صاحب اثر: 
کار گروه گرافیک وارثان انتظار
ضمیمه ها:
دریافت فایل با کیفیت خوب و با فرمت jpg  حجم فایل:  -1 bytes

سید نورخدا موسوی" یکی از جانبازان سرافراز نظام مقدس اسلامی است که در درگیری با اشرار در شرق کشور و گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی به این درجه رفیع نائل آمده است.

سید نورخدا اکنون مدت 6 سال است که به طور 100 درصد جانباز است و در کما به سر می برد که به لطف بیکران خداوند و امام زمان(عج) نفس می کشد و شرح حال زندگی وی از زبان همسر وفادارش  این گونه بیان می شود.
آقا سید اولین نفری بود که خبر شهادتش اعلام شد

همسر سید نورخدا بیان کرد: اولین نفری که در آن عملیات خبر شهادتش اعلام شده بود آقا سید بود که بعدا متوجه شده بودند که نبض ایشان هنوز کار می کند و پس از طی کردن یک مسیر 85 کیلومتری جاده خاکی با ماشین حمل سربازان، آقا سید را به بیمارستان انتقال داده بودند که بنا بر تعریف دوستان سید، برای باز کردن مسیر در داخل شهر و در خیابان ها دوستان سید تیر هوایی شلیک می کردند تا مردم راه را باز کنند و از داخل خیابان ها کنار بروند.

هروقت مشکلی برای ما پیش می آید، آقا سید به خواب خودم یا اقوام می آید

همسر سید نورخدا اظهار کرد: ایشان ارتباط کلامی با دنیا ندارد ولی دارای ارتباط روحی با دنیاست که هر وقت مشکلی برای ما پیش می آید به خواب خودم یا یکی از اقوام می آید و یک شب که فرزندانم هر دو تب کرده بودند و من مرتب آن ها را پاشویه می کردم که همان شب آقا سید به خواب یکی از اقوام آمده بودند و بعد از احوال پرسی گفته بود که حالم خوب است فقط پاهایم درد می کند که پاهایش همان فرزندانش بودند.

وی بیان کرد: زنده ماندن سید کار خدا و کار امام زمان بوده است زیرا آقا سید در آن روز مأموریت نداشته و جزء مأموران آن عملیات نبوده، به طوری که یک دفعه در این عملیات شرکت می کند.

 

نحوه تشرف شهید والامقام سید رضا پورموسوی به محضر حضرت صاحب الزمان(عج)

سال 63 در منطقه پاسگاه زید عراق وقتی به مناسبتی اهتمام یکی از همسنگرانش را به قرائت زیارت جامعه کبیره می بیند؛ راز برکات قرائت این زیارتنامه عظیم را جستجو می کند و در ایام ماه مبارک رمضان فرصتی را در مسجد امام حسن عسکری (ع) دزفول می یابد و درس اخلاق آیت الله مشکینی را از طریق ویدئو بر گوش جان می نشاند...

آن روز کلام این عالم فرزانه و بویژه فراز پایانی آن در خصوص مداومت بر قرائت این زیارت بر دلش می نشیند و تصمیم می گیرد هر شب سه شنبه با توجه به اینکه نامه عمل شیعیان بر امام عصر(عج) عرضه می شود ؛ او نیز با خواندن زیارت جامعه کبیره توسلی به آن بزرگوار داشته باشد...

پس از مدتی هر هفته به نیت یکی از چهارده معصوم این زیارتنامه را با عشق عجیبی زمزمه می کند و این طریق عاشقی را تا بعد از عملیات کربلای 4 در سال 65 ادامه می دهد تا اینکه...

شب سه شنبه بود و همرزمان واحد دیده بانی توپخانه لشکر 7 حضرت ولی عصر(عج) در کنار هم در خرمشهر می گفتند و می شنیدند و شاید از رزم خویش و خاطرات گذشته سخن می راندند؛ اما «سید رضا» را بی قراری عجیبی فرا گرفته بود؛ آخِر، موعد قرار عاشقی بود و معشوق منتظر! و قرار وصال یار در ساعت 11 هر سه شنبه شب، امضا شده بود ؛ او آن شب خود را از «صادق الوعد»ی دور می دید...هر چه بود گذشت؛ و گفت و شنود همسنگران به انتها رسید و خواب شیرین چشمان همه را ربود، جز «سید رضا» که با دلی غمگین عذر تقصیر به پیشگاه یار برد که مولای من! « سزاوار نبود و از ادب بدور بود كه با این برادران اینگونه رفتار نمایم و از میان جمعشان برخیزم » (1)

صد تکبیر مقدمه زیارت جامعه کبیره را سر داد که ناگاه چشمانش بسته شد و پرده کنار رفت و دید آنچه را که باید می دید...

«متوجه شدم كه به حالت دو زانو در برابر آقا و سرور و مولای بزرگواری با قامتی رشید و دیبائی لطیف و درخشان بر تن، نشسته‌ام و تعدادی با لباس ساده نظامی كه سه نفر سمت راست آن بزرگوار و سه نفر سمت چپ برگرد آن حضرت به حالت دو زانو نشسته بودند كه آن سیّد جلیل القدر به من خطاب نمود كه: سیّد ناراحت نشو ، همین كسانی كه تو با آنان همنشین می‌باشی من هم با تعدادی از ایشان همنشین می‌باشم ،بعد از گفتاری چند با آن عزیزجان متوجه شدم كه سیّد ما و مولای ما و امام ما حضرت حجه بن الحسن العسكری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فدا است. بعد از چند لحظه دیدم پرده جلو آمد و چشم هایم باز گردید. با حالت تضرع و ابتهال و زاری و گریان در حالی كه قابل وصف برایم نبود و در پوست خویش نمی‌گنجیدم زیارت جامعه را خواندم...» (2)

آن شب گذشت و راز سر به مُهر دلدادگی «سید» به امامش برای هیچکس گشوده نشد اما بعدها...

«سید رضا پور موسوی » در سومین روز از بهار سال 1367 در عملیات والفجر 10 بهاری شد و زمستان فراقش را به دوستانش هدیه کرد...

پی نوشت:

1و2 : متن دست نوشته های به جا مانده از شهید

 

 

موضوع کرامت: شفای کامل روحی

منبع کرامت: دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدّس جمكران، شماره 107

زمان کرامت: ۱۳۷۶/۴/۱۰

مکان کرامت: مسجد مقدّس جمكران

تاریخ ثبت کرامت: ۱۳۷۸/۹/۱۴

اسناد و مدارک: چهار برگه استراحت پزشكى از طرف اداره كل بهدارى ناجا، گزارشات بيمارى از شوراى روانپزشكان ناجا و آزمايشات مختلف.

زیر نظر پزشکان مجرب آقایان و خانم ها : مظاهرى، جهانى، كيهانى، دلير، امامى، روح الهى، قاضى، واحد، عدل پرور، هاشمى، شجاع ‏الدين، حياتى، دانشخواه، معدنى پور، پيامى، توسل، حشنانى.

اظهار نظر پزشکی: معاينه شد و ايشان قادر به خدمت كامل مى‌‏باشند.

خلاصه کرامت:

اينجانب مدت 92ماه سابقه در جبهه و مجروح بودن و موج گرفتگى در تاريخ 75/10/16براى معالجه به شوراى عالى ناجا مراجعه كردم و تشخيص دادند از نظر روحى افسردگى شديد دارم كه در مدت درمان از خدمت معاف بودم كه بعد از ردّ كردن پزشكان و مأيوس شدن از درمان به امام زمان عليه‏‌ السلام متوسل شدم و در صحن مقدس مسجد جمكران خواب حضرت را ديدم كه بعد از اين جريان و عنايت حضرت صاحب الزمان عليه‏‌السلام شفاى كامل پيدا كردم و به ادامه تحصيل و كار مشغول شدم.

شرح واقعه:
مشخصات: برادر  الف - م ، چهل ساله، افسر جانباز نيروى انتظامى، ليسانس، ساكن قم

اينجانب سرگرد نيروى انتظامى و جانباز جنگ تحميلى مى‏‌باشم كه مدّت 92 ماه سابقه حضور در جبهه‏‌هاى حقّ عليه باطل دارم و بارها مجروح شدم، ولى سعادت شهادت را نيافتم. بر اثر جراحات و موج گرفتگى دوران جنگ، گاهى از نظر روحى دچار افسردگى مى‏‌شدم و حالت روانى پيدا مى‌‏كردم. در تاريخ 75/10/16 طبق دستور اعضاء شوراى عالى پزشكى اداره كل بهدارى نيروى انتظامى به خاطر پسيكونوروز شديد (افسردگى شديد) و سابقه اسارت و PTD و مجروحيّت و شيميايى، مدّت چهار ماه به بنده استراحت پزشكى دادند. ولى پس از مدّت‏ها درمان و معالجه، پزشكان قم و شوراى عالى تهران برايم عدم پاسخ به درمان تجويز نمودند و جوابم كردند.

با مأيوس شدن از همه جا، تنها پناه و دواى دردم را توسل به امام زمان عليه‌‏السلام ديدم و نذر كردم؛ دو ماه با پاى پياده از جاده قديم جمكران محضر مبارك آقا امام زمان عليه‌‏السلام برسم.

يك روز كه طبق نذرم به مسجد آمده بودم، بعد از دعا و نماز و گريه و درخواست شفا از حضرت، در صحن مسجد خوابم برد، در خواب ديدم در محلي هستم و سيدى كه در بيدارى او را مي شناختم در آنجا حضور دارد و بسيار مودب در كنار فرد ديگر نشسته بود، فهميدم آن بزرگوار از ايشان مقامشان بالاتر است، يك مرتبه آن آقا رو به من كرد و مرا به نام صدا زد و حالم را پرسيد و فرمودند:

سيد احمد چه مى‌خواهيد؟ و تكرار فرمودند: چى مى‏‌گى بابا؟

از آنجاى كه آن سيد نزد آن آقا مؤدب نشسته بودند، در عالم خواب فهميدم كه ايشان آقا امام زمان عليه‏‌السلام است. با گريه و اشك و آه، دامن آقا را گرفتم و ماجراى ناراحتى‏‌هاى روحى و جسمى، سوزش و خارش داخل مغزم، گيجى و سر در گمى و پريشانى، حواس‏پرتى، موج‏ گرفتگى منجر به يك نوع ديوانگى، و از خود بيخود شدن خود را، تعريف كردم و به شدّت گريه مى‌‏كردم و مى‌‏گفتم:

آقا مگر ما صاحب نداريم؟ پس چرا خوب نمى‏‌شوم و تمام دكترها جوابم كرده‏‌اند، حتى ديگر قادر به خدمت هم نمى‏‌باشم و اصلا پزشكان معالجم صلاح نمى‏‌دانند كه من خدمت كنم، چون جنون آنى به من دست مى‏‌دهد و به هيچ وجه نمى‏توانم حتى درس بخوانم، صداى سوت مى‏‌شنوم، نمى‏‌توانم بخوابم و آسايش ندارم.

آقا با ملاطفت خاصّى، دستى روى سرم كشيدند و گفتند:

"آقا احمد خوب شدى، بابا برو سر كارت!"

از خواب بيدار شدم، ديدم آنقدر گريه كرده‏‌ام كه تمام صورتم و زمين خيس شده است. با همان حال به منزل برگشتم. مجدداً همين صحنه را مفصّل‏‌تر در منزل خواب ديدم.

فرداى آن روز به بيمارستان مراجعه كردم، پزشكان معالجم پس از انجام انواع آزمايش‏‌ها نوشتند:

"آقاى فلانى از نظر قلبى معاينه شد و معاينه و نوار قلب ايشان سالم است و قادر به خدمت كامل مى‏‌باشند".

همچنين شوراى روانپزشكان اعلام كردند:

"نامبرده مورد معاينه مجدد قرار گرفت. نظريه شوراى مورخ 76/05/13 مبنى بر انجام خدمت عادى، مورد تأييد است".

نتيجه آزمايشات باعث تعجّب تمام پزشكان شده بود و همه به من تبريك مى‏‌گفتند و با گريه مرا به خدمت تشويق و بدرقه نمودند. از آن تاريخ به بعد سخت مشغول كار هستم و ديگر هيچگونه احساس ناراحتى ندارم، بلكه تا كنون چندين دوره كامپيوتر و دروس ديگر را پشت سر گذاشته‌ام.

مهبط انبيا بود مسجد جمكران قم

معبد اوليا بود مسجد جمكران قم

بهر دواى دردها، خاصه گرفتن شفا

قبله گه دعا بود مسجد جمكران قم
 

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما (اعراب) آن را وانهادید.(1)
بیاییم ما نیز با هفت سینی از القاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به جمع منتظران ظهور در نوروز بپیوندیم.

سین اول: سابق

سابق یکی از اسامی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به معنای «سبقت گیرنده» است.
سیره ی ائمه ی معصومین (علیهم السلام) این بود که چیزی که به آن امر می کردند، در عمل کردن به آن و از چیزی که نهی می کردند در ترک کردن آن، از مردم پیشی می جستند.
امام رضا (علیه السلام) در بیان خود درباره ی امام می فرمایند: «... [امام] آنچه به مردم فرمان می دهد، خود پیش از دیگران به آن عمل می کند و آنچه را که مردم را از آن نهی کند؛ خود بیش از انان از آن می پرهیزد.» (2) آقا و مولای ما نیز، اینگونه اند. بر سر عهد و وفای خویش می مانند و بر هر چه فرمان دهند، پیش از دیگران عمل کننده خواهند بود.

سین دوم: ساعة

«ساعة» یکی از نام های قیامت و یکی از القاب و اسامی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. علت این نام گذاری به خاطر شباهت هایی است که میان قیامت و روز قیام وجود دارد. برای مثال، در هر دو واقعه، مۆمنین از کافران جدا می شوند، دشمنان خداوند هلاک می گردند و خسف و مسخ اتفاق می افتد. با ظهور هر دو، در توبه بسته می شود و همچنین هر دو واقعه ناگهانی رخ می دهند.
امام صادق (علیه السلام) درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «می گویند کی متولد شده، چه کسی او را دیده، کجاست و کی ظاهر می شود؟ همه ی اینها به خاطر این است که در امر الهی عجله می کنند و رد قضای او شک دارند. شباهت آن حضرت با ساعة از جهات بسیار است که مخفی نیست.» (3)

سین سوم: سیف الله

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شمشیر خداست که به وسیله ی او کافران، ظالمان و دشمنان خداوند نابود می شوند. «آنگاه که روز میعاد او فرا برسد، خداوند او را یاری و تایید می کند و فرشتگان نیز به امداد او می آیند، او شمشیر خداست که کند نمی شود و نور خداست که خاموش نمی گردد.»(4)
در تفسیر قمی درباره آیه: «فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً»؛ (5): (پس کافران را مهلت بده، آن‏ها را به اندک مهلتی.) چنین آمده است: «برای هنگام قیام قائم، پس او را بر جبّارها و طاغوت‏های قریش و بنی‏امیّه و سایر مردم برای من انتقام می‏ گیرد.(6)

سین چهارم: سبیل الله

سبیل الله یعنی خط و راه خدا؛ یعنی هر کس بخواهد به خدا برسد، باید از آن راه به او برسد. همه ی ائمه (علیهم السلام) راه های رسیدن به خدا هستند و هر راهی غیر از راه آنها به گمراهی و ضلالت می انجامد. به همین خاطر است که در زیارت حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) می خوانیم: «السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک» (7): سلام بر تو ای راه خدا که کسی که راه دیگری جز آن رود هلاک می شود.

سین پنجم: سَیّد

هر چند، تمام امامان و همچنین فرزندان از نسل آنان، به «سید» شهره اند؛ امّا این نام، یکی از القابی است که به طور خاص برای حضرت بقیة الله (ارواحنا له الفداء) مطرح گشته است. سید به معنای بزرگ و سرور است و در بسیاری از احادیث به جای بردن نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نام «سید» بسنده کرده اند.
امام حسن عسکری (علیه السلام) در آخرین دقائق عمر خود، به خاطر سم، احساس تشنگی می کردند. در همین حال، رو به فرزند و نور دیده ی خویش کردند و فرمودند: «ای سید خاندان خود! کمی به من آب بده که من به سوی پروردگارم سفر خواهم کرد.»(8)

سین ششم: سلالة النبوة

سلالة النبوة به معنای فرزند و نواده ی پاک پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) است. این عبارت، لقبی است که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با آن صدا می زنیم: «سَلامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ ... .»(9): سلام كامل، تمام، همه‏ جانبه و فراگیر خدا و درود همیشگى و بركات پاینده‏ و برازنده ی حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامى سرزمینها، و خلیفه او بر همه خلق و بندگان، آن‏ كه از نسل نبوّت است و باقیمانده عترت ... .»
این اسم، نشانگر نسل پاک و نورانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. از سویی نشان می دهد که ایشان میراث دار چه خاندانی است و از سوی دیگر، نشانگر شایستگی ایشان در مقام امامت است.

سین هفتم: سراج الله

سراج الله یکی از نامهای مشترک بین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) است. سراج به معنای چراغ و روشنایی و سراج الله به معنای چراغ فروزان الهی است. (10) اهل بیت رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله)، پس از ایشان، انواری هستند که خداوند ابتدا آن حضرات را در عالم انوار آفرید، سپس آنها را به عالم دنیا تنزّل داد و آنها را به وسیله ی نور خود برگزید تا جایگاه های نور در شهرهای او و نور بندگانش باشند. بنابراین، کلمات آنها نور است، زمین به واسطه ی نور آنان روشن شود و مۆمنان به واسطه ی ایشان کسب روشنایی می کنند. (11)
با نور و روشنایی، امام است که مسیر هدایت را می یابیم و در آن، به بیراهه نمی رویم. با نور امام است که شناخت خدا، جهانش و مخلوقاتش روشن و معلوم می شود و ما همه ی اینها را مدیون ایشان هستیم. چرا که اگر نبود، سراج الله، در برهوت تاریکی گمراه می شدیم و به ناکجا آباد می رسیدیم.
بیاییم در ابتدای سال جدید با نیت های خالص و پاک عهد و پیمانی دوباره با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ببندیم تا هر چه در توان داریم در راهش قرار بدهیم تا زمینه ساز برای تعجیل در فرجش باشیم و هرگز عملی انجام ندهیم که موجب نارضایتی حضرت قرار گیرد.

ای احسنُ الاحوال، حــُـولِ حـالِ تحویل
هر آیـه از هر سـوره را تعبیـر، تأویـل
افتاده جسم سفره‌مان بی‌روح بر خـاک
ای هفت‌سیـن سفره‌ها، تعجیل تعجیـل

پی نوشت ها:

1. بحار، جلد 59 صفحه 92.
2. من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 419؛ به نقل از ماهنامه ی امان، شماره ی 18 و19.
3. مختصر بصائر الدرجات، ص 178؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 161.
4. الاقبال، ص 705؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 76..
5. سوره ی طارق، آیه ی 17
6. تفسیر القمی، ص 721؛ به نقل از موسوی اصفهانی، همان، ص 94.
7. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 70.
8. غیبت طوسی، ص 273؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 74.
9. دعای استغاثه به امام زمان (عج)، بحارالانوار، ج 91، ص 31؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 73.
10. سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 71.
11. برگرفته از زیارت جامعه ی کبیره.

برچسب‌ها: 
Subscribe to RSS - سید

دسته بندی