1. جهل و بى اطلاعى
«الناس اعداء ما جهلوا؛ مردم با آنچه نمى‌دانند، دشمن هستند.» پيامبر گرامى اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) در مقابل دشمنى‌ها و ستيزه جويى‌هاى دشمنان چنين با خدا مناجات مى‌كند: اللهم اهد قومى فانهم لايعلمون .
نگاهى گذرا به تاريخ پيامبران و اوصياء آنان (علیهم السلام) ، به خوبى روشن مى‌سازد كه بسيارى افراد به دليل ناآگاهى و جهل و... و عدم شناخت، نه از سر عناد و لجاجت، با آنان به دشمنى پرداخته اند:
پيرمرد شامى، چون اسراى كربلا را در ميان شهر خود ديد، زبان به شكر خدا گشود: امام سجاد (علیه السلام) خود و همراهان و شهدا را معرفى نمود؛ پيرمرد شرمنده شد و فرياد پشيمانى سرداد و...  اين نمونه‌ها در تاريخ بسيارند.
جهل و ناآگاهى نسبت به حضرت، دو گونه است:
1. عده‌اى، صرفاً به خاطر عدم شناخت امام، عدم شناخت مهربانى، منطق، حكمت و ديگر آثار حضور و قيام او، به ستيز با او مى‌پردازند. يا به ياريش بر نمى‌خيزند.
2. گروه ديگر، به دليل عدم شناخت جايگاه حضرت؛ و حل نشدن مسأله اضطرار به حجت؛ به دشمنى بر مى‌خيزند، اينان از آنجا كه به سراى ديگر قائل نيستند و اين دنيا را صرفاً امور حيوانى تصوّر كرده اند؛ نيازى به آل محمد احساس نمى‌كنند. جايگزينى قدرتها و نظامهائى چون ليبرال دموكراسى در ديدگاه هائى نظير فوكوياما، هانتينگتون و... به عنوان تنها راه به جاى منجى و نظام الهى و دينى، از غرور ناشى از عدم نياز به امام سرچشمه مى‌گيرد:
حضرت على (علیه السلام)  فرمود: ]حضرت مهدى (علیه السلام)  غيبتى مى‌نمايد كه جاهل گويد: نيازى به آل محمد (علیهم السلام)  نيست.
جايگزين ساختن تجربه دينى و عقل ابزارى به جاى وحى؛ همه و همه از اين توهم سرچشمه مى‌گيرد.
2. تعصب بى جا
بل قالوا انا وجدنا آباءنا على اُمَّة و انا على آثارهم مهتدون؛ بلكه گفتند ما پدرانمان را به عقائد و آئينى يافتيم و البته ما هم در پى آنها بر هدايت هستيم.  هركسى، در هر اعتقادى پيوسته بايد مجال بحث و گفتگو را باز ببيند و دنبال حق باشد. و اگر حق را يافت بپذيرد. ولى عده اى هستند كه در اعتقاد خويش جمود و تعصب بى جا دارند؛ يعنى با آنكه حق برايشان هويدا شده و مشخص گرديده است كه راه و مرامشان يا ديدگاهى كه برگزيده اند، بر خطاست. باز بر عقيده خويش پافشارى كرده و سر تسليم در مقابل آن فرود نمى‌آورند.
اينان كسانى اند كه به فكر و انديشه ارجى نمى‌نهند. به برهان و استدلال محكم بى اعتنا و صرفاً بر ايمان سطحى و تقليدى خويش پا فشارى مى‌كنند. شهامت تجزيه و تحليل را ندارند. از شنيدن حق و پذيرفتن آن امتناع مىورزند گروه زيادى از دشمنان حضرت مهدى (علیه السلام) و انديشه مهدويت، كسانى اند كه صرفاً به خاطر تعصب بى جا مخالفت مىورزند. امام صادق (علیه السلام): «... اذا خرج القائم لم يبق مشرك بالله العظيم و لا كافر الا كره خروجه.  وقتى قائم قيام كند، مشركان و كافران، قيام او را ناخوشايند دانند.
3. منفعت طلبى
دنيا خواهى، منفعت طلبى و شهوترانى، يكى ديگر از عواملى است كه عده زيادى را از مسير حق جدا كرده يا مانع ورود آنان به مسير حق شده است؛ كم نبوده اند افرادى كه به خاطر مطامع دنيوى، در مقابل حق و حقداران، به مخالفت و دشمنى برخاسته‌اند. خواه اين مطامع، ثروت، جاه و مقام باشد و خواه هوى و هوس و....
هميشه افرادى چون طلحه و زبير وجود دارند كه به دنبال جاه و مقام و منويات نفسانى خويش به مخالفت برخيزند.
امام حسين (علیه السلام)  فرمود: ان الناس عبيدالدنيا والدين لعق على السنتهم يحوطونه مادرّت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديّانون؛ مردم بنده دنيايند، دين لقلقه زبانشان است. وقت امتحان، دينداران واقعى كم‌اند.
امام صادق (علیه السلام) ، مدعيان محبت اهل بيت (علیهم السلام)  را چنين توصيف مى‌كند:
افترق الناس فينا على ثلاث فرق؛ فرقة احبونا انتظار قائمنا ليصيبوا من دنيانا، فقالوا و حفظوا كلامنا و قصروا عن فعلنا، فسيحشرهم الله الى النار و فرقة احبونا و سمعوا كلامنا و لم يقصروا عن فعلنا، ليستأكلوا الناس بنا فيملأ الله بطونهم نارا يسلط عليهم الجوع و العطش و فرقة احبونا و حفظوا قولنا و اطاعوا امرنا و لم يخالفوا فعلنا فاولئك منا و نحن منهم.
مردم نسبت به ما سه گروهند: دسته اى ما را به اين اميد دوست دارند كه از دنياى ما بهره مند شوند. سخنان ما را مى‌گويند و حفظ مى‌كنند اما از برنامه‌هاى عملى ما كوتاهى مى‌كنند. خدا آنان را به دوزخ كشد. فرقه اى ما را دوست دارند. گفتارمان را مى‌شنوند، در عمل هم كوتاهى نمى‌كنند اما منظورشان تنها دنيا و شكم است. خدا شكم‌هاى آنها را پر از آتش خواهد كرد و گرسنگى و تشنگى را بر آنان مسلط سازد و گروه ديگر ما را دوست دارند. سخنانمان را به خاطر سپارند. فرمانمان را اطاعت كنند و در عمل با ما مخالفت ننمايند. آنها از ما هستند و ما از آنها.
هوس مداران نيز چنين اند؛ انسانى كه در منجلاب لذت جويى و بى بندوبارى غوطه ور است و خوشبختى خود را در ارضاى نامحدود غرايز مى‌جويد؛ كجا مى‌تواند به نداى وجدان و فرمان خرد كه بار تعهد و مسئوليت را بر دوش او مى‌گذارد، پاسخ دهد؟
انسانى كه در محيط پَست لذت جويى، تنها به شهوترانى و پركردن شكم مى‌انديشد ممكن نيست كه مشكلات فردى و اجتماعى ديگران برايش مفهومى داشته باشد.
آنكه، تنها به فكر تأمين لذت جويى‌هاى پليد خويش است و دراين مسير گاه انسانهايى را نيز لگدمال مى‌كند كجا توان مبارزه با پايمال كنندگان حقوق انسانى را دارد. كجا ميتواند انسانيت را زنده سازد. بلكه با هر كسى كه بخواهد به فكر آزادى انسانيت باشد، در عمق جان دشمن است و عداوت مىورزد.
ديدگاه لذت گرايى، چون با ديدگاه سعادت بشر و بشريت سازگار نيست، با كسانى كه به دنبال تحقق چنين امرى هم هستند، به طور طبيعى مخالف است.
4. روحيه استكبارى
«دشمن ترين اشخاص با اين عقيده و با شخص آن بزرگوار، ستمگران عالم‌اند. از روز غيبت آن حضرت، بلكه از روز ولادت آن حضرت تا امروز آن كسانى كه وجودشان با ستم و زورگويى همراه بود، بر دشمنى با اين بزرگوار، با اين پديده الهى، با اين نور و با اين شمشير الهى مشغول شدند. امروز هم مستكبرين و ستمگران عالم، با اين فكر و اين عقيده، مخالف و دشمن اند و مى‌دانند كه اين عقيده و اين عشق ـ كه در دل‌هاى مسلمين، به خصوص در دل‌هاى شيعه است ـ براى هدف‌هاى ستمگرانه آنها مزاحم است»
بنابراين، دشمنان تفكر و اعتقاد به مهدويت ـ كه اين انديشه را به زيان خود مى‌دانند ـ همواره، تلاش كرده اند تا آن را از اذهان مردم بزدايند و يا مفاهيم اعتقاد به مهدويّت را تحريف كنند.
بدين صورت كه استكبار جهانى و صهيونيزم در تلاش هستند تا ملّت‌هاى تحت سيطره آنان به وضع تحميل شده، عادت كنند و آن را رنگى ثابت و ابدى و تغييرناپذير پندارند.
قدرتهاى استكبارى، خواهان غفلت و خواب آلوده بودن و نيز عدم تحرك ملت‌ها هستند و چنين وضعى را بهشت خود مى‌دانند؛ اما انتظار فرج موجب مى‌شود كه انسان به وضع موجود قانع نباشد و بخواهد به وضعى بهتر و برتر دست پيدا كند. 

در این مقاله با برخی راهها و نتایج شناخت امام زمان علیه السلام آشنا خواهیم شد: ما برای شناخت حضرت ولی عصر (عج) چهار راه معرفی می كنیم:
الف. قرآن كریم: قرآن كریم تجلّی ذات باری تعالی بر نبی مكرّم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ است. برخی از آیات قرآن ظهور در مسأله مهدویت داشته و مباحث پایان و آینده جهان را بررسی می كنند و برخی دیگر از آیات با عنایت به روایات به تأویل برده شده است.
به عنوان نمونه یک آیه را ذكر می كنیم:
«ما در «زبور» بعد از ذكر «تورات» نوشتیم، سرانجام، بندگان شایسته من، وارث و حاكم زمین خواهد شد» (انبیا، 105)
امام باقر ـ علیه السلام ـ در تأویل و تغییر این آیه شریفه فرموده است: «این بندگان شایسته كه وارثان زمین گردند، حضرت مهدی (عج) و اصحاب او در آخر الزمان هستند.» (مجمع البیان، ج 7، ص 66)
ب. سنت: روایات گسترده ای از منابع حدیثی امامیه همانند كمال الدین و تاج النعمه (شیخ صدوق)، الغیبة (طوسی)، الغیبه (نعمانی)، اصول كافی (كلینی) و... به مسأله مهدویت پرداخته و مباحث آن را شناسانده اند، و در كتابهای حدیثی اهل سنت نیز روایات نبوی متعددی در مورد مسأله مهدویت ذكر شده است كه در ذیل به عنوان نمونه چند روایت ذكر می شود:
حضرت مهدی (عج) در صحیفه فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ : جابر می گوید: روزی بر فاطمه ـ سلام الله علیها ـ وارد شدم، صحیفه ای را در دست مبارك او دیدم كه اسم پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و تمامی اسامی ائمه دوازده گانه ـ علیهم السلام ـ در آن ثبت شده بود. و جابر همه آن اسامی را ذكر كرده كه از جمله اسم مبارك حضرت مهدی (عج) در این روایت این چنین آمده است: «ابا القاسم، م، ح، د بن الحسن و هو حجة الله تعالی علی خلقه و امّه جاریه و اسمها «نرجس».
ج. عرفان: عرفان راه دیگری برای شناخت امام زمان (عج) است. عرفای اسلامی كه اصحاب كشف و شهودند مسأله مهدی موعود را مطرح كرده و برعظمت مقام آن تأكید نموده اند. آنان این مطلب را در قالبهای شعر و نثر به دیگران رسانده اند. و در عرفان این موضوع را در حقایق مسلم دین و وقایع حتمی جهان می دانند. از آن حضرت به قطب زمان، ولی دوران و خاتم اولیاء یاد كرده اند.
ح. حكمت: حكماء و فلاسفه اسلامی نیز به مسأله ولی كامل و خلیفه خدا در زمین توجه داشته و بر مبنای اندیشه خود از آن سخن گفته و آن را شناسانده اند.
نتایج شناخت امام علیه السلام:
هر کس که هر عملی را مرتکب شود، نتایج آن را نیز خواهد دید، پس برای شناخت امام معصوم علیه السلام نیز نتایج و اثراتی است که می توان از روایات گوناگون آنها را استخراج نمود (در اینجا سعی شده که به مهم ترین آنها بسنده شود) از آن جمله اینکه:
1- شناخت امام علیه السلام مجوزی برای گذشتن از صراط و رفتن به بهشت است
امام صادق علیه السلام می فرماید: ابن کوا، نزد امیرالمۆمنین علیه السلام آمد و گفت: ای امیرالمۆمنین (آیه 46 سوره اعراف) بر اعراف مردانی باشند که همه کس را از رخسارشان بشناسند، یعنی چه؟ فرمود: مائیم اعراف که یاران خود را به رخسارشان بشناسیم، و مائیم اعراف که خدای عزوجل جز از طریق معرفت ما شناخته نشود و مائیم اعراف که خدا ما را در روز قیامت بر روی صراط معرفت قرار دهد، پس داخل بهشت نشود مگر کسی که ما او را بشناسیم و او ما را نشناسد و به دوزخ نرود جز آنکه ما او را ناشناس دانیم،...( اصول کافی، ج1، ص 261 ـ 260)
از این روایت نتیجه می گیریم که: 1- معرفت خدا از طریق معرفت ائمه علیهم السلام خواهد بود. 2- شناخت امام علیه السلام معیاری است جهت عبور از صراط و رفتن به بهشت.
2- شناخت امام، مساوی حکمت است
امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عز و جل (آیه 273 سوره بقره)، به هر که حکمت دادند، خیر بسیاری دادند. فرمود: مراد به حکمت، اطاعت و معرفت امام است.(اصول کافی، ج1، ص 261)
نکات جالب توجه این روایت این است که: 1- معرفت و اطاعت امام، همان حکمت است که اگر به کسی داده شود، خیر فراوانی به او داده شده است. 2- معرفت امام یا حکمت، موجب خیر فراوان است که در این بحث، فواید و نتایج آن (شناخت امام علیه السلام) در دست بررسی است.
3- کار نیکی که بهتر از آن را پاداش می دهند
در سوره نمل آیات (90-89) بیان شده که خداوند می فرماید: «هر که کار نیکی آورد، بهتر از آن را پاداش گیرد و از هراس قیامت ایمن باشد.» و «و هر که کار بدی آورد به رو در دوزخ افتد، مگر ممکن است جز آنچه کرده اید، جزا بینید.»
امام باقر علیه السلام فرمودند که امیرالمۆمنین علی علیه السلام در مورد این آیه به ابوعبدالله جدلی چنین فرمودند که: کار نیک، شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد، انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت.
نکته ای که می توان دریافت کرد، این است که:
1- پاداش شناخت ائمه علیهم السلام و دوستی ایشان چه پاداش عظیمی است.
2- با توجه به اینکه خداوند عادل است و نیز همان طور که در پایان آیه دوم، بیان شده است که «... مگر ممکن است جز آنچه کرده اید، جزا بینید.» به این نتیجه می رسیم که آن پاداش بهتر، که خداوند به آن وعده داده است و در مقابل شناخت ولایت و دوستی اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم می باشد، کاملاً به حق و عادلانه است، که مجددا از این مطلب می توان به اهمیت و جایگاه شناخت ائمه علیهم السلام پی ببریم.
4- کسی که امامش را بشناسد، اگر بمیرد، شهید از دنیا رفته است
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: هر کس از شما که در بستر خویش بمیرد، در حالی که به طور شایسته معرفت خدا و پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام را داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر و پاداش او بر خداست و ثواب اعمال شایسته ای را که قصد انجام آن را داشته است می برد، و نیتش جانشین ضربات شمشیرش قرار می گیرد.
به فرموده امیرالمۆمنین علیه السلام اجر و پاداش عارفان به شئون والای امام واجب الطاعه، به عهده ی ذات لایزال الهی است، از این عبارت استفاده می شود که شناخت امام زمان، خود عبادتی بلند پایه می باشد که فرشتگان رحمت الهی، وساطت در اجر و پاداش آن ندارند، بلکه خداوند مباشرت در اداء اجر آن خواهد داشت.
البته به نوعی نیز می توان از این روایت، اهمیت شناخت امام علیه السلام و نیز عملی که بهتر از آن را پاداش می دهند را نیز دریافت کرد، چرا که عملی را که خداوند بدون واسطه پاداش آن را عطا فرماید، مسلماً عمل مهمی بوده و پاداش آن نیز بهتر از خود عمل است.

برچسب‌ها: 

کتاب آسمانی ما مسلمانان - قرآن کریم- که آخرین وحی مکتوب به آخرین رسول خداست، کامل‌ترین کتاب راهنمای بشریت در همه‌ی ابعاد زندگی است.
با مقایسه‌ی کتب آسمانی ادیان زنده‌ی جهان به صراحت درمی یابیم که قرآن، کتابی است از گذشته و برای حال و آینده. آینده ای که خود وعده‌ی میراث برروی زمین و حکومت آن را به صالحان داده است.
این کتاب آسمانی کامل، وعده‌ها، نویدها و بشارات زیادی را در مورد آینده‌ی جهان، ظهور حضرت مهدی (عج) و برپایی حکومت الهی وی داده است.
فهرست سوره‌ها و آیاتی از منابع معتبر تفسیری و روایی مختلف درباره‌ی منجی موعود از قرآن کریم به شرح زیر آمده است که در ادامه‌ی این بخش به 20 مورد از این آیات خواهیم پرداخت و مطالعه‌ی بقیه‌ی آیات را به خواننده‌ی محترم توصیه می‌نماییم.
نام سوره آیات مرتبط
بقره: آیات 3-1 و 124 و 148 و 155
آل عمران: آیات 83 و 200
نساء: آیات 47 و 59 و 69 و 777 و 159
مائده: آیات 14 و 54
انعام: آیات 44 و 89،158
اعراف: آیات 1 و 53 و 128 و 157 و 159
انفال: آیه 39
توبه: آیات 33 و 34 و 36
یونس: آیات 20 و 24 و 35
هود: آیات 8 و 80 و 8866
یوسف: آیه 110
ابراهیم: آیات 38-36 و 87
حجر: آیات 10 و 38 و 45
اسراء: آیات 6-4 و 8 و 33 و 81
میم: آیات 37 و 75
طه: آیات 110 و 115 و 135
انبیاء: آیات 15-11 و 105
حج: آیات 39 و 41 و 60
مومنون: آیه 101
طور: آیات 3-1
نور: آیات 35 و 55
فرقان: آیات 11 و 26
شعراء: آیات 4 و 205 و 206 و 227
نمل: آیه 62
قصص: آیه 5
روم: آیات 5-1
سجده: آیات 21 و 29
سباء: آیات 18 و 54-51
صافات: آیات 83 و 171 و 172
ص: آیه 88
زمر: آیات 69 و 74
فصلت: آیات 16 و 17 و 53
شوری: آیات 1 و 2 و 21-18 و 24 و 41 و 45
زخرف: آیات 28 و 66
دخان: آیات 4-1
جاثیه: آیه 14
محمد: آیه 18
فتح: آیات 25 و 28
ق: آیات 41 و 42
ذاریات: آیه 23
انشقاق: آیه 19
قمر: آیات 1 و 2
رحمن: آیه 41
حدید: آیات 16 و 17
ممتحنه: آیه 13
صف: آیات 8 و 9
ملک: آیه 39
معارج: آیات 3-1 و 26 و 44
جن: آیات 24
مدثر: آیات 11-8 و 19 و 20 و 31
تکویر: آیات 15 و 16
بروج: آیه 1
طارق: آیات 15 و 16
غاشیه: آیات 4-1
فجر: آیات 4-1
لیل: آیات 1 و 2
قدر: آیه 5
بینه: آیه 5
عصر: آیات 3-1

1- سوره‌ی نور آیه‌ی 55:
خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده فرموده [داده است] که آنان را در زمین خلافت دهید، چنانچه امم پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند.
امام سجاد (ع) این آیه را تلاوت نموده و فرمود:

«آنها به خدا سوگند شیعیان ما اهل بیت هستند. (خداوند) این کار را به دست مردی از ما انجام خواهد داد، و اوست مهدی (عج) امت و هم اوست که رسول خدا (ص) درباره‌اش فرمود:»

چنانچه جز یک روز از دنیا باقی نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش، نام من است بیاید و زمین را پر از عدل و قسط کند هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
2- سوره‌ی نور آیه‌ی 35:
خداوند نور آسمان و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن چراغی باشد و آن چراغ، در میان شیشه ای که تلألو آن گویی ستاره ایست درخشان و روشن از درخت زیتون که با آن که نه شرقی و نه غربی است، شرق و غرب گیتی بدان فروزان است و بی آن که آتشی روغن آن را برافروزد خود به خود جهانی را روشنی بخشد، که پرتو آن نور حقیقت بر روی نور معرفت قرار گرفته و خداوند هر که را خواهد به نور خویش هدایت فرماید.
امام علی(ع) فرمودند:
«آن نور هدایت خداوند، قائم ما مهدی (عج) است».(2)
از آیه و روایت فوق چنین استنباط می‌شود که آن نور هدایتگر که روشنی بخش شرق و غرب گیتی است وجود مقدس حضرت مهدی موعود (عج) می‌باشد که انوار قدسی او سراسر گیتی را با ظهورش روشن می‌کند.
3- سوره‌ی انبیاء آیه‌ی 105:
و به راستی که ما پس از نوشتن در ذکر (تمام کتب آسمانی گذشته یا تورات) در زبور نیز نگاشتیم که البته بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد.
از امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) روایت شده است که فرمودند:
«بندگان صالح مذکور در این آیه که زمین را به ارث می‌برند، قائم (عج) و اصحاب او هستند».(3)
4- سوره‌ی قصص آیه‌ی 5:
و ما اراده کردیم بر آنان که در زمین مستضعف شدند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.
امیرالمومنین (ع) در تفسیر این آیه فرموده‌اند:
«ایشان، آل محمد (ص) هستند. خداوند مهدی آل محمد (عج) را برمی انگیزاند تا توسط او مومنان را عزیز و دشمنان را ذلیل و زبون گرداند».(4)
5- سوره‌ی مائده آیه‌ی 54:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید هر که از شما از دین خود برگردد [مرتد شود]، به زودی خداوند قومی را که دوستشان دارد و آن‌ها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند [سخت گیرند] برمی انگیزد و به عرصه می‌آورد.
سلیمان بن هارون عجلی گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می‌فرمود:
«به درستی که برای صاحب این امر (اصحاب و یاران) محفوظند. اگر همه مردم از بین بروند خداوند اصحابش را گرد او جمع می‌کند و آن‌ها هستند که خداوند درباره‌شان فرموده است: به زودی قومی را که دوستشان دارد و... تا آخر آیه.» (5)
6- سوره‌ی اعراف آیه‌ی 53:
آیا [کافران که منکر آیات خداوند و نتایج اعمالشان هستند] انتظار می‌کشند؟ منتظر رسیدن تأویل آیات و تحقق یافتن روز موعودند؟ روزی که تأویل آیات فرا رسد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«این آیه از آیاتی است که تأویل آن‌ها بعد از تنزیلشان می‌باشد و (تأویل این آیه نیز) در دوران حضرت قائم (عج) است».(6)
7- سوره‌ی اعراف آیه‌ی 128:
موسی به قوم خود گفت از خداوند یاری خواهید و صبر کنید، به درستی که زمین از آن خداوند است و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را واگذار نماید و سرانجام کار مخصوص پرهیزگاران است.
امام باقر(ع) فرمودند:
«در کتاب علی (ع) چنین یافتم که پس از ذکر این آیه، حضرت فرموده‌اند: من و اهل بیتم کسانی هستیم که خداوند زمین را به ما منتقل ساخته و ماییم پرهیزگاران.» (7)
8- سوره‌ی توبه آیه‌ی 33:
اوست خدایی که ر سول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم برتری و تسلط دهد، هر چند که مشرکان ناراضی و مخالف باشند.
ابوبصیر روایت می‌کند که امام صادق (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز صدق نکرده است و نخواهد کرد، تا این که قائم (عج) خروج نماید. پس چون خروج کند، هیچ مشرکی باقی نماند مگر این که خروج او را اکراه دارد، تا جایی که اگر کافر یا مشرکی در دل سنگ مخفی باشد آن سنگ گوید: ای مومن در شکم من کافری هست، مرا بشکن و او را بکش».(8)
9- سوره‌ی اسراء آیه‌ی 81:
و بگو که حق آمد و باطل نابود شد که همانا باطل خود سزاوار محو و نابودی است.
امام محمدباقر(ع) فرمودند:
«این آیه اشاره به ظهور قائم (ع) دارد که هر گاه بپا خیزد دولت باطل از بین برود و زایل گردد».(9)
10- سوره مریم آیه 75:
[ای رسول ما به امت] بگو کسانی که گمراهی را برگزینند، خداوند رحمان به آنان افزونی بخشد... تا آن ساعت که وعده‌ی عذاب را به چشم خود ببیند که یا در دنیا طعم عذاب و اسیری چشند، یا ساعت قیامت، وی را فرا رسد و به زودی خواهند دانست که از مومن و کافر کدام یک روزگارش بدتر و سپاهش ضعیف‌تر است.
امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
«منظور از زمان چشیدن طعم عذاب و اسیری در دنیا برای گمراهان هنگام خروج حضرت قائم (عج) است».(10)
11- سوره حج آیه 41:
کسانی که اگر در روی زمین آنان را تمیکن و اقتدار دهیم نماز بپا می‌دارند و زکات به مستحقان می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچکس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها در دست خداست.
امام محمدباقر (ع) در مورد این آیه فرمودند:
«این برای مهدی آل محمد (عج) و اصحاب او است، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آن‌ها درآورد و دین را آشکار سازد و خدا به وسیله او و یارانش بدعت‌ها و باطل را از بین می‌برد... تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود».(11)
12- سوره فرقان آیه 26:
پادشاهی حق در آن روز، خاص خدای رحمان است و بر کافران که محکوم به دوزخند روز بسیار سختی خواهد بود.
از معصوم (ع) روایت است که فرمودند:
«همانا فرمانروایی امروز (و پیش از امروز) و بعد از امروز از آن خدای رحمان است. ولی چون قائم (عج) بپاخیزد جز خدای عزوجل عبادت نخواهد شد».(12)
13- سوره نمل آیه 62:
... آن کیست که دعای بیچارگان مضطر را به اجابت می‌رساند و رنج و غم را برطرف می‌سازد و شما را جانشینان زمین قرار می‌دهد.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«این آیه درباره قائم از آل محمد (ص) نازل شد، اوست به خدا سوگند آن مضطر، هنگامی که در مقام ابراهیم خروج کند و دو رکعت نماز گذارد و به سوی خداوند دعا کند، پس او را اجابت نماید و ناراحتی را برطرف می‌سازد و او را خلیفه در زمین قرار می‌دهد».(13)
14- سوره سجده آیه 29:
[ای رسول ما] بگو! در روز پیروزی، ایمان کسانی که کفر ورزیدند سودی به حالشان نخواهد داشت و مهلت داده نخواهند شد.
امام صادق (ع) فرمودند:
«منظور از روز پیروزی در این آیه، روزی است که دنیا بر روی حضرت قائم (عج) گشوده می‌شود. کسی که پیش از آن هنگام مومن نبوده و بعد از این فتح یقین کند، ایمانش نفعی به حالش نخواهد داشت. ولی هر کس پیش از آن ایمان داشته و منتظر ظهورش بوده، ایمانش سودمند خواهد بود و خداوند مقام و شأنش را نزد امام قائم (عج) بزرگ خواهد ساخت.» (14)
15- سوره فصلت آیه 53:
به زودی آیات و نشانه های خود را در جهان هستی و در جان خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که او حق است.
امام محمدباقر(ع) فرمودند:
«این آیه در مورد خروج حضرت قائم (عج) است که خلق او را خواهند دید».(15)
16- سوره فتح آیه 28:
اوست؛ خدایی که رسول خود را با هدایت [قرآن] و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان مسلط و غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کافی است.
امام صادق(ع) فرمودند:
«این آیه در مورد قائم آل محمد (عج) می‌باشد، او امامی است که خداوند او را بر همه‌ی ادیان ظاهر و غالب می‌سازد، پس زمین را از قسط و عدل پر می‌کند،هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.» (16)
17- سوره ق آیه 41 و 42:
و آن روز منادی حق از جای نزدیک ندا خواهد کرد، گوش فرا دار، روزی که (خلق) آن صیحه را به حق بشنوند، آن هنگام روز خروج است.
امام جعفرصادق (ع) درباره‌ی تفسیر این دو آیه شریفه فرمودند:
«منادی به نام قائم (عج) و پدرش (ع) ندا می‌دهد و» صیحه در این آیه، صدای آسمانی است که در روز خروج حضرت مهدی (عج) شنیده می‌شود. (17)
18- سوره تکویر آیه 15 و 16:
سوگند به آن ستارگان که حرکت کرده و پنهان می‌شوند.
امام محمدباقر(ع) فرموده‌اند:
«کلمه‌ی خنّس در این آیه، امامی است که در زمان خودش هنگامی که اطلاع مردم از او قطع گردد سال دویست و شصت پنهان می‌شود، سپس هم چون ستاره‌ی تابان در تاریکی شب آشکار می‌گردد، اگر آن دوران را درک کنی دیده‌ات روشن می‌شود».(18)
19- سوره فجر آیه 4-1:
سوگند به فجر [سپیده دم که جهان روی روشنایی می‌بیند] و سوگند به شب‌های ده گانه و سوگند به حق جفت و به حق فرد، قسم به شب آنگاه که به روز روشن مبدل شود.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«منظور از فجر، سپیده دمی است که جهان را روشن می‌کند، که همان قائم آل محمد (ص) و ظهور اوست».(19)
20- سوه هود آیه 86:
یکتا بازمانده‌ی خدا برای شما بهتر است، اگر مومن هستید.
امام محمدباقر (ع) در تأویل این آیه فرمودند:
«هنگامی که مهدی (عج) ظاهر شود، اولین سخنی که بر زبان مبارکش جاری می‌شود این آیه‌ی شریفه است».(20)

پی نوشت ها :

1. تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 152.
2. ترجمه المحجه، ص 262.
3. ترجمه المحجه، ص 250 و 251.
4. تفسیر صافی، ج 4، ص 80.
5. کتاب الغیبه، ص 170- بنابیع الموده، ص 422.
6. ترجمه المحجه، ص 129.
7. کافی، ج 1، ص 407- تفسیر نمونه، ج 6، ص 312- تفسیر برهان، ج 2، ص 27.
8. کمال الدین، ج 2، ص 670- بحارالانوار، ج 51، ص 50.
9. روضه کافی، ص 287.
10. کافی، ج 1، ص 431.
11. تفسیر قمی، ج 2، ص 87- تأویل الآیات الظاهره، ص 343.
12. ترجمه المحجه، ص 275.
13. تفسیر قمی، ج 2، ص 129.
14. منتخب الاثر، ص 470- ترجمه المحجه، ص 305- تأویل الآیات الظاهره، ص 445.
15. ترجمه المحجه، ص 328- کتاب الغیبه، ص 143.
16. تفسیر قمی، ج 2، ص 317- ترجمه المحجه، ص 358.
17. ینابیع الموده، ص 429- تفسیر قمی، ج 2، ص 327.
18. کافی، ج 1، ص 341.
19. تأویل الآیات الظاهره، ص 792.
20. بحارالانوار، ج 52، ص 192.

برچسب‌ها: 
Subscribe to RSS - دوزخ

دسته بندی