عنوان کتاب: آفتاب مهر

موضوع: مهدویت
نویسنده: جمعی از محققین مرکز تخصصی مهدویت

نشر: تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود

تعداد صفحات: 195 صفحه
فرمت: pdf

 

 

این مجموعه نتیجة تلاش بی‌وقفه اساتید، محققان و دانش‌ پژوهان مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم می‌باشد که در سه دفتر آماده می‌شود و در حال حاضر دفتر اول آن با موضوعات مختلف در قالب 100 سؤال ارایه می‌شود. از جمله ویژگی‌های این مجموعه می‌توان به نکات ذیل اشاره کرد:

ـ نویسندگان و پاسخگویان به سؤالات، از اساتید و محققان مجموعه تخصصی مهدویت می‌باشند لذا از اتقان و محتوای علمی برخوردار است در عین اینکه سعی شده در بیان، مطالب به صورت روان و ساده بیان شود تا عموم جامعه از آن بهرمند شود.

ـ سوالات طرح شده، سؤالاتی است که طی سال‌های گذشته توسط جویندگان معارف مهدوی مطرح شده و پاسخ‌های آن‌ها را دریافت کرده‌اند و در حقیقت این سؤالات از عینیت جامعه جمع‌آوری شده است.

ـ حتی المقدور عین سؤالات مخاطبان چاپ شده تا جذابیت آن حفظ شود.

عناوین اصلی به شرح زیر می باشد:

ادیان، فرق و مذاهب؛ مهدی شناسی؛ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قرآن؛ انتظار و منتظران؛ یاران و نایبان عام و خاص؛ دوران غیبت؛ ارتباط و ملاقات؛ آخرالزمان؛ ظهور، علایم و شرایط آن؛ دوران ظهور و حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ فهرست منابع؛ کتابنامه.

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

خبرگزاری صدق، به نقل از شبستان: حجت الاسلام جواد جعفری، درباره پیوند «ماه رجب و انتظار» و بهره مندی از فیوضات این ماه برای رسیدن به مقام «منتظر واقعی» تصریح کرد: ماه رجب کمک بسیار بزرگی است برای یار امام زمان (عج) شدن و اینکه بتوانیم از منتظران واقعی باشیم.

وی افزود: روایاتی که در رابطه با یاران امام زمان (علیه السلام) وارد شده و به عبارتی احوالات کسانی که می خواهند یار امام (عج) باشند را توصیف کرده است، می توانند در این رابطه راه گشا باشند. از جمله حدیثی از امام صادق (علیه السلام) که در آن اشاره می کنند که هر کس خوشحال و خشنود می شود که از یاران امام زمانش باشد، باید این گونه باشد و در ادامه چند ملاک را برمی شمارند.

کارشناس مسایل مهدوی در ادامه با توجه به روایت امام صادق (علیه السلام) بیان کرد: حضرت (ع) چند معیار را در این رابطه بیان می فرمایند: نخست اینکه فرد باید روحیه انتظار را در خود زنده نگه دارد و سپس می فرمایند: «فیعمل بالورع و محاسن الاخلاق». بنابراین، در کنار مسئله زنده نگاه داشتن روحیه انتظار، باید «ورع» و «پرهیز از گناه» را نیز مد نظر داشت. یعنی کسی که می خواهد یار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد، باید پرهیز از گناه را سرلوحه کارهای خویش قرار دهد و تلاش کند تا اخلاق رذیله را کنار گذاشته و در برخورد با دیگران اهل حُسن خلق شود.

حجت الاسلام جعفری در ادامه یادآور شد: بررسی روایاتی که به بحث «اخلاق منتظر» می پردازند و یا روایات و احادیثی که در آن ها اخلاق کسانی که دوست دارند از یاران حضرت مهدی (عج) باشند، توصیف شده است، نشان می دهد که همه آن ها بر مسئله پرهیز از گناه تاکید دارند. از سوی دیگر در بحث اعمال ماه رجب نیز بر موضوع عبادت تاکید بسیاری می شود و اعمال و دعاهای فراوانی برای این ماه نقل شده است. لذا اگر کسی از این ایام استفاده کند، برای اینکه تقوا و پرهیز از گناه را در خود افزایش دهد، بسیار موثر خواهد بود.

مدرس مرکز تخصصی مهدویت ادامه داد: این فرصت (ماه رجب) یک سکو و یک زمان بسیار ویژه است. از جمله اعمالی که در این ماه مورد تاکید قرار گرفته، موضوع استغفار است که بسیار بر آن تاکید شده و نقل است که این ماه، را ماه «عصم» نامیده اند؛ چرا که در آن رحمت الهی به شکل ویژه بر بندگان نازل می شود و بندگان مورد عنایت خداوند قرار می گیرند. بنابراین اگر کسی که در این ماه تحت عنایات خاص الهی قرار دارد، بتواند با این الطاف و عنایات ویژه از زمینه موجود استفاده کند، برای اینکه روحیه پرهیز از گناه را در کنار خوش خلقی و روحیه انتظار در خود تقویت کند، می تواند برای یاری امام زمان (عج) و توفیق خدمت در سایه ایشان آمادگی کسب کند.

وی تصریح کرد: ماه رجب یک زمان بسیار مناسب است برای اینکه انسان بتواند چنین ویژگی هایی را در خود بارور کرده و توفیق رسیدن به مقام یک «منتظر» را کسب کند. به عنوان مثال در رابطه با خصایص و ویژگی یاران حضرت مهدی (عج) نکاتی وجود دارد مانند شب زنده داری، عبادت کردن، ذکر و ... که نمونه ی این اعمال در رجب نیز بیان شده و انجام این امور می تواند زمینه مناسبی باشد تا فرد خود را برای یاری امام (عج) مستعد گرداند.

حجت الاسلام جعفری گفت: در روایات ما تاکید شده است که یکی از امور بسیار مهم «ثبات قدم در دین» است. در دعاها نیز گفته می شود که کسانی که دوران غیبت را درک می کنند حتما از خدا «ثبات قلب و ثبات قدم در دین» را بخواهند. بنابراین یکی از چیزهای مهمی که در دوران غیبت می بایست از خدا درخواست کرد، «ثبات قدم در دین» است. علاوه بر این، در دسته ای از روایات نیز به ما توصیه می شود که کسی که در دوران غیبت امامش زندگی می کند باید به دین خود متمسک شود (چنگ زند)؛ یعنی توجه مضاعفی به مباحث دینی و آموزه های دینی در این دوران داشته باشد. حالا این روایات را در کنار روایات مربوط ماه رجب قرار دهید که در آن به سر می بریم.

کارشناس مهدوی تاکید کرد: ماه مبارک رجب این موقعیت را برای ما ایجاد می کند که با شب زنده داری، استغفار، ذکر الهی و عبادت های دیگر، روحیه ورع و پرهیز از گناه را در خود تقویت کرده و متخلق به حسن خلق و حسن معاشرت با دیگران شویم. این ایام، ایام مناسبی است که بتوانیم این خصایص را در خود نهادینه کنیم.

وی در ادامه به برخی از علایم ظهور و ارتباط آن با ماه رجب اشاره و خاطرنشان کرد: هنگامی که ماه رجب از راه می رسد، منتظران ظهور شوق و شعف دیگری نیز دارند؛ چرا که بر اساس برخی روایات که در رابطه با علایم حتمی ظهور - که قبل از فرج حتما رخ می دهند -  در آن ها صحبت شده است، برخی از این علایم در ماه رجب آغاز می شوند از جمله آن ها موضوع خروج سفیانی است که طبق روایات در ماه رجب اتفاق می افتد. لذا هنگامی که ماه رجب فرا می رسد یک امید مضاعف برای منتظران با خود به همراه دارد که بتوانند با مشاهده ی به وقوع پیوستن این علایم حتمی، منتظر تحقق ظهور باشند. بنابراین ماه رجب از این جهت نیز برای منتظران ماه خاصی است که انتظار اتفاقات ویژه ای را در این ماه دارند.

خبرگزاری صدق ؛ به نقل از شبستان : حجت الاسلام سید مجتبی فلاح  با اشاره به فراز 62 دعای 47 صحیفه سجادیه گفت: وَ أَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَ حُدُودَكَ وَ شَرَائِعَكَ وَ سُنَنَ رَسُولِكَ، - صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ -، وَ أَحْيِ بِهِ مَا أَمَاتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعَالِمِ دِينِكَ، وَ اجْلُ بِهِ صَدَاءَ الْجَوْرِ عَنْ طَرِيقَتِكَ، وَ أَبِنْ بِهِ الضَّرَّاءَ مِنْ سَبِيلِكَ، وَ أَزِلْ بِهِ النَّاكِبِينَ عَنْ صِرَاطِكَ، وَ امْحَقْ بِهِ بُغَاةَ قَصْدِكَ عِوَجا. و كتاب و احكام و قوانين و سنت رسول خود صلواتك عليه و آله را به او برپاى دار. و آنچه از آثار دين ستمكاران ناپديد كرد و به دست او زنده كن و زنگ ستم را از صفحه ملت خويش به دست او زدوده كن و دشوارى ها كه در راه دين تو نهاده اند به همت او بردار و منحرفان را به او نابود كن و آنها كه طالبان تو را به راه كج برند، به دست او ناپديد گردان.

وی افزود: در این فراز امام سجاد(ع) به درگاه خداوند اینگونه عرض می کند؛ خدایا به وسیله امام زمان(ع)، قرآنت، قوانینت، شریعتت و روش های رسولت را بر پا دار.

حجت الاسلام فلاح با اشاره به نکاتی در این فراز، اظهارداشت: در واقع در این بخش از دعا چند نکته نهفته است. نکته اول این که امام سجاد(ع) با این دعا در واقع کارهای ویژه حکومت جهانی امام زمان(ع) را مورد توجه می دهند. با این توضیح که اگر یک حکومت مهدوی باشد، این ویژگی ها را دارد. قران کریم و سنت های پیامبر(ص) را در جامعه برپا می دارد و قوانین الهی و شریعت خدا را در جامعه زنده می کند.

این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه در ادامه امام سجاد(ع) می فرماید خدایا به وسیله امام زمان(ع) آنچه که به دست ستمگران از علوم دین میرانده شده را زنده کن، تصریح کرد: این نکته مهم است که امام سجاد(ع) در بخش نخست این فراز اقامه کتاب خدا، قران و قوانین الهی و سنت پیامبر(ص) را به عنوان کارویژه حکومت مطرح می کند، مرور منابع مهدویت این نکته را روشن می کند که یکی از رخدادهایی که در حین برپایی حکومت تحقق می یابد، آشکار شدن دین و آیین اسلام است.

وی با اشاره به چگونگی اقامه دین و سنت پیامبر(ص) در زمان ظهور، ادامه داد: در روایات آمده است که آن حضرت همان روشی که پیامبر(ص) با زشتی ها مبازره می کردند را در پی می گیرد، امام باقر(ع) در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه امام زمان(ع) به چه سیره و روشی در جامعه رفتار می کند، فرمودند: به سیره و روش رسول خدا (ص) رفتار می کند تا اینکه اسلام را آشکار سازد، سوال می شود سیره و روش خدا چگونه بود؟ امام می فرمایند: آنچه که در دوران جاهلیت فراگیر شده بود را از بین بردند. به طوری که مردم با عدالت روبرو شدند، امام زمان(ع) هم وقتی قیام می کند آنچه که در دوران پیش از ظهور به دست مردم از بین رفته را زنده می کند. دین خدا را زنده کرده و با مردم با عدالت رفتار می کند.

حجت الاسلام فلاح با بیان اینکه نتیجه اقامه دین و برپا داشتن سنت رسول خدا(ص) در جامعه شادابی و طراوت آیین الهی در جامعه است، افزود: در بعضی از منابع وارد شده که خدایا آنچه از دین و آیین تو محو شده را به وسیله امام زمان(ع) دوباره برپا کن، خدایا آنچه از کتاب تو اجرا نمی شود را به وسیله امام زمان(ع) زنده کن و خدایا آنچه از احکام تو تغییر یافته را به وسیله امام آشکار کن. بنابراین نتیجه حیات مجدد دین این می شود که آیین الهی به وسیله حضرت به حالت نخست باز می گردد. در حالی که تازه، شاداب، خالص و ناب است و هیچ شک و شبهه در آن نیست و از باطل دور است.

این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه نکته مهم دیگر در این بخش این است که در اسلام ناب به همان میزان که قرآن و اجرای دستورات کتاب الله اهمیت دارد، دستورات و روش زندگی فرستاده خدا نیز ارزشمند است، گفت: به طوری که امام سجاد(ع) در این فراز در کنار اقامه دین سنت های پیامبر(ص) را مورد توجه قرار می دهند که توسط امام زمان(ع) اجرا می شود، این سنت ها و این سیره همین مطلبی است که امروز به عنوان سبک زندگی معرفی می شود. به طوری که اگر بخواهیم مهدوی زندگی کنیم و جامعه مان امام زمانی باشد، لازمه اش این است که سبک زندگی براساس آموزه های قران کریم و رفتار پیامبر(ص) باشد.

وی با اشاره به بخش دوم این فراز، خاطرنشان کرد: امام سجاد(ع) در این بخش می فرمایند: خدایا به وسیله امام زمان(ع) آنچه از نشانه های دینت توسط ستمگران از بین رفته به وسیله حضرت زنده کن. در واقع در مقابل حکومت امام زمان(غ) در دوران غیبت کارویژه حکومت ستمگران این است که با کنار گذاشتن دین خدا راه نفس کشیدن علوم الهی را در جامعه می بنندند.

حجت الاسلام فلاح ادامه داد: در این فراز این نکته مهم است که ستمگرانی می آیند که عالم دینی را از بین می برند، زمانی ستمگران معالم دین را از بین می برند، در صورت نخست هم احتمال جایگزین شدن عالم وجود دارد و هم اینکه عکس العمل توده مردم را در پی دارد که در طول تاریخ بوده، در عرض این سیاست ستمگرانه گاهی ستمگران معالم دین را به مذبح می برند که بسیار خطرناک تر است. زیرا عالم جایگزین داشت، ولی اگر معالم از بین برود چه چیزی جایگزین آن می شود. معالم ضد دین جایگزین آن می شود. در حالی که معالم به وسیله علما زنده می شود.

این پژوهشگر مهدوی افزود: امام سجاد(ع) در ادامه این فراز ادامه می دهند. خدایا به وسیله امام زمان(ع) زنگار ستم را از راه خود پاک کن و ناهمواری ها را از جاده خودت به وسیله امام زمان(ع) برطرف کن، منحرفان از راه خودت را به وسیله امام زمان(ع) از میان بردار و آنهایی که قصد اعوجاج در دین تو را دارند، از بین ببر.

وی اظهارداشت: دشمنان دین در پی این هستند که دین را زنگار زده و کهنه شده معرفی کنند و امام می آیند تا دین را شاداب نشان دهند، دشمنان نیز سختی های بسیار و اعوجاج در راه دین ایجاد می کنند تا این راه ناهموار باشد. حکومت مهدوی راه دین را باز می کند و دین داری را آسان می نماید.

حجت الاسلام فلاح تاکیدکرد: نکته بعدی این است که عده ای می خواهند دین را از مسیر حق منحرف کنند و در درون دین نفوذ کنند، امام زمان(ع) می آیند و با این افراد برخورد می کنند و آنها را از بین می برند.

خبرگزاری صدق ؛ به نقل ازشبستان : حجت الاسلام سید مجتبی فلاح  با اشاره به فراز60 دعای 47 صحیفه سجادیه که دعای عرفه امام است، گفت: در این دعا می خوانیم: "اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِى كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَما لِعِبَادِكَ، وَ مَنَارا فِى بِلادِكَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ، وَ جَعَلْتَهُ الذَّرِيعَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ، وَ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ، وَ حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ، وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ، وَ الانْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْيِهِ، وَ أَلا يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَ لا يَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللائِذِينَ، وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ، وَ بَهَاءُ الْعَالَمِينَ.

خدايا! تو دين خود را در هر زمانى به امامى تاييد كردى و او را چون علم براى بندگانت برافراشتى و چون شاخص نورافكنى در شهرهاى خود بپا داشتى، پس از آنكه ريسمان او را به ريسمان خود پيوستى، و او را وسيله تحصيل خشنودى خويش گردانيدى اطاعت او واجب فرمودى، و از نافرمانى او ترسانيدى و به فرمانبرى او ترغيب نمودى و پرهيز از مناهى او را لازم شمردى، مبادا هيچ كس از او پيش افتد يا از او واپس ماند. او را حافظ پناهندگان و سنگر مؤمنان و دستاويز نجات جويان و فروغ مردم جهان قرار دادى. "

وی با بیان اینکه امام سجاد(ع) در این فراز از دعا نکات قابل توجهی درباره امام زمان(ع) را مورد توجه قرار می دهند، گفت: این نکات از فراز 60 این دعا آغاز می شود و امام سجاد(ع) به درگاه خدا این گونه عرض می کند؛ خدایا تو دین خود را در هر زمان و روزگاری به وسیله امام و پیشوایی که برای گمراهان عالمت قرار داده بودی و در شهرهای خودت نشانه راه حق قرار داده بودی، کمک کردی.

حجت الاسلام فلاح تصریح کرد: امام سجاد(ع) در این بخش یک نکته را به نسل های آینده که این دعا را می خوانند، گوشزد می کند که اگر کسی دغدغه کمک دین خدا را دارد، بداند تایید دین خدا در هر زمانی از طریق امام معصوم(ع) صورت می گیرد و هر کسی می خواهد دین خدا را یاری کند، باید به این مسیر متصل شود چون کسانی که دغدعه الهی دارند ولی به انحراف کشیده می شوند، نمی دانند چطور ولی خدا را یاری کنند و در جبهه مقابل قرار می گیرند.

این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه امام سجاد(ع) می فرماید یاری دین خدا به وسیله یاری ولی خدا صورت می گیرد، افزود: امام در واقع در این فراز چهار ویژگی را برای امام عصر(ع) بیان می کند، اول اینکه خداوند متعال امام زمان(ع) را به عنوان پرچمی برای بندگان خود قرار داده است، دوم اینکه امام زمان(ع) به عنوان مشعلی فروزان در سرزمین های الهی است.

وی ادامه داد: سومین ویژگی امام زمان(ع) در این فراز این است که امام زمان به عنوان یک رشته و طناب و زنجیر است که به خداوند متعال متصل شده است و چهارمین ویژگی این است که خدا امام زمان(ع) را سببی برای خشنودی خودش قرار داده است.

حجت الاسلام فلاح با بیان اینکه در مرحله بعد امام سجاد(ع) به تبیین رابطه میان یاران امام زمان(ع) و آن حضرت می پردازد، گفت: امام در این فراز نسبت بین مردم و امام را به مردم گوشزد می کنند و می فرمایند؛ خداوند متعال اطاعت امام را بر مردم واجب کرده و از نافرمانی آن حضرت بیم داده است.

این پژوهشگر مهدوی خاطرنشان کرد: امام سجاد(ع) در مرحله بعد می فرماید؛ خداوند متعال به پیروی از دستورات امام امر کرده و دوری از آنچه که امام نهی می کند. خداوند امر کرده مردم را که مقدم بر امام نشوند، در واقع ما برای تبیین رابطه خود با امام باید هواسمان جمع باشد که جلوتر امام نیفتیم و از امام نیز عقب نمانیم.

وی اظهار داشت: امام سجاد(ع) در این بخش از فراز در حقیقت آیه یکم  سوره مبارکه حجرات را گوشزد می کنند که خداوند می فرماید ای کسانی که ایمان آوردید، چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمرید و پیشی نگیرد، این آیه نشان دهنده عدم تقدم و تاخر بر ولی خداست.

حجت الاسلام فلاح با بیان اینکه ما در مسیر امام شناسی نیاز داریم به اینکه جایگاه خود را با امام روشن کنیم، اظهارداشت: وقتی امام پیروی از دستوراتش بر ما واجب شد و دوری از نواهی حضرت و پرهیز از نهیات امام ضروری شد. ما اجازه به خود نمی دهیم که جلوتر از امام بیفتیم. به طوری که در مثال می گویند؛ بعضی از انسان ها کاسه های داغتر از آش می شوند.

این پژوهشگر مهدوی جایگاه امام زمان(ع) را در پیشگاه خداوند همان چایگاه پیامبر(ص) دانست و بیان داشت: همانطور که در ابتدای سوره حجرات خداوند به پیروان پیامبر(ص) دستور می دهد که بر پیامبر ما پیشی نگیرید. نسبت به امام زمان(ع)نیز همین گونه باید باشیم. یعنی حضرت در هر سخنی فرمود تابع بشویم نه جلو و نه عقب بیفتیم.

وی تصریح کرد: اگر اینگونه شود، به مرحله بعدی که امام سجاد(ع) در ابتدای این فراز فرمودند، می رسیم که فرمودند خداوند متعال امام زمان(ع) را به عنوان سببی برای دستیابی به خشنودی خود قرار داده است. یعنی اگر بخواهیم به خشنودی خدا برسیم باید متصل به این سبب شویم که لازمه اش این است که نه عقب بمانیم و نه جلو بیفتیم.

حجت الاسلام فلاح با بیان اینکه اهل بیت(ع) در دوران غیبت مانند کشتی نوح هستند که اگر با آنها همراه شدیم، نجات پیدا می کنیم، گفت: امام سجاد(ع) در این فراز می فرمایند؛ امام زمان(ع) پناه گاه هستند. هر کس می خواهد به هر جا پناه ببرد، به امام پناه ببرد، امام دستگیر و نجات بخش افراد هستند.

این پژوهشرگ مهدوی خاطرنشان کرد: امام سجاد(ع) در ادامه فراز می فرمایند، امام زمان(ع) زیبایی جهانیان هست که عبارت بسیار لطیفی است. به این معنی که اگر کسی می خواهد به زیبایی های دنیا و آخرت برسد، لازمه اش این است که متصل به امام شود. زیرا این ویژگی ها فقط در امام است.

آموزه ظهور منجی به عنوان یکی از اصول مشترک و فراگیر ادیان آسمانی، آرمانی دیرپا برای زندگی بشردر یک مدینه فاضله است که افراد مؤمن در راستای تعالیم انبیاء الهی، همواره به آن چشم دوخته و تحقق عدالت عمومى، رهایی جوامع از ستمگرى، استبداد و محرومیت را به انتظار نشسته اند.

طرح مباحثی همچون انتظار و آرمان ظهور منجی برای نجات بشریت در همه ادیان و مذاهب، نوعی امیدواری به آینده را برای انسان ها به ارمغان آورده و در دین مبین اسلام بالخصوص مذهب شیعه نیز با توجه به سفارش نبی اکرم (ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام)، انتظار به گفتمانی تبدیل شده است که شیعیان همواره منتظر ظهور امام زمان (ع) بوده و بی توجهی و عدم معرفت ایشان نیز مرز بین اسلام و جاهلیت معرفی شده است.

توجه خاص شیعیان به این آموزه باعث شده است تا به تدریج انتظار با ورود به ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه و زندگی فردی و اجتماعی، به صورت یك مفهوم سیاسی اجتماعی درآمده است که بر مبنای آن شیعه با انتظار انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج)، هیچ حکومت ظالمی را مشروع نمی داند.

فرضیه مورد نظر در این مقاله آن است که این انقلاب بزرگ جهانی همانند سایر انقلابها مبتنی بر وجود علل و شرایط مهمی است که تحقق آن نیازمند مقدماتی می باشد و مدعای نگارنده این است که انقلاب اسلامی ایران یکی از انقلاباتی است که زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) می باشد.

با توجه به برداشت های مختلف از انتظار، نگارنده در این مقاله برای اثبات مدعای خود، ابتدا مفهوم انتظار و برداشت های متفاوت آنرا بررسی نموده و پس از نقد دیدگاه های مخالف بدان نتیجه دست یافت که انتظار در مفهوم واقعی اش، به معنای ظلم ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حکومت موعود جهانی می باشد. سپس در ادامه با پی گیری مباحث مرتبط با انقلاب شامل مفهوم انقلاب، شرایط عمومی انقلابها، نقطه تمایز انقلاب اسلامی ایران از سایر انقلابات، آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را مورد بررسی قرار داده و در نهایت بدین نتیجه دست یافت که انقلاب اسلامی ایران با برداشت صحیح از مفهوم انتظار، موجب گسترش حاکمیت دین اسلام بالخصوص شیعه در دنیای سکولار شده و ضمن معرفی معیارهای حقیقی انتظار و نحوه آمادگی برای حکومت مصلح جهانی در فرهنگ شیعه، سایر نسل ها را نیز به تلاش و پویایی در تهیه مقدمات ظهور و فراگیر شدن حکومت اسلامی در جهان فراخواند.

مقدمه:

آموزه ظهور منجی، از آموزه های مشترک و فراگیر ادیان آسمانی است. ظهور منجی موعود، تحقق بخش آرمان دیرپای بشری برای زندگی در یک مدینه فاضله است. هر چند چنین آرمانی تاکنون محقق نشده؛ ولی مؤمنان در راستای تعالیم پیامبران خود، همواره چشم به راه آن بوده اند. با وجود آنکه تحقق چنین جامعه ای به طول انجامیده است؛ اما با این حال این آموزه از آرمان های تغییرنیافته و پایدار انسان در طول قرن ها و از مسلمات اعتقادی مشترك ادیان مختلف آسمانى بوده است؛ بدان خاطر که پیامبران گذشته در میان امت های خویش از اصلاح اساسى و اجراى عدالت همگانى سخن می گفتند و وعده ظهور مصلح بزرگ به پیروان خود می دادند.

علی رغم آنکه آنها با تمام توان خود گرفتاریهاى بسیاری را جهت اصلاح جوامع تحمل می كردند؛ ولى اصلاح فراگیر و جهان شمول تحقق پیدا نكرد. از آنجایی که بشر بر اساس طبیعت خویش، در پى تحقق عدالت عمومى است تا همه گروه هاى جامعه از ستمگرى و استبداد و محرومیت خویش و دیگران رها گردند، لذا این حالت انتظار در همه افراد بشری وجود داشته و حتى اعتقاد به حتمى بودن ظهور موعود نجات بخش جهان، در مكاتب مادى نیز وجود داشته و عقیده به ظهور چنین موعودى بیش از هر عقیده دیگرى افكار عمومى بشر را به سوى خود جلب كرده است.

در این راستا حضرت آیت الله آصفی استدلال کرده اند که «مسأله انتظار از محدوده دین فراتر رفته و مذاهب ورویكردهای غیردینی نظیر ماركسیسم را نیز شامل شده است. چنان كه «برتراند راسل» می گوید: انتظار، تنها به ادیان تعلق ندارد، بلكه مكاتب ومذاهب نیز ظهور نجات بخشی كه عدل را بگستراند وعدالت را تحقق بخشد، انتظار می كشند» [1]

طرح مباحثی همچون انتظار و آرمان ظهور منجی برای نجات بشریت در همه ادیان و مذاهب برای انسان ها نوعی امیدواری به آینده ایجاد كرده است. در اسلام كه دین خاتم است این انتظار روشن تر و در شیعه نیز در قیاس با سایر فرق اسلامی از شفافیت بیشتری برخوردار است، زیرا بسیاری از ویژگی های آن مصلح و منتظران او، از قبل توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) مشخص شده و در روایات نیز با تشویق مردم به انتظار فرج، آنرا به منزله بهترین اعمال معرفی نموده اند.[2]

با شکل گیری دوران غیبت امام زمان (عج)، حالت انتظار و فرج به صورت محسوس در میان شیعیان ایجاد شد و «بدین سان فراروی شیعه گفتمانی شكل می گیرد كه در آن همواره منتظر ظهور امام علیه السلام هستند به طوری كه بی توجهی و عدم معرفت امام عصر علیه السلام مرز بین اسلام و جاهلیت معرفی شده است».[3]

در دوران معاصر نیز انتظار نزد شیعیان به صورت یك مفهوم اجتماعی درآمده كه در ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه، شیوه زندگی وچگونگی نگرش ما به آینده به شكل فعال ومؤثر دخالت داشته و همچنین در ترسیم خط سیاسی نیز تاثیرگذار بوده و قریب به هزار وصد سال است كه مساله انتظار به گونه مؤثری در ساختار اندیشه سیاسی وانقلابی ما دخالت داشته است.

انتظار از مهم ترین مباحثی است که در گفتمان مهدویت مطرح می شود.، اما این مسئله به صورت یک فرضیه و تئوری صرف نبوده و برداشت ها و تفاسیر مختلف از انتظار باعث شده که معانی و دیدگاه های متعددی درباره آن مطرح شود. برداشت های متفاوت از مفهوم انتظار، موجب گردیده تا نظرات متفاوت و متضاد رخ بنماید و بر اساس این برداشت ها، تكالیف متفاوتی ارائه شود. برای روشن شدن وظیفه شیعیان و منتظران واقعی حضرت، بررسی مفهوم انواع انتظار در لغت و اصطلاح، نظریات و دیدگاه های متفاوت در این زمینه و در نهایت برداشت صحیح آن ضروری به نظر می رسد.

مفهوم انتظار: «انتظار» در لغت، به معنای «چشم به راه بودن، دیده بانی، درنگ در امور و نوعی امید داشتن به آینده» است و همچنین به «حالت روانی كسی گفته می شود كه از وضع موجود خسته شده است و برای ایجاد وضع بهتری تكاپو و تلاش می كند»[4]. در اصطلاح نیز انتظار عبارت است از «امید به آینده ای كه در آن ظلم، بی عدالتی، تبعیض و زشتی نباشند و جهان از آن ها رهایی یافته و عدالت گستری بر گیتی حاكم باشد»[5]. و یا به عبارت دیگر انتظار یعنى «چشم داشت همیشگى به این كه وعده بزرگ الهى روى دهد و روزى فرا رسد كه بشر در سایه عدالت كامل به رهبرى حضرت مهدى (عج) زندگى كند».[6]

انواع انتظار: انتظار یک حالت روانی به همراه درنگ و تامل است که می توان دو نوع برداشت کرد:

1ـ انتظار به مفهوم انزوا، بى تفاوتى و بى اعتنایى نسبت به حكومت هاى نامشروع و بى توجهى نسبت به اصلاح جامعه است. [7] (انتظار سلبی، مخرب، ویرانگر و...): این حالت روانی و چشم به راهی، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا می کشاند و منتظر، دست روی دست گذارده و با تحمل ضعیت فعلی، به امید آینده ی مطلوب، فقط انتظار می کشد.

2ـ انتظار به معناى قیام و انقلاب علیه دولت هاى ظالم و غاصب و مبارزه با فساد و تباهى براى زمینه سازى ظهور امام زمان (ع) و شكل دهى به حركت اصلاحى و سازنده است.[8] (انتظار ایجابی، سازنده، پویا و...): این چشم به راهی و انتظار باعث حرکت، پویایی و اقدام و عامل عمل و آمادگی وسیع تر گردد.
اینک سؤال این است که کدام یک از این دو معنا، مراد و مقصود بزرگان و رهبران دینی است؟ پاسخ به این سئوال نیازمند آن است که بحث بیشتری در مورد برداشت های فوق انجام گرفته و پس از موشکافی ابعاد و زمینه های آنها، انتظار به مفهوم صحیح را بازگو کنیم.

برداشت اول - انتظار سلبی:

بر مبنای برداشت اول که از آن به عدم زمینه سازی یا زمینه سازی منفی تعبیر می شود، درون آن نیز دیدگاهها و گروههای متفاوتی وجود دارد:

عده ای انتظار فرج را به این معنا دانسته اند كه جامعه بایستی به حال خود رها شود و نباید به فساد آن توجهی نشان داد تا زمینه ظهور ـ كه دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید. عده ای نیز فراتر از این عقیده معتقدند نه تنها نباید جلوی فساد و گناهان را گرفت، بلكه بایستی به آنها دامن زد تا هر چه بیشتر زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) فراهم آید.[9]

در این راستا اینان هر حركت اصلاح طلبانه ای را محكوم به شكست دانسته و به هیچ تحول و حركتى كمك نمی كنند و به همه حركتها با بدبینى می نگرند. «این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می نگرند؛ زیرا آنان را از تأ خیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود (عج) می شمارند. بر عکس اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران و عاملان فساد می نگرند؛ زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند».[10]

این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی و این نوع انتظار فرج، که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی و گسترش فساد به وسیله مستکبران می شود، نوعی «اباحی گری» باید شمرده شده و به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی مطابقت ندارد.

از جمله معتقدان این دیدگاه می توان به انجمن حجتیه اشاره نمود كه به وسیله «شیخ محمود ذاكر زاده تولایی، معروف به شیخ محمود حلبی» تأسیس شد. این انجمن هیچ اندیشه ای برای حکومت در دوران غیبت نداشته و در راستای دفاع از مهدویت، تنها به مبارزه با بهائیت محدود شده و برای دستیابی به این هدف، همواره با حکومت پهلوی در تعامل و سازش بوده و ظلم رژیم به مردم ایران را نادیده می انگاشتند. پس از انقلاب اسلامی نیز به دلیل تضاد افكار آنان با انقلاب اسلامی، نه تنها با آن همكاری نكردند، بلكه در مواردی با آن مقابله نیز می كردند. این گروه هیچ مسئولیتی را متوجه مردم ندانسته، بلكه تنها، دعا را برای ظهور حجت، لازم می دانستند.

این گروه در پی سخنرانی حضرت امام خمینی قدس سره مبنی بر مذمت كسانی كه معتقد به زیاد شدن فساد برای ظهور امام زمان (عج) بودند، منحل شد؛ بدان خاطر که «امام خمینی این فكر را یك اندیشه دارای ریشه استعماری می دانست. یعنی استعمارگران اندیشه جبر و انفعال را از این طریق در میان دینداران ترویج می دهند تا به راحتی سلطه خود را ادامه دهند. لذا امام خمینی این را یك فكر تزریقاتی و وارداتی می داند كه دینداران را اسیر خود كرده است.[11]

به طور کلی دو دیدگاه اول در این برداشت اول بر آن هستند كه چون حضرت صاحب، زمانی ظهور خواهند كرد كه ظلم و فساد جهان را پر كرده باشد، پس بهترین كار برای ما منتظران آن است كه به گسترش ظلم و فساد در جهان كمك كنیم تا زمینه ظهور حضرت زودتر فراهم شود، یا اگر در گسترش ظلم كاری نمی توانیم انجام دهیم حداقل، به گسترش ظلم و معصیت كاری نداشته باشیم تا اینكه حضرت صاحب خودشان بیایند و تمامی ظلم و فساد را ریشه كن كنند. بنابراین طبق این دیدگاه ها وظیفه ما جلوگیری از گسترش ظلم نیست بلكه كمك به گسترش آن و یا حداقل مانع نشدن در مقابل آن می باشد.

نقد و بررسی این دو دیدگاه: آن چه که مهم است، این است که یکی از ضربه هایی که در طول تاریخ بر اسلام ضربات جبران ناپذیری را وارد ساخته است، تحریف برخی از ارزش ها مثل ولایت، محبت، زهد و... است که انتظار فرج هم از این دست برد در امان نبوده و با تحریف و تفسیر نادرست آن به بی تفاوتی و پرهیز از هرگونه اقدام اصلاحی و تعطیل امر به معروف و نهی از منکر و حتی دامن زدن به فساد برای تسریع و تعجیل ظهور حضرت، ضربه های جبران ناپذیری بر اسلام وارد شده است. در این دیدگاه انتظار عمدتاً در حد اصلاح فردی با ابزار دعا برای تعجیل فرج و صدقه دادن برای سلامت آقا و گریه شوق در فراق موعود خلاصه می گردد. گاهی نیز انحراف در این بینش به حدی می رسد که با تغییر انحرافی بعضی روایات، ترویج فساد و ستم مقدمه ظهور پنداشته می شود. پیروان این دیدگاه برای انتظار جنبه انفجاری قائل هستند و معتقدند که برای اصلاح جهان باید اوضاع چنان پریشان گردد که به مرحله انفجار برسد.

این دیدگاه ویران گر و اسارت بخش که در واقع نوعی اباحی گری است، به توجیه واقعیات موجود و تسلیم شدن در برابر ظلم و جور مستکبران و در یک کلام سرگرم شدن در انحرافات، مهر تأیید زده و برای آن که زمان انفجار به تعویق نیفتد، هر اصلاحی را محکوم می شمارد؛ زیرا هر اصلاحی نقطه روشنی است و با وجود آن دست غیب ظاهر نمی شود. در حالی که مفهوم واقعی انتظار، مسئولیت ساز و تكلیف آفرین است و منتظران حقیقی همواره مزاحم طبقه ظالم می باشند. از آنجایی که حاكمان اندیشه هایی را كه موجب براندازی و تضعیف حكومت شان می شد، تحریف می كردند، از این روی دست های نامرئی طبقه حاكم برای حفظ موقعیت خود سعی می کردند تا انتظار معنای واقعی خود را از دست بدهد.

امام خمینی (ره) در رد این دو دیدگاه می فرمایند: «از غیبت صغرى تا كنون كه هزار و چند سال مى گذرد و ممكن است صدها سال دیگر (بگذرد) و مصلحت اقتضاء نكند كه حضرت تشریف بیاورد. در طول این مدت (آیا) احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود و هر كس هر كارى خواست بكند؟ آیا قوانینى كه پیامبر اسلام، در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجراى آن 23 سال زحمت طاقت فرسا كشید، فقط براى مدت محدودى بود؟ آیا خداوند اجراى احكامش را محدود كرد به دویست سال؟ و آیا پس از غیبت صغرى، اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است».[12]

حضرت امام در جاى دیگر از سخنان خویش درباره حكومت اسلامى در عصر غیبت، این نكته را بیان مى كند كه «نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادى آن، از نسبت صد به یك هم بیش تر است و مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقیات است و بقیه همه مربوط به اجتماعیات، اقتصادیات، حقوق و سیاست و تدبیر جامعه بوده»[13] و قرآن نیز همه را لازم الاجرا مى داند.[14]

از سوى دیگر انتظار در اندیشه عالمان فرهیخته «كیفیتى روحى است كه موجب به وجود آمدن حالت آمادگى (انسان ها) براى آن چه انتظار دارند، مى شود و ضد آن یأس و ناامیدى است. هر چه انتظار بیش تر باشد، آمادگى نیز بیش تر است. آیا نمى بینى اگر مسافرى در راه داشته باشى و چشم به راه آمدن او باشى، هر چه زمان رسیدن نزدیك شود، آمادگى براى آمدنش فزونى مى یابد...[15].

آن چه در این تعریف نمایان است این است كه انتظار حقیقى سبب تلاش براى تعلیم، آمادگى و كوشش هماهنگ در راستاى آرمان «منتظر» است و شاید یكى از علل این گونه آموزش ها این بوده است كه پیروان امام مهدى (ع) بكوشند تا خود را به امامشان نزدیك كنند، مانند او بیندیشند و در راستاى اهداف او حركت كنند. [16] در هر حال، غافل بودن و همه امور را رها كردن و دست روى دست گذاشتن، به معناى غفلت و بى خبرى و بى تفاوتى نسبت به «منتظَر» و اهداف اوست، پس چگونه مى توان خود را با این عقیده منتظر دانست.

در نتیجه برداشت انزوایى از «انتظار» چیزى جز مفهوم رهبانیت در اسلام نیست؛ مفهومى كه با مبانى دینى و گسترش دلیل هاى جریان اسلام در همه عصرها، سازگارى ندارد و باطل است. بنابراین، تنها برداشت درست از انتظار، انتظارى سازنده، تحرك بخش و تعهد آور است كه سبب مى شود تا هر كجا كه ممكن است در راستاى پیاده كردن احكام الهى تلاش صورت گیرد.

برداشت دوم - انتظار ایجابی:

این برداشت که از آن به تعابیر متفاوتی همچون انتظار سازنده، پویا و زنده تلقی می گردد، به عنوان زمینه سازی مثبت برای حکومت موعود جهانی، انتظار را به معنای «فراهم آوردن زمینه های ظهور، ظلم ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت» دانسته [17] و بر خلاف كسانی كه تصور می كنند باید فساد شدید جامعه را فرا گیرد تا زمینه ظهور فراهم آید؛ بر مبنای این برداشت، جامعه اسلامی بایستی با به كار بردن تمامی امكانات، سعی در آمادگی و رشد انسان ها برای فراهم آوردن بستر لازم برای ظهور كند.

در این دیدگاه برخلاف نظریه پیشین که برای انسان تکلیفی قائل نبود، فرد منتظر باید با برخورداری از اعمال پاک، شهامت و آگاهی، خود و جامعه را مهیای ظهور منتظَر نماید. انسان منتظر نیز در خودش زمینه آمادگی برای اطاعت و پیوستن به آن حضرت را پیداکرده و همچنین زمینه را برای آن حضرت فراهم می کند. [18]

در انتظار سازنده چنانچه مؤمنان تلاشى پی گیر در اصلاح جامعه نداشته باشند و با زشتیها و منكرات مبارزه نكنند، منتظر شمرده نمی شوند. در این نوع انتظار، جامعه آمادگى ویژه اى دارد؛ در هر حال خود را در خدمت مصلحى بزرگ می بیند و آماده است با تلاش صادقانه جامعه بشرى را متحول كند و با رهبرى آن نجات بخش، عدل و انصاف را بر سرنوشت همه انسانها حاكم گرداند. [19]

بر مبنای این برداشت اگر سبب تاخیر در فرج، عدم وجود یارانی باشد كه جامعه و دنیا را برای ظهور امام وقیام فراگیر وی آماده سازند وپشتیبان وتكیه گاه انقلاب امام تلقی شوند، از این رو چاره ای جز اقدام و تجهیز و آمادگی و امر به معروف و نهی از منكر به منظور برپایی اقتدار حق بر زمین و حصول فرج امام (عج) نیست.
با مشاهده تاریخ می فهمیم که از صدر اسلام تا کنون، شیعه به عنوان گروهی انقلابی و تحول آفرین، هیچ گاه ولایت ظالمان را برنتابیده و در برابر سلطه و اقتدار سیاسی نامشروع، موضع رد و منفی داشته است. بر همین مبنا وجود آموزه هایی همچون «موعودگرایی»، «انتظار فعال»، «اجتهاد سازنده» و «مرجعیت و ولایت فقیه»، پویایی خاصی به مکتب تشیع بخشیده و این مذهب را به دکترین پیشرو جهان اسلام مبدل ساخته است.

نقطه شكوفایى و اوج این تفكر، در عصر پیروزى انقلاب اسلامى ایران نمودار گشت. در دوران تاریك و پر از ظلم و فساد رژیم پهلوى و آگاهى فزون تر علما و عموم شیعیان، زمینه براى ظهور و بروز آثار و پیام هاى اصلى «انتظار» فراهم شد و این رژیم كه به سرعت به سمت دین ستیزى، ترویج مفاسد، ارزش زدایى، خفقان، استبداد،... پیش مى رفت، با غفلت از باورهاى عمیق و درونى مردم متدین، به روحیه ظلم ستیزى، شهادت طلبى و اصلاح گرایانه آنان توجهى نداشت.

در حالی که آحاد مردم، در پشت گرایش ظاهرى به رسوم وعادات غربى، به اسلام وفادار بودند و این پدیده خلاف قاعده اى بود كه بسیارى از روشنفكران ایرانى و خارجى را بر آن داشت تا تصور كنند كه گرایش هاى مذهبى رو به افول است. در این وضعیت زمانی امام خمینی (ره) قدس با طرح اندیشه حكومت اسلامی در عصر غیبت، به «انتظار»، معنا و مفهوم تازه ای بخشید. ایشان ضمن مقابله با دیدگاه هایی كه انتظار را «تن دادن به وضع موجود» می دانستند، فرمودند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا كند و مقدمات ظهور، ان شاءا... تهیه شود.[20]

به طور کلی آنچه از این برداشت می توان ارائه داد این است که انتظار در اینجا به معنای حركت، اقدام و جهاد بوده و در اینجا انتظار مفهومی است كه مهیاسازی زمین برای ظهور امام و قیام جهانی او را طلب می كند. [21]

ظهور و قیام حضرت مهدی (عج) عظیم ترین و بی سابقه ترین انقلاب تاریخ است که تحولاتی اساسی و همه جانبه در وضعیت فكری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جهان به وجود می آورد. این انقلاب بزرگ جهانی همانند سایر انقلاب ها ی اجتماعی برآیند و مبتنی بر وجود علل و شرایط مهمی است. چنین انقلابی به ناچار زمینه سازی های زیادی را در سطح عالی از جهت نیروها وامكاناتمی طلبد.

اگر این آمادگی ها ایجاد نشود، چنین انقلاب فراگیری در سنت های الهی در تاریخ بشری به تحقق نخواهد پیوست. از اموری كه باعث تسریع در انقلاب جهانی حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ شده و موجب بیداری، آگاهی... جامعه جهانی و در نتیجه فراهم آمدن زمینه ظهور می‎گردد قیام‎ها و انقلاب‎های بیدارگرایانه است. مدعای ما این است که انقلاب اسلامی ایران یکی از انقلاباتی است که زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت موعود می باشد. لذا برای اثبات مدعای خود لازم است که مباحث مرتبط با انقلاب شامل مفهوم انقلاب در لغت و اصطلاح، شرایط عمومی انقلاب ها، نقطه تمایز انقلاب اسلامی ایران از سایر انقلابات و چگونگی زمینه سازی آن برای انقلاب جهانی موعود اشاره ای داشته باشیم.

پی نوشت:

[1] محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ترجمه تقی متقی، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال دوم، زمستان 1381، شماره 6، ص 97.
[2] قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم: «افضل اعمال امتی انتظار فرج» بهترین اعمال امت من، انتظار فرج (گشایش) خداوند عزوجل است. بحارالانوار، ج 52، ص 122،
[3] محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی،ج1،ص185.
[4] حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، قم؛ انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371، ص 66.
[5] احمد صدر و دیگران، دائره المعارف تشیع، تهران؛ انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1373، جلد 2، ص 353.
[6] سید محمد صدر، تاریخ الغیبه الكبرى، بیروت؛ دارالتعارف للمطبوعات، الكتاب الثانى، ص 236
[7] مجید حیدری نیک، نگاهی دوباره به انتظار، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال اول، پاییز1380، شماره 1، صص 81 – 82.
[8] رحیم کارگر، انتظار و انقلاب، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال اول، شماره 2، زمستان 1380، ص 132.
[9] محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، قم؛ مكتب العلوم الاسلامی، چاپ سوم، 1372، ج1، ص 285.
[10] محمود اباذری، مهدویت در اندیشه متفکر شهید مرتضی مطهری، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، شمار 11- 12، بهار و تابستان 1383، صص 382 – 383.
[11] صحیفه نور، ج21، صص 13 - 16.
[12] روح الله خمینی، ولایت فقیه، قم؛ موسسه نشر آثار حضرت امام خمینى، 1373، ص 19
[13] همان، ص 5.
[14] براى نمونه ر.ك. آیات: ابراهیم، 52، یونس، 2، حج، 49، احزاب 40، یس، 70 و غیره...
[15] «هو کیفیه نفسانیهٌ یَنبَعِثُ منها التهیوُء لما تنتظره، و ضده الیأس فكلما كان الانتظار اشد كان التهیوءُ اكَد، الاترى انه اذا كان لك مسافر تَتَرقَّعُ قدومَهُ اِزدادَ تهیؤك لقدومه كلما قرب حینه...»، محمد تقى موسوى اصفهانى، مكیال المكارم، ترجمه مهدى حائرى قزوینى، قم: انتشارات مهر قائم، ج 2،ص 235.
[16] محمد حكیمى، عصر زندگى، قم؛ دفتر تبلیغات اسلامى، 1374 ش، چاپ دوم، ص 265.
[17] مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (عج)، تهران؛ انتشارات صدرا، 1371، ص 61.
[18] محی الدین حائری شیرازی، آثارتربیتی انتظار، ماهنامه موعود، بهمن و اسفند 1376، شماره 6، ص 14.
[19] احمد زمانى، در انتظار رؤیت خورشید ، مجله کوثر، آذر 1377، شماره 21، ص 12
[20] صحیفه نور، ج7، ص255
[21] محمدمهدی آصفی، پیشین، ص 103.

خبرگزاری صدق ؛ به نقل از شبستان : حجت الاسلام محمدرضایی با اشاره به نسبت عاشورا، اسارت اهل بیت و مهدویت گفت: یکی از مباحث مهم درباره پیوند میان قیام عاشورا و دوره زینبی قیام و دوران غیبت، ضرورت روزآمد بودن شناخت جغرافیای مفهومی و مکانی حق و باطل است.
وی با بیان اینکه شهر شام به عنوان مرکز خلافت امویان جغرافیای مفهومی و مکانی جبهه باطل است، اظهار کرد: سرزمین شام کانون باطل بود و خلافت امویان تمام ارزش های خود را در شام نهادینه کرده بودند و سال های سال از جبهه حق دور شده بود و ارتباط مستقیمی با جبهه حق نداشتند تا دوران اسارت و ورود کاروان اسرای کربلا.
حجت الاسلام رضایی با بیان اینکه دوران اسارت اولین حضور جبهه حق در جغرافیای باطل است، عنوان کرد: نوع این حضور، نوع مواجهه، تقسیم وظایف و مسئولیت ها و پیام جبهه حق تمامی بر محور گفتمانی است که در آن ابتدا بعد عاطفی قوی تر است و در نهایت بعد استدلالی قوت می یابد. این پژوهشگر مهدوی با اشاره به درس هایی از این حضور تصریح کرد: اول اینکه در مواجهه حق و باطل ظرفیت ها، استعدادها و شرایط را به طور روزآمد بشناسیم گرچه ممکن است که در سخت ترین وضعیت باشیم ولی اگر یک فرصت ناب و استثنایی فراهم شد باید نهایت استفاده را کرد.
وی ادامه داد: کاروان اسراء زمانی که به شام رسیدند درست است که مصیبت زده بودند اما همین حضور به ظاهر جبری و تحمیلی را تبدیل به فرصت کردند و به گونه ای عمل کردند که ارکان کانون باطل همچون قصر یزید را لرزاندند.
حجت الاسلام رضایی با اشاره به نوع پیام رسانی کاروان اسراء در جغرافیای باطل بیان کرد: حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) متوجه بودند که در این جغرافیا که هم عوام دارد مانند مردم و هم خواص مانند یزید و درباریان و هم گروهی مانند مسیحیان خواص که آماده دریافت پیام بودند، چگونه به روشنگری درباره اهداف قیام کربلا بپردازند.
این پژوهشگر مهدوی گفت: صحبت های حضرت زینب (س) در دربار و سخنان امام سجاد (ع) در مسجد اموی بیانگر این است که جبهه حق در سخت ترین شرایط خود می تواند روزآمد عمل کند حضرت در سخنان خود با اشاره به پیشینه کوفه و شرایط حال کوفه ترکیبی از فرایند حق و باطل را آنالیز کرده و مورد بحث قرار می دهند.
وی با بیان اینکه در این شناخت مسئولیت ها نیز تعریف می شود، ابراز کرد: در حرکت کاروان اسراء در کوفه که شرایط خفقان سیاسی و اجتماعی حاکم است و قلب ها و جسم ها مسخ شده، حضور و سخنان حضرت زینب (س) با شور و شعور پررنگ تر است و زمینه تحولات عاطفی مردم را فراهم می کند.
حجت الاسلام رضایی با بیان اینکه سخنان حضرت زینب (س) ترکیبی از عقلانیت و عاطفه است، ادامه داد: حضور کاروان در شام با سخنان امام سجاد (ع) در مسجد اموی پایان می یابد به گونه ای که هر چه کاروان به کانون قدرت نزدیک تر می شود حضور حضرت زینب (س) کم تر و حضور امام سجاد (ع) پررنگ تر می شود به دو دلیل هم نزدیک شدن به کانون قدرت و هم فراهم شدن زمینه ها به وسیله حضرت زینب (س) برای ولی زمان و این همان عدم تقدم و تاخر نسبت به ولی زمان است.
این پژوهشگر مهدوی با اشاره به شناخت روزآمد واقعیت های حق و باطل در سه گانه سبک زندگی (خود، ولی زمان و شرایط حق و باطل) تاکید کرد: شناخت کوفه زمان خلافت امام علی (ع) و کوفه بعد از عاشورا که نوعی ندامت پنهانی دارد و نوع انتقال پیام جبهه حق و اثرگذاری پیام ها و اینکه لحظه به لحظه واقعیات را ببیند از جمله درس های زندگی عاشورا به شیعیان است.
وی با بیان اینکه در انتظار حضرت ولی عصر (عج) از خدا می خواهیم که ما را در هر لحظه یار حضرت (ع) قرار دهد، تصریح کرد: در مواجهه با دوران غیبت و ولی زمان باید بدانیم که بستر بروز استعدادهای ما در واقعیات بیرونی است که نباید در تاریخ نگه داشته شود.
این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه در این سال ها رسانه ها از جمله ملی و مکتوب و فضای مجازی پیام متناسب با واقعیت روزآمد حق و باطل تولید نکردند، خاطرنشان کرد: اگر واقعیت های منطقه و حق و باطل را درک نکنیم به جای اینکه بسترساز ظهور حضرت حجت (عج) باشیم زمینه ایجاد شرایط سخت آخرالزمانی را فراهم خواهیم کرد.

خبرگزاری صدق به نقل از ؛ آینده روشن، حجت الاسلام خدامراد سلیمیان با اشاره به تاکید و اهتمام آیات و روایات بر جایگاه رهبری در جامعه اسلامی، گفت: در زمان پیامبران الهی رهبری جامعه بر دوش پیامبران بود، بنابراین پس از نبوت و رسالت رهبری برعهده اوصیای آنان گذاشته شد.
وی با بیان اینکه پیامبران الهی جانشینان و اوصیایی برای خود انتخاب کردند، خاطرنشان کرد: پیامبر اسلام پس از خود ۱۲ جانشین برای هدایت جامعه به سوی کمال به مردم اعلام کرد. بنابراین ۱۱ جانشین به مدت دو قرن و نیم در میان مسلمانان زندگی کردند تا سال ۲۶۰ هجری که همزمان با شهادت امام حسن عسکری(ع) بود.
حجت الاسلام سلیمیان ادامه داد: تا سال ۲۶۰ هجری رهبری جامعه برعهده جانشینان پیامبر گذاشته شد. این جانشینان مسئولیت رهبری جامعه در هدایت انسان ها را برعهده گرفتند. اگر چه بیشتر مردم خود را از این هدایتگری به عوامل و اسباب مختلف محروم کردند.
این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه این وصایت پیامبر(ص) از نگاه شیعه بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع) به عهده فرزند ایشان گذاشته شد، اظهارداشت: این جانشینی شامل تمامی شئونات، اختیارات، مسئولیت ها در هدایت گری جامعه اسلامی است.
وی با بیان اینکه مساله ولایت و وصایت بعد از رسول گرامی اسلام در روایات کاملا شهرت دارد، تصریح کرد: امام باقر(ع) در روایتی فرمودند: بنای اسلام بر ۵ پایه نهاده شده است؛ نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و ادامه می دهند که در میان این ۵ پایه اسلام هیچ کدام به پای ولایت و پذیرش آن نمی رسد.
حجت الاسلام سلیمیان افزود: آن ۴ پایه، ۴ ستون خیمه اسلام هستند و ولایت ستون محوری خیمه است که اگر آن کشیده شود، ۴ ستون دیگر نمی توانند خیمه را سراپا نگه دارند، این دست روایات در متون اسلامی کم نیست که بحث ولایت و انجام اعمال عبادی در سایه ولایت اهل بیت(ع) را مطرح می کنند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: در واقع امروز مسلمانان بسیاری را در جهان می بینیم که نسبت به ۴ ستون این خیمه توجه زیادی نشان می دهند. به نماز، روزه، زکات و حج اهتمام دارند. اما پنجمین رکن که اصلی و اساسی است را فراموش کردند. درحالی که نتیجه عینی عمل به ارکان دیگر با پذیرش روح اسلام که ولایت است، مشخص می شود.
وی با بیان اینکه متاسفانه کشورهای مسلمانی که وابسته به یهود هستند، از ولایت فاصله گرفته اند، خاطرنشان کرد: این فاصله نشان می دهد که بهره ای از بنیان های دیگر خیمه اسلام نبرده اند و روح دین در زندگی شان جریان ندارد. این کشورها در دفاع از اسلام در خود احساس مسئولیت نمی کنند.
حجت الاسلام سلیمیان با اشاره به روایت "تمام الحج لقا الامام"، اظهارداشت: در واقع حجی که در آن ولایت نباشد، می توان گفت که حرکت و تحرکی بی خاصیت است. به طوری که امام باقر(ع) می فرمایند: سبب تمام شدن و به کمال رسیدن حج لقای امام است.
این پژوهشگر مهدوی ادامه داد: لقای امام لزوما به معنای دیدار ظاهری حضرت نیست. اگرچه می تواند کامل ترین نمود این مساله باشد اما اینکه گفته می شود لقای امام سبب تمامیت حج است، به این معناست که حج در مسیر ولایت و پذیرش حجت الهی انجام بگیرد.
وی با بیان اینکه اگر ما به خرسندی و خشنودی امام در مناسک حج توجه کنیم، به کارکردهای حج دست پیدا کرده ایم و حج مقبولی خواهیم داشت، تصریح کرد: امام باقر(ع) روح و تمامیت حج را به پیروی از دستورات الهی که مهمترین آن پذیرش ولایت اهل بیت(ع) در دوران غیبت و ولی الله الاعظم می دانند.
حجت الاسلام سلیمیان با بیان اینکه ازجمله مکان هایی که حضرت در دوران غیبت در آن حضور دارند، در مناسک حج است، ادامه داد: بنابر روایات حضرت در این مناسک سلام دیگران را جواب می دهند اما شناخته نمی شوند، نفس های حضرت باعث پذیرش حج حجاج است. همچنین در ادعیه آمده که به واسطه اوست که خداوند الطاف خود را برای دیگران جاری می کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان اینکه کمال حج در این است که بعد از اتمام حج خود را در نزدیک ترین جایگاه حضرت حس کنیم، گفت: به هر میزان که سنخیت پیدا کنیم، با توجه به انجام دقیق اعمال به حضرت نزدیک می شویم.
وی اظهارداشت: لزوما الطاف حضرت در حج ویژه حجاج نیست، بلکه دعای حضرت در روزهای خاص شامل حال همه انسان ها و نظام آفرینش می شود و وقتی حضرت از خدا نزول رحمت می خواهند، تمامی کائنات از دعای حضرت بهره مند می شوند.

انديشه سياسي شيعه در عصر غيبت کبري با نظريه «ولايت فقيه» گره خورده است.از نظر لغوي، «ولايت» مشتق از «و، ل، ي» است و به کسر و فتح «واو» استعمال مي‏ شود.
اين کلمه بر معاني متعددي نظير نصرت و ياوري، تصدّي امر غير، و سلطه و سرپرستي، دلالت دارد. از ميان اين معاني متعدّد، معناي تصدي و سرپرستي و تصرّف در امر غير، با آنچه از ولايت فقيه اراده مي ‏شود، تناسب بيشتري دارد. کسي که متصدّي و عهده‏ دار امر مي‏ شود، بر آن ولايت يافته و مولا و وليّ آن امر محسوب مي ‏شود. بنابراين، کلمه ولايت و هم ريشه‏ هاي آن (مانند وليّ، توليت، متولّي و والي) دلالت بر معناي سرپرستي، تدبير و تصرف دارد. اين گونه کلمات، معناي تصدّي و سرپرستي و اداره شئون فرد ديگر - مولا عليه - را افاده مي ‏کند و نشان مي ‏دهد که وليّ و مولا سزاوارتر از ديگران در اين تصرف و تصدي است و با وجود ولايت اين مولي و وليّ، ديگران فاقد حق تصرّف و تصدّي و سرپرستي در شئون آن فرد هستند. [1]
در اصطلاح «زعيم و ولي فقيه» کسي است که عالم به سياست‏ هاي ديني و برقرار کننده عدالت اجتماعي در ميان مردم باشد. طبق اخبار، او دژ اسلام و وارث پيامبران و جانشين پيامبر خدا و همچون پيامبران بني‏ اسرائيل بوده، بهترين خلق خدا بعد از ائمه است. مجاري امور و احکام و دستورها، به دست او بوده و حاکم بر زمامداران است. [2]
مسأله «ولايت فقيه» گرچه ريشه کلامي دارد؛ ولي جنبه فقهي آن موجب گرديده تا فقها از روز نخست، در ابواب مختلف فقهي از آن بحث کنند و موضوع ولايت فقيه را در هر يک از مسائل مربوطه روشن سازند. در باب جهاد و تقسيم غنايم و خمس و گرفتن و توزيع زکات و سرپرستي انفال و نيز اموال غايبين و قاصرين و باب امر به معروف و نهي از منکر و باب حدود و قصاص و تعزيرات و مطلق اجراي احکام انتظامي اسلام، فقها از مسأله «ولايت فقيه» و گستره آن بحث کرده‏ اند. [3]
مقصود از مطلقه بودن ولايت فقيه گستره دامنه ولايت فقيه است، که در شعاع مسؤوليت رهبري سياسي او است و تمامي ابعاد مربوط به مصالح امت را شامل مي‏ شود (از جمله اجراي تمامي احکام انتظامي اسلام). در مقابل آن، ولايت ‏هاي خاصّ، مانند ولايت پدر درباره ازدواج دختر يا ولايت پدر و جد در رابطه با تصرفات مالي فرزندان صغير قرار دارد.
اساساً اضافه شدن ولايت به وصف عنواني «فقيه» محدوديت آن را در چارچوب فقه مي‏ رساند، در واقع فقه او است که حکومت مي‏ کند، نه شخص او. پس هيچ گونه قاهريت و حاکميت اراده شخصي در کار نيست.
از همين جا، مسؤوليت مقام رهبري - در اسلام - در پيشگاه خدا و مردم روشن مي‏ گردد. او در پيشگاه خدا مسؤول است تا احکام را کاملاً اجرا نمايد و در مقابل مردم مسؤول است تا مصالح همگاني را به بهترين شکل ممکن تأمين نمايد و عدالت اجتماعي را در همه زمينه‏ ها و به صورت گسترده و بدون تبعيض اجرا کند و هرگز در اين مسؤوليت کوتاه نيايد. [4]
فرق ميان ولايت فقيه و مرجعيت فتوا
ميان زعامت و مرجعيت فتوا چند فرق مي ‏توان ذکر کرد:
يک. زعيم و ولي فقيه، گذشته از علم به قوانين الهي و عدالت و اجتهاد، بايد داراي احاطه به سياست هاي ديني و شجاعت و مديريت الکافي براي رهبري بوده و از مسائل اجتماعي و سياسي روز آگاه باشد.
دو. وقتي زعيم و ولي فقيه بنا به مصالح مردم حکمي صادر مي‏ کند، بر همه - حتي بر کساني که از ديگري تقليد مي‏ کنند - آن حکم واجب مي‏ شود؛ چنان که وقتي مرحوم ميرزاي شيرازي‏رحمه الله زعيم ديني و سياسي، حکم تحريم تنباکو را صادر فرمود يا مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي حکم جهاد دادند، همه حتي علما تبعيت کردند.
اگر فرد لايق که داراي اين دو خصلت (علم به قانون و عدالت) است، به پا خاست و تشکيل حکومت داد؛ همان ولايتي را که حضرت رسول اکرم‏ صلي الله عليه وآله در امر اداره جامعه داشت، دارا مي ‏باشد و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند. [5]
سه. مقام مرجعيت فتوا مي‏ تواند در يک زمان متعدد باشد و هر کس هر مجتهدي را پارسا و داناتر تشخيص دهد، از وي پيروي کند. اما مقام زعامت و ولايت فقيه نمي ‏تواند متعدد باشد؛ چه اين مقام با ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و دفاعي بايد داراي يک قدرت مرکزي باشد وگرنه موجب تشتت و چند دستگي امت خواهد شد و وحدت کلمه از بين خواهد رفت. از اين رو در هيچ زماني بيش از يک امام نبوده است.
چهار کار مرجعيت فتوا را مي‏ توان تداوم کار نبوّت؛ يعني، ابلاغ قوانين الهي به مردم و کار ولايت فقيه را تداوم کار امامت، يعني، مسؤوليت اجرا و پياده کردن قوانين دانست.
پنج. از شرايط مرجعيت فتوا اعلميت است؛ ولي براي رياست ديني، زعامت و ولايت فقيه آگاهان ديني، اعلميت و يا اولويت را شرط مي‏ دانند.
اساساً فقها، ولايت فقيه را در راستاي خلافت کبري و در امتداد امامت دانسته‏ اند و مسأله رهبري سياسي را - که در عهد حضور براي امامان معصوم ثابت بوده - همچنان براي فقهاي جامع شرايط و داراي صلاحيّت در دوران غيبت ثابت دانسته‏ اند. آنان مسأله «تعهد اجرايي» را در احکام انتظامي اسلام، مخصوص دوران حضور ندانسته، بلکه آن را پيوسته ثابت و برقرار مي ‏شمارند.
امام خميني‏ رحمه الله در اين باره مي ‏فرمايد: «تمامي دلايلي که براي اثبات امامت، پس از دوران عهد رسالت آورده ‏اند، به عينه درباره ولايت فقيه، در دوران غيبت جاري است. عمده ‏ترين دليل، ضرورت وجود کساني است که ضمانت اجرايي عدالت را عهده دار باشند؛ زيرا احکام انتظامي اسلام مخصوص عهد رسالت نبوده يا عهد حضور نيست؛ لذا بايستي همان‏گونه که حاکميت اين احکام تداوم دارد، مسؤوليت اجرايي آن نيز تداوم داشته باشد و فقيه عادل و جامع الشرايط، شايسته ‏ترين افراد براي عهده دار شدن آن مي‏ باشد». [6] .
از آنجايي که اين بحث دامنه گسترده‏ اي دارد تنها در اينجا ارتباط بين اين واژه و مهدويّت به اجمال بيان شد. علاقه ‏مندان مي ‏توانند به کتاب‏ هاي مفصل مراجعه نمايند.

پی نوشت ها:
[1] ر.ک: الغدير، ج 1، ص 649 - 609.
[2] امام خميني‏رحمه الله، الرسائل، ج 2، ص 102 - 94.
[3] محمدهادي معرفت، ولايت فقيه، مقدمه.
[4] همان، ص 10 و 11.
[5] امام خميني‏ رحمه الله، ولايت فقيه، ص 163.
[6] محمدهادي معرفت، ولايت فقيه، ص 43.

رمضان كه شروع مي‌شود ،ناخوداگاه خود را در مدرسه انتظار مي‌بيني بعد از هر نماز و هر فريضه اي براي ظهور دعا مي‌كني.«اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِير و...؛»[1]

ٍو... ؛ حل همه مشكلات، شفاي همه بيماران ،بي نيازي همه فقيران، آزادي همه ناحق گرفتگان و اسيران و...، همه و همه تحققش هنگام ظهور است گويا پس از هر نمازي ،تو عهد خود را با امامت تجديد مي‌كني.
(شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآن‏([2]  ماه قران  مگر مي ‌شود از عترت جدا باشد كه پيامبر  فرمود: قرآن و عترت جدایي ناپذيرند« إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثِّقْلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا »[3]  لذا وقتي از قرآن سخن مي‌گويي ،قرآن تلاوت مي‌كني ،در تدبر آن  به عترت مي‌رسي ، پس از هر نماز دعايشان مي‌كني. پس از افطارها دعاي افتتاح مي‌خواني. به خدا از دوري امام شكوه مي‌كني «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا و..»[4] خدايا به تو شكوه مي‌كنم، جدايي از پيامبررا، غيبت ولي امر ما ‎‏‏،دشمنان بسيار و فتنه گري هاي زياد آنان و اندك بودن ياران.

شب ها در دعاي افتتاح، از خدا به دست مهدي نجات و سعادت دنيا و آخرت مي‌طلبي.دولت كريمه‌اي آرزو  مي‌كني كه اسلام و اهل آن  عزيز گردند و نفاق و منافقان نابود گردند.« اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ .و..»[5]

رمضان، مدرسه انتظار است، و تو به شوق شب قدر عبادت مي‌كني، شبي كه همه  در محضر ولي خدايند. فرشتگان به خدمتش تشرف  حضور مي‌يابند .(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ)[6] .و تو در شب قدر كه شب نزول قرآن است، شب حضور فرشتگان نزد حجت خدا و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است،...باز در مي‌يابي كه رازهايي در شب قدر است. شب قدر قرآن به سر مي‌گيري و خدا را به امام عصر سوگند مي‌دهي و به محضر او سلام مي‌كني سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ و برايش دعاي سلامت مي‌خواني« اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّة ابْنَ الْحَسَنِ»[7] و به حق قرآن براي وليت دعا مي‌كني.

رمضان مدرسه انتظار است كه پيامبر در خطبة آخرين جمعه شعبان در پاسخ اميرالمؤمنين عليه السلام ، برترين اعمال اين ماه را  دوري از گناهان و تقوا بيان فرمود:« أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّه »‏[8]و منتظر مي‌داند كه امام صادق فرمود: كسي كه دوست دارد ياور امام عصر خود باشد، منتظر باشد و اهل ورع تقوي و اخلاق و سجاياي نيك[9].

گويا رمضان كه روزه اش  براي كسب تقوي و مصونيت  است. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون[10] مدرسه‌اي است و آغاز و تمريني است براي انتظار و تقواي منتظر .

رمضان و تلاش براي ميهماني سفرة الهي، عيد فطر به ثمر مي‌نشيند، روزي كه به فرموده پيامبر گرامي اسلام  يَوْمُ الْجَوَائِز است؛ روز پاداش و روز حسرت است؛ پاداش آناني كه از فرصت ها ، شب‌ها، و روزها و نَفَس‌ها استفاده كردند و حسرت براي آنان كه به غفلت گذرانده و تقوي و ورع را فراموش كردند. عيد فطر يادآور لحظه ظهور است كه مخلصان و مجاهداني كه در دوران غيبت به وظايف خود عمل كردند تلاش‌گر بوده و پنهان و آشكارا ياريگر دين بوده «الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا»[11] و زمينه ساز ظهور بودند«فيوطَئُون‏ لِلْمَهْدِي‏ سُلْطَانُه»[12] از سراسر دنيا به محضر و خدمت امام مي‌رسند. و آناني كه در غفلت بوده اند ، يا ياوران درجه چندم‌اند يا خداي نكرده ... ،اهل حسرتند..

رمضان آغاز مدرسه و تحصيل تقواست و منتظر از اين فرصت به خوبي مدد مي‌جويد تا نيت ، علم و عمل خود را تعالي بخشد.

رمضان تذكّري است كه اگر تقواي فردي و اجتماعي مراعات نشود و  نداني امامت از تو چه مي خواهد ،امام در غربت خود خواهد ماند ‏؛ چون علي عليه السلام كه در غربت محراب خود به تيغ  مظلوميت سپرده شد و همچون مهدي كه به غم غيبت واگذار گشت .

پی نوشت ها :

1. دعاي بعد از هر نماز ماه رمضان ،مفاتيح الجنان.  
2 . بقره185.  
3. مستدرك‏الوسائل ،ج7  ،ص254 .  
4. تهذيب‏الأحكام ،ج 3  ص110؛دعاي افتتاح.  
5.همان.
6.قدر:6
7.مفاتيح الجنان ،اعمال شب 23 ماه رمضان.                     
8.بحار الانوار،ج93،ص356.
9.الغيبة،نعماني ،ص200.
10.بقره:183.
11.احتجاج،ج2،ص317.
12.كشف الغمة،اربلي،ج2،ص477.

زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟!

آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟
به گزارش آینده روشن، آیت الله بهجت(ره): وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(ع) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(ع) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(ع)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(ع) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! ""

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(ع) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(ع) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(۱)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(ع) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند."

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(ع) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(۲)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(ع) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(ع) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(ع) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(ع) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(ع) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(ع) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(۳)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(ع) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

پی نوشت:

۱- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح۳۱

۲- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(ع)

۳- حضرت ولی عصر(ع) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج۲، ص۴۶۶

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - دوران غیبت

دسته بندی