بگذر ز خود که طی کنی آن راه دور را
مؤمن به غیب شو که بیابی حضور را

تکلیف چیست؟ منتظران ظهور یار!
آماده‌ایم ما همه آیا ظهور را؟!

آن شیعه صادق است که در محضر امام
فرمان اگر دهد بپذیرد تنور را!

موسی‌صفت بخوانی از اولاد فاطمه،
روشن کنند در دلِ تو شمع طور را

یا فاطمه جوانه زده اشک‌های تو
در کوچه‌باغ آینه گل‌های نور را

بانو از آن‌چه می‌شود و آن‌چه شد بگو
از راز سربه‌مُهر کرامات خود بگو

بانو! بخوان ز لطف زمین و زمان به تو
از لحظۀ توسل رزمندگان به تو

آنان که قلبشان ز تو رخصت گرفته بود
سربندشان به نام تو زینت گرفته بود

از لحظه‌ای بگو که شلمچه غرور داشت
صدها محبّ فاطمه در آن حضور داشت

ای مادر سپاه دلیران سخن بگو
ای خالق حماسۀ لبنان سخن بگو

از لطف خود بگو به سپاه مقاومت
ای تا همیشه پشت و پناه مقاومت

«الجار ثمّ دار!» دعا کن دعا رواست
بانو! نجات مردم بحرین با شماست

ما سال‌هاست مفتخر از یاری توایم
شاگردهای مکتب بیداری توایم

مثل هوای تازه طراوت از آنِ ماست
فردای پر امید و صلابت از آنِ ماست

رنج زمان و سختی دوران جدید نیست
در نسل شیعیان علی نا امید نیست

هر گونه ضعف و رخوت و سستی ز دشمن است
همراه ما امید به فردای روشن است

دنیا اگر پر از غم و رنج و بلا شود
مؤمن امیدوار به فضل خدا شود

ما مؤمنان کتاب خدا را که خوانده‌ایم
آیات سورۀ شعرا را که خوانده‌ایم

وقتی رسید امّت موسی کنارِ آب
وز پشت سر جماعت فرعون با شتاب

مأیوس و ناامید و پر از غصه و تَعَب
هر یک به اعتراض به موسی گشوده لب:

کای از بَرِ خدا شده ما را تو رهنمون
فرعون یافت سیطره، اِنّا لَمُدرَکون

موسی ولی به فضلِ و به رحمت امید داشت
در عین ناامیدی امّت، امید داشت

ناگاه حق به یاری یاران خود شتافت
دریا برای امّت موسی ز هم شکافت

آری! ز مکر و خدعۀ اهل جهان چه باک؟!
موسی امام ماست، ز فرعونیان چه باک؟!

خوش‌بین به راهِ روشن و فردای خود شویم
در این مسیر، پیرو موسای خود شویم

از راه کی رویم به ترفند دشمنان؟!
خوش‌بین به راه خویش! نه لبخند دشمنان

ماییم امتّی که امامت، حیات ماست
این جلوۀ عظیم کرامت، حیات ماست

زهرا رسانده است به ما این پیام را
باید گرفت دامنِ پاک امام را...

گفتی به ما امام همانند کعبه است
در مجد و احترام همانند کعبه است

باید همیشه خلق کند گرد او طواف
زین اتحاد دور شود هر چه اختلاف

وقتی حقایق ازلی بود در خطر
دین خدا و جان ولی بود در خطر

وقتی که عده‌ای همه پیمان شکسته‌اند
یا آنکه در ادامۀ این راه خسته‌اند

تکلیف مؤمن است که خیزد پی جهاد
باید که در مقابل تحریف ایستاد

دست و دل و زبان تو از حق دفاع کرد
الحق از آن حقیقت مطلق دفاع کرد

هم خطبۀ تو باعث افشاگری شده‌ست
هم ندبۀ تو مطلع احیاگری شده‌ست

مادر دعا کن از تو مبادا جدا شویم
چون تو همیشه سالک راه خدا شویم

جان را فدای راه پیمبر کنیم و بس
چون تو همیشه یاری رهبر کنیم و بس

عهدی که کرده‌ایم به همت وفا کنیم
در قدس ما نماز جماعت به‌پا کنیم

نام شاعر: جواد محمدزمانی

Subscribe to RSS - جواد محمد زمانی

دسته بندی