هجمه ی رسانه های غربی علیه امام زمان(عج) / سخنان استاد رائفی پور پیرامون سناریوی جدید غرب: آیا امام زمان (عج) همان دجال در مسیحیت است ?؟؟

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

نام کتاب: روش روشن در وظایف زمان غیبت

نویسنده: مهدی صدری

ناشر: دلیل ما

سال انتشار: 1396

نوبت چاپ: پنجم

قیمت: 8000 تومان

تعداد صفحه: 168

شابک:  ۹۷۸۹۶۴۳۹۷۸٠۶۸

زبان کتاب:  فارسی

نوع جلد: شومیز

 

این کتاب در پنج فصل به شرح وظایف شیعیان در عصرغیبت حضرت مهدی(عج) پرداخته است.

اولین فصل بیانگر برتری مومنان زمان غیبت بر سایرین است و از جمله دلایل این برتری، تحمل مشکلات و حفظ عقیده در طوفان بلاها شمرده شده است. فصل دوم به تبیین وظایف انسان در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) پرداخته و 16 اصل کلی را اعلام کرده است. آنگاه حفظ حب و بغض و الگوگیری از معصومین(ع)، انتظار فرج، رعایت تقیه و ... از مهمترین وظیفه های یک شیعه برشمرده شده است. سومین فصل بحث شناخت امام زمان(عج) را مطرح کرده و نص بر امامت حضرت و اوصاف ایشان و نشانه های معرفت به وجود نازنین مهدی فاطمه(عج) را شرح داده است. شناخت علائم ظهور از جمله خروج سفیانی، قتل نفس زکیه، صیحه آسمانی، نزول حضرت عیسی(ع) و ... در چهارمین فصل بیان شده است. آخرین فصل به وظایف نزدیک ظهور برای شیعیان پرداخته و روایاتی در باره پنهان شدن از سفیانی، یاری یمانی، رفتن به مکه، سپاسگزاری خداوند جهت درک دولت کریمه و ...آورده شده است.

این کتاب در 168 صفحه رقعی توسط حجت الاسلام مهدی صدری به رشته تحریر در آمده است.

نام کتاب: سفیانی

نویسنده: نجم الدین طبسی

ناشر: انتشارات مرکز تخصصی مهدویت

سال انتشار: پاییز 94

تیراژ: 1000 نسخه

نوبت چاپ: اول 

قیمت: 6000 تومان

کد محصول: bok- mvc-246

زبان کتاب: فارسی

 

کتاب سفیانی، دروس خارج آیت‌الله نجم الدین طبسی بوده و در انتشارات مرکز تخصصی مهدویت منتشر شده است. در این کتاب سلسله مباحث مهدویت 1 از جمله دروس خارج مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم گردآوری شده است.

عنوان کتاب: بررسی نشانه های ظهور

موضوع: مهدویت

نویسنده: اسماعیل اسماعیلی

منشا مقاله:  ح‍وزه‌، س‍ال‌ 12، ش‌ 4، 5، (م‍ه‍ر ـ دی‌ 1374): ص‌ 223 ـ 292

تعداد صفحات: 77

فرمت: pdf

 

 

اعتقاد به آمدن مصلح کل در آخر الزمان، ریشه در دل تاریخ دارد و مخصوص به اسلام و تشیّع نیست. کم و بیش، همه ادیان الهی، صرف نظر از نوع جهان بینی و اختلافاتی که در ویژگیهای منجی موعود دارند، نوید آمدن وی را داده اند و برای او، نشانه هایی یاد کرده اند. در این نوشتار نویسنده به نشانه های ظهور مهدی (ع) و بررسی میزان اعتبار و چگونگی تحقق آنها پرداخته است.

عناوین کتاب به شرح زیر می باشد:

منظور از نشانه های ظهور؛ منظور از قائم؛ نشانه های برپایی قیامت؛ احتمال جعل و تحریف؛ مشخص نبودن زمان ظهور؛ شمار نشانه های ظهور؛ انواع نشانه های ظهور؛ نشانه های حتمی؛ نشانه های متصل به ظهور؛ نشانه های غیر عادی؛ قانون معجزه؛ خروج سفیانی؛ خسف در بیداء؛ خروج یمانی؛ قتل نفس زکیه؛ صیحه آسمانی؛ یادآوری چند نکته؛ خروج دجال؛ درآمدن پرچم های سیاه از خراسان؛ خسوف و کسوف؛ فراگیر شدن جهان از ظلم و جور؛ زمینه سازان؛ باران های پیاپی؛ جنگ های خونین؛ خروج یأجوج و مأجوج؛ طلوع خورشید از مغرب؛ اشکالاتی در باب نشانه های ظهور؛ دلسردی و یأس؛ آگاه شدن مخالفان.

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

پاسخ:
با توجه به روايات به صورت خلاصه مي‌توان چنين گفت:
وقتي مردم جهان آماده پذيرش حضرت شدند، با ديدن علايم ظهور نگاه‌ها متوجه مكه مي‌شود. حضرت مهدي(عج) با اذن و امر خدا همراه با 313نفر از ياران در مسجد الحرام ظاهر مي‌شوند و با معرفي خود ظهور را اعلام كرده و مردم را به سوي خدا و پيروي از خود دعوت مي‌كند. با اعلام ظهور، ياران ديگر حضرت نيز به طرف مكه حركت مي‌كنند تا اينكه جمعيت ياران به ده هزار نفر مي‌رسد و حضرت خروج مي‌كند. مكه را به تصرف در مي‌آورد و پس از اصلاح امور به طرف مدينه حركت مي‌كند. با تصرف اين شهر و اصلاح امور آن به سمت عراق به راه مي‌افتد. البته در طول حركت ياران ديگري نيز به سپاه حضرت افزوده مي‌شود. در عراق پس از ارشاد و راهنمايي، به جنگ با معاندان و لشكر ظالم سفياني مي‌پردازد كه در نهايت به پيروزي حضرت و كشته شدن سفياني و سپاه او مي‌انجامد. سپس حضرت براي فتح بيت المقدس اقدام مي‌كند. نزول حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) باعث مي‌شود افراد زيادي از اهل كتاب به اسلام گرايش پيدا كنند و سر انجام با فرستادن ياران به نقاط مختلف عالم و فتح آن ، پيروزي نهايي براي اسلام رقم مي‌خورد.
آنچه از روايات استفاده مي‌شود اين است كه با ظهور حضرت مهدي(عج) مديريت جامعه انساني در دستان آن امام معصوم قرار مي‌گيرد و با از بين رفتن مظاهر شرك و فساد، جهان به صورت يكپارچه تحت حاكميت آن بزرگوار اداره مي‌شود.
در آن روز؛ دين اسلام استقرار كامل يافته و بر همه دين‌ها غلبه مي‌كند.(توبه، آيه 32و33)
امنيت كامل بر جهان سايه مي‌افكند و عبادت صحيح و خالصانه واقع مي‌شود.(نور، آيه 55)
زمين از آن بندگان صالح خواهد شد(انبياء، آيه 105).
عدالت فراگير شده، علم به بالاترين درجه شكوفايي خواهد رسيد. زمين بركات خود را آشكار مي‌كند، عقول كامل شده و رشد در همه زمينه‌ها اتفاق مي‌افتد.(ر.ك نگين آفرينش نوشته جمي از محققين).
ما اين اميد را داريم كه زمان ظهور را درك كرده و در ركاب حضرت باشيم، ولي اگر عمر ما به زمان ظهور متصل نشد؛ بنابرآنچه از قرآن و روايات استفاده مي‌شود، اين است كه گروهي از مؤمنان ـ كه قبل از ظهور از دنيا رفته‌اند ـ به اذن خدا به دنيا برمي‌گردند و در ركاب حضرت و جزء ياران او خواهند بود. ياران آن بزرگوار هم از افرادي هستند كه در زمان ظهور زنده‌اند و هم از كساني‌اند كه قبل از ظهور از دنيا رفته و دوباره زنده مي‌شوند. لذا از ما خواسته شده كه هر روز صبح دعاي عهد بخوانيم(مفاتيح الجنان، بعد از دعاي ندبه) امام صادق(ع) در روايتي فرمود: هر كس قبل از صبح اين دعا را بخواند؛ از ياران قائم(عج) خواهد بود و اگر پيش از ظهور بميرد، دوباره زنده شده و از قبر خارج مي‌شود. در متن اين دعا نيز ما از خدا مي‌خواهيم اگر قبل از ظهور از دنيا رفتيم دوباره زنده شويم: «اللهم ان حال بيني و بينه الموت...».

شباهت های حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) به حضرت موسی (علیه السّلام):

1- حضرت موسی علیه السلام دوران حمل و ولادتش مخفی بود, حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز مدت حمل و ولادت ایشان مخفی بوده است.

2- حضرت موسی علیه السلام نیز از قومش دو غیبت داشت که یکی از دیگری طولانی تر بود, غیبت اول از مصر بود و غیبت دوم هنگامی که به سوی میقات پروردگارش رفت.

3- در مورد حضرت موسی علیه السلام خداوند با او سخن گفت و چنین فرمود: که تو را برای یاری حق و ... انتخاب کردم, به قائم (عجل الله فرجه الشریف) نیز هنگامی که به آسمان به سراپرده عرش رفتند, چنین جملاتی بلکه بیشتر خطاب شد.

4- موسی علیه السلام از قوم خود از ترس دشمنانش غائب شد [1], حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز همینطور.

5- حضرت موسی علیه السلام وقتی غائب شد قومش در محنت ها, فشارها, مشقت و ذلت واقع شدند, حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز شیعیان و دوستانش در زمان غیبت ایشان در مُنتهای سختی و فشار و ذلت می افتند.

6- خداوند متعال در مورد حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «ما به موسی کتاب دادیم, پس در آن اختلاف شد» [2],[3]. در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز همینطور؛ زیرا در کتابی که با او است- قرآنی که امیرالمومنین علیه السلام جمع کرد- اختلاف می شود.

7. امام صادق علیه السلام فرمود: «اصحاب موسی علیه السلام به نهری آزمایش شدند که خداوند متعال می فرماید: «خداوند شما را به وسیله رودخانه ‏اى خواهد آزمود. پس هر كس از آن بنوشد از [پیروان‏] من نیست، و هر كس از آن نخورد، قطعاً او از [پیروان‏] من است، مگر كسى كه با دستش كفى برگیرد»[4] . اصحاب حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز به مانند آن مبتلا خواهند شد. [5]

8. در مورد حضرت موسی علیه السلام, خداوند دشمنش (قارون) را به زمین فرو برد؛ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز دشمنانش (لشکر سفیانی) را به زمین فرو خواهد برد.

9- خداوند متعال به منظور امتحان قومش, ظهور آن حضرت را تأخیر انداخت. تا آنان که گوساله پرستیدند, از خداپرستان جدا شوند. در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز خداوند به همین منظور ظهورش را به تأخیر انداخته است.

10- حضرت موسی علیه السلام از سنگ برایش دوازده چشمه جوشید و حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز, از سنگ برایش آب و غذا بیرون می آید. [6]

11- خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام عصایی عنایت فرمود, و آن را معجزه ی آن حضرت قرار داد. حضرت مهدی  (عجل الله فرجه الشریف) نیز همان عصا را همراه خواهد داشت[7]. [8]

12- بنی اسرائیل منتظر قیام حضرت موسی علیه السلام بودند, چون به آنها خبر داده شده بود که فرج آنها به دست اوست؛ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز شیعیانش منتظر ظهورش هستند.

13- فرعون برای رسیدن به حضرت موسی علیه السلام افراد بسیاری را کشت ولی موفق به کشتن حضرت موسی علیه السلام نشد و آنچه خدا خواست همان شد. حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز فرعون های زمان به منظور قتل حضرتش, چه بسیاراز فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله را کشتند, ولی به حضرت دست پیدا نکردند.

14- در مورد حضرت موسی علیه السلام خداوند در یک شب امرش را اصلاح فرمود؛ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز خداوند در یک شب امر ظهورش را اصلاح می فرماید. [9]

پی نوشت:

1. القصص/ 21: « وَ لَقَدْ ءَاتَیْنَا مُوسىَ الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ  وَ لَوْ لَا كلَِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضىِ‏َ بَیْنهَُمْ  وَ إِنهَُّمْ لَفِى شَكٍ‏ّ مِّنْهُ مُرِیب‏ »

2. هود/110: « فخََرَجَ مِنهَْا خَائفًا یَترََقَّبُ  قَالَ رَبّ‏ِ نجَِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین‏»

3. ر.ک:  مترجمان، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، انتشارات فراهانى, چاپ اول، 1360 ش, ج12, ص 135:"یعنى در درستى و صحت آن كتابى كه بر وى نازل شده بود، اختلاف كردند.

4. البقره/249: « ... مُبْتَلِیكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنىّ‏ِ وَ مَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنىّ‏ِ إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةَ  بِیَدِهِ»

5. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص332, ح56 ونیز: النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, ص316, ح13         

6. النعمانی، الغیبة، پیشین, ص238, ح28

7. الكلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الكافی, تصحیح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى, چاپ چهارم, تهران, دار الكتب الإسلامیة, ‏1407ه‏, ج1, ص231, ح1

8. ر.ک: واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران, آیین انتظار, قم, انتشارات مسجد مقدس صاحب الزمان (جمکران), چاپ دوم, 1384ش, صص97-95 ؛ طسوجی, محمد حسین, مهدی (عج) معجزه جاودان, قم, لاهیجی, چاپ اول, 1382ش, صص38-40

9. طسوجی, مهدی (عج) معجزه جاودان, پیشین, صص39-40

تحولات خاورمیانه (داعش و سفیانی ) و تحلیلی بر نشانه های ظهور

 

ایسکا (پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی): داعش یکی از گروه های تکفیری سلفی است که با ایجاد ناامنی در عراق و سوریه و با حمایت غرب و کشورهای عربی سعی در ایجاد چهره ای خشن از اسلام دارد، این گروه از نمادها و نشانه هایی استفاده می کند که در روایات مربوط به ظهور به آنها اشاره شده، برای شناخت بیشتر این گروه تروریستی و تحلیل ارتباط آن با حوادث ظهور گفتگویی را با دکتر رحیم کارگر مدیر گروه آینده پژوهی پژوهشکده مهدویت وآینده پژوهی انجام داده ایم.

آیا مسائل و رویدادهای خاورمیانه به خصوص حوادث سوریه، عراق، مصر و عربستان با نشانه های ظهور ارتباط دارد یا خیر؟

به طور کلی اگر بخواهیم وضعیت خاورمیانه قبل از ظهور را بررسی کنیم می توانیم به چند نکته اساسی اشاره کنیم. اولین نکته فزونی جنایات و فتنه ها در این دوران است. خاورمیانه قبل از ظهور مملو از ناامنی، تشویش، جنایت و سفاکی گری خواهد بود. برخی از این جنایات متوجه شیعیان است و شیعه ستیزی یکی از ویژگ های بارز این عصر است. علاوه بر آن ما شاهد اختلاف شدید و هرج و مرج بین مردم و سران کشورها خواهیم بود. نکته مهم دیگر در این دوران فزونی ظلم و ستم و اندیشه سفیانی گری است. البته در پشت پرده این تحولات ما شاهد اقدامات یهودیان خواهیم بود. در این دوران جریان های خطرناک و فاسدی شکل خواهند گرفت و هراس و خوف شدید بین مردم ایجاد خواهد داد و در نهایت شاهد فزونی مدعیان مهدویت و تلبیس آنها به نمادهای مذهبی خواهیم بود.

در این دوران مردم عرب از حکام و فرمانروایان خود سرپیچی کرده و کشورهای اسلامی به سمت ناامنی پیش خواهند رفت. و در نهایت ما شاهد شکل گیری جریان های فاسد و ستمگر اموری و عباسی خواهیم بود. یعنی یک نوع تجدید قدرت اینها به اشکال دیگر. با توجه به این نکات از امام علی(ع) روایت شده که فرمود: « انْتَظِرُوا الْفَرَجَ فِی ثَلَاثٍ قِیلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَیْنَهُمْ وَ الرَّایَاتُ السُّودُ مِنْ خُرَاسَانَ وَ الْفَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَقِیلَ لَهُ وَ مَا الْفَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقُرْآنِ إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قَالَ إِنَّهُ یُخْرِجُ الْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا وَ یَسْتَیْقِظُ النَّائِمَ وَ یُفْزِعُ الْیَقْظَانَ ».

براساس این روایات اختلاف و دیگری و نزاع از ویژگی های دوران قبل از ظهور در خاورمیانه خواهد بود. نکته مهم دیگر این است که دو جریان موازی در راستای اندیشه مهدویت و فرجام باوری شکل خواهد گرفت . در واقع به اسم مهدویت دو نوع جریان مثبت و منفی به وجود خواهد آمد که در راستای یاری و یا تقابل با ظهور قابل تحلیل و ارزیابی هستند !! این دو جریان که می توان در سفیانی گری و جریانات یمانی و سید خراسانی مشاهد کرد ، قبل از ظهور ، یه وجود می آیند و در صدد تحقق اهداف خود براساس رسیدن به جامعه موعود یا ایجاد مانع برای تحقق جامعه موعود الهی و جامعه راستین هستند. و به عبارتی در صدد این هستند که به رهبری شیطان جامعه قلابی و انحرافی را به اسم جامعه موعود قالب کنند و رنگ بزنند و در صدد ایجاد انحراف در اذهان عمومی باشند !!!

نکته عجیب تر اینکه شیطان نیز با تمام قوا وارد شده و در صدد معرفی جریان سفیانی به عنوان جریان حق و موعود واقعی می باشد. در روایتی آمده «قال زرارة : قالَ الصادقُ علیه السّلام : یُنادی مُنادٍ مِنَ السَّماء اَنَّ فُلاناً هُوَ الاَمیرُ وَ یُنادی مُنادٍ: اَنَّ عَلِیِاً وَ شیعتَهُ هُمُ الفائِزونَ. قُلت: فَمَن یُقاتِلُ المَهدیَّ علیه السلام بَعدَ هذا؟ فَقالَ: اِنَّ الشَّیطانَ یُنادی: اَنَّ فُلاناً وَ شیعَتَهُ هُمُ الفائزُونَ، یَعنی رَجُلاً مِن بَنی اُمَیَّةِ. قُلتُ فَمَن یَعرِفُ الصّادِقَ مِنَ الکاذِبِ ؟ قالَ علیه السّلام: یَعرِفُهُ الَّذینَ کانُوا یَروُونَ حدیثَنا، وَ یَقُولُونَ: اَنَّهُ یَکُونُ قَبلَ اَن یَکُونَ وَ یَعلَمُونَ اَنَّهُم هَُمُ المُحِقُّونُ الصّادِقٌونَ.» زراره می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند: آواز دهند ای از آسمان بانگ خواهد زد که تنها فلانی (مهدی) امیر است و آوازدهنده ای ندا خواهد داد که همانا تنها علی و شیعیان او رستگارند. زراره عرضه داشت : پس، بعد از این آوازه و ندا، چه کسی با مهدی می جنگد؟آن حضرت فرمودند: همانا شیطان ندا خواهد داد : به درستی که فلانی و شیعیان او رستگارند، یعنی مردی از بین امیه. زراره می گوید: پس چه کسی راست گو را از دروغ گو باز می شناسد ؟ فرمودند: کسانی که از قبل، حدیث ما را روایت نموده و می گفتند : پیش از قیام، این ندای آسمانی خواهد بود، صادق را می شناسند، و می فهمند آنان خود بر حق و راست گو هستند.

در واقع هنگام ظهور امام زمان(عج) ندایی از طرف حق بلند شده و مژده ظهور امام زمان(عج) و تبعیت از طرف ایشان را مطرح می کند و نیز ندایی از طرف شیطان بلند شده و لزوم یاری از بنی امیه و سفیانی را در برابر حضرت مهدی بلند می کند. و مردم را به گمراهی می کشاند. پس نکته بارز در این دوران شبیه سازی هایی است که به اسم جریان حق و مهدویت از طرف شیطان و سفیانیان شکل خواهد گرفت و حق را با باطل آمیخته کرده و مردم را دچار تزلزل فکری خواهند نمود. البته جریان های مختلف مدعی نیز شکل خواهد گرفت که اهمیت در خوری ندارند. مسئله مهم این است که در پشت همه این تحولات و شبیه سازی حق با باطل، و بلند کردن پرچم های سیاه و امثال آن، یهود و یهودی گری قرار خواهد داشت.در واقع وجهه بارز این زمان پیوند عمیق و ناگسستنی یهودیان با مسلمان نمایانی است که ادعای بازگشت به اسلام و احیای جریان اموی و عباسی را دارند!!

از دیدگاه آینده پژوهی این تحولات را چگونه می توان تحلیل کرد و آیا ارتباطی با حوادث روز دارد یا خیر؟

از نظر آینده پژوهی مردم از هم‌اکنون باید بدانند که آینده ممکن است آبستن چه پیشامدهایی باشد؛ کدام پیشامدها احتمال وقوع بیشتری دارند؛ و در میان آن‌ها کدام‌ یک از مطلوبیت بیشتری برخوردار است. بر همین اساس، سه رویکرد به مطالعه آینده وجود دارد: آینده‌پژوهی تحلیلی، که گاه آینده‌پژوهی اکتشافی نیز نامیده می‌شود؛ آینده‌پژوهی‌ تصویرپرداز؛ و آینده‌پژوهی هنجاری، که گاه آینده‌پژوهی مشارکتی نیز نامیده می‌شود. روش های مورد استفاده در آینده پژوهی فراوان است از جمله : دیده بانی آینده ، دلفی ، تجزیه و تحلیل روند ها ، تجزیه و تحلیل پیشران ها ، سناریو پردازی ، چشم انداز سازی ، نقشه راه ، پس نگری ، مدلینگ ، شبیه سازی و ترکیبی از روش های فوق ... .

بسیاری از آینده پژوهان سواد آینده یا همان هوشیاری محیطی را مهمترین ابزار برای ساختن آینده می دانند. در حقیقت بدون پایش محیطی بهره برداری از تکنیک ها و روش هایی که برای آگاهی از شرایط آینده به کار می روند، میسر نخواهد بود. یک آینده پژوه همواره شرایط پیرامونی خود را زیر نظر می گیرد و نشانه های تغییر را شناسایی می کند. آگاهی از شرایط محیطی از آن جهت حایز اهمیت است که برنامه ریزی های واقع بینانه در هماهنگی با تغییرات محیطی رشد یافته و تغییر می کنند. از دیدگاه دانش آینده پژوهی کمک به برنامه ریزی بهتر در شرایطی امکان پذیر خواهد بود که آگاهی مناسبی از متغیرهای محیطی و تاثیرات آنها بر تصمیم ها و انتخاب های خود داشته باشیم. به این سبب مجموعه ای از هوشیاری های فنی، تجاری، سیاسی و اجتماعی ضرورت می یابند.

بر این اساس از نظر آینده پژوهی و مطالعه رویدادهای آینده و تحلیل روندهای موجود، هر نوع علامت و سیگنال مورد توجه قرار می گیرد و نمی توان به آنها بی اعتنا بود. در واقع آینده پژوهی در صدد ایجاد آمادگی در مردم در حالت ها و سناریوهای مختلف است و می کوشد مردم در برابر حوادث آینده غافلگیر نشده و تکالیف و مسئولیت های خود را فراموش نکنند. از این رو نشانه های ظهور و تحلیل درست آنها یکی از ابراز های مهم آینده پژوهی برای رسوخ به آینده است. البته آینده پژوهی سخن از قطعیت و حتمی بودن پیش بینی های خود ندارد. به همین خاطر در صدد طرح احتمالات و آینده های ممکن است و در نتیجه نشانه های ظهور می تواند یکی از مهمترین منابع تحلیل حوادث خاورمیانه باشد. بر این اساس آینده پژوهی به دنبال تطبیق و مصداق یابی نشانه های ظهور نیست، بلکه فقط در صدد این است که توجه مردم را به امکان بروز حوادث مرتبط با ظهور آشناتر سازد و در نتیجه نمی توان با قطعیت گفت که حوادث فعلی خاورمیانه ، اختلافات در شام و درگیری های عراق و حوادث عربستان و مصر مرتبط با ظهور است. از طرف دیگر کسی نمی تواند ادعا کند این حوادث مرتبط با ظهور نیست و بگوید این حوادث ربطی به حوادث ظهور ندارد، در نتیجه راه درست آن است که ضمن آشنایی و شناخت دقیق ماهیت تحولات خاورمیانه آمادگی خود را در حالت ها و سناریوهای مختلف حفظ کنیم و سمت و سوی این حوادث و رویداد ها را شناسایی کنیم.

آیا اتفاقاتی که در کشورهای مختلف عربی در حال رخ دادن است مانند آنچه در عراق و سوریه رخ می دهد و یک گروهک ترویستی سعی در ایجاد خلافت به اصطلاح اسلامی دارد، قابل پیش بینی بود؟

بله این اتفاقات پیش بینی شده بود، به عنوام نمونه در نشست آینده پژوهی و تحولات خاورمیانه که دوسال پیش گروه آینده پژوهی پژوهشکده مهدویت برگزار کرد، به شدت نسبت به گسترش اندیشه سلفی گری که پیوندهای زیادی با باورهای سفیانی گری دارد، هشدار داده شد. و احتمال قدرت یافتن گروه های تروریستی مبتنی بر اندیشه اموی گری و سفیانی گری و ضد مهدویت اصیل مطرح گردید. اگر به همین اندازه به این احتمالات توجه می شد امید بود کشوری مثل عراق با دقت بیشتری حوادث داخلی خود را پیگیری می کرد و از خطرات رشد جریان های سلفی گری آگاه می شد.

در هر حال با مطالعه وضعیت فعلی کشورهای خاورمیانه و قرینه سازی های مثبت و منفی در مورد جریان های قبل از ظهور می توان به مشابهت های آن با وقایع قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) پی برد. بر این اساس روشن می شود که رشد جریان های سلفی گری و صهیونیسم و افراطی گری در خاورمیانه عمدتا جهت معارضه با حضرت مهدی(عج) و جلوگیری از انقلاب و قیام ایشان و آمیخته کردن حق با باطل است. پس لازم است که ما حداقل به عنوان یک احتمال به این مسئله نگاه کنیم و بدانیم که کشورهای مختلف خاورمیانه آبستن یک سری تحولات و تغییرات بزرگ و اساسی هستند .

نقش کشورهای غربی مانند انگلیس و صهیونیسم را در این حوادث چگونه ارزیابی می کنید؟

کشورهای استعمارگر مثل انگلیس و آمریکا با همراهی اسرائیل که دشمنی دیرینه با اسلام و مسلمانان دارند به یقین در شکل گیری داعش و حوادث خاورمیانه دست دارند. بر این اساس یک زمان بحث اصلی خاورمیانه فلسطین بود اما مدتی بعد این بحث به مسئله بیداری اسلامی تغییر یافت و الان نیز مهمترین مسلئه امنیتی کردن خاورمیانه و درگیر کردن ایران در این فضا است.

بر این اساس با توجه به ایجاد اختلافات شدید بین کشورهای اسلامی، سمت و سوی این تحولات قدرت گرفتن اسرائیل و صهیونیسم، تشدید منازعات خاورمیانه و تبدیل فضای امنیتی به خشونت و جنایت است که نمود آن را می توانیم در احیای سفیانی گری ببینیم.

نکته بعدی این است که آمریکا و عوامل دیگر در صدد هستند که چالش چهارم بعد از چالش امنیتی را در خاورمیانه ایجاد کنند و آن هم حاکم کردن اسلام آمریکایی و شئون آن در خاورمیانه و در تنگنا قرار دادن ایران از جنبه های مختلف است. اسلام آمریکایی هم می تواند در عربستان حاکم شود، هم در ترکیه و هم در مصر، که ویژگی بارز آنها سازش داشتن با اسرائیل و پیوستن آنها به نظام جهانی استکبار و یهودی گری است. به همین خاطر ما باید به شدت نسبت به این حوادث آگاه شده و برخورد درست و منطقی داشته باشیم. الان وضعیت داعش هم درست در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است. داعش با استفاده از پرچم سیاه و استفاده از نمادهای مذهبی و ایجاد خلافت اسلامی درصدد بیان این نکته است که تحولات آینده و ظهور مهدی موعود جزء برنامه های اصلی ماست و البته مهدی آنها همان سفیانی است که بعد از آمیخته شدن حق با باطل در سوریه خروج می کند و بعد از تسلط بر مناطق پنجگانه، جنایات های فراوانی در عراق و دیگر کشورهای اسلامی انجام می دهد. در اینجا ما باید آمادگی خود را برای پیوستن به صف حق طلبان واقعی آماده کنیم و دعوت منادی حق را همیشه اجابت کنیم که می فرماید: « ..... یا اهل الحق اجتمعوا فیصیرون فی صعید واحد».

در روایات مرتبط با حوادث ظهور به وجود دجال اشاره شده است در مورد جریان دجالی گری هم توضیحاتی ارائه کنید؟

یکی دیگر از حوادث ظهور این است که با رشد جریان های سلفی گری در پرتو اسلام آمریکایی، ما شاهد گسترش جریان دجال گری هم خواهیم بود. دجال گری به معنای گسترش فساد و انواع رذایل اخلاقی در جامعه. در واقع جریان دجال گری جریان دینی را از درون تهی کرده آنها را ضعیف می سازد تا نتوانند به وظایف خود نسبت به تحقق جامعه موعود عمل کنند.

با توجه به این تحلیل ها می توانیم بگوییم که بعضی از حوادث خاورمیانه می تواند و محتمل است که در ارتباط با نشانه های ظهور تحلیل و ارزیابی گردد و باعث شود که ما نسبت به این تغییرات و تحولات هشیارتر و آماده تر اقدام کنیم. در واقع این نوع تحلیل و ارزیابی به معنای پیشگویی ظهور و بیان نزدیک بودن ظهور نیست بلکه به این معنا است که جامعه منتظر علاوه بر عمل به وظایف و برنامه های عادی خود یک سری مسئولیت های مهم تر و سنگین تری دارند که نباید به آنها بی اعتنا باشند و بتوانند از فرصت ها و تهدید های موجود به خوبی گذر کنند، اگر در این میان ظهور اتفاق بیفتد جامعه منتظر مفتخر به یاری امام خواهد بود و اگر ظهور صدها سال بعد رخ دهد جامعه منتظر توانسته به تکالیف خود عمل کرده و خود را از خطرات و چالش های موجود رهایی دهدو اسیر فتنه ها و آشوب ها نشود !!

یکی از دشمنان خطرناک حضرت مهدی(علیه السلام) و یارانش، یهود است؛ خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
«همانا شدیدترین مردم، در دشمنی با آنان که ایمان آورده اند، یهودیان و مشرکان هستند.»
چنان که از بعضی روایات استفاده می شود، سفیانی سخت ترین دشمن امام زمان(علیه السلام) از جانب غربی ها و یهود حمایت می شود. اساساً سفیانی را برای حمایت از مرزهای اسرائیل و سرکوب نیروهای انقلابی، روی کار می آورند تا اربابان او از خطر حمله سپاه خراسانی و یاوران مهدی(علیه السلام) که برای آزادی «قدس»، به حرکت درآمده اند، در امان باشند. در آیاتی از سوره مبارکه «اسرا» چنین آمده است:
«ما به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین، فساد خواهید کرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می انگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه ها را جست و جو می کنند و این وعده ای است قطعی، سپس شما را بر آن ها چیره می کنیم و شما را به وسیله دارایی ها و فرزندانی کمک می کنیم و نفرات شما را بیشتر قرار می دهیم. اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید، باز هم به خود می کنید و هنگامی که وعده دوم فرا رسد، آن چنان بر شما سخت خواهند گرفت که آثار غم و اندوه در صورت هایتان ظاهر می شود؛ داخل مسجد (الاقصی) می شوند، همان گونه که بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود می گیرند، در هم می کوبند.» (1)
امام صادق(علیه السلام) در تفسیر جمله «بندگان پیکارجوی خود را علیه شما برمی انگیزیم» فرمودند:
«آنان کسانی هستند که خداوند، قبل از ظهور قائم، آن ها را برمی انگیزد و آنان، دشمنی از دشمنان آل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را فرا نمی خوانند، مگر اینکه او را به قتل می رسانند.» (2)
عیاشی در تفسیر خود، از امام باقر(علیه السلام) روایت کرده که حضرت، پس از تلاوت آیه «بعثنا علیکم عباداً لنا» فرمودند:
«او، قائم و یاران اویند که دارای قوّت و نیروی زیادی هستند.» (3) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که آن حضرت، آیه شریفه فوق را تلاوت فرمودند؛ یکی از یاران عرض کرد:
فدایت شوم! این ها چه کسانی هستند؟ حضرت سه مرتبه فرمودند: «به خدا قسم! آنان اهل قم هستند.» (4)
بنا به ظاهر روایات موجود، در منابع شیعه و سنّی، مراد از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزّمان، همین نبرد است؛ چنان که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود، مگر آنکه بین مسلمانان و یهود، کارزاری رخ می دهد، به گونه ای که مسلمانان، همه آن ها را به هلاکت می رسانند تا جایی که اگر شخصی یهودی (محارب) در پشت صخره یا درخت، پنهان شود، آن سنگ و درخت به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! این یهودی (محارب) است که در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن!» (5)
از روایات یاد شده، به دست می آید که خداوند، به وسیله ایرانیان، زمینه ظهور را فراهم می کند و مقاومت یهود در برابر مسلمانان، در چند نوبت است و نابودی نهایی آنان، به دست حضرت مهدی(علیه السلام) است.
بیرون آوردن «تورات» اصلی، از «غار انطاکیه» و کوهی در «شام» و «فلسطین» و «دریاچه طبریّه»، توسط حضرت مهدی(علیه السلام) و استدلال آن حضرت بر یهودیان نیز نمونه ای از برخوردهای فرهنگی است که در مقام ارائه برهان، از آن استفاده می شود. از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند:
«تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می شود، بیرون می آورد.» (6)
و نیز فرمودند:
«صندوق مقدس، از دریاچه طبریّه به دست وی آشکار می شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او، در بیت المقدس قرار می دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیت زیادی از آن ها اسلام می آورند که حدود سی هزار هستند.» (7)

پی نوشت ها :

1. سوره مائده (5)، آیه 83.
2. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138.
3. همان.
4. بحارالانوار، ج 60، ص 216.
5. مسند احمد، ج 2، ص 417؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 312.
6. بحارالانوار، ج 51، ص 25.
7. معجم احادیث الامام المهدی(علیه السلام)، ج 1، ص 344؛ الملاحم و الفتن، ص 69.
منبع مقاله :
شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم

حتمی بودن ظهور

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(1)؛
ما می خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
در این آیه، به مؤمنان نوید داده شده که وارثان زمین و حاکمانِ پهنای گیتی خواهند گردید و این، وعده ی الهی و اراده ی ازلی حق تعالی است. این اراده، گاهی به صورت جزئی نیز تجلی کرده که از جمله ی آن، قصه ی نجات بنی اسرائیل و هلاکت فرعون به دست موسی (علیه السّلام) است.(2)
آیه ی یاد شده، با عنوان«وَنُرِیدُ» حکایت از اراده ی حق تعالی می کند که همواره جریان داشته و عاقبت، به طور گسترده و کامل به انجام خواهد رسید. این آیه- به دلیل حتمی بودن مفاد آن- در روایات نیز به ظهور حضرت حجت و حکومت جهانی ایشان تعبیر شده است.(3)
ظاهر آیه، هر چند درباره ی بنی اسرائیل می باشد، قرآن به لحاظ باطن، دارای مفاهیم گسترده ای بوده و مفاهیم گوناگون از دل آیه بیرون می آید و عمیق و قابل توجه است.

ظهور وعده ی الهی

ابوهاشم داوود، فرزند قاسم جعفری می گوید:
کُنّا عِندَ أَبی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ الرِّضا (علیه السّلام) فَجَری ذِکرُ السُّفیانی و ما جاءَ فی الرِّوایةِ مِن أَنَّ أَمرَهُ مِنَ المَحتُومِ فَقُلتُ لأَبی جَعفرٍ (علیه السّلام) هَلْ یَبدُوللهِ فی المَحتُومِ قالَ (علیه السّلام): نَعَمْ قُلنا لهُ فَنَخافُ أَنْ یَبْدُو لِلهِ فی القائِمِ فَقالَ (علیه السّلام) إِنَّ القائِمَ مِنَ المیعادِ...(... إنَّ اللهَ لا یُخلِفُ المِیعادَ(4)»(5)؛
نزد حضرت جواد (علیه السّلام) بودیم که از سفیانی و این که امر او حتمی است، سخن گفته شد. عرض کردیم: آیا ممکن است در امر حتمی برای خداوند بدأ حاصل شود؟ حضرت فرمود: بلی. گفتیم اگر این گونه است، پس هراس داریم که در خود قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم برای خداوند بدأ حاصل شود. فرمود همانا قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وعده ی خداوند است و... خدا در وعده ی خود خلاف نمی کند.
از نظر عقل، کسی را که به دلیل تهدید، خلف وعده نمود، می توان بخشید و از گناهش چشم پوشی کرد، اما از حکیم، وعده ی خلاف صادر نمی شود. لذا طبق این روایت، ظهور حضرت حجت که به معنای«وعد» و نوید به جامعه ی انسانی و بشری- به ویژه بندگان صالح- است هرگز تخلف پذیر نیست.
مرحوم مجلسی (رحمه الله) در توضیح این حدیث می فرماید: در این جا وعده ی خداوند به صراحت بیان شده است(6)؛
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً ...»(7)؛
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته ای انجام داده اند، وعده می دهد که -قطعاً- آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل می کند، [آن چنان] که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت...
بر اساس آیه ی شریفه، این وعده است و تخلف در وعده هرگز امکان ندارد. این نوید، در جای جای قرآن به بندگان صالح خدا داده شده که سرانجام، ‌حکومت عدل الهی و امامت جهانی به آنها باز می گردد و برای همیشه ادامه دارد و چنین بشارتی- طبق بیان صریح قرآن- در کتاب های گذشتگان نیز آمده است:
«
وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌ »(8)؛
در زبور بعد از ذکر [تورات] نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث[حکومت] زمین خواهند شد.

غایب ناظر

در این که فیض حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- در زمان غیبت- از چه راهی به اجتماع می رسد؟
حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود فرموده اند:
فیض من، مانند خورشیدِ در پس ابرها است(9) و این نور لازم برای ادامه ی زندگی اجتماع هرگز به تاریکی نمی گراید.
امام و ولی زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در هر دوره دو سمت دارد:
یکی، مرجعیت دینی؛ یعنی در مسائلی که مرجعیت دارند، باید همه ی این پرسش ها را پاسخ بدهند و دوم، زعامت سیاسی؛ به این معنا که رهبری جامعه ی تشیّع و البته رهبری جامعه ی اسلامی با ایشان است و هم پاسخ گویی به مسائل شرعی و هم تصدی مسئله ی زعامت و جنبه ی سیاسی جامعه و امت را عهده دار هستند.
در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز باید به زعیم و رئیس مراجعه کرد؛ چنان که در دوران اولیه ی اسلام نیز همین طور بوده است.(10)
امامان (علیهم السّلام) در همان دوران حضور، مرجعیت فتوایی را به اصحاب واگذاشته بودند(11) و افرادی چون محمد بن مسلم، ابان، زراره و زیاد از جمله کسانی بودند که امام باقر (علیه السّلام) به آنها حکم فتوا داده بود:
إجْلِسْ فِی مَسجِدِ المَدینَةِ و أَفْتِ النَّاسِ(12)؛
در مسجد مدینه بنشین و به پرسش های مردم پاسخ بده.
در زمان حضور این گونه بود که مسئله ی مرجعیت فتوایی به بزرگان واگذار شده بود، اما مرجعیت سیاسی- انحصاراً- در اختیار خود ائمه (علیهم السّلام) بود. توقیع (نامه ی) شریف از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که در دست اسحاق پسر یعقوب بوده و اکنون به ما رسیده است، به همین مطلب اشاره دارد(13):
و أمّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیها إلی رُواة حَدیثِنَا فَإنَّهُم حُجَّتِی عَلیَکُمْ و أَنا حُجَةُ اللهِ عَلیَهِم؛(14)
و اما درباره ی مسائل و حوادث جدیدی که برای شما پیدا می شود، به کسانی که احادیث ما را روایت می کنند رجوع کنید، چه این دسته حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم.
این توقیع از لحاظ سند، معتبر بوده، جای هیچ گونه خدشه نیست.

تعریف واژه ی رواة(راویان) حدیث

«رواة حدیثنا»، یعنی، ناقلان حدیث؛ کسانی که بتوانند مغزِ حقیقت و خواسته ی ما را برای شما بازگو کنند.
رواة حدیث؛ یعنی کسانی که در خدمت پیغمبراکرم( صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته و در دین تفقّه کرده اند. فقه عمیق تر از فهم است؛ پی بردن به عمق مطلب و علاج متعلقات و تخصیص را بلد شدن است.(15)
بنابراین، کسی می تواند، مرجعیت سیاسی، اجتماعی حضرت را برعهده بگیرد که جامعیت و شایستگی داشته باشد.
سخن حضرت در ادامه که فرمود: إنَّهمْ حُجَّتی عَلیَکُم(16)؛ تبیین این معنا است؛ یعنی اشخاصی که با چنین صفات یاد شده، حجت من بر شما بوده، در مقابل من و شما مسئول و پاسخ گو هستند. معنای حجت نیز همین است. این نوعی فرمان است. حضرت با همین بیان، مقام زعامت سیاسی را، به این گروه واگذار می کند. فقیهان با این فرمان، واجد حکم شده اند. البته به این نکته ی دقیق نیز باید توجه داشت که در مرجعیت فتوایی، ده تا فقیه می توانند در عرض و موازات هم پاسخ گو باشند. در عصر حضرت صادق (علیه السّلام) پنجاه فقیه، همه در عرض هم منصوب بوده اند و هر کس در منطقه ی خودش مرجعیت فتوایی داشته است.(17) اما اگر کسی زعیم سیاسی باشد، مسئله فرق می کند و این حکم عام، شامل حالش نمی شود. معنای احکامی که مربوط به زعامت سیاسی می شود، شامل کسانی است که واجد این صفات بوده، شایستگی این مقام را داشته باشند. البته این روایت را نباید این گونه معنا کرد که در بین مرجعیت و ولایت سیاسی، تعارضی هست، چرا که در برخی موارد فرض این است که فقیه هر دو صفت را دارا باشد؛ چنان که امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) درباره ی ولی امر نیز به این دو صفت اشاره فرموده است:
إنَّ أَحَقَ النّاسِ بهَِذا الأَمرِ اَقْواهُمْ عَلَیه. و أَعْلَمُهُمْ بأمرِ اللهِ فیِهِ(18)؛
سزاوارترین و شایسته ترین افراد برای رهبری کسی است که از توان[مدیریت] بیشتری برخوردار باشد و بهتر از دیگران از دستورهای الهی پیروی کند.

پی نوشت ها :

.1قصص(28)آیه ی 5.
2
.بقره(2) آیه ی 50.«وَ إِذْ فَرَقْنَا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْنَاکُمْ وَ أَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ‌ ». و[ به خاطر بیاورید] هنگامی را که دریا را برای شما شکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق ساختیم، در حالی که شما تماشا می کردید.
3
.مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج16، ص 18.
4
.آل عمران(3)آیه ی 9.
5
.محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 303.
6
.علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص 250، ح138.
7
.نور(24)آیه ی 55.
8
.انبیا(21)آیه ی 105.
9
.ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 483.
10
.محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص 267.
11
.همان، ج14، ص 311، ح21452.
12
.همان، ج14، ص 311، ح21452.
13
.ابن توقیع را ابوجعفر ابن بابویه صدوق (رحمه الله) در کتاب کمال الدین و تمام النعمه، به سند صحیح از ابوجعفر پسر یعقوب کلینی (رحمه الله) و او از برادرش اسحاق پسر یعقوب نقل کرده است: از محمد پسر عثمان عمری، نایب خاص دوران غیبت صغری درخواست کردم تا نامه ای به خدمت حضرت رسانده، پاسخ دریافت کند. البته مسائلی ردیف کرده که خود مسائل در نامه نیست ولی پاسخ آن با خط شریف حضرت نوشته شده است.
14
.شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 483.
15
.ر.ک: علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج2، ص 222، ج67، ص 374.
16
.همان.
17
.محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص 315، ح21454-16؛ ج17، ص 313، ح21447-9.
18
.نهج البلاغه، خطبه ی 173.

آیا ادعای دیدار با توقیع حضرت مهدی(علیه السلام) به علی بن محمد سمری (دروغگو بودن مدعیان مشاهده ) منافات ندارد؟
برای آنكه به درستی در این مورد، گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كرد تا روشن شود مراد امام مهدی(عج) چیست؟
حدیثی كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعی مشاهده را مطرح می‌كند، آخرین توقیع و نامه‌ای است كه امام زمان(علیه السلام) به چهارمین و آخرین نایب خاص خود، چند روز قبل از مرگ‌اش نوشته است. متن نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
"ای علی بن محمد سمری! خداوند، اجر برادرانت را در عزای تو عظیم گرداند. به درستی كه تو تا شش روز دیگر از دنیا می‌روی. پس به كارهای خود رسیدگی كن وبه احدی وصیت مكن كه پس از وفات، جانشنین تو شود. به تحقیق دومین غیبت(غیبت كبری) واقع گردیده است. پس ظهوری نیست؛ مگر بعد از اذن خدای(عزوجل) و آن بعد از مدتی طولانی و قساوت دل‌ها و پر شدن زمین از ظلم خواهد بود به زودی می‌آید نزد شیعیان من، كسی كه ادعای مشاهده می‌كند. بدانید كسی كه ادعای مشاهده كند، قبل از خروج سفیانی و ندا، پس دروغگو و افترا زننده است. و لا حول ولاقوة الا بالله العلی العظیم"(كمال الدین، ج2، ب45، ح45)
این حدیث در بردارنده نكاتی است از جمله:
1.مدعیان مشاهده، در این دوره، وجود خواهند داشت.
2.مدعی مشاهده قبل از خروج سفیانی و ندا(دو علامت حتمی ظهور) هم دروغ‌گو است و هم افترا زننده.
افترا یا تهمت، آن است كه فردی به شخص دیگر عملی یا قولی را نسبت دهد؛ در حالی كه او چنین نكرده باشد. بنابراین بین دروغگو بودن و تهمت زدن، تفاوت است. هر دروغ‌گویی، تهمت زننده نیست. اگر كسی فقط مدعی دیدن باشد، ولی نسبتی به حضرت ندهد، ممكن است دروغ‌گو باشد اما تهمت زننده نیست. امام، در این نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعی مشاهده، وارد كرده است؛ یعنی، مدعی مشاهده، نسبتی نیز به حضرت می‌دهد.
این نكات در نامه، بزرگان را بر آن داشت تا با تامل و تدبر دقیق‌تر به محتوای نامه بنگرند و بعد اظهار نظر كنند.
عده‌ای با توجه به این كه نامه، در آخرین روز‌های عمر نایب چهارم صادر شده و در آن، تصریح به پایان نیابت خاصه شده است؛ چنین گفته‌اند كه: مراد از مدعی مشاهده، مدعی نیابت خاصه و داشتن ارتباط با حضرت است؛ زیرا، نیابت خاصه؛ یعنی حضور نزد حضرت، همراه با شناخت آن بزرگوار و رساندن سۆالات مردم و ابلاغ پاسخ‌ها و پیام‌ها. این فرد، هم ادعای دیدار دارد و هم آنچه را می‌گوید، از جانب حضرت بیان می‌كند و حرف‌ها را پیام حضرت اعلام می‌كند.(بحار الانوار، ج52، ص151).
امام خمینی(رحمت الله علیه) می‌گویند: مراد از تكذیب مدعی مشاهده این است كه فردی مدعی ملاقات باشد، ولی شاهد و دلیلی نداشته باشد. (انوار الهدایه، ج1، ص256)
شهید آیت الله صدر(رحمت الله علیه) می‌گویند: مراد، ادعای انحرافی است كه شخصی با ادعای مشاهده و ارتباط، بخواهد عقاید و نظر خود را با نام پیام‌های امام زمان به مردم القا كند.(تاریخ الغیبة الصغری، ج1، ص654 ـ 639)
برخی نیز گفته‌اند: مراد از تكذیب مدعی ظهور است. (مهدی منتظر، ص93).
بنابراین می‌توان دریافت كه صرف دیدار، در روایت، منتفی نشده است و علما نیز نفی اصل دیدار را استفاده نكرده‌اند. به علاوه، روایت مدعی مشاهده را كذاب می‌داند؛ حال اگر كسی امام را ببیند و به دیگران نگوید، تحت این روایت قرار نمی‌گیرد. لذا اصل دیدار امر ممكنی خواهد بود.
نكته آخر این كه علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمی‌كردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمان‌های بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام می‌شدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمی‌گیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - سفیانی

دسته بندی