از دیگران شناخته می شوند این ها همه نتیجه اعمال پس از رحلت رسول خداست که به ظواهر مادی دنیا دل خوش داشتند و به چند روز ریاست آن راضی شدند. حاشا! بشارت دهید آن زمان را به اختلاف و هرج و مرجی که ایجاد می گردد، و کشتار زیادی که دامنگیر امت اسلام می شود، و استبداد ستمکاران. بى‏شكّ منافع شما نابود و مزارعتان محصود و بهره شما افسوس و دریغ خواهد بود، به زودی گریبان ندامت بدرید و هیچ نمى‏دانید به كجا اندر افتادید، بى‏گمان كوركورانه در ظلمت خانه ضلالت اسیر و در چاه جهالت دستگیر گشتید، چگونه شما را ملزم كنیم به سوى راه هدایت و حال آنكه از شنیدن كلمات ما كراهت دارید؟» (3)

به نظر می‌رسد که این روایت و برخی روایات رسیده از این گونه (4) مبین سنن الهی هستند که به واسطه پیمان شکنی امت اسلامی ‌پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جامعه اسلامی‌ به جریان درآمد. به عبارت دیگر از چنین متونی می‌توان مجموعه‌ای از قوانین الهی را کشف و دریافت کرد که سیر تاریخ اسلامی را به ناگزیر به سرگردانی امت اسلامی، فاصله گرفتن ایشان از اسلام واقعی و غیبت حجت الهی از جامعه پیش می‌برد.

امام علی(علیه السلام) نیز در خطبه طالوتیه به روشنی این مساله را بیان می‌کند. بر اساس این دسته روایات اگر معصومان(علیهم السلام) زمینه تشکیل حکومت اسلامی‌ با تمام ابعادش را در جامعه می‌یافتند، زمین و آسمان برکات و خیرات را از مردم دریغ نمی‌کرد و مردم خوش و فراوان می‌خوردند و هیچ‌گاه گرفتار فقر نمی‌شدند و حق هر کس به خودش می‌رسید. ولی مردم این زمینه را فراهم نکردند، بنابراین تنگدستی بر آن‌ها چیره شد و گروهی اموال عمومی‌ را به نفع خود جمع‏ آوری کردند و حق دیگران را به ناحق خوردند، بنابراین جامعه دو قطبی شد، گروهی فقیر و گروهی ثروتمند شدند. به علاوه وقتی مردم پیشوایان حق را رها کردند، هر کسی به خلافت طمع ورزید و برای به دست آوردن آن خون‌ها ریخته شد و افراد شرور بر مسلمانان تسلط یافتند. نکته آخر آن که اگر مردم از امامان بر حق پیروی می‌کردند، در تشخیص حق و باطل دچار خطا نمی‌شدند و اسلام با تمام ابعادش در جامعه پیاده می‌شد ولی از آنجا که امت اسلامی ‌پیشوای بر حق را رها کردند و به دنبال امامان باطل حرکت کردند، در تشخیص حقیقت و ارزش‌های اسلامی‌ دچار لغزش و سرگردانی شدند و این سرگردانی تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ادامه دارد. (5)

پی نوشت ها:

1. درباره مشکلات اساسی اجتماع درآن دوره ر.ک: صدر، پژوهشی در زندگی امام مهدی (ع) و غیبت صغری (فلسفه غیبت صغری)، پیشین، ص 145
2. همان، ص 255
3. با نگاهی به کتاب امام مهدی (ع) و بانوان حریم ولایت (ع)، نشر موعود عصر، 1384
4. طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، پیشین، ج1، ص 10
5. طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، پیشین، ج2، ص 289، کلینی، الکافی، پیشین، ج8، ص 32، ح5 و ص 53، ح 16

امام مهدی علیه السلام فرمودند:
اعْلَمْ أنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ وَ بَیْنَ اَحَدٍ قَرابَةٌ، وَمَنْ‏أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى وَسَبیلُهُ سَبیلَ ابْنِ‏نُوحٍ؛
بدان که میان خداى متعال و بندگانش خویشى و قرابتى نیست، و کسى که مرا انکار کند از من نیست و راه او راه پسر نـوح است.
کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 484

 یکی از عبرت های مهم قیام امام حسین (ع) نگاه به افرادی است که از همراهی امام خود در روزهای قیام علیه ناراستی ها بازماندند. نگاه به شخصیت، فکر و عمل این گروه به عنوان نمونه ای کاربردی، دامنه همراهی با امام زمان در هر عصر را مشخص می ­کند و آفات و عواملی که مانع از همراهی با امام به ویژه در روزهای سخت می ­گردد، نمودار می­ سازد. کم نبوده اند کسانی که در طول تاریخ دم از دفاع از حق می زدند ولی در زمانه حساس امتحان جای خالی کرده ­اند و هریک به دلیلی حق را تنها گذاشته­ اند. مساله از آنجا اهمیتش در این دوران افزون می­ گردد که بدانیم امام عصر (ع) قرار است قیامی سراسری و عمومی علیه همه ناراستی ها و ستم های عالم برپا کند و در این راه به یارانی مؤمن و استوار نیاز دارد که ذره ای در فکر و عمل از امام خود فاصله نگیرند. این قیام از لحاظ وسعت و هدف، بسیار عظیم و سنگین است و به این دلیل پایداری و آمادگی فوق العاده می طلبد.
با نگاه به حوادث و وقایع سال 60 و 61 هجری به افراد و جریاناتی بر می خوریم که گرچه در صف مخالفان و دشمنان امام حسین (ع) نبودند و بر ایشان شمشیر نکشیدند، اما در زمان قیام حسینی و در آن هنگامه تنهایی امام، به یاریشان نشتافتند و ایشان را تنها گذاردند. شاید بتوان این افراد را به گروه های زیر تقسیم نمود:
1-گروهی که عدم همراهی ایشان با امام ناشی از عدم شناخت شخص و یا شخصیت امام بود. شاید بسیاری از مسلمانان آن روزگار به ویژه کسانی که از مرکز مذهبی اسلام (حجاز) دور بودند، به دلیل جهل اطلاعاتی و نیز تبلیغات مسموم اموی از جایگاه شخصی امام حسین (ع) و اهل بیت پیامبر واقف نبودند. بسیاری دیگر نیز اگرچه امام (ع) را نواده پیامبر (ص) می دانستند ولی مقام امامت و  ولایت برای ایشان قایل نبودند و ایشان را تنها در حد اهل بیت پیامبر (ص) و یکی از صحابه قبول داشتند.
2-گروهی که امام را از نظر شخصی و شخصیتی می شناختند اما دلایلی دیگر مانع از همراهی ایشان با امام بود. این افراد که برخی از خواص و شخصیت های معروف آن روزگار نیز از جمله ایشان بودند، به واسطه برخی عوامل در آن برهه حساس از یاری امام شانه خالی کردند. شاید بتوان اهم دلایل این عدم همراهی را در موارد زیر خلاصه نمود:
‌أ. عدم بصیرت (برداشت های شخصی و ناشی از عدم معرفت صحیح)؛ برخی افراد گرچه خود را پیرو و یا همراه امام (ع) می دانستند ولی هنوز به این مقام معرفت کاملی نداشتند و به همین دلیل گاهی با اجتهاد شخصی خود حکم می کردند. جالب آن است که در برخی موارد تشخیص های امام را هم زیر سوال برده و امام را تخطئه می نمودند! از جمله این افراد می توان به عبدالله بن عمر اشاره نمود.[1]
‌ب. عافیت طلبی (همراهی با امام تنها در راحتی و نه در شدتها)؛ گروهی عافیت طلب که تنها در هنگام راحتی ها امام را همراهی می نمودند و با آمدن کوچکترین گرفتاری و سختی، از امام فاصله می گرفتند تا دامنه گرفتاری ایشان را شامل نشود. عبدالله بن حر جعفی از  جمله این افراد است.[2]
‌ج.عقب ماندن از قافله (عدم تصمیم گیری صحیح در هنگامی که باید سریع تصمیم گرفت)؛ گروهی نیز بوده اند که گرچه به حقانیت امام حسین (ع) ایمان داشتند ولی در یاری امام مردد گشتند و چه بسا لحظه ای تصمیم به یاری گرفتند که زمانی باقی نمانده بود. شیعیان کوفه و کسانی که بعدها قیام توابین را شکل دادند، از جمله این افرادند.
‌د.مطامع دنیوی (مال، مقام، فرزند و ...)؛ برخی نیز که خود را در صف پیروان امام به حساب می­ آوردند ولی دنیا ایشان را به خود آلوده بود، در آن لحظات سخت به بهانه ای دنیایی از یاری امام شانه خالی کردند. شاید کلام امام حسین (ع) در مورد این دسته از مردم باشد که فرموده اند: "الناس عبيد الدنيا والدين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درت معايشهم فإذا مُحّصوا بالبلاء قل الديانون "[3] (مردم بندگان دنيايند و دين لق لقه ايست بر زبان آنان. تاهنگامي در كنار دين هستند كه زندگيشان بگذرد و آن هنگام كه با بلاء امتحان شوند، دين­داران كاهش مي­ يابند) عمرو بن قیس، هرثمه بن ابی مسلم و مالک بن نضر را می توان از جمله این گروه دانست. در میان این افراد سرگذشت ضحاک بن عبدالله که تا لحظه های آخر هم همراه امام بود ولی لیاقت جان فداکردن در راه امام حسین (ع) را نداشت، بسیار قابل تامل است.[4]
‌ه.و در آخر گروهی نیز بودند که شاید لیاقت حضور در جمع شهیدان کربلایی را نداشتند. اینان که برخی از بزرگان را نیز شامل می­ شدند، تا مدتها بعد ندای "یا لیتنی کنت معک" سر می­ دادند و بر عدم لبیک به فرزند پیامبر حسرت می خوردند ولی حسرت را چه سود ...!
با نگاهی به روایات در می یابیم بسیاری از موارد فوق در مورد مردمان عصر غیبت و هنگامه ظهور نیز جاری است. مردمان این زمان نیز چه بسا پوششی دین­مدارانه داشته باشند و دم از پیروی بزنند ولی در زمان نیاز به یاری امام نشتابند. شاید به همین دلیل باشد که آزمایش و غربال­گری یکی از مهمترین حکمت های غیبت امام عصر (ع) معرفی گردیده است، چنانکه امام صادق (ع) به زراره می فرمایند: "إِنَّ لِلْقَائِمِ غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ ... وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ غَيْرَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَجِبَ أَنْ يَمْتَحِنَ الشِّيعَةَ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ"[5] (همانا برای قائم غیبتی پیش از قیام اوست ... و هم اوست منتظر و خداوند واجب نموده که شیعیان مورد آزمایش قرار گیرند و در آن هنگام است که اهل باطل دچار شک می شوند)
مناسب است در ادامه به بررسی تطبیقی عواملی را که باعث جاماندن از حرکت اصلاحی امام و تنها گذاشتن وی می ­گردد، مورد بررسی قرار دهیم.
1-عدم معرفت شخص و شخصیت (جایگاه و مقام) امام عصر (ع) همچنان یکی از مهمترین عوامل دور بودن از کاروان مهدوی است.اینکه امام مهدی (ع) کیست و چه ویژگی هایی دارد، همراه با شناساندن مقام و جایگاه بلند مقام ولایت و امامت خصوصا به صاحبان تفکر در جوامع مختلف (پیروان ادیان مختلف و یا مذاهب دیگر اسلامی)، از جمله وظایفی است که بر عهده عالمان و مبلغان دینی است تا زمینه آشنایی و همراهی همه جوامع برای این رخداد عظیم را مهیا سازند.
2-دسته دوم شامل کسانی می شد که به رغم آشنایی با امام و مقام وی، به دلایل مختلف در هنگامه نیاز به یاری امام حاضر نمی شوند. شناخت این عوامل به خصوص برای داعیه داران پیروی امام عصر (ع) جهت تلاش برای دوری از آنها بسیار لازم و ضروری است:
‌أ.معرفت ناقص و غلط که حاصل از سطحی نگری و یا افراط و تفریط هاست، آفت بسیار مهمی است که در پیش پای منتظران و مشتاقان همراهی امام عصر (ع) وجود دارد. با نگاهی به تاریخ دوران غیبت به گروه هایی از شیعه بر می خوریم که به واسطه این ضعف به مسیرهایی  انحرافی بسیاری گام نهادند. این انحراف گاهی همچون پیروان سید علی محمد باب و حسین علی بهاء تا جایی پیش رفت که مسیر ایشان را از شیعه جدا نمود و گاهی نیز در نسخه هایی ضعیف­تر، موجب کنارنهادن و انحراف در عقاید مترقی و ظلم ستیزانه شیعه گردید تا آنجا که حاضر به مصالحه و پذیرش حکومت های جائرانه زمان شد. این ضعف معرفتی به ویژه در هنگامه ظهور بسیار خطرناک است تا آنجا که برخی به این واسطه در زمره مخالفان امام عصر (ع) در می ­آیند و حتی به روی ایشان شمشیر می کشند.[6]
‌ب. نگاه برخی شیعیان به مقوله ظهور امام عصر (ع) تنها بهره بردارانه  و منفعت طلبانه است. این دسته افراد معمولا تنها به خوشی های پس از ظهور نظر دارند و تا وقتی که عافیت و منفعت ایشان در کنار امام بودن باشد، به یاری امام می شتابند. این در حالی است که روایات بسیاری دوران غیبت و رخداد ظهور را هنگامه سختیها و ابتلائات بسیار می­ دانند و شیعیان را از این گرفتاریها آگاه و برای مقابله با آنها آماده می سازند.[7]
‌ج. ضعف تصمیم ­گیری صحیح و مناسب در هنگام ضرورت نیز ضعف دیگری است که گریبانگیر بسیاری شیعیان و حتی خواص است. شیعه حقیقی و کسی که سودای حمایت از امام زمان خویش را دارد، باید به سطحی از آمادگی درونی و بیرونی برسد که با اشارتی از امام، در مسیری که او معین می نماید، گام نهد و پای در جای او گذارد؛ چنانکه امام رضا علیه السلام می فرمایند: إِنَّمَا شِيعَتُنَا مَنْ تَابَعَنَا وَ لَمْ يُخَالِفْنَا وَ إِذَا خِفْنَا خَافَ وَ إِذَا أَمِنَّا أَمِنَ [8] (شيعيان ما كسانى هستند كه تابع ما باشند و مخالفت با ما نكنند هر گاه ما خائف باشيم آنها نيز در خوف باشند هنگام امن ما در امان باشند)
‌د.دنیاخواهی و انتخاب بهره­ های دنیایی به جای دین ­خواهی، عامل دیگری است که پای بسیاری را در یاری و دفاع از امام می­ لغزاند. دست ه­ای مقدس ­چهره ولی دنیاطلب حاضر نیستند تمام ­قد به دفاع از امام خویش بپردازند، حال آنکه بذل جان و مال شرط پیروی حقیقی است[9] و دسته­ای دیگر که مطامعی را از راهی نادرست جمع کرده ­اند، در هنگام ه­ای که امام زمان (ع) در قیام جهانی خویش علیه همه ستم ها قد علم می­ کند، منافع خویش را در معرض خطر می­ بینند و طلحه و زبیرگونه، راه مقابله را بر می­ گزینند. اینانند که راه بر امام خویش می ­بندند و در هنگامه ظهور می­ گویند: ای فرزند فاطمه از همان راهی كه آمدی برگرد، ما به تو نیازی نداریم![10]
‌ه. و اما دسته ای که لیاقت همراهی را ندارند. آری در کنار فرزند رسول خدا بودن و یاری او در قیام، لیاقتی می خواهد که هرکس را یارای رسیدن به آن نیست مگر با آمادگی حضور و بذل مال و جان و معرفتی عمیق....
کوتاه آنکه اگر مدعیان پیروی امام حسین (ع) دارای معرفتی کامل و صداقتی حقیقی بودند و همگی به عهدی که با اولیای الهی بسته بودند، وفا می کردند دیگر شاهد غربت و شهادت مظلومانه امام شهید نبودند. همین مطلب نیز در مورد امام زمان (ع) صادق است؛ چنانکه خود ایشان فرموده اند: وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا [11] (و چنانچه شيعيان ما- خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع می ‏شدند نه تنها سعادت لقاى ما از ايشان به تأخير نمی ‏افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب بديشان می ‏رسيد و اينها همه در پرتو شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت بما می ‏باشد)
«نتیجه»
قیام امام عصر (عج) اگرچه این قیام از نظر وسعت و گستردگی عالم گیر بوده و تلاشی نهایی از جبهه حق برای غلبه دائمی بر جبهه باطل است، از بسیاری جهات شبیه قیام اصلاحی امام حسین (ع) است. فرآیند تشکیل حکومت الهی توسط امام همراه با مبارزه و قیام سراسری علیه بدی هاست و عافیت طلبی، دنیاگرایی و بی بصیرتی آفاتی است که ممکن است دامنگیر داعیه داران یاری امام زمان (ع) گردد همانگونه که این عوامل باعث جاماندن و حسرت بسیاری مدعیان همراهی و پیروی از امام حسین (ع) در جریان قیام ایشان گردید.
پی نوشت ها:
[1] - برای اطلاعات بیشتر در مورد تفکر این فرد می توانید به سخنان رد و بدل شده بین وی و امام حسین ع در هنگام خروج از مدینه مراجعه نمایید (سخنان حسین بن علی، محمد صادق نجمی، دفتر انتشارات اسلامی، ص 42 )
[2] - رک شیخ مفید، الارشاد، موسسة آل البیت، ج 2، ص 81 و 82
[3] - تحف العقول:245، بحار الأنوار117:75
[4] - در بررسی شخصیتهای این نوشته از مقاله زیر استفاده شده است: "زیانکاران در حماسه کربلا"، محمد باقر پور امینی، پاسدار اسلام ، خرداد 1376، شماره 186
[5] - كمال الدين و تمام النعمة ج‏2 ص343
[6] - ر ک بحار الانوار، ج 52 / 375.
[7] - از جمله امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ هَذَا الأمرِ لایَأتِیکُم إِلّا بَعدَ یَأسٍ، لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی تَمَیَّزُوا. لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی تَمَحَّصُوا ... بحارالانوار 111:52:ح 20. - منتخب الأنوار المضیئه، ص 152 .
[8] - بحار الانوار ج 23 ص183 به نقل از تفسیر عیاشی
[9] - قال امیرالمؤمنین ع: شِيعَتَنَا يَنْصُرُونَنَا وَ ... وَ يَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِينَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا - تحف العقول عن آل الرسول ص123
[10] - الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ؛ ج‏2 ؛ ص384
[11] - الاحتجاج ج 2 ص 499 – توقیع امام زمان ع برای شیخ مفید ره

برچسب‌ها: 
احادیث مهدوی, احادیث مهدویت, احادیث امام زمان, حدیث امام زمان, احادیث امام مهدی, چهل حدیث, چهل حدیث امام زمان, چهل حدیث مهدویت

عبدالله بن عباس از پيغمبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

لن تهلك امة انا فى اولها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها .

امتى كه من در اول آنها و عيسى بن مريم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشيم، هرگز هلاك نمى شوند.

چهل حديث حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) ، كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه

احادیث مهدوی, احادیث مهدویت, احادیث امام زمان, حدیث امام زمان, احادیث امام مهدی, چهل حدیث, چهل حدیث امام زمان, چهل حدیث مهدویت

جابر بن عبدالله انصارى از حضرت پیغمبر (ص) روايت نموده كه فرمود:
ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول : الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة. 
چون اصحاب مهدى قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد، امير كنندگان به عيسى مى گويد بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است .
چهل حديث حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) ، كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه

احادیث مهدوی, احادیث مهدویت, احادیث امام زمان, حدیث امام زمان, احادیث امام مهدی, چهل حدیث, چهل حدیث امام زمان, چهل حدیث مهدویت

ابوسعيد از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:
منا الذى يصلى عيسى ابن مريم (ع) خلفه .
آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .
چهل حديث حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) ، كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه

Subscribe to RSS - امام مهدی (ع)

دسته بندی