شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى‌آمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند.

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب flv  حجم فايل:  -1 bytes

وصیتنامه ی شهید علی اکبر دلیمی:

برادرانم میدانم که در نبودن من جای مرا خالی احساس می کنید ولی در امر خودسازی سعیتان را بکنید تا به امید خدا در آینده پرچمدار امام زمان (عج) باشید.

 

شهید مسلم شکیبا:

فرج امام زمان (عج ) را مکرر بخواهید.

 

شهید سهیل شفیعی:

به امید روزی هستم که حضرت مهدی (عج) بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند.

 

شهید الهیار جابری:

خدایا از تو می خواهم درفرج امام زمان (عج) تعجیل فرمایی.

 

شهید محمدرضا فدوی:

خدایا ظهور امام زمان (عج) را سریع و ما را از سربازانش قرار بده.

هر جامعه‌اى که براى خود تشکیلات و سازمان دارد، براى بقای تشکیلات و ادامه کار سازمان‌ها و افراد، در تعقیب هدف، به وجود رهبرى نیاز دارد که مداخله او در ریاست امت و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم وضرورى است؛ به نحوى که در دل اجتماع باشد و هر گاه این رهبر به عللى زندانى، تبعید و یا بیمار باشد در آن صورت هم وجود او براى مدیریت و رهبرى افراد کافى خواهد بود؛ زیرا باز مردم به پشتوانه آن رهبر دست به دست هم داده و با اتحاد و انسجام ناشى از احساس وجود رهبر و در نتیجه تبعیت از دستورات او، به سمت اهداف مورد نظر، حرکتشان را ادامه مى‌دهند.

شیعیان طبق عقیده‌اى که به وجود امام زنده دارند، هر چند او را در میان خود نمى‌بینند، اما خود را تنها نمى‌دانند و همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که قافله‌هاى دل همراه اوست، مى‌کشند. اثر روانى این طرز فکر که زنده نگهداشتن امید در دل‌ها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى آن انقلاب بزرگ است، کاملاً قابل درک می‌باشد.

معنى غیبت امام این نیست که او به شکل یک روح نامرئى و یا اشعه‌اى ناپیدا در مى‌آید؛ بلکه او از یک زندگى طبیعى آرام برخوردار است، به طور ناشناخته در میان انسان‌ها رفت و آمد دارد، دل‌هاى بسیار آماده را برمى‌گزیند و در اختیار مى‌گیرد و بیش از پیش آماده مى‌کند و مى‌سازد. افراد مستعد به تفاوت میزان استعداد و شایستگى خود، توفیق درک این سعادت را پیدا مى‌کنند. بعضى چند لحظه یا چند روز و برخى سال‌ها با او در تماس نزدیک هستند.
منتظران مصلح خود باید صالح باشند

حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگی‌ها، یکی از اثرات انتظار است. انتظار فرج باعث مى‌شود که فرد مسلمان آن‌چه در توان دارد، به‌کار گیرد تا سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى، جسمى، مادى و معنوى خود را بالا ببرد تا بتواند در پیاده کردن آن اصلاحات عمیق، همه جانبه و گسترش قسط، عدل و یکتاپرستى در سراسر گیتى، سهیم باشد. کسى که خود فاسد و ناصالح است، نمى‌تواند در انتظار حکومتى باشد که با افراد فاسد به‌شدت مبارزه مى‌کند.

هنگامى که فساد فراگیر مى‌شود و اکثریت و یا جمع کثیرى را به آلودگى مى‌کشاند. گاهى آن‌ها فکر مى‌کنند، کار از کار گذشته و دیگر امیدى براى اصلاح نیست و تلاش و کوشش براى پاک نگهداشتن خویش، بیهوده است. این ناامیدى و‌ یأس ممکن است آن‌ها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت صالح، در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند. تنها چیزى که مى‌تواند در آن‌ها روح امید بدمد و به مقاومت و‌خویشتن‌دارى دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است. تنها در این صورت است که آن‌ها دست از تلاش و‌ کوشش براى حفظ پاکى خویش و حتى براى اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.(1)

خودیاری‌هاى اجتماعى

جامعه از انسان‌هاى مختلف با افکار، اهداف، آرزوها، رفتار و گفتار گوناگون و با سطوح مختلف مادى و معنوى تشکیل مى‌شود. هر یک از افراد اجتماع از یک سو بر جامعه‌اى که در آن زندگى مى‌کنند، به میزان شخصیت وجودى خود تأثیر مى‌گذارند و از سوى دیگر از جامعه تأثیر مى‌پذیرند. بنابراین تغییر افکار، اهداف و رفتار تک تک انسان‌ها در حد خود به‌منزله تغییر مکانیسم و ساختار جامعه محسوب مى‌شود. انتظار فرج و امید به آینده‌اى درخشان، تغییر اساسى در رفتار و گفتار انسان ایجاد مى‌کند. پس همان‌گونه که در سازندگى یک یک انسان‌ها مۆثر است، در سازندگى جامعه نیز که از همان انسان‌ها تشکیل شده، تأثیر خواهد گذاشت.

اعتقاد به ظهور مصلح کل و این‌که زمانى مى‌رسد که تمام نابسامانی‌هاى اجتماعى برطرف خواهد شد، انسان را وادار مى‌کند که علاوه بر اصلاح خویش، در جهت اصلاح دیگران نیز کوشش نماید؛ زیرا اصلاحات زیربنایى اجتماعى که انتظار آن را مى‌کشند، یک عمل فردى نیست؛ بلکه کارى است که تمام انسان‌هاى متعهد و متقى باید در آن شرکت کنند و تلاش‌هاى آنان، هماهنگ و یکپارچه باشد. در یک فعالیت بزرگ و گسترده که پهنه گیتى را در بر مى‌گیرد، هیچ کس نمى‌تواند از حال دیگران غافل باشد؛ بلکه باید بر اساس مسئولیتى که بر عهده هر انسان صالحى است، هرجا ضعفى مشاهده کرد، براى اصلاح آن بکوشد.

از این رو بر اساس بینش الهى، منتظران واقعى علاوه بر این‌که خود را از نظر فکرى، عملى و اخلاقى اصلاح مى‌کنند، در برابر نابه‌سامانی‌هاى اجتماعى نیز ایستادگى مى‌کنند و به امر به معروف و نهى از منکر، به عنوان یک فریضه مهم الهى که تحقق سایر دستورات خدا به آن بستگى دارد، مى‌نگرند. به نظر آن‌ها ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) حلقه‌اى است از حلقه‌هاى مبارزه حق علیه باطل که در طول تاریخ استمرار داشته و این آخرین حلقه، آن مبارزه‌ای است که به پیروزى نهایى حق مى‌انجامد.(2)

زمینه‌سازى برای انقلاب جهانى

انتظار به معنى آینده‌نگرى و ناراضى بودن از وضع موجود، و طبیعی است که چنین دگرگونى‌ای به زمینه‌سازى نیاز دارد. در انقلاب‌هاى پیامبران نیز زمینه‌سازى وجود داشت و آن‌ها در صورتى انقلاب را به ثمر مى‌رساندند که در همه ابعاد زمینه‌ساز عملى مى‌شد. از آنجا که انقلاب حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) جهانى و همه جانبه و دراز مدت است و هدف نهایى انقلاب‌هاى مقدس بشرى است، حتماً به زمینه‌سازى وسیع‌تر و عمیق‌تر نیاز دارد؛ چرا که بنا بر اعجاز نیست؛ بلکه همانند انقلاب پیامبران بنا بر فکر و عمل و کار و سعى مردم در همه ابعاد است.(3)

تقویت روحیه پیکار و پایدارى و صبر در راه ناملایمات

اندیشه (انتظار) و اعتقاد به آن، روح مقاومت و پایدارى را در فرد و جامعه زنده نگه مى‌دارد. مقاومت و پایدارى (صبر)، یعنى حفظ و حراست از ارزش‌هاى انسانى و الهى و ایستادگى در برابر فشارها و تهدیدهاى عوامل باطل، و نیز مقاومت و ایستادگى در برابر بیداد و ستمگرى زورمداران و تلاش براى بسط عدالت و دادگرى. از آن‌جا که در همیشه تاریخ زورمداران و زراندوزان، فریب‌کاران و سیاست‌بازان، دست در دست هم، بر گُرده مردم تازیانه ستم فرود مى‌آورند و انسان‌ها و جامعه‌هاى انسانى را به بند کشیده، استثمار مى‌کنند و بر آنان تحقیر روا مى‌دارند، دین خدا را از صحنه زندگى اجتماعى کنار زده و پیامبران خدا را مى‌کشند و فریاد منادیان حق و آزادى و عدالت را خاموش مى‌کنند، مقاومت در برابر آنها یک وظیفه بزرگ الهى است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! صبر كنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى كنید و از خدا پروا نمایید، امید است كه رستگار شوید».(4)

انتظار، روح حماسه و پیکار را در انسان‌هاى زنده نگه مى‌دارد و انسان منتظر، همواره در آمادگى نظامى و تدارک نیرو و کسب نیرومندى و سلحشورى به‌سر مى‌برند. جامعه منتظر نیز که خواهان استقرار حکومت واحد جهانى مبتنى بر قسط و عدل است، با شناخت مواضع صحیح حرکت و تحمل و پایدارى نسبت به دشواری‌هاى راه و با پیروى از خط ممتد رهبرى، به وحدت عمومى رسیده و با حضور در صحنه‌هاى پیکار (نظرى و عملى) و همیارى و همکارى انسان‌هاى خداجوى عدالت‌خواه، آماده قیام شده و بلکه اقدام به قیام‌هاى زمینه‌ساز انقلاب جهانى حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) مى‌کند؛ هم‌چنان‌که در حدیث آمده است: «یخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَیوَطِّئونَ لِلمَهدی سُلطانَه؛ مردمی از شرق قیام می‌کنند و زمینه را برای حرکت جهانی مهدی فراهم می‌سازند».(5)

پی‌نوشت:

1. حبیب‌الله طاهری، سیمای آفتاب، ص 210.

2. جمعی از نویسندگان، نگاهی تحلیلی به زندگی حضرت مهدی(عج)، ص 25.

3. مسعود پورسیدآقایی و دیگران، تاریخ عصر غیبت، ص 376.

4. آل‌عمران: 200.

5. سنن ابن‌ماجه، ج2، ص 1368.

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ».[1]
عصر غيبت به جهت عدم ظهور وليّ خدا و اينکه آن عزيز، در پشت پرده غيبت به سر مي‌برد، عصر پر تلاطم و بحراني است؛

چرا که حقيقت زندگي انسان، به وضوح روشن نيست و انسان نمي‌تواند به خوبي سِره راه از ناسِره تشخيص دهد.
مؤمنان بايد اين عصر را در جهت زمينه سازي براي ظهور آن امام همام، مديريت نمايند و جامعه منتظر را تشکيل دهند؛ چرا که جامعه منتظر، آرمان شهر واسطه‌اي است که ما را به آرمان شهر حقيقي ظهور پيوند مي‌دهد.
آرمان شهر مهدوي و لزوم زمينه‌سازي
همه مکاتبي که ادعا مي‌کنند براي نجات انسان، طرح و برنامه‌اي دارند، آرمان شهري را به مخاطبان خود معرفي کرده‌اند؛ اما در اين بين، تنها در آرمان شهري که اسلام معرفي کرده است، ضمن پاسخ گويي به همه نيازهاي بشر، زمينه مناسب جهت تحول و ارتقاي او مهيا مي‌شود تا انسان با افق‌هاي بزرگ‌تر و زيباتري اُنس بگيرد و از «بودن» خويش، به سوي «شدن» مستمر و دائمي کوچ کند.
بديهي است کساني که به ارزش‌هاي الهي ايمان دارند، به جهت نداشتن ظرفيت و توانايي لازم  نمي‌توانند آن آرمان شهر اصيل را پديد آورند؛ زيرا طبق روايات، کل علم و تماميت آن، در 27 باب نهفته است که فقط، دو باب آن در عصر غيبت ظاهر مي‌شود، اما 25 باب ديگر در عصر ظهور آشکار خواهد شد. توانايي ما متکي است بر دو باب علم (البته اگر حرکتِ به اصطلاح علمي قرن حاضر را علم مورد تأييد روايات بدانيم!) و با اين ظرفيت، نمي‌توان آرمان شهر عصر ظهور را متجلي ساخت. زيرا زيرساخت و شاکله آن جامعه با اتکا به 27 باب علم هويت مي‌يابد و اين همه در دست آن معماري است که خواهد آمد و آرمان شهر موعود را پي‌ريزي خواهد کرد و عشق و محبت، احسان و صفا، رشد و ارتقا، طراوت و شادابي و نشاط و در يک کلمه، آرامش بالنده و هويت ساز را به انسان دردمند و فقير و ناتوان معاصر هديه خواهد داد.
امّا ما بايد در عصر غيبت چه کنيم؟ جواب اين است که بايد همه در جهت ظهور آن منجي بي‌مانند، با جدّيت گام برداريم؛ چه اينکه جهان، در انتظار عدالت واقعي و جامع، و عدالت نيز در انتظار مهدي فاطمه است و براي اينکه اين حرکت «زمينه سازي» به صورت عيني و ملموس، هويت خويش را آشکار کند، بايد جامعه آرماني را در عصر غيبت طراحي کنيم تا با بهره‌گيري از ظرفيت و توان خويش بتواند ظهورِ آن امام عزيز موعود را نزديک‌تر نمايد.
تشکيل جامعه منتظر بر اساس فرهنگ انتظار
جامعه آرماني عصر غيبت، جامعه‌‌اي است که تمامي تعاملات و روابط شهروندانش بر اساس فرهنگ انتظار تعريف شده است و همه، همسو و هم جهت با اين فرهنگ متعالي در جهت تحقق اهداف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي تلاش مي‌کنند و جامعه و محيط را بر اساس سلامت اصيل ارتقا مي‌دهند. در اين جامعه، دين، سکاندار کشتي زندگي انسان است و روابط انسان در قالب اخوت و برادري تعريف مي‌شود. البته اخوّت در معناي اصيل‌تري به کار مي‌رود که ملاک آن، ايمان است، نه خون و نژاد و قوميت و ناسيوناليسم. زيرا دل‌ها با يکديگر  جمع شده و به سوي قرب الهي مديريت مي‌شود. توليد علم و جنبش نرم افزاري، جهت خاصي مي‌يابد و همه استعداد، توان و امکانات اين جامعه، در مسير تحقق ظهور، سازماندهي مي‌شود.
وظايف اعضاي جامعه منتظر
اعضاي اين جامعه، دو وظيفه بزرگ بر دوش دارند:
اول، خود و جامعه را در راستاي مباني امامت مديريت مي‌کنند و در جهت تثبيت هويت ديني پيش ببرند.
دوم، زمينه‌هاي لازم جهت جذب افراد براي عضويت در اين جامعه را مهيا نمايند.
پس خود سازي و ديگر سازي از مهم‌ترين وظايف آحاد و افراد اين جامعه است که بايد به صورت مستمر انجام شود تا جامعه منتظر گسترش يابد و بر فرهنگ غالب عصر غيبت چيره شود و نظام‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي غرب را ـ که زير چکمه استکبار جهاني، به حيات متعفن خويش ادامه مي‌دهند ـ تحت تأثير قرار دهد؛ نظام‌هايي که ذلت و خواري و نکبت را براي شهروندان خويش به ارمغان آورده، هويت متعالي او را به هويتي حيواني تبديل کرده و او را به استضعاف و پذيرش بي‌هويتي کشانده‌اند.
جامعه آرماني منتظر را مي‌توان «آرمان شهر واسطه» ناميد. زيرا آن، حلقه واسطه‌اي براي درک آرمان شهر عصر ظهور و جلوه‌اي از جامعه موعود است.
بايستگي تشکيل حلقه‌هاي انتظار
رسالت مؤمنان واقعي در قبال فرهنگ انتظار اين است که در جهت تحقق جامعه منتظر، فعالانه تلاش نمايند و اين پديد نمي‌آيد، مگر از طريق تأسيس جوامع کوچک در خانه، مدرسه، دانشگاه و با بهره‌گيري از حلقه‌هاي انتظار. حلقه انتظار، مجموعه‌اي است که در هر جايگاه و موقعيت و براي هر صنفي مي‌تواند اجرا شود و وظيفه‌اش تشکيل مجمعي کوچک از افرادي است که قصد دارند از فرهنگ جاري جامعه، کوچ کرده و در جهت درک يک موقعيت برتر، حرکتي را آغاز نمايند. آنها براي درک زندگي مهدوي عزم جدي دارند تا همه روابط و مناسبات خويش را در راستاي يک زندگي ايده‌آل مديريت نمايند.
بديهي است که اين حلقه‌ها براي آنکه بتوانند در محيط‌هاي گوناگون فرهنگي، علمي و اقتصادي تشکيل شوند، بايد اولاً خود را با اسلام اصيل انطباق دهند و آرام آرام، زندگي افراد خويش را در جهت درک مراتبي از عبوديت الهي و مبتني بر رضايت وليّ و حجت خدا پيش ببرند؛ ثانياً در جهت حرکت به سوي «آرمان شهر واسطه» حرکت نمايند و ثالثاً از طريق شناسايي و جذب افراد توانمند در عرصه‌هاي گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، اقدامات بايسته و شايسته را انجام دهند.
حلقه‌هاي مهدوي، خود مي‌تواند به عنوان حلقه واسطه، نقش زمينه سازي براي تحقق جامعه منتظر را ايفا نمايند.
تشکيل جامعه منتظر، فلسفه انقلاب اسلامي
انقلاب اسلامي ايران در جهت تأسيس آرمان شهر واسطه در زمان غيبت، شکل گرفت تا از تمامي ظرفيت جامعه براي تحقق آن دولت کريمه بهره‌مند شود. اگر امام راحل، بارها در فرمايشات خويش به اين مسئله اشاره مي‌کردند که بايد در مسير رضايت امام زمان عليه السلام گام برداريم و يا مقام معظم رهبري، در ضمن طرح مراحل تحقق امت اسلامي، بعد از مراحلي چون تحقق انقلاب اسلامي، نظام اسلامي دولت اسلامي، به تحقق جامعه اسلامي و در نهايت امت اسلامي اشاره دارند، در حقيقت به همان چيزي اشاره کرده‌اند که ما با عنوان «جامعه منتظر» از آن نام مي‌بريم.
بنابراين، رسالت تمامي مسلمانان در عصر غيبت، تأسيس آن جامعه اصيل است تا زمينه لازم جهت تعجيل در فرج حضرت را مهيا کنند، و صد البته، براي رسيدن به آن جامعه، بايد از مسيري حرکت کرد که تناسب لازم با هويت آن جامعه را داشته باشد و اين، جز از طريق تبعيت کامل از برنامه و نقشه راهي که اسلام ناب، جهت رشد انسان پيشنهاد مي‌دهد، مقدور نيست. در اين صورت است که انسان مي‌تواند ضمن ارتقاي سطح مقاومت خود در مقابل فتنه‌هاي زمانه و آلودگي‌هاي اخلاقي جهان معاصر، زمينه‌اي را در خويش مهيا کند تا به صورت مستمر و در هر موقعيتي، درجهت اصلاح و ارتقاء خويش و در راستاي ظهور حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف تلاش بالنده و مبارکي داشته باشد.
تنها در اين شرايط است که هويت انسان معاصر و نگاه او به زندگي تغيير خواهد کرد؛ چرا که امام را در تمام هستي، مي‌بيند که سکاندار کشتي نجات انسان‌ها است و نظام آفرينش بدون او هويتي ندارد. در اين شرايط، تعامل انسان نه فقط با جامعه، که با کل هستي خواهد بود و تعادل و تعالي، نتيجه اين تعامل است.
اخوّت و همبستگي، مبناي جامعه منتظر
بديهي است روابط جامعه‌اي که هويت خويش را زير چتر اسلام و فرهنگ اهل‌بيت عليهم السلام تعريف مي‌کند، مبتني بر اخوت[2]، تعاون، همبستگي و رشد متقابل خواهد بود که ثمره آن، نزديک شدن ظهور است؛ زيرا اولاً افراد اين جامعه در ارتباط با يکديگر، اهل تواصيّ به حق و صبر[3] هستند، ثانياً زندگي آنها در دنيا و آخرت، معناي متعالي مي‌يابد و به حيات طيبه تبديل مي‌شود و ثالثاً مي‌توانند با اتکا به دو باب علم، هويت خويش را در جهت درک 27 باب علم، دوباره تعريف نمايند.
لذا جا دارد به ويژگي‌هاي اين جامعه و مهمترين آن يعني اُخوّت و برادري بيش از پيش توجه نماييم؛ چرا که شفافيت در مقصد، انگيزه راهبران طريق حقيقت را ارتقا مي‌دهد.
پی نوشت ها :
[1] . سوره نحل/97.
[2] . «انّما المؤمنون اخوة».
[3] . «... و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»، سوره عصر/3.

برکات امام غائب حضرت مهدی(ع)

امام معصوم حجت و خليفه خداوند بر روي زمين است. او مانند پيامبر از سوي پروردگار برگزيده مي شود. امام تمام مسئوليت هاي رسول گرامي اسلام(صلی الله تعالی فرجه الشریف) به جز دريافت وحي تشريعي را بر عهده دارد، اگر پيشواي معصوم از ديدگان ما پنهان باشد و نتواند به بيان قرآن و احكام و تشكيل حكومت بپردازد، آيا مي تواند با اين حال در حيات بشري تاثير گذار باشد؟ در اين نوشته برخي از آثار و بركت هاي امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) كه نهان از چشمان ماست، به صورت خلاصه بيان مي شود.
اول: اميد بخشي
نقش حياتي و شگفت انگيز اميد در سعادت فرد و جامعه بر كسي پوشيده نيست، وقتي اميد مي آيد تلاش و حركت جايگزين رخوت و سستي مي شود و در يك سخن؛ انسان به اميد زنده است. مهمترين دليل شكست مسلمانان در جنگ احد شايعه ي شهادت رسول خدا (ص) بود. وقتي اين خبر دروغ پخش شد عده ي كمي به اندازه انگشتان دست، اطراف پيامبر باقي ماندند.(1) شيعه با اعتقاد به امامي كه زنده است و حاضر و ناظر و پشتيبان آنان است، خود را حفظ كرده و پيش مي رود.
اهل سنت اعتقاد دارند امام مهدي(عج) در آخر الزمان به دنيا مي آيد و سپس ظهور خواهد كرد.
آنان به امام زنده معتقد نيستند به همين دليل جوامع سني نشين داراي انتظاري سرد و خاموش هستند ولي جوامع شيعي انتظارشان زنده و نيرو آفرين است. دليل اين نشاط دو نكته اساسي است:
1- شيعه با اعتقاد به وجود امام زمان (عج) و قدرت و علم گسترده ي او، خود را داراي پشتوانه ي قوي و فولادين مي بيند، براي همين مانند كوهي استوار در برابر دشمن مي ايستد و به پيش مي رود.
2- شيعه با اعتقاد به نقش و تاثير انسان ها در پايان يافتن غيبت امامشان و بر پايي عدالت در جهان، تلاش خود را براي فراهم كردن زمينه هاي ظهور انجام مي دهد.
دوم: امنيت بخشي
پروردگار عالم هر روز شاهد نا فرماني و ظلم و فساد بر روي زمين است. اگر به خاطر وجود مبارك امام مهدي (عج) و عدالت گستري او نبود تا كنون بارها اهل زمين را نابود كرده بود. به همين جهت در روايات ما به تعبير هاي مختلف آمده است: اگر حجت بر روي زمين نباشد زمين اهل خود را فرو مي برد(2) امام مهدي (عج) فرمود: من پناه اهل زمين هستم آنچنانكه ستارگان پناهگاه ساكنان آسمانند.(3)
سوم: رابط ميان آسمان و زمين
يكي از ويژگي هاي شيعه ي دوازده امامي بر قرار بودن رابطه آنان با خداوند به وسيله نماينده اوست. با آمدن پيامبر اسلام، رابطه اديان پيشين با آسمان قطع شد و با رحلت پيامبر اكرم(ص) رابطه اهل سنت با آسمان بريده شد ولي شيعه با اعتقاد به جانشيني پيشوايان معصوم از طرف خداوند اين ارتباط را حفظ كرد. در ميان گروه هاي شيعه، اين شيعه ي دوازده امامي است كه با اعتقاد به امام مهدي عليه السلام به عنوان امام غايب هنوز پيوند خود را با آسمان نگه داشته و ريسمان الهي را رها نكرده است.
در دعاي ندبه مي خوانيم: « اين السبب المتصل بين الارض و السماء » كجاست آن وسيله پيوند ميان آسمان و زمين.(4)
چهارم: حافظ علوم و اسرار الهي
تمام علوم و حقايقي كه همراه حضرت به زمين آورده شد و تمامي ميراث پيامبران، پيوسته از حجتي به حجت ديگر مي رسيد و حجت هر زمان مسئول نگهداري و استفاده از اين علوم بود، هم اكنون حافظ اين علوم و اسرار امام مهدي (عج) است. او در زمان ظهور هنگام رشد عقلي انسانها از اين ميراث گرانبها براي پيشرفت انسانها استفاده خواهد كرد. امام صادق عليه السلام فرمودند: علومي كه با آدم(ع) نازل شد، از ميان نرفت و عالمي نمي ميرد مگر اينكه علمش را به ارث كي گذارد و زمين بدون عالم باقي نمي ماند.(5)
پنجم: خود سازي
معتقدان به امام غايب او را شاهد اعمال خود مي بينند و مي دانند كه كردارشان پيوسته به محضر او عرضه مي شود از اين روي تلاش مي كنند كردار و رفتارشان مطابق ميل او باشد و در پيشگاه امام خود شرمگين و سرافكنده نشوند. اين خود سازي مي تواند مقدمه اي براي هدايت باطني به وسيله ي امام باشد.
ششم: هدايت باطني
رسالت اصلي پيامبران و پيشوايان دين هدايت تشريعي و راهنمايي مردم به راه راست است. برخي مردم اين دعوت را مي پذيرند و برخي نمي پذيرند ولي عده اي از انسان ها به درجات پايين ايمان قانع نيستند. آنها با شناخت استعدادهاي خود و تلاش خستگي ناپذير نگاهشان به بالاترين مرتبه هاي ايمان است. خداوند حكيم وسيله رشدشان را با قرار دادن انسان كاملي فراهم كرده است تا با آنان ارتباط معنوي بر قرار كرده و دستگير و راهنمايشان در صعود به قله هاي ايمان باشد. و آن انسان كامل كسي جز حجت خداوند در هر زمان نيست و هم اكنون امام مهدي (عج) اين وظيفه را بر عهده دارد.
هفتم: فرياد رس
امام زمان (عج) گرچه از ديدگان ما غائب است ولي در هنگام اضطرار فرياد رس بسياري از بيچارگان و در راه ماندگان و گمراهان خواهان هدايت بوده و مي باشد. كتابهاي زيادي اين عنايات حضرت را جمع آوري كرده و نوشته اند. (6)
هشتم: حفظ كيان شيعه
در طول دوران غيبت هر وقت شيعيان در خطر قرار گرفته اند و دشمن از هر طرف به آنان هجوم آورده است، امام عصر (عج) با روشي آنان را نجات داده است. آيت الله نائيني مي گويد: در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط روسها و انگليسي ها، فشار و سختي ملت ايران به اوج خود رسيد. شبي به امام مهدي (عج) متوسل شدم و با چشماني گريان خوابيدم. در عالم رؤيا ديوار بزرگي به شكل نقشه ايران ديدم كه در حال سقوط است و عده اي زن و بچه زير آن نشسته اند. وضعيت به قدري هولناك بود كه در خواب فرياد كشيدم. در اين حال امام زمان آمدند و انگشت مباركشان را به طرف ديوار گرفتند ديوار سر جاي خودش قرار گرفت. ايشان فرمودند: اين جا خانه ي شيعه، خانه ي ما است، مي شكند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط كند، نگهش مي داريم. جريان شيعيان بحرين و قضيه انار نيز دليل خوبي بر اين مدعاست.
امام زمان(عج) در توقعي به شيخ مفيد فرمودند: ما در رسيدگي و سر پرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و شمارا از ياد نبرده ايم. و اگر جز اين بود دشواري ها و مصيبت ها شما را فرا مي گرفت و دشمنان شما را ريشه كن و نابود مي كردند.(7)
خداي مهربان اين حجت را بر ما دارد كه من ماينده ام را براي نجات و هدايت شما فرستادم، آن چه هست از طرف شما بايد آمادگي پذيرش باشد تا او ظاهر شود. وجود امام زمان و آمادگي او براي قيام كه لقب « قائم » بيانگر آن استة اين پيام را براي منتظران دارد كه در راه فراهم كردن مقدمات ظهور او بيشتر تلاش كنند.
و ...
پی نوشت :
1. فروغ ابديت، ج2، ص53.
2. اصول كافي، ج1، ص 178.
3. كمال الدين، ج2، ص 229 باب 45 حد4.
4. مفاتيح الجنان، ص 885.
5. اصول كافي، ج1، ص223 حد 8.
6. نجم الثاقب، ميرزا حسين طيرسي نوري – مير مهر، پور سيد آقايي – بركات سرزمين وحي؛ محمدي ري شهري.
7. احتجاج طبرسي، ج2 ص 598.

اخبار مهدوی

حجت الاسلام محمدمهدی لطفی، مفهوم انتظار را به دو دیدگاه تقسیم کرد و گفت: در دیدگاه نخست انتظار به معنای حرکت و پویایی در نظر گرفته می شود و یک عمل است که باعث پویایی و رشد در جامعه می شود.
وی بااشاره به دیدگاه دوم درخصوص انتظار، خاطرنشان کرد: انتظار در این دیدگاه یک نگرش منفی است که نه تنها پویایی ندارد بلکه ایستا و ساکن است. این افراد معتقدند در دوره غیبت باید ساکت باشیم و نسبت به محیط اطراف بی تفاوت بوده و منتظر باشیم تا منجی ظهور کند و همه چیز به دست او درست می شود.
حجت الاسلام لطفی اظهارداشت: در میان این دو دیدگاه، دیدگاه اول پذیرفته تر است؛ چراکه با قرآن، روایات، معنای لغوی و برداشت عرفی از انتظار سازگارتر است.
این پژوهشگر مهدوی آثار انتظار را در حوزه فردی و اجتماعی تعریف کرد و بیان داشت: انتظار انسان را به خودشناسی و خودسازی می رساند؛ زیرا انسان منتظر خود را در راستای ظهور منجی و کسی که دین را بر جامعه حاکم می کند، می بیند به همین دلیل تهذیب نفس کرده و بسیار دعا می کند.
وی بااشاره به ایجاد حرکت و احساس مسئولیت در حوزه آثار اجتماعی انتظار، تصریح کرد: انسان منتظر نسبت به سرنوشت افراد جامعه خود و حتی دنیا نیز احساس مسئولیت می کند که این احساس باعث ساخته شدن محیط پیرامونش می شود.
حجت الاسلام لطفی با بیان اینکه منتظر خود را موظف می کند که زمینه سازی کند، گفت: ایجاد آمادگی در خود و دیگران برای روزی که منجی می آید از وظایف اجتماعی منتظران است.
این پژوهشگر مهدوی به ابعاد انتظار اشاره کرد و بیان داشت: ابعاد انتظار را هم مانند آثار آن می توان به فردی و اجتماعی تقسیم کرد که در حوزه اجتماع در بعد حکومت، دولت و مردم تعریف می شود.
وی افزود: در ابعاد فردی و اجتماعی انتظار باید گفت که احساس انتظار بعد از به وجود آمدن در فرد به خانواده، جامعه و در انتها به جامعه جهانی منتقل می شود، در این صورت است که انسان منتظر در راستای بیرون آمدن از زندان غیبت گام برداشته است.

پایان پیام/
 

اخبار مهدوی

مسعود دریس، معاون طرح و برنامه بنیاد فرهنگی مهدویت بااشاره به آغاز چهارمین طرح "اربعین خودسازی مهدوی" از نخست شهریورماه گفت: باتوجه به رسالت ترویج و توسعه فرهنگ مهدویت و با عنایت به اینکه در دوره آخرالزمان علل و عواملی باعث رویش و ریزش افراد می شود، به خودساختگی و خودسازی افراد در این طرح تمرکز کرده ایم.
وی با بیان اینکه انسان در بحث خودسازی به یک برنامه معنوی نیاز دارد، خاطرنشان کرد: طرح اربعین خودسازی با هدف پرورش یک یا دو خصلت پسندیده در یک دوره 40 روزه برگزار می‌شود و شرکت در آن برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.
دریس با بیان اینکه در مرحله دوم طرح ارتباطی دوسویه با مخاطب برقرار شده است، ادامه داد: 40 روز، بخشش و چشم پوشی از خطای دیگران، چهل روز، روزانه تلاوت دو صفحه قرآن (از ابتدای صفحه 161) و تدبر در آن و چهل روز، هر روز 14 صلوات نثار سلامتی حضرت ولی عصر(عج) از برنامه های این دوره است.
معاون طرح و برنامه بنیاد فرهنگی مهدویت درباره نحوه ثبت‌نام در طرح "اربعین خودسازی" اظهارداشت: ثبت نام در این طرح از طریق ارسال عدد یک به سامانه پیامکی 30002558000313 امکان پذیر است.
دریس افزود: از میان افراد شرکت کننده که هر روز یک نکته قرآنی را به این سامانه پیامکی بفرستند، به قید قرعه 14 کمک هزینه سفر به مشهدمقدس تعلق می گیرد.

پایان پیام/

Subscribe to RSS - خودسازی

دسته بندی