از ازدواج با زن های احمق بپرهیزید، چون مصاحبتشان مصیبت است و فرزندانشان ضایع.

معیار های انتخاب همسر

درست است كه انتخاب همسر مسئله اي مهم و حساس است ولي در عين حال نبايد زياد وسواس به خرج داد. هيچ كس صد درصد طبق معيارهايي كه انسان ابتدائا در نظر دارد آفريده نشده و پرورش نيافته است . كما اين كه ممكن است نسبت به طرف هاي مقابل شما نيز همين گونه باشد و صد درصد آن طور كه آنان مي خواهند نباشيد. بنابراين ضمن حفظ معيارهاي لازم بايد چند نكته را در نظر گيريد:

شریعت اسلام برای انتخاب همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است که زن و مرد (جوانان) در انتخاب همسر باید آن معیارها را مراعات نمایند، تا در زندگی مشترک، روابط فی ما بین همسران بهتر، سالم‏ تر، پرجاذبه‏ تر، شیرین ‏تر و با صفاتر گردد، که در در ذیل به گوشه ای از آن اشاره می شود:

1. ایمان واقعی

زیرا چنین شخصی به علت داشتن ارتباط قلبی با خدا، فردی قابل اعتماد است.

2. اخلاق خوب

یعنی این که انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهای پسندیده، فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده و از صفات زشت، بیماری های اخلاقی و... دور باشد. زیرا تنها عاملی می‏ تواند روح سرکش انسان و غرایز طوفانی و عصیانگر انسان را مهار کند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومی و زندگی مسالمت‏ آمیز به کار اندازد، اخلاق واقعی است که از ایمان حقیقی به خدا سرچشمه می‏ گیرد. داشتن اخلاق خوب در زندگی که باعث نشاط و جوانی طرفین و سایر افراد خانواده می شود، در رویات آمده همسر بد اخلاق انسان را به پیری زودرس مبتلا می کند.

3. اصالت خانوادگی

یعنی این که همسر انسان در دامن پدر و مادر پاک و شایسته متولد و رشد و نمو کرده باشد پیامبر (ص) فرموده اند: از سبزه مزبله بپرهیزید. (یعنی زن زیبا در خانواده بد).

4. سلامت عقل و تفکر

«سلامت عقل» از مهم‏ترین شرایط یک همسر شایسته محسوب می‏ شود. زیرا تدبیر امور زندگی و برطرف نمودن مشکلات زندگی مشترک و پیمودن راه سعادت و درستکاری کار بزرگی است که نیاز به سلامت عقل و فکر دارد.

 5. زیبایی و شادابی

همسری که از چنین صفاتی برخوردار باشد، غالبا ضامن جلوگیری همسرش از انحرافات و چشم‏ چرانی‏ ها می‏ گردد و معمولاً این موضوع با خوش‏ اخلاقی همراه است. بهتر است زن و مرد در مراسم خواستگاری، با اجازه و رضایت والدین، (با شرایطی که در توضیح المسائل آمده) یکدیگر را ببینند و واقعیت ها را به هم بگویند یا مرد، مادر یا خواهر و یا یکی از خویشان نزدیک و مورد اعتماد را برای دیدن انتخاب کند و بفرستد تا زن مورد نظر را خوب ببینند و ویژگی‏ هایش را برای او توضیح دهند.

6. تناسب سنی و تحصیلی

در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می‏ رسد. از این‏رو، باید تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز حداقل به همین مقدار باشد (پسر بزرگتر باشد) بهتر است چنین باشد، ولی الزامی نیست.

7. عفاف و پاکی از آلودگی‏ ها

رعایت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسیب ‏ناپذیر نگه می ‏دارد. زیرا اگر در جامعه ‏ای عفاف و پاکدامنی به صورت کامل رعایت گردد و تمتعات جنسی به محیط خانواده محدود گردد، جوانان به ازدواج روی آورده و خانواده‏ های تشکیل‏ شده نیز ثبات بیشتری می ‏یابند، بر عکس اگر بی‏بند و باری و بی‏عفتی در جامعه رواج یابد و بهره‏ برداری‏ های جنسی در خارج از محیط خانواده میسر گردد، جوانان زیر بار مسئولیت‏ های ازدواج نرفته و خانواده‏ های تشکیل‏ شده نیز متزلزل می‏ شود.

8-گذشته افراد

باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک می کنید که در زندگی تان باشد، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست.

گذشته در انتخاب همسر بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.

یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگی است. بعضی ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل این که هیچکس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته اند. عده ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه ای ندارند. حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند، نمی دانند چه اتفاقی می افتد. گاهی می گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچ وقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی شود.

همیشه می پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می پرسد، قسم می خورید، ولی باور نمی کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی گیرد، به زحمت هدیه ای را برایش فراهم می کنید اما جلب توجهش را نمی کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی گیرد، آنها آدم های سردی اند، هر کاری کنید فایده ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است. پس بهترین حالت، تعادل است.

باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته است گذشته ما سرنوشت ما را تعیین می کند. خب حالا چطور می توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و از ابتدای امر هر چه خواسته ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته ایم.» بگویید «خداحافظ!» این دختر خیلی به درد شما نمی خورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.

خانم ندا شادی، مسئول روابط عمومی کانون فرهنگی هنری وارثان انتظار(تخصصی مهدویت) به خبرنگار خبرگزاری صدق گفت: نرم افزار « خانواده مهدوی » به همت این کانون در دست تولید است.
وی ادامه داد: در این نرم افزار تعداد 40 حدیث از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) درباره حقوق زن و شوهر و خانواده مهدوی، گردآوری شده است.
مسئول روابط عمومی کانون فرهنگی هنری وارثان انتظار تصریح کرد: ویژگی ها و خصلت های مرد جهت اداره منزل و خانواده، ثواب نیکی به خانواده و فضیلت خدمت به همسر از جمله محورهای احادیث گلچین شده است.
ندا شادی ابراز داشت: این نرم افزار قابل نصب بر روی تلفن همراه می باشد.

 

قطع : کتابی
تعداد صفحات : 216
تاریخ انتشار :
دوره انتشار : ماهنامه
زبان : فارسی
سایت :  www.intizar.ir
مدیر مسئول و سردبیر: مسعود پور سید آقایی
 
 
::سرمقاله: مهدویت، ضرورت ها و ظرفیت ها                                         
::قرآن و حدیث: یمانی، درفش هدایت
::تاریخ: سنتهای تاریخی و علائم ظهور
::حقوق و سیاست: مسیحیت انجیلی، تشیع ایرانی و آینده بشریت      
شیرودی،مرتضی
::جایگاه نهادهای حقوقی در عصر ظهور
::نقش خانواده در انتقال محبت حضرت مهدی (عح) به فرزندان         
بیاری،علی اکبر       چراغی،اسماعیل
صادق نیا،مهراب

 

ضمیمه ها:
مجله مشرق موعود  حجم فایل:  -1 bytes

نقش زنان، در هیچ حرکتی از حرکت های اسلامی و شیعی - از صدر اسلام تاکنون - به اهمیت و برجستگی نقش زن در قیام «عاشورا» نبوده است .
«عاشورا» تنها صحنه ای است که در آن «زن » ، در متن قرارداد و نه حاشیه و نقش زن شیعی در آن، پررنگ و پرحضور است و شاید یکی از رمزهای جاودانگی آن همین باشد . نقش «زینب » ، این شیرزن دریادل کربلا و همسر و دختران امام حسین علیه السلام - به عنوان پیام آوران واقعه عاشورا - از جایگاه خاصی برخوردار است . نقش ام وهب، دلهم (زن زهیر)، طوعه، ماری (1) و حتی زنان قبیله بنی همدان (2) ، غیر قابل کتمان است .
مرحوم حاج شیخ ملاسلطان علی تبریزی - که از جمله عابدان و زاهدان بود - در عالم رؤیا خدمت امام زمان علیه السلام رسید و عرض کرد: آیا این که فرمودید: «فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما» صحیح است؟ فرمود: آری، صحیح است .
عرض کردم: آن کدام مصیبت است که به جای اشک، خون گریه می کردید؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟
حضرت فرمود: اگر علی اکبر هم بود، در این مصیبت خون می گریست .
- آیا مصیبت حضرت عباس است؟
- اگر عباس هم بود، در این مصیبت خون می گریست .
- آیا مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام است؟
- اگر سیدالشهدا علیه السلام هم بود، در این مصیبت خون می گریست .
- پس کدام مصیبت است؟
- مصیبت اسیری زینب . (3)
در قیام حضرت مهدی علیه السلام نیز چنین است و زنان از جایگاه ویژه ای برخوردار خواهند بود . نقش زن در عصر ظهور، همچون نقش مدعیان امروز و طرفداران حقوق زن نیست که او را تا سرحد یک کالا و وسیله ای برای لذت طلبی و عیاشی تنزل داده اند .
جابربن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل می کند:
و یجی ء والله ثلاث ماة و بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امراة یجتمعون بمکة علی غیر میعاد قزعا کقزع الخریف; (4) به خدا سوگند 313 نفر می آیند که پنجاه تن از آنان زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی، در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد» .
ام سلمه نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است: «یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس الیه کالطیر الوارد المتفرقة حتی یجتمع الیه ثلاث ماة و اربعة عشر رجلا فیه نسوة فیظهر علی کل جبار و ابن جبار (5) ; در آن هنگام پناهنده ای به حرم امن الهی پناه می آورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم می برند به سوی او جمع می شوند تا این که در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد آمده که برخی از آنان زن می باشند که بر هر ستمگر و ستمگر زاده ای پیروز می شوند» .

پی نوشت:
1) وی اهل بصره و خانه اش، کانون شیعیان امام علی علیه السلام بود . از آن کانون تنی چند به یاری حسین علیه السلام شتافتند و شهید شدند; گرچه خود وی نیامد .
2) پس از مردن یزید، برخی از بزرگان و اشراف کوفه تصمیم گرفتند عمرسعد را به عنوان امیرخود برگزینند . زنان قبیله بنی همدان تا این خبر را شنیدند، هلهله کنان داخل مسجد شدند و از این کار ممانعت کردند . آنان می گفتند شما می خواهید کسی را حاکم کنید که فرزند رسول خدا را به شهادت رسانده است؟
3) العبقری الحسان، ج 1، ص 98 .
4) بحارالانوار، ج 53، ص 223 .
5) مجمع الزوائد، ج 7، ص 315; معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 500 .

خانواده کوچک‌ترين نهاد اجتماعي است که نقش بالنده و اساسي در تکوين جامعه دارد. خانواده زمينه ساختارهاي هويتي و عاطفي جامعه فردا را مهيا مي‌نمايد. خانواده با التزام عملي به اصول اعتقادي خويش زمينه‌ساز جامعه کلان فردا است که بايد روابط اجتماعي، عاطفي، سياسي ـ فرهنگي آن در جهت ارزش‌هاي بايسته نظام گيرد.
1ـ تعريف خانواده چيست؟
اصل اول حاکم بر خانواده اصل تعريف خانواده است: خانواده مجموعه‌اي از افراد است که وظيفه دارد تحت سرپرستي پدر خانواده در مسير رضايت ولي خدا خود را شکل و ارتقاء داده و در تعامل با محيط اطراف نيز نه تنها از خود پاسداري نموده بلکه براساس باورهاي خود در رشد و شکوفايي جامعه نيز تاثيرگذار باشد.
با اين تعريف از خانواده بايد اصول ديگر را نيز پذيرفت.
2ـ نقش پدر
پدر به عنوان سرپرست خانواده بايد در مسير رضايت ولي خدا گام‌هاي اساسي را جهت رشد و شکوفايي استعدادهاي اعضاي خانواده بردارد. پس رضايت ولي خدا يک مولفه اساسي است که عدم توجه به آن نه تنها مشکلي را حل نمي‌کند ؛ که نظام خانواده را نيز مخدوش مي‌نمايد. رضايت ولي خدا در متن زندگي، روح حاکم بر زندگي است که در کلمه (حضور مستمر امام) تجلي مي‌يابد. اگر اين «حضور» خوب احساس شود و سرپرست خانواده با درک واقع بينانه از آن، تصميم به تسري آن به اعضاي خانواده را داشته باشد گام اساسي در جهت تشکيل يک خانواده مهدوي، برداشته شده است.
پس تعريف مطروحه در اصل اول تعريف يک خانواده مهدوي است که مي‌توانيم به اينگونه نيز اصل اول را تبيين نماييم که:
خانواده مهدوي، خانواده‌اي است که با درک حضور ولي خدا در متن زندگي سعي دارد رفتار خويش را با رضايت ولي خدا انطباق داده و خود را در مسير اهداف آن سالار مکتب عشق و آن يار غائب از نظر به شکوفايي برساند تا نه تنها در مقابل اهريمنان انس و جن مقاوم باشد که آن‌ها را نيز در مسير حق راهبري نمايد.
3ـ قبول عبوديت پروردگار
قبول عبوديت پروردگار بايد روح حاکم بر زندگي اعضاي خانواده باشد. عبوديت خدا اعضاء را در يک مسير روشن راهبري مي‌کند و به هويت مي‌رساند.
4 ـ اصل تحول و دگرگوني ارادي اعضا خانواده.
انسان خواه ناخواه در مسير نظامي که خداوند هستي طراحي نموده در حرکت است و «تحول و دگرگوني» امري است دائمي و مستمر که همه افراد جامعه را شامل مي‌شود ؛ اما گاهي اين تحول ارادي مي‌شود ؛ و آن وقتي است که اعضاء خانواده جدي‌تر خويشتن خويش را با دستورات الهي همراه نمايند و خود را در مقابل عوامل تأثيرگذار رها نکنند؛ و اين وقتي است که اعضاي خانواده با شناخت و معرفت به خدا و رسول پاک او، معرفت به امام خويش نيز داشته باشد که در غير اين صورت نه تنها آن‌ها رشدي نخواهند کرد که روز به روز به قهقرا و عقب گرد تنّزل خواهند کرد.
5ـ ارتقاي سطح آگاهي خانواده.
ارتقاي سطح آگاهي خانواده با توجه به اصل 4، بايد اعضاء خانواده با اصول و اهداف ارزشي آشنا گردند. چه در غير اين صورت ممکن است ضمن تبعيت از خرافات و الزامات غلط که از تعصبات کور نشأت مي‌گيرد، تسليم بي چون و چراي عوامل تأثيرگذار منفي در جامعه شوند که هويت و ساختار شخصيت او را جريحه‌دار نمايند.
بايد اعضاء خانواده با امام زمان  عليه السلام آشنا شوند و اين آشنايي نه در حد اطلاعاتي از شناسنامه و اسم و رسم آن عزيز ـ که اين خوب است ـ اما کافي نيست که بايد باور کنند او اولاً زنده است و ثانياً «حاضر» است و «غيبت» او نه به منزله «عدم حضور» که به معناي «عدم ظهور» است. او ظاهر نيست اما حاضر است.
آن‌ها بايد بدانند هر هفته امام زمان عليه السلام از احوالات انسان با خبر مي‌شود و نه تنها در طول هفته، که هر روز و نه هر روز، که هر ساعت و نه هر ساعت، که هر لحظه، زيرا امام عليه السلام هر وقت بخواهد و اراده کند مي‌داند آنچه را که بايد بداند، پس با اين آگاهي و با آن درک عبوديت حضرت حق اعضاي خانواده به آگاهي مطلوب و آزادي نسبي از غير خدا دست مي‌يابند و نه تنها از بحران‌هاي اجتماعي خلاصي مي‌يابند و به مقام صبر و ايستادگي مي‌رسند. که به بالندگي و نشاط و اطمينان و آرامش و تلاش در جهت اشاعه ارزش‌هاي الهي دست مي‌يازند.
6ـ اصل ارتقاء سطح سلامت جسمي و روشي خانواده مبتني بر فرهنگ مهدويت
اصل فوق به استناد مباني اسلام بايد تعريف شود. وقتي مي‌گوييم فرهنگ مهدويت يعني اسلام يعني قرآن و عترت  عليه السلام. يعني تماميت دين خدا ،فرهنگ اسلامي يعني فرهنگي که بايد با رضايت ولي خدا همراه باشد.
سلامتي جسمي نيز بايد در جهت رضايت او باشد يعني اينکه از طريق حق به حقيقت و حق برسيم. يعني هم در مسير اطاعت از امام عليه السلام گام برداريم و هم در نيل به مقصد در مسير او باشيم و رضايت او را طلب نماييم در تغذيه به خويش دقت کنيم روزي حلال را بخوريم و بياشاميم و همچنين در مصرف ميانه رو باشيم و در انفاق و بخشش متناسب با ظرفيتي که داريم اقدام نماييم. طوري انفاق نکنيم که طاقت آن را نداشته باشيم.
بديهي است اگر خوراکي متناسب با حلال و حرام تعريف شود و حتي از شبهات بپرهيزيم مي‌توانيم گام‌هاي اساسي را برداريم و از نظر روحي و رواني نيز به آرامش و سکينه و اطمينان قلبي برسيم که اين همه را وقتي به ما مي‌دهند که ما از کانال انتقال غذا به روح که جسم است؛ مراقبت نماييم و حق او را ادا کنيم.
اهداف کوتاه مدت و بلندمدت
اهدافي را که بايد در مسير زندگي با لحاظ اصول بالا مدنظر قرار دهيم عبارتند از:
1. اصلاح و ارتقاء سطح تفکر و تعاملات اعضاي خانواده با يکديگر و ديگران مبتني بر رضايت ولي خدا عليه السلام.
2. زمينه‌سازي جهت رشد و شکوفايي استعدادهاي اعضاي خانواده و نيز استمرار ارادي حرکت انسان به سوي پروردگار.
3. انتظام و انسجام زندگي از نظر مادي و فرهنگي براساس ارزش‌هاي اسلامي مبتني بر تفکر و فرهنگ مهدوي.
4. مراقبت از خود و تلاش در جهت اصلاح جامعه بر اساس اصول حاکم بر باورهاي فرهنگي خانواده.
اهداف فوق اهداف کلان است که بايد هر يک از آن‌ها به تفصيل مورد بحث و مداقه قرار گيرد. در غير اين صورت در حد کلان و به صورت «شعار» باقي مي‌ماند. زيرا جمله معروفي هست که مي‌گويد: مي‌دانيم «خوب» چيست؛ بگو: چگونه خوبي را پياده کنيم؟ انشاء الله در مقاله بعدي از اهداف بحث مي‌کنيم و موارد فوق و چند مورد ديگر را به تفصيل مورد بحث قرار خواهيم داد.
رويکرد حاکم بر زندگي مهدوي
رويکردها، جهت و روح حاکم بر زندگي هستند که زندگي بر اساس آن‌ها شکل مي‌گيرد و هويت مي‌يابد. رويکرد زندگي مهدوي يک چيز بيشتر نيست و آن تلاش در جهت کسب رضايت ولي خدا است. اين تلاش، تلاش مقدسي است که با «درک حضور» امام زمان عليه السلام شکل گرفته و عينيت مي‌يابد.
بياييم زندگي خوبي را با رضايت آن عزيز همراه نماييم. چراکه او آگاه است. پس «اشتباه» ندارد و او «آزاد از غير خدا» است؛ پس گناه نمي‌کند. آري او عزيز و دوست داشتني است؛ زيرا از ما به ما آگاه‌تر و از ما به ما مهربان‌تر است.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - خانواده مهدوی

دسته بندی