باتوجه به اینکه ریشه اصلی تفکر مهدویت در قرآن در بیش از یکصد آیه بیان شده است، لزوم توجه به آیات مهدوی بیش از پیش احساس می شود، درحالی که در تفسیر این آیات، روایات فراوانی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) نقل شده است که بنابر آنها، حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آخرالزمان همان حکومت مستضعفان و صالحانی است که در قرآن به آن بشارت داده شده است.  یکی از آیاتی که این موضوع در آن به کار رفته شده و کمتر به آن دقت شده است آیت الکرسی می باشد در این مجال بر آنیم که در مورد این آیه و محوریت این موضوع مطالبی را بیان کنیم.
آیة الكرسی «ایه 255 سوره بقره است»، علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره ایة الكرسی می‌فرماید:ایة الكرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان می‌شد، همچنان كه این نامگذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و از صحابه به چشم می‌خورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلكه بخاطر معارف دقیق و لطیفی است كه در این ایه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی كه جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقه‌ای» كه در آن آمده و … (ترجمه تفسیرالمیزان،ج1،ص 513..)
آیه‌‌الکرسی در واقع مجموعه‌ای از توحید و سپاس جمال و جلال خداست که اساس دین را تشکیل می‌دهد چون تمام مراحل دین با دلیل عقل قابل اثبات است و نیازی به اجبار و اکراه نیست که در این آیه می‌فرماید در قبول دین اجباری نیست زیرا راه درست از بیراهه آشکار شده است البته برخی معتقدند این اجبار و اکراه در دین نیست مربوط به امور تکوینی است نه تشریعی یعنی خدا انسان را تکوینا مختار خلق کرده است اما در حوزه تشریع انسان موظف است به دین حق ایمان آورده و از آن تبعیت کند.
این آیه مصادیق مختلفی می‌تواند داشته باشد، همان‌طور که همه آیات قرآن که در آن مصادیقی ذکر شده این‌ آیه نیز این‌گونه است یعنی قابل انطباق بر مصادیق مختلفی می‌باشد، بزرگ‌ترین مصداق آیه که در روایات به آن اشاره شده اهل بیت پیامبر می‌باشد، مثلا پیامبر در حدیثی به امام علی(علیه السلام) فرمودند تو عروه‌الوثقی هستی. همچنین در حدیثی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که ایشان فرمودند عروه‌الوثقی یعنی ولایت امام علی(علیه السلام) و ائمه بعد از او.
از آن طرف طاغوت در روایات ما به کسانی که حق آل‌ پیامبر را غصب کردند، اطلاق شده است، کسانی که با آنها دشمنی کرده و مردم را از طریق هدایت اهل بیت(علیهم السلام) به ضلالت و گمراهی کشاندند. باید توجه داشت که حقیقت اهل بیت(علیهم السلام) یکی از آنها یک نور واحدند و هرچه در امور امامی گفته شده در مورد امام بعد نیز گفته خواهد شد، بنابراین در عصر ما امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مصداق کامل عروه ‌الوثقی می‌باشد که انسان‌ها از طریق او به خدا می‌رسند.
نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که اگر به امام ریسمان الهی گفته شده بود به این جهت است که یک طرف امام به دست خداست و یک طرف نیز همان وجود بشری امام است که ما در محضر او هستیم اما امام به مثابه ریسمانی محکم است که بین ما و خدا قرار گرفته است و به مۆمنان امر شده است که با تا تمسک و توسل به این ریسمان از آن حرکت کرده و به آن طرفی که به محضر خداست، برسند؛ همان‌طور که قرآن نیز این‌گونه است.
در اینجا سۆالی مطرح است که هدایت باید به وسیله نور باشد، قرآن فرمود خدا به واسطه نورش هر کس را بخواهد هدایت می‌کند، پس چگونه هدایت از طریق امام انجام می‌شود. در جواب باید بگوییم که این نور در احادیث ما به وجود مقدس خلیفه‌الله و انسان کامل اطلاق می‌شود. در آیه مورد بحث این نور در احادیث به آل‌پیامبر اطلاق شده است و ظلمات را دشمنان آن دانسته‌اند.
در روایات دیگری از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که ایشان فرمودند در این آیه خدا می‌فرماید آنها را خارج می‌کنم از ظلمات گناهان به نور توبه و مغفرت به خاطر اینکه آنها تحت ولایت امام عادل از جانب خدا هستند و کسانی که از نور به سمت ظلمت رفتند کسانی هستند که تحت امام ظالمی بودند که از طرف خدا نبود، آنها خارج شدند به امامت امامان ظالم از نور اسلام به سمت کفر، پس واجب شد بر آنها آتش.
در عصر فعلی ما این نور وجود امام عصر(علیه السلام) است، به واسطه این نور مومنان هدایت می‌شوند و هر امری خلاف این نور ظلمت است. انسان مۆمن را از طریق هدایت به آتش جهنم خواهد کشانید، آنان که ولایت امام را پذیرفتند کارهایشان رنگ خدایی پیدا می‌کند، برای خود رهبری الهی برمی‌گزینند، همچنین راه‌شان روشن است، آینده‌شان معلوم و به کارهایشان دلگرم هستند چون از نور ایمان برخوردارند و خدا اجر مسلمین را ضایع نمی‌کند، تنهایی در زندگی برای آنها تلخ است چون می‌دانند تحت نظر امام‌اند و همه چیز غیر از او را کوچک می‌شمارند و آنها راهی را جز راه خدا قبول نمی‌کنند چون متمسک به سبیل‌الله شده‌اند.
منبع:
تفسیر المیزان؛ علامه طباطبایی
فضیلت آیت الکرسی؛ عبدالحسین تركی
دانشنامه موضوعی قرآن
مجله شبستان
مجله طلوع مهر

ملک عبدالله پادشاه عربستان

سرزمین «حجاز» (عربستان کنونی) در روایات مربوط به آخرالزمان، آبستن حوادث بسیار مهمی است. از مهم ترین این حوادث می توان به اختلافات داخلی در خاندان پادشاهی حجاز، درگیری های نظامی در این سرزمین، قتل نفس زکیّه در «مسجد الحرام»، خسف یا فرورفتن سپاهیان سفیانی در بیابان «بیداء» و مهم تر از همه، ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) از شهر «مکّه» اشاره کرد.
بسیاری از نشانه ها و وقایع نام برده شده، مربوط به سال ظهور یا اندکی پس از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است که به همین دلیل بررسی آنها در حال حاضر امکان پذیر نیست؛ اما در این میان، وقایع مربوط به اختلافات خاندان پادشاهی حجاز و مرگ آخرین پادشاه مقتدر این خاندان به نام عبدالله، نشانه ای است که در سال های نزدیک به ظهور اتفاق می افتد و نشانه ی مهمی برای نزدیکی زمان ظهور است.
همان گونه که ذکر شد، در روایات مربوط به آخرالزمان، سخن از اختلاف در پادشاهی حجاز به میان آمده است. نکته ی بسیار جالب و عجیبی که دیده می شود، این است که در عصر حاضر که اکثریت کشورها، حکومت جمهوری را پذیرفته اند و حتی تعدادی از کشورهای عربی، همچون «عراق»، «سوریه»، «مصر»، «الجزایر» و... نیز صاحب حکومت جمهوری شده اند، کماکان کشور «عربستان» توسط حکومت پادشاهی اداره می شود و این نکته از نظر انطباق با روایات، بسیار مهم و قابل توجه است؛ زیرا در روایات مربوط به ظهور، به این نکته به کرات اشاره شده که حکومت «حجاز» در عصر ظهور، در دست خاندان بنی فلان یا آل فلان است. (1)
از آنجا که در روایات، سخن از یک خاندان شده است (آل فلان یا بنی فلان)، می توان دریافت که حکومت حجاز در عصر ظهور، قاعدتاً باید پادشاهی باشد تا افراد مختلفی که همگی به یک خاندان تعلق دارند، در رأس حکومت قرار گیرند؛ زیرا احتمال اینکه در یک حکومت جمهوری، افراد متعددی از یک خاندان بتوانند رئیس جمهور شوند، بسیار بعید است. (توجه کنید که گفتیم چند نفر، نه 2 نفر از یک خاندان؛ زیرا گه گاه دیده شده است که یک پدر و یک پسر توانسته اند رئیس جمهور یک کشور شوند؛ مثل بوش پدر و بوش پسر که به ریاست جمهوری رسیدند، یا در «سوریه» که حافظ اشد و بشار اسد، رئیس جمهور گشته اند، اما در هر صورت تا به حال دیده نشده است که افراد متعددی از یک خاندان رئیس جمهور شوند.»
همان گونه که ذکر شد، در تعدادی از روایات، سخن از بنی فلان یا آل فلان به میان آمده است. به این روایت توجه کنید: از ابوبصیر نقل شده است که گفت:

خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: ابوجعفر (امام باقر (علیه السلام)) می فرمود: قائم آل محمّد (عج الله تعالی فرجه الشریف) دو غیبت دارد که یکی طولانی تر از دیگری است. فرمودند: «آری. این امر تحق نیابد مگر آنکه در خاندان فلان اختلاف به وجود آید و حلقه تنگ شود و سفیانی ظهور کند و بلا سخت گردد و مرگ و کشتار، مردم را فراگیرد و آنان به حرم خدا و پیامبرش پناهنده شوند.» (2)

روایت دیگری را نیز بَزَنطی از حضرت رضا (علیه السلام) روایت می کند که فرمودند:

«از جمله نشانه های فرج، حادثه ای است که بین دو حرم مکه و مدینه رخ دهد.» پرسیدم آن حادثه چیست؟ فرمودند: «تعصّب قبیله ای بین حرم به وجود آید و فلانی از خاندان فلان، رئیس قبیله را به قتل رساند.» (3)

در روایت های ذکر شده، ملاحظه فرمودید که از آخرین خاندان پادشاهی «حجاز»، با عنوان بنی فلان یا آل فلان نام برده شده است.
یکی از دلایلی که ائمه ی اطهار (علیهم السلام) عبارت بنی فلان یا آل فلان را برای آخرین خاندان پادشاهی «عربستان» برگزیده اند و صریحا به نام دقیق این خاندان اشاره نکرده اند، می تواند این مسئله باشد که ذکر نام صریح این خاندان، موجب می شده است تا خاندان های پادشاهی که در عربستان حکومت کرده اند، هیچ کدام نام ذکر شده در روایات را بر خود ننهند؛ زیرا قاعدتاً هیچ خاندانی دوست ندارد که نامش، هم نام آخرین خاندان پادشاهی حجاز باشد که در روایت های ذکر شده از معصومان (علیهم السلام) آمده است؛ زیرا در صورت همنام بودن نام این خاندان ها با آخرین پادشاهی عربستان در روایات، موجب عکس العمل شیعیان می شد.
با این حال، درباره ی آخرین خاندان پادشاهی حجاز، روایات ذکر شده از معصومین (علیهم السلام)، تنها به ذکر عبارت بنی فلان اکتفا نکرده و مختصات دقیق تری از آخرین پادشاه مقتدر عربستان را هم ارائه کرده اند. به طوری که برخی از روایات، نام آخرین پادشاه عربستان را عبدالله عنوان کرده اند. روایت زیر از آن جمله است:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم.»

سپس فرمودند:

«وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت با کسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر (عج الله تعالی فرجه الشریف) ادامه یابد. حکومت های چند ساله پایان یافته و تبدیل به حکومت چند ماهه و چند روزه شود.»
راوی می گوید: سؤال کردم: آیا این ماجرا به طول می انجامد؟ فرمودند: «هرگز». (4)

همان گونه که ملاحظه فرمودید، در این روایت از پادشاهی به نام عبدالله نام می برد که مرگ او در ایام نزدیک به ظهور اتفاق می افتد. نکته ی مهم اینکه، اولین عبارت این روایت، حالت شرطی داشته و مرگ عبدالله را پیش زمینه ی ظهور حضرت قائم (عج الله تعالی فرجه الشریف) معرفی می کند:

«... هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم (عج الله تعالی فرجه الشریف) را برای او تضمین می کنم...»

همچنین ادامه ی روایت بیان می دارد که بعد از مرگ عبدالله، اختلافات زیادی بر سر به دست گیری قدرت پدید می آید و این مسئله تا ظهور حضرت قائم (عج الله تعالی فرجه الشریف) ادامه می یابد. با توجه به این مطالب، به وضوح می توان دریافت که عبدالله حاکم «حجاز» است و مرگ او منجر به اختلافات داخلی در حکومت حجاز شده و ضعف و اختلافات داخلی در حکومت فاسد حجاز، زمینه را برای ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) و به دست گیری حکومت حجاز توسط ایشان و سپس بسط این حکومت به کل دنیا مهیا می نماید.
در عصر حاضر که بنا به نظر بسیاری از علما و محققان، «عصر الظهور» است، تعداد زیادی از نشانه های ظهور به صورت پی در پی محقق شده اند. با توجه به این مسئله، ضرورت دقت در وضعیت سیاسی و نظامی کشورهای منطقه و تطبیق احتمالی (نه قطعی) حوادث منطقه ی «خاورمیانه» و جهان بر روایات مربوط به آخر الزمان، بیش از پیش آشکار می گردد. در این میان، وقایع کشور «عربستان» به دلیل اهمیت شهر «مکه» در مسئله ی ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) و تحرّکات وهّابی ها در قرن اخیر، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
نکته ی عجیب تر اینکه، حوادث سال های اخیر عربستان و به حکومت رسیدن پادشاه جدید این کشور، لزوم توجه ویژه به روایات آخرالزمانی درباره ی وضعیت «عربستان» را دو چندان می نماید.
ملک عبدالله بن عبدالعزیز در سال 1924 م. به دنیا آمد. پدر او ملک عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود و مادرش فهده بنت عاصی نام داشتند. ملک عبدالله پنجمین پسر ملک عبدالعزیز بود که مطابق قانون اساسی «عربستان» پس از برادر ناتنی اش ملک فهد و هنگامی که 81 سال از عمرش می گذشت، بر سمند پادشاهی عربستان تکیه زد. از سال 2005 م. تاکنون، ملک عبدالله پادشاه عربستان است.
این مسئله که بعد از قرن ها، شخصی به اسم عبدالله، حکومت و سلطنت را در «حجاز» بر عهده گرفته است، از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا همان گونه که ذکر کردیم، آخرین پادشاه مقتدر حجاز قبل از ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) نیز عبدالله نام دارد. بنابراین احتمال دارد ملک عبدالله فعلی، همان عبدالله ذکر شده در روایات باشد. (البته فقط احتمال دارد؛ زیرا ممکن است در سال های آینده، افراد دیگری با نام عبدالله هم بر مسند قدرت در عربستان تکیه بزنند).
در روایات از اختلاف و کشمکش در آخرین خاندان پادشاهی حجاز در زمان نزدیک به ظهور سخن به میان آمده است. عجیب اینکه خاندان پادشاهی آل سعود نیز کم کم می رود تا شرایط ذکر شده در روایات را تجربه کند و دچار اختلافاتی در رأس حکومت شود. گرچه ملک عبدالله به دلیل به دست گیری عملی قدرت از سال 1996 م. تاکنون، توانسته است حکومت عربستان را با اقتدار حفظ نماید؛ اما وضعیت خاندان آل سعود بسیار شکننده است و بنابر نظر اکثر کارشناس مسائل سیاسی، در آینده ای نزدیک، خاندان آل سعود دچار بحران جدی در به دست گرفتن قدرت خواهد شد.
یکی از معضلات بزرگی که خاندان آل سعود در طیّ دهه های اخیر با آن روبه رو بوده است، این است که مطابق قانون اساسی کشور عربستان، تنها پسران ملک عبدالعزیز، حق دارند پادشاهی عربستان را به دست گیرند و بعد از مرگ یکی از پسران او، پسر دیگر عبدالعزیز باید پادشاهی «عربستان» را در دست گیرد. با توجه به اینکه پسران عبدالعزیز همگی مسن هستند، احتمال اینکه در طی مدت کوتاهی یکی پس از دیگری فوت نمایند و تمام پسران عبدالعزیز از بین بروند، زیاد است.
این مسئله حتّی در مورد انتخاب ملک عبدالله نیز مشکلاتی ایجاد کرده بود که در نهایت حل شد؛ اما این نگرانی را در بین مسئولان «عربستان» ایجاد کرد که پادشاه آینده نیز ممکن است به مشکل ملک عبدالله گرفتار شود.
جریان این مشکل از این قرار است که تمامی پسران عبدالعزیز که واجد شرایط پادشاهی هستند، حداقل 70 سال سن دارند و فاصله ی سنی این پسران نیز از یکدیگر بسیار کم است. برای مثال ملک عبدالله که بعد از برادرش ملک فهد به حکومت عربستان رسید، بنا به قولی تنها چند ماه و بنا به قول دیگری سه سال از فهد کوچک تر بود و فاصله ی سنی عبدالله با برادر کوچک ترش شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز نیز بسیار کم است. بنابراین این اختلافات سنی کم، خود از یک سو موجب اختلافات شدید بین ملک عبدالله و شاهزاده سلطان بر سر جانشینی ملک فهد شده بود؛ اما به هر حال به دلیل اینکه ملک عبدالله عملاً قدرت را از سال 1996 م. در دست داشت، مشکل چندانی در بحث جانشینی فهد، پیش نیامد؛ اما با توجه به اینکه ولیعهد کنونی عربستان؛ یعنی شاهزاده سلطان نیز در حدود 85 سال سن دارد و وضعیت سلامتی اش نیز نامناسب است، احتمال اینکه در طی سال های آینده فوت نماید، زیاد است. بقیه ی پسران عبدالعزیز نیز همگی مسن هستند و به احتمال زیاد تعداد زیادی از آنان در عرض چند سال آینده فوت خواهند کرد. بنابراین به زودی باید شاهد انتقال قدرت از پسران ملک عبدالعزیز به نوادگان عبدالعزیز باشیم که این مسئله نیز خود به زودی بحران ها واقعی و منازعات و اختلافات داخلی شدیدی را در خاندان آل سعود پدید خواهد آورد.
این مسئله حتی از چشم خبرنگار روزنامه ی مشهور «فیگارو» نیز دور نمانده و این خبرنگار در مقاله ای با عنوان «عربستان: آبستن اختلافات داخلی آل سعود» به آن اشاره کرده است. بدین ترتیب هیچ بعید نیست که پس از مرگ ملک عبدالله که در سنین کهولت و پیری به سر می برد، عربستان صحنه ی کشمکش و درگیری خاندان آل سعود شود. این مسئله با روایات اسلامی که درباره ی آخرین خاندان پادشاهی «حجاز» قبل از ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) بیان شده اند، مطابقت زیادی دارد؛ زیرا در یکی از روایات آمده است:

«... وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت باکسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر (عج الله تعالی فرجه الشریف) ادامه یابد. حکومت های چند ساله پایان یافته و تبدیل به حکومت های چند ماهه و چند روزه شود...» (5)

بدین ترتیب همان گونه که بیان شد، به نظر می رسد که وضعیت خاندان پادشاهی آل سعود در «عربستان»، شباهت بسیار زیادی با آخرین خاندان پادشاهی «حجاز» در روایات مربوط به آخرالزمان دارد. گرچه این تطبیق قطعی و صددرصد نیست؛ اما توجه به آن و پی ریزی مناسبات سیاسی و نظامی شیعیان با عربستان بر پایه ی آن، خالی از اهمیت نیست. بدین صورت که با توجه به شباهت های یاد شده، شیعیان باید وضعیت داخلی خاندان پادشاهی عربستان را به دقت زیر نظر گیرند تا اختلاف ها و جنگ های داخلی این کشور در سال های آینده، گریبان گیر آنها نشود. از سوی دیگر، با مشاهده ی اختلافات داخلی در خاندان پادشاهی عربستان، باید بیش از پیش احتمال نزدیکی ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) را داد و مطابق این احتمال، آمادگی ها را در جهت استقبال از آن حضرت و دوری از فتنه های آخرالزمان، افزایش داد.
البته لازم به ذکر است که واقعاً ممکن است ملک عبدالله، پادشاه کنونی عربستان و خاندان آل سعود (خاندان پادشاهی عربستان)، آخرین پادشاه و آخرین خاندان پادشاهی حجاز نباشند و در آینده نیز پادشاهان دیگری در عربستان حکم برانند؛ اما به هر حال نمی توان شباهت ملک عبدالله و خاندان آل سعود را با روایت های ذکر شده درباره ی آخرین خاندان پادشاهی حجاز، نادیده گرفت. بنابراین بهتر است که توجه ویژه ای به وضعیت عربستان سعودی در عصر حاضر داشته باشیم.
البته توجه ما به این مسئله، به معنای دخالت در امور داخلی عربستان نیست؛ بلکه تنها گوش به زنگ بودن و آمادگی در برابر فتنه های آخرالزمان مدّ نظر ما است. در روایات نیز تمام اتفاقات مربوط به اختلافات داخلی منطقه ی «حجاز» در زمان نزدیک به ظهور، تنها گریبان گیر خاندان پادشاهی حجاز و ستمگران این سرزمین خواهد شد و شیعیان و سایر مسلمانان آزاده ی این خطه، تحت تأثیر این فتنه ها قرار نخواهند گرفت. بلکه اینان در کمال سلامت و آمادگی، مهدی موعود (عج الله تعالی فرجه الشریف) را در حرکت جهانی شان یاری می نمایند. درباره ی اینکه اختلافات داخلی بر سر قدرت در «عربستان»، تنها گریبان گیر ظالمان این سرزمین می شود، روایتی از امیرمؤمنان، حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است. ایشان می فرمایند:

«برای قیام قائم نشانه ها و علامت هایی است: نخست محاصره ی کوفه به وسیله ی کمین و خندق و به اهتزاز در آمدن درفش ها پیرامون مسجد بزرگتر. در این پیکار، قاتل و مقتول هر دو در آتش دوزخند...» (6)

طبق نظر علما از جمله حجت الاسلام کورانی، مراد از مسجد بزرگ تر «مسجد الحرام» است، نه «مسجد کوفه» و درفش های مخالف در «مکه» و حجاز با یکدیگر درگیر می شود و پرچم حقی میان آنها وجود ندارد. (7)
از روایت بالا می توان دریافت که فتنه های پیش آمده در حجاز بر سر به دست گیری قدرت، تنها در میان ستمکاران و گروه های اهل باطل پدید خواهد آمد. با توجه به نفوذ وهابیت در شبه جزیره ی عربستان طی قرون اخیر مفهوم روایت یاد شده، بهتر قابل درک است؛ زیرا با توجه به باطل بودن فرقه ی وهابیت و نفوذ فراوان این فرقه در بین مردم عربستان، می توان دریافت که احتمالاً مقصود امیرمؤمنان (علیه السلام) از درگیری های حجاز، درگیری بین بزرگان آل سعود و طرفدارانشان است (که عمدتاً وهابی هستند). با توجه به فرمایش معصومان (علیه السلام) از جمله روایت فوق از امیرمؤمنان (علیه السلام) می توان دریافت که به امید خدا شیعیان و سایر برادران اهل تسنن آزاده ی عربستان که گرفتار فتنه ی وهابیت نشده اند، در این فتنه ی بزرگ نیز آسیبی نخواهند دید.
روایتی را از یک کتاب عربی به نام «مائتان و خمسون علامه حتی ظهور الامام المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)» (8) بیان می کنیم که در صورت صحت آن، اطلاعات بسیار ارزشمندی را درباره ی وضعیت «عربستان» در نزدیکی زمان ظهور به دست می دهد. (9) در صفحه ی 122 این کتاب، حدیثی از حضرت محمد (ص) بیان شده است که به قرار زیر است: (10)

«عن مسند احمد عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یحکم الحجاز رجل اسمه علی اسم حیوان، إذا رأیته حسبته فی عینه الحول من البعید و اذا اقتربت منه لا تری فی عینیه شیئاً، یخلفه أخ له إسمه عبدالله، ویل لشعیتنا منع؛ اعادها ثلاثاً: بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحجه، بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحجه، بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحجه؛ (11)

از مسند احمد از پیامبر (ص) نقل شده است: «مردی در حجاز حکومت خواهد کرد که اسمش چون اسم حیوان است؛ هنگامی که او را از دور بینی، تصور می کنی که در چشمش انحراف وجود دارد و هنگامی که به او نزدیک می شوی، در چشمش چیزی نمی بینی؛ بعد از او برادرش که نامش عبدالله است، خلافت می نماید؛ وای بر شیعه ی ما از او... سپس سه مرتبه تکرار کردند: خبر مرگش را به من بشارت دهید تا من ظهور حجت را به شما بشارت دهم.»
شایان ذکر است که در کتاب یاد شده درباره ی این حدیث گفته شده: «هذا الخبر نقله إلیَّ أحد الفضلاء المطلعین؛ این خبر را یکی از انسان های فاضل و مطّلع برایم نقل کرده است.»
در صورتی که حدیث ذکر شده، حدیثی معتبر باشد و دقیقاً به همین شکل که بیان شد، در منبع اصلی اش نیز به همین ترتیب ذکر شده باشد، اطلاعات ارزشمندی را می توان از دل این روایت استخراج کرد. به طور مثال روایت ذکر می کند که در «حجاز شخصی که نامش همچون نام حیوان است، حکومت را به دست می گیرد؛ نکته ی عجیب اینکه پادشاه سابق «عربستان»؛ یعنی ملک فهد که تا قبل از سال 1382 ه‍.ش. یا سال 2005 م. سلطنت عربستان را به عهده داشت، انطابق بسیار زیادی با این بخش از روایت دارد؛ چرا که کلمه ی فهد در فرهنگ لغت عربی، به معنای یوزپلنگ است. (12)
عجیب تر اینکه روایت فرمودند: بعد از پادشاهی که نامش همچون حیوان است، برادرش عبدالله به پادشاهی می رسد. در عربستان کنونی نیز ملک عبدالله که برادر ملک فهد (فهد: یوزپلنگ) است، سلطنت را از سال 2005 م. و به دنبال فوت ملک فهد به عهده گرفته است. روایت ذکر شده در ادامه باین می دارد: «ویل لشیعتنا منه؛ وای بر شیعه ی ما از او». اما آیا ملک عبدالله سزاوار چنین توصیفی است؟
اگرچه در ماه های اول سلطنت ملک عبدالله بیان می شد که وی شخص معتدل و میانه رویی است و با ملک فهد که در زمان او حجاج شیعه در روز برائت از مشرکان به خاک و خون کشیده شدد، تفاوت دارد؛ اما گذشت زمان ثابت کرد که نه تنها خطر او برای شیعیان و سایر مسلمانان آزاده از ملک فهد کمتر نیست؛ بلکه ملک عبدالله به مراتب خطرناک تر بوده است.
با آنکه ملک عبدالله در طیّ سال های حکومتش تلاش نمود تا در ظاهر و در جریان مناسبات سیاسی با کشورهای منطقه، خود را فردی صلح طلب معرفی نماید؛ اما شواهد امر دقیقاً خلاف این نکته را ثابت کرده است؛ به طوری که از زمان آغاز رسمی سلطنت ملک عبدالله، حملات گروه های تکفیری تحت حمایت «عربستان» به شیعیان «عراق»، افزایش یافت و حتی هتک حرمت این گروه های تکفیری به «عتبات عالیات» و حرم ائمه (علیه السلام) در «عراق» بیشتر شد. از زمان آغاز سلطنت ملک عبدالله، مفتیان وهابی «عربستان» که تحت حمایت کامل خاندان آل سعود بوده و هستند، فتواهای بی شرمانه ای صادر نمودند که این فتواها به دست گروه های تکفیری عراقی تحت حمایت دولت عربستان سعودی اجرا و منجر به کشتارهای هر روزه ی شیعیان عراقی و انهدام زیارتگاه های معصومان (علیهم السلام) شد. علاوه بر این ملک عبدالله ارتباط بسیار قوی با «آمریکا» و اسرائیل برقرار نموده و بدین ترتیب به مسلمانان خیانت کرده است. این ارتباط تا بدانجا بوده که سران سعودی در زمان سلطنت ملک عبدالله، با جرج بوش رقص شمشیر و می گساری نمودند.
همچنین فارهای زیادی بر حجاج ایرانی به حدی بوده است که برخی از علما از جمله آیت الله مکارم شیرازی، بحث احتمال تحریم حج عمره را مطرح نمودند.
یکی از آخرین شاهکارهای ملک عبدالله در خیانت به شیعیان، دست داشتن دستگاه های اطلاعاتی عربستان سعودی به همراه دستگاه اطلاعاتی کشور خائن «اردن» در ترور شهید حاج عماد مُغْنیه بود که این مسئله خود یکی از ننگین ترین جنایات ملک عبدالله است.
جنایات دیگر این رژیم در سال های 1387 و 1388 ه‍.ش. در شهر مقدس «مدینه» به دست دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی عربستان و نیز نیروهای افراطی وهابی موسوم به نیروهای امر به معروف و نهی از منکر وابسته به دولت عربستان انجام شد و در طی آنها تعداد زیادی از شیعیان به شهادت رسیدند و تعداد دیگری نیز زخمی شدند. با توجه به مسائل گفته شده، به راحتی می توان دریافت که عبارت «ویل لشیعتنا منه» در روایت ذکر شده، کاملاً برازنده ی ملک عبدالله است.

پی نوشت ها :

1. عصر ظهور، مترجم: مهدی حقّی، صص 219، 220 و 221.
2. بحارالأنوار، ج 52، ص 157؛ عصر ظهور، صص 268.
3. بحارالأنوار، ج 52، ص 210؛ عصر ظهور، صص 267 و 268.
4. بحارالأنوار، ج 52، ص 210؛ عصر ظهور، ص 266.
5. بحارالأنوار، ج 52، ص 210؛ عصر ظهور، ص 266.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 273؛ عصر ظهور، ص 268.
7. عصر ظهور، ص 268.
8. حسنی طباطبایی، سید محمّدعلی، مائتان و خمسون علامه حتّی ظهور الامام المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) «دویست و پنجاه علامت تا زمان ظهور امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)».
9. http://www.noaim.net/vb/showthread.php?t=19569
http://www.aljnan.net/forum/showthread.php?t=964
http://www.waffaa.net/vb/showthread.php?t=5623
http://www.sharq1.com/vb/showthread.php?p=38668
مائتان و خمسون علامه حتّی ظهور الامام المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)، ص 122.
10. همان، ص 122.
11. همان.
12. انطون الیاس، فرهنگ نوین عربی - فارسی، مترجم: سید مصطفی طباطبایی، ص 515.
http://ar.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%AF

برچسب‌ها: 

تواشیح گروه همخوانی و مدیحه سرایی بین المللی اسوه

آلبوم بشارت

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت فایل با کیفیت خوب با فرمت mp3  حجم فایل:  -1 bytes

کتاب آسمانی ما مسلمانان - قرآن کریم- که آخرین وحی مکتوب به آخرین رسول خداست، کامل‌ترین کتاب راهنمای بشریت در همه‌ی ابعاد زندگی است.
با مقایسه‌ی کتب آسمانی ادیان زنده‌ی جهان به صراحت درمی یابیم که قرآن، کتابی است از گذشته و برای حال و آینده. آینده ای که خود وعده‌ی میراث برروی زمین و حکومت آن را به صالحان داده است.
این کتاب آسمانی کامل، وعده‌ها، نویدها و بشارات زیادی را در مورد آینده‌ی جهان، ظهور حضرت مهدی (عج) و برپایی حکومت الهی وی داده است.
فهرست سوره‌ها و آیاتی از منابع معتبر تفسیری و روایی مختلف درباره‌ی منجی موعود از قرآن کریم به شرح زیر آمده است که در ادامه‌ی این بخش به 20 مورد از این آیات خواهیم پرداخت و مطالعه‌ی بقیه‌ی آیات را به خواننده‌ی محترم توصیه می‌نماییم.
نام سوره آیات مرتبط
بقره: آیات 3-1 و 124 و 148 و 155
آل عمران: آیات 83 و 200
نساء: آیات 47 و 59 و 69 و 777 و 159
مائده: آیات 14 و 54
انعام: آیات 44 و 89،158
اعراف: آیات 1 و 53 و 128 و 157 و 159
انفال: آیه 39
توبه: آیات 33 و 34 و 36
یونس: آیات 20 و 24 و 35
هود: آیات 8 و 80 و 8866
یوسف: آیه 110
ابراهیم: آیات 38-36 و 87
حجر: آیات 10 و 38 و 45
اسراء: آیات 6-4 و 8 و 33 و 81
میم: آیات 37 و 75
طه: آیات 110 و 115 و 135
انبیاء: آیات 15-11 و 105
حج: آیات 39 و 41 و 60
مومنون: آیه 101
طور: آیات 3-1
نور: آیات 35 و 55
فرقان: آیات 11 و 26
شعراء: آیات 4 و 205 و 206 و 227
نمل: آیه 62
قصص: آیه 5
روم: آیات 5-1
سجده: آیات 21 و 29
سباء: آیات 18 و 54-51
صافات: آیات 83 و 171 و 172
ص: آیه 88
زمر: آیات 69 و 74
فصلت: آیات 16 و 17 و 53
شوری: آیات 1 و 2 و 21-18 و 24 و 41 و 45
زخرف: آیات 28 و 66
دخان: آیات 4-1
جاثیه: آیه 14
محمد: آیه 18
فتح: آیات 25 و 28
ق: آیات 41 و 42
ذاریات: آیه 23
انشقاق: آیه 19
قمر: آیات 1 و 2
رحمن: آیه 41
حدید: آیات 16 و 17
ممتحنه: آیه 13
صف: آیات 8 و 9
ملک: آیه 39
معارج: آیات 3-1 و 26 و 44
جن: آیات 24
مدثر: آیات 11-8 و 19 و 20 و 31
تکویر: آیات 15 و 16
بروج: آیه 1
طارق: آیات 15 و 16
غاشیه: آیات 4-1
فجر: آیات 4-1
لیل: آیات 1 و 2
قدر: آیه 5
بینه: آیه 5
عصر: آیات 3-1

1- سوره‌ی نور آیه‌ی 55:
خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده فرموده [داده است] که آنان را در زمین خلافت دهید، چنانچه امم پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند.
امام سجاد (ع) این آیه را تلاوت نموده و فرمود:

«آنها به خدا سوگند شیعیان ما اهل بیت هستند. (خداوند) این کار را به دست مردی از ما انجام خواهد داد، و اوست مهدی (عج) امت و هم اوست که رسول خدا (ص) درباره‌اش فرمود:»

چنانچه جز یک روز از دنیا باقی نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش، نام من است بیاید و زمین را پر از عدل و قسط کند هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
2- سوره‌ی نور آیه‌ی 35:
خداوند نور آسمان و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن چراغی باشد و آن چراغ، در میان شیشه ای که تلألو آن گویی ستاره ایست درخشان و روشن از درخت زیتون که با آن که نه شرقی و نه غربی است، شرق و غرب گیتی بدان فروزان است و بی آن که آتشی روغن آن را برافروزد خود به خود جهانی را روشنی بخشد، که پرتو آن نور حقیقت بر روی نور معرفت قرار گرفته و خداوند هر که را خواهد به نور خویش هدایت فرماید.
امام علی(ع) فرمودند:
«آن نور هدایت خداوند، قائم ما مهدی (عج) است».(2)
از آیه و روایت فوق چنین استنباط می‌شود که آن نور هدایتگر که روشنی بخش شرق و غرب گیتی است وجود مقدس حضرت مهدی موعود (عج) می‌باشد که انوار قدسی او سراسر گیتی را با ظهورش روشن می‌کند.
3- سوره‌ی انبیاء آیه‌ی 105:
و به راستی که ما پس از نوشتن در ذکر (تمام کتب آسمانی گذشته یا تورات) در زبور نیز نگاشتیم که البته بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد.
از امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) روایت شده است که فرمودند:
«بندگان صالح مذکور در این آیه که زمین را به ارث می‌برند، قائم (عج) و اصحاب او هستند».(3)
4- سوره‌ی قصص آیه‌ی 5:
و ما اراده کردیم بر آنان که در زمین مستضعف شدند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.
امیرالمومنین (ع) در تفسیر این آیه فرموده‌اند:
«ایشان، آل محمد (ص) هستند. خداوند مهدی آل محمد (عج) را برمی انگیزاند تا توسط او مومنان را عزیز و دشمنان را ذلیل و زبون گرداند».(4)
5- سوره‌ی مائده آیه‌ی 54:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید هر که از شما از دین خود برگردد [مرتد شود]، به زودی خداوند قومی را که دوستشان دارد و آن‌ها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند [سخت گیرند] برمی انگیزد و به عرصه می‌آورد.
سلیمان بن هارون عجلی گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می‌فرمود:
«به درستی که برای صاحب این امر (اصحاب و یاران) محفوظند. اگر همه مردم از بین بروند خداوند اصحابش را گرد او جمع می‌کند و آن‌ها هستند که خداوند درباره‌شان فرموده است: به زودی قومی را که دوستشان دارد و... تا آخر آیه.» (5)
6- سوره‌ی اعراف آیه‌ی 53:
آیا [کافران که منکر آیات خداوند و نتایج اعمالشان هستند] انتظار می‌کشند؟ منتظر رسیدن تأویل آیات و تحقق یافتن روز موعودند؟ روزی که تأویل آیات فرا رسد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«این آیه از آیاتی است که تأویل آن‌ها بعد از تنزیلشان می‌باشد و (تأویل این آیه نیز) در دوران حضرت قائم (عج) است».(6)
7- سوره‌ی اعراف آیه‌ی 128:
موسی به قوم خود گفت از خداوند یاری خواهید و صبر کنید، به درستی که زمین از آن خداوند است و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را واگذار نماید و سرانجام کار مخصوص پرهیزگاران است.
امام باقر(ع) فرمودند:
«در کتاب علی (ع) چنین یافتم که پس از ذکر این آیه، حضرت فرموده‌اند: من و اهل بیتم کسانی هستیم که خداوند زمین را به ما منتقل ساخته و ماییم پرهیزگاران.» (7)
8- سوره‌ی توبه آیه‌ی 33:
اوست خدایی که ر سول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم برتری و تسلط دهد، هر چند که مشرکان ناراضی و مخالف باشند.
ابوبصیر روایت می‌کند که امام صادق (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز صدق نکرده است و نخواهد کرد، تا این که قائم (عج) خروج نماید. پس چون خروج کند، هیچ مشرکی باقی نماند مگر این که خروج او را اکراه دارد، تا جایی که اگر کافر یا مشرکی در دل سنگ مخفی باشد آن سنگ گوید: ای مومن در شکم من کافری هست، مرا بشکن و او را بکش».(8)
9- سوره‌ی اسراء آیه‌ی 81:
و بگو که حق آمد و باطل نابود شد که همانا باطل خود سزاوار محو و نابودی است.
امام محمدباقر(ع) فرمودند:
«این آیه اشاره به ظهور قائم (ع) دارد که هر گاه بپا خیزد دولت باطل از بین برود و زایل گردد».(9)
10- سوره مریم آیه 75:
[ای رسول ما به امت] بگو کسانی که گمراهی را برگزینند، خداوند رحمان به آنان افزونی بخشد... تا آن ساعت که وعده‌ی عذاب را به چشم خود ببیند که یا در دنیا طعم عذاب و اسیری چشند، یا ساعت قیامت، وی را فرا رسد و به زودی خواهند دانست که از مومن و کافر کدام یک روزگارش بدتر و سپاهش ضعیف‌تر است.
امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
«منظور از زمان چشیدن طعم عذاب و اسیری در دنیا برای گمراهان هنگام خروج حضرت قائم (عج) است».(10)
11- سوره حج آیه 41:
کسانی که اگر در روی زمین آنان را تمیکن و اقتدار دهیم نماز بپا می‌دارند و زکات به مستحقان می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچکس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها در دست خداست.
امام محمدباقر (ع) در مورد این آیه فرمودند:
«این برای مهدی آل محمد (عج) و اصحاب او است، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آن‌ها درآورد و دین را آشکار سازد و خدا به وسیله او و یارانش بدعت‌ها و باطل را از بین می‌برد... تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود».(11)
12- سوره فرقان آیه 26:
پادشاهی حق در آن روز، خاص خدای رحمان است و بر کافران که محکوم به دوزخند روز بسیار سختی خواهد بود.
از معصوم (ع) روایت است که فرمودند:
«همانا فرمانروایی امروز (و پیش از امروز) و بعد از امروز از آن خدای رحمان است. ولی چون قائم (عج) بپاخیزد جز خدای عزوجل عبادت نخواهد شد».(12)
13- سوره نمل آیه 62:
... آن کیست که دعای بیچارگان مضطر را به اجابت می‌رساند و رنج و غم را برطرف می‌سازد و شما را جانشینان زمین قرار می‌دهد.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«این آیه درباره قائم از آل محمد (ص) نازل شد، اوست به خدا سوگند آن مضطر، هنگامی که در مقام ابراهیم خروج کند و دو رکعت نماز گذارد و به سوی خداوند دعا کند، پس او را اجابت نماید و ناراحتی را برطرف می‌سازد و او را خلیفه در زمین قرار می‌دهد».(13)
14- سوره سجده آیه 29:
[ای رسول ما] بگو! در روز پیروزی، ایمان کسانی که کفر ورزیدند سودی به حالشان نخواهد داشت و مهلت داده نخواهند شد.
امام صادق (ع) فرمودند:
«منظور از روز پیروزی در این آیه، روزی است که دنیا بر روی حضرت قائم (عج) گشوده می‌شود. کسی که پیش از آن هنگام مومن نبوده و بعد از این فتح یقین کند، ایمانش نفعی به حالش نخواهد داشت. ولی هر کس پیش از آن ایمان داشته و منتظر ظهورش بوده، ایمانش سودمند خواهد بود و خداوند مقام و شأنش را نزد امام قائم (عج) بزرگ خواهد ساخت.» (14)
15- سوره فصلت آیه 53:
به زودی آیات و نشانه های خود را در جهان هستی و در جان خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که او حق است.
امام محمدباقر(ع) فرمودند:
«این آیه در مورد خروج حضرت قائم (عج) است که خلق او را خواهند دید».(15)
16- سوره فتح آیه 28:
اوست؛ خدایی که رسول خود را با هدایت [قرآن] و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان مسلط و غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کافی است.
امام صادق(ع) فرمودند:
«این آیه در مورد قائم آل محمد (عج) می‌باشد، او امامی است که خداوند او را بر همه‌ی ادیان ظاهر و غالب می‌سازد، پس زمین را از قسط و عدل پر می‌کند،هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.» (16)
17- سوره ق آیه 41 و 42:
و آن روز منادی حق از جای نزدیک ندا خواهد کرد، گوش فرا دار، روزی که (خلق) آن صیحه را به حق بشنوند، آن هنگام روز خروج است.
امام جعفرصادق (ع) درباره‌ی تفسیر این دو آیه شریفه فرمودند:
«منادی به نام قائم (عج) و پدرش (ع) ندا می‌دهد و» صیحه در این آیه، صدای آسمانی است که در روز خروج حضرت مهدی (عج) شنیده می‌شود. (17)
18- سوره تکویر آیه 15 و 16:
سوگند به آن ستارگان که حرکت کرده و پنهان می‌شوند.
امام محمدباقر(ع) فرموده‌اند:
«کلمه‌ی خنّس در این آیه، امامی است که در زمان خودش هنگامی که اطلاع مردم از او قطع گردد سال دویست و شصت پنهان می‌شود، سپس هم چون ستاره‌ی تابان در تاریکی شب آشکار می‌گردد، اگر آن دوران را درک کنی دیده‌ات روشن می‌شود».(18)
19- سوره فجر آیه 4-1:
سوگند به فجر [سپیده دم که جهان روی روشنایی می‌بیند] و سوگند به شب‌های ده گانه و سوگند به حق جفت و به حق فرد، قسم به شب آنگاه که به روز روشن مبدل شود.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«منظور از فجر، سپیده دمی است که جهان را روشن می‌کند، که همان قائم آل محمد (ص) و ظهور اوست».(19)
20- سوه هود آیه 86:
یکتا بازمانده‌ی خدا برای شما بهتر است، اگر مومن هستید.
امام محمدباقر (ع) در تأویل این آیه فرمودند:
«هنگامی که مهدی (عج) ظاهر شود، اولین سخنی که بر زبان مبارکش جاری می‌شود این آیه‌ی شریفه است».(20)

پی نوشت ها :

1. تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 152.
2. ترجمه المحجه، ص 262.
3. ترجمه المحجه، ص 250 و 251.
4. تفسیر صافی، ج 4، ص 80.
5. کتاب الغیبه، ص 170- بنابیع الموده، ص 422.
6. ترجمه المحجه، ص 129.
7. کافی، ج 1، ص 407- تفسیر نمونه، ج 6، ص 312- تفسیر برهان، ج 2، ص 27.
8. کمال الدین، ج 2، ص 670- بحارالانوار، ج 51، ص 50.
9. روضه کافی، ص 287.
10. کافی، ج 1، ص 431.
11. تفسیر قمی، ج 2، ص 87- تأویل الآیات الظاهره، ص 343.
12. ترجمه المحجه، ص 275.
13. تفسیر قمی، ج 2، ص 129.
14. منتخب الاثر، ص 470- ترجمه المحجه، ص 305- تأویل الآیات الظاهره، ص 445.
15. ترجمه المحجه، ص 328- کتاب الغیبه، ص 143.
16. تفسیر قمی، ج 2، ص 317- ترجمه المحجه، ص 358.
17. ینابیع الموده، ص 429- تفسیر قمی، ج 2، ص 327.
18. کافی، ج 1، ص 341.
19. تأویل الآیات الظاهره، ص 792.
20. بحارالانوار، ج 52، ص 192.

برچسب‌ها: 
Subscribe to RSS - بشارت

دسته بندی