دعاي دیدار امام زمان اروحنا فداه از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: هر کس بعد از هر نماز واجب این دعا را بخواند، همانا او حضرت حجّت علیه السلام را در بیداري یا خواب میبیند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ به نام خداوند بخشنده مهربان أَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا صاحِبَ الزَّمانِ، أَیْنَما کانَ وَحَیْثُما کانَ، مِنْ خداوندا؛ به مولايمان صاحب الزمان هر کجا و هر گونه که باشد در مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها، عَنّی وَعَنْ والِدَيَّ، شرق و غرب زمین، بیابان و کوه آن؛ درود و تحیّتی از طرف من وَعَنْ وُلْدي وَإِخْوانِی التَّحِیَّۀَ وَالسَّلامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ، وَزِنَۀَ و والدینم و از سوي فرزندانم و برادرانم به تعداد آفریدگان خدا و سنگینی عَرْشِ اللَّهِ، وَما أَحْصاهُ کِتابُهُ، وَأَحاطَ عِلْمُهُ. أَللَّهُمَّ إِنّی اُجَدِّدُ عرش الهی و آنچه کتابش دربردارد و دانشش به آن احاطه دارد؛ برسان. خداوندا؛ همانا من لَهُ فی صَبْیحَۀِ هذَا الْیَوْمِ، وَما عِشْتُ فیهِ مِنْ أَیَّامِ حَیاتی، عَهْداً در بامداد امروز و دیگر روزهاي زندگیم، با او عهد وَعَقْداً وَبَیْعَۀً لَهُ فی عُنُقی، لا أَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ. أَللَّهُمَّ و پیمان و بیعتی را که از او بر گردنم است تجدید میکنم و هرگز از این بیعت دگرگون نمیشوم و کنار هم نمیزنم. خداوندا؛ اجْعَلْنی مِنْ أَنْصارِهِ وَنُصَّارِهِ الذَّآبّینَ عَنْهُ، وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ مرا از یارانش و جان نثارانی که از او دفاع میکنند قرار بده، و از آنان که دستورات وَنَواهیهِ فی أَیَّامِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ. أَللَّهُمَّ فَإِنْ حالَ و نهی هایش را در دوران حکومتش فرمان میبرند و نیز از شهادت جویان در رکابش قرار بده. خداوندا؛ اگر بَیْنی وَبَیْنَهُ الْمَوْتُ، اَلَّذي جَعَلْتَهُ عَلی عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِیّاً بین من و او مرگ فاصله انداخت؛ - مرگی که براي بندگانت حتمی و قطعی قرار داده اي - فَأَخْرِجْنی مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً کَفَنی، شاهِراً سَیْفی، مُجَرِّداً قَناتی، پس مرا از قبرم خارج کن در حالی که کفنم را به کمر بسته، شمشیرم کشیده، نیزه ام آماده و بیرون کشیده شده مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعی فِی الْحاضِرِ وَالْبادي. أَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَۀَ و دعوتِ دعوت کننده را در شهر باشم یا صحرا، لبّیک گویم. خداوندا؛ به من طلعت الرَّشیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحُلْ بَصَري بِنَظْرَةٍ مِنّی إِلَیْهِ، راه گشا و چهره ستوده شده را نشان بده، و با نگاهی از من به سوي او چشمم را سرمه کن، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ. أَللَّهُمَّ اشْدُدْ أَزْرَهُ، وَقَوِّ ظَهْرَهُ، و فرجش را تعجیل فرما، و خروجش را آسان گردان. خداوندا؛ پشتش را محکم، و کمرش را قوي و نیرومند گردان وَطَوِّلْ عُمْرَهُ، وَاعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ، وَأَحْیِ بِهِ عِبادَكَ، فَإِنَّکَ و عمرش را طولانی کن و - خداوندا - به وسیله او، سرزمینهایت را آباد گردان و به واسطه او بندگانت را زنده گردان؛ زیرا تو قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ، گفتی در حالی که سخن تو حقّ است ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ  أَیْدِي النَّاسِ فساد در خشکی و دریا ظاهر شده به واسطه آنچه مردم با دست خود انجام دادند  فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ، اَلْمُسَمَّی بِاسْمِ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ، حَتَّی لایَظْفَرَ  پس خداوندا؛ ولیّ خود و فرزند دختر پیامبرت را که همنام است با رسولت که - درودهاي تو بر او و آل او باد - براي ما ظاهر کن تا بر چیزي بِشَیْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَیُحِقَّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَیُحَقِّقَهُ. از باطل دست نیابد مگر آن که آن را پاره کند، و خدا به کلماتش، حق را ثابت کند و آن را محقّق سازد. أَللَّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّۀَ عَنْ هذِهِ الْاُمَّۀِ بِظُهُورِهِ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ خداوندا؛ این گرفتاري و اندوه را از این امّت با ظهورش برطرف ساز که همانا آنان (مخالفان) آن را بَعیداً، وَنَراهُ قَریباً، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِهِ. دور میبینند و ما نزدیک میبینیم؛ و خدا بر محمّد و آل محمّد درود بفرستد.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

روایت شده است: هر کس بعد از نمازهاي واجب این دعا را بخواند و بر آن مواظبت کند، آن قدر عمرش طولانی شود و زندگیش ادامه یابد که از زندگی دلتنگ شود و به سبب این دعا به دیدار حضرت صاحب الأمر(عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف) مشرّف گردد. آن دعا چنین است: أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، أَللَّهُمَّ إنَّ رَسُولَکَ الصَّادِقَ خداوندا؛ بر محمّد و آل محمّد درود بفرست. خداي من؛ همانا رسول راستگو الْمُصدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ قالَ إِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فی و تأیید شده ات - که درودهاي تو بر او و آل او باد - گفته است: که همانا تو فرموده اي: در مورد هیچ کدام شَیْءٍ أَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدي فی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ، یَکْرَهُ از کارهایی که انجام میدهم مثل قبض روح بنده مؤمنم دچار تردید نشده ام؛ زیرا او الْمَوْتَ وَأَنَا أَکْرَهُ مَسآءَتَهُ. أَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، مرگ را خوش نمیدارد و من ناراحتی او را نمیپسندم. خداوندا؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود بفرست وَعَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ، وَالنَّصْ رَ وَالْعافِیَۀَ، وَلاتَسُؤْنی فی نَفْسی، و فرج و گشایش کار ولیّت و پیروزي و عافیتش را تعجیل فرما و موجبات ناراحتی مرا در مورد خودم وَلا فی فُلانٍ. و فلانی فراهم مساز. فرمود: و هر که را که میخواهی به جاي فلانی نام ببر.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

امام جواد علیه السلام فرمودند: وقتی از نماز واجب فارغ شدي بگو:

 رَضیتُ بِاللَّهِ رَبّاً، وَبِالْإِسْلامِ دیناً، وَبِالْقُرْانِ کِتاباً، وَ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله وسلم خشنودم که خداوند پروردگار من، اسلام دین من، قرآن کتابم، حضرت محمّدصلی الله علیه وآله وسلم نَبِیّاً، وَبِعَلِیٍّ وَلِیّاً، وَبِالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، وَعَلِیِّ بْنِ الْحُسَ یْنِ، پیامبرم، حضرت علی سرپرست و صاحب اختیارم، حسن و حسین و علیّ بن حسین وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوْسَی بْنِ جَعْفَرٍ، و محمّد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علیّ ابْنِ مُوسی، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ علی ابن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و حسن بن عَلِیٍّ، وَالْحُجَّۀِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ أَئِمَّۀً. أَللَّهُمَّ وَلِیُّکَ الْحُجَّۀُ علی و حجّت بن الحسن بن علی امامان و پیشوایان من باشند. خداوندا؛ ولیّ تو حضرت حجّت است، فَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ، وَمِنْ خَلْفِهِ، وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، پس او را از رو به رو وپشت سرش و از طرف راست و چپش، وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ، وَامْدُدْ لَهُ فی عُمْرِهِ، وَاجْعَلْهُ الْقآئِمَ و از بالا و پایین حفظ فرما، وعمرش را طولانی کن، و او را قیام کننده بِأَمْرِكَ، اَلْمُنْتَصِرَ لِدینِکَ، وَأَرِهِ ما یُحِبُّ وَتَقَِرُّ بِهِ عَیْنُهُ فی نَفْسِهِ به امرت قرار بده، تا یاريگر دینت باشد و آنچه دوست میدارد و باعث چشم روشنی اش میشود در مورد خودش وَفی ذُرِّیَّتِهِ، وَأَهْلِهِ وَمالِهِ، وَفی شیعَتِهِ وَفی عَدُوِّهِ، وَأَرِهِمْ مِنْهُ و فرزندانش و خانواده اش و مالش و پیروان و دشمنانش به او نشان ده؛ و آنچه دشمنانش در ما یَحْذَرُونَ، وَأَرِهِ فیهِمْ ما یُحِبُّ وَتَقَِرُّ بِهِ عَیْنُهُ، وَاشْفِ بِهِ مورد او پرهیز دارند به آنان نشان ده، و آنچه آن حضرت در مورد دشمنانش دوست دارد و چشمش به آن روشن میشود به او نشان صُدُورَنا وَصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ. ده و سینه هاي ما را و سینه هاي مؤمنان را به وسیله او شفا بخش.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

در کتاب «جمال الصالحین» از مولای مان امام صادق علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند:

همانا از حقوق ما بر شیعیان ما این است که بعد از هر نماز واجب دست هایشان را بر چانه گذاشته و سه مرتبه بگویند:

یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّلْ فَرَجَ الِ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِحْفَظْ غَیْبَهَ ای پروردگار محمّد؛ فرج و گشایش امور آل محمّد را تعجیل فرما؛ ای پروردگار محمّد؛ محافظت کن (دین را در) غیبت مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِنْتَقِمْ لِابْنَهِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام. محمّد، ای پرودگار محمّد؛ انتقام دختر محمّد علیهما السلام رابگیر.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

پسر مُقاتل روایت نموده که امام رضا علیه السلام فرمود:

در قنوت نماز جمعه چه می گویید و چه دعایی می کنید؟

گفتم: همان دعاهایی که مردم می خوانند.

فرمود: آن طور که آن ها دعا می کنند، دعا مکن؛ بلکه بگو:

أَللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَخَلیفَتَکَ بِما أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِیآءَکَ وَرُسُلَکَ، بار الها؛ به وسیله آنچه که کار پیامبران و فرستادگانت را اصلاح فرمودی، اُمور بنده و جانشینت (امام عصرعلیه السلام) را نیز اصلاح فرما؛ وَحُفَّهُ بِمَلآئِکَتِکَ، وَأَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ، وَاسْلُکْهُ مِنْ و با فرشتگانت گرداگردش را فرا بگیر؛ و او را با روح القدس از جانب خودت، تأییدش گردان؛ و مراقب و نگهبانانی بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ، وَاَبْدِلْهُ مِنْ در پیش رو و از پشت سرش بگمار، تا نگذارند هیچ بدی به او برسد؛ و پس از شرایط بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً، یَعْبُدُکَ لایُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَلاتَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ ترسناکی که دارد، محیطی سراسر آرامش برایش فراهم کن، تا تو را بپرستد و چیزی را شریک تو نگرداند؛ و خَلْقِکَ عَلی وَلِیِّکَ سُلْطاناً، وَأْذَنْ لَهُ فی جِهادِ عَدُوِّکَ وَعَدُوِّهِ، و چیرگی و قدرت برای هیچ یک از آفریدگانت برولیّت قرار مده؛ و به او اجازه بده تا با دشمن تو و دشمن خودش به نبرد برخیزد؛ وَاجْعَلْنی مِنْ أَنْصارِهِ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ. و مرا نیز از یاران آن حضرت قرار ده ؛ همانا ، تو بر هر چیزی توانا هستی.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش دوم: دعا برای‏ ظهور در قنوت‏ نمازها

آیه اللَّه سیّد نصر اللَّه مستنبط رحمه الله، در حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به دیدار امام زمان ارواحنا فداه شرفیاب شد، در حالی که آن حضرت نماز می خواند؛ به آنچه آن حضرت می خواندند گوش فرا داد و شنید که آن حضرت در قنوتش این گونه دعا می کرد:

أَللَّهُمَّ إِنَّ مُعاوِیَهَ بْنَ أَبی سُفْیانَ قَدْ عادی عَلِیَّ بْنَ أَبی طالِبٍ، بار الها؛ به راستی که معاویه پسر ابوسفیان، با علیّ بن ابی طالب علیه السلام دشمنی سرسختانه ای کرد؛ فَالْعَنْهُ لَعْناًوَبیلاً. پس او را به شدّت لعنت کن.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش دوم: دعا برای‏ ظهور در قنوت‏ نمازها

این قنوت را سیّد بن طاووس رحمه الله در «مهج الدعوات» و مرحوم کفعمی در «البلد الأمین» از امام زمان ارواحنا فداه نقل نموده اند:

 [قُلِ] اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشآءُ، وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ (بگو:) خدایا؛ مالک و اختیاردار جهانی؛ فرمان فرمایی را به هر کسی که بخواهی می دهی؛ و از هر که بخواهی می گیری؛ مِمَّنْ تَشآءُ، وَتُعِزُّ مَنْ تَشآءُ، وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ، بِیَدِکَ الْخَیْرُ، إِنَّکَ هر کسی را که بخواهی عزیز می گردانی؛ و هر که را بخواهی خوار می کنی؛ خیر و خوبی تنها در دست توست؛ به راستی که تو عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، یا ماجِدُ یا جَوادُ، یا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، برهر چیز توانایی. ای شکوه مند؛ ای سخاوت مند؛ ای دارنده قدر و عظمت و بخشش و بزرگواری، یا بَطَّاشُ یا ذَا الْبَطْشِ الشَّدیدِ، یا فَعَّالاًلِما یُریدُ، یا ذَا الْقُوَّهِ ای بسیار سخت گیر؛ ای صاحب سخت گیری شدید، ای انجام دهنده هر چه می خواهد؛ ای صاحب نیروی الْمَتینِ، یا رَؤُوفُ یا رَحیمُ ، یا لَطیفُ یا حَیُّ حینَ لا حَیَّ. قوی و محکم؛ ای رؤوف؛ ای مهربان؛ ای لطف کننده؛ ای زنده، در زمانی که هیچ زنده ای نبود؛ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ، اَلَّذِی اسْتَأْثَرْتَ از تو می خواهم به واسطه اسمت که ذخیره شده، پنهان، زنده و پایدار است؛ که بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ، وَأَسْأَلُکَ در دانش پنهان خود، مخفیش کرده ای و هیچ کس از آفریدگانت بدان آگاهی ندارد؛ و از تو درخواست می کنم بِاسْمِکَ الَّذی تُصَوِّرُ بِهِ خَلْقَکَ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ تَشآءُ، وَبِهِ به واسطه آن اسمت که آفریدگانت را با آن در رحم مادران، هر گونه بخواهی صورت می بخشی؛ تَسُوقُ إِلَیْهِمْ أَرْزاقَهُمْ فی أَطْباقِ الظُّلُماتِ، مِنْ بَیْنِ الْعُرُوقِ و روزی ایشان را در طبقه های تاریک، از بین رگ ها و وَالْعِظامِ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی أَلَّفْتَ بِهِ بَیْنَ قُلُوبِ أَوْلِیآئِکَ، استخوان ها به ایشان می رسانی؛ و از تو درخواست می کنم به واسطه آن اسمت که با آن بین دل های دوستانت پیوند و اُلفت برقرار وَأَلَّفْتَ بَیْنَ الثَّلْجِ وَالنَّارِ، لا هذا یُذیبُ هذا، وَلا هذا یُطْفِئُ کردی؛ و برف و آتش را باهم گرد آوردی، به گونه ای که نه آتش برف را آب کند، و نه برف آتش را خاموش نماید؛ هذا. وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الْمِیاهِ، وَأَسْأَلُکَ و از تو درخواست می کنم به واسطه آن اسمت که با آن، به آب ها طعم بخشیدی، و از تو درخواست می کنم بِاسْمِکَ الَّذی أَجْرَیْتَ بِهِ الْمآءَ فی عُرُوقِ النَّباتِ بَیْنَ أَطْباقِ به آن اسمت که با آن آب را در بین لایه های زمین در ریشه های گیاه جاری ساختی، الثَّری، وَسُقْتَ الْمآءَ إِلی عُرُوقِ الْأَشْجارِ بَیْنَ الصَّخْرَهِ الصَّمَّآءِ، و از میان سنگ های سخت، آب را به سوی ریشه درختان روان نمودی، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الثِّمارِ وَأَلْوانَها. وَأَسْأَلُکَ و از تو درخواست می کنم به آن اسمت که به وسیله آن طعم و رنگ های مختلف را به میوه ها دادی؛ و از تو درخواست می کنم بِاسْمِکَ الَّذی بِهِ تُبْدِئُ وَتُعیدُ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْفَرْدِ الْواحِدِ، با آن نامی که با آن، آغاز می کنی و بازمی گردانی؛ و از تو درخواست می کنم با آن اسم یکتای یگانه ات، اَلْمُتَفَرِّدِ بِالْوَحْدانِیَّهِ ، اَلْمُتَوَحِّدِ بِالصَّمَدانِیَّهِ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ اسمی که به یکتایی اشاره دارد، و برای بی نیازی، یگانه است؛ و از تو می خواهم به واسطه نامی که الَّذی فَجَّرْتَ بِهِ الْمآءَ مِنَ الصَّخْرَهِ الصَّمَّآءِ، وَسُقْتَهُ مِنْ حَیْثُ با آن، آب را با نیرو و فشار از تکّه سنگ های سفت و محکم بیرون آوردی، و از هر جایی که خواستی روان ساختی؛ شِئْتَ. وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی خَلَقْتَ بِهِ خَلْقَکَ، وَرَزَقْتَهُمْ کَیْقَ و از تو می خواهم به واسطه اسمی که با آن، آفریدگانت را آفریدی و هر گونه که خواستی و هر گونه شِئْتَ وَکَیْفَ شاؤُوا، یا مَنْ لایُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَاللَّیالی، أَدْعُوکَ بِما که خواستند آنان را روزی دادی؛ ای کسی که روزها و شب ها، در او دگرگونی ایجاد نمی کنند؛ می خوانم تو را با دَعاکَ بِهِ نُوحٌ حینَ ناداکَ فَأَنْجَیْتَهُ وَمَنْ مَعَهُ، وَأَهْلَکْتَ قَوْمَهُ، همان دعایی که نوح هنگامی که تو را ندا داد خواند، پس او را با همراهانش نجات بخشیدی، و قوم (ستمگر) ش را نابود کردی؛ وَأَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ إِبْراهیمُ خَلیلُکَ حینَ ناداکَ فَأَنْجَیْتَهُ و تو را می خوانم با همان دعایی که ابراهیم - دوستت - هنگامی که تو را ندا داد دعا کرد، پس او را نجات دادی، وَجَعَلْتَ النَّارَ عَلَیْهِ بَرْداً وَسَلاماً، وَأَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ مُوسی و آتش را برایش سرد و سلامت گردانیدی، و تو را می خوانم با همان دعایی که موسی کَلیمُکَ حینَ ناداکَ فَفَلَقْتَ لَهُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْتَهُ وَبَنی إِسْرآئیلَ، - هم سخنت - هنگامی که تو را ندا داد، با آن دعا تو را خواند، پس دریا را برایش شکافتی و او را با بنی اسرائیل نجات دادی، وَأَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ فِی الْیَمِّ. وَأَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ عیسی و فرعون و سپاهش را در آب غرق فرمودی. و تو را می خوانم با دعایی که عیسی رُوحُکَ حینَ ناداکَ فَنَجَّیْتَهُ مِنْ أَعْدآئِهِ وَإِلَیْکَ رَفَعْتَهُ، وَأَدْعُوکَ - روح تو - هنگامی که تو راندا داد، با آن دعا ثو را خواند، و در نتیجه او را از دست دشمنانش نجات دادی، و به سوی خودت بالا بردی؛ و تو را بِما دَعاکَ بِهِ حَبیبُکَ وَصَفِیُّکَ وَنَبِیُّکَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ می خوانم با همان دعایی که حضرت محمّد همان دوست، برگزیده و پیامبرت - که درود خدا بر او و آل او باد - با آن دعا تو را خواند، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَمِنَ الْأَحْزابِ نَجَّیْتَهُ، وَعَلی أَعْدآئِکَ نَصَرْتَهُ. پس به او پاسخ مثبت دادی، و از گروه های متشکل نجاتش بخشیدی، و بر دشمنانت یاری اش نمودی؛ وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی إِذا دُعیتَ بِهِ أَجَبْتَ، یا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ و از تو می خواهم با آن نامت که هر گاه با آن خوانده شوی به طور حتم پاسخ می دهی. ای کسی که آفرینش و دستور وَالْأَمْرُ، یا مَنْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْماً، یا مَنْ أَحْصی کُلَّ شَیْ ءٍ و حکم فرمایی، از آنِ اوست؛ ای کسی که دانشش همه چیز را فرا گرفته است؛ ای کسی که تعداد همه چیز را می داند؛ عَدَداً، یا مَنْ لاتُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَاللَّیالی، وَلاتَتَشابَهُ عَلَیْهِ الْأَصْواتُ، ای کسی که روزها و شب ها در او دگرگونی ایجاد نمی کند؛ و صداهای مختلف او را به اشتباه نمی اندازد؛ وَلاتَخْفی عَلَیْهِ اللُّغاتُ، وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ. أَسْأَلُکَ أَنْ و لغت ها بر او پنهان نیست؛ اصرار و پافشاری اصرار کنندگان او را به ستوه نمی آورد؛ از تو درخواست می کنم تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِمْ بر حضرت محمّد و آل محمّد که برگزیدگان از آفریدگانت هستند درود بفرستی. پس بر آنان بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ، وَصَلِّ عَلی جَمیعِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ، اَلَّذینَ به برترین درودهایت، درود بفرست. و بر تمام پیامبران و فرستادگان خود که راهنمایی های تو را بَلَّغُوا عَنْکَ الْهُدی ، وَأَعْقَدُوا لَکَ الْمَواثیقَ بِالطَّاعَهِ، وَصَلِّ عَلی به درستی و به طور کامل به بندگانت رسانده و پیمان های محکم برای فرمان برداری با تو، بستند؛ درود بفرست، و بر عِبادِکَ الصَّالِحینَ. یا مَنْ لایُخْلِفُ الْمیعادَ أَنْجِزْ لی ما وَعَدْتَنی، تمام بندگان شایسته و نیکوکارت درود فرست. ای کسی که خلاف وعده اش رفتار نمی‌کند؛ وعده ای را که به من دادی، وفا کن؛ وَاجْمَعْ لی أَصْحابی وَصَبِّرْهُمْ، وَانْصُرْنی عَلی أَعْدآئِکَ وَأَعْدآءِ و تمام یارانم را برایم گرد آور، و به ایشان صبر و استقامت عطا کن، و مرا بر دشمنان خودت و دشمنان رَسُولِکَ، وَلاتُخَیِّبْ دَعْوَتی، فَإِنّی عَبْدُکَ، اِبْنُ عَبْدِکَ، اِبْنُ پیامبرت - حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم - پیروز فرما؛ و دعایم را بی بهره مگردان؛ که من بنده تو و فرزند بنده تو، و فرزند أَمَتِکَ، أَسیرٌ بَیْنَ یَدَیْکَ ، سَیِّدی أَنْتَ الَّذی مَنَنْتَ عَلَیَّ بِهذَا  کنیز تو هستم، در پیشگاه تو اسیرم. سرور و آقای من؛ تویی که چنین مقام و منزلتی را بر من منّت نهاده ای الْمَقامِ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیَّ دُونَ کَثیرٍ مِنْ خَلْقِکَ، أَسْأَلُکَ أَنْ و مرا به وسیله آن از بسیاری از آفریدگانت برتری داده ای، از تو درخواست می کنم که تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُنْجِزَ لی ما وَعَدْثَنی، إِنَّکَ بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و به وعده ای که به من دادی وفا کنی، که به راستی أَنْتَ الصَّادِقُ وَلاتُخْلِفُ الْمیعادَ، وَأَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ. تو راست گو هستی، و خلاف وعده ات رفتار نمی کنی؛ و تو بر هر چیزی توانایی داری.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش دوم: دعا برای‏ ظهور در قنوت‏ نمازها

این قنوت را سیّد بن طاووس رحمه الله در «مهج الدعوات» و مرحوم کفعمی در «البلد الأمین» از حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه نقل نموده اند:

أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَأَکْرِمْ أَوْلِیآئَکَ بِإِنْجازِ بار الها؛ بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ و اولیا و دوستانت را باعمل به وعده ات وَعْدِکَ، وَبَلِّغْهُمْ دَرْکَ ما یَأْمُلُونَهُ مِنْ نَصْرِکَ، وَاکْفُفْ عَنْهُمْ گرامی بدار، و آنان را به دست یابی آنچه آرزو دارند از یاری تو برسان، و باز بدار از ایشان بَأْسَ مَنْ نَصَبَ الْخِلافَ عَلَیْکَ، وَتَمَرَّدَ بِمَنْعِکَ عَلی رُکُوبِ سختی و شکنجه و عذاب کسی را که بنای مخالفت با تو را دارد، و از منع تو نسبت به ارتکاب گناه و مخالفت سرپیچی نموده مُخالَفَتِکَ، وَاسْتَعانَ بِرِفْدِکَ عَلی فَلِّ حَدِّکَ، وَقَصَدَ لِکَیْدِکَ و به کمک و عطای تو یاری جسته بر شکستن حرمتت؛ و به وسیله خوبی ها و نعمت هایی که از توست، قصد فریب دادن بِأَیْدِکَ، وَوَسِعْتَهُ حِلْماً لِتَأْخُذَهُ عَلی جَهْرَهٍ، وَتَسْتَأْصِلَهُ عَلی تو را دارد. البتّه تو نسبت به این مخالف خود بردباری کرده ای تا ناگهان و آشکارا او را گرفتار کنی، و - با وجود قدرتی که یافته - عِزَّهٍ. فَإِنَّکَ اللَّهُمَّ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ حَتَّی إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ او را به سختی مستأصل و بیچاره کنی. خداوندا؛ تو در قرآن فرموده ای و گفته تو حقیقت دارد: تا آن که زمین زُخْرُفَها وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا آراسته و دارای زر و برق شد، و اهلش گمان کردند که قدرت و توانایی برآن را دارند؛ - در این حال - دستور ما، لَیْلاًأَوْ نَهاراً فَجَعَلْناهُمْ حَصیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ شبانه یا به هنگام روز در رسید، و آن ها را درو شده ساختیم؛ به گونه ای که گویا دیروز هیچ نداشته است؛ این گونه نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ، وَقُلْتَ فَلَمَّا اسَفُونَا انْتَقَمْنا نشانه ها را برای کسانی که اهل تفکّر و اندیشه باشند، به تفصیل بیان می کنیم. و نیز فرموده ای: وقتی ما را به خشم آورده و ناراحت کردند، مِنْهُمْ، وَإِنَّ الْغایَهَ عِنْدَنا قَدْ تَناهَتْ، وَإِنَّا لِغَضَبِکَ غاضِبُونَ، از ایشان انتقام گرفتیم. ( خدایا ؛)  واقعیّت آن است که ما به آخر خط رسیده ایم و تحمّل نداریم، ما با خشم تو به خشم می آییم، وَإِنَّا عَلی نَصْرِ الْحَقِّ مُتَعاصِبُونَ، وَإِلی وُرُودِ أَمْرِکَ مُشْتاقُونَ، و برای یاری حق و حقیقت به هم پیوسته ایم، و مشتاق رسیدن دستورت هستیم، وَلِإِنْجازِ وَعْدِکَ مُرْتَقِبُونَ، وَلِحُلُولِ وَعیدِکَ بِأَعْدآئِکَ مُتَوَقِّعُونَ. و انتظار محقّق شدن وعده ات را می کشیم، و انجام تهدیدهایت علیه دشمنانت را متوقّع هستیم. أَللَّهُمَّ فَأْذَنْ پِذلِکَ، وَافْتَحْ طُرُقاتِهِ، وَسَهِّلْ خُرُوجَهُ، وَوَطِّأْ بار الها؛ اجازه این کار را صادر کن، و راه های آن را بگشا، و قیام او را آسان گردان، و مَسالِکَهُ، وَأَشْرِعْ شَرآئِعَهُ، وَأَیِّدْ جُنُودَهُ وَأَعْوانَهُ، وَبادِرْ بَأْسَکَ محلّ پیمودنش را آماده و هموار ساز، و راه های او را آشکار ساز، و سپاهیان و یارانش را نیرومند و قوی گردان، و ستم کاران الْقَوْمَ الظَّالِمینَ، وَابْسُطْ سَیْفَ نَقِمَتِکَ عَلی أَعْدآئِکَ الْمُعانِدینَ، را به سرعت گرفتار شکنجه و عذابت کن، و شمشیر انتقامت را بر دشمنانت که آگاهانه مخالفت و سرپیچی می کنند مسلّط ساز، وَخُذْ بِالثَّارِ، إِنَّکَ جَوادٌ مَکَّارٌ. و انتقام را بگیر، که تو بخشنده چاره جویی هستی.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش دوم: دعا برای‏ ظهور در قنوت‏ نمازها

امام حسن عسکری علیه السلام در قنوت خود این دعا را می خواندند؛ هنگامی که مردم قم از موسی بن بغی به آن حضرت شکایت کردند، دستور فرمود این دعا را (در قنوت) بخوانند:

در کتاب «مکیال المکارم» می نویسد: این دعای قنوت، از مولای ما، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده است، و شیخ طوسی رحمه الله در کتاب «المصباح» و نیز «مختصر المصباح» خود در باب دعاهای قنوت نماز وتر یادآور شده است. سیّد بن طاووس رحمه الله در کتاب «مهج الدعوات» در باب دعاهای قنوت امامان علیهم السلام ذکر کرده است، لیکن - بر اساس برخی روایات - به نظر می رسد که این دعا به وقت خاصّی تعلّق ندارد؛ گرچه بهتر است در اوقات ویژه و مخصوص و دارای فضیلت بیش تر، خوانده شود.

از روایت سیّد بن طاووس رحمه الله و دیگر روایات برمی آید که این دعا دارای اثری ویژه و کامل برای راندن ستمگر، و گرفتن حقّ ستمدیدگان از ستمگران است؛ به همین جهت، می توان از این مطلب استفاده کرد که یکی از فایده های این دعا اگر برای درخواست فرج و ظهور و یاری امام زمان علیه السلام خوانده شود آن است که ستمگر و بدی و سلطه او دفع گردد.

سیّد بن طاووس رحمه الله در مورد این دعا می فرماید: امام حسن عسکری علیه السلام در قنوت خود این دعا را خوانده و به مردم قم - که از موسی بن بغی شکایت کرده بودند - نیز دستور خواندن این دعا را داد. (پایان سخن سیّد بن طاووس رحمه الله) .

نویسنده کتاب «منح البرکات» - که شرحی است بر کتاب «مهج الدعوات» - از کتاب «اِعلام الوری فی تسمیه القری» (نوشته ابو سعید اسماعیل بن علی سمعانی حنفی) نقل می کند که: موسی بن بغی بن کلیب بن شمر بن مروان بن عمرو بن غطه؛ از یاران متوکّل عباسی لعنه اللَّه و از کارگزاران او بود که بر قم فرمان روایی می کرد. این خبیث ناپاک، همان کسی است که متوکّل ملعون، دستور ویران کردن قبر مولای مان حضرت امام حسین علیه الصلاه والسلام و تبدیل آن جا به یک مزرعه را؛ به او داد.

وی، ستمگری خون ریز و حرمت شکن، و حاکم قم بود و بیش از ده سال بر مردم این شهر حکم رانی می نمود. مردم قم به شدّت از او می ترسیدند، چون به شدّت نسبت به پیشوایان بزرگوار علیهم السلام عناد می ورزید و در میان مردم قم ایجاد فساد می نمود و آن ها را با قتل و کشتار تهدید نموده و براین امر مصمّم بود. تا آن که از او به امام حسن عسکری علیه السلام شکایت کردند، و آن حضرت دستور دادند که مردم قم، «نماز مظلوم» را بخوانند، و موسی بن بغی (حاکم وقت قم) را نفرین کنند و برای نفرین به او این دعا را بخوانند. پس از این که مردم قم این کار را انجام دادند، خداوند حتّی به اندازه یک چشم برهم زدن به آن حاکم ستمگر مهلت نداد، و به سختی و مقتدرانه او را نابود کرد.

نویسنده کتاب مزبور می گوید: این گفتار نگارنده کتاب «منح البرکات» را نقل به معنا کردم؛ چون، آن کتاب به زبان فارسی است، وی چگونگی خواندن «نماز مظلوم» را بیان نکرده است؛ لیکن، در بخش نمازها به بیان «نماز مظلوم» که در کتاب «مکارم الأخلاق» یافتیم، می پردازیم. (مکیال المکارم: 85/2). اَلحَمْدُ للَّهِِ شُکْراً لِنَعْمآئِهِ، وَاسْتِدْعآءً لِمَزیدِهِ، وَاسْتِخْلاصاً لَهُ سپاس و ستایش سزاوار خداوند است، از جهت شکرگزاری نعمت هایش، و درخواست فزونی آن، و طلب رهایی وَبِهِ دُونَ غَیْرِهِ، وَعِیاذاً بِهِ مِنْ کُفْرانِهِ وَالْإِلْحادِ فی عَظَمَتِهِ به سبب آن نه غیر آن، و پناه بردن به سبب آن از ناسپاسی او و انکار عظمت وَکِبْریآئِهِ، حَمْدَ مَنْ یَعْلَمُ أَنَّ ما بِهِ مِنْ نَعْمآئِهِ فَمِنْ عِنْدِ رَبِّهِ، و کبریایی اش. ستایش کردن کسی که می داند هر نعمتی دارد از پروردگارش اسث، وَما مَسَّهُ مِنْ عُقُوبَتِهِ فَبِسُوءِ جِنایَهِ یَدِهِ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ و هر بدبختی و مجازاتی که به او رسیده است از جنایت و بدکاری های خودش است. و خداوند، بر محمّد - عَبْدِهِ وَرَسُولِهِ، وَخِیَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ، وَذَریعَهِ الْمُؤْمِنینَ إِلی که بنده و فرستاده اوست، و برگزیده الهی از بین مخلوقات او می باشد، و وسیله مؤمنان برای رسیدن به رحمت رَحْمَتِهِ، وَ الِهِ الطَّاهِرینَ وُلاهِ أَمْرِهِ. أَللَّهُمَّ إِنَّکَ نَدَبْتَ إِلی خداوند می باشد - و نیز بر آل آن حضرت، خاندان پاکی که امر و فرمان الهی را عهده دارند درود پیوسته فرستد. بار الها؛ به راستی فَضْلِکَ، وَأَمَرْتَ بِدُعآئِکَ، وَضَمِنْتَ الْإِجابَهَ لِعِبادِکَ، وَلَمْ تُخَیِّبْ که تو، تشویق به فضل و احسانت کردی، و دستور دادی تو را بخوانند، و پاسخ مثبت خود را برای بندگانی که دعا کنند تضمین مَنْ فَزَعَ إِلَیْکَ بِرَغْبَتِهِ، وَقَصَدَ إِلَیْکَ بِحاجَتِهِ، وَلَمْ تَرْجِعْ یَدٌ نمودی؛ اگر کسی با اشتیاق خود به تو پناه آورد و برای برآورده شدن حاجت خویش به درگاه تو روی آورد او را ناامید نمی کنی؛  نویسنده «مکیال المکارم» در بخشی دیگراز کتاب خود می گوید: نماز مظلوم بدین صورت است که دو رکعت نماز - با هر سوره ای که خواستی - می خوانی، و هر قدر توانستی بر محمّد و آل محمّد علیهم السلام صلوات می فرستی؛ سپس می گویی:

أَللَّهُمَّ إِنَّ لَکَ یَوْماً تَنْتَقِمُ فیهِ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ، لکِنَّ هَلَعی وَجَزَعی لایَبْلُغانِ بِیَ الصَّبْرَ عَلی أَناتِکَ بارالها؛ تو، روزی را داری که در آن روز برای ستمدیده از ستمگر انتقام می گیری؛ لیکن، بی صبری و زودرنجی من نمی گذارد بتوانم نسبت به مهلت دادن و بردباری تو (با ستمگران) صبر وَحِلْمِکَ، وَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ فُلاناً ظَلَمَنی، وَاعْتَدی عَلَیَّ بِقُوَّتِهِ عَلی ضَعْفی، فَأَسْأَلُکَ یا رَبَّ الْعِزَّهِ، کنم و تاب بیاورم. خدایا؛ به خوبی می دانی که فلان شخص بر من ستم روا داشته است؛ و با قدرت و توانی که دارد و با توجّه به ناتوانی من در برابر او، نسبت به حقوق من تجاوز کرده است وَقاسِمَ الْأَرْزاقِ، وَقاصِمَ الْجَبابِرَهِ، وَناصِرَ الْمَظْلُومینَ، أَنْ تُرِیَهُ قُدْرَتَکَ، أَقْسَمْتُ عَلَیْکَ یا رَبَّ پس ای خدای صاحب عزّت؛ ای تقسیم کننده روزی ها؛ ای کوبنده زورگویان؛ ای یاور و پیروز کننده ستمدیدگان؛ از تو درخواست می کنم توان و قدرتت را به او بنمایانی و نشان دهی. ای پروردگار الْعِزَّهِ، اَلسَّاعَهَ السَّاعَهَ.عزّت مند؛ تو را سوگند می دهم که این کار را همین حالا و در همین ساعت، در همین ساعت، انجام دهی.( مکیال المکارم : 86/2 )

طالِبَهٌ صِفْراً مِنْ عَطآئِکَ، وَلا خآئِبَهً مِنْ نَحْلِ هِباتِکَ، وَأَیُّ راحِلٍ دستی را که به درخواست به سویت آمده است، خالی از بخشش و عطای خود برنمی گردانی، و از هدیه های خوبت محروم رَحَلَ إِلَیْکَ فَلَمْ یَجِدْکَ قَریباً، أَوْ وافِدٍ وَفَدَ عَلَیْکَ فَاقْتَطَعَتْهُ نمی گردانی، تا به حال، کدام کوچ کننده ای به سوی تو کوچ کرده است و تو را نزدیک نیافته است؟ یا کدام واردشونده ای بر تو وارد عَوآئِقُ الرَّدِّ دُونَکَ، بَلْ أَیُّ مُحْتَفِرٍ مِنْ فَضْلِکَ لَمْ یُمْهِهِ فَیْضُ شده، او را رد کرده و پذیرایی ننموده ای؟ بلکه کدام کسی است که فضل تو را کاوش کند و از سرچشمه جود و جُودِکَ، وَأَیُّ مُسْتَنْپِطٍ لِمَزیدِکَ أَکْدی دُونَ اسْتِماحَهِ سِجالِ بخشش تو سیراب نگردد؟ و کدام کسی است که در جستجوی فزونی از جانب تو باشد، و از عطای فراوان عَطِیَّتِکَ. أَللَّهُمَّ وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِرَغْبَتی، وَقَرَعَتْ بابَ فَضْلِکَ تو بهره مند نگردد؟ بار الها؛ و من با شوق و علاقه ای وصف ناپذیر، به قصد حضرت تو آمدم؛ و با دست خواهش خود، درگاه فضل و یَدُ مَسْأَلَتی، وَناجاکَ بِخُشُوعِ الْإِسْتِکانَهِ قَلْبی، وَوَجَدْتُکَ خَیْرَ فزون بخش تو را کوبیدم؛ و قلبم در نهایت بیچارگی و خاشعانه به مناجات و رازگویی با تو پرداخته است؛ و تو را بهترین شَفیعٍ لی إِلَیْکَ، وَقَدْ عَلِمْتَ ما یَحْدُثُ مِنْ طَلِبَتی قَبْلَ أَنْ یَخْطُرَ واسطه خود برای شفاعت به سوی تو یافتم؛ و به خوبی می دانی خواسته های نو و تازه ام را، پیش از آن که از اندیشه من بگذرد، بِفِکْری، أَوْ یَقَعَ فی خَلَدی، فَصِلِ اللَّهُمَّ دُعآئی إِیَّاکَ بِإِجابَتی، یا در روان من بیفتد. پس، - خداوندا - دعایم را به اجابت برسان، وَاشْفَعْ مَسْأَلَتی بِنُجْحِ طَلِبَتی. أَللَّهُمَّ وَقَد شَمَلَنا زَیْغُ الْفِتَنِ، و درخواستم را به دست یابی به خواهشم برآورده ساز. بار الها؛ فتنه های گمراه کننده، ما را در بر گرفته است؛ وَاسْتَوْلَتْ عَلَیْنا غَشْوَهُ الْحَیْرَهِ، وَقارَعَنَا الذُّلُّ وَالصِّغارُ، وَحَکَمَ و فرو رفتن در حیرت و سردرگمی بر ما چیره شده است؛ و خواری و کوچکی، ما را درهم کوبیده است؛ و کسانی که عَلَیْنا غَیْرُ الْمَأْمُونینَ فی دینِکَ، وَابْتَزَّ اُمُورَنا مَعادِنُ الْاُبَنِ مِمَّنْ امین در دین تو نیستند، حاکم بر ما شده اند؛ و امور ما به دست افرادی از معدن های اُبنه و عیب افتاده از کسانی که عَطَّلَ حُکْمَکَ، وَسَعی فی إِتْلافِ عِبادِکَ وَإِفْسادِ بِلادِکَ. أَللَّهُمَّ تعطیل کننده دستورات تو، و تلاش گر در جهت تلف کردن و نفله کردن بندگان تو، و خراب کردن و به فساد کشیدن شهرهای تو هستند. خدایا؛ وَقَدْ عادَ فَیْئُنا دَوْلَهً بَعْدَ الْقِسْمَهِ، وَإِمارَتُنا غَلَبَهً بَعْدَ الْمَشْوَرَهِ، پس از این که غنیمت ما را- بعد از تقسیم میان خود - مایه چیرگی و استیلای خویش قرار دادند؛ و پس از آن که فرمانروایی را وَعُدْنا میراثاً بَعْدَ الْإِخْتِیارِ لِلْاُمَّهِ، فَاشْتُرِیَتِ الْمَلاهی وَالْمَعازِفُ به ما دادی، آن را بر اساس شوری به کسی دیگردادند؛ و پس از آن که برگزیده الهی بودیم به عنوان ارث آن ها شدیم. بدین سان، بِسَهْمِ الْیَتیمِ وَالْأَرْمَلَهِ، وَحَکَمَ فی أَبْشارِ الْمُؤْمِنینَ أَهْلُ الذِّمَّهِ، وسایل لهو و لعب و خوشگذرانی با بهره و نصیب یتیمان و بیوه زنان از بیت المال خریداری شد، و اهل ذمّه، حاکم و فرمانروای مؤمنان راستین وَوَلِیَ الْقِیامَ بِاُمُورِهِمْ فاسِقُ کُلِّ قَبیلَهٍ، فَلا ذآئِدَ یَذُودُهُمْ عَنْ شدند؛ و فاسقان هر قبیله ای، سرپرست امور آن ها شدند، دیگر در این شرایط نه کسی بود تا ایشان را از هَلَکَهٍ، وَلا راعٍ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ بِعَیْنِ الرَّحْمَهِ، وَلا ذُو شَفَقَهٍ یُشْبِعُ نابودشدن و هلاکت نجات بخشد؛ و نه سرپرستی که مراعات کند و با دیده رحمت به سوی ایشان بنگرد؛ و نه کسی پیدا شد تا الْکَبِدَ الْحرَّی مِنْ مَسْغَبَهٍ، فَهُمْ اُولُوا ضَرْعٍ بِدارٍ مَضیعَهٍ، وَاُسَرآءُ دلش بسوزد و چگر سوزان آن ها را از گرسنگی نجات بخشد و سیر کند؛ بدین سان، آنان در سرایی تباه شده باخواری بسر می بردند؛ و اسیرانی مَسْکَنَهٍ، وَخُلَفآءُ کَابَهٍ وَذِلَّهٍ. أَللَّهُمَّ وَقَدِ اسْتَحْصَدَ زَرْعُ الْباطِلِ، بیچاره، و جانشینانی غم و اندوه و خوارشده گشتند. بار الها؛ در واقع، زمان برداشت کشتزار باطل و نادرستی فرا رسید، وَبَلَغَ نِهایَتَهُ، وَاسْتَحْکَمَ عَمُودُهُ، وَاسْتَجْمَعَ طَریدُهُ، وَخَذْرَفَ و به نهایت رسید و پایه و ستونش محکم شد و رانده شدگانشان گردآوری شدند، و نسل شان زیاد شد، وَلیدُهُ، وَبَسَقَ فَرْعُهُ، وَضُرِبَ بِجِرانِهِ. أَللَّهُمَّ فَأَتِحْ لَهُ مِنَ الْحَقِّ و شاخ و برگ دواندند، و پایه های حکومت شان استوار و مستقرّ گردیدند. بار الها؛ دست توانایی از حقّ را یَداً حاصِدَهً تَصْدَعُ قآئِمَهُ، وَتَهْشُمُ سُوقَهُ، وَتَجُبُّ سَنامَهُ، برای برکندن ریشه و اساس باطل آماده ساز؛ تا بازارش را کساد، و علوّ و برتری آن را از بین ببرد، وَتَجْدَعُ مَراغِمَهُ، لِیَسْتَخْفِیَ الْباطِلُ بِقُبْحِ صُورَتِهِ، وَیَظْهَرَ الْحَقُّ و دماغ شان را به خاک بمالد؛ تا در نتیجه، باطل مجبور شود چهره زشتش را پنهان کند، و حقّ و حقیقت نیز بِحُسْنِ حُلْیَتِهِ. أَللَّهُمَّ وَلاتَدَعْ لِلْجَوْرِ دِعامَهً إِلّا قَصَمْتَها، وَلا چهره زیبا و نیکوی خود را آشکار گرداند. خدایا؛ تمام ارکان و پایه های باطل را درهم بشکن؛ تمام جُنَّهً إِلّا هَتَکْتَها، وَلا کَلِمَهً مُجْتَمِعَهً إِلّا فَرَّقْتَها، وَلا سَرِیَّهَ ثِقْلٍ سپرهایش را دریده، و اجتماع کلمه و اتّحادش را پراکنده، و لشکر سنگینش را إِلّا خَفَّفْثَها، وَلا قآئِمَهَ عُلُوٍّ إِلّا حَطَطْتَها، وَلا رافِعَهَ عَلَمٍ إِلّا بی ارزش (و خلع سلاح) فرما، تمام پایه های بلند و برتری اش را به زیر کشیده، و تمام علم ها و پرچم های برافراشته اش را نَکَّسْتَها، وَلا خَضْرآءَ إِلّا أَبَرْتَها. أَللَّهُمَّ فَکَوِّرْ شَمْسَهُ، وَحُطَّ سرنگون، و تمام سبزه زارهایش را خشک کن. خدایا؛ خورشید باطل را تاریک و خاموش گردان، و روشنی اش را از بین ببر، نُورَهُ، وَاطْمِسْ ذِکْرَهُ، وَارْمِ بِالْحَقِّ رَأْسَهُ، وَفُضَّ جُیُوشَهُ، و یادش را محو و ناپدید گردان؛ به واسطه حقّ و حقیقت، سرش را بیفکن؛ و سپاهیانش را پراکنده ساز؛ وَارْعُبْ قُلُوبَ أَهْلِهِ. أَللَّهُمَّ وَلاتَدَعْ مِنْهُ بَقِیَّهً إِلّا أَفْنَیْتَ، وَلا و دل های آن ها را پر از رعب و وحشت کن. خدایا؛ از باطل هیچ باقی مانده ای مگذار، و همه را نابود ساز؛ بُنْیَهً إِلّا سَوَّیْتَ، وَلا حَلَقَهً إِلّا قَصَمْتَ، وَلا سِلاحاًإِلّا أَکْلَلْتَ، تمام ساختمان هایش را با خاک یکسان کن؛ تمام حلقه های محاصره آن ها را بشکن؛ تمام سلاح های آن را بی اثر کن؛ وَلا حَدّاً إِلّا فَلَلْتَ، وَلا کُراعاً إِلّاَ اجْتَحْتَ، وَلا حامِلَهَ عَلَمٍ إِلّا لبه های تیز آن ها را بشکن؛ تمام چارپایان شان را نابود و بیچاره کن؛ و تمام پرچم داران شان را بر نَکَسْتَ. أَللَّهُمَّ وَأَرِنا أَنْصارَهُ عَبادیدَ بَعْدَ الْاُلْفَهِ، وَشَتَّی بَعْدَ زمین بزن. خدایا؛ به ما بنمایان که یاران باطل، پس از آن که از یکدیگر جدا نمی شدند به بردگی رفته اند؛ و پس از آن که با یکدیگر اجْتِماعِ الْکَلِمَهِ، وَمُقْنِعِی الرُّؤُوسِ بَعْدَ الظُّهُورِ عَلَی الْاُمَّهِ، وحدت داشتند و هم پیمان شده بودند، پراکنده گشته اند؛ و بعد از غلبه و چیرگی بر امّت، سرافکنده و خوار شده اند. وَأَسْفِرْ لَنا عَنْ نَهارِ الْعَدْلِ، وَأَرِناهُ سَرْمَداً لا ظُلْمَهَ فیهِ ، وَنُوراً (خدایا؛) روز عدل و دادگری رابرای ما آشکار کن، و آن را به ما بنمایان در حالی که پاینده است و هیچ تاریکی در آن نیست، و لا شَوْبَ مَعَهُ، وَاهْطِلْ عَلَیْنا ناشِئَتَهُ، وَأَنْزِلْ عَلَیْنا بَرَکَتَهُ، وَأَدِلْ روشنی اش بدون هیچ شائبه ای است، و از باران همیشگی آن بر ما نازل، و برکتش را به ما برسان، و هر کسی لَهُ مِمَّنْ ناواهُ، وَانْصُرْهُ عَلی مَنْ عاداهُ. أَللَّهُمَّ وَأَظْهِرِ الْحَقَّ، قصد بدی راجع به او دارد مغلوبش گردان، و او را بر تمام دشمنانش پیروز گردان. بار الها؛ حق را آشکار کن، وَأَصْبِحْ بِهِ فی غَسَقِ الظُّلَمِ وَبُهَمِ الْحَیْرَهِ. أَللَّهُمَّ وَأَحْیِ بِهِ و صبح و پایان تاریکی ها و سرگردانی ها را برسان. خدایا؛ به وسیله او قلب های مرده را الْقُلُوبَ الْمَیِّتَهَ، وَاجْمَعْ بِهِ الْأَهْوآءَ الْمُتَفَرِّقَهَ، وَالْارآءَ الْمُخْتَلِفَهَ، زنده گردان، و گرایش های پراکنده را گرد هم آور، و نظرات متفاوت را یکی کن، وَأَقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَهَ، وَالْأَحْکامَ الْمُهْمَلَهَ، وَأَشْبِعْ بِهِ و حدود تعطیل شده را برپا دار، و دستورات دینی واگذاشته شده را دوباره به جریان بینداز، و الْخِماصَ السَّاغِبَهَ، وَأَرِحْ بِهِ الْأَبْدانَ اللّاغِبَهَ الْمُتْعَبَهَ، کَما گرسنگان را سیر کردان و بدن های رنجیده و سختی کشیده را آسوده و راحت گردان؛ همان گونه که اَلْهَجْتَنا بِذِکْرِهِ، وَأَخْطَرْتَ بِبالِنا دُعآءَکَ لَهُ، وَوَفَّقْتَنا لِلدُّعآءِ زبان ما را به یاد او گویا کردی، و بر قلب ما گذراندی که تو را به خاطر او بخوانیم و دعایش کنیم، و موفّق مان گرداندی تا مردم إِلَیْهِ، وَحِیاشَهِ أَهْلِ الْغَفْلَهِ عَنْهُ، وَأَسْکَنْتَ فی قُلُوبِنا مَحَبَّتَهُ، را به سوی او فرا بخوانیم، و غافلان را از او دور کنیم؛  محبّت و دوستی نسبت به او را در دل ما جای دادی، وَالطَّمَعَ فیهِ، وَحُسْنَ الظَّنِّ بِکَ، لِإِقامَهِ مَراسِمِهِ. أَللَّهُمَّ فَأْتِ لَنا و گرایش یافتن و میل کردن به او را، و خوش گمانی به خودت نسبت به برپا شدن دولت او را، در دل مان گذاشتی. بار الها؛ مِنْهُ عَلی أَحْسَنِ یَقینٍ، یا مُحَقِّقَ الظُّنُونِ الْحَسَنَهِ، وَیا مُصَدِّقَ بهترین یقین نسبت به او را به ما بده؛ ای تحقّق بخش خوش گمانی ها؛ ای راست آورنده الْآمالِ الْمُبْطِنَهِ. أَللَّهُمَّ وَأَکْذِبْ بِهِ الْمُتَأَلّینَ عَلَیْکَ فیهِ، وَأَخْلِفْ آرزوهای درونی؛ بار الها؛ به وسیله او کسانی را که در مورد او علیه تو حکم می کنند، تکذیب کن؛ و بِهِ ظُنُونَ الْقانِطینَ مِنْ رَحْمَتِکَ، وَالْآیِسینَ مِنْهُ. أَللَّهُمَّ اجْعَلْنا به واسطه او گمان های کسانی را که از رحمت تو نااُمید و از او مأیوس اند، نادرست گردان. خدایا؛ سَبَباً مِنْ أَسْبابِهِ، وَعَلَماً مِنْ أَعْلامِهِ، وَمَعْقَلاً مِنْ مَعاقِلِهِ، ما را وسیله ای از وسایل او و پرچمی از پرچم های او و پناهگاهی از پناهگاه های او قرار ده؛ وَنَضِّرْ وُجُوهَنا بِتَحْلِیَتِهِ، وَأَکْرِمْنا بِنُصْرَتِهِ، وَاجْعَلْ فینا خَیْراً و چهره های ما را به واسطه زینت بخشیدن او زیبا گردان؛ و ما را با یاری نمودن او گرامی بدار؛ و خیر و نیکی در ما قرار ده تُظْهِرُنا لَهُ بِهِ، وَلا تُشْمِتْ بِنا حاسِدِی النِّعَمِ، وَالْمُتَرَبِّصینَ بِنا تا به وسیله آن ما را در نظر او قرار دهی؛ و ما را مورد شماتت و سرزنش کسانی که به نعمت های ما حسادت می ورزند، و در کمین پشیمان شدن و حُلُولَ النَّدَمِ، وَنُزُولَ الْمُثَلِ، فَقَدْ تَری یا رَبِّ بَرآئَهَ ساحَتِنا، گرفتار شدن مان و نازل شدن عقوبت ها هستند قرار مده. پروردگارا؛ تو به خوبی می بینی که دل ما پاک است، وَخُلُوَّ ذَرْعِنا مِنَ الْإِضْمارِ لَهُمْ عَلی إِحْنَهٍ، وَالتَّمَنّی لَهُمْ وُقُوعَ و قلب ما از پنهان کردن کینه ای نسبت به افراد خالی است، و آرزوی گرفتاری و نابودی شان را نیز جآئِحَهٍ، وَما تَنازَلَ مِنْ تَحْصینِهِمْ بِالْعافِیَهِ، وَما أَضْبَؤُا لَنا مِنِ نداریم؛ و می بینی آنچه را که برایشان نازل می شود از حفظشدن آنان به وسیله عافیت؛ و در مقابل، آنان در کمین نشسته اند تا انْتِهازِ الْفُرْصَهِ، وَطَلَبِ الْوُثُوبِ بِنا عِنْدَ الْغَفْلَهِ. أَللَّهُمَّ وَقَدْ فرصتی علیه ما به دست آورند، و غافلگیرانه بر ما هجوم آورند. بار الها؛ عَرَّفْتَنا مِنْ أَنْفُسِنا، وَبَصَّرْتَنا مِنْ عُیُوبِنا خِلالاً نَخْشی أَنْ تَقْعُدَ خودت را از راه خویشتن مان به ما شناساندی، و عیب ها و زشتی هایی که ما داشتیم به ما نشان دادی به گونه ای که ترسیدیم بِنا عَنِ اشْتِهارِ إِجابَتِکَ، وَأَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ عَلی غَیْرِ الْمُسْتَحِقّینَ، نگذارند به پاسخ گویی آشکار تو دست یابیم. این در حالی است که تو به کسانی که استحقاق ندارند مهربانی و فضل و بخشش وَالْمُبْتَدِئُ بِالْإِحْسانِ غَیْرَ السَّآئِلینَ، فَأْتِ لَنا مِنْ أَمْرِنا عَلی می‌کنی؛ و نسبت به کسانی که درخواست نیز نمی کنند، خودت شروع به احسان و نیکی می کنی. بدین سان، کار مارا بر حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَفَضْلِکَ وَامْتِنانِکَ، إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ، حسب کرامت و بزرگواری، سخاوت، فضل و منّت نهادنت، درست کن. همانا، تو هر کاری بخواهی انجام می دهی؛ وَتَحْکُمُ ما تُریدُ، إِنَّا إِلَیْکَ راغِبُونَ، وَمِنْ جَمیعِ ذُنُوبِنا تآئِبُونَ. و به هر چه اراده کنی، حکم می کنی. ما به سوی تو اشتیاق داریم، و از تمام گناهان مان توبه می کنیم. أَللَّهُمَّ وَالدَّاعی إِلَیْکَ، وَالْقآئِمُ بِالْقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ، اَلْفَقیرُ إِلی بار الها؛ همان کسی را که تنها به سوی تو فرامی خواند، و از بین بندگانت برای برقراری عدل و داد دست به قیام می زند، و خود را رَحْمَتِکَ، اَلْمُحْتاجُ إِلی مَعُونَتِکَ عَلی طاعَتِکَ، إِذِ ابْتَدَأْتَهُ بِنِعْمَتِکَ، نیازمند رحمتت می داند، و احتیاج به کمک تو برای فرمان برداریت دارد؛ همان کسی که ابتداءاً نعمتت را به او مرحمت کردی، وَأَلْبَسْتَهُ أَثْوابَ کَرامَتِکَ، وَأَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّهَ طاعَتِکَ، وَثَبَّتَّ و لباس های کرامت و بزرگواری خود را بر او پوشانیدی، و دوست داشتن فرمان برداریت را بر دلش افکندی، و از روی محبّتت وَطْأَتَهُ فِی الْقُلُوبِ مِنْ مَحَبَّتِکَ، وَوَفَّقْتَهُ لِلْقِیامِ بِما أَغْمَضَ فیهِ جایگاهش را در قلب ها محکم گردانیدی، و موفّق کردی پعضی از دستوراتت را که أَهْلُ زَمانِهِ مِنْ أَمْرِکَ، وَجَعَلْتَهُ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ ، وَناصِراً مردم زمانه از انجامش خودداری کرده اند، انجام دهد؛ و او را گریزگاه و پناه گاهی برای بندگان ستمدیده ات، یاور لِمَنْ لایَجِدُ ناصِراً غَیْرَکَ، وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ، کسانی که جز تو یاوری نیافته اند، تازه کننده احکام تعطیل شده و فراموش شده قرآنت، وَمُشَیِّداً لِما رُدَّ مِنْ أَعْلامِ دینِکَ، وَسُنَنِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ و محکم کننده آن دسته از نشانه های دینت که رد شده است، و محکم کننده و برپاکننده سنّت ها و روش های کنار زده شده سَلامُکَ وَصَلَواتُکَ وَرَحْمَتُکَ وَبَرَکاتُکَ. فَاجْعَلْهُ اللَّهُمَّ فی پیامبرت - که درود و سلام و رحمت و برکت های تو بر او و آل او باد - قرار دادی. خدایا؛ (بدین جهت ها) حِصانَهٍ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ، وَأَشْرِقْ بِهِ الْقُلُوبَ الْمُخْتَلِفَهَ مِنْ او را در پناه گاهی قرار ده تا از شرّ متجاوزان در امان باشد؛ و دل هایی را که از بُغاهِ الدّینِ، وَبَلِّغْ بِهِ أَفْضَلَ ما بَلَّغْتَ بِهِ الْقآئِمینَ بِقِسْطِکَ مِنْ ستم ستمگران دچار اختلاف گشته به سبب او روشن گردان؛ و او را به برترین چیزهایی برسان، که قیام کنندگان برای عدالت - در أَتْباعِ النَّبِیّینَ. أَللَّهُمَّ وَأَذْلِلْ بِهِ مَنْ لَمْ تُسْهِمْ لَهُ فِی الرُّجُوعِ إِلی بین پیروان پیامبرانت - بدان ها دست یافته اند. خدایا؛ کسانی که سهمی‌ برای بازگشت به محبّت خودت برای ایشان قرار نداده ای مَحَبَّتِکَ، وَمَنْ نَصَبَ لَهُ الْعَداوَهَ، وَارْمِ بِحَجَرِکَ الدَّامِغِ مَنْ أَرادَ را به دست آن حضرت، خوار و ذلیل گردان؛ و نیز، کسانی را که بنای دشمنی با او دارند، خوار کن. و بیفکن سنگ عذاب نابودکننده ات را التَأْلیبَ عَلی دینِکَ بِإِذْلالِهِ، وَتَشْتیتِ أَمْرِهِ، وَاغْضَبْ لِمَنْ لا به طرف تمام کسانی که قصد دارند با شوراندن مردم علیه دین تو، او را به خواری و بیچارگی بکشانند و اُمورش را پراکنده کنند. (خدایا؛) غضب تِرَهَ لَهُ وَلا طآئِلَهَ، وَعادَی الْأَقْرَبینَ وَالْأَبْعَدینَ فیکَ مَنّاًمِنْکَ نما برای شخصی که طلب کننده خونی برای او نباشد و قوّت توانگری برای او نباشد و دشمنی می کند با نزدیکان و دوران در راه تو. این کارها را به عَلَیْهِ، لا مَنّاً مِنْهُ عَلَیْکَ. أَللَّهُمَّ فَکَما نَصَبَ نَفْسَهُ غَرَضاً فیکَ عنوان منّتی از تو بر او می دانیم، نه این که او بر تو منّتی داشته باشد. بار الها؛ همان گونه که جان خویش را به خاطر تو در تیر رس لِلْأَبْعَدینَ، وَجادَ بِبَذْلِ مُهْجَتِهِ لَکَ فی الذَّبِّ عَنْ حَریمِ الْمُؤْمِنینَ، مخالفان قرار داد، و سعی نیکو نموده است به بذل خون خود از برای دفاع نمودن از حریم مؤمنان؛ وَرَدَّ شَرَّ بُغاهِ الْمُرْتَدّینَ الْمُریبینَ حَتَّی أَخْفی ما کانَ جُهِرَ بِهِ مِنَ و در ردّ شرّ و بدی ستم کاران، بی دین شدگان و شک کنندگان؛ تا جایی که گناهانی که آشکار شده بود پنهان کرد الْمَعاصی، وَأَبْدا ما کانَ نَبَذَهُ الْعُلَمآءُ وَرآءَ ظُهُورِهِمْ مِمَّا أَخَذْتَ و چیزهایی را آشکار کرد که دانشمندان دینی پیمان داده بودند آن چیزها را میثاقَهُمْ علی أَنْ یُبَیِّنُوهُ لِلنَّاسِ وَلایَکْتُمُوهُ، وَدَعا إِلی إِفْرادِکَ برای مردم تبیین و روشن کنند و کتمان نکنند؛ ولی آن امور را به فراموشی سبرده بودند؛ و مردم را تنها بِالطَّاعَهِ، وَأَلّا یَجْعَلَ لَکَ شَریکاً مِنْ خَلْقِکَ یَعْلُو أَمْرُهُ عَلی به فرمان برداری از تو فرا خواند، و اینکه کسی از مخلوقات را برای تو شریک قرار ندهد و دستورش را أَمْرِکَ، مَعَ ما یَتَجَرَّعُهُ فیکَ مِنْ مَراراتِ الْغَیْظِ الْجارِحَهِ برتر از دستور تو قرار ندهد. افزون بر آن چه گفته شد، تلخی سختی ها و رنج های خشمی‌را که بِحَواسِّ  [بِمَواسِی خ] الْقُلُوبِ، وَما یَعْتَوِرُهُ مِنَ الْغُمُومِ ، وَیَفْزَعُ قلب را مجروح می کند، در راه تو جرعه جرعه می نوشد؛ غم هایی را که پیوسته به او می رسد، تحمّل می کند؛ عَلَیْهِ مِنْ أَحْداثِ الْخُطُوبِ ، وَیَشْرَقُ بِهِ مِنَ الْغُصَصِ الَّتی امور دردناکی که تازه به او می رسد که هر لحظه تازه تر می شود؛ غصّه هایی که در لاتَبْتَلِعُهَا الْحُلُوقُ وَلاتَحْنُو عَلَیْهَا الضُّلُوعُ عِنْدَ نَظَرِهِ إِلی أَمْرٍ گلوی مانده و از حلقوم فرو نمی رود، و پهلوی انسان توان تحمّلش را ندارد؛ تحمّل می کند. این ها در هنگامی است که به دستوری مِنْ أَمْرِکَ، وَلاتَنالُهُ یَدُهُ بِتَغْییرِهِ وَرَدِّهِ إِلی مَحَبَّتِکَ. فَاشْدُدِ از دستورات و کارهای تو می نگرد، ولی دستش کوتاه است و نمی تواند آن دستور دگرگون شده را تغییر دهد و آن گونه که تو دوست داری قرارش اللَّهُمَّ أَزْرَهُ بِنَصْرِکَ، وَأَطِلْ باعَهُ فیما قَصُرَ عَنْهُ مِنْ إِطْرادِ دهد. خدایا؛ با یاریت پشتش را محکم گردان، و توانائی اش بده در مورد آنچه نتوانسته انجام دهد از دور کردن الرَّاتِعینَ فی حِماکَ، وَزِدْهُ فی قُوَّتِهِ بَسْطَهً مِنْ تَأْییدِکَ، خوشگذران ها در راه حرام و معصیت تو؛ و نیروی او را از جهث باز شدن دستش با تأیید خودت افزایش بده؛ وَلاتُوْحِشْنا مِنْ اُنْسِهِ، وَلاتَخْتَرِمْهُ دُونَ أَمَلِهِ مِنَ الصَّلاحِ ما را از اُنس گرفتن با او مگریزان (به وحشت مینداز)؛ آرزویش را - که درستی و اصلاح الْفاشی فی أَهْلِ مِلَّتِهِ، وَالْعَدْلِ الظَّاهِرِ فی اُمَّتِهِ. أَللَّهُمَّ وَشَرِّفْ فراگیر اُمور مردمش و عدالت آشکار در بین شان است - بر باد مده و نااُمیدش مساز. خدایا؛ هنگام بِمَا اسْتَقْبَلَ بِهِ مِنَ الْقِیامِ بِأَمْرِکَ لَدی مَوْقِفِ الْحِسابِ مَقامَهُ، حساب و کتاب بندگانت، جایگاه او را به خاطر آنچه استقبال کرد از برپا داشتن فرمانت، شرافت مند گردان؛ وَسُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداًصَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ بِرُؤْیَتِهِ، وَمَنْ تَبِعَهُ عَلی پیامبرت حضرت محمّد را - که درود تو بر او و آل او باد - با دیدن آن بزرگوار و کسانی که دعوتش را پذیرفته و از او پیروی دَعْوَتِهِ، وأَجْزِلْ لَهُ عَلی ما وَأَیْتَهُ قآئِماً بِهِ مِنْ أَمْرِکَ ثَوابَهُ، کردند؛ شادمان گردان. و به خاطر این که به دستور تو قیام کرده و دستوراتت را اجرا می کند، ثوابش را بر آنچه وعده کرده ای افزون وَابْنِ قُرْبَ دُنُوِّهِ مِنْکَ فی حَیاتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا مِنْ بَعْدِهِ، و شایسته گردان؛ در زمان زندگانیش نیز او را به مقام قرب خود نزدیک بگردان، و به بیچارگی و بدبختی ما پس از او رحم کن؛ وَاسْتِخْذآءَنا لِمَنْ کُنَّا نَقْمَعُهُ بِهِ إِذا فَقَدْتَنا وَجْهَهُ، وَبَسَطْتَ أَیْدِیَ (خدایا؛) به ما رحم کن آن گاه که پس از گم کردن روی مبارک او، مجبور به فروتنی در برابر کسانی شویم که با او نابودشان مَنْ کُنَّا نَبْسُطُ أَیْدِیَنا عَلَیْهِ لِنَرُدَّهُ عَنْ مَعْصِیَتِهِ، وَافْتِراقَنا بَعْدَ می کردیم؛ و کسانی که ما برایشان مسلّط شده بودیم تا آنها را از نافرمانی آن حضرت باز داریم، برما مسلّط شوند؛ الْاُلْفَهِ وَالْإِچْتِماعِ تَحْتَ ظِلِّ کَنَفِهِ، وَتَلَهُّفَنا عِنْدَ الْفَوْتِ عَلی ما رحم کن بر ما که پس از هماهنگی و دوستی و گرد آمدن در زیر سایه حمایت او، دوباره پراکنده شویم؛ رحم کن حسرت خوردن أَقْعَدْتَنا عَنْهُ مِنْ نُصْرَتِهِ، وَطَلَبِنا مِنَ الْقِیامِ بِحَقِّ ما لا سَبیلَ لَنا ما را - هنگام از دست دادن - بر آنچه ما را بازداشتی از یاری او و طلب برپائی حق آنچه برای ما راهی إِلی رَجْعَتِهِ. وَاجْعَلْهُ اللَّهُمَّ فی أَمْنٍ مِمَّا یُشْفَقُ عَلَیْهِ مِنْهُ، وَرُدَّ به سوی بازگشت آن نیست. خدایا؛ او را در امان بدار از چیزهایی که برایش می ترسیم؛ عَنْهُ مِنْ سِهامِ الْمَکآئِدِ ما یُوَجِّهُهُ أَهْلُ الشَّنَئانِ إِلَیْهِ وَإِلی و از او دور گردان تیرهای نیرنگی را که کینه توزان و بدخواهانش پرتاب می کنند به سوی او شُرَکآئِهِ فی أَمْرِهِ، وَمُعاوِنیهِ عَلی طاعَهِ رَبِّهِ، اَلَّذینَ جَعَلْتَهُمْ (و همراهان و کمک رسانان او در راه فرمان برداری از پروردگارش)؛ همان مددکارانی که آنان را سِلاحَهُ وَحِصْنَهُ وَمَفْزَعَهُ وَاُنْسَهُ، اَلَّذینَ سَلَوْا عَنِ الْأَهْلِ اسلحه، دژ، پناهگاه و مونس آن حضرت قرار داده ای؛ همان عزیزان و یاورانی که از خانواده و فرزندان شان دست کشیده، وَالْأَوْلادِ، وَجَفَوُا الْوَطَنَ، وَعَطَّلُوا الْوَثیرَ مِنَ الْمِهادِ، وَرَفَضُوا و وطن را ترک کردند، و از بستر و خواب آرام گذشتند، و ثِجاراتِهِمْ، وَأَضَرُّوا بِمَعایِشِهِمْ، وَقُقِدُوا فی أَنْدِیَتِهِمْ بِغَیْرِ غَیْبَهٍ تجارت ها و بازرگانی خود را رها کردند، و به کسب و کار خویش ضرر و زیان وارد کردند؛ و بدون پنهان شدن عَنْ مِصْرِهِمْ، وَخالَلُوا الْبَعیدَ مِمَّنْ عاضَدَهُمْ عَلی أَمْرِهِمْ، وَقَلَوُا از شهرشان در مجالس و محافل عمومی و مهم شان پیدایشان نشد؛ و با افراد دوردستی که نسبتی نداشتند، به خاطر کمک و یاری الْقَریبَ مِمَّنْ صَدَّ عَنْ وِجْهَتِهِمْ، فَائْتَلَفُوا بَعْدَ التَّدابُرِ وَالتَّقاطُعِ آنها در کارشان، رابطه دوستی برقرار کردند؛ و نزدیکانی را که سد راه شان می شدند، کنار گذاشتند؛ و پس از آن همه اختلاف و دشمنی و فی دَهْرِهِمْ، وَقَطَعُوا الْأَسْبابَ الْمُتَّصِلَهَ بِعاجِلِ حُطامِ الدُّنْیا. قطع رابطه در روزگارشان، گروهی تشکیل دادند؛ و همه وسیله هایی را که آن ها را به خار و خاشاک زودگذر دنیا می رسانید از بیخ و فَاجْعَلْهُمُ اللَّهُمَّ فی أَمْنِ حِرْزِکَ وَظِلِّ کَنَفِکَ، وَرُدَّ عَنْهُمْ بَأْسَ مَنْ بن برکندند. بار الها؛ بدین ترتیب، ایشان را در امان نگهداریت، و سایه حمایت خودت قرار بده؛ قَصَدَ إِلَیْهِمْ بِالْعَداوَهِ مِنْ عِبادِکَ، وَأَجْزِلْ لَهُمْ عَلی دَعْوَتِهِمْ مِنْ و بدی و شرّ هر یک از بندگانت را که قصد دشمنی با آنان را دارد، از ایشان برگردان؛ و به خاطر دعوتشان به سوی تو، کِفایَتِکَ وَمَعُونَتِکَ، وَأَمِدَّهُمْ بِتَأْییدِکَ وَنَصْرِکَ، وَأَزْهِقْ بِحَقِّهِمْ سرپرستی و امداد خویش را برای آن ها زیاد کن؛ و با توفیق و یاری و پیروزیت، حمایت شان کن؛ و به وسیله حقّ و حقیقت آن ها باطِلَ مَنْ أَرادَ إِطْفآءَ نُورِکَ. أَللَّهُمَّ وَامْلَأْ بِهِمْ کُلَّ اُفُقٍ مِنَ باطل را از کسانی که قصد خاموش کردن نور تو را دارند ، نابود کردان. بار الها؛ به وسیله ایشان، تمام افق های هستی، الْآفاقِ، وَقُطْرٍ مِنَ الْأَقْطارِ قِسْطاً وَعَدْلاً وَمَرْحَمَهً وَفَضْلاً، و تمام گوشه ها و اقطار جهان را، پر از داد و عدل و رحم و مهربانی و احسان گردان، وَاشْکُرْهُمْ عَلی حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَما مَنَنْتَ بِهِ عَلَی و به ایشان (یاران آن حضرت) پاداش بده بر حسب کرامت و سخاوت مندی و منّت هایی که نسبت به بندگان الْقآئِمینَ بِالْقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ، وَادَّخَرْتَ لَهُمْ مِنْ ثَوابِکَ ما یَرْفَعُ عدالت مندت داری، و ثواب هایی که برای شان ذخیره کرده ای، و درجه ایشان را به آن بالا می بری، لَهُمْ بِهِ الدَّرَجاتِ، إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْکُمُ ما تُریدُ.  به راستی که تو هر جه را بخواهی انجام می دهی، و آنچه را اراده کنی، حکم می فرمایی.

در کتاب «البلد الأمین» این عبارات نیز وجود دارد:

وَصَلَّی اللَّهُ عَلی خِیَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الْأَطْهارِ. أَللَّهُمَّ و خداوند، درود پیوسته اش را بر برگزیده مخلوقاتش یعنی حضرت محمّد و خاندان پاکش نثار کند. بار الها؛ إِنّی أَجِدُ هذِهِ النُّدْبَهَ امْتَحَتْ دَلالَتُها، وَدَرَسَتْ أَعْلامُها، وَعَفَتْ این گونه فکر می کنم که این ندبه و زاری دلالتش محو شده، و نشانه های آشکارش کهنه شده، و تنها إِلّا ذِکْرُها، وَتِلاوَهُ الْحُجَّهِ بِها. أَللَّهُمَّ إِنّی أَجِدُ بَیْنی وَبَیْنَکَ یادش و قرائت کردن استدلال به آن مانده. خدایا؛ من، بین خودم و تو، مُشْتَبِهاتٍ تَقْطَعُنی دُونَکَ، وَمُبْطِئاتٍ تَقْعُدُ بی عَنْ إِجابَتِکَ، اشتباهاتی می بینم که مرا از تو جدا می سازند؛ و موانعی که مرا از اجابت تو باز می دارند، وَقَدْ عَلِمْتُ أَنّی عَبْدُکَ وَلایُرْحَلُ إِلَیْکَ إِلّا بِزادٍ وَأَنَّکَ لاتَحْجُبُ و به خوبی می دانم که من بنده ات هستم، و نیز معلوم است که تنها با زاد و توشه می توان به سوی تو کوچ کرد؛ تو، عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ یَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ، وَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ زادَ از مخلوقاتت فاصله نداری، و این کارهای بندگان است که ایشان را از تو محجوب و محروم می سازد. خدایا؛ به خوبی می دانم که توشه الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ إِرادَهٍ یَخْتارُکَ بِها، وَیَصیرُ بِها إِلی مایُؤَدّی کوچ کننده به سوی تو، همان اراده و تصمیم قطعی است که تو را به آن برمی گزیند - تا به سویت بیاید - إِلَیْکَ. أَللَّهُمَّ وَقَدْ ناداکَ بِعَزْمِ الْإِرادَهِ قَلْبی فَاسْتَبْقِنی نِعْمَتَکَ و بدین وسیله برای رسیدن به سوی تو حرکت می کند. بار الها؛ قلب من، با تصمیم قطعی خود تو را ندا می دهد؛ پس، نعمتت را بِفَهْمِ حُجَّتِکَ لِسانی وَماتَیَسَّرَ لی مِنْ إِرادَتِکَ. أَللَّهُمَّ فَلا برایم به سبب فهمیدن حجّتت پایدار کن، و هر چه ممکن است با اراده خودت برایم فراهم کن. بار الها؛ اُخْتَزَلَنَّ عَنْکَ وَأَنَا امُّکَ، وَلا اُحْتَلَجَنَّ عَنْکَ وَأَنَا أَتَحَرَّاکَ. أَللَّهُمَّ من تو را قصد کردم؛ پس، مرا از خود جدا مساز؛ و من در جستجوی تو هستم، پس مگذار از تو بریده شوم. خدایا؛ وَأَیِّدْنا بِما نَسْتَخْرِجُ بِهِ قاقَهَ الدُّنْیا مِنْ قُلُوبِنا، وَتَنْعَشُنا مِنْ به طوری ما را موفّق گردان که فقر و نیاز دنیوی را از قلب مان بیرون کنیم؛ و ما را بلند کن از مَصارِعِ هَوانِها، وَتَهْدِمُ بِهِ عَنَّا ما شُیِّدَ مِنْ بُنْیانِها، وَتَسْقینا محلّ های سقوط پست و بی ارزش دنیایی؛ و پایه های محکم علاقه به دنیا در درون ما را ویران ساز؛ و بِکَأْسِ السَّلْوَهِ عَنْها حَتَّی تُخَلِّصَنا لِعِبادَتِکَ، وَتُورِثَنا میراثَ به ما جامی از جدایی و رهایی از آن بنوشان تا برای بندگی ات ما را خالص گردانی. و میراث جاودانه أَوْلِیآئِکَ الَّذینَ ضَرَبْتَ لَهُمُ الْمَنازِلَ إِلی قَصْدِکَ، وَ انَسْتَ دوستان خودت را نصیب مان کن، همان دوستانی که جایگاه هایی برای رسیدن به خودت برای شان درست کردی، وَحْشَتَهُمْ حَتَّی وَصَلُوا إِلَیْکَ. أَللَّهُمَّ وَإِنْ کانَ هَوًی مِنْ هَوَی و وحشت شان را تبدیل به اُنس و آرامش نمودی تا در نهایت به وصال تو رسیدند. خدایا؛ اگر از خواهش ها یا الدُّنْیا أَوْ فِتْنَهٌ مِنْ فِتَنِها عَلِقَ بِقُلُوبِنا حَتَّی قَطَعَنا عَنْکَ أَوْ حَجَبَنا فتنه ها و فریبندگی های دنیایی، باز هم چیزی به دل مان چسبیده بود تا ما را از تو جدا سازد یا از عَنْ رِضْوانِکَ، وَقَعَدَ بِنا عَنْ إِجابَتِکَ، فَاقْطَعِ اللَّهُمَّ کُلَّ حَبْلٍ مِنْ رضوان و خشنودی ات محروم سازد، و از دست یابی به اجابت تو بازمان دارد؛ (خدایا؛) هر رشته علاقه دنیایی را که بخواهد حِبالِها جَذَبَنا عَنْ طاعَتِکَ، وَأَعْرَضَ بِقُلُوبِنا عَنْ أَدآءِ فَرآئِضِکَ، ما را از فرمان برداری تو برگیرد و جذپ دنیا کند، یا قلب های مارا از انجام واجبات تو باز داشته و رو گردان کند؛ از بیخ و بن برکن. وَاسْقِنا عَنْ ذلِکَ سَلْوَهً وَصَبْراً یُورِدُنا عَلی عَفْوِکَ، وَیُقْدِمُنا دعای قنوت حضرت بقیّه اللَّه علیه السلام و جام رهایی و استقامت در برابر آن را به ما بنوشان که ما را به عفو و بخشش تو برساند، و ما را وا دارد عَلی مَرْضاتِکَ، إِنَّکَ وَلِیُّ ذلِکَ. أَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنا قآئِمینَ عَلی تا به رضوان و خشنودیت دست یابیم؛ به راستی که اختیار این کارها در دست با کفایت توست. بار الها؛ ما را چنان کن که أَنْفُسِنا بِأَحْکامِکَ حَتَّی تُسْقِطَ عَنَّا مَؤُونَ الْمَعاصی، وَاقْمَعِ خود را وادار به انجام دستورات و احکامت کنیم تا رنج و سنگینی گناهان را نیز از ما بیندازد؛ و الْأَهْوآءَ أَنْ تَکُونَ مُساوِرَهً، وَهَبْ لَنا وَطْءَ اثارِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ هوس های مان را از این که همواره به ما حمله ور باشند، سرکوب کن؛ و پیمودن راه و روش حضرت محمّد و آل او را صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ، وَاللُّحُوقَ بِهِمْ حَتَّی یَرْفَعَ الدّینُ - که درودت بر او و ایشان باد - و ملحق شدن به آن بزرگواران را بر ما ارزانی بدار، تا در نهایت، دین، أَعْلامَهُ ابْتِغآءَ الْیَوْمِ الَّذی عِنْدَکَ. أَللَّهُمَّ فَمُنَّ عَلَیْنا بِوَطْءِ اثارِ پرچم هایش را برافرازد؛ به امید روزی که نزد تو باشد. بار الها؛ این منّت را بر ما بگذار که آثار و آنچه بجای مانده از سَلَفِنا، وَاجْعَلْنا خَیْرَ فَرَطٍ لِمَنِ ائْتَمَّ بِنا، فَإِنَّکَ عَلی ذلِکَ قَدیرٌ گذشتگان (و پیشوایان) مان را بپماییم؛ و ما را بهترین پیشگامان برای کسانی قرار ده که می خواهند دنباله رومان باشند. به راستی که تو هم توان وَذلِکَ عَلَیْکَ یَسیرٌ، وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی این کار را داری، و هم انجام آن برایت آسان است؛ و تو، مهربان ترین مهربانان هستی؛ و خداوند، درود مُحَمَّدٍ سَیِّدِنا وَ الِهِ الْأَبْرارِ وَسَلَّمَ. و سلام پیوسته اش را بر محمّد - سرور ما - و خاندان نیک رفتارش، نثار کند.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش دوم: دعا برای‏ ظهور در قنوت‏ نمازها

أَللَّهُمَّ مَناهِلُ کَراماتِکَ بِجَزیلِ عَطِیَّاتِکَ مُتْرَعَهٌ، وَأَبْوابُ مُناجاتِکَ بار الها؛ چشمه های کرامت و بزرگواری تو، بابخشش های شایانت پرآب است؛ درهای مناجات و رازگویی تو، لِمَنْ أَمَّکَ مُشْرَعَهٌ، وَعَطُوفُ لَحَظاتِکَ لِمَنْ ضَرَعَ إِلَیْکَ غَیْرُ برای هر کسی که تو را قصد کرده باز است؛ نگاه های مهربانه ات پیوسته به کسانی که در نهایت خواری و فروتنی به مُنْقَطِعَهٍ، وَقَدْ اُلْجِمَ الْحِذارُ، وَاشْتَدَّ الْإِضْطِرارُ، وَعَجَزَ عَنِ درگاهت روی آورده اند می‌رسد؛ این در حالی است که ترس و هراس به نهایت و اضطرار و سردرگمی‌ و بیچارگی شدید گشته، الْإِصْطِبارِ اَهْلُ الْإِنْتِظارِ. وَأَنْتَ اللَّهُمَّ بِالْمَرْصَدِ مِنَ الْمُکَّارِ، و منتظران نیز از صبر بیش تر ناتوان شده اند. خدایا ؛ تو در کمینگاه حیله گران هستی، وَغَیْرُ مُهْمَلٍ مَعَ الإِمْهالِ، وَاللّائِذُ بِکَ امِنٌ، وَالرَّاغِبُ إِلَیْکَ و با وجود مهلت هایی که می دهی ولی کار را رها نکرده ای؛ تنها، هر کس به تو تکیه کند در آرامش و امنیت است، و هر کس مشتاق غانِمٌ، وَالْقاصِدُ اللَّهُمَّ لِبابِکَ سالِمٌ. أَللَّهُمَّ فَعاجِلْ مَنْ قَدِ امْتَزَّ فی تو باشد بهره مند است، و تنها هر کس - خدایا - آهنگ دربار تو کرده، سالم می ماند. بار الها؛ مجازاتت را زودتر به کسانی برسان که طُغْیانِهِ، وَاسْتَمَرَّ عَلی جَهالَتِهِ لِعُقْباهُ فی کُفْرانِهِ، وَأَطْمَعَهُ حِلْمُکَ سرکشی را به نهایت رسانیده، و ادامه داده است به خاطر نادانی اش نسبت به سرانجام کارش در کفر ورزیدن و ناسپاسی اش، و بردباری عَنْهُ فی نَیْلِ إِرادَتِهِ، فَهُوَ یَتَسَرَّعُ إِلی أَوْلِیآئِکَ بِمَکارِهِهِ، تو، موجب طمع او نسبت به پیگیری مقاصدش شده است و بدین جهت به سرعت نسبت به دوستان و اولیای تو وَیُواصِلُهُمْ بِقَبآئِحِ مَراصِدِهِ، وَیَقْصُدُهُمْ فی مَظانِّهِمْ بِأَذِیَّتِهِ. بدی می کند، و دام های زشت خود را پیوسته در راه شان قرار می دهد، و به قصد اذیّت ایشان به موضع و محلّ آنان می رود. أَللَّهُمَّ اکْشِفِ الْعَذابَ عَنِ الْمُؤْمِنینَ، وَابْعَثْهُ جَهْرَهً عَلَی الظَّالِمینَ. خداوندا؛ عذاب و کیفر خود را از مؤمنان برطرف کن و به صورت آشکار آن را بر ستمگران برانگیز، أَللَّهُمَّ اکْفُفِ الْعَذابَ عَنِ الْمُسْتَجیرینَ، وَاصْبُبْهُ عَلَی الْمُغَیِّرینَ. بار الها؛ عذابت را از کسانی که به تو پناه آورده اند باز دار، و بر سر تغییردهندگان بریز. أَللَّهُمَّ بادِرْ عُصْبَهَ الْحَقِّ بِالْعَوْنِ، وَبادِرْ أَعْوانَ الظُّلْمِ بِالْقَصْمِ. خدایا؛ کمک سریعت را به جمعیّت حق و حقیقت برسان، و شکست و نابودیت را به سرعت نصیب کمک رسانان ستم و ظلم کن. أَللَّهُمَّ أَسْعِدْنا بِالشُّکْرِ، وَامْنَحْنَا النَّصْرَ، وَأَعِذْنا مِنْ سُوءِ الْبَدارِ خدایا؛ با سپاسگزاریت مارا خوشبخت گردان، و پیروزیت را نصیب ما کن، و از بدی های شتابان، وَالْعاقِبَهِ وَالْخَتَرِ. و بدی عاقبت، و فریفته شدن در امان دار.

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش دوم: دعا برای‏ ظهور در قنوت‏ نمازها

 

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - دعای امام

دسته بندی