نام کتاب: روش روشن در وظایف زمان غیبت

نویسنده: مهدی صدری

ناشر: دلیل ما

سال انتشار: 1396

نوبت چاپ: پنجم

قیمت: 8000 تومان

تعداد صفحه: 168

شابک:  ۹۷۸۹۶۴۳۹۷۸٠۶۸

زبان کتاب:  فارسی

نوع جلد: شومیز

 

این کتاب در پنج فصل به شرح وظایف شیعیان در عصرغیبت حضرت مهدی(عج) پرداخته است.

اولین فصل بیانگر برتری مومنان زمان غیبت بر سایرین است و از جمله دلایل این برتری، تحمل مشکلات و حفظ عقیده در طوفان بلاها شمرده شده است. فصل دوم به تبیین وظایف انسان در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) پرداخته و 16 اصل کلی را اعلام کرده است. آنگاه حفظ حب و بغض و الگوگیری از معصومین(ع)، انتظار فرج، رعایت تقیه و ... از مهمترین وظیفه های یک شیعه برشمرده شده است. سومین فصل بحث شناخت امام زمان(عج) را مطرح کرده و نص بر امامت حضرت و اوصاف ایشان و نشانه های معرفت به وجود نازنین مهدی فاطمه(عج) را شرح داده است. شناخت علائم ظهور از جمله خروج سفیانی، قتل نفس زکیه، صیحه آسمانی، نزول حضرت عیسی(ع) و ... در چهارمین فصل بیان شده است. آخرین فصل به وظایف نزدیک ظهور برای شیعیان پرداخته و روایاتی در باره پنهان شدن از سفیانی، یاری یمانی، رفتن به مکه، سپاسگزاری خداوند جهت درک دولت کریمه و ...آورده شده است.

این کتاب در 168 صفحه رقعی توسط حجت الاسلام مهدی صدری به رشته تحریر در آمده است.

گزیده ای از خطبه (6) نهج البلاغه ...

در مسیر پیروی از دین اسلام یک مسیر باز و دولت حق است و مسیر دیگر تقیه می باشد که با وجود هر شرایطی و بدون اطلاع دشمن حرکت می کنند.

دریافت مباحث بالا با دانلود سخنرانی زیر:

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت باکیفیت خوب mp3  حجم فایل:  -1 bytes

قال الامامُ علی (ع) : « المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فی سبیل اللّه » (1).

تشبیه در هر زبانی از یک نوع قاعده منطقی عام پیروی می کند که تکیه بر استدلال و خِرد دارد، و تابع ذوقیّات محض و هنر مطلق نیست.

تشبیه نوعی تصرّف ذوقی است امّا با قانونمندی عقلی، نوعی کاربرد هنری است امّا با شیوه ای خِردپذیر.

اگر اشک را به شبنم، و گونه های طفلی یتیم را به گلبرگ تشبیه می کنند، اولی از جهت زلالیّت و طهارت و دیگری از باب لطافت و زیبایی است.

اگر دلاوران را به کوه، و فریاد بلندشان را به رعد همانند می کنند، اولی از نظر صلابت و پایمردی، و دیگری از حیث مهابت و خروشندگی است.

اینجا نیز اگر منتظران ظهور، به در خون طپیدگان راه خدا تشبیه شده اند، همه می پذیرند که باید نوعی یکسانی و همانندی بی نشان برقرار باشد. امّا از چه جهتی؟

آیا می توان پذیرفت که در این روایت نورانی، تنها وجه تشبیه بین منتظِر و سردار بخون طپیده راه خدا، در اجر و پاداش قیامت است؟

متأسّفانه مقدّمه بسیاری تحریفات در اسلام مقدّس، اکتفا به تحلیل های ساده اندیشانه عوام پرور و دریافت و القای مضامین خنثی و غیر مسئولیت آور از بخشی تعالیم حیاتی و انسان ساز اسلام است.

امری که باعث شده است تا به عنوان مثال، یکی از ناب ترین تعالیم مبارزاتی اسلام یعنی «تقیّه» در چنبره سیاست دغل پیشه گان، تا حدّ گوشه نشینی و بی تفاوتی و تا مرز تسلیم و کرنشی ذلیلانه در برابر نیروی مسلّط باطل سقوط کند. و یا توکّل که یکی از عالی ترین جلوه های عرفان انسانهایی مۆمن و مدیر و سختکوش است، به یکی از ابزارهای خمودی و سستی تن پرورانِ مۆمن نما، تبدیل شود.

با توجّه به این مقدّمه، اگر در این حدیث حماسه ساز، تنها به اجر و ارزش منتظران اشاره شده و نسبت به فهم انتظار سخنی به میان نیامده باشد، در حقیقت راه تحریفی دیگر بر منحرفین گشوده گشته است.

در این صورت آنان که انتظار را دست روی دست نهادن و در خانه نشستن و دیده به در دوختن می شمارند و آنها که انتظار را تسلیم به وضعیّت انحراف آلوده موجود و امیدوار بودن به وضعیّت ایده آل در آینده می دانند، چه مانع ورادعی دارند که اجر شهید به خون طپیده راه خدا را، برای منتظرانی از این قبیل اثبات کنند؟

براستی در این صورت بحث هماهنگی و همخوانی کلیه تعالیم اسلامی را چگونه می توان تفسیر کرد؟

اینکه کلیه احکام و فرامین اسلام مجموعه ای هماهنگ و نظام گرفته را تشکیل می دهد و در هر زمینه ای نوعی قانونمندی واحد بر آن حکومت دارد، نشان می دهد که عظمت اجر و پاداش جز به تناسب میزان دشواری عمل و کثرت رنج در راه خدا نیست. نمی شود قبول کرد کسی که به همه تعلقاتش پشت کرده، از همه لذت ها و خوشی ها دست شسته و شب و روزش را در مجاهدت و جانبازی به سر آورده، با آنکس که هر جور خواسته زندگی کرده، و هر چه دلش مایل بوده خورده و پوشیده، و هر گونه که توانسته به لذت بردن و کامرانی پرداخته، اجری برابر داشته باشد.

این است که باید پذیرفت که این فرمایش پر ارزش امام معصوم (علیه السلام)، بیش از آنکه در صدد بیان عظمت اجر و پاداش منتظران در روز قیامت باشد، به کیفیت انتظار نظر دارد.

انتظار را نوعی مبارزه می شمارد و سختی های راه پرنشیب و فراز انتظار را خاطرنشان می سازد.

منتظِر را تلاشگری نستوه می داند که در برابر هر انحرافی می ایستد و باالهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش در راه اصلاح خود و جامعه اش به جهاد و مقاومت می پردازد و آنقدر می کوشد تا شایستگی همانندی و همنوایی با مجاهدان فی سبیل اللّه را بیابد و عاقبت در این مسیر به چنان اوجی دست می یازد که مثیل و نظیر شهیدان بخون خفته راه خدا گردد. و این است مفهوم انتظار!

پی نوشت :

1. بحار الأنوار، ج 52، ص: 123

در آستانه ظهور، مسئوليت بسيار سنگين فعالان و منتظران امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ، مراقبت از خويش است؛ تا با هجوم فساد و ناهنجاري‌ها در جامعه، مبارزه کنند و خود را هم از تيررس دشمن بزرگ که هواي نفس و وسواس خناس، شيطان رجيم است ـ دور نگه دارند.
به همين خاطر، ائمه اطهار عليهم السلام  براي دوستداران امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  و منتظران حقيقي ايشان در عصر غيبت، نصايح و راه کارهايي بيان کرده‌اند که به اختصار برخي از آنها را به نگارش در مي‌آوريم.

۱- ايمان و تقواي الهي ‏
از آن‌جايي که شيعيان، منسوبين به ائمه اطهار عليهم السلام  هستند ـ به خصوص، منتظران که دل‌باخته امام خويش هستند ـ کاري نمي‌کنند که حضرت، پيش خدا شرمنده شود. هر چند صاحب‌الامر عليه السلام  را نمي‌بينند، ولي خواسته او را مي‌دانند و در جلب رضايتش مي‌کوشند. اعتقاد به وجود امامي حيّ و زنده، تأثير عميق و سازنده‌اي در شخصيت يک مسلمان دارد؛ به گونه‌اي که هميشه در صدد است که گوش به فرمان آن حضرت باشد و اعمال و رفتارش را با آنچه که شايسته آن حضرت است، تطبيق دهد و افتخار اطاعت و رضايت خاطر او را براي خود کسب نمايد. لذا گوش و دل به فرمايشات امام داده و با نگاه به روايات، آنچه او مي‌طلبد انجام مي‌دهد.
امام صادق عليه السلام  در اين باره فرموده است: «من سرّه ان يکون من اصحاب القائم فلينتظر وَ ليَعمَل بالورع و محاسنِ الاخلاق و هو منتظر».۱ در اين حديث، امام صادق عليه السلام  از جمله اوصاف ياران امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  را پرهيزکاري و تقواي الهي دانسته و خُلق نيکو را سفارش کرده است. همان طور که روايت ديگري، پرهيزکاري را از دين امامان خوانده۲ و در نامه‌اي که خود امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  به مرحوم شيخ مفيد نوشته‌اند، سفارش به تقواي الهي کرده‌اند. همان وجود مقدس و نوراني در روايت ديگري به شيعيان و علاقه‌مندان خويش مي‌فرمايد: «فليعمل کُلُّ امرئ منکم يَضرَبُ به من محبّتنا و ليَتَجَنَّب ما يُدينه مِن کرَاهتِنا و سَخَطِنا، فَاِنّ اَمرَنا بغتَةٌ، فَجأةٌ حينَ لا تَنفَعُهُ توبةٌ و لايُنجيهٍ مِن عقابِنا نَدَمٌ علي حَوبَةٍ؛3 پس هر يک از شما بايد آنچه را که موجب دوستي ما مي‌شود، پيشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودي ما مي‌گردد، دوري گزيند؛ زيرا امر ما به يکباره و ناگهاني فرا مي‌رسد و در آن زمان، توجه و بازگشت براي کسي سودي ندارد و پشيماني از گناه، کسي را از کيفر ما نجات نمي بخشد».
در طول تاريخ نيز آنچه که بر انبياي الهي و معصومين عليهم السلام ، سخت و گران مي‌آمد، فقدان معنويت در جامعه بود. متأسفانه پاکي، پاکدامني، صداقت و درستکاري، تعاون و همکاري، گذشت و ايثار، احسان و نيکوکاري جاي خود را به هواپرستي و شهوت‌راني، دروغ و دغل‌بازي، خودمحوري و موقعيت‌جويي، خيانت و جنايت، زياده خواهي و افزون‌طلبي داده است و همين هم باعث دوري شيعيان از امام خويش شده؛ تا جايي که حتي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  مي‌فرمايد: «هيچ چيز، ما را از شيعيان جدا نکرده است مگر آنچه از کارهاي ايشان که به ما مي‌رسد؛ اعمالي که خوشايند ما نيست و از شيعيان، انتظار نداريم.»4
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  نيز به دنبال زنده کردن همين حقيقت معنوي؛ يعني ايمان و تقواي الهي است که بنا به فرموده قرآن شريف هر جامعه‌اي که آن را داشته باشد، خداوند برکت‌هاي آسماني و زمين را بر آن جامعه مي‌گشايد: «و لو انّ اهل القُري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الارض». امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  نيز انسان‌ها را دعوت به ايمان مي‌کند؛ چرا که امام باقر عليه السلام  مي فرمايد: «اذا قام القائم عرض الايمان علي کل ناصب فإن دخل فيه بحقيقة و الاّ ضرب عنقه؛6 هنگامي که قائم، قيام کند، ايمان را بر هر ناصبي (دشمن اهل بيت عليهم السلام ) عرضه مي‌کند، اگر به راستي آن را بپذيرد، از او مي‌گذرد و گرنه گردنش را مي‌زند».
بنابراين با توجه به اهميت موضوع، بايد تا قبل از ظهور امام، خود را مسلّح به سلاح ايمان و تقواي الهي بکنيم تا بتوانيم از اين اوضاع نابسامان اخلاقي روزگار، رهايي يافته و سالم بمانيم.

۲- امر به معروف و نهي از منکر
از جمله مسائل اجتماعي که خداوند در قرآن، اهميت فراواني براي آن قائل شده و قوام اجتماع را نيز به آن دانسته، امر به معروف و نهي از منکر مي‌باشد، که از اهم واجبات شمرده شده است. قرآن مي‌فرمايد:« و َلتَکُن مِنکُم اُمَّةً يَدعُونَ اِلَي الخَيرِ و يَأمرون بالمعروف و يَنهَونَ عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛7  بايد از ميان شما، کساني باشند که دعوت به نيکي و امر به معروف و نهي از منکر کنند و آنها همان رستگارانند».
امام اميرالمؤمنين عليه السلام  در نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: «تمام اعمال و کارها، حتي جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهي از منکر مانند قطره‌اي در مقابل يک درياي بزرگ و پهناور است». 8
دايره امر به معروف و نهي از منکر آن قدر گسترده است که تمام زواياي زندگي فردي و اجتماعي مسلمين را در بر مي‌گيرد و محور اصلي آن، ترويج خوبي‌ها و ممانعت از زشتي‌ها در جامعه است. اهميت اين فريضه از آن جهت است که تغيير در رفتار اجتماع و گرايش مردم به اعمال نيک، پيش‌نياز ضروري انقلابِ جهانيِ مصلح بشريت است؛ زيرا ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  نيازمند جامعه‌اي است که آماده پذيرش اخلاقيات و اعتقادات الهي است.
امام باقر عليه السلام  مي‌فرمايد: «امر به معروف و نهي از منکر، راه پيامبران و روش صالحان و فريضه بزرگي است که به سبب آن، فرايض بر پا، راهها امن، کسب‌ها حلال، مظالم (به صاحبانش) باز گردانده، زمين آباد و حق از دشمنان گرفته مي‌شود و امر (حکومت اسلامي) تحکيم مي‌يابد».9
به همين علت از جمله کارهاي فرهنگي حضرت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ، زنده کردن امر به معروف و نهي از منکر است:«المهدي و اصحابه…. يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر».10
در حقيقت، نهي از منکر ـ که يکي از شاخصه‌هاي حکومت الهي است ـ تنها به زبان انجام نخواهد شد؛ بلکه در عمل نيز بايد با منکرات و زشتي‌ها مقابله شود؛ تا در جامعه، جايي براي فساد و رذايل اخلاقي نماند و محيط زندگي از زشتي‌ها پاک گردد. در دعاي ندبه نيز نسبت به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  عرض مي‌کنيم: «اينَ طامِسُ آثارَ الزّيغِ وَ الاَهواءِ، اَينَ قاطِعُ حَبائِلِ الکِذبِ و الاِفتِراءِ؛11 کجاست آن کسي که ريسمان‌هاي دروغ و افتراء را ريشه‌کن کند؟»

۳- صبر وتحمل در مقابل مشکلات
قرآن شريف، راه رستگاري را پايداري و استقامت در برابر مشکلات و هوس‌هاي دنيوي دانسته و مي‌فرمايد: «يا أيّها الذين ءَامنوا اصبُروا و صابروا وَ رابطوا و اتّقوا اللهَ لعلّکم تفلحون».12
امام باقر عليه السلام  درباره تفسير اين آيه فرموده است: « اصبروا علي اداءِ الفرائض و صابروا عَدُوّکم و رابطوا اِمامَکم(المنتظَر)؛۱3 بر انجام واجبات الهي صبر کنيد و در برابر دشمنان پايداري کنيد و مراقب امامتان (که به انتظارش هستيد) باشيد». و در روايت ديگري فرموده‌اند: «و يرابط الذين آمَنوا و يصبرونَ و يصابرون حتي يحکمُ اللهُ و هو خير الحاکمين؛14 آنان که اهل ايمانند، مراقب بوده و صبر مي‌کنند و يکديگر را به بردباري سفارش مي‌نمايند تا زماني که خداوند حکم فرمايد و او، بهترين حاکمان است».
با توجه به اينکه سنت و سيره ائمه معصومين عليهم السلام ، صبر و تحمل در مقابل مشکلات و ناهنجاري‌ها بوده و حتي در مقابل حکومت غاصب و نامشروع زمانه خويش صبر مي‌کردند و گاهي تقيه در پيش مي‌گرفتند. براي آماده‌سازي زمينه ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف  نيز سفارش نموده‌اند که: «مِن دين الائمة الورع….. و انتظار الفرج بالصبر ؛۱5 از دين امامان، پرهيزگاري... و انتظار فرج با صبر و شکيبايي است». لذا رمز موفقيت اخلاقي در عصر ظهور، تقوا، پرهيزگاري، صبر و تحملي است که ائمه طاهرين عليهم السلام  ما را به آن سفارش نموده‌اند.
پی نوشت ها:
۱‏. غيبت نعماني، ص ۲۰۰. ‏
۲‏. مِن دين الائمة الورع...، بحار الانوار، ص ۵، ج۱۲۲. ‏
3‏. بحار الانوار ج ۵۳، ۱۷۶. ‏
4‏. همان، ص ۱۷۷. ‏
5‏. اعراف /۹۶.
6‏. بشارة الاسلام ص ۲۳۹ و ۲۶۱. ‏
7. آل‌عمران /۱۰۴‏.
8‏. نهج‌البلاغه حکمت / ۳۷۴ ‏.
9‏. بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۴۷. ‏
10‏. تاويل الآت، ص339.
۱1‏. مفاتيح الجنان، دعاي ندبة. ‏
۱2‏. آل عمران / ۲۰۰ ‏.
۱3‏. غيبت نعماني ص199.
۱4‏. همان.
۱5‏. بحار الانوار، ج ۵، ص ۱۲۲.

برچسب‌ها: 

عنوان کتاب: ظهور نور
موضوع : مهدویت
نویسنده: علی سعادت پرور، ترجمه سید محمد جواد وزیری
نشر: تهران، سنا
نوبت : چاپ سوم، 1377
تعداد صفحات: 170 صفحه
فرمت:  pdf
 
این نوشتار، گزارشی از تاریخ زندگانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مسئله رجعت است. مؤلف ابتدا با ارائه سیمای کلی از حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ذکر خصوصیات، شمایل، حالات و علم امام در کودکی، روایات امامت آن حضرت، علت مخفی بودن ولادت، علت انکار منکرین، فضیلت انتظار و برخی مسائل دیگر از هنگام ولادت تا غیبت صغرا می پردازد. سپس به بررسی روایات مربوط به غیبت صغرا و کبرا و مسائلی هم چون : نواب اربعه، علت غیبت، اوضاع و وظایف شیعه، حکم تقیه، زندگی ونحوه دیدار امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در غیبت کبرا می پردازد. نشانه های ظهور، حوادث ایام حکومت و رجعت، از دیگر مباحث این کتاب است.
 

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

«شاخص های انتخاب شایسته در نگاه حضرت مهدی(عج)»
زندگی، صحنه وقوع انتخاب های ماست و این، فصل ممیز انسان و عامل صعود یا سقوط اوست؛ چرا که بعضی از انتخاب ها نسبت به بعضی دیگر از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند و اقدام صحیح یا ناصحیح در این مورد، سودها و یا خسارت های بی شماری را به دنبال دارد. حال که چنین است برای انتخاب درست، نیازمند معیار هستیم و قبل از هر انتخابی باید، معیارهای گزینش صحیح در آن مورد را بیابیم. از مهمترین انتخاب، گزینش کسی برای سرپرستی و وکالت در پاره ای از کارهای مهم ماست، اما آیا تا به حال اندیشیده ایم که چه معیارهایی برای انتخاب یک وکیل و سرپرست خوب وجود دارد. توجه به سیره ی حضرت مهدی(عج) در انتخاب وکیلان و نائبان خویش در عصر غیبت صغری، آینده ی خوبی است برای رهیافتن به معیارهای یک انتخاب درست برای ما و امت اسلامی.
شاید تصور شود کسانی مورد گزینش امام عصر (عج) می شود که در معارف اسلامی، صاحب رأی و برجسته باشند، اما گرچه اسلام شناسی یکی از مؤلفه های مهم انتخاب است، اما این همه مطلب نیست.
با توجه به تاریخ عصر غیبت صغری، متوجه می شویم یکی از ملاک و معیارهای انتخاب نواب اربعه، بصیرت و بینش آنان در مسائل سیاسی و اجتماعی بوده است. با این که از نظر علمی اشخاص قوی تری مانند ابوسهل نوبختی، کلینی، علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق) و دیگران بودند؛ اما افرادی که از شهرت علمی کمتری برخوردار بودند به نیابت انتخاب شدند. در آن شرایط حساس بعد از شهادت امام عسکری (ع) بصیرت سیاسی و اجتماعی خیلی مهم به نظر می رسد و کسی که رهبری جامعه شیعه را عهده دار می شد باید زیرک و بیدار بود، زیرا امام به ظاهر از نظرها غایب است و نائب امام باید از یک طرف امامت امام دوازدهم و وجود حضرت(عج) را برای شیعیان و خواص و افراد مورد اطمینان اثبات کند و از طرفی دیگر باید به گونه ای رفتار نمایند که حکومت تصور کند امام عسکری(ع) جانشینی ندارد، زیرا حکومت به شدت دنبال حضرت مهدی(عج) بودند، بنابراین باید نام حضرت را مخفی می داشتند تا وجود آن امام از شر دشمنان و حکومت عباسی محفوط بماند در چنین موقعیتی ممکن است یک فرد از حیث آگاهی به معارف دین ممتاز باشد، ولی شجاعت و رازداری را نداشته و مکان امام را آشکار کند. بنابراین نواب اربعه هر چند اعلم نبودند، ولی به خاطر ویژگیهایی مثل داشتن بصیرت، شجاعت و راز داری بهتر می توانستند جامعه شیعه را اداره کنند. در روایتی که شیخ طوسی نقل کرده این نکته روشن است: « وقتی حسین بن روح (نایب سوم امام زمان(عج) به عنوان جانشین نایب دوم (محمد بن عثمان) انتخاب شد از ابوسهل نوبختی که از این روح معروف تر بود سوال کردند که چرا شما به جای حسین بن روح انتخاب نشدی؟ ابوسهل پاسخ داد: آنان (ائمه (ع)) بهتر از هر کسی دیگر می دانند چه کسی را انتخاب کنند. من آدمی هستم که با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان مناظره می کنم، اگر آنچه حسین ابن روح در مورد امام (ع) می داند، می دانستم، شاید در بحث هایم با دشمنان و هنگام جدل با آنان می کوشیدم تا دلایل بنیادی بر وجود امام ارائه کنم و در نتیجه محل اقامت امام را آشکار کنم، اما حسین بن روح اگر امام را در زیر جامه و عبای خود پنهان داشته باشد و بدنش را قطعه قطعه کنند تا حضرت را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد. »(1) از این روایت برداشت می شود در شرایط آن زمان؛ رازداری و شجاعت مهم تر از صرف فضیلت در علم به دین بوده است، هر چند که نایبان امام نیز، اسلام شناس بوده اند. وقتی حسین بن روح به وکالت انتخاب می شود، علمای راستین و باتقوا همه تسلیم شده و او را یاری کردند و با مدعیان دروغین نیابت مبارزه کردند و آنان را رسوا کردند. ابوسهل نوبختی و علی بن بابویه با حلاج که به دروغ ادعای نیابت از طرف امام زمان (عج) را داشت، مبارزه کرده و او را رسوا کردند. (2) از دیگر ویژگی های مهم نواب اربعه این بود که اهل تقیه بودند؛ عثمان بن سعید به عنوان روغن فروش، وظایف مربوط به وکالت را انجام می داد و نامه ها و وجوهات را که از شیعیان دریافت می کرد، در ظرف روغن می گذاشت و خدمت امام (عج) می برد؛ حسین بن روح نیز با رعایت تقیه در زمان خود، حتی نزد اهل تسنن مجبوبیت خاصی داشت. شخصی می گوید: من و چند تن از برادران و دوستانم به خدمت حسین به روح رفتیم. ما ده نفر بودیم که نه نفرمان حسین بن روح را لعن می کردیم و یک نفر در این کار تردید داشت، اما هنگامی که از نزد او خارج شدیم، نه نفر از ما به واسطه محبت حسین بن روح به خدا تقرب می جستیم و فقط یک نفر بود که توقف کرد». (3) در روایتی دیگر می خوانیم: به حسین بن روح خبر دادند نگهبان درب او معاویه را لعن و نفرین می کند. حسین بن روح دستور داد تا او را از کار اخراج کردند. (4)
همین امر موجب شد تا شیخ طوسی در مورد او بنویسید: « حسین بن روح نزد دوست و دشمن به عنوان خردمندترین شخص زمان خود شناخته شده بود و اهل تقیه بود». (5)
جاسم حسین نیز در مورد ابن روح معتقد است: «زیرکی و هوشیاری حسین بن روح موجب شد تا از پیامدهای سوء شرکت در بحث های فرقه ای که در کاخ ابن یسار از مقامات والا رتبه خلیفه مقتدر برگزار می شد بر کنار ماند و تنها به عنوان مستمع در جلسات بحث شرکت می کرد. »(6)
با این اوصاف، حسین ابن روح در مدیریت و رهبری جامعه شیعه، به عنوان خردمندترین فرد زمان خود شناخته شد، اما خود در مباحث دینی و علمی، کتاب تأدیب خود را برای تأیید نزد علمای قم فرستاد. (7) همین معیارها در اعطای مسئولیت اجتماعی به علمای دین، باعث شده تا در زمان غیبت کبری که نیابت عامه به فقیهان و اسلام شناسان واگذار شده، حاکم اسلامی علاوه بر بُعد علمی و شناخت عمیق اسلام، دارای بصیرت، شجاعت، رازداری، مدیریت و... در فعالیت های خود بوده و بر زمانه مطلع باشد. امام صادق (ع) می فرمایند: «کسی که به شرایط و حوادث زمان خود عالم و آگاه باشد، حق بر او پوشیده نمی ماند. »(8) نتیجه آنکه: همان طور که شرایط عصر غیبت صغری ایجاب می کرد، رهبری شیعیان به دست وکیلان بصیر و شجاع باشد، در شرایط عصر غیبت کبری نیز باید علما با بصیرت، زمان شناسی، و شجاعت، جامعه شیعه را به خوبی مدیریت کنند و هم انتخاب آنها با توجه به این معیارها باشد.
پی نوشت ها :
1. طوسی، الغیبه، ص 291.
2. همان، ص 401.
3. همان، ص 386.
4. همان، ص 387.
5. همان، ص 391.
6. جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج)، ص 195.
7. طوسی، الغیبه، ص 388.
8. العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس (کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 27).

Subscribe to RSS - تقیه

دسته بندی