صاحب اثر: 
کار گروه گرافیک وارثان انتظار(کاری ازخانم:ذوالفقاری)
ضمیمه ها:
دریافت فایل با کیفیت خوب و با فرمت jpg  حجم فایل:  -1 bytes
صاحب اثر: 
کار گروه گرافیک وارثان انتظار(کاری ازخانم:ذوالفقاری)
ضمیمه ها:
دریافت فایل با کیفیت خوب و با فرمت jpg  حجم فایل:  -1 bytes

نام کتاب: نشانه های ظهور او

نویسنده: محمد خادمی شیرازی

ناشر: کتاب جمکران

سال انتشار: 1395

نوبت چاپ: اول

تعداد صفحه: 244

شابک: 9789649734033

زبان کتاب:  فارسی

نوع جلد: معمولی

 

این کتاب شامل احادیثی معتبر از ائمه (علیهم السلام) در مورد نشانه های پیش از ظهور آقا می باشد که با ترجمه ای روان جمع آوری شده اند. و شامل یازده فصل ذیل می باشد:

۱- قرآن کریم و نشانه های ظهور
۲- آیا امام عصر (عج) زمان ظهورشان را می دانند؟
۳- رسول اکرم (ص) و نشانه های ظهور
۴- شب معراج و نشانه های ظهور
۵- رسول اکرم (ص) و موقعیت منتظران حضرت مهدی (عج) قبل از ظهور
۶- امام امیرالمومنین (ع) و نشانه های ظهور
۷- حضرت امام محمدباقر (ع) و نشانه های ظهور
۸- حضرت امام صادق (ع) و نشانه های ظهور
۹- حضرت امام رضا (ع) و نشانه های ظهور
۱۰- حضرت امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) و اصحاب ائمه و نشانه های ظهور
۱۱- نشانه های ظهور در کتب معتبر اهل سنت و جماعت.

 

نام کتاب: روش روشن در وظایف زمان غیبت

نویسنده: مهدی صدری

ناشر: دلیل ما

سال انتشار: 1396

نوبت چاپ: پنجم

قیمت: 8000 تومان

تعداد صفحه: 168

شابک:  ۹۷۸۹۶۴۳۹۷۸٠۶۸

زبان کتاب:  فارسی

نوع جلد: شومیز

 

این کتاب در پنج فصل به شرح وظایف شیعیان در عصرغیبت حضرت مهدی(عج) پرداخته است.

اولین فصل بیانگر برتری مومنان زمان غیبت بر سایرین است و از جمله دلایل این برتری، تحمل مشکلات و حفظ عقیده در طوفان بلاها شمرده شده است. فصل دوم به تبیین وظایف انسان در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) پرداخته و 16 اصل کلی را اعلام کرده است. آنگاه حفظ حب و بغض و الگوگیری از معصومین(ع)، انتظار فرج، رعایت تقیه و ... از مهمترین وظیفه های یک شیعه برشمرده شده است. سومین فصل بحث شناخت امام زمان(عج) را مطرح کرده و نص بر امامت حضرت و اوصاف ایشان و نشانه های معرفت به وجود نازنین مهدی فاطمه(عج) را شرح داده است. شناخت علائم ظهور از جمله خروج سفیانی، قتل نفس زکیه، صیحه آسمانی، نزول حضرت عیسی(ع) و ... در چهارمین فصل بیان شده است. آخرین فصل به وظایف نزدیک ظهور برای شیعیان پرداخته و روایاتی در باره پنهان شدن از سفیانی، یاری یمانی، رفتن به مکه، سپاسگزاری خداوند جهت درک دولت کریمه و ...آورده شده است.

این کتاب در 168 صفحه رقعی توسط حجت الاسلام مهدی صدری به رشته تحریر در آمده است.

نام کتاب: موعودشناسی و پاسخ به شبهات

نویسنده: علی اصغر رضوانی

ناشر: انتشارات مسجد مقدس جمکران

سال انتشار: 1396

نوبت چاپ: نهم

قیمت: 33750 تومان

تعداد صفحه: 720

شابک:  9789648484342

زبان کتاب:  فارسی

نوع جلد: جلد سخت

 

بحث مهدویت از بحث های ریشه دار اسلام، به ویژه مذهب اثنی عشری است. این بحث که نشان دهنده عظمت اسلام و بقا و جاودانگی احکام آن است، نه تنها در اسلام که در همه ادیان مطرح شده و مسئله نجات و منجی از مسائل اساسی ادیان در طرح آرمان های دینی بوده است. البته در ادیان غیر الهی و فرق و مکاتب غیر دینی نیز، این مقوله تحت عنوان موعود، با معرفی منجی و نشان دادن ابعاد جامعه آرمانی موعود رخ نموده است.
بحث موعود از ریشه دارترین بحث ها در طول تاریخ زندگی بشر بوده است، به طوری که کتب مقدّس و مذهبی ادیان و نیز آثار قبل و بعد از اسلام به وضوح بر اصالت آن شهادت داده اند و بالاتر اینکه اگر در طول تاریخ، شبهاتی پیرامون آن مطرح شده، خود نشان دهنده ترسیخ این مسئله در بین جوامع مختلف بوده است. تمامی ادیان و مکاتب، اقدام به ترسیم ابعاد و شاخصه های این مسئله نموده اند؛ ولی در بیان و توضیح ابعاد مختلف موعود، بحث کامل صورت نگرفته و هر یک از زاویه خاصّی به آن نگریسته اند؛ و لیکن قدر مشترک تمام دیدگاه ها، شهادت به ظهور نیک مردی دارد که جامعه پوسیده را به حیات طیبه می خواند و ابر ظلم و جهالت را کنار زده تا خورشید علم و معرفت و عدل و احسان و در یک کلمه تمامی حقیقت آشکار شود و مردم در پرتو نور فروزان آن به تعادل و رشد و لقای پروردگار نایل آیند و زمین و زمان به تعادل و قوام دست یابد.

ویژگی طرح حاضر، بررسی مسائل مهدویت از دیدگاه کلامی است و سعی شده اصول اساسی این بحث به صورت شفاف با دلایل مختلف به ویژه دلیل عقلی، ارائه و قلمرو بحث طوری ترسیم شود که زمینه تمامی شبهات پیرامون مهدویت، از بین برود. البته برای سهولت دسترسی به مباحث واستفاده اهل علم وعموم از این مباحث، به صورت سؤال وپاسخ مطرح شده تا ره‏ توشه‏ ای برای کسانی که درصدد پاسخ به سؤالات در زمینه مهدویتند، باشد.

امام راحل رحمه الله که خود شیفته و شیدای امام زمان«عج» بود و با نفس مسیحایی خویش ملتی را دلباخته آن بزرگوار کرد و نهضت اسلامی را به یاری این مردم به پیروزی رساند در یکی از پیام های خود به مناسبت نیمه شعبان ویژگی های منتظران امام زمان علیه السلام را معرفت، فداکاری، ایثار و شهادت  دانسته چنین می فرماید: «سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او، و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می شوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می کنند».

خودسازی یاران منتظر

منتظر علاوه بر خودسازی ، تربیت جسم و جان و آمادگی برای ظهور و عمل پرهیزکارانه در خدمت به دیگران و دگرسازی نیز پیشقدم است. امام خمینی که «خادم ملت» بودن را برای خود افتخار می دانست می گوید: «رهبر همه شماو همه ما وجود مبارک بقیة اللّه است باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست بیاوریم» (صحیفه ‏ی نور، ج14، ص94) «ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت بکنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور ان شاءاللّه تهیه بشود». (صحیفه نور، ج7، ص255)
تبعیت از حضرت مهدی علیه السلام

امام خمینی رحمه الله درباره لزوم تبعیت یاران حضرت می فرمایند: «آن خلیفه به حق خدا بود و شماها باید به او اقتدا بکنید. همه ما باید اقتدا بکنیم. البته هیچ کدام طاقت نداریم مثل او باشیم. لکن این قدر باشد که اگر نامه ما را بردند آن جا بگویند این ها هم شیعه هستند. این ها هم تابعند، وقتی نامه های ما را بردند پیش امام زمان... اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم». (صحیفه نور، ج 8، ص 149)
منتظرترین، مجاهدترین انسان است

پرکارترین افراد عالم هستی مجاهدان هستند به همین دلیل گفته اند که منتظر یعنی مجاهد در راه خدا. آدم هایی که در عالم دغدغه دین و دغدغه خدا را دارند، مجاهد هستند. انتظار، یک نوع عمل است چرا که بزرگان و ائمه(ع) ما برای آن تعبیر «أفضل الاعمال» را به کار برده اند، پس انتظار کار و تلاش است. بنابراین، انتظار یک تلاش هدفمند و خداگونه است. همانگونه که تلاش مجاهد خداگونه است.
تفاوت بچه های جبهه و جنگ با همه افراد در این بود و است که آنها دغدغه دین داشتند و یک فرد منتظر نیز دغدغه دین دارد. اگر گفته اند منتظر عین مجاهد است به این معناست که منتظر نیز برای دین و برای خدا دغدغه و غصه دارد. در بیان صفات یاران حضرت مهدی علیه السلام داریم که آنها مطیع محض حضرت مهدی علیه السلام هستند. ویژگی بارز یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، اطاعت پذیری است و آنها که از نائب امام دفاع کردند، مسلما آماده دفاع از شخص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز بودند و هستند.
دفاع مقدس اطاعت در یک امتحان سخت بود. اطاعت در خوردن و خوابیدن نبود، اطاعت در یک سیر و شرایط طبیعی زندگی نبود، بلکه اطاعت در یک امتحان سخت بود یعنی اطاعت در جنگیدن و رزمیدن. دفاع مقدس اطاعت از نائب امام عصر عجل الله تعالی فرجه بود و هر کس که این اطاعت را داشت و امروز نیز بر این اطاعت استوار و پابرجا مانده، خود را برای اطاعت از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه آماده می کند. در سوره مبارکه مائده آیه 54 در وصف یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه آمده است که «أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ» یاران امام زمان علیه السلام ظلم ستیز و استکبارستیزند و آنها که در روزگار دفاع مقدس رزمیدند، استکبارستیز و ظلم ستیزی خود را نشان دادند و ثابت کردند که برای ظلم ستیزی و از بین بردن اسکتبار تا مرز جان دادن نیز می روند و آماده اند.

یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه «رُحَماءُ بَینَهُم» هستند. انس آنها بالاست. یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه کینه و بغض ندارند. انس و الفت دارند «بنا یؤ لف الله بین قلوبهم» دل های آنها یک دله است. همانگونه که بسیجی میدان جنگ در اوج تیر و خمپاره و حمله به دشمن وقتی به هم سنگری خود می رسید او را می بوسید، برای سلامتی دوست خود جان می داد. در اوج عطش آب را به دیگری تعارف می کرد. یعنی در اوج مبارزه با دشمن و در اوج حالت «اشداء علی الکفار» به دوست که می رسید و «رحماء بینهم» می شد.
صفات یاران حضرت مهدی علیه السلام در 8 سال دفاع مقدس تجلی پیدا کرد و امید آن که ادامه پیدا کند. 8 سال دفاع مقدس نشان عملی جبهه منتظران بود. یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه ‌هر آنچه خواهند از خدا خواهند؛ «یَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ » در میدان جنگ نیز همه امدادها از خدا بود، همه امیدها به حضرت حق بود و «الله یُِأیِد بنصره لمن یشاء» دل ها و وجودها به امداد خدا بود که همین حالت در زمان ظهور نیز وجود دارد و همه جا یاد خدا جاری است. در فضای انتظار باید پیوند با خدا بالا باشد و همه چیز را از خدا خواست. هفته دفاع مقدس هفته انتظار است، هفته یاد یار و هفته احیای حماسه و ایثار و شهادت است و احیای این فضا یعنی احیای مهدویت. یعنی ایجاد انگیزه برای جامعه منتظر. این هفته جامعه منتظر و منتظران را به حرکت وا می دارد. در این هفته الگوی منتظران به آنها معرفی می شود و به منتظران می فهماند که منتظر واقعی چه کسانی بودند.

خلاصه سخن: ما هر چه فرهنگ جهاد و ایثار را پررنگ تر کنیم، هرچه از جبهه، شهدا، شهادت و فرهنگ دفاع مقدس بیشتر بگوییم، بیشتر و بهتر به سمت ظهور حرکت می کنیم. جوان ما برای منتظر شدن، باید با گلزار شهدا انس بگیرد. بهترین راهکار برای ایجاد جامعه منتظر سوق دادن جامعه به سوی الگوهای عملی است. الگوهایی که در عمل حرکت کردند و نشان دادند که آماده یاری هستند و وجودشان مالامال از یاری بود.

باور مهدوی و فرهنگ انتظار در طول تاریخ با اندیشه ها و برداشت های نادرست بسیاری در آمیخته شده است، اندیشه ها و برداشت هایی که به تدریج تبدیل به آسیب ها و آفت های جدی برای اساس و بنیاد اعتقاد به ظهور منجی در فرهنگ شیعه شده اند.

یکی از آسیب های مرتبط با هنگامه ظهور این است که گمان می شود «فراگیری و جهان شمولی فساد» پیش شرط ظهور است؛ چرا که برخی معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ظهور نخواهد کرد و شاید پاسخ این گروه به این پرسش که «چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در غیبت است؟» این باشد که چون هنوز مناطقی از جهان را فساد فرا نگرفته است. دلیل کسانی که معتقدند جهان شمولی فساد پیش شرط ظهور است، روایاتی است که می گویند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه زمانی ظهور می کند که جهان پر از ستم شده است، روایات فراوانی وجود دارند که درباره جهان پیش از ظهور، از تعبیر «کما ملئت ظلماً و جوراً» استفاده کرده اند، مثلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: لَوْ لَمْ  یَبْقَ  مِنَ  الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند مردی از خاندان مرا بر می انگیزد که دنیا را پر از داد می کند همچنان که پر از ستم شده است.

در صورتی که عوامل ظهور هر آن چیزی است که در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه نقش دارد و از علل ظهور آن حضرت محسوب می گردند و در باره ی آن باید گفت: هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان علیه السلام «اراده ی الهی» می باشد ولی آنچه که انسانها بعنوان زمینه سازی ظهور می توانند انجام دهند ایجاد آمادگی در خودشان می باشد؛ چون هر انقلاب و نهضتی که برای هدف معینی به وجود می آید، در صورتی پبروز است که زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد، در غیر این صورت انقلاب با شکست روبرو خواهد شد.
قیام حضرت از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی می تواند پیروز شود که شرایط آن فراهم گردد. پس آمادگی مردم از علل و عوامل مهم ظهور می باشد. یعنی عموم مردم خواستار آن حضرت باشند و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشد و به عبارت دیگر باید عوامل اختیاری و قابل تغییر غیبت آن حضرت را بر طرف نمود. بر اساس آنچه در روایات، در باره ی عوامل غیبت آمده برخی از آنها در اختیار ما نیست و قابل تغییر نمی باشد مانند: بیعت کسی بر عهده آن حضرت نباشد، محافظت ایشان از خطر کشته شدن، آزمایش الهی. روشن است که این عوامل در اختیار انسانها نیست تا بتوانند تغییر دهند. اما برخی دیگر از عوامل غیبت قابل تغییر است چنان که در برخى از توقیعات شریفه به این مسأله اشاره شده است که بى وفایى مردم و گناهان آنان زمینه ساز غیبت حضرت حجت شده است. "اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلى در وفاى به عهدى که بر ایشان است عنایت مى فرمود: مبارکى دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمى افتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتى شایسته و درست شتاب مى شد. و چیزى ما را از ایشان محبوس نکرده است مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندى است که از آن ها به ما مى رسد. (بحارالانوار، ج 53، ص 177)

مضمون این توقیع آن است که بى وفایى شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانى تر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است، پس همدلى شیعیان در وفاى به عهد [آن حضرت] مى تواند عاملى براى تعجیل در ظهور باشد. علاوه بر این مطالب باید توجه داشت که مردم در عصر غیبت، افزون بر تکالیف عمومى، در خصوص مسأله غیبت وظایفى بر دوش دارند که با انجام آنها ضمن وصول به اجر و ثواب، گام هایى نیز در زمینه ظهور برخواهند داشت، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: صبر، انتظار، دعا، انقطاع، تقوی و دوری از گناه
صبر

در روایتى امام رضا علیه السلام مى فرماید: چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را که «فارتقبوا اِنّى مژم رقیب» و این سخن او که «فانتظروا اِنّى مژم من المنتظرین- منتظر باشید من هم با شما در انتظارم» همانا فرج پس از ناامیدى مى آید و کسانى که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبیر «علیکم بالصبر» صراحت دارد، در این که وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است. البته روشن که صبر بمعنای استقامت داشتن در اعتقاد و عمل و طی نمودن خط و مکتب آن حضرت است.
انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأکید بسیار بر این امر کرده اند؛ در روایت دیگرى امام صادق علیه السلام مى فرماید: نزدیک ترین حالت بنده به خداوند و راضى ترین چیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آن ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن ها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.
دعا

 در برخى روایات عمده ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیله محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید. (الاحتجاج ج 2 ص 471)
انقطاع

این بدان معنا است که تا بشریت چشم امید به قدرت هاى غیرالهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدى جو و مهدى خواه نخواهد بود. در روایتى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که فرمود: همانا این امر (ظهور) نمى آید شما را مگر پس از ناامیدى. (بحارالانوار، ج 52، ص111) و در روایت دیگرى امام رضا علیه السلام مى فرماید: همانا فرج پس از ناامیدى مى آید و کسانى که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند (بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110)
تقوی و دوری از گناه

در احادیثی که پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه  اطهار علیهم  السلام، وظایف منتظران را معین کرده اند، همه جا سخن از تقوی، ورع، عفاف، صلاح، سداد، دوری از گناه و قرب به خداست. به عنوان نمونه، امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس خوشنود می شود که از اصحاب قائم علیه السلام باشد، پس باید منتظر باشد، و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی، پیش از ظهور حضرتش بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور آن حضرت را درک کرده است. پس (در جهت نیکی ها) بکوشید و منتظر باشید. (این انتظار) گوارا باد بر شما ای گروه رحمت شده. (بحارالانوار، 52/140، به نقل از غیبت نعمانی)
خلاصه سخن

گسترش فساد و ظلم، اگر منجر به «انظلام» -یعنی پذیرش ظلم و ستم- بشود، هیچ گاه زمینه ی قیام علیه آن نخواهد شد. بلکه تنها در صورتی مفید است که مقدمه مبارزه در جهت تحقق عدالت و نیکی باشد. بدیهی است که این مقدمه نیز هیچگاه عملی نخواهد شد، مگر زمانی که مردم، بدی ظلم را بدانند. و در برابر آن، مظاهر صلاح و تقوای فردی و اجتماعی را نیز بشناسند. و تنها راه این شناخت، دعوت مردم به سمت صلاح و تقوی است.

اصلاح صفات روحی

چرا در زندگی منتظر باید تفاوت دیده شود؟ چون او در سلوک معنوی خودش، نفسش را دشمن گرفته و می داند تا با خودخواهی هایش مبارزه نکند، به جایی نمی رسد. نظم و رعایت دقیق آداب زندگی تحصیلی و شغلی در اثر تقوایی است که دارد. حضرت امیر علیه السلام فرمودند:« وصِیكُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِی بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ» شما حسنین (علیهماالسلام) و همه فرزندان و خاندانم و هرکه این وصیتم به او می رسد را سفارش می کنم به تقوای الهی و نظم در زندگی (نهج البلاغه، نامه47) حضرت در این سفارش خمیرمایه نظم را تقوا قرار دادند و در اثر تقوا به نظم توصیه کردند. باید این تفاوت در زندگی منتظر دیده شود.
منتظر انسانی با تقواست

اساسا نام دیگر منتظر متقی است و شما هر کاری بکنید نمی توانید نام دیگری در این حد تناسب برای منتظر پیدا کنید. اینکه امام عصر صلوات الله علیه فرمودند: «... پس هیچ چیز ما را از ایشان جدا نگه نمی دارد جز اخباری که از ایشان به ما می رسد و ما را ناراحت می سازد و از ایشان انتظار نداریم» معنایی جز این ندارد. «فَما یَحْسِبُنا عَنْهُمْ إلّا ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُکْرِهُهُ وَ لا نُوثِرُهُ مِنْهُمْ»(احتجاج طبرسی،ج2،ص499) تقوا دو بعد دارد: ترک معصیت برای خدا و انجام عبادات و طاعات باز هم برای خدا و البته : «اِجتنابُ السیّئات اَولی مِن اِكتِسابِ الحَسنات» دوری از گناهان برتر است از انجام اعمال نیک (غرر الحکم، ح3514)
تناسب تقوا و انتظار

متقی وقتی می خواهد از دیگران به خاطر معشوق خود ببرد، ترک معصیت می کند و وقتی می خواهد به حضرت دوست بپیوندد اطاعت و عبادت می کند. باید تناسب دو مفهوم تقوا و انتظار برایمان جا بیفتد که کار آسانی نیست. خیلی باید فکر کرد و به خود تلقین کرد که چرا تقوا لازمه انتظار است؟ ما انتظار چه چیزی را می کشیم؟ حکومت حضرت مگر چیزی جز زمینه سازی برای سهولت تقوای مردم است؟ ظهور حضرت مگر برای مبارزه با استکبار که تورم یافته همان گناه های روزمره ماست، نیست؟ مگر می شود منتظر حضرت باشیم و به گناه علاقه داشته باشیم و به پاکی روح و تزکیه نفس بی علاقه باشیم؟
باید ربط بین تقوا و انتظار را عمیقا درک کنیم. باید هنرمندانه این حقیقت را به خود و دیگران تلقین کنیم. همین که بدانیم گناه ما ظهور را به تاخیر می اندازد، کافی نیست؟! منتظر تا آنجا که خود می تواند حرکت کند، تلاش می کند. وقتی از نفس افتاد و دیگر توان مبارزه نداشت، دست به سوی امام غائب دراز می کند و از او مدد می گیرد و البته امام ناظر او را کمک خواهد کرد. منتظر اگر اصلاح کار جهان را می خواهد، به خاطر عشق او به زیبایی هایی است که تا حد جان دادن آنها را برای خود نیز دوست دارد و برایش تلاش می کند.
آرزوی متقی شدن همه اهل زمین

در واقع اگر کسی در مسیر سلوک شخصی خود به سوی خدا به انتظار فرج برسد، زیباست. شخصی که زیبایی ها و خوبی های تقرب به خدا را چشیده است و از بس تقوا برایش دوست داشتنی شده است، تلاش می کند این تقوا و تقرب را برای همه اهل زمین به ارمغان بیاورد. این می شود منتظر.
بعضی از تقوا شروع نمی کنند تا به انتظار برسند ولی با محبت به حضرت شروع کرده اند، طبیعی است که آنها هم به تقوا می رسند. محبت به حضرت راحت تر از محبت به تقوا به دست می آید. وقتی این محبت افزایش پیدا کند، تبعات خود را به نمایش خواهد گذاشت. کافی است که بدانید کسی که با تقوا نیست مورد عنایت حضرت قرار نخواهد گرفت. دیگر نمی توانید از تقوا فاصله بگیرید. این به معنی این نیست که حضرت سلیقه ای دارند و طبق ذوق شخصی تنها افراد با تقوا را دوست دارند و لا غیر. بلکه اگر کسی با تقوا نباشد، ذاتا نمی تواند به حضرت مقرب شود و به درد حضرت بخورد. مثل اینکه اگر کسی کافر باشد استعداد ذاتی خود را برای ملاقات شیرین پروردگار از دست داده است.
معصیت کار هوس خود را بیشتر دوست دارد

کسی که عقلش را به دلیل معصیت از دست داده است، نمی تواند زیبایی های وجود حضرت را درک کند. نمی تواند حضرت را بفهمد، نمی تواند به حضرت کمک کند و حتی شاید نتواند حضرت را تحمل کند. او هوس خود را بیشتر دوست دارد. او فقط می تواند از دور به حضرت عشق بورزد و از نزدیک چه بسا دچار دلزدگی هم می شود. لذا خطرناک است که انسان بی تقوا باشد و طالب دیدار حضرت باشد. اگرچه امید داریم دیدار حضرت موجب افزایش ارادت و اطاعت بشود ولی قاعده این نیست و در بسیاری از موارد چنین اتفاقی نمی افتد!
خلاصه سخن: منتظر کسی است که در مسیر سلوک شخصی خود به سوی خدا به انتظار فرج برسد. شخصی که زیبایی ها و خوبی های تقرب به خدا را چشیده است و از بس تقوا برایش دوست داشتنی شده است، تلاش می کند این تقوا و تقرب را برای همه اهل زمین به ارمغان بیاورد. 

شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونی مشاكل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدی(علیه السلام)، اقتضا می كند كه ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشتری داشته باشند. در این باب، نكاتی چند از كلام معصومین سلام اللّه علیهم، را مرور می کنیم.
تمسك به ریسمان ولایت

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یأتی علی النّاس زمان یغیب عنهم امامهم»، زمانی بر مردم فرا رسد كه پیشوای شان غایب گردد. زراره پرسید: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود: «یتمسّكون بالأمر الذی هم علیه حتّی یتبیّن لهم»، به همان امر ولایتی كه دارند چنگ زنند، تا بر ایشان تبیین شود و در كلامی دیگر فرمود: «طوبی لشیعتنا المتمسكین بحبلنا فی غیبة قائمنا» خوشا به حال شیعیان ما ! آنان كه در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسك می جویند.
راستی در آن زمان كه امام و پیشوای مردم، در دسترس آنان نباشد و دام های شیطان برای جدا كردن آنان از ولایت اهلبیت (علیهم السلام) كه همان صراط مستقیم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسیله ای مطمئن تر از «حبل ولایت» می توان یافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگیری كند؟!
تمسك به تقوی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غیبةً فلیتّق اللّه عبدٌ و لیتمسّك بدینه».
«به یقین صاحب این امر را غیبتی هست، پس هر بنده ای باید به تقوای الهی روی آورد و به دینش چنگ زند». همین تقواست كه روشن بینی و رزق بی حساب و گشایش الهی را نصیب انسان می سازد، و همین تقواست كه در لحظه های خوف و خطر دل را آرامش می دهد، و همین تقواست كه در دوران فتنه خیز غیبت، مایه رستگاری انسان هاست.
طلب معرفت

زراره گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم اگر زمان غیبت فرزندت مهدی (علیه السلام) را درك كردم چه كنم؟ فرمود: این دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنی نفسك، فانّك إن لم تعرّفنی نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنی رسولك فانّك إن لم تعرّفنی رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنی حجّتك فانّك إن لم تعرّفنی حجّتك ضللت عن دینی».
«خدایا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نتوانم شناخت. خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پیامبرت را به من نشناسانی، حجّتت را نتوانم شناخت. خدایا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانی از دینم گمراه خواهم شد».
انتظار آگاهانه

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اقرب، ما یكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضی ما یكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم یظهر لهم و لم یعلموا مكانه و هم فی ذلك یعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لامیثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...».
«زمانی كه بندگان به خدای بزرگ نزدیك ترند و خدا از ایشان بیشتر راضی است، زمانی است كه حجت خدای تعالی از میان آنان ناپدید گردد و ظاهر نشود و آنان جایش را هم ندانند. با این همه بدانند كه حجت و میثاق خدا از بین نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشید».
فضیلت بندگان خدا در این زمان و رضایت بیشتر خداوند از آنان، بدین جهت است كه آنان بی آنكه امام خویش را ببینند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حیرتها به درخانه اش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پایبندی به تقوی و دوستی اهلبیت، میثاق الهی را نگاهبانی كرده و مرزهای عقیده را پاس می دارند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یا ابا بصیر! طوبی لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره، اولئك اولیاء اللّه الذین لاخوف علیهم و لاهم یحزنون».
«ای ابوبصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به سر می برند و در دوران ظهورش به اطاعت او روی می كنند، آنان اولیای خدا هستند كه هیچ ترس و اندوهی بر ایشان نیست».
باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غیبت» و «اطاعت در ظهور»، برای شیعیان حضرت قائم(علیه السلام)، نشان دهنده نوعی ملازمت بین این دو وصف است. به این معنا كه شیعیان منتظر در دوران غیبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش می كوشند كه اگر دوران ظهور تحقق می یافت، در زمره مطیعین حقیقی او بودند.
حزن و اندوه بر مصائب غیبت و دعا برای ظهور

سدیر صیرفی گوید: با برخی از اصحاب بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، او را نشسته بر خاك دیدیم، در حالی كه عبایی خشن با آستین كوتاه پوشیده و با قلبی سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، می گریست، رنگ چهره اش تغییر كرده و اندوه از گونه های مباركش پیدا بود و اشك هایش، لباسش را خیس كرده بود وناله می كرد: «مولای من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است!
مولای من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعه های ابدی پیوند داده، و از دست دادن یاران، یكی پس از دیگری، اجتماع و شماره ما را از بین برده، هنوز سوزش اشكی كه از چشمم می ریزد و ناله ای كه از دلم بر می خیزد با یاد بلاها و سختی های ـ دوران غیبت تو ـ پایان نیافته كه درد و رنج شدیدتر و دردناكتری در برابر دیدگانم شكل می گیرد!»
سدیر گوید: شگفت زده پرسیدیم این ماتم وگریه برای چیست؟! امام صادق(علیه السلام) آهی عمیق و سوزناك كشید و فرمود: ای وای! صبح امروز درباره ولادت و غیبت طولانی و طول عمر قائم ما و بلاهای مؤمنین در آن زمان و ایجاد شك و تردید در اثر طول غیبت و ارتداد اكثریت مردم از دین و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتی داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چیره شد.
خلاصه سخن: وقتی حال امام صادق(علیه السلام) ـ كه حدود یكصد سال قبل از آغاز دوره غیبت می زیسته است ـ چنین باشد، باید دید حال سرگشتگان دوران غیبت و دورماندگان از چشمه زلال ولایت چگونه باید باشد، بیهوده نیست كه در هر مناسبتی شادی آفرین یا غمبار، سفارش به قرائت دعای ندبه شده ایم كه حدیث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدی(علیه السلام) است. بی مورد نیست كه این چنین بر دعای برای فرج در زمان غیبت، تأكید شده است.

انتظار فرج و گشایش، صرفا به دلیل غیبت امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف پیش نیامده است، بلکه می توان برای انتظار فرج معنایی مستقل از شرایط اجتماعی و تاریخی هم در نظر گرفت. انتظار، ابتدائا مفهومی است انسانی و عرفانی. مفهومی است دائمی و همیشگی. انتظار، مفهومی نیست که با آغاز دوران غیبت متولد شده باشد و با آمدن منجی موعود و گشایش در حیات فردی و اجتماعی بشر به پایان برسد. بلکه مفهومی است که می توان برای آن معنایی فرازمانی و فرامکانی در نظر گرفت. معنایی که متعلق به اصل حیات بشر و رابطه و رابطه تکوینی او با خداوند متعال است.

برای درک معنای دائمی انتظار باید به فلسفه خلقت مراجعه کنیم. آنجایی که معلوم می شود انسان اساسا برای ملاقات با پروردگار خود آفریده شده است و حیات و هستی او تنها در ارتباط با حضرت حق معنا پیدا می کند. اگر انسان به عطش پنهان در اعماق وجود خود بنگرد، در می یابد که تنها دیدار با حضرت حق و همجواری با آن ذات مقدس است که او را آرام می کند و الا تمام وجودش بی قرار محض است و تا زمانی که به ملاقات خداوند عزیز باز نگردد، درد فراق او تسکین نخواهد یافت.
منتظر ملاقات پروردگار

پس انتظار با انسان متولد می شود و تا زمانی که انسان در این دنیاست با او همراه است. سابقه این انتظار به ابتدای خلقت بشر باز می گردد. این سابقه در داستان حضرت آدم پیداست. اولین کسی که در این انتظار و تمنای دیدار، گریه های طولانی کرد، حضرت آدم بود. او تمام عمر منتظر مراجعت و بازگشت به سوی خدا بود. به این ترتیب معلوم می شود که انتظار اساسا یک مفهوم انسانی و عرفانی است و مربوط به همه آدم هایی است که در این دنیا زندگی می کنند. وقتی در حدیث شریف نبوی، دنیا را سجن و زندان مومن معرفی می فرماید، باید نتیجه بگیریم که ما در این دنیا زندانی هستیم. اگر چنین انتظاری را در خود نمی یابیم و آن را احساس نمی کنیم، پس لابد در وضع طبیعی خوبی به سر نمی بریم.
مومن مشتاق ملاقات پروردگار است

کسی که دنبال معنویت رفته است، اما تمنای ملاقات حضرت حق را ندارد، با معنویت و عبادت بازی کرده است، چرا که تقاضای «تقرب الی الله» که مهمترین تفسیر تقاضای معنویت است، اقتضا می کند تا انسان مشتاق و منتظر ملاقات خدا باشد. امام رضا علیه السلام می فرماید: وَ مَنْ ذَکَرَ الله وَ لَمْ یَشْتَقْ إلی لِقَائِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفسِه کسی که به ذکر خدا بپردازد، اما مشتاق ملاقات خدا نشود، خودش را مسخره کرده است. (مجموعه ورام، ج2، ص110)
اشتیاق به مرگ

اساسا یکی از نشانه های صداقت کسی که در این مسیر گام می نهد، تمنای موت و بازگشت به زادگاه اصلی است. قرآن کریم هم در مقابل گروهی از مدعیان تقرب الی الله، نداشتن چنین تمنایی را به عنوان نشانه ای بر صادق نبودن آنها در ادعای خود معرفی می کند: «فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ» هر کسی که می تواند در نهان خانه دل خود این ارزیابی را از خود داشته باشد و میزان علاقه و انتظار خود را برای این بازگشت اندازه گیری نماید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «الموت ریحانه المومن» مرگ برای مومن همانند یک دسته گل خوشبو است. نیز از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل شده است که: «أفضَلُ تُحفَةِ المومنِ المَوتُ» بهترین ارمغان و هدیه برای مومن، مرگ است.

اکنون که غرض از نگاه عرفانی به مفهوم انتظار فرج مشخص شد، تناسب این دو روایت از رسول اکرم را در کنار یکدیگر بهتر می توان فهمید: «افضل العباده ذکر الموت» برترین عبادت یاد مرگ است، «افضل العباده انتظار الفرج» برترین عبادت انتظار فرج است. وقتی در قرآن کریم، کلمه منتظر در کنار مفهوم شهادت به کار برده می شود، شاید اشاره ای به همین معنا باشد. همان آیه ای که امیرالمومنین و یاران امام حسین علیهما السلام در کنار بدن مطهر یاران شهیدشان تلاوت می کردند.
خلاصه سخن:

منتظر یعنی کسی که لیاقت شهادت و اشتیاق آن را دارد و در انتظار آن است. معلوم می شود انتظار شهادت و ملاقات خدا یک اوج عرفانی است که در جان های تمام رجال ایمانی جریان دارد: «مِنَ المُومِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ» (احزاب،23) در میان مومنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند، وفا کردند. پس برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی منتظرند. [تا شربت شهادت بنوشند]
لذا منتظر اگر پس از استقرار حکومت امام زمان عجل الله تعال فرجه الشریف هم به حضور حضرت برسد، باز منتظر بازگشت است و از ایشان تمنای دعا برای شهادت که زیباترین نوع بازگشت است، خواهد داشت. این یکی از نتایج نگاه عارفانه به هستی و انتظار است که تکلیف انسان را با شهادت طلبی مشخص می کند.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - انتظار فرج

دسته بندی