1- پوستر

تقویم سال 1396

یا مقلب القلوب والابصار

نوروز از روزهای ما شیعیان است

آقا دلم تنگ است...

پوستر اطلاع رسانی ویژه نامه با اندازه اصلی

2- شعر

آخرین سال است، او خواهد آمد...

بهار نیست...

جای تو خالیست

من به دنبال تو هستم

بهار ما گل نرگس تویی و می آیی...

3- صوت

دلنوشته ای از شهید حجت الله رحیمی

نامه شهیده راضیه کشاورز به امام زمان(عج) در 13 سالگی

شهید ابراهیم هادی دوست امام زمان(عج)

شهید ابولفضل مختاری

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

4- معرفی کتاب

تنها بهار

روح بهار

بهار آفرین قرنها خزان

5- متون ادبی

جهان تو را می خواهد

ستاره صبر

در انتظار طلوع

السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ

6- مقالات

بهار انسان ها و حکایت بشر امروز

محیط زیست در عصر ظهور(1)

محیط زیست در عصر ظهور(2)

7- پیامک مهدوی
پرچم هدایت

وجه الله

اباصالح

8- آیات مهدوی

تفسیر آیه1 سوره فجر(قیام مهدی(عج))

9- پرسمان
آیا نوروز زمان مناسبی برای عاشقان امام زمان(عج) است؟

10- احادیث

آغاز سال با انتظار فرج (امام صادق (ع))

نوروز در زمان ظهور واقعیت میابد (امام صادق (ع))

نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست (امام صادق (ع))

صاحب اثر: 
کار گروه گرافیک وارثان انتظار(کاری از:خانم عاصمی)
ضمیمه ها:
دریافت فایل با کیفیت خوب و با فرمت jpg  حجم فایل:  -1 bytes

ستایش خاص خدایی است که نیست برای قضا و حکمش جلو گیری و نه برای عطا و بخششش مانعی؛ دعاها را شنواست، گرفتاری ها را برطرف کند و درجات را بالا بَرَد و گردنکشان را ریشه کن سازد، ستایشی که برابر ستایش فرشتگان مقرب او و پیمبران مرسلش باشد...

 و درود خدا بر بهترین خلقش، محمد خاتم پیمبران و آل پاک و پاکیزه و خالص او باد.1

اما بعد...

ای مردم! خوب بنگرید تا کار شما باعث اندوه شما نگردد، آنگاه درباره ی من آنچه را می خواهید انجام دهید.2

من، حسین بن علیام؛ پسرِ دخترِ پیامبر شما و فرزند جانشین بر حق او؛ پسرانم را همنام پدرم، علی، نامیده ام، اما كنيه ام «ابا عبدالله» است! چرا که «من» اسلام را زنده کردم...

تنها 49 سال پس از شهادت جدم، رسول خدا، اختیار مسلمین به دست جوانی فاسق و فاسد به نام یزید بن معاویه افتاد3...

از بیعت با او امتناع کردم و از ناامنی مدینه با اهل بیتم به مکه پناه بردم؛ ایام حج بود، ما هم مُحرم شدیم اما آن حریم امن هم برایمان ناامن شد؛ برای حفظ حرمت کعبه، حج را رها کرده و راهی کوفه شدیم...

150 نامه ی زعمای4 کوفی ما را راهی عراق کرد. اما باز کوسِ5 وفای کوفیان پوست ترکاند و کاروان ما در کربلا به محاصره ی سپاه کوفه درآمد...

دهم محرم سال 61، سپاه عمرسعد، من و هفتاد و دو یارم را به شهادت رساند و اهل بیتم را به اسارت برد. هنگام شهادت 57 ساله بودم... پس از شهادتم، دهم محرم را «عاشورای حسینی» خواندند. پیش از عاشورا «سیدالشهدا» لقب حمزه، عمویم، بود؛ اما از آن، روز مرا به این عنوان می خوانند.

ادامه دارد...

کاری از گروه تحریر وارثان انتظار (نوشته: خانم مقدم)

پی نوشت ها:

1- فرازهایی از دعای عرفه

2- یونس: 71

3- سال 60 ه.ق.

4- رهبران، بزرگان قوم

5- طبل

وصیت نامه سلمان نصرالهی :

با آرزوی توفیق و پیروزی حق علیه باطل، نابودی دشمنان انقلاب اسلامی، جهان گیر شدن قوانین الهی اسلام، ظهور حضرت بقیة الله الاعظم روحی فدا، دوام و طول عمر رهبر انقلاب اسلامی و امید مستضعفان جهان، امام خمینی دام ظله العالی انشاء الله خداوند ما را حافظ و یار و همراه باشد و سایه ی وجود عزیز امام را تا ظهور آقا امام زمان(عج) بر سرامت شهید پرور ما مستدام بدارد و ما را به سرزمین قدس هدایت نماید تا با شکوه ترین نماز وحدت را به امامت فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا برگزار کنیم و ان شاء الله حکومت اسلامی را در سرتاسر جهان برقرار نماییم. (1)

                                                                                                                                                                      

وصیت نامه شهید حسین نفیسی :

خداوندا! خون من در قبال خون شهیدان ناقابل است.

درود بر شهید کربلای حسینی تا کربلای خمینی و از کربلای مهدی(عج) هر کربلایی حسینی دارد و حسین زمان ما ، امام خمینی بت شکن است. (2)

 

وصیت نامه شهید احمد نقدی زاده :

سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید تا آخرین قطره ی خونم شکر اسلام را ترک نخواهم کرد، با خداوند پیمان می بندم که در تمام کربلاها با حسین (ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامی که همه ی احکام اسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان (عج) به اجرا در آید.(3)

 

وصیت نامه شهید یونس نور آذر :

پس ای آقا و مولای ما مهدی(عج) عزیزامام بزرگوار هرگاه مرگم فرا رسید ظهور وجود مبارک باز هم متوسل به درگاه رحمان الهی و پدران بزرگوار ساکت هستم و درخواست می کنم مرا در زمان ظهورت بازگرداند و به دوران سلطنتت به دنیا بازگرداند تا در حضورت از اطاعت با آن مقصوت عالی که دارم نایل شوم و به انتقام کشیدن از دشمنانت باطن قلبم را شفا دهم و دل از بیداد گران بگیرم.

برای ما یاری کردن یک دیگر مشکل شده، پس ای مهربان مهربانان! ولی مومنین! یه حنان! یا منان! یا غفور! یا کریم! یا رحیم! امام خمینی بت شکن نماینده بر حق ولی خودت را که برای رهبری مستضعفان یاری کردی تا ظهورمهدی(عج) حتی کنار ایشان از خمینی نگاه داری کن.

مادرم! به یاد تو هستم و از خدا می خواهم که مرگ مرا زودتر از تو برساند که طاقت دوری تو را ندارم.

مادر جان! همیشه به یاد من بر امام زمان(عج) صلوات بفرست. در زیارت عاشورا یادی هم از من بکن. از خدا بخواه که مرا عفو کند چون خیلی از اعمال بدم می ترسم.

به امید ظهور مهدی (عج) و پیروزی اسلام بر کفر جهانی و دیدار در اولین روز حساب در پیش خدا. همه ی شما همیشه دعوت به خدا و رسولش پیروی از آیین محمد(ص) می کنم.(4)

پی نوشت ها:

1- حدیث سرو ج 4 - ص 461 مرکز حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه غاشورا ییان اذربایجان شرقی

2-همان -ص 466

3- همان -ص474

4-همان -ص476

شهید سجاد خیلی انسان خوش رو، و با ادبی بود. خلاصه از اونجایی که من با سجاد رفیق بودم نمی دونم چی شد؛ یه دفعه گفت: ما خیلی آدم های بی چاره ایی هستیم با تعجب گفتم: چرا؟

با یه نگاهی گفت: اخ ما پدر نداریم.

گفتم هان! گفتم یعنی چی؟

گفت پدرمون نیست دیگه، مگه تو امام زمان (عج) رو نمی شناسی؟ گفتم: چرا نمی شناسم؛ من نوکر آقا صاحب الزمان هستم، تازه فهمیدم چی میگه دو هزاریم افتاد. منظور سجاد این بود که در نبودن امام زمان (عج) ما پدر نداریم چون اعتقاد داشت که ما بچه شیعه ها فرزندان امام زمان(عج) هستیم و در نبود آقا پدر نداریم و آخر این قضیه بهم گفت رفیق همیشه غصه امام زمانت رو بخور که امام زمان هم خریدارت باشه. بغضم گرفت و رفتم..

و خدا شاهد هر وقت سجاد رو میدیدم یاد اون حرف می افتادم غصه امام زمانت رو بخور که امام زمان هم خریدارت باشه. حرف زیبایی گفت و این رو میدونم که سجاد آنقدر غصه امام زمان رو خورد که حضرت خریدارش شد.

شهید مدافع‌حرم سجاد زبرجدی

بسمه تعالی

سفارش شهید به برادرش

اینجانب بنده گناهکار درگاه خداوند از شما امت شهید پرور تقاضا دارم که مطیع محض ولایت حضرت امام خامنه ای (مدظله) نه در حرف بلکه در عمل، اینگونه نباشید که به خاطر حرف این و ان و عده ای منحرف حرف ولی در روی زمین بماند یا اگر حرف ولی را مخالف با میل شخصی دیدیم به آن عمل نکنیم.

حال که دست بنده از دنیا کوتاه است و زمان ظهور حضرت ولیعصر (عج) را ندیدم، اگر ایشان را دیدید و زمان ظهور را درک کردید سلام بنده را به ایشان اعلان فرمایید در پایان از همه بستگان، دوستان، همسفران و کسانی که با آنها معاشرت داشتم طلب حلالیت دارم.

محمد رضا فخیمی

۹۴/۹/۱۸

شهید اسماعیل جاقوری:
امیدوارم سرباز امام زمان (عج) باقی بمانید و اما کلاس های عقیدتی و درس احکام را فراموش نکنید که انسان ساز است و به سربازی گمنام امام زمان (عج) و بدون آرم بودن افتخار کنید و با هیچ چیز دلسرد نشوید؛ چون خدا با شماست.

 

شهید اکبر جاوید:
با استعانت از الطاف بیکران پروردگار متعال به منظور دفاع از دین و قرآن و حریم کشور امام زمان (عج) عازم جبهه های جنگ هستم.

 

شهید احمد جاویدان پور:
و خدا را صد هزار بار شکر می کنم که بعد از ماه ها انتظار، توفیق این را یافتم که در صف سربازان امام زمان (عج) حضور یافته و به ملت شهیدپرور آن حضرت، خدمتگزاری کرده و بر علیه کفر جهانی و شیطان، مبارزه کنم.

 

شهید اصغر جبروتیان نیستانی:
خدایا! به خاطر رسیدن به تو و عشق به تو از همه چیز خود حتی از جان خود گذشته و سراسیمه به سوی تو می آیم. امیدوارم که قبول فرمایی که من به جز گناه چیز دیگری در کوله بار خود ندارم به امید آنکه امام زمانم (عج) از من و از همه شما خشنود باشد.

 

شهید امیر جراح:
امیدوارم خداوند اعمال مرا هر چند ناقص و کم ارزش است مورد قبول درگاه احدیتش قرار دهد و مرا از سربازان واقعی امام زمان (عج) قرار دهد. از خداوند متعال عاجزانه می خواهم امام عزیزمان را تا انقلاب حضرت حجت (روحی لمقدمه الفداء) نگاه دارد.

جمعی از اعضای کانون وارثان انتظار تبریز، به دیدار مادر خانواده ی شهیدان نافذ فرشبافی رفتند.

به گزارش روابط عمومی کانون وارثان انتظار تبریز، روز پنجشنبه مورخه 1394/12/20 جمعی متشکل از اعضای کانون با خانواده ی شهیدان یعقوب و جعفر نافذ فرشبافی (مفقودالاثر) دیدار کرده و پای صحبت های مادر بزرگوار آن شهیدان نشستند.

مادر شهید با ذکر خاطرات و سیره آن شهیدان به چندین کلام و خاطره از آنان پرداخت: جعفر خود به من گفته بود که جنازه ی آنان برنخواهد گشت. آنان زمان خود را در مسجد و فعالیت های بسیجی می گذراندند و همیشه مشغول چنین فعالیت هایی بودند.

وی با نشان دادن لباس ها و وسایل باقی مانده از آن شهیدان، اظهار کرد: آنان راه خود را انتخاب کرده بودند و بر نماز و هیئت مداومت کامل داشتند.

هر شهیدی که می آورند با خود فکر می کنم که آیا فرزندان من نیز در بین آنانند؟ اما سریع به خودم می گویم که فرزندان من بالاتر از علی اصغر (علیه السلام) و حضرت عباس (علیه السلام) که نیستند. فرزندان من در مقابل آن ها چیزی نیستند که حال من بخواهم به خاطر آنان این قدر غمگین و ناراحت باشم.

این مادر بزرگوار به خاطره ای از آنان اشاره کرد و گفت: مدتی من بیمار بودم و نمی خواستم فرزندانم از من دور باشند. یک روز یعقوب بالای سرم آمد و گفت: مادر نجات دادن یک فرد در آن مناطق بسیار بالاتر از ماندن در اینجا است. وی ادامه داد: آنان راه زندگی خود را برگزیده بودند و در راه آن همه چیز را فدا کردند و در آخر نیز شهادت را برگزیدند.

حتی زمانی که با جعفر از جبهه تماس گرفته بودم، رو به وی گفتم: شنیده ام که از آشنایان در عراق گیر افتاده و پایش نیز قطع شده؛ حداقل یک بار بیا ببینمت تا اتفاقی برایت نیفتاده. جعفر جواب داد: مادر آمدن و نیامدن من فرقی نمی کند؛ اینجا به من نیاز دارند.

و در آخر از سفارشات این شهیدان همین بس که مادر بزرگوار آنان می گفت: همیشه سفارش به حجاب و حیا داشتند.

این دیدار مملو از برکت با زیارت یادگاری های این شهیدان و دلجویی ازمادرگرامی شهیدان پایان یافت و لوح تقدیری از طرف کانون وارثان انتظار تبریز به رسم سپاس از این همه  فداکاری، تقدیم ایشان شد. 

 

 

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - شهدا

دسته بندی