عنوان کتاب: مهدی موعود در کلام پیامبر محمود

موضوع : مهدویت
نویسنده: احمد سعیدى

نشر: انتشارات مسجد مقدس جمکران
نوبت :  تابستان 1385

تعداد صفحات: 75صفحه
فرمت: pdf

 

 

این کتاب به قلم احمد سعیدی و انتشارات مسجد مقدس جمکران تهیه شده است. مولف، چهل حدیث از پیامبر(ص) را در قالب پنج فصل گردآوری کرده است.

مطالب کتاب شامل عناوین زیر می باشد:

مقدمه ؛ فصل اول: معرفی امام زمان علیه السلام؛ فصل دوم: دوران غیبت ؛ فصل سوم: نشانه های آخرالزمان؛ فصل چهارم: هنگامه ظهور؛ فصل پنجم: زمان قیام؛ فهرست منشورات مسجد مقدّس جمکران ؛ پی نوشت ها

 

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

هر جامعه‌اى که براى خود تشکیلات و سازمان دارد، براى بقای تشکیلات و ادامه کار سازمان‌ها و افراد، در تعقیب هدف، به وجود رهبرى نیاز دارد که مداخله او در ریاست امت و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم وضرورى است؛ به نحوى که در دل اجتماع باشد و هر گاه این رهبر به عللى زندانى، تبعید و یا بیمار باشد در آن صورت هم وجود او براى مدیریت و رهبرى افراد کافى خواهد بود؛ زیرا باز مردم به پشتوانه آن رهبر دست به دست هم داده و با اتحاد و انسجام ناشى از احساس وجود رهبر و در نتیجه تبعیت از دستورات او، به سمت اهداف مورد نظر، حرکتشان را ادامه مى‌دهند.

شیعیان طبق عقیده‌اى که به وجود امام زنده دارند، هر چند او را در میان خود نمى‌بینند، اما خود را تنها نمى‌دانند و همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که قافله‌هاى دل همراه اوست، مى‌کشند. اثر روانى این طرز فکر که زنده نگهداشتن امید در دل‌ها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى آن انقلاب بزرگ است، کاملاً قابل درک می‌باشد.

معنى غیبت امام این نیست که او به شکل یک روح نامرئى و یا اشعه‌اى ناپیدا در مى‌آید؛ بلکه او از یک زندگى طبیعى آرام برخوردار است، به طور ناشناخته در میان انسان‌ها رفت و آمد دارد، دل‌هاى بسیار آماده را برمى‌گزیند و در اختیار مى‌گیرد و بیش از پیش آماده مى‌کند و مى‌سازد. افراد مستعد به تفاوت میزان استعداد و شایستگى خود، توفیق درک این سعادت را پیدا مى‌کنند. بعضى چند لحظه یا چند روز و برخى سال‌ها با او در تماس نزدیک هستند.
منتظران مصلح خود باید صالح باشند

حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگی‌ها، یکی از اثرات انتظار است. انتظار فرج باعث مى‌شود که فرد مسلمان آن‌چه در توان دارد، به‌کار گیرد تا سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى، جسمى، مادى و معنوى خود را بالا ببرد تا بتواند در پیاده کردن آن اصلاحات عمیق، همه جانبه و گسترش قسط، عدل و یکتاپرستى در سراسر گیتى، سهیم باشد. کسى که خود فاسد و ناصالح است، نمى‌تواند در انتظار حکومتى باشد که با افراد فاسد به‌شدت مبارزه مى‌کند.

هنگامى که فساد فراگیر مى‌شود و اکثریت و یا جمع کثیرى را به آلودگى مى‌کشاند. گاهى آن‌ها فکر مى‌کنند، کار از کار گذشته و دیگر امیدى براى اصلاح نیست و تلاش و کوشش براى پاک نگهداشتن خویش، بیهوده است. این ناامیدى و‌ یأس ممکن است آن‌ها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت صالح، در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند. تنها چیزى که مى‌تواند در آن‌ها روح امید بدمد و به مقاومت و‌خویشتن‌دارى دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است. تنها در این صورت است که آن‌ها دست از تلاش و‌ کوشش براى حفظ پاکى خویش و حتى براى اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.(1)

خودیاری‌هاى اجتماعى

جامعه از انسان‌هاى مختلف با افکار، اهداف، آرزوها، رفتار و گفتار گوناگون و با سطوح مختلف مادى و معنوى تشکیل مى‌شود. هر یک از افراد اجتماع از یک سو بر جامعه‌اى که در آن زندگى مى‌کنند، به میزان شخصیت وجودى خود تأثیر مى‌گذارند و از سوى دیگر از جامعه تأثیر مى‌پذیرند. بنابراین تغییر افکار، اهداف و رفتار تک تک انسان‌ها در حد خود به‌منزله تغییر مکانیسم و ساختار جامعه محسوب مى‌شود. انتظار فرج و امید به آینده‌اى درخشان، تغییر اساسى در رفتار و گفتار انسان ایجاد مى‌کند. پس همان‌گونه که در سازندگى یک یک انسان‌ها مۆثر است، در سازندگى جامعه نیز که از همان انسان‌ها تشکیل شده، تأثیر خواهد گذاشت.

اعتقاد به ظهور مصلح کل و این‌که زمانى مى‌رسد که تمام نابسامانی‌هاى اجتماعى برطرف خواهد شد، انسان را وادار مى‌کند که علاوه بر اصلاح خویش، در جهت اصلاح دیگران نیز کوشش نماید؛ زیرا اصلاحات زیربنایى اجتماعى که انتظار آن را مى‌کشند، یک عمل فردى نیست؛ بلکه کارى است که تمام انسان‌هاى متعهد و متقى باید در آن شرکت کنند و تلاش‌هاى آنان، هماهنگ و یکپارچه باشد. در یک فعالیت بزرگ و گسترده که پهنه گیتى را در بر مى‌گیرد، هیچ کس نمى‌تواند از حال دیگران غافل باشد؛ بلکه باید بر اساس مسئولیتى که بر عهده هر انسان صالحى است، هرجا ضعفى مشاهده کرد، براى اصلاح آن بکوشد.

از این رو بر اساس بینش الهى، منتظران واقعى علاوه بر این‌که خود را از نظر فکرى، عملى و اخلاقى اصلاح مى‌کنند، در برابر نابه‌سامانی‌هاى اجتماعى نیز ایستادگى مى‌کنند و به امر به معروف و نهى از منکر، به عنوان یک فریضه مهم الهى که تحقق سایر دستورات خدا به آن بستگى دارد، مى‌نگرند. به نظر آن‌ها ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) حلقه‌اى است از حلقه‌هاى مبارزه حق علیه باطل که در طول تاریخ استمرار داشته و این آخرین حلقه، آن مبارزه‌ای است که به پیروزى نهایى حق مى‌انجامد.(2)

زمینه‌سازى برای انقلاب جهانى

انتظار به معنى آینده‌نگرى و ناراضى بودن از وضع موجود، و طبیعی است که چنین دگرگونى‌ای به زمینه‌سازى نیاز دارد. در انقلاب‌هاى پیامبران نیز زمینه‌سازى وجود داشت و آن‌ها در صورتى انقلاب را به ثمر مى‌رساندند که در همه ابعاد زمینه‌ساز عملى مى‌شد. از آنجا که انقلاب حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) جهانى و همه جانبه و دراز مدت است و هدف نهایى انقلاب‌هاى مقدس بشرى است، حتماً به زمینه‌سازى وسیع‌تر و عمیق‌تر نیاز دارد؛ چرا که بنا بر اعجاز نیست؛ بلکه همانند انقلاب پیامبران بنا بر فکر و عمل و کار و سعى مردم در همه ابعاد است.(3)

تقویت روحیه پیکار و پایدارى و صبر در راه ناملایمات

اندیشه (انتظار) و اعتقاد به آن، روح مقاومت و پایدارى را در فرد و جامعه زنده نگه مى‌دارد. مقاومت و پایدارى (صبر)، یعنى حفظ و حراست از ارزش‌هاى انسانى و الهى و ایستادگى در برابر فشارها و تهدیدهاى عوامل باطل، و نیز مقاومت و ایستادگى در برابر بیداد و ستمگرى زورمداران و تلاش براى بسط عدالت و دادگرى. از آن‌جا که در همیشه تاریخ زورمداران و زراندوزان، فریب‌کاران و سیاست‌بازان، دست در دست هم، بر گُرده مردم تازیانه ستم فرود مى‌آورند و انسان‌ها و جامعه‌هاى انسانى را به بند کشیده، استثمار مى‌کنند و بر آنان تحقیر روا مى‌دارند، دین خدا را از صحنه زندگى اجتماعى کنار زده و پیامبران خدا را مى‌کشند و فریاد منادیان حق و آزادى و عدالت را خاموش مى‌کنند، مقاومت در برابر آنها یک وظیفه بزرگ الهى است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! صبر كنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى كنید و از خدا پروا نمایید، امید است كه رستگار شوید».(4)

انتظار، روح حماسه و پیکار را در انسان‌هاى زنده نگه مى‌دارد و انسان منتظر، همواره در آمادگى نظامى و تدارک نیرو و کسب نیرومندى و سلحشورى به‌سر مى‌برند. جامعه منتظر نیز که خواهان استقرار حکومت واحد جهانى مبتنى بر قسط و عدل است، با شناخت مواضع صحیح حرکت و تحمل و پایدارى نسبت به دشواری‌هاى راه و با پیروى از خط ممتد رهبرى، به وحدت عمومى رسیده و با حضور در صحنه‌هاى پیکار (نظرى و عملى) و همیارى و همکارى انسان‌هاى خداجوى عدالت‌خواه، آماده قیام شده و بلکه اقدام به قیام‌هاى زمینه‌ساز انقلاب جهانى حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) مى‌کند؛ هم‌چنان‌که در حدیث آمده است: «یخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَیوَطِّئونَ لِلمَهدی سُلطانَه؛ مردمی از شرق قیام می‌کنند و زمینه را برای حرکت جهانی مهدی فراهم می‌سازند».(5)

پی‌نوشت:

1. حبیب‌الله طاهری، سیمای آفتاب، ص 210.

2. جمعی از نویسندگان، نگاهی تحلیلی به زندگی حضرت مهدی(عج)، ص 25.

3. مسعود پورسیدآقایی و دیگران، تاریخ عصر غیبت، ص 376.

4. آل‌عمران: 200.

5. سنن ابن‌ماجه، ج2، ص 1368.

در روايات اسلامي فضيلت و ثواب بسياري براي منتظران آن امام منتظر (عج) بيان شده است.

ما در اينجا به چند نمونه اکتفا مي کنيم:

1- جعفر بن ابي دلف مي گويد: شنيدم حضرت امام رضا (ع) مي فرمود: «همانا امام بعد از من پسرم علي است، امر او امر من، گفته اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است، امر او امر پدرش، و گفته او گفته پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش مي باشد». سپس ساکت شد. عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن (ع) کيست؟ پس آن حضرت به شدت گريست، سپس فرمود: «البته بعد از حسن پسرش آن که قائم به حق و مورد انتظار است، مي باشد.»

گفتم: اي فرزند رسول خدا (ص) چرا «قائم» ناميده شده است؟ فرمود: «چون که او به خيزد، پس از آن که يادش مرده باشد و بيشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند.» گفتم: چرا «منتظر» ناميده شده است؟ فرمود: «زيرا او را غيبتي است که روزهاي بسيار و مدتي طولاني دارد، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل ترديد انکارش کنند، و جاهلان ياد او را به استهزا گيرند، و وقت گذاران در آن دروغگو شوند، و عجله کنندگان در آن هلاک گردند، و تسليم شوندگان در آن نجات يابند». [1] .

2- کسي از امام صادق (ع) پرسيد: چه مي گوييد درباره شخصي که داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حضرت حق را مي کشد و در اين حال از دنيا مي رود؟

امام (ع) در پاسخ فرمود: «او همانند کسي است که با رهبر اين انقلاب در خيمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس اندکي سکوت کرد - و فرمود: مانند کسي است که با پيامبر اکرم (ص) در مبارزاتش همراه بوده است.» [2] .

3- فيض بن مختار از امام صادق (ع) روايت کند که فرمود: «هر کس از شما بميرد، در حالي که منتظر اين امر (ظهور مهدي) باشد، همانند کسي است که با حضرت قائم (ع) در خيمه اش بوده باشد.» سپس چند لحظه اي درنگ کرده و آنگاه فرمود: «نه، بلکه مانند کسي است که در خدمت آن حضرت شمشير بزند.» سپس فرمود: «نه به خدا، همچون کسي است که در رکاب رسول خدا (ص) شهيد شده باشد.» [3] .

4-امير المؤمنين (ع) فرمود: «منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا نااميد نشويد، به درستي که بهترين عمل نزد خداوند عز و جل انتظار فرج است.» [4] .

پی نوشت :

[1] کمال الدین و تمام النعمه ، شیخ صدوق ، ص378

[2] اثبات الهداه ، شیخ حر عاملی ، ج 7 ، ص 40

[3] بحار الانوار ، علامه مجلسی ، ج 52 ، ص 126

[4] همان ماخذ ، ص 123

منبع:

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج) ، صفحات 243 و 244

سخنان حضرت آیت الله سید عبد الحسین دستغیب درباره ی ظهور:

مجهول بودن وقت ظهور و انتظار فرج
مطابق برخی روایات بر خود آن حضرت نیز وقت آن معلوم نیست و از علوم ویژه خداوندی شمرده شده است.
انتظار فرج از بزرگترین عبادات است که شخص همیشه و در هر حال دل به لطف خدا ببندد و به رحمت و فرجش امیدوار باشد.
این عبادت بزرگ نیز برای حضرت صاحب الامر( ع) می باشد که منتظر فرج الهی به ظهور خودش باشد.
وقت ظهور بر همه پنهان است
به دعوي ديدن امام زمان و پيغام امام زمان دكاني باز نكند و مردم را نفريبد.
با اين ترتيب جلو نيرنگ اشخاص حقه باز گرفته مي شود تا هر شيادي دعوي ديدن امام زمان و پيغام امام زمان دكاني باز نكند و مردم را نفريبد.
 مدت غیبت کبری را خدا میداند و بس؛ لذا هر کس وقت تعیین و بگوید امام زمان در فلان سال ظاهر می شود، دعوی بیجایی کرده است.
خواب نامه ها و نشر اکاذیب
هر از چندی بعضی از شیادها خواب نامه هایی منتشر می کنند و عده ای ساده لوح را تحت تاثیر قرار می دهند. مثلاً چندي قبل نوشته بودند شيخ احمد نامي متولي مسجد مدينه منوره در خواب ديده كه چنين و چنان مي شود ايها الناس توبه كنيد تا شش سال ديگر امام زمان ظاهر مي شود.
در حالي كه در مدينه چنين كسي نبوده و نيست و بر فرض هم كه باشد، از كجا چنين خوابي ديده باشد و مگر هر خوابي قابل اعتناء است.
عجب این است که همزمان در چندین نقطه از مملکت نیز پخش می شود، لای قرآن ها و مفاتیح در حرم های مطهر می گذارند و قسم هم می دهند این خواب نامه ها را چند مرتبه بنویسند که چقدر اجر دارد.
چه بسا دست هاي خيانتي هم در كار باشد كه اين اكاذيب را نشر دهد و مردم را به اين چيز ها سرگرم كند تا از معارف و واقعيات باز بمانند و اينگور وانمود كنند كه اين مدت چقدر خواب است؛ با يك خواب نامه مي شود آن ها را فريفت با يك تكه كاغذي مي شود آن ها را از ميدان بدر برد.
زن ها بیشتر در معرض خطرند، اشخاصی پیدا می شوند که به بهانه دعای اولاد و طلسم و غیره آنها را می فریبند. داروي محبت كدام است؟ بهترين اسباب براي جلب محبت شوهر، اطاعت اواست؛ بدون رضايتش از خانه بيرون نرو.
ظهور حضرت با خواب معین نمی شود
ظهور حضرت ولي عصر(عج) بقدری مهم است که همه انبیای سلف آن زمان را بشارت داده اند (براي مزيد اطلاع به كتاب انيس الاعلام مراجعه شود) زمین باید پس از قرن ها ستم،از عدل پر شود، باید بجای ستمگرها و متجاوزین ،عباد صالحین جایگزین شوند، باید غیر از بندگان مومن، کسی روی زمین نباشد. آیا موقع چنین مطلب مهم و بی سابقه ای بخواب درست می شود؟
منبع:

کتاب مهدی موعود، آیت الله شهید سید عبد الحسین دستغیب، ص 19-49-52

"چون ما نمى ‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى ‏باشد."
ثواب خونخواهی امام حسین (علیه السلام)
از جمله اموری که با دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان(عج) حاصل می شود: خونخواهی مولای مظلوم امام حسین(علیه السلام) است و این امری است که احدی جز خدا ثواب آن را نمی تواند شماره کند زیرا که عظمت شان خون به مقدار عظمت صاحب آن است پس همانطور که کسی جز خدا نمی تواتند بر شئون حسینی احاطه یابد همچنین کسی غیر او نمی تواند ثواب خونخواهیش را احصا نماید.

زیرا که حسین همان است که در زیارتش آمده: السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره" سالم بر تو ای آنکه خونخواه او خداوند است و فرزند کسی که خونخواهش خداست.

و اگر در دعا برای تعجیل فرج امام زمان (عج) جز این ثواب نبود همین در فضیلت و شرافت آن کافی بود و حال آنکه فضل و ثواب بی شماری در آن هست.

و اما بیان اینکه با این دعا ثواب خونخواهی امام حسین (علیه السلام) حاصل می شود: خونخواهی آن حضرت وظیفه هر مومن است زیرا که آن جناب پدر حقیقی آنان می باشد و نیز موید این معنی در تفسیر آیه و وصینا الانسان بوالدیه احسانا، و انسان را به احسان نسبت به والدین‌اش سفارش کردیم.

والدین به حسنین تفسیر شده است –چنانکه در تفسیر قمی و غیر آن آمده است لذا صحیح است که مۆمن خون‌خواهی آن حضرت را مربوط به خود بداند و هر یک از مۆمنان خودش را ولی خون آن جناب به حساب آورد، چنانکه در زیارت عاشورا می‌خوانیم: و ان یرزقنی طلب ثاری مع امام مهدی ظاهر ناحق بالحق منکم و از خداوند خواهانم که به من روزی نماید خونخواهی خودم را با امام هدایت‌شده آشکار و حق‌گوی از شما.

و نیز رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به امت خود امر فرمود نسبت به قربی مودت بورزند و روایات متعددی گذشت که دلالت داشت منظور از قربی، امامان(علیهم السلام) هستند. بر فرض که به ظاهر لفظ تمسک کنیم و قربی را بر مطلق خویشان یا ذریه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) حمل نماییم، بدون تردید امامان(علیهم السلام) بهترین و کامل‌ترین مصادیق آن ها می باشند، و نیز تردیدی نیست که خونخواهی برای آنان و مطالبه حقوقشان از بارزترین مصادیق مودت و برجسته ترین اقسام اظهار محبت است.

اکنون که این مطالب معلوم شد، می‌گویم: خونخواهی مراتب متعدد و درجات چهارگانه‌ای دارد:

اول اینکه ولی خون قوت و نیرو و حکومت و استیلا داشته باشد که به زیردستانش دستور می‌دهد قاتل را بکشند و بدین ترتیب خون‌بهای مظلوم را می گیرد.

دوم اینکه خودش قاتل آن مظلوم را بکشد و با این دو قسم خداوند متعال برای مولای شهید مظلوم‌مان حضرت حسین بن علی(علیه السلام) خونخواهی می‌کند چون در حقیقت او صاحب خون آن حضرت است، لذا در زیارت‌های متعددی این عبارت آمده: "السلام علیک یا ثارالله"؛ سلام بر تو ای آن که خونخواه او خداوند است.
اما قسم اول چون خداوند -عزوجل- مولای ما حضرت قائم(عج) را امر فرموده که خون بهای حسین(علیه السلام) را طلب نماید- چنانکه در روایات متعددی این معنی هست، و قسمتی از آنها را در حرف ثاء بخش چهارم کتاب آوردیم - و در کامل الزیارات به سند خود از امام صادق(علیه السلام) درباره فرموده خدای تعالی: و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل؛ و هر آن کس که مظلوم کشته شده پس برای ولی او سلطه قرار دادیم پس در کشتن اسراف نکند. آمده که فرمود: او قائم آل محمد(عج) است که خروج می کند، و به خونخواهی حسین بن علی(علیه السلام) می کُشد، پس اگر اهل زمین را به قتل رساند اسراف نیست، و فرموده خدای تعالی: فلا یسرف فی القتل؛ برای او نیست که کاری بکند که اسراف باشد. سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم ذراری و نوادگان کشندگان حسین(علیه السلام) را به خاطر کار پدرانشان به قتل می‌رساند.

و در کتاب نور الانوار فاضل بروجردی است و در خبری وارد است که چون مردم، آن حضرت را به بی‌رحمی و قتل نفس متهم سازند آن جناب از منبر بالا رود و یک تای نعلین حضرت گلگون قبای دشت نینوا و یکه تاز عرصه کربلا سیدالشهداء -علیه آلاف التحیة والثناء وروحی له الفداء- را بیرون آورد و فرماید: اگر همه دشمنان را بکشم مقابل خون این بند نعلین نخواهد بود.

و در خبر دیگر است که می‌فرماید: اگر همه اهل عالم را بکشم در عوض این بند نعلین نمی‌شود.

و اما قسم دوم: با توجه به فرموده خدای تعالی: الله یتوفی الانفس حین موتها؛ خداوند روح خلق را می گیرد به هنگام مرگ آنان، هیچ روحی از کالبد بدن بیرون نیاید جز به اذن خداوند متعال و همان طور که خدای قادر منتقم - جل شأنه - به این دو قسم خونخواهی می کند، حضرت قائم(عج) نیز برای جدش حسین(علیه السلام) به این دو قسم خونخواهی می‌نماید، البته به اعتبار دیگری زیرا که کشندگان اجدادش و کسانی که به کار آنها بوده‌اند به قتل می‌رساند و شیعیان و یارانش را نیز دستور می‌دهد که آنها را بکشند.

آیا می دانید رویدادها و علایم پیش از ظهور، گسترش ظلم و گناه و بی دینی در سراسر جهان است؟

آیا می دانید خروج سفیانی یکی از علایم پیش از ظهور است که از سرزمین شامات (سوریه، فلسطین و اردن) با چهره ای سرخ، کبود چشم، آبله رو، بدمنظر، ستمگر و خیانت کار به همراه سپاهش به جنایت و قتل و غارت می پردازد؟

آیا می دانید یکی از علائم پیش از ظهور خروج سید حسنی از ایران در ناحیه ی دیلم و قزوین است، تا به کوفه می رسد و امام عصر(عج) ظهور می کند و با آن حضرت بیعت می نماید؟

آیا می دانید یکی دیگر از علائم ظهور، خروج یمانی که راه راست و پرچم هدایت به دست اوست؟

آیا می دانید از علائم دیگر ظهور، ندای آسمانی است که به منظور تثبیت حقانیت حضرت علی(ع) و شیعیان او صورت می گیرد؟

با توجه به سوالات فوق، تا چه اندازه نسبت به امام عصر(عج) شناخت دارید؟

ممکن است کسی بگوید که در اغلب احادیث انتظار، تصریحی به انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام نشده است، و لذا ممکن است که مراد به انتظار فرج، انتظار گشایش بعد از هر شدت و گرفتاری باشد. و این به جهت دلداری به بشر است تا این که ناامید نشود، زیرا ناامیدی سرمنشأ همه بدبختی ها و بیچاره گی هاست.

در جواب از این احتمال می گوییم: قطعا مراد از انتظار در روایات مطلق، انتظار ظهور فرج حضرت مهدی علیه السلام است، و این را از دو زاویه می توان به اثبات رساند.

1- با استفاده از احادیثی که تصریح به فرج امام زمان علیه السلام دارد؛ زیرا همان گونه که قبلا اشاره شد روایات، یکدیگر را تفسیر می کنند. پس می گوییم: مراد به روایات مطلقه همان روایات مقیده است. این جمع با نظر شیعه و سنی هر دو سازگاری دارد، هم نظر شیعه که معتقد به فرج امامی است که موجود است، و هم اهل سنت که معتقد به فرج امام مهدی علیه السلام است که او را الآن زنده نمی داند و معتقد است که در آخرالزمان متولد شده و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.

2- از راه تناسب حکم و موضوع؛ زیرا انتظار فرجی که تا این حد مهم شمرده شده و در گفتار معصومین علیهم السلام تا این حد مورد تأکید قرار گرفته، چیزی جز فرج مهدی موعود علیه السلام نخواهد بود. و لذا در روایات می خوانیم که انتظار فرج محبوب ترین و برترین اعمال نزد خداوند است. و یا این که انتظار فرج، انتظار گشایش از یک مشکل فردی نیست؛ زیرا نهایت انتظاری که از شخص هنگام مصایب است این که صبر کند و بر خداوند متعال بر این مشکلات اعتراض ننماید، نه این که منتظر رفع گرفتاری باشد که این عمل افضل عبادات است. پس مراد به انتظار فرج در این روایات همان انتظار روز موعود است؛ از آن جهت که در آن روز، وعده ی الهی به نصرت مظلومین در سرتاسر عالم محقق شده، و حکومت عدل توحیدی اسلامی در روی کره ی زمین گسترده و پیاده خواهد شد. و انتظار با آن آثار و برکاتی که دارد تنها در انتظار چنین فرجی قابل تحقق است. و نیز این چنین انتظار است که می تواند از اساس دین شمرده شود.

مواظب قساوت قلب باشیم!

آنچه که بر هر مؤمنی بلکه هر انسانی لازم است این که هیچ گاه از تأخیر فرج و ظهور منجی ناامید نباشد و این امر منجر به قساوت قلب او نگردد، بلکه بر اوست که به ریسمان صبر چنگ زده که این انتظار با صبر، آخرالأمر او را به سرمنزل مقصود رهنمون کرده و خود نیز زمینه ساز ظهور منجی خواهد بود، و این تنها از راه ایمان قلبی به خداوند متعال و این که او در وعده هایش خلف نمی کند، و نیز با سیر و بررسی سرگذشت امت های پیشین که چگونه بعد از هر عسر و گرفتاری شدید خداوند متعال در آخرالأمر برای آن ها یسر و فرجی حاصل نمود، به دست می آید. و نیز با مراجعه به فطرت و میل درونی خود که چگونه به ظهور منجی متمایل است می تواند خود را از یأس و ناامیدی رهانیده، به ظهور منجی امیدوار باشد.

و لذا در روایتی در ذیل آیه ی شریفه: «و لا یکونوا کالذین أوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الأمد فقست قلوبهم»؛ (1) «و مانند کسانی نباشید که در گذشته به آن ها کتاب آسمانی داده شد سپس زمان طولانی بر آن ها گذشت و قلب هایشان قساوت پیدا کرد...» از امام صادق علیه السلام روایت شده که می فرماید: «تأویل این آیه برای اهل زمان غیبت است، و مراد به (أمد) در این آیه أمد و زمان غیبت است. و خداوند متعال شیعیان را از شک در حجت خداوند متعال نهی می کند، و یا این که بخواهند گمان کنند که خداوند زمین را یک چشم به هم زدن از حجت خالی گرداند». (2)

پی نوشت:

1. سوره حدید، آیه 16.
2. غیبت نعمانی. ص 6، المحجه، ص 219 و 220.

پاسخ:

گويا مراد شما آثار و فوايد امام زمان(ع) در زمان غيبت است.

بهتر است تعبير لطيف‌تري به كار برده شود و بگوييم نقش حضرت در زمان غيبت در زندگي مردم چگونه است:

از زماني كه سخن از غيبت حجت خدا از زبان پيامبر مطرح شد، اين سؤال نيز ذهن انسان را به خود مشغول كرد كه «در صورت غيبت، فلسفه‌ي وجودي امام چه خواهد بود؟ امام چه نقش و تأثيري در زندگي انسان خواهد گذاشت؟ و آدمي چگونه از امام غايب نفع مي‌برد و از او كسب فيض مي‌كند؟»

وجود مقدس پيامبر(ص) در پاسخ به سؤال جابر بن عبدالله انصاري درباره انتفاع انسان‌ها از امام غايب فرمود: «اي و الذي بعثني بالنبوة انهم يستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان تجللها سحاب؛ آري! قسم به خدايي كه مرا به نبوت برگزيد! به درستي كه آنان طلب روشنايي مي‌كنند به نور او و در دوران غيبت‌اش به ولايت او نفع مي‌برند، مانند انتفاع مردم از خورشيد، هر چند ابر آن را پوشانده باشد».(كمال الدين، ج1، ب23، ح3).

نظير اين تشبيه و تعبير، از خود حضرت ولي عصر(ع) نير بيان شده است: «و اما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس اذا غيبتها عن الابصار السحاب؛ اما كيفيت انتفاع از من در غيبت‌ام، مانند انتفاع از خورشيد است، زماني كه ابر آن را از ديدگان پنهان مي‌كند»(كمال الدين، ج2، ب45، ح4).

در مقام تبيين اين تشبيه، گفته شده است كه همان گونه كه خورشيد، محور منظومه شمسي است و سيارات از جمله زمين، در حركتي منظم، دور آن مي‌چرخند و اگر خورشيد را بردارند، اين نظام در هم پيچيده مي‌شود، جايگاه امام نيز چنين است و بقاي عالم انساني و به تبع آن عالم ما سوي الله، به وجود امام است و اگر حجت نباشد، نظام انساني در هم پيچيده شده و پايان عمر جامعه انسان‌ها فرا مي‌رسد. امام باقر(ع) فرمود: «لو بقيت الارض بغير امام لساخت؛ اگر زمين، از امام خالي شود و بدون امام باشد، اهلش را فرو مي‌برد و نابود مي‌كند»(اصول كافي، ج1، ص179).

همان‌گونه كه حرارت و نور خورشيد، حتي از پشت ابر نيز به زمين مي‌رسد و باعث روشنايي و گرماي مناسب زمين مي‌شود و حيات موجودات، ممكن پذير مي‌شود، بركات امام نيز هر چند ايشان در پشت پرده غيبت است، به انسان‌ها مي‌رسد و جامعه انساني از وجود شريفش بهره‌مند مي‌شود.

مناسب است درباره اثرات وجودي امام، كامل‌تر صحبت شود، به نظر مي‌آيد، آثار وجودي امام و حجت خدارا مي‌توان به سه گروه تقسيم كرد:

ـ آثاري كه بر اصل وجود امام در عالم هستي مترتب مي‌شود، چه امام ظاهر باشد و چه غايب؛

ـ آثاري كه بر افعال امام مترتب مي‌شود، چه امام ظاهر باشد و چه غايب؛

ـ آثاري كه بر وجود امام ظاهر مترتب مي‌شود.

واسطه‌ي فيض:

اولين اثري كه بر وجود امام مترتب است، اين كه امام، واسطه فيض الهي بر مخلوقات است و فيض الهي، به واسطه‌ي ايشان بر بندگان نازل مي‌شود. واسطه فيض بودن، دو گونه قابل تصور است:

الف. نظام جهان اساس اسباب و مسببات است و هر پديده‌اي از راه سبب و علت، ايجاد مي‌شود. در رأس اين سلسله اسباب، وجود مقدس حجت خدا است. به اين بيان كه در فلسفه ثابت شده كه ميان علت و معلول، سنخيت لازم است. مخلوقات مادي و حتي مجردات، به علت ضعف وجودي، نمي‌توانند مستقيماً از خداوند كه در نهايت شدت وجود است، پديد آيند. لذا لازم است اول معلول، از لحاظ شدت وجودي، به گونه‌اي باشد كه بتواند صادر از خدا باشد. بنابراين، بايد معلول اولي باشد كه دو حيث دارد: يكي آن كه داراي شدت وجودي است تا معلول مستقيم خدا باشد و دوم آنكه مي‌تواند جهت كثرت داشته باشد و به واسطه‌ي او، مخلوقات ديگر پديد آمده و از فيض وجود بهره برند. پس در واقع، فيض و خلقت اصلي، واسطه و صادر اول است و فيض خدا، از طريق او و در امتداد وجود او به كاينات مي‌رسد. در عرفان نيز ثابت شده كه نحوه وجودي خداوند، به گونه‌اي است كه فيضان وجود و پيدايش موجودات گوناگون، نياز به واسطه دارد. در عرفان به اين واسطه يا اول مخلوق، انسان كامل و قطب مي‌گويند.

ب. نظام جهان بر اساس هدف و غايتي خلق شده است و تا زماني كه غايت از اين نظام و هدف آن پابرجا است، نظام نيز به وجود خود ادامه مي‌دهد. هدف از خلقت عالم، امكان حياط انسان است و هدف از خلقت آدمي، عبادت و عبوديت است. عبادت و عبوديت كامل كه همراه با معرفت كامل است، فقط از طريق امام و حجت خدا تحقق مي‌يابد. پس تا زماني كه امام هست، هدف از خلقت نيز باقي است و لذا در سايه وجود او نظام هستي پا برجا است.

بنابراين، امام، واسطه فيض است و به واسطه‌ي او، فيض به عالم هستي مي‌رسد و به واسطه او، عالم وجود باقي است، چه امام ظاهر باشد و چه غايب.

دفع بلا:

روايت معروفي از وجود مقدس پيامبر صادر شده كه «جعل الله النجوم امانا لاهل السماء و جعل اهل بيتي امانا لاهل الارض؛ خداوند قرار داد ستارگان را امان براي اهل آسمان و قرار داد اهل بيت‌ام را امان براي اهل زمين».(بحار، ج27،ص 308، ب8).

نظير اين تعبيير، از وجود مقدس امام زمان(ع) نيز صادر شده است كه: «انا خاتم الاوصياء و بي يدفع الله عزوجل البلاء عن اهل بيتي و شيعتي؛ من آخرين اوصيا هستم و به واسطه من، دفع مي‌كند خدا، بلا را از خاندان و شيعيان‌ام».(كمال الدين، ج2، ب43، ح12)

به نظر مي‌آيد مراد از بلا عذاب‌هايي باشد كه به خاطر اعمال ناشايست انسان‌ها بايد نازل مي‌شد، ولي به جهت آنكه وجود مقدس حجت خدا در ميان مردم است، عذاب دفع مي‌شود. خداوند، به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم؛ و خداوند آنان را عذاب نمي‌كند در حالي كه تو در ميانشان هستي».(انفال/33)

بنابراين يكي از آثار وجودي امام، دفع بلا است. البته از روايات استفاده مي‌شود دايره دفع بلا، براي سه گروه بوده و داراي وسعت و ضيق است: دفع بلا از اهل زمين؛ دفع بلا از امت اسلام؛ دفع بلا از شيعه و نزديكان.

از امام باقر(ع) در حديث نسبتاً بلندي نقل شده است كه پيامبر فرمود: «النجوم امان لاهل السماء و اهل بيتي امان لاهل الارض ... و اذا ذهب اهل بيتي اتي اهل الارض ما يكرهون .... بهم يمهل اهل المعاصي و لا يجعل عليهم بالعقوبة و العذاب ... ؛ ستارگان، امان‌اند براي اهل آسمان و اهل بيت من امان‌اند براي اهل زمين ... و زماني كه اهل بيت‌ام بروند، مي‌آيد اهل زمين را از آنچه كراهت دارند ... به واسطه‌ي آنان، اهل عصيان، مهلت داده‌ مي‌شوند و مورد عقوبت و عذاب واقع نمي‌گردند».(بحار، ج23، ص19، ح14).

اميد بخشي:

آدمي به اميد زنده است، اميد به آينده‌اي سبز و روشن كه در آن، اثري از پليدي و تباهي نباشد. انسان، منتظر چنين ايام زيبايي است و بهترين عمل او نيز انتظار فرج و دميدن صبح ظفر است. پيامبر فرمود: «افضل اعمال امتي انتظار الفرج؛ برترين عمل امت من، انتظار فرج است».(كمال الدين، ج2، ب55) وجود امامي كه منتظر اذن الهي براي ظهور است، به مردم، دل گرمي مي‌دهد و گام‌هاي آنان را در جاده‌ي انتظار استوار مي‌گرداند.

به راستي آيا وجود رهبر در تبعيد، انقلاب را ايجاد مي‌كند و مردم را به جوشش و حركت در مي‌آورد و يا وعده آمدن فردي در آينده كه دوران حياتي براي او متصور نيست!

برداشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود این است که صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها و تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سازمان یافتن است که معلول پریشان شدن است.
 آنگاه که صلاح به نقطه ی صفر برسد ، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند ، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت – نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد – از آستین بیرون می آید. علیهذا هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه ی روشن است؛ تا در صحنه ی اجتماع نقطه ی روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود. برعکس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیض و هر حق کشی ، هر پلیی ای به حکم این که مقدمه ی صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند  رواست، زیرا « اَلغایاتُ تُبَرِّرُ المَبادی» ( هدف ها وسیله های نا مشروع  را مشروع می کنند). پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار ، ترویج و اشاعه ی فساد است.
این جاست که گناه ، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. اینجاست که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد              طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می نگرند ، زیرا آنان را از تأخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود ( عجل الله تعالی فرجه) می شمارند ، برعکس ، اگر خود هم اهل گناه نباشند ، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناه کاران و عاملان فساد می نگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند.

انتظار فرج يك مفهوم بسيار وسيع و گسترده‌ اى است. يك انتظار، انتظارِ فرجِ نهايى است؛ يعنى اين‌كه بشريت اگر مى‌بيند كه طواغيت عالم ترك‌تازى مى‌كنند و چپاولگرى مى‌كنند و افسارگسيخته به حق انسانها تعدى مى‌كنند، نبايد خيال كند كه سرنوشت دنيا همين است؛ نبايد تصور كند كه بالاخره چاره‌ اى نيست و بايستى به همين وضعيت تن داد.

نه، بداند كه اين وضعيت يك وضعيت گذراست - «للباطل جولة» - و آن چيزى كه متعلق به اين عالم و طبيعت اين عالم است، عبارت است از استقرار حكومت عدل؛ و او خواهد آمد. انتظار فرج و گشايش، در نهايت دورانى كه ما در آن قرار داريم و بشريت دچار ستم‌ها و آزارهاست، يك مصداق از انتظار فرج است، ليكن انتظار فرج مصداق‌هاى ديگر هم دارد.

وقتى به ما مى‌گويند منتظر فرج باشيد، فقط اين نيست كه منتظر فرج نهايى باشيد، بلكه معنايش اين است كه هر بن‌بستى قابل گشوده شدن است.

فرج، يعنى اين؛ فرج، يعنى گشايش. مسلمان با درسِ انتظار، فرج مى‌آموزد و تعليم مى‌گيرد كه هيچ بن‌بستى در زندگى بشر وجود ندارد كه نشود آن را باز كرد و لازم باشد كه انسان نااميد دست روى دست بگذارد و بنشيند و بگويد ديگر كارى نمى‌شود كرد؛ نه، وقتى در نهايتِ زندگىِ انسان، در مقابله‌ى با اين‌همه حركت ظالمانه و ستمگرانه، خورشيدِ فرج ظهور خواهد كرد، پس در بن‌بست‌هاى جارى زندگى هم همين فرج متوقَّع و مورد انتظار است. اين، درس اميد به همه‌ى انسانهاست؛ اين، درس انتظار واقعى به همه‌ى انسان هاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانسته‌اند؛ معلوم مى‌شود انتظار، يك عمل است، بى‌عملى نيست. نبايد اشتباه كرد، خيال كرد كه انتظار يعنى اين‌كه دست روى دست بگذاريم و منتظر بمانيم تا يك كارى بشود.

انتظار يك عمل است، يك آماده‌سازى است، يك تقويت انگيزه در دل و درون است، يك نشاط و تحرك و پويايى است در همه‌ى زمينه‌ها. اين، در واقع تفسير اين آيات كريمه‌ى قرآنى است كه: «و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» يا «ان الارض للَّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين». يعنى هيچ‌وقت ملت‌ها و امت‌ها نبايد از گشايش مأيوس شوند.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - انتظار فرج

دسته بندی