به نظر شما توی دنیا اتفاقی، اتفاقی اتفاق می افته؟

مثلا آیا ممکنه آگهی کاری، کلاسی، جلسه ای، اعتکافی، یا چیزای دیگه ای رو اتفاقی ببینید؟

یا ممکنه سر از دانشگاهی، رشته ای، کلاسی، یا هر جای دیگه ای در بیارین که قصد حضور تو چنین جایی رو نداشتین؟

یا ممکنه آدمایی که تو زندگیتون هستن اتفاقی پیداشون شده باشه؟

یا تولدتون اتفاقی تو تاریخ تولدتون اتفاق افتاده؟ تاریخ تولدی که تأثیر زیادی داره تو آشنایی ما با آدمای مختلف و قرار گرفتنمون تو شرایط مختلف، تو دوره های مختلف زندگیمون...

یا مثلا اتفاقیه که تولد شهدای ماه حرام محرم توی ماه معظم شعبانه؟ تو ماهی که انقدر نور چشمی خداست و ماه میلاد ثارالله و قمر بنی هاشم و یادگار دلسوخته ی کربلاست، و همچنین میلاد حضرت علی اکبر تو این ماهه؟!

که آدم دلش میخواد تو همچین روزایی از ته دل بخنده و شادی کنه ... ولی نمیشه! چون که... چطوری بگم؟

آخه مگه میشه یاد امام حسین، حتی تو روز تولدش، باشه و یاد کرب و بلاش نباشه؟

میشه یاد عباس باشه و یاد چشمای قشنگش نباشه که شد کاسه ی خون؟

میشه یاد علی اکبر باشه و یاد تیکه تیکه شدن پیکرش نباشه؟

میشه یاد علی اوسط باشه و یاد یه عمر چشم گریونش نباشه؟

مگه میشه یاد شهدای کربلا باشه و یاد بی وفایی کوفی نباشه؟

آره "آدم" دلش میخواد که شادی کنه اما وجدانش نمیذاره که!! چون هنوز یه کوفی بی وفاست که مثل کوفیا که به امام زمانشون وفا نکردن و بهش جفا هم کردن، داره به امام زمانش وفا نمیکنه که هیچ جفا هم میکنه!

آره ماها داریم با گناهامون مثل کوفیا جفا می کنیم به امام زمان خودمون، شایدم بدتر از اونا...

امام زمان ما بیشتر از هزار و چهارصد ساله که شاهد جفا و بی وفایی شیعه هاشه...

کوفیا صدای "هل من ناصر" حسین زمان خودشون رو نشنیدن ما هم صدای حسین زمان خودمون رو نمیشنویم.

حضرت عباس رو دوست داریما خیلی هم دوست داریم، اما برا امام زمانمون هنوز عباس نشدیم که بیاد، خودش گفته هرجا روضه ی عباس باشه منم اونجام، این یعنی اگه عباس داشته باشم برمیگردم دیگه، پس اگه برنمیگرده یعنی ماها هنوز عباس نشدیم.

عباس نشدیم که جلو چشم حسینمون مواظب رفتارمون باشیم.

عباس نشدیم که بی اجازه ی حسینمون لب از لب باز نکنیم.

عباس نشدیم که وقتی حسینمون تشنه س آب نخوریم.

عباس نشدیم که حسینمون علم بده دستمون و خیالش تخت باشه.

عباس نشدیم که برا حسینمون از دار و ندارمون بگذریم.

عباس نشدیم که که برا حسینمون از خودمون بگذریم.

اگه مثل عباس بشیم برمیگرده... و وقتی برگشت و با هم شدیم مرهم برا زخمای سیدالشهدا و شدیم تسکین برا رنجای سیدالساجدین و شدیم منتقم کرّار شهدای دشت نینوا اون روز وجدانمون و دلمون دوتایی باهم شادی می کنن برا اعیاد شعبانیه اونم چه شادمونی ای...

راستی داشتم از اتفاقی بودن اتفاقات می گفتم، بنظرتون اتفاقیه که این شما هم متن رو خوندین؟

کار گروه تحریر وارثان انتظار (نوشته: خانم مقدم)

Subscribe to RSS - روز جوان

دسته بندی