آزرده گشت خاطرت از کرده های من

 آقا ببخش نوکرتان دَردِسَر شده

کار گروه مونتاژ وارثان انتظار ( کاری از: خانم صیامی)

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

بی تو ما طعنه شنیدیم به والعصر قسم

 

 

کار گروه مونتاژ وارثان انتظار ( کاری از: خانم صیامی)

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

تسبيح اشک هاي  سحر بي نتيجه نيست

در گـريـه ديـده ايـم اثـر بي نتيجه نيست

بــاور کــنـيـد آهِ جگـر بي نتيجه نيست
اين قدر باز ماندن در بي نتيجه نيست

از انتــظـار، پـنـجــره ها باز مي شوند
با نور چـشم تـو گره ها باز مي شوند

تقـويم هـايمان هـمه زارند خــسته اند
ايـن  ابـرهـا چـگـونـه بـبارند خسـته اند

بي تو از اين کـه جمـعه شمارند خسته اند

از بـرگ بـرگ خــود گـلـه دارند خسته اند

کـارم غروبــِ جمعه بـه اشکال خورده شد
ديدي هزار و سيصدمان سال خورده شد

نام تو مي بـريم اگـر، قـــند مي خوريم
پس ما به ردّ پـاي تو پيـوند مي خوريم

وقتي که ما به جان تو سوگند مي خوريم
يـعـنـي بـه دردِ لطفـــِ خــداوند مي خوريم

مـرحمـتـش گــرفـت گـرفتار تـو شديم
چله نشين لحظه ي ديــدار تـو شديم

با هـر گـناه اشک تـو را حيف مي کنم
رويـم سياه اشک تـو را حيف مي کنم

شـرمـنــده آه اشک تـو را حيف مي کنم
حيف از تو مـاه اشک تـو را حيف مي کنم

پيش  خدا  که روي سفيدي نداشتيم
اشـکـت اگــر نـبــود امـيــدي نداشتيم

نام شاعر: مصطفی صابرخراسانی

ساحل چشم من از شوق به دریا زده است

چشم بسته به سرش، موج تماشا زده است

جمعه را سرمه کشیدیم، مگر برگردی

با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی 

زندگی نیست، ممات است تو را کم دارد

دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

از دل تنگ من، آیا خبری هم داری؟

آشنا، پشت سرت مختصری هم داری؟ 

منتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیست

آه، کم چشم به راهم بگذاری، بد نیست

نکند منتظر مردن مایی، آقا؟

منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟

به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست

غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست

دارد از جاده صدای جرسی می آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست

یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست

نام شاعر: مصطفی صابرخراسانی

مدتی هست بیقرارم، حیف

زخمیِ تیغِ روزگارم، حیف

 

دومین جمعه هم رسید و هنوز

نرسیده زِ راه یارم، حیف

 

دومین جمعه هم گذشت امسال

من که هر هفته میشُمارم، حیف

 

سبزه ها را گِرِه زدم اما

گِرِهی وا نشد زِ کارم، حیف

 

من زمستان سردم و خشکم

بی تو من خالی از بهارم، حیف

 

آتشم، دست بر دلم مگذار

داغِ دوریِ یار دارم، حیف

 

باری از دوشِ تو نکردم کم

من خودم هم اضافه بارم، حیف

 

چشمِ من "جز تو"، بر همه باز است

مثلا چشم انتظارم، حیف

 

ترسم این است بعدِ مُردن هم

تو نیایی سرِ مزارم، حیف...

 

سبزه ها را گِرِه زدم اما

گِرِهی وا نشد زِ کارم، حیف...

 

حیف...

نام شاعر: مصطفی صابرخراسانی

تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا
آه از جمعه ي بي تو گله داريم آقا
 
زلـف شـب را به سراپـای سحـر می ریــزم                
تا خود صبح به راه تو قمر مـی ریـــزم
 
ساحل چشــم من از شوق به دریا زده است                
چشم بسته به سرش موج تماشا زده اسـت
 
جمـعــه را سرمــه کشیدم كه مــگر برگـــردی                 
با همان سیصد و دلتنگ نفر برگــــــــــــــردی
 
زندگـــی نیست ممــات است ، تورا کم دارد                
دیدنت ارزش آواره شدن هـــــــــــــــم دارد
 
خير از جمعه نديديم به والعصر قسم
بي تو ما طعنه شنيديم به والعصر قسم
 
از دل تنــگ مـــــن آیا خبــری هــم داری ؟                  
 آشنا ، پشت سرت مختصری هــــــــم داری؟
 
لذت درد تــو شـــد مـــزد دعـــای پــــدرم                   
من به این چشم کشم درد ، به جای پــــــدرم
 
هیچ کس تاب و تب چشم تو را درک نکـرد                    
هیچکــــــس اشک شب چشم تو را درک نکرد
 
مــــا کجـــا درد کشیدیم بـــه اندازه ي تــو                     
روز و شب گریـــــه ندیدیم به انــدازه ي تـــــو
 
منّتـــی بر سر ما هم بگذاری بـــد نیسـت                     
آه کم چشــــــم به راهم بگذاری ، بد نیست
 
نگرانم كه پس از مردن من برگردي
پاي تابوت ، سر بردن من برگردي
 
نکنــــد منتظــــــــر مردن مائـــی آقا ؟                      
منتظرهات  بمیرند میایــــــــی آقــــا ؟
 
من به جز تو به کسی جان بدهم ممکن نیست              
به اجل مهلت جولان بدهم ممکن نیســــــت
 
به نظر می رسد این فاصله ها کم شدنی سـت              
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست
 
دارد از جـــاده صدای جرســی می آیــد                
مژده ای دل که مسیحــا نفسی می آید
 
چون قرار همـــه با حضرت آقا جمعه است                 
همه ي دلخوشی هفته ي ما با جمعـه است
 
منجــــی ما به خداوند قســـم آمدنی است                  
 یوسف گـــــم شده ، ای اهل حرم آمدنی است
 
من شب جمعه قرار تو دلم میخواهد
صبح فرداش کنار تو دلم میخواهد
 
رفته بودی که بیایی چقدر طول کشید
عرض کردیم كه نبودی سحر طول کشید
 
ما برای خودمان اینهمه گفتیم بیا
نذر کردیم به پای تو بیافتیم بیا
 
تا ببینیم تو را تا به کجا باید رفت
 شب جمعه نکند کربلا باید رفت
 
نذر کردیم به هر حال ببینم تو را
کربلا یا دم گودال ببینیم تورا
( صابر خراسانی)

علي اکبر، جانبازي و فداکاري را در کربلا به اوج رساند و حمايت از حجت الهي و امام زمان خويش را به خوبي انجام داد و براي همه ي جوانان در همه ي تاريخ، يک الگوي ايمان و جهاد و مبارزه و شهادت باقي ماند.
امام حسین یه علی اکبر داشت، علی اکبرِ امام زمان کیه؟
کار گروه مونتاژ وارثان انتظار ( کاری از: خانم صیامی)

براي استفاده در سايت يا وبلاگ خود مي توانيد از کد زير استفاده کنيد:
ضميمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت flv  حجم فايل:  -1 bytes

قطعه به سوی ظهور ، با صدای مهدی اکبری و دکلمه زیبای مصطفی صابر خراسانی

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمت mp3  حجم فایل:  -1 bytes

شعر خوانی مصطفی صابر خراسانی با عنوان
عاشقی درد سری بود نمیدانستیم

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت باکیفیت خوب و فرمت mp3  حجم فایل:  -1 bytes
Subscribe to RSS - صابر خراسانی

دسته بندی