عنوان کتاب: پله پله مهربانی؛ فرهنگنامه امام زمان (عج) برای نوجوانان

موضوع: مهدویت

نویسنده: مجید ملامحمدی

ناشر: تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام

تعداد صفحات: 78

فرمت: pdf

 

این کتاب حاصل چند ماه تلاش برای بازآفرینی «فرهنگ‌نامة مهدویّت» نوشتة آقای خدامراد سلیمیان است. این فرهنگ‌نامه پیش از این با واژگانی متعدّد و به شکلی علمی تحقیقی، برای بزرگسالان تألیف شده بود.در مرکز تخصصی مهدویّت بازآفرینی آن به شکلی روان و صمیمی برای نوجوانان صورت پذیرفته است.

عناوین اصلی به شرح زیر می باشد:

آثار انتظار؛ آخرالزّمان؛ آسیب­ها؛ ابوالادیان؛ اباصالح؛ اثنی عشری؛ احمد بن اسحاق؛ اخیار؛ اصحاب کهف؛ امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ امام حسن عسکری علیه السلام؛ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ امداد غیبی؛ انتظار؛ انطاکیه؛ اوتاد؛ بابیت و بهائیت؛ بیت المقدّس؛ بیعت؛ بیعت نامه؛ بقیه الله؛ پرچم امام؛ پرچم های سیاه؛ پیراهن مهدی؛ توقیع؛ جبرئیل؛ جزیره خضرا؛ جعفر کذّاب؛ جمعه؛ حجّت؛ حسین بن روح؛ حکومت جهانی؛ حکیمه خاتون؛ خاتم الاوصیاء؛ خراسانی؛ خورشید پشت ابر؛ دجّال؛ دعای افتتاح؛ دعای عهد؛ دعای فرج؛ دعای ندبه؛ ذوالفقار؛ رجعت؛ رساله علمیه؛ رکن و مقام؛ زمینه سازان ظهور؛ زن و فرزند امام؛ زیارت آل یاسین؛ زیارت ناحیه مقدسه؛ سامرا؛ سرداب مقدّس؛ سفیانی؛ سیّد حسنی؛ سیصد و سیزده؛ شرید؛ شعبان؛ شمایل مهدی؛ شیعه؛ صاحب الامر؛ صاحب الدار؛ صاحب الزّمان؛ صاحب السیف؛ طالقان؛ طلوع خورشید از مغرب؛ طول عمر؛ طیّ الارض؛ طَیْبَه؛ ظهور؛ عاشورا؛ عثمان بن سعید؛ عدل؛ علی بن محمد سمری؛ غلام؛ غیبت؛ غیبت صغری؛ غیبت کبری؛ فراگیر شدن ظلم و ستم؛ فرج؛ قائم؛ قتل نفس زکیّه؛ قم؛ کوفه؛ کوه رَضوی؛ محمد؛ محمد بن عثمان عمری؛ محمد بن نصیر؛ مدّت حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ مدعیان دروغین؛ مرجع تقلید؛ مرگ جاهلی؛ مرگ سرخ؛ مرگ سفید؛ مسجد جمکران؛ مسجد سهله؛ مسجد کوفه؛ مضطر؛ معمّرَین؛ ملاقات؛ منتظَر؛ منتظِر؛ منتقم؛ مواریث انبیا؛ مهدی؛ مهدیه؛ ناحیه؛ نجباء؛ ندای آسمانی؛ نرجس؛ نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ نُواب اربعه؛ نیابت خاص؛ نیابت عام؛ نیمه شعبان؛ وکیلان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ وظایف منتظران؛ وقت ظهور؛ ولایت فقیه؛ یالثارات الحسین علیه السلام؛ یمانی.

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

اولین برکت انتظار
اولین برکت انتظار فرج، وقتی خواهد بود که انسان منتظر بفهمد چه نوع ظلمتی جلوی ظهور نورانی امام را گرفته و موجب شده که امام همچنان در غیبت باقی بمانند. انسان ها باید در گره زدن جان خود به خدا نقشی فعال داشته باشند و این کار با کمک امامی معصوم که واسطه بین انسان ها و خداوند است انجام می گیرد (1) و در این حالت است که انتظار با تمام شور و حرارت شروع می شود و انسان ها از جهان مادی و ماشینی شده فاصله می گیرند، زیرا: «ساکنان جهان ماشینی، با همه چیز مثل ماشین رفتار می کنند، آنان طبیعت را سرد و بی عاطفه می یابند و خودشان هم مثل آن می شوند.» (2)
کسی که با فرهنگ انتظار آشنا باشد ظلمات زمانه بر او حاکم نمی شود؛ چنین کسی بدون آن که به غاری پناه ببرد، در جامعه به وظیفه خود مشغول است و در عین حال، مواظب است که گرد و غبار ظلمانی آخرالزمان بر او ننشیند، زیرا او می داند که از یک طرف، خداوند چه شرایطی را با حاکمیت امام معصوم، برای بشریت رقم خواهد زد و از طرف دیگر، می بیند که با غیبت امام معصوم (ع) چگونه باطل، جای حق را گرفته است. چنین انسانی می تواند خودآگاهی و دل آگاهی لازم را به مردم زمانه خود نیز بدهد.
تا بفهمد چگونه گرفتار ظلمات زمانه شده اند و راه برون رفت از این شرایط چیست؟
رمز ورود به فرهنگ انتظار
انسانی که منور به نور بصیرت شد، می داند که مشکل اصلی کدام است و چه نوع زندگی را باید مد نظر انسان ها قرار دهد. در آن صورت است که معلوم می شود اشکال اساسی وضع موجود جهان چیست و چرا مشکلاتی مثل بیکاری و مواد مخدر گریبان بشریت را گرفته و چرا هر چه تلاش می شود هیچ راهی برای برون رفت از آنها پیدا نمی شود. اگر به خوبی روشن شد که ظلمات آخرالزمان به چه معنی است، آن افق نورانی شروع به طلوع می کند و انسان وارد فرهنگ انتظار می شود و چنین حالتی یقیناً به ظهور حضرت صاحب الامر(ع) ختم خواهد شد؛ چون انتظار، به معنی حقیقی آن، پدیدار شده است.
اگر مشکلات اصلی بشر امروز، صرف بیکاری و فساد جوانان و مواد مخدر و امثال اینها باشد که هر انسان معمولی هم می تواند آنها را به عنوان یک مشکل بفهمد و برای رفع آنها تلاش کند و خواستار جامعه ای خالی از آنها باشد. ولی آن چیزی که اولیای الهی می فهمند و منتظر آن هستند، چیز دیگری است، بسیار بالاتر از این نوع خواسته ها، در همین رابطه، باید آن حجابی که روح ایمان را در صدر اسلام پوشانده بشناسیم تا به آن نحو که مقام معظم رهبری (رحمه الله) ترسیم کردند وارد فرهنگ انتظار شویم و بفهمیم که چرا ائمه (ع) تلاش کردند تا «اسلام را به همان مسیری که پیغمبر پیش بینی کرده بودند، برگردانند».(3)
فرهنگ غرب ظلمت نهایی آخر الزمان
از آخرین پیام رسمی امام خمینی (ره) در تاریخ 2 / 1 / 1368 چنین برداشت می شود که ظلمت نهایی که در آخر الزمان رخ می نماید، خود را در فرهنگ غرب استکباری نشان داده و همه ظلمات ممکن را به صحنه آورده و این غیر از ظلمی است که محمد علی شاه و یا مظفر الدین شاه انجام دادند. نه آن ظلمت ها، ظلم آخر الزمانی بود و نه مقابله با آنها به اسم فرهنگ انتظار و عزم برای زمینه سازی حاکمیت حضرت ولی عصر (عج) انجام شد. به همین جهت، ملاحظه فرمودید که با رفع ظلم قاجار، رضاخان و سلسله پهلوی ظهور کرد و اکثریت جامعه، در ابتدای امر، نتوانستند متوجه ظلمات او شوند، زیرا با فرهنگ انتظار به مقابله با سلسله قاجار نرفته بودند.
امام خمینی( رحمه الله) به ما نشان دادند، طاغوتی که باید با تمام وجود با آن مقابله کنیم و حکومت جهاني حضرت مهدی (عج) را جایگزین آن نماییم. در فرهنگ غرب ظهور کرده و آن نور حقیقی هم که باید با این ظلمت درگیر شود، در دست ما است. ایشان در همین رابطه می فرمایند: «انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (عج) است».(4)
رسالت اصلی انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی به یک انقلاب جهانی نظر دارد که توسط صاحب الامر (عج) به وقوع می پیوندد. و به تعبیر حضرت صادق (ع) «ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها.(5) هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن می شود و تاریکی یکسره از بین می رود.» لازمه این قیام، انقلابی است که تمام مناسبات فرهنگ استکباری را در هم بریزد.
از آن جایی که انقلاب اسلامی ایران، نقطه شروع انقلاب حضرت مهدی (عج) است، باید با همان روش حضرت بقیه الله (عج) را با فرهنگ استکباری روبه رو شود؛ یعنی نفی فرهنگ کفر و نه مدارا با آن. چون بنا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) باید به ایجاد حکومت جهانی اسلام فکر کنیم و این با مدارا با فرهنگ کفر ممکن نیست. ایشان می فرمایند: «باید دولت جمهوری اسلامی تمام سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید. ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» (6) همچنین ایشان در سخن هشدار گونه ای خطاب به مسئولان فرمودند: «مسائل اقتصادی و مادی، اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.» (7)
پس غفلت از مقابله با جهان استکباری، اولاً خطری بزرگ پیش می آورد و بعد روحی و تربیتی جامعه را از حماسی بودن به خوشگذرانی و رفاه طلبی تغییر می دهد؛ ثانیاً خیانتی عظیم محسوب می شود چون در حقیقت، پشت کردن به هدف اصلی انقلاب اسلامی است. زیرا با شروع انقلاب اسلامی، شرایط برای کنار زدن پرده ای که بین ما و امام زمان (عج) قرار دارد به خوبی فراهم شده است. به همین علت باید فعالیت ها را در نفی ظلمات روح استکباری و ایجاد حکومت جهانی اسلام شروع کرد و این به معنی درگیری نظامی با جهان استکبار نیست، بلکه کافی است با روحیه انتظار، چشم ها را به چیزی بالاتر از آنچه غرب استکباری، زندگی می نامد، بدوزیم و این راه ظلمانی را نفی کنیم که این بزرگ ترین قدم و سخت ترین آن است و کم هزینه هم نیست.
آثار توجه به رهنمودهای حضرت امام (ره)
به خوبی روشن است که هر اندازه به امام خمینی (ره) و رهنمودهای او نزدیک شویم، حجاب بین خود و امام عصر (عج) را کم کرده ایم و به دنبال آن، جامعه از پرتو انوار حضرت صاحب الامر (عج) در جای جای زندگی فردی و اجتماعی بهره مند، و زمینه ظهور فراهم تر خواهد شد. در مقابل، به هر اندازه که از امام خمینی (ره) و راهی که جلوی ما گشوده است دور می شویم، حجاب بین خود و حضرت صاحب الامر (عج) را بیشتر خواهیم کرد.
ملاحظه فرمودید که در هشت سال دفاع مقدس، چگونه نور وجود حضرت امام زمان (عج) به نحوی خاص احساس می شد، ولی همین که به اسم و برای سازندگی و اصلاحات و غیره به ظلمات فرهنگ غرب نزدیک شدیم غیبت ایشان شدیدتر شد. نور ظهور امام زمان (عج) مثل نور خداوند است؛ خداوند جلوه ای می کند، اگر قلب آماده باشد جلوه ای دیگر می نماید، باز اگر قلب آماده تر شود، جلوه بیشتری می کند، تا آن جا که ان شاء الله قلب انسان محل ظهور نهایی انوار خداوند می شود ظهور و فرج حضرت صاحب الامر (عج) نیز نهایتی دارد که وقوعش در آخرالزمان است، اما نوع ارتباط ها و شرایط اجتماع، ظهور را شدت و ضعف می بخشد.
راه انتظار، راه حقیقی امام (ره)
امام خمینی(ره) روشن کرده است که برای کنار زدن پرده غیبت، باید جانانه به صحنه آمد؛ چون اولاً انقلابی به وقوع پیوسته که سبک و سیاقش، مهدوی است و ثانیاً باید به فکر حکومت جهانی باشیم و در این راه بدانیم که «شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی شهادت میسر نیست.» (8) و این است معنی انتظاری که تقدیر شیعه را تا اوج کمال، رقم می زند ایشان تأکید می کرد که فرهنگی وجود دارد که حجاب نور مهدی (عج) شده و باید با آن مقابله کرد و شاخصه آن ضد قدسی بودن آن است؛ چه در جلوه لیبرالیسم به سرکردگی آمریکا. فرهنگ غربی، نور مهدی (عج) را در حجاب نگه داشته و ذهن مردم جهان را با انواع برنامه های شیطانی در کنترل خود قرار داده است تا هرگز به حاکمیت امام معصوم فکر نکنند، اگر هم می خواهند معنویت را در زندگی خود وارد کنند، باید حاکمیت آمریکا را در دهکده جهانی بپذیرد، رجوع به حضرت مهدی (عج) تمام این حجاب ها را پس می زند و تاریخ را تا حاکمیت امام معصوم جلو می برد.
بسیار مشکل است که آدم متوجه شود روح این مسلمان نماز خوان، همان روح فرهنگ غربی است و مانع ظهور نور حضرت مهدی (عج) شده، مگر این که جایگاه حضرت مهدی (عج) را درست بشناسیم و خود را در انتظار او نگه داریم و با حاکمیت لیبرال دموکراسی غربی همه چیز را تمام شده ندانیم. در چنین شرایطی می توان فهمید که هر کس اسلامی را تبلیغ کرد که سر سازش با غرب داشت، تبلیغ او نه در فرهنگ انتظار جای می گیرد و نه نسبتی با انقلاب دارد؛ چرا که حضرت امام خمینی (ره) شاخصه انقلاب را مقابله با فرهنگ غربی تعیین فرمودند، زیرا فرهنگ مدارا با کفر، به کفر رسمیت می بخشد. و این کار یک نوع کنار آمدن با شیطان است.
فرهنگ انتظار، طریق مبارزه با جنگ نرم
با تقویت فرهنگ انتظار، نه تنها انقلاب اسلامی از غرب زدگی داخلی آزاد می شود، بلکه روحیه عبور از غرب، در تمام مردم جهان به وجود می آید به شرطی که راه امام خمینی (ره)- که همان راه واقعی انتظار است - گشوده بماند و در آن صورت است که ملت ما از جنگ نرمی که دشمن ایجاد کرده به خوبی می گذرد و دشمن را به صورتی فوق العاده مأیوس می کند. اگر می خواهید دختران و پسران و همسرانتان برایتان بمانند و دشمن، آن ها را از شما نگیرد، باید با رویکرد عبور از غرب به خط امام (ره) و اهداف انقلاب اسلامی نظر نمایید تا شما نیز شامل این روایت باشید که رسول خدا (ص) فرمودند: «افضل العباده انتظار الفرج؛ (9) برترین عبادت، انتظار فرج است.»
حضرت روح الله (ره) به ما پیام داده است که امروز، خدا ما را مسئول کرده است که راه ظهور حضرت را بگشاییم، همان طور که به عهده امام زمان (عج) این وظیفه را گذاشته که در اولین فرصت که زمینه آماده شد ظهور کند. به تعبیر ایشان: «امروز خداوند ما را مسئول کرده است. نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال و حرکت انقلاب را بر پا داشت.» (10)
حاصل سخن
در حال حاضر، جز راه امام خمینی (ره) برای ورود به اردوگاه منتظران مهدی (عج) راهی در میان نیست و تا راه امام خمینی (ره) را درست نفهمیم و در آن پرورش نیابیم، هیچ ورودی در فرهنگ انتظار نداشته ایم. اگر فرهنگ انتظار را درست بشناسیم و خود را وارد چنین فرهنگی کنیم، به خوبی احساس می کنیم که از همه جهات، تغییر کرده ایم، اعم از روحیه حماسی که در ما پیدا می شود و یا اندیشه عمیقی که در معارف اسلامی پیدا می کنیم. زیرا با فرهنگ انتظار می توان از حجاب ظلماتی آخر الزمان عبور کرد و با زندگی دیگری آشنا شد، یعنی زندگی در کنار حضرت مهدی (عج) و در کنار رسول خدا (ص) اما اگر وارد چنین انتظاری نشویم، ظلمات آخرالزمانی با ظاهر دینی اش ما را می فریبد، چنان چه پیامبر (ص) می فرمایند: «زمانی بر امت من پیش می آید که از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقی نمی ماند. مسلمان نامیده می شوند، در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند. مساجدشان آباد است، ولی از هدایت خالی است.» (11)
پی‌نوشت‌ها:
1. امام صادق (ع): «نحن فیما بینکم و بین الله حجاب». همان، ج 2، ص 95.
2. پروفسور ویلیام چیتیک، علم جهان و علم جان، ص 106.
3. مقام معظم رهبری «حفظه الله»، عید غدیر 1384.
4. 2/ 1/ 1368.
5. الارشاد، ج 2، ص 381.
6. 2/ 1/ 1368.
7. صحیفه امام، ج 21، ص 328.
8. صحیفه امام، ج 21، ص 327.
9. کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 287.
10. صحیفه امام، ج 21، ص 325.
11. ثواب الأعمال، ص 253.

نهال عاشورا در عصر ظهور به ثمر می نشیند ویاران وفادار و فداكار امام حسین (علیه السلام) الگوی حسینى ‌بودن و زینبى ‌ماندن را به منتظران واقعى عرضه می‌ کند.

جریان امامت و ولایت ائمة اطهار علیهم السلام جداى از یك‌ دیگر نبوده، بلكه متناسب با شرایط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان گاه در قیام سرخ گاه در نهضت فرهنگى و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند (خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا[1])، هدف واحدی را نیز دنبال مى‌کنند.

حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم السلام بود که هم‌چون رودخانه‌اى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مى‌یابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهى در زمان حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانجامد.

لیكن در این میان، پیوستگى و ارتباط میان قیام امام حسین علیه السلام و انقلاب حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف، نمود بیشتری دارد. گویا نهضت نینوا، نهال و بذرى بود كه در روز عاشورا كاشته شد تا در گذر زمان، رشد کند و در عصر ظهور، به ثمر بنشیند. در عصری که همة پیامبران و امامان علیه السلام، در انتظار فرا رسیدن آن بوده‌اند؛ عصری که در آن، وعده‌هاى الهی بر حكومت جهانی حق و عدل[2] ، تحقق می‌یابند و آیة استخلاف[3] عینیت پیدا می‌کند.
نمونه‌های پیوند عاشورا و انتظار
1. امام حسین علیه السلام به فرزندش، امام سجاد علیه السلام فرمود: "اى فرزندم! به خدا سوگند؛ خون من از جوشش نمی افتد تا آنكه خداوند مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف را برانگیزد و انتقام خونم را بگیرد[4]"
2. در دعاى ندبه و شرح غم هجران مهدى موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از میان صدها شهید عترت پیامبر صل الله علیه و آله تنها از شهید كربلا سخن به میان می‌آید.
3. شعار قیام جهانى امام منتظَر و یارانش "یا للثارات الحسین" است.[5]
4. بیش از 200 روایت به این مسئله اشاره دارند که حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند و از نسل امام حسین علیه السلام است و خود این نکته گویاى رمز عمیق این ارتباط است. از جمله پیامبر صل الله علیه و آله در بیانى به فاطمة زهرا علیها السلام فرمود: "قسم به خدایى كه جز او معبودى نیست؛ مهدى این امت كه عیسى بن مریم، پشت سر او نماز مى‌خواند از ما است" و آن‌گاه با دست مبارك بر شانة امام حسین علیه السلام زد و سه مرتبه فرمود: " او از حسین علیه السلام است"[6]. هم‌چنین آن حضرت به سلمان و ام سلمه فرمود: "مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان حسین علیه السلام است؛ پس خوشا به حال آن‌كه از دوستان حسین علیه السلام باشد که به خدا قسم؛ شیعیان و پیروان او در روز قیامت، رستگارند[7]".
امام على علیه السلام نیز در خطاب با امام حسین علیه السلام می‌فرمایند: "‌اى حسین! نهمین فرزند تو ، كسى است كه بر اساس حق، قیام می‌کند، دین را ظاهر و حاكم می‌ کند و عدالت را گسترش می‌دهد" و آن‌گاه که امام حسین علیه السلام از ایشان می‌پرسد: "آیا این امر واقع می شود؟» ، ادامه می‌دهند: "آری، قسم به خدایى كه محمد صل الله علیه و آله را به پیامبری برگزید و او نیز مرا بر همة آدمیان ، مبعوث كرد. لیكن این امر بعد از غیبت و دور‌ة حیرت است"[8].
5. در آیات و روایات متعددى حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان انتقام‌گیرندة قیام عاشورا و خون به ناحق‌ریختة امام حسین علیه السلام معرفى شده است كه این مسئله به وضوح رابطة تنگاتنگ انقلاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را با ماجرای كربلا بیان می‌کند.
به عنوان مثال در تفسیر آیة "... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطانا..."[9]، روایاتی از پیامبر، امام علی و امام باقر علیهما السلام وارد شده است که مقتول را امام حسین علیه السلام و ولىّ او را امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، معرفی کرده‌اند.[10]
همچنین در كلامى از امام صادق علیه السلام مى‌خوانیم: "بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، فرشتگان نالیدند و گریستند و گفتند: "خدایا! آیا قاتلین فرزند پیامبر صل الله علیه و آله و برگزیده‌ات را به حال خود وا مى‌گذارى؟" پس خداوند، سایة امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را بر آنان نمایاند و فرمود: "به وسیلة این قائم از ظالمین و قاتلین حسین علیه السلام، انتقام مى‌گیرم"[11].
6. توصیه و سفارش به زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در شب میلاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف افضل اعمال آن شب و موجب آمرزش گناهان و ثواب فراوان است[12] و این خود پیوند دیگری میان این دو امام بزرگوار است.
7و8. طبق احادیث وارده قیام حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال فرد (مانند قیام عاشورا كه در سال 61 هـ ق واقع شد) و در روز عاشورا اتفاق خواهد افتاد. چنان که امام باقر علیه اسلام فرموده‌اند: "گویا مى‌بینم امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز عاشورا قیام کرده و بین ركن و مقام ایستاده و جبرئیل اعلام مى‌كند: البیعة لله[13]".
9. گویاتر از همه در پیوستگى این دو رخداد عظیم و بى‌نظیر تاریخ، كلام مولایمان حضرت بقیة الله (روحى و ارواح العالمین له الفداء) است که بعد از ظهور ، بین ركن و مقام مى‌ایستد و ندا مى‌دهد: "‌اى جهانیان! آگاه باشید و بدانید که من امام قائم و شمشیر انتقام‌گیرنده هستم. ‌اى اهل عالم! آگاه باشید كه جدم حسین علیه السلام را تشنه‌كام كشتند و عریان، روى زمین افكندند." [14]. 
  10. در زمان رجعت که پس از ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به وقوع می پیوندد و اعتقاد به آن جزء عقاید مسلّم دینى ماست، امام حسین علیه السلام، نخستین امامی است كه به دنیا باز مى‌گردد و هم ایشان خواهند بود که امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را غسل و كفن کرده و به خاك مى‌سپارد.  [15]
شواهد مذكور و موارد متعدد دیگر، گویاى پیوند و ارتباط عمیق میان قیام عاشورا و قیام جهانى حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه توجه به این حقیقت رسالت و مسئولیت منتظران را در دوران غیبت، ترسیم می‌کند و یاران و اصحاب وفادار و فداكار امام حسین علیه السلام را به عنوان الگوی حسینى‌بودن و زینبى‌ماندن ، به منتظران واقعى عرضه می‌ کند تا مبادا از ولایت و امام زمان (علیه السلام) خود باز بمانند و در شب تار غیبت آن خورشید عالم‌تاب، گرفتار گرداب گناه و توطئه‌هاى شیاطین درون و بیرون شوند؛ چرا كه آن امام و قیام را پاكبازانی مخلص، خدایى و عاشورایى مى‌طلبد.
پی نوشت ها:
*. استاد حوزه و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
1. فرازی از زیارت جامعة کبیره.
2. «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ... » سورة توبه، آیة 33/ سورة صف، آیة 9/ سورة فتح، آیة 28.
3. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ ‏... »؛ سورة نور، آیة 55.
4. بحار الانوار، ج 45، ص‌299/ معجم احادیث المهدى، ج 3، ص‌182.
5. بحارالانوار، ج52، ص‌308 / نجم الثاقب، ص‌469.
6. بحارالانوار، ج 51، ص‌26.
7. بحار الانوار، ج 44، ص‌225.
8. اكمال الدین، ج 1، ص‌304؛ بحارالانوار، ج 51، ص‌110.
9. «و هر كس مظلوم كشته شود، براى وارثش تسلّطى بر قاتل قرار داده‏ایم»؛ سورة اسراء، آیة 33.
10. تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص163؛ تفسیر عیاشى، ج 2، ص‌210؛ الزام الناصب، ج2، ص‌200.
11. بحارالانوار، ج 5، ص‌868؛ نجم الثاقب، ج 2، ص‌65.
12. اثبات الهداة، ج 7، ص‌128؛ مفاتیح الجنان، ص‌391.
13. كشف الغمة، ج 3، ص‌291؛ بحارالانوار، ج 52، ص‌285.
14. الزام الناصب، 2، ص‌284.
15. بحارالانوار، ج 53، ص‌39؛ اثبات الهداة، ج 7، ص‌103

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره)

حقیقت آن است که اعتقاد به مهدویت در انحصار مذهب و فرقه ی خاصی نبوده و نیست و آنچه را که برخی از ناآگاهان متعصب پنداشته اند و چنین امری را ساخته و پرداخته ی شیعیان دانسته اند؛ امری است باطل و دور از واقعیت و حقیقت. مسأله ی مهدویت و اعتقاد به ظهور منجی کل در خاتمه ی تاریخ، افزون بر آن که در کتاب های کلامی و مباحث اعتقادی به تفصیل به اثبات رسیده، در همه ی فرقه های اسلامی با اختلاف مذهب ها و مشرب ها همگی مژده ی ظهور را که بشارتی است الهی و وعده ای است خدا دادی به همه ی پیروان خود داده اند. اهل سنت در صحاح و مسانید خود روایات فراوانی را در این موضوع ذکر نموده اند. در سنن ابی داوود جلد دوم، صفحه 107، ح 4284 آمده است:

ام سلمه که یکی از همسران پیامبر صلی الله و علیه و آله است از ایشان شنیده است: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه» آنچه که از این روایت و نظایر آن استفاده می شود؛ آن است که عنوان مبارک مهدی نیز در امت های گذشته و ادیان پیشین وجود داشته است و پیامبر صلی الله و علیه و آله در این فراز به آن وجود شریف که در ذهن همگان منقوش، اشاره کرده و فرموده است: «او از عترت من و از اولاد فرزندم زهراست.»

بدون تردیدی می توان گفت که موضوع مهدویت و بشارت به ظهور آن حضرت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به نحو متواتر در کتب و اسناد عالمان مذاهب اسلامی به ثبت رسیده است که شاید به آن اندازه پیرامون موضوع دیگری اثری نیابیم. در کنار این همه دلایل نقلی واضح و روشن، بررسی تاریخ حیات بشر به ما چنین نویدی می دهد. در این کنکاش می یابیم که انسان از آغاز، تاکنون در آرزوی زندگی توأم با عدالت و حق طلبی و آرامش و معنویت که همان فریاد همیشه زنده ی فطرت است بوده و به آن عشق ورزیده و در راه رسیدن به آن از هیچ کوششی دریغ نورزیده و آن را عالمانه و آگاهانه با علاقه آتشین و وافر در پیچ و خم حیات و در فراز و فرود زمان دنبال کرده است و با هر گونه دروغ و کاستی، تحمیل و تبعیض و دشواری دست به گریبان بوده و در نبردهای خونین در عرصه های جدال حق و باطل درگیر بوده تا مگر به آرزوی خویش رسد. و روشن است که اکنون این نبرد میان حق و باطل استمرار خواهد داشت و این مبارزه در سطوح مختلف ادامه خواهد یافت.

در هر حال این درگیری بی امان حق و باطل حادثه ها می آفریند و تاریخ را می سازد، اما آینده ی نهایی تاریخ، آینده ای روشن و امید بخش و درخشان است و در نهایت، حق پیروز خواهد شد و عدالت همه جا را فرامی گیرد، و باطل در همه ی شکل ها و در تمام جبهه ها ریشه کن می گردد و اساساً فلسفه ظهور همین است.

همگان بدانند که نسبت به آینده باید امیدوار باشند و فردا و فرداها را بسان گذشته و اکنون نپندارند. آینده ای در انتظار است که پیروزی حتمی از آن صلاح و عباد صالح و شکست و نابودی از آن فساد و عباد ناصالح است.

آری همین سنت ها است که حکمت و مشیت خدا را آشکار می سازد و می فهماند که جهان بیهوده آفریده نشده و به خود وانهاده نشده و برای همه روشن می سازد که ستم و بی داد، نه می تواند و نه باید استمرار و دوام داشته باشد. به همه یاد می دهد که: «بالعدل قامت السماوات و الأرض». بنای جهان بر این اساس استوار شده است که همواره چیرگی از آن حق است: «بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فإذا هو زاهق»

ما امروز نظاره گر صحنه های دل خراشی هستیم و بر فراز جغرافیای جهان پرچم ظلم و تجاوز و تبعیض را در اهتزاز می بینیم. فساد در همه ی جوانب حیات اقتصاد و فرهنگ، اخلاق و سیاست و دیگر شؤون زندگی میدان دار است. اختلاف طبقاتی، استثمار در شکل های جدید و بدیع و تروریسم دولتی به نام مبارزه با تروریسم و تضییع حقوق انسان ها به نام دفاع از حقوق بشر و اشغال کشورهای اسلامی به نام دموکراسی همه و همه گواه آن است که عدالت مرده و فضلیت و انسانیت کم رنگ شده است و باید مصلحی جامع و کامل ظهور یابد و به همه ی این امور پایان دهد و اجتماعی عادل و قرآنی بسازد.

اکنون که عصر غیبت و دوران محرومیت از ظهور است باید با حبل محکم انتظار خود را برای فرج آن حضرت آماده سازیم، باید بر اساس موازین صحیح و معتبر و مستند اعمال خود را تنظیم نماییم، باید فریب ادعاهای افراد آلوده به دنیا که از هر امری خصوصاً مقدسات برای رسیدن به اهداف خود استفاده می نمایند را نخوریم، باید دین را از آگاهان به دین و شریعت بیاموزیم و به آن عمل نماییم. باید فرهنگ و صحیح و عمیق انتظار را در جامعه خود در همه ی طبقات پیاده نماییم و بالاخره باید یک جامعه در حد امکان مهدوی داشته باشیم. باید از اختلافات و منازعات احتراز نماییم و انقلاب اسلامی خود را با التزام واقعی به مکتب همراه با وحدت و هم دلی به پیش ببریم و إن شاء به صاحب اصلی دین؛ ولی الله الاعظم امام زمان عجل الله فرجه الشریف تحویل دهیم. (1)

مصلح کل

بشر، با این که سیر تکاملی اش در علوم و فنون، بی وقفه، رو به تزاید است و با این که در قلمرو علمی، به زمین اکتفا نمی کند و به کرات دیگر دست اندازی نموده و منظومه ی شمسی را تا حدی، تسخیر خود ساخته و در این راه، موفقیت های شگرفی کسب نموده، اما مع الأسف در رسیدن به مقام شامخ انسانی، به موازات ترقیات مذکور، گرایش به انحطاط و پستی پیدا نموده، هر چه قدرت بشری، در پرتو اکتشافات علمی، افزون گشته، ظلم و تعدی و دوری از منطق عقل، بیشتر شده است.

امروز ملت های عالم می بینند که ظلم و استکبار، داعیه ی قدرت منحصره ی جهانی را دارد و به بهانه ی مبارزه با تروریزم، کثیف ترین جنایات را انجام و بی منطق ترین تهدیدات را صریحاً و به طور آشکار، اعلام می نماید. این جاست که نیاز به یک مصلح جهانی الهی که مأموریت ویژه ی او، ایجاد حکومت جهانی اسلامی است، احساس می شود.

سازمان های تدافع حقوق بشر، از مقابله با زورگویان، عاجز، و در حقیقت، مأمور خود آن ها هستند. آیا می شود در چنین شرایطی، بشر برای همیشه، بسوزد و بسازد؟ آیا خداوند منان، راهی را برای نجات او قرار نداده است؟ یا نعوذ بالله قادر بر آن نیست؟ کلا و حاشا ً! این امر، با هدف ازخلقت ناسازگار است. و وعده های قرآن کریم و که دین اسلام بر همه ی ادیان غلبه و پیدا خواهد نمود. دال بر خلاف آن است.

حکمت بالغه ی الهی، اقتضا، می کند؛ شخصی که به عظمت همه ی انسان ها و عالم وجود است، عهده دار حکومت مطلقه شود تا در پرتو وجود نورانی او، نه تنها ظلم و ستم برچیده شود، بلکه احکام نورانی اسلام، به دست او، به نحو کامل، جامه ی عمل بپوشد.

به حمد الله، ما دارای منابع بسیار غنی و محکمی در این زمینه هستیم که جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد. ما ادله و مستندات بسیار محکم و فراوانی در تمام زمینه های وجودی آن حضرت، از تولد تا حکومت و بعد از حکومت داریم که قلوب پاک و نیت های خالص می توانند به آن دسترسی یابند.

امروز، وظیفه ی همه ی ما، آن است که اذعان نماییم. تمامی نعمت ها ی ظاهری و باطنی الهی، به واسطه ی آن وجود مقدس است: «و لولا الحجه لساخت الأرض بأهلها» (2).(3)

پی نوشت:

1. 13 شعبان المعظم 1427.
2. 16 شعبان المعظم 1423.
3. روزنامه جمهوری اسلامی، 1386/3/31.

مژده به ظهور امام مهدی(ع) از همان سال های آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامی اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتی که پیش می ‏آمد مردم را به ظهور عدالت‏ گستر موعود در آخرالزمان بشارت می‏دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغیبت، ویژگی های ظاهری، نشانه ‏های ظهور، شاخصه ‏های قیام رهایی ‏بخش و مؤلفه‏ های حکومت جهانی آن حضرت آگاه می ‏ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجه ایم.1

این سیره پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) در میان اهل بیت طاهرین او(ع) استمرار یافت و هر یک از ایشان نیز در عصر خود تلاش کردند که باور مهدوی و فرهنگ انتظار را در میان امت اسلامی زنده و پویا نگهدارند و بدین طریق پیروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهای گوناگونی که از سوی حاکمان جور بر آنها روا داشته می ‏شد، صبر و پایداری بخشند.
حرکت رو به گسترش معارف مهدوی در زمان امام باقر و امام صادق(ع) به اوج خود رسید و آن دو امام بزرگوار ضمن تبیین، تشریح، پالایش و پیرایش آموزه ‏های اسلامی در زمینه‏ های مختلف اعتقادی، اخلاقی و فقهی و تحکیم پایه ‏های ایمانی پیروان خود، تلاش فراوانی برای توسعه و تعمیق اندیشه مهدوی و فرهنگ انتظار در میان شیعیان نمودند و با به جا گذاردن صدها روایت در این زمینه، این اندیشه و فرهنگ را تازگی و طراوت بیشتری بخشیدند.2
پس از این دو امام و پیش از امام حسن عسکری(ع) امامی که بیش از همه بر مواریث شیعی در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار افزود و گنجینه ‏های گرانبهایی برای امت اسلام به یادگار گذاشت امام رضا(ع) است.
براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(ع)3 و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)4 افزون بر 30 روایت از امام رضا(ع) در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها ما را با بعدی از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدی(ع) و قیام رهایی‏ بخش و عدالت‏ گستر آن حضرت آگاه می ‏سازد.

1. خالی نبودن زمین از حجت های الهی

امام رضا(ع) در مواضع متعددی با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهی و امام به حق خالی نمی ‏ماند به طور غیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت می ‏کردند.
از جمله آن حضرت در پاسخ «سلیمان الجعفری» یا «سلیمان بن جعفر الحمیری» که می‏ پرسد:
تخلو الأرض من حجة‏اللّه‏؟
آیا زمین از حجت خدا خالی می ‏ماند؟
می‏ فرماید:
لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها.5
اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالی بماند، ساکنانش را در خود می برد.
مضمون این روایت از سوی تعدادی دیگر از راویان با تغییرات جزیی در عبارت، نقل شده است.6
براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از امامی که حجت خداست خالی نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعی از تاریخ این حجت الهی بنابر ضرورت هایی در غیبت به سر برد.

2. نام و نسب امام مهدی(ع)

با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیری از حیرت و سرگردانی شیعه در شناسایی منجی موعود، امام رضا(ع) در احادیث متعددی، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش تا رسول گرامی اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفی سلسله نسب آن امام می‏ پرداختند.
از جمله در یکی از روایت هایی که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(ص) نقل می ‏کنند، چنین آمده است:
أنا سیّد من خلق اللّه‏، عزّوجلّ، وأنا خیر من جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حملة العرش و جمیع ملائکة اللّه‏ المقربین و أنبیاءاللّه‏ المرسلین، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشریف و أنا و علیّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللّه‏ عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه‏، عزّوجلّ، و من علیّ سبطا أمّتی و سیداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسین و من ولد الحسین تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی، تاسعهم قائمهم و مهدیّهم.7
من سرور آفریده ‏های خدای عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پیامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شریف [ کوثر] هستم. من و علی دو پدر این امتیم؛ هر کس که ما را شناخت خدای عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خدای عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت، حسن و حسین، از [ فرزندان ] علی‏ اند و از نسل حسین نه امامند که پیروی از آنان پیروی از من و نافرمانی از آنها نافرمانی از من است. نهمین نفر از این امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدی آنان است.
آن حضرت در روایت دیگری می‏ فرماید:
الخلف الصالح من ولد أبی محمد الحسن بن علی و هو صاحب الزمان و هوالمهدی.8
آن جانشین صالح از فرزان ابومحمد حسن بن علی است و او صاحب الزمان و مهدی است.
در روایت دیگری امام رضا(ع) پس از آنکه «دعبل» در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت می‏ خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد می‏ کند، می ‏فرماید:
یا دعبل الإمام بعدی محمد ابنی و بعد محمد ابنه علیّ و بعد علی ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فی غیبته، المطاع فی ظهوره لولم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه‏ عزّوجلّ ذلک الیوم حتّی یخرج فیملاء الأرض عدلاً کما ملئت جورا.9
ای دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غیبتش انتظار کشیده می ‏شود و در ظهورش اطاعت می‏ گردد. اگر از [ عمر ] دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانی می‏ کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.
در این زمینه احادیث دیگری نیز از آن حضرت نقل شده که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنها نیست. 10

3. صفات و ویژگی های امام مهدی(ع)

امام هشتم شیعیان(ع) در موارد متعددی به توصیف ویژگی های ظاهری و جسمی امام مهدی(ع) پرداخته ‏اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.
از جمله آن حضرت در پاسخ «ریان بن صلت» که می ‏پرسد:
أنت صاحب هذا الأمر؟
آیا صاحب این امر[حکومت اهل بیت(ع)] شمایید؟
می ‏فرماید:
أنا صاحب هذا الأمر ولکنّی لست بالذی أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کیف أکون ذلک علی ماتری من ضعف بدنی و إنّ القائم هوالذی إذا خرج کان من سنّ الشیوخ و منظر الشبّان، قویّا فی بدنه حتّی لومدّ یده إلی أعظم شجرة علی وجه الأرض لقلعها ولو صاح بین الجبال لتدکدکت صخورها یکون معه عصا موسی و خاتم سلیمان علیهماالسلام، ذاک الرابع من ولدی یغیّبه اللّه‏ فی ستره ما شاء، ثم یظهره فیملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما.11
من صاحب این امر هستم، اما آنکه زمین را پر از عدل می‏ کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم. و چگونه من با این ناتوانی جسمی که می‏ بینی می ‏توانم او باشم. به درستی که قائم کسی است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهر می‏ شود. او از چنان قوت بدنی برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ‏ترین درختی که بر روی وجود دارد دراز کند آن را از ریشه بر می‏ کند و اگر در بین کوهها فریاد کشد، صخره ‏ها متلاشی می ‏شوند. عصای موسی و خاتم سلیمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمین فرزند من است. خداوند او را تا زمانی که بخواهد در پوشش خود غایب می ‏سازد، سپس او را آشکار می ‏سازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه [پیش از آن] از جور و ستم پر شده بود.
همچنین آن حضرت در پاسخ «ابی صلت هروی» که می ‏پرسد:
ما علامات القائم منکم إذا خرج؟
نشانه‏ های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟
می ‏فرماید:
علامته أن یکون شیخ السنّ، شاب المنظر، حتّی أنّ الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیّام واللیالی، حتّی یأیته أجله.12
نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتی کسی او را مشاهده می ‏کند گمان می‏ برد که چهل سال یا کمتر سن دارد. به درستی که از نشانه‏ های او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمی ‏سازد تا زمانی که اجل او فرا رسد.
آن حضرت در روایت دیگری به توصیف جمال نورانی امام دوازدهم پرداخته، می ‏فرماید:
بأبی و أمّی سمیّ جدّی، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیه‏السلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.13
پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. بر او انوارهای نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی می ‏گیرد.

4. غیبت و نهان زیستی امام مهدی(ع)

امام رضا(ع) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش‏بینی و شیعیان را برای برخورد با این پدیده آماده نموده است. در یکی از روایاتی که «حسن بن علی بن فضال» از آن حضرت نقل کرده، در این زمینه چنین می ‏خوانیم:
کأنّی بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدی کالنعم یطلبون المرعی فلا یجدونه. قلت له: ولم ذاک یا ابن رسول‏اللّه‏؟ قال: لأنّ إمامهم یغیب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ یکون لأحد فی عنقه بیعة إذا قام بالسیف.14
گویا شیعیان را می ‏بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من،15 مانند گوسفندانی که به دنبال چوپان خود می‏ گردند سرگردانند و او را نمی ‏یابند. گفتم: چرا این‏گونه است، ای پسر رسول خدا؟ فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم: چرا؟ فرمود: برای اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد.
آن حضرت در روایت دیگری به نقل از رسول گرامی اسلام(ص) می ‏فرمایند:
بأبی ابن خیرة الإماء ابن النوبیّة الطیّبة الفم، المنتجبة الرحم... و هوالطرید الشرید الموتور بأبیه و جدّه، صاحب الغیبة یقال مات أوهلک، أیّ واد سلک؟16
پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان، فرزند آن [کنیز] اهل نوبه17 که دهانی خوشبو و رحمی نیک ‏نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بی‏خانمان و کسی است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غیبت است. گفته می‏ شود: او مرده یا هلاک شده است، در چه سرزمینی سیر می ‏کند؟
همچنین امام هشتم شیعیان(ع) در زمینه غیبت آخرین امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(ص) چنین روایت می‏ کند:
والذی بعثنی بالحقّ بشیرا لیغیبنّ القائم من ولدی بعهد معهود إلیه منّی حتّی یقول أکثر الناس: ما للّه‏ فی آل محمد حاجة، و یشکّ آخرون فی ولادته. فمن أدرک زمانه فلیتمسّک بدینه ولا یجعل للشیطان إلیه سبیلاً بشکّه فیزیله عن ملّتی و یخرجه عن دینی، فقد أخرج أبویکم من الجنّة من قبل، و إنّ اللّه‏ عزّوجلّ جعل الشیاطین أولیاء الذین لایؤمنون.18
سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پیمانی که ازجانب من برعهده اوست، از دیده‏ ها پنهان می‏ شود تا آنجا که بیش‏تر مردم می‏ گویند: خدا نیازی به خاندان محمد ندارد. و گروهی دیگر در ولادت او شک می ‏کنند. پس هر کس زمان او را دریابد بایستی به دین او درآویزد و به واسطه شک خود برای شیطان راهی به سوی خود باز نسازد، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند. همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. به درستی که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولیّ) کسانی که ایمان ندارند، قرار داده است.

5. فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(ع)

موضوع دیگری که در زمینه باور مهدوی در کلام امام رضا(ع) یافت می ‏شود، موضوع «انتظار فرج» یا چشم به راه گشایش بودن است. آن حضرت در روایات متعددی به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده‏ اند. از جمله در روایتی خطاب به «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد «فرج» می ‏پرسد، می‏ فرماید:
أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدری إلاّ أن تعلّمنی. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.19
آیا می‏دانی که انتظار فرج [ جزیی ] از فرج است؟ گفتم: نمی‏دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید. فرمود: آری انتظار فرج، جزیی از فرج است.
در روایت دیگری نیز می ‏فرماید:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّی معکم رقیب»20 «وانتظروا إنّی معکم من المنتظرین»21 فعلیکم بالصبر إنّما یجی‏ء الفرج علی الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم...22.
چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدی که فرمود: «و انتظار برید که من [ هم ] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا گشایش بعد از ناامیدی فرا می‏ رسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
و بالاخره در روایت بسیار زیبایی فضیلت انتظار را این‏گونه بیان می‏ کنند:
... أما یرضی أحدکم أن یکون فی بیته ینفق علی عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه‏، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، بدرا، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فی فسطاطه...23.
... آیا هیچیک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده‏ اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود مانند کسی است که به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسی است که به همراه قائم ما و در خیمه او باشد.

6. ظهور امام مهدی(ع)

موضوع دیگری که در روایات رضوی به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدی و آثار و پیامدهای آن است. از جمله در روایتی که «حسین بن خالد» آن را نقل می ‏کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که:
یا ابن رسول اللّه‏ و من القائم منکم أهل البیت؟
ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟
می فرماید:
قال الرابع من ولدی ابن سیّدة الإماء، یطهّر اللّه‏ به الأرض من کلّ جور و یقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذی یشکّ الناس فی ولادته و هو صاحب الغیبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع میزان العدل بین الناس فلایظلم أحد أحدا، و هوالذی تطوی له الأرض ولایکون له ظلّ و هوالذی ینادی مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدّعاء إلیه یقول: ألا إنّ حجة‏اللّه‏ قد ظهر عند بیت‏اللّه‏ فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فیه و هو قول اللّه‏ عزّوجلّ: «إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین»24.25
چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان، کسی است که خداوند به واسطه وی زمین را از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پیراسته می‏ سازد و او کسی است که مردم در ولادتش شک می ‏کنند و او کسی است که پیش از خروجش غیبت می ‏کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگری ستم نکند واو کسی است که زمین برای او درهم پیچیده می ‏شود و سایه ‏ای برای او نباشد و او کسی است که از آسمان ندا کننده ‏ای او را به نام ندا کند و به وی دعوت نماید به گونه‏ ای که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند، می‏ گوید: «آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروی کنید که حق با او و در اوست» و این همان سخن خدای تعالی است که فرمود: «اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتی نازل می‏ کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند».

7. دعا به امام مهدی(ع)

میان امام رضا(ع) و امام مهدی(ع) آنچنان پیوند قلبی وجود داشته که آن حضرت از سالها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیانه ای متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است. در یکی از این دعاها چنین می ‏خوانیم:
أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک علی ولیّک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شی‏ء قدیر.26
خداوندا! [امور] بنده و جانشین‏ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردی؛ او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح‏القدس از جانب خودت یاری کن؛ در پشت سر و پیش روی نگهبانانی قرار ده که او را از بدی درامان دارند؛ بیم و نگرانی او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسی را برای تو شریک نگیرد؛ هیچیک از آفریدگانت را بر ولیّ‏ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چیز توانایی.

پی نوشت ها:

1 .ر.ک: مؤسسة المعارف الإسلامیة، معجم أحادیث الإمام المهدی علیه‏السلام، ج1 و 2. در این کتاب 560 حدیث که از طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده جمع‏آوری شده است که البته این رقم بدون احتساب احادیث مشابه است.
2 .ر.ک: همان، ج 3و4. مجموعه روایاتی که در این کتاب از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احادیث مشابه، افزون بر 450 روایت است.
3 .ر.ک: عزیزاللّه‏ العطاردی الخبوشانی، مسند الإمام الرضا(ع)، ج1، ص228-216.
4 .ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدی، علیه‏السلام، ج4، ص179-153.
5 .ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمی، بصائر الدرجات، ص489، ح8.
6 .ر.ک: همان، ص 489-488، ح4، 6 و 7؛ محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص179، ح11؛ محمدبن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج1، ص272، ح1.
7 .محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص261؛ عزیز اللّه‏ العطاردی، همان، ص221، ح385.
8 .محمدباقر المجلسی، بحارالانوار، ج51 ص43، ح31.
9 .ر.ک: عزیزاللّه‏ العطاردی، همان، ص220، ح384، ص221، ح386.
10.محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372.
11.همان، ص376، ح7.
12.همان، ص652، ح12.
13.همان، ص370.
14.همان، ص480، ح4.
15.ظاهرا در اینجا از سوی راوی یا کسانی که از او نقل کرده‏اند اشتباهی رخ داده است؛ چرا که امام مهدی(ع) چهارمین فرزند امام رضا(ع) محسوب می‏شود نه سومین فرزند.
16.محمد بن یعقوب الکلینی، همان، ج1، ص323-322، ح14؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج50، 21، ح7.
17.«نوبه» ولایتی از بلاد سودان از اقلیم اول، به جنوبی مصر بر کنار رود نیل... هم اکنون نیمی از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است (علی اکبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20158-20157). مراد از کنیز اهل نوبه (نوبیّه) مادر امام جواد(ع) است.
18.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج1، ص51.
19.ابو جعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، کتاب الغیبة، ص276؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج52، ص130، ح29.
20.سوره هود(11)، آیه 93.
21.سوره اعراف(7)، آیه 71.
22.عبداللّه‏ بن جعفر الحمیری، قرب‏الاسناد، ص224، به نقل از: عزیزاللّه‏ العطاردی، همان، ص217، ح373.
23.محمدبن یعقوب الکلینی، همان، ج4، ص260، ح34.
24.سوره شعرا(26)، آیه 4.
25.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5.
26.ابوجعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)، ح4، ص171

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وقتى دانستیم كه خداى عزّوجل حكیم است، تصدیق مى كنیم كه افعال و اقوال او همگى حكمت است، اگر چه وجه آن براى ما آشكار نباشد». كمال الدین، ج2، ص482

مفهوم غیبت

بر اساس روایات، غیبت به معنای «پوشیده بودن از دیدگان» است، نه حاضر نبودن. در این دوران، امام مهدی(عج) از چشمان مردمان غایب است و آنها او را نمی بینند؛ در حالی که آن بزرگوار در بین مردم حضور دارد و در کنار ایشان زندگی می کند.

امام علی علیه السلام می فرماید: «سوگند به خدای علی، حجت خدا در میان مردم است و در راه ها (کوچه و بازار) گام برمی دارد، به خانه های آنها سر می زند، در شرق و غرب زمین رفت و آمد می کند، گفتار مردم را می شنود و به ایشان سلام می کند، می بیند و دیده [و شناخته] نمی شود تا وقت معیّن و وعده الهی».

در اصطلاح مذهب ما، غیبت، پنهان بودن یک شخصیت بزرگ آسمانی است که به او مأموریت داده شده جامعه بشری را رهبری کند و جهانی را از مفاسد و پلیدی ها دور سازد و عدل و داد اجتماعی را به پا دارد.

انکار غیبت

منکران وجود حضرت مهدی (عج)، از نظر روحی، فکری و اعتقادی مشکل دارند؛ چرا که انکار، برانگیخته از شک و تردید است. طرح مسائلی چون ارائه دلیل بر وجود امام غایب، علت و سبب غیبت، فایده آن، دلیل طولانی بودن غیبت و زنده بودن امام (عج)، مدت غیبت و زمان ظهور، محل اسکان امام(عج)، و ظاهر نشدن بعضی علامات و...، اشکال هایی است که انکار کنندگان با ارائه کردن آنها، سعی در منحرف ساختن اذهان و خدشه دار کردن وجود حضرت مهدی (عج) و مسائل مهدویت دارند.

فلسفه و علل غیبت

مسئله غیبت امام زمان(عج)، یکی از اسرار الهی است که تاکنون جز معصومان علیهم السلام کسی نتوانسته است به راز آن پی ببرد. تمام کارهای خداوند بر اساس حکمت و مصلحت انجام می گیرد و همه رویدادهای خرد و کلان جهان با تدبیر پروردگار عالم و به اراده او انجام می پذیرد. مسئله غیبت حضرت مهدی(عج) نیز یکی از مهم ترین این رویدادهاست که بنا بر حکمت هایی صورت گرفته است. البته برخی از این حکمت ها در احادیثی که از سوی معصومان علیهم السلام آمده، ذکر شده است؛ هر چند وجه حکمت و علت آن به طور کامل، جز پس از ظهور روشن نخواهد شد.

برخى حكمت هاى غیبت

این كه به حقیقت چرا امام زمان(علیه السلام) در پس پرده غیبت پنهان گشته، به اراده حكیمانه خداوند بستگى دارد و از اسرار پیچیده نظام هستى به شمار مى رود.

(امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وقتى دانستیم كه خداى عزّوجل حكیم است، تصدیق مى كنیم كه افعال و اقوال او همگى حكمت است، اگر چه وجه آن براى ما آشكار نباشد». كمال الدین، ج2، ص482)

با این همه آن چه در برخى احادیث به عنوان حكمت هاى غیبت ذكر شده است، مى تواند با اشاره به برخى عوامل مۆثر در غیبت، موجب تذّكر و عبرت آموزى و چاره اندیشى بندگان خدا باشد:

1 ـ سنّت الهى

امام صادق(علیه السلام) فرمود: سنّت هایى كه در مورد غیبت هاى پیامبران(علیهم السلام)اتفاق افتاد همگى به طور تمام و كمال در مورد قائم ما اهل بیت، به وقوع خواهد پیوست. (كمال الدین، ج2، ص345)

2 ـ حفظ جان امام و خوف از كشته شدن او

كه در حقیقت به معنى از بین رفتن پیام او و نافرجام ماندن مأموریت هاى او در حاكمیّت بخشیدن به اسلام و قرآن است:

امام صادق(علیه السلام) در پاسخ سۆالى درباره وجه غیبت مى فرماید:

«از كشته شدن خویش مى ترسد». (كمال الدین، ج2، ص481)

3 ـ آمادگى جهانى براى پذیرش حكومت اسلام و محو سلطه مستكبرین

امام زمان(علیه السلام) فرمود:

«من در زمان ظهورم، در حالى قیام مى كنم كه بیعت و پیمان هیچ طاغوتى بر گردنم نیست». (منتخب الاثر، ص267)

4 ـ آزمایش مردم

پیامبر فرمود:

«در غیبت مهدى(علیه السلام) كسى بر اعتقاد به امامت او ثابت قدم نمى ماند مگر كسى كه خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد». (منتخب الاثر، ص101)

5 ـ گناهان مردم و عدم آمادگى مردم

«امام زمان (علیه السلام) خود را به خورشیدى تشبیه مى فرماید كه ابرها آن را پوشیده باشند» (احتجاج، ص263; و بحارالانوار، ج52، ص92) وقتى خاصیت وجود امام زمان چون خورشید نور افشانى و اعطاى فیض است، ابرهاى پوشاننده جز گناهان و قدر ناشناسى مردم چه مى تواند باشد؟

امدادهای غیبی در یاری امام مهدی(عج)
نیروهای طبیعت بخشی از امدادهای غیبی در عصر ظهور همان نیروها و امکانات طبیعی است که خداوند پیامبران خود را با آن ها مجهز کرده است؛ به وسیله نیروهایی چون باد و ابر و ... . این عوامل در اختیار برخی از پیامبران قبل نیز بوده است.
نقش امدادهای غیبی در پیروزی حكومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قابل توجه است. حضرت با انجام دادن معجزاتی، مشكلات را از سر راه برمی دارد و یا با رعب و ترسی كه خداوند در دل دشمن ایجاد می كند و با ملائكه ای كه به یاری آن حضرت می فرستد، موجبات پیروزی آن حضرت فراهم می شود.
این امدادهای الهی در طول تاریخ به بهترین نحو ممکن به کمک انسان ها آمده و آن ها را از زوال و نابودی، در حمایت گرفته است.
از آیات قرآن به روشنی استفاده می شود که خداوند در مقابله حق و باطل، جانب جریان حق را نگه می دارد و از آن دفاع می کند و این دفاع خداوند، گاهی از طریق نیروهای پنهان و امدادهای غیبی صورت می گیرد. البته، در بزرگ ترین و وسیع ترین رویارویی حق با باطل و انقلابی که در راستای اهداف انبیاء در نظام هستی رخ خواهد داد، این سنت الهی بیش از پیش جلوه خواهد کرد.
فرشتگان و جنیان
در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده است: « خداوند، مهدی را با فرشتگان و جن و شیعیان مخلص، یاری می كند».(۱) در سخنی از امام باقر علیه السلام نیز می خوانیم: « فرشتگانی كه در جنگ بدر به پیامبر یاری دادند، هنوز به آسمان بازنگشته اند تا اینكه صاحب الأمر را یاری رسانند. تعدادشان، پنج هزار فرشته است».(۲)
تابوت موسی علیه السلام
در روایتی از چگونگی استفاده امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از تابوت حضرت موسی علیه السلام، کاخ حضرت سلمیان علیه السلام، فرود آمدن عیسی علیه السلام و نمایان شدن باغ "ارم ذات المعاد" چنین آمده است:
«هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت عیسی علیه السلام به زمین فرود می آید و كتاب ها را از انطاكیه گردآوری می كند. خداوند بر روی او از چهره "ارم ذات العماد" پرده برمی دارد و كاخی را كه حضرت سلیمان علیه السلام پیش از مرگش ساخت، آشكار می سازد و حضرت دارایی های كاخ را گرد می آورد و آن را میان مسلمانان تقسیم می كند و تابوتی را كه خداوند به "ادبیا" دستور انداختن آن را در دریای طبرستان داده بود، خارج می سازد. در آن تابوت، آنچه را كه خاندان موسی و هارون علیهماالسلام به یادگار گذاشته اند، فرود می آورد. مرغ های بریانی كه بنی اسراییل برای آیندگان خود ذخیره كرده اند، در آن است. آن گاه به كمك آن تابوت، شهرها را می گشاید. همان گونه كه پیش از او نیز چنین كردند» .(۳)
فرشتگان زمین
محمد بن مسلم می گوید: «از امام صادق علیه السلام درباره میراث علم و اندازه آن پرسیدم. حضرت پاسخ داد: "خداوند، در شرق و غرب عالم دو شهر دارد
” در روایات از جمله امدادهای الهی به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مسخر ساختن عوامل طبیعی در ذیل اراده حضرت است “
كه در آن گروهی سكونت دارند و هر چند وقت یك بار با آنان دیدار می كنم و آنان از ظهور قائم می پرسند. گروهی از آنان، از روزی كه به انتظار قائم بوده اند، سلاح خود را به زمین نمی گذارند. آنان، از خداوند می خواهند كه حضرت را به آنان بنمایاند. هنگامی كه مهدی قیام می كند، آنان همراه او می باشند ... اجتماع آنان، متشكل از پیر و جوان است. این گروه، از اندیشه و دستورهای امام آگاه هستند و آن را اجرا می كنند. حضرت، این سپاهیان را به جنگ هند، دیلم، روم، بربر، فارس، جابرسا، جابلقا ـ كه دو شهر در شرق و غرب است ـ می فرستد. تمام پیروان ادیان را به اسلام، یكتاپرستی و ولایت ما دعوت می كنند كه در صورت اجابت، مردم رهایی می یابند و اگر تخلف كردند، به قتل می رسانند كه در تمام شرق و غرب عالم، همگان ایمان می آوردند».(۴)
نصرت الهی در آیه ۴۰ سوره حج آمده است:« وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ» ؛ « و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری کند، یاری می دهد؛ چرا که خدا سخت نیرومند و شکست ناپذیر است». در روایات فراوانی از نصرت الهی به عنوان یکی از عوامل پیروزی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قیام جهانی آن حضرت یاد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره فرموده است: « قائم اهل بیت من به نصرت الهی تأیید می شود».(۵)
نیروهای طبیعت بخشی از امدادهای غیبی در عصر ظهور همان نیروها و امکانات طبیعی است که خداوند پیامبران خود را با آن ها مجهز کرده است؛ به وسیله نیروهایی چون باد و ابر و ... . این عوامل در اختیار برخی از پیامبران قبل نیز بوده است.
خداوند درباره تسخیر عوامل طبیعی توسط حضرت سلیمان علیه السلام فرموده است: « وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ عاصِفَةً تَجْری بِأَمْرِهِ إِلی اْلأَرْضِ الَّتی بارَکْنا فیها وَ کُنّا بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عالِمینَ»؛ « و تندباد را مسخر سلیمان ساختیم که به فرمان او به سوی سرزمینی که آن را پر برکت کرده بودیم، حرکت می کرد و ما از همه چیز آگاه بودیم».(۶) در روایات از جمله امدادهای الهی به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مسخر ساختن عوامل طبیعی در ذیل اراده حضرت است.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در بیان حوادث شب معراج به نقل از خداوند متعال چنین نقل فرموده است: « بادها را به تسخیر او در می آورم و گردنکشان سخت را رام او می سازم و او را بر نردبان ترقی بالا می برم و با لشکریان خود یاری اش می کنم و با فرشتگانم به او مدد می رسانم تا آنکه دعوتم را آشکار کند».(۷)
پی نوشت ها:
۱. دیلمى، ارشاد القلوب، ص ۲۶۸.
۲. مستدرك الوسائل، ج ۲، ص ۴۴۸.
۳. الشیعه و الرجعه، ج ۱، ص ۱۳۶.
۴. بحارالأنوار، ج ۲۷، ص ۴۱ و ج ۵۴، ص ۳۳۴.
۵. کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۷.
۶. انبیاء: ۸۱.
۷. کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۴.

حتمی بودن ظهور

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(1)؛
ما می خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
در این آیه، به مؤمنان نوید داده شده که وارثان زمین و حاکمانِ پهنای گیتی خواهند گردید و این، وعده ی الهی و اراده ی ازلی حق تعالی است. این اراده، گاهی به صورت جزئی نیز تجلی کرده که از جمله ی آن، قصه ی نجات بنی اسرائیل و هلاکت فرعون به دست موسی (علیه السّلام) است.(2)
آیه ی یاد شده، با عنوان«وَنُرِیدُ» حکایت از اراده ی حق تعالی می کند که همواره جریان داشته و عاقبت، به طور گسترده و کامل به انجام خواهد رسید. این آیه- به دلیل حتمی بودن مفاد آن- در روایات نیز به ظهور حضرت حجت و حکومت جهانی ایشان تعبیر شده است.(3)
ظاهر آیه، هر چند درباره ی بنی اسرائیل می باشد، قرآن به لحاظ باطن، دارای مفاهیم گسترده ای بوده و مفاهیم گوناگون از دل آیه بیرون می آید و عمیق و قابل توجه است.

ظهور وعده ی الهی

ابوهاشم داوود، فرزند قاسم جعفری می گوید:
کُنّا عِندَ أَبی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ الرِّضا (علیه السّلام) فَجَری ذِکرُ السُّفیانی و ما جاءَ فی الرِّوایةِ مِن أَنَّ أَمرَهُ مِنَ المَحتُومِ فَقُلتُ لأَبی جَعفرٍ (علیه السّلام) هَلْ یَبدُوللهِ فی المَحتُومِ قالَ (علیه السّلام): نَعَمْ قُلنا لهُ فَنَخافُ أَنْ یَبْدُو لِلهِ فی القائِمِ فَقالَ (علیه السّلام) إِنَّ القائِمَ مِنَ المیعادِ...(... إنَّ اللهَ لا یُخلِفُ المِیعادَ(4)»(5)؛
نزد حضرت جواد (علیه السّلام) بودیم که از سفیانی و این که امر او حتمی است، سخن گفته شد. عرض کردیم: آیا ممکن است در امر حتمی برای خداوند بدأ حاصل شود؟ حضرت فرمود: بلی. گفتیم اگر این گونه است، پس هراس داریم که در خود قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم برای خداوند بدأ حاصل شود. فرمود همانا قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وعده ی خداوند است و... خدا در وعده ی خود خلاف نمی کند.
از نظر عقل، کسی را که به دلیل تهدید، خلف وعده نمود، می توان بخشید و از گناهش چشم پوشی کرد، اما از حکیم، وعده ی خلاف صادر نمی شود. لذا طبق این روایت، ظهور حضرت حجت که به معنای«وعد» و نوید به جامعه ی انسانی و بشری- به ویژه بندگان صالح- است هرگز تخلف پذیر نیست.
مرحوم مجلسی (رحمه الله) در توضیح این حدیث می فرماید: در این جا وعده ی خداوند به صراحت بیان شده است(6)؛
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً ...»(7)؛
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته ای انجام داده اند، وعده می دهد که -قطعاً- آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل می کند، [آن چنان] که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت...
بر اساس آیه ی شریفه، این وعده است و تخلف در وعده هرگز امکان ندارد. این نوید، در جای جای قرآن به بندگان صالح خدا داده شده که سرانجام، ‌حکومت عدل الهی و امامت جهانی به آنها باز می گردد و برای همیشه ادامه دارد و چنین بشارتی- طبق بیان صریح قرآن- در کتاب های گذشتگان نیز آمده است:
«
وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌ »(8)؛
در زبور بعد از ذکر [تورات] نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث[حکومت] زمین خواهند شد.

غایب ناظر

در این که فیض حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- در زمان غیبت- از چه راهی به اجتماع می رسد؟
حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود فرموده اند:
فیض من، مانند خورشیدِ در پس ابرها است(9) و این نور لازم برای ادامه ی زندگی اجتماع هرگز به تاریکی نمی گراید.
امام و ولی زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در هر دوره دو سمت دارد:
یکی، مرجعیت دینی؛ یعنی در مسائلی که مرجعیت دارند، باید همه ی این پرسش ها را پاسخ بدهند و دوم، زعامت سیاسی؛ به این معنا که رهبری جامعه ی تشیّع و البته رهبری جامعه ی اسلامی با ایشان است و هم پاسخ گویی به مسائل شرعی و هم تصدی مسئله ی زعامت و جنبه ی سیاسی جامعه و امت را عهده دار هستند.
در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز باید به زعیم و رئیس مراجعه کرد؛ چنان که در دوران اولیه ی اسلام نیز همین طور بوده است.(10)
امامان (علیهم السّلام) در همان دوران حضور، مرجعیت فتوایی را به اصحاب واگذاشته بودند(11) و افرادی چون محمد بن مسلم، ابان، زراره و زیاد از جمله کسانی بودند که امام باقر (علیه السّلام) به آنها حکم فتوا داده بود:
إجْلِسْ فِی مَسجِدِ المَدینَةِ و أَفْتِ النَّاسِ(12)؛
در مسجد مدینه بنشین و به پرسش های مردم پاسخ بده.
در زمان حضور این گونه بود که مسئله ی مرجعیت فتوایی به بزرگان واگذار شده بود، اما مرجعیت سیاسی- انحصاراً- در اختیار خود ائمه (علیهم السّلام) بود. توقیع (نامه ی) شریف از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که در دست اسحاق پسر یعقوب بوده و اکنون به ما رسیده است، به همین مطلب اشاره دارد(13):
و أمّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیها إلی رُواة حَدیثِنَا فَإنَّهُم حُجَّتِی عَلیَکُمْ و أَنا حُجَةُ اللهِ عَلیَهِم؛(14)
و اما درباره ی مسائل و حوادث جدیدی که برای شما پیدا می شود، به کسانی که احادیث ما را روایت می کنند رجوع کنید، چه این دسته حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم.
این توقیع از لحاظ سند، معتبر بوده، جای هیچ گونه خدشه نیست.

تعریف واژه ی رواة(راویان) حدیث

«رواة حدیثنا»، یعنی، ناقلان حدیث؛ کسانی که بتوانند مغزِ حقیقت و خواسته ی ما را برای شما بازگو کنند.
رواة حدیث؛ یعنی کسانی که در خدمت پیغمبراکرم( صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته و در دین تفقّه کرده اند. فقه عمیق تر از فهم است؛ پی بردن به عمق مطلب و علاج متعلقات و تخصیص را بلد شدن است.(15)
بنابراین، کسی می تواند، مرجعیت سیاسی، اجتماعی حضرت را برعهده بگیرد که جامعیت و شایستگی داشته باشد.
سخن حضرت در ادامه که فرمود: إنَّهمْ حُجَّتی عَلیَکُم(16)؛ تبیین این معنا است؛ یعنی اشخاصی که با چنین صفات یاد شده، حجت من بر شما بوده، در مقابل من و شما مسئول و پاسخ گو هستند. معنای حجت نیز همین است. این نوعی فرمان است. حضرت با همین بیان، مقام زعامت سیاسی را، به این گروه واگذار می کند. فقیهان با این فرمان، واجد حکم شده اند. البته به این نکته ی دقیق نیز باید توجه داشت که در مرجعیت فتوایی، ده تا فقیه می توانند در عرض و موازات هم پاسخ گو باشند. در عصر حضرت صادق (علیه السّلام) پنجاه فقیه، همه در عرض هم منصوب بوده اند و هر کس در منطقه ی خودش مرجعیت فتوایی داشته است.(17) اما اگر کسی زعیم سیاسی باشد، مسئله فرق می کند و این حکم عام، شامل حالش نمی شود. معنای احکامی که مربوط به زعامت سیاسی می شود، شامل کسانی است که واجد این صفات بوده، شایستگی این مقام را داشته باشند. البته این روایت را نباید این گونه معنا کرد که در بین مرجعیت و ولایت سیاسی، تعارضی هست، چرا که در برخی موارد فرض این است که فقیه هر دو صفت را دارا باشد؛ چنان که امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) درباره ی ولی امر نیز به این دو صفت اشاره فرموده است:
إنَّ أَحَقَ النّاسِ بهَِذا الأَمرِ اَقْواهُمْ عَلَیه. و أَعْلَمُهُمْ بأمرِ اللهِ فیِهِ(18)؛
سزاوارترین و شایسته ترین افراد برای رهبری کسی است که از توان[مدیریت] بیشتری برخوردار باشد و بهتر از دیگران از دستورهای الهی پیروی کند.

پی نوشت ها :

.1قصص(28)آیه ی 5.
2
.بقره(2) آیه ی 50.«وَ إِذْ فَرَقْنَا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْنَاکُمْ وَ أَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ‌ ». و[ به خاطر بیاورید] هنگامی را که دریا را برای شما شکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق ساختیم، در حالی که شما تماشا می کردید.
3
.مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج16، ص 18.
4
.آل عمران(3)آیه ی 9.
5
.محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 303.
6
.علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص 250، ح138.
7
.نور(24)آیه ی 55.
8
.انبیا(21)آیه ی 105.
9
.ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 483.
10
.محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص 267.
11
.همان، ج14، ص 311، ح21452.
12
.همان، ج14، ص 311، ح21452.
13
.ابن توقیع را ابوجعفر ابن بابویه صدوق (رحمه الله) در کتاب کمال الدین و تمام النعمه، به سند صحیح از ابوجعفر پسر یعقوب کلینی (رحمه الله) و او از برادرش اسحاق پسر یعقوب نقل کرده است: از محمد پسر عثمان عمری، نایب خاص دوران غیبت صغری درخواست کردم تا نامه ای به خدمت حضرت رسانده، پاسخ دریافت کند. البته مسائلی ردیف کرده که خود مسائل در نامه نیست ولی پاسخ آن با خط شریف حضرت نوشته شده است.
14
.شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 483.
15
.ر.ک: علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج2، ص 222، ج67، ص 374.
16
.همان.
17
.محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص 315، ح21454-16؛ ج17، ص 313، ح21447-9.
18
.نهج البلاغه، خطبه ی 173.

چگونه خود را منتظر حقیقی امام عصر علیه السلام می  دانی در حالی که به این امر نیز واقفی که  با قیام آن حضرت طعمه شمشیرش خواهی شد؟ من اگر آلوده و ناپاكم چگونه مى توانم منتظر انقلابى باشم كه شعله اوّلش دامان آلودگان را مى گیرد! ارتشى كه در انتظار جهاد بزرگى است آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى برد و روح انقلابى در آن ها مى دمد، و هر گونه نقطه ضعفى را اصلاح مى كند.
انتظار متشکل از دو عنصر است
«انتظار» همیشه از دو عنصر «نفى» و «اثبات» تشكیل مى شود; ناراحتى از وضع موجود و عشق و علاقه به وضع بهتر. و در اینجا اضافه مى كنیم كه در هر انقلاب و تحوّل بنیادى نیز دو جنبه وجود دارد; جنبه نفى و جنبه اثبات. جنبه نخستین انقلاب كه همان جنبه «نفى» است، از میان بردن عوامل اختلال و فساد و انحطاط و شستشو دادن لوح جامعه از نقش هاى مخالف است. كسانى كه در انتظار چنان انقلابى به سر مى برند اگر در دعوى خود صادق باشند (نه جزء منتظران دروغین خیالى) بطور مسلم آثار زیر در آن ها آشكار خواهد شد:
1) خودسازى فردى
حكومت جهانى مهدى قبل از هر چیز نیازمند به عناصر آماده و با ارزش انسانى است كه بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را در جهان بدوش بكشند; و این در درجه اوّل محتاج به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى و فكرى براى همكارى در پیاده كردن آن برنامه عظیم است; تنگ نظرى ها، كوته بینی ها، كج فكری ها، حسادت ها، اختلافات كودكانه و نابخردانه، و بطور كلّى هر گونه نفاق و پراكندگى با موقعیّت منتظران واقعى سازگار نیست.

نكته مهم اینجاست كه منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمّى هرگز نمى تواند نقش تماشاچى را داشته باشد; باید حتماً در صف اصلاح طلبان واقعى قرار گیرد. ایمان به نتایج و عاقبت این تحوّل هرگز به او اجازه نمى دهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز محتاج به داشتن اعمالى پاك و روحى پاك تر، برخوردارى از شهامت و آگاهى كافى است.
2 ) خودیاری هاى اجتماعى
منتظران راستین در عین حال، وظیفه دارند كه علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بكوشند; زیرا برنامه عظیم و سنگینى كه انتظارش را مى كشند یك برنامه فردى نیست; برنامه اى است كه تمام عناصر تحوّل باید در آن شركت جوید; باید كار به صورت دسته جمعى و همگانى باشد; كوشش ها و تلاش ها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.

در یك میدان وسیع مبارزه دسته جمعى هیچ فردى نمى تواند از حال دیگران غافل بماند; بلكه موظّف است هر نقطه ضعفى را در هر كجا ببیند اصلاح كند; و هر موضع آسیب پذیرى را ترمیم نماید; و هر قسمت ضعیف و ناتوانى را تقویت كند; زیرا بدون شركت فعّالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده كردن چنان برنامه اى امكان پذیر نیست.
3) حل نشدن در فساد محیط
هنگامى كه فساد فراگیر مى شود، و اكثریّت و یا جمع كثیرى را به آلودگى مى كشاند، گاهى افراد پاك در یك بن بست سخت روانى قرار مى گیرند، بن بستى كه از یأس از اصلاحات سرچشمه مى گیرد. گاهى آنها فكر مى كنند، كار از كار گذشته و دیگر امیدى براى اصلاح نیست، و تلاش و كوشش براى پاك نگهداشتن خویش بیهوده است; این نومیدى و یأس ممكن است آنها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بكشاند، و نتوانند خود را به صورت یك اقلّیّت صالح در برابر اكثریّت ناسالم حفظ كنند، و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند.

تنها چیزى كه مى تواند در آن ها روح امید بدمد و به مقاومت و خویشتن دارى دعوت كند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است; تنها در این صورت است كه آن ها دست از تلاش و كوشش براى حفظ پاكى خویش و حتّى براى اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.

امید را مى توان همواره به عنوان یك عامل موثّر تربیتى در مورد افراد فاسد شناخت; همچنین افراد صالحى كه در محیط هاى فاسد گرفتارند، بدون امید نمى توانند خویشتن را حفظ كنند.

نتیجه این كه، انتظار ظهور مصلحى كه هر قدر دنیا فاسدتر مى شود امید ظهورش بیشتر مى گردد اثر فزاینده روانى در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه مى كند; آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محیط مأیوس تر نمى شوند، بلكه به مقتضاى:

وعده وصل چون شود نزدیك        آتش عشق تیزتر گردد

انتظار سازنده داشته باش

انتظار سازنده، تحرک بخش و تعهد آور، همان انتظار راستینی است که در روایات از آن به عنوان «با فضیلت ‏ترین عبادت» یاد شده است. از آیات و روایات استفاده می ‏شود که ظهور حضرت مهدی‏ علیه السلام، حلقه‏ ای است از حلقه‏ های مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی اهل حق منتهی می ‏شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که آن فرد، عملاً در گروه اهل حق باشد. شهید مطهری ‏رحمه الله می ‏نویسد:
«در روایات اسلامی، سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام‏ علیه السلام به آن حضرت می‏ پیوندند. بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی ‏شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی ‏شوند [؛بلکه] معلوم می ‏شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمینه ‏هایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش می‏ دهد. این خود می ‏رساند که نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه فرضاً اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشد، از نظر کیفیت ارزنده ‏ترین اهل ایمان‏ اند و در ردیف یاران سیدالشهداءعلیه السلام».

از انتظار ویرانگر بترسید

این نوع انتظار حاصل برداشتِ قشریِ مردم، از مهدویّت و قیام و انقلاب مهدی موعود علیه السلام است که صرفاً ماهیت آن را انفجاری می ‏دانند که فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ‏ها، تبعیض ‏ها، اختناق‏ ها، حق کشی ‏ها و تباهی‏ ها ناشی می ‏شود.

نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آن گاه که حق و حقیقت طرفداری نداشته باشد، باطل، یکّه تازِ میدان گردد و جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود؛ این انفجار رخ می ‏دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (نه اهل حقیقت زیرا حقیقت طرفداری ندارد) از آستین بیرون می ‏آید. بنابراین هر اصلاحی محکوم است؛ زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع، نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی ‏شود! این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود علیه السلام و این نوع انتظار فرج (که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی می ‏شود و نوعی «اباحی گری» باید شمرده شود) به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی وفق نمی‏ دهد.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - حکومت جهانی

دسته بندی