بی شک در جهان معاصر وابستگی فکری و روانی انسان ها بیش از پیش نمایان است. خداوند متعال نیز در قرآن کریم  بر این امر تأکید نموده است از آن جمله: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله» (فاطر/15) همه انسان ها به خداوند نیازمندند از آن جهت که معصوم نیستند برای امورات خود نیاز به راهنمایی معصوم دارند، چرا که غیر او نمی تواند حدود را مشخص نموده و وی را به مطلوب برساند. در زمان حاضر، حضرت بقیه الله علیه السلام تنها راهنمای بی بدیل عالم بشریت است که بیش از هر کس شبیه مادر بزرگوارش حضرت زهرا علیها السلام می باشد.
عصمت الله و عصاره عصمت

حضرت حجة الله علیه السلام شبیه مادرش علیها السلام معصوم است. عصمت حضرت حجت علیه السلام را می توان با ادله قرآنی به آسانی اثبات نمود؛ چنانچه خداوند منان در آیه 124 سوره بقره مقام امامت را از ظالم نفی می نماید و غیر او را شایسته این مقام نمی داند. و همچنین، آیه 59 سوره نساء، نشانگر این است که اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله، و اولی الامر به صورت مطلق بیان شده است. بنابراین امام باید معصوم باشد تا مورد اطاعت مطلق قرار گیرد.
عصمت موهبتی الهی است که خداوند به این خاندان عطا نموده، چنانچه مادر شریف و گرامی ایشان علیها السلام نیز به این امر مزین بودند. احادیث فراوانی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وجود دارد که به این امر صحه می گذارد. از جمله حدیثی که از شیعه و سنی به کرّات نقل شده است که ایشان فاطمه علیها السلام را پاره تن خود معرفی نمودند و اذعان داشتند که هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و دشمن او دشمن من و خداست. اگر دخت نبی علیها السلام معصوم نبود چگونه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضای او را رضای الهی معرفی می کند؟ مگر می شود رضا و خشم اشخاص غیر معصوم را با رضا و خشم خدا مرتبط دانست؟ در احادیث آمده است: "غسلها امیرالمومنین لانها کانت صدیقة و لم یکن لیغسلها الا صدیق"؛ امیرالمومنین علی علیه السلام ایشان را غسل دادند؛ زیرا فاطمه علیها السلام معصوم بود؛ و معصوم را جز معصوم نمی تواند غسل دهد.
عالمه و معدن علم

فرزند فاطمه علیهما السلام مانند مادر و پدر و ابناء گرامی اش علیهم السلام عالم است. علم او علمی است حضوری؛ که از جانب خداوند سبحان از راه الهام و یا از طریق، تعلیم رسول اکرم صلی الله علیه و آله افاضه شده است. از این ویژگی دیگران بهره ای ندارند: «فاسئلو اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون» (نحل/ 43) و کسی جز ایشان علمی تام ندارد که از او پرسیده شود.
مقام علمی ام ابیها علیها السلام نیز کاملاٌ واضح است. چرا که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: "خداوند متعال، علی و همسر و فرزندانش را حجت مردم قرار داده و آنان درهای علم و آگاهی در میان امت من هستند، هر کس به آنان تمسک نماید، به راه راست هدایت یافته است. " در این حدیث ایشان مانند امیر مومنان علیه السلام و سایر حضرات معصومین علیهم السلام دروازه علم و عامل هدایت مردم شناخته شده است. وی نقش هدایت را نیز در میان امت اسلامی بر عهده دارند.
پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: برای زن چه چیزی خوب است؟ ایشان پاسخ گفتند: زن مردی را نبیند و مرد نیز زن را نبیند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چون این جواب صحیح را شنید، دخترش را در آغوش گرفته و فرمود: "ذریه ای است که بعضی از بعضی دیگر بهتر." (1) این حدیث و احادیثی با این مضمون بسیار موجود است که توان علمی آن حضرت را بیش از پیش مشخص می نماید.
فضیلت بر انبیاء

آنچه از عقاید و آموزه های دینی اسلام بر می آید؛ برتری امامان معصوم ما علیهم السلام بر تمامی انبیاء به غیر از حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله است. حضرت مهدی علیه السلام نیز از آنجا که امام دوازدهم ما شیعیان محسوب می شوند و از آنجا که منصب امامت از نبوت برتر است. (2) لذا برتری ایشان بر انبیاء پیشین واضح است. چنانچه حضرت عیسی علیه السلام که از پیامبران اولوالعزم و دارای مقام والای نبوت هستند در زمان ظهور خاتم الاوصیا علیه السلام به ایشان اقتدا خواهند نمود. (3)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: "دخترم فاطمه علیها السلام ذاتاٌ و از جهت خانواده و حسب و نسب، بهترین انسان روی زمین است: "أن فاطمه ابنتی خیر اهل الارض عنصراٌو شرفاٌ و کرماٌ". (4) اینکه فاطمه زهرا علیها السلام برترین زنان جهان هستی است و در پیشگاه خدا و بهشت برین بر تمام زنان تفوّق خواهند داشت موضوعی مسلم است؛ اما فضیلت و برتری این بانوی گرامی بر انبیا نیز مسأله ای متقن است؛ چرا که فاطمه زهرا علیها السلام جز پدر و شوهرش بر همگان برتری داشت. در روایاتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و جناب جبرئیل از سوی خدا و حضرت امام صادق علیه السلام و حضرت امام رضا علیه السلام آمده است: "أن الله عزوجل یقول: لو لم اخلق علیاٌ  لما کان لفاطمة کفو علی وجه الارض آدم فمن دونه"، خداوند می فرمایند: اگر علی را خلق نمی کردم، در روی زمین همتایی برای فاطمه پیدا نمی شد، خواه آدم و غیر او. (5) این حدیث  برتری حضرت علی و حضرت فاطمه علیها السلام را بر تمامی انبیا و ما خلق الله جز رسول گرامی صلی الله علیه و آله ثابت می کند.
از منظری دیگر اثبات این امر با حدیثی از عبدالله ابن مسعود کاملاٌ مبرهن است. وی نقل می کند که جبرئیل گفت: "ای رسول خدا! تمام پیامبران برای تو و ولایت علی ابن ابی طالب مبعوث شده اند." این حدیث بر شرافت حضرت علی علیه السلام اذعان دارد که با کفو بودن آن جناب با فاطمه زهرا علیها السلام نیز بر انبیا پیشین مقدم است.
مظلومیت، ارثیه ای فراموش نشده!

از امام باقر علیه السلام نقل شده است زمانی که در آستانه ظهور، حضرت مهدی علیه السلام آن جوان هاشمی را، برای اتمام حجت با اهل مکه، به نزد آنان می فرستند به او می فرمایند: "... به نزد مکیان برو و بگو: من فرستاده ی فلانی ام به سوی شما، او به شما می گوید: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافت و خانواده حضرت محمد صلی الله علیه و آله و از فرزندان پیامبرانیم. ما مظلوم واقع شده ایم؛ رنج کشیده ایم؛ طرد شده ایم، از زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله فوت کرد تا این زمان، حق ما را ضایع کردند؛ از شما تقاضای کمک داریم. شما هم ما را یاری کنید." (6)

مظلومیت این خاندان از غصب حق پدر گرامی شان شروع و با پاره شدن مظلومانه ی سند مظلوم تأیید شد و ادامه پیدا کرد. اگر چه فاطمه زهرا علیها السلام از همان آغاز تولدش مصائب و تأملات روحی زیادی را تحمل نمود و پی در پی مورد ظلم واقع شد. اما پس از غصب فدک مظلومیت ایشان مهر تأیید خورد. بعد از سخنرانی و اتمام حجت فاطمه علیها السلام و مناظره مولای متقیان علیه السلام با خلیفه وقت، سرانجام قباله فدک از سوی ابوبکر به نام زهرا علیها السلام نوشته شد. ایشان سند را برداشته و راهی منزل مبارک گردیدند. در راه، خلیفه دوم وی را دید و از جریان آگاه شد و به زور سند را از فاطمه علیها السلام گرفت و آن را پاره کرد. کاری  کرد که فاطمه علیها السلام به گریه افتاد و صیحه کشید. (7)

حق این خاندان پیوسته پایمال شده است. بی جهت نیست زمانی که حضرت صاحب الامر علیه السلام ظهور می کنند در خطبه خود کنار کعبه می فرمایند: «... از شما می خواهم ما را یاری کنید در برابر کسانی که به ما ظلم کرده اند... از ما دفاع کنید؛ زیرا ما را ترسانده و مورد ظلم قرار داده اند... » (8)

پی نوشت:

1. اصول کافی، ج1، ص 458
2. بقره آیه 124
3. بحارالانوار، ص 167
4. فراید سبطین، ج 2، ص 68
5. محجة البیضاء، ج4، ص 210، بحار الانوار، ج43، ص92و 97و 107. عوالم، ج 11، ص 278و 281
6. بحارالانوار، ج 52، ص 307
7. ابن ابی الحدید، ج6، ص 274. احتجاج، ج1، ص 122. شرح من لایحضر ، ج 3، 134.
8. غیبت نعمانی، ص 81.

از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم
بی تو از وادی دنیا همگی سیرشدیم
بی خود از حادثه عشق تو دیوانه و مست
عاشق کوی تو گشتیم و زمین گیر شدیم

 

نور است در دو عالم، از روی ماه مهدی
گلهای باغ جنت، شــد فرش راه مهدی
عشق و صفـا و خوبی، دارایی دل مــــا
دلهـــای عاشق مــــا، نذر نگاه مهدی

 

گفتم اگر بدانم کدامین روز می آیی
به احترام آمدنت گناه نمی کردم
فرمود: آن روز که تو گناه نکنی
به احترام گناه نکردنت می آیم

 

گفتـیم چــرا نیـامـــدی حق داری ...
تعطیل تر از جمعه خودِ ما هستیم!!!

 

 

هر سخن جز سخنی از تو شنیدن سخت است
همه را دیدن و روی تو ندیدن سخت است‌

 

در انتـــظار وصـــــل تــو عمـــرم تمـــــام گشت
بس روز و شب گذشت و بسی صبح شام گشت
امـــــا نشد خبـــــر زتــــو ای مــهدی عـــــــزیـز
بـــازآ که غرق خون، دل هــــر خاص وعام گشت

 

به احترام غم مادرت بیا مهدی(عج)
به قدر عمر کم مادرت بیا مهدی(عج)
به چادری که شده پرچم عزاداری
به پرچم علم مادرت بیا مهدی(عج)

 

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت و دگر باره فرو ریخت

 

راهی که نیست جانب کویت ضلالت است
عُمری که صرف غیر توگردد بطالت است
آقـای جمـعـه هـای غــریبـی بیـا، بیـا
مــا را ز دوری تـو ز یـاران ملامت است

 

یکی از جمعه ها جان خواهد آمد
به درد عشق، درمان خواهد آمد
غبار از خانه های دل بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد

 

بيا اي روح سبزآشنايي
به لب دارم فغان از اين جدايي
شده ذكر تمام ندبه خوانان
دوباره جمعه شد آقا كجايي؟

 

بی تو دلگیر است عصر جمعه ها
بوی نرگس می دهد پس، کوچه های شهر ما
از کلاس عمرمان یک جمعه دیگر گذشت
باز غیبت خورد پای اسم زیبای شما

 

آزرده گشت خاطرت از کرده های من
آقا ببخــش نوکرتان دَردِسَر شده

 

كی می شود بیایی پایان رسد جدایی
این قلب كوچك من با تو شود خدایی
كی می شود بیایی ای مونس خداوند
ای راه گشای عالم بیا بیا كجایی؟

 

میدان عمل خالیست
او در پی سرباز است
چون ما همه سرداریم
سردار نمی آید

 

تــــــو باید می آمدی
تا جهان این قدر سخت نمی شد.
حالا هم دیر نیست
گاهی یک گل
بازی را در دقیقه ی نَوَد
بُرد می کند

 

جريـــمه مشـــق امشــب!
صـــد بار بنويس
آقايـي کــه يـــادش نبــــودم
در قُنـــوت نمـــازش يـــادم کـــرد!!

 

هجر تو ز درد و داغ دلگيرم‎ ‎كرد
اندوه و غم زمان زمين گيرم كرد
گفتند كه جمعه ميرسي از كعبه
اين رفتن جمعه جمعه ها پيرم كرد

اگر وصلت نگردد دســت گــیرم
همان بهتر که در هجران بمیرم
تو که از ما رخت پنهان نــمایـی
چرا کردی به عشق خود اسیرم
تو که دل می بری با یک نگاهی
نگاهی هم به ما کن گاه گاهی
تو که بیگانه را هــم مــی ‏پذیری
بده یک گوشه ما را هم پــناهی

 

آرامش شب دوباره بر می گردد
خورشید سحر سواره بر می گردد
با سیصد و سیزده طلوعی دیگر
آن صبح پر از ستاره بر می گردد

 

از هجر تو روزگارِ دل جــالب نیست
هر چند خرابه است، بی صــاحب نیست
ما نیز ز "سادات بنی الـــــــزهرا" ییم
آقا" صله ی رحــم" مگر واجب نیست؟

 

دلم شکسته، دلم را نمی خری آقا؟
مرا به جمعه ی وصلت نمی بری آقا؟
اگر چه غرق گناهم ولی یقین دارم
تو آبروی کسی را نمی بری آقا

 

ای کاش تمام هفته یادت بودیم
بیگانه ز خویش و آشنایت بودیم
حیف است فقط جمعه تو را یاد کنیم
ای کاش همیشه هم صدایت بودیم

 

من را برای هر چه خطا کرده ام ببخش
ای مهربان که بر تو جفا کرده ام ببخش
پشت و پناه من شده ای هر زمان ولی
پشت تو را به غصّه دو تا کرده ام ببخش

 

مولای من، این جمعه هم گذشت و نیامدی
می دانم، مثل همیشه خداوند این هفته هم
غیبتت را به دلیل گناهان بیشمار ما موجه کرد

 

ای منتظران گنج نهان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان(عج) می آید
آرامش جان عاشقان می آید

 

قائم آل نور، یا مهدی
عطر سبز حضور، یا مهدی
تا همیشه صبور می مانیم
در هوای ظهور، یا مهدی

 

بیا که خسته اند جمعه های انتطارمان
بیا که جمعه هم گذشت دیر شد قرارمان
تمام روزنامه های شنبه تیتر می زنند
تو آمدی و سبز شد ترنم بهارمان

 

مهدی جان
به رو سیاهی‌ من نگاه نکن و به دست هایم

که خالی و گنهکارند قلبم را ببین که هر روز

صبح و شام تو را می‌خوانند.

 

نذرکردم چون بیائی هرچه دارم مال تو
چشم های خسته و پر انتظارم مال تو
یک دل دیوانه دارم با هزاران آرزو
آرزویم هیچ، قلب بی قرارم مال تو

 

بارالها صاحب عصر و زمان کي خواهد آمد
آنکه بنمايد جهان امن و امان کي خواهد آمد
پهلوي زهرا و قلب همسر او را شکستند
آنکه گيرد انتقام از ظالمان کي خواهد آمد

 

کاش عاشق " مهدی " شدن هم " مد " می شد

 

جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

 

يک عمر به انتظار مانديم همه
غم ديده و بي قرار مانديم همه
بازآ که شکست، دل ز ياد غم تو
بي روي تو بي بهار مانديم همه

 

اي مولاي ما
يا صاحب الزمان «عج»
مي آمدي خيلي پيش تر..
اگر
نقل مجالسمان «غيبت» تـــو بود

 

ای کاش ...
وقتی خدا در صحرای محشر بگوید چه کردی؟
یوسف زهرا بگوید منتظر من بود

 

آقا برای تو نه برای خودم بد است
هر هفته در گناه تماشا کنی مرا
من گمشدم تو آیینه ای گم نمی شوی
وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا
و باز هم همان جمله قدیمي
به راه آییم تا از راه بیاید

بی قرارم گرچه می دانم می آیی عاقبت
حلقه های بسته راخود می گشایی عاقبت
با وجود تیرگی ها در شبستانی خموش
ماه رویت را به عالم می نمایی عاقبت

 

این جمعه جان حضرت زهرا ظهور کن
قلب غمین منتظران پر سرور کن
با یک توسلی به در خانه ی خدا
از جاده ی ظهور بیا و عبور کن

 

سالی که بهارش قدم فاطمه باشد
صدها برکت از کرم فاطمه باشد
امید که یک مژده ز صدها خبر خوش
پیغام فرج در حرم فاطمه باشد

 

این شهر خفته در آغوش مرده ها
حل گشته در دل خاموش مرده ها
ایمان، یخ زده در کوچه های شهر
دین منجمد شده بر دوش مرده ها

 

جهان بدون تو دلگیر می شود موعود
و عشق در غل و زنجیر می شود موعود
پرنده در قفس ذره ذره می میرد
و دارد از خودش سیر می شود موعود

 

این روز ها دیگر کسی یاد شما نیست
دیگر کسی ذکر لبش "آقا بیا "نیست
ترسم عزای مادرت آید ولیکن
گویند نوروز است هنگام عزا نیست

 

ای کاش شود چون تو بباریم همه
در ذهن کویر، گل بکاریم همه
گفتند که یک جمعه تو خواهی آمد
تا آمدنت در انتظاریم همه

 

جمعه شد آقا نگاهم بر، در است
در فراق یار آهم از سر است
می نمایند جمعه ها گر افتخار
باشد از مهدی (عج) زهرا(س) انتظار

 

آقای جمعه های غریبی ظهور کن
دهلیزهای شب زده را غرق نور کن
یک گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق
یا باز گرد یا دل ما را صبور کن

 

یادم بده ساعتم را ...برای کدام جمعه کوک کنم...
آمدنت را...ثانیه ها فریاد میزنند...
یک روزکه آخر هفته است...
و توای آخرین مسافر، یک بار برای خدا...
به ساعتت نگاه کن...فردا جمعه است...
"آی ثانیه دوازدهم، خدا کند که بیایی!"

 

سپری می شود این ظلم، عدو می بازد
می رسد آنکه خداوند بر او می نازد
باشد آنروز ببینند همه عالمیان
در بقیع حضرت مهدی(عج) حرمی می سازد

 

ستاره باز به دامان شب دويد، بيا
سرشك شوق ز چشمان شب چكيد بيا
فروغ نقره‌اي مه به گرد خيمه شب
كشيد هاله‌اي از پرتو اميد، بيا

 

ای چاره ی درخواستگان ادرکنی
ای مونس و یار بی کسان ادرکنی
من بی کسم و خسته و مهجور و ضعیف
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی

 

حرف دل را با کدامین واژه تقدیمت کنم؟
داغ قــــلبم را چــگونه باز، تسلیمت کنم؟
تا به کی چشمم به مشرق، صبح جمعه، بی حبیب؟
تا به کی این امتت، از روی مـــــاهت بی نصیب؟

 

چشم ها را شستم، جور دیگر دیدم،

باز هم سودی نداشت،
تو همان بودی که باید دوست داشت

 

دل خسته ام ز فراغ تو ای آفتاب من
کی میرود آن ابر تیره از آسمان من
ز نبودت زرد گشت و خزان شد بهار دل
پس دمی بتاب ای نور به قلب سیاه

 

مولا ز شراب وصل سيرابم كن
از شعشعه ي رخت تو بي تابم كن
با نور نگاه قرص ماهت يكبار
چون شمع بسوزان و مرا آبم كن

 

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد
سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد
کدام جمعه ز عطر بهشتي گل ياس
بهار غرق شميمي گلاب خواهد

ما می دانیم که مسأله رجعت از مهم ترین و قابل توجه ترین مباحث اسلامی است. رجعت واقعه ای حکیمانه و هدفمند است و با عقل و ایمان نیز هماهنگ می باشد. این مسأله مطابق با خواست و اراده الهی صورت می پذیرد. به گونه ای که خداوند مومنان را اختیاراً و کافران را اجباراً برمی انگیزد. مومنان را برمی انگیزد، تا پاداش ایمان خود را در رکاب و یاری امامشان دریافت نمایند و کافران را برمی انگیزد، تا انتقام کفرشان را از آنان در دنیا بگیرد.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) توضیح داده شده است که اختیاراً یعنی اینکه: چون قائم(علیه السلام) ظهور کند، بالای سر مومن روند در قبر او، و به او گویند ای فلانی، به راستی صاحب الأمر تو ظهور کرده، اگر خواهی خود را به او برسانی، برسان و اگر خواهی در سایه کرامت پروردگار خود بیارامی، بیارام.(1)

تقابل محضِ ایمان و کفر

این مبحث همان طور که گفته شد یکی از مباحث مهم دین اسلام است. اهمیت این مسأله به خاطر این است که، این واقعه در زمان حضور حضرت مهدی(علیه السلام) صورت می گیرد و علاوه بر آن زمانی است که، مومنان خالص در ایمان و کافران محض در کفرشان، در مقابل هم قرار می گیرند و وعده خداوند این گونه محقق می شود. بدین جهت است که این واقعه از مهمترین وقایع اسلام به شمار می آید و منکران فراوانی نیز دارد.

علمای بزرگ اسلام همچون: شیخ صدوق، مسعود عیاشی، شیخ مفید، سید مرتضی، علامه مجلسی و... در زمینه رجعت، کتاب های فراوانی نگاشته اند. به طوری که علامه مجلسی می گوید: من در کتاب بحارالأنوار، جلد13 بیش از دویست حدیث از چهل و چند اصل معتبر، درباره رجعت نقل کرده ام و همه صریح در اثبات رجعت هستند.(2)

اهمیت فوق العاده رجعت

عقیده رجعت یک اصل اسلامی است که از صدر اسلام، مورد توجه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) بوده است.

با توجه به روایات وارده از معصومین(علیهم السلام):

الف- رجعت، تجلی قدرت الهی است

امام صادق(علیه السلام) روز رجعت را یکی از روزهای الهی برشمرده اند. و فرموده اند که روزهای الهی سه تاست: روزی که قائم آل محمد(علیه السلام) قیام خواهد کرد و روز رجعت و روز قیامت.(3)

علامه طباطبایی(رحمة الله) ذیل آیه 210 سوره بقره که:

«هل ینظرون إلّا أن یأتیهم الله فی ظللٍ من الغمام و الملائکة و قضی الأمر و إلی الله ترجع الأمور. آیا اینان منتظر آن هستند که خدا با فرشتگان، در زیر سایبانی از ابر نزدشان بیاید و کار یکسره شود؟ حال آنکه خداوند مرجع همه کارهاست».(4)

می فرماید: روایاتی که اثبات رجعت می کنند، گرچه به حسب آحاد مختلف است، ولی همه در این معنا متحدند که، نظام دنیوی در سیر خود، متوجه روزی است که آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و در آن روز، تنها خدا عبادت می شود؛ عبادتی که از شائبه هوای نفس و اغوای شیطان خالی باشد، و در آن روز، کسی نافرمانی خدا نکند و جمعی از دوستان و دشمنان خداوند به دنیا بازگردند و حق و باطل کاملاً ممتاز گردد.(5)

ب- رجعت نیز مقام ظهور ولایت می باشد

به این معنی که درست است که ائمه اطهار(علیهم السلام) صاحب ولایتند و ولایتشان پیش از زمان رجعت هم برای بندگان مقرب و مخلص خدا ظهور دارد، اما در رجعت ولایت برای عموم تجلی پیدا می کند.(6)

ج- رجعت شرط ایمان است و از اصول ضروری تشیع می باشد

برخی از روایات، اعتقاد به رجعت را از جمله شروط ایمان دانسته و اعتقاد به رجعت را در ردیف اعتقاد به معراج و شفاعت، بعث و نشور، جزا و حساب ذکر کرده اند.(7)

امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: هرکس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد، مۆمن است و در میان آن هفت چیز، ایمان به رجعت را ذکر کرده اند.(8)

و در روایتی دیگر می فرمایند: اگر کسی به رجعت ایمان نداشته باشد، از دایره ولایت خارج می شود.(9)

اصل دینی انکارناپذیر

اخبار و روایاتی که پیرامون رجعت، از معصومین(علیهم السلام) نقل شده، به قدری زیاد است که بسیاری از بزرگان و علمای دین در طول تاریخ شیعه درباره آنها ادعای تواتر کرده اند. مرحوم طبرسی می گوید: از امامان به طور متواتر روایت شده که خداوند به هنگام قیام مهدی(علیه السلام) گروهی از دوستان و دشمنان آن حضرت را برمی گرداند.(10)

اهمیت موضوع رجعت از ادعیه و زیارات اهل بیت(علیهم السلام) نیز برمی آید چرا که در ادعیه هایی همچون، دعای عهد، زیارت جامعه، دعای روز سوم شعبان صراحتاً بحث رجعت را بیان می دارد. پس این مسأله، قطعی الوقوع است و در زمان حضور آخرین منجی عالم، به وقوع می پیوندد.

پی نوشت:

1. ترجمه کمره ای اصول کافی، جلد2، صفحه832.

2. ترجمه کمره ای اصول کافی، جلد2، صفحه830.

3. بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه63.

4. سوره بقره، آیه210.

5. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، جلد2، صفحه161، ذیل آیه 210، سوره بقره.

6. معاد شناسی، محمد حسین حسینی، جلد4، صفحه115.

7. بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه121.

8. بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه92 و 121.

9. بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه92.

10. مجمع البیان، جلد7، صفحه234.

سید اسد الله هاشمی شهیدی:
آيات بسيارى از قرآن كريم به ياران حضرت مهدى عليه السّلام تفسير و تأويل شده است كه برخى از آنها را در اينجا مى‌آوريم:
١- فَاسْتَبِقُوا اَلْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اَللّهُ جَمِيعاً. (1)
«پس در كارهاى نيك بر يكديگر پيشى گيريد. هركجا كه باشيد، خداوند همگى شما را مى‌آورد».
از امام باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه شريفه روايت شده است كه فرمود:
«منظور از خيرات، ولايت اهل بيت عليهم السّلام است و منظور از «يَأْتِ بِكُمُ اَللّٰهُ جَمِيعاً»، ٣١٣ تن از ياران قائم عليه السّلام مى‌باشند... به خدا سوگند! در يك لحظه همچون قطعات ابر پاييزى گرد آمده، پيرامون شمع وجودش حلقه مى‌زنند. و در ميان ركن و مقام با او بيعت مى‌كنند، و همراه او پيمان‌نامه‌اى از رسول اكرم است كه آن را- امامان معصوم عليهم السّلام- يكى پس از ديگرى به ارث برده‌اند». (2)
 ٢- وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ اَلْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ. (3)
«اگر ما عذاب را تا [آمدن] «امّت معدوده» از آنها به تأخير بيندازيم مى‌گويند: چه‌چيز آن را بازمى‌دارد؟ آگاه باش! هنگامى كه آن روز بيايد، عذاب از آنها برگردانده نمى‌شود، و آنچه را كه مسخره مى‌كردند آنها را فرو خواهد گرفت».
از امام محمّد باقر عليه السّلام و امام جعفر صادق عليه السّلام روايت شده كه آن دو بزرگوار در تفسير اين آيه فرمودند:
«منظور از «امّت معدوده» [امّت شمرده‌ شده]، همان اصحاب حضرت مهدى عليه السّلام در آخر الزمان هستند كه ٣١٣ نفر به تعداد اهل «بدر» مى‌باشند و همان‌گونه كه پاره‌هاى ابر پاييزى به هم مى‌پيوندند آنان نيز در آن واحد [نزد آن حضرت] گرد مى‌آيند». (4)
از امام صادق عليه السّلام نيز روايت شده است كه فرمود:
«منظور از «عذاب» خروج حضرت قائم عليه السّلام است (كه سبب معذّب شدن كافران مى‌باشد) و منظور از «امّت معدوده» اصحاب اوست كه به تعداد اهل بدر هستند». (5)
بنابراين، معناى آيه چنين خواهد بود: اگر عذاب را از آنها تا آمدن امّتى معدود (ياران حضرت مهدى عليه السّلام در آخر الزّمان) به تأخير بيندازيم، خواهند گفت: چه‌چيز مانع مى‌شود كه ظاهر شود و عذاب خدا را بر ما نازل كند؟!
قرآن كريم در پاسخ آنها مى‌فرمايد:
«آگاه باش! هنگامى كه عذاب فرود آيد از آنها برگردانده نمى‌شود و كيفرى كه استهزا و مسخره مى‌كردند به آنها مى‌رسد». (6)
منظور از عذاب در اين آيۀ مباركه، عذاب آخرت نيست؛ بلكه دست انتقام الهى است كه از آستين حق بيرون آمده، از آنها انتقام خواهد گرفت، و پيش از آخرت آنها را به سزاى كردارشان خواهد رسانيد.
٣- مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اَللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى اَلْكافِرِينَ. (7)
«هركس از شما از دين خود برگردد، به زودى خداوند گروهى را مى‌آورد كه دوستشان دارد و آنها نيز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان فروتن و در برابر كافران سرسخت و نيرومند هستند».
سليمان بن هارون عجلى گويد: از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم كه در تفسير اين آيه شريفه فرمود:
«حضرت صاحب الامر عليه السّلام در پناه خدا محفوظ است. اگر همۀ مردم از بين بروند، خداوند ياران او را خواهد آورد. آنان كسانى هستند كه خدا دربارۀ آنها فرموده است: «اگر اينها بدان كفر ورزند، ما گروهى ديگر را بر آنان گماريم كه بدان كافر نباشند» (8). و آنان هستند كسانى كه دربارۀ آنها فرموده است:
«خداوند گروهى را مى‌آورد كه دوستشان دارد و آنها نيز او را دوست دارند.
در برابر مؤمنان فروتن و در برابر كافران سرسخت و نيرومند هستند».(9)
۴- « وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...». (10)
«خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند وعده داده است كه آنها را در روى زمين جانشين گرداند، همان‌گونه كه پيشينيان را جانشين گردانيد».
امام زين العابدين عليه السّلام آيۀ كريمۀ «... لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ...» را تلاوت نمود، آنگاه فرمود: «به خدا سوگند! آنها دوستان- و شيعيان- ما اهل بيت هستند. خداوند به وسيلۀ مردى از ما كه مهدى اين امّت است، وعده‌اى را كه در اين آيه به مؤمنان صالح داده، تحقّق خواهد بخشيد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم در حق مهدى فرموده است:
اگر از عمر دنيا به جز يك روز باقى نباشد، خداوند آن روز را طولانى مى‌گرداند تا مردى از عترت من بيايد كه هم‌ نام من است؛ او جهان را پر از عدل و داد نمايد، آن‌ چنان‌ كه پر از ظلم و ستم شده باشد» .(11)
۵- اَلَّذِينَ إِنْ مَكَّنّٰاهُمْ فِي اَلْأَرْضِ أَقامُوا اَلصَّلاةَ وَ آتَوُا اَلزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ اَلْأُمُورِ. (12)
«همان كسانى كه چون در زمين به آنها فرمان‌روايى دهيم، نماز را بپا مى‌دارند و زكات را مى‌پردازند و به نيكى فرمان مى‌دهند و از زشتى باز مى‌دارند و فرجام كارها از آن خداست».
ابى جارود از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه در تفسير اين آيۀ شريفه فرمود:
«اين آيه دربارۀ حضرت مهدى عليه السّلام و ياران او نازل شده است. خداوند منّان، شرق و غرب جهان را تحت سيطرۀ آنها درمى‌آورد و دين را به وسيلۀ آنها در جهان آشكار مى‌سازد، و ديگر از ظلم و ستم ها و بدعت ها نشانى در روى زمين باقى نمى‌ماند».(13)
از آيات ياد شده استفاده مى‌شود كه ياران حضرت مهدى عليه السّلام از قدرت فوق العاده‌اى برخوردارند كه در يك لحظه از مكان‌هاى مختلف به مكه مى‌روند و به آن حضرت ملحق مى‌شوند. آنان محبوب خدا هستند و خداوند محبوب آنان. خدا، آنها را در زمين توانايى و فرمان‌روايى مى‌دهد و به دست آنها، كافران را عذاب مى‌كند. آنان نماز بپا مى‌دارند و زكات مى‌پردازند. به نيكى‌ها امر مى‌كنند و از بدى‌ها بازمى‌دارند.
پی نوشت ها:
(1): سوره بقره، آیه 148.
(2): بحار الانوار، ج52، ص288؛ کافی، ج8، ( روضه) ص313؛ غیبت نعمانی، ص282؛ بشارة الاسلام، باب 6، ص121.
(3): سوره ی هود، آیه 8.
(4): ینابیع المودة، ج3، ص241، باب71.
(5): غیبت نعمانی، ص241.
(6): الزام الناصب، ج2، ص344؛ تفسیر صافی، ج4، ص12؛ تفسیر برهان، ج2، ص209.
(7): سوره مائده، آیه54.
(8): سوره انعام، آیه 89.
(9): ینابیع المودة، ج3، ص237، باب71.
(10): سوره نور، آیه 55.
(11): ینابیع المودة، ج3، ص245، باب 71؛ المحجة، ص151و152؛ تفسیر مجمع البیان، ج7، ص240.
(12): سوره حج، آیه 41.
(13): ینابیع المودة، ج3، ص244، باب 71؛ بحار الانوار، ج51، ص47و48، ح9.
منبع: ظهور حضرت مهدی(عج) از دیدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان، سید اسد الله هاشمی شهیدی، ص 433-436.

امام که سمت پیشوایی و رهبری مردم را بر عهده دارند، قطعا از علم و آگاهی ویژه ای برخوردارند و در این زمان، که امام حیّ و حاضر ما حضرت مهدی(عج) می باشند و وظیفه ما اطاعت و پیروی از ایشان است، ابتدا باید شناخت و معرفت نسبت به ایشان داشته باشیم.

از ویژگی های ائمه(علیهم السلام) علم و عصمت است. در این نوشتار از علم امام صحبت کرده و درصدد پاسخگویی به این پرسش هستیم که:

آیا حضرت صاحب الامر(عج) از اعمال ما آگاه هستند؟

برای اینکه به این سوال پاسخ بدهیم، ابتدا لازم است بدانیم گستره و حدود علم امام چقدر است؟

علم آسمانی در سینه انسان کامل

یکی از اعتقادات ما شیعیان امامیه این است که پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) علمشان علم حصولی نیست، یعنی مانند دانشمندان دیگر نیستند که به کلاس رفته باشند و از استاد درس گرفته باشند. بلکه علمشان، علم الهی است و هر چه لازم است بدانند، خداوند به آن ها الهام نموده است.

امام، انسان کاملی است که خود در صراط مستقیم مسیر الی الله حرکت می کند و با گفتار و رفتار خویش انسان های دیگر را در آن مسیر هدایت می کند، به همین دلیل در تمام زمان ها یک انسان کاملی (امام معصوم) وجود دارد تا معارف و علوم و قوانین الهی در بین مردم محفوظ بماند و حجّت الهی، بر بندگان تمام باشد.

همان طور که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق وحی الهی علوم را فرا گرفتند، ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز مورد عنایت پروردگار عالم قرار گرفته و علم اولین و آخرین در سینه ایشان جای دارد.

علم امام در کلام امام

امام حسین(علیه السلام) فرمودند: وقتی آیه "وَ کلّ شیئ احصیناه فی امام مبین" (یس/12) نازل شد، اصحاب گفتند: یا رسول الله! مراد از "امام مبین"، تورات است یا انجیل یا قرآن؟ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هیچ کدام. و آنگاه متوجه پدرم شده و فرمودند: این امامی است که خدا همه علوم را در او قرار داده است.[1]

حضرت امام رضا(علیه السلام) در حدیثى مى فرماید: "الامام عالم لا یجهل و داع لاینكل، معدن القدس و الطهارة و النسك و الزهادة و العلم و العبادة"؛ امام عالمى است كه جهل در او راه ندارد، دعوت كننده اى است كه هیچ گاه از جواب عاجز نمى شود، معدن قدس و طهارت و تعبد و علم و عبادت است.

و نیز مى فرماید: هنگامى كه خداوند سبحان بنده اش را براى امور بندگانش برگزید، سینه اش را براى این مسئولیت گشایش مى دهد و چشمه هاى حكمت را در قلبش مى گذارد و علم را همواره به او الهام مى نماید، بعد از آن از جواب چیزى ناتوان نمى شود و در رسیدن به حق سرگردان نمى گردد، پس او معصوم و موید و موفق خواهد بود، از خطا و لغزش در امان مى باشد. خدا او را بدین فضیلت اختصاص داد تا حجت و شاهد بر بندگانش باشد و این فضل خدا است كه به هر كس خواست عطا مى كند و خدا داراى فضلى بزرگ مى باشد.

حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: "و الله انا لخزان الله فى سمائه و ارضه لا على ذهب و لا فضة الا على علمه": به خدا سوگند ما در زمین و آسمان خزینه دار خدا هستیم، لیكن نه بر طلا و نقره، بلكه بر علم خدا.[2]

نتیجه ی احادیث اینکه:

1- چنان نیست كه علوم شریعت بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حافظ و نگهبانى نداشته باشد؛ بلكه علوم وحى و نبوت نزد ائمه اطهار(علیهم السلام) به ودیعه نهاده شده و خزینه دار علوم بوده اند.

2- علم آنان به حدى است كه از جواب هیچ سئوالى عاجز نخواهند بود و در یافتن حق، تحیر و شك و تردید در وجودشان راه ندارد.

3- مسئولیت حفظ احكام و تبلیغ و تفسیر آن ها بر عهده ایشان نهاده شده تا حجّت بر بندگان باشند.

4- علم ایشان به گونه اى است كه تحیر و شك و تردید و خطا و لغزش و اشتباه در آن راه ندارد و با تأییدات و توفیقات الهى معصوم خواهند بود.
ناظران اعمال ما

طبق تعریفی که از علم امام كردیم، قطعا امام معصوم از اعمال و نیت های ما انسان ها آگاه است. روایاتى كه در این زمینه نقل شده بسیار زیاد است و شاید در سر حدّ تواتر باشد كه به عنوان نمونه چند مورد ذكر می شود.

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمود:

"تعرض الاعمال على رسول اللَّه اعمال العباد كل صباح، ابرارها و فجارها، فاحذروها، و هو قول اللَّه عز و جل «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ»، و سكت‏"؛ تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه مي شود، اعمال نیكان و بدان، بنابراین مراقب باشید، و این مفهوم گفتار خداوند است كه می فرماید: "وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ"، این را فرمود و ساكت شد.[3]

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مي خوانیم: "ان الاعمال تعرض على نبیكم كل عشیة الخمیس فلیستح احدكم ان تعرض على نبیه العمل القبیح‏"؛ تمامى اعمال شما بر پیامبرتان هر عصر پنجشنبه عرضه مي شود، بنابراین باید از اینكه عمل زشتى از شما بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه شود، شرم كنید.

باز در روایت دیگرى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) مي خوانیم كه:

شخصى به خدمتش عرض كرد براى من و خانواده‏ ام دعائى فرما.

فرمود: مگر من دعا نمي كنم؟ "و اللَّه ان اعمالكم لتعرض على فى كل یوم و لیله‏"؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه مي شود.

راوى این حدیث مي گوید این سخن بر من گران آمد؛ امام متوجه شد و به من فرمود: "أ ماتقرا كتاب اللَّه عز و جل «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُوْمِنُونَ»، هو واللَّه على بن ابى طالب‏"؛ آیا كتاب خداوند عز و جل را نمي خوانى كه می گوید: عمل كنید، خدا و پیامبرش و مومنان عمل شما را مي بینند، به خدا سوگند منظور از مومنان، على بن ابى طالب (و امامان دیگر از فرزندان او) مي باشد.[4]

شاهدی بر علم امام از غیب

در حدیثى آمده است: امیرمومنان على(علیه السلام) شبى از مسجد كوفه به‏ سوى خانه خویش حركت كرد، در حالى كه كمیل بن زیاد كه از دوستان خاص آن حضرت بود، او را همراهى مي كرد. در اثناء راه از كنار خانه مردى گذشتند كه صداى تلاوت قرآنش بلند بود، و این آیه را "أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ..." با صداى دلنشین و حزین مي خواند، كمیل در دل از حال این مرد بسیار لذت برد، و از روحانیت او خوشحال شد، بي آنكه چیزى بر زبان براند، امام علی(علیه السلام) رو به سوى او كرد و فرمود:

سر و صداى این مرد مایه اعجاب تو نشود؛ او اهل دوزخ است! و به زودى خبر آن را به تو خواهم داد!

 كمیل از این مساله در تعجب فرو رفت، نخست اینكه امام(علیه السلام) به زودى از فكر و نیت او آگاه گشت و دیگر اینكه شهادت به دوزخى بودن این مرد ظاهرالصلاح داد. مدتى گذشت تا سرانجام كار خوارج به آنجا رسید كه در مقابل امیر مومنان(علیه السلام) ایستادند و حضرت با آن ها پیكار كرد، در حالى كه قرآن را آن گونه كه نازل شده بود، حفظ داشتند. امیر مومنان على(علیه السلام) رو به كمیل كرد، در حالى كه شمشیر در دست حضرت بود و سرهاى آن كافران طغیانگر بر زمین افتاده بود، با نوك شمشیر به یكى از آن سرها اشاره كرد و فرمود:

اى كمیل! "أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ": یعنى این همان شخصى است كه در آن شب تلاوت قرآن مي نمود، و حال او اعجاب تو را برانگیخت.

كمیل حضرت را بوسید و استغفار كرد.[5]

چگونه زندگی کنیم؟

بنابراین دانستیم كه امام زمان(عج) ناظر بر اعمال ما و حتی نیت های ما هستند و همین باور و اعتقاد در نحوه زندگی ما مسلمانان تأثیر زیادی دارد. ما كه تنها امیدمان به ظهور حضرت ولیّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد و دوست داریم از یاران آن حضرت باشیم، باید سعی كنیم ایشان را با گناهان خود آزرده خاطر نكنیم و به گونه ای زندگی کنیم که قدمی در راه اهداف امام که چیزی به جز برقراری عدالت، فضیلت اخلاقی و کرامت انسانی نمی باشد، برداریم.

پی نوشت ها:

1- بررسی مسائل كلی امامت، آیت الله ابراهیم امینی.

2- علم امام از دیدگاه احادیث، آیت الله ابراهیم امینی.

3- اصول كافى، جلد اول صفحه 171 (باب عرض الاعمال).

4- تفسیر نمونه، جلد 8، ص 126.

5- همان، ج 19، ص 398.

نکته 144 معرّفی امام
یعقوب می گوید: روزي داخل خانه امام حسن علیه السلام شدم و در طرف راست آن حضرت اطاقی را دیدم که پرده اي بر درش آویخته بود. عرض کردم: آقاي من! صاحب الامر کیست؟ فرمود: پرده را بالا بزن. هنگامی که پرده را بالا زدم، کودکی ظاهر شده  آمد بر روي زانوي آن حضرت نشست پس به من فرمود: این امامِ شماست.(1)
نکته 145 نامه به امام علیه السلام
شیخ حرِّ عاملی رحمه الله می نویسد: ابن ابی غانم قزوینی با شیعیان مشاجره می کرد و می گفت: امام حسن عسکري علیه السلام فرزندي نداشته است. شیعیان نامه اي به ناحیه مقدّسه نوشتند و مرسوم شان چنین بود که نامه ها را با قلم بدون مرکّب بر کاغذِ سفید می نوشتند تا علامت و معجزه اي باشد. پس جوابِشان از ناحیه مقدّسه صادر گشت.(2)

منبع: هزار و یک نکته از امام مهدی (عج) محمد رحمتی شهر رضا

1.اثباه الهده ج 6 ص 425

2.اثباه الهدی ج 7 ص 360

القاب حضرت مهدی

نضرة الأیام:طراوت روزگار، شادابی زمان، سرّ سرسبزي دوباره تاریخ.

الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاي مانده از آثار پیامبران،خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.

الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشري.
صاحب الامر: دارنده ولایت امر الهی، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستی به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدي و ناپاکی از زمین.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی.

مهدي الامم: هدایتگر همه امّتها، راه یافته راهنمايِ همه طوایفِ بشریت.

جامع الکَلِم:گردآورنده همه کلمه ها بر اساسِ کلمه توحید، وحدت بخش همه صف ها.

ناصر حق اللَّه: یاريگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادة اللَّه: راهنماي مردم به سوي مقاصد الهی، راه بلد و راهبر انسانها در راستاي اراده خداوند.

الثائر بأمر اللَّه: قیام کننده به دستور الهی، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیی المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاي اهل ایمان.

مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاك کننده کفّار.

معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفرپیشگان.

منجی المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایی بخش استضعاف کشیدگان.

سیف اللَّه الّذي لاینبو: شمشیر قهر خدا که کند نمیشود.

میثاق اللَّه الّذي أخذه: پیمان بندگی خدا که از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستی دوران.

کلمۀ اللَّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهی.

تالی کتاب اللَّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قاري آیات کریمه قرآن.

وعداللَّه الّذي ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهی.

رحمۀ اللَّه الواسعۀ: رحمت بی پایان خدا، لطف و رحمت بیکران پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار ربّ العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهايِ ربوبی.

معدن العلوم النبویه: گنجینه دانشهايِ پیامبري و خزانه معارف نبوي.

نظام الدین: نظام بخش دین

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

پیشواى پنجم علیه ‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیه‏ السلام كه در زمان غیبت، خود را براى شركت در قیام جهانى آن حضرت آماده مى ‏كنند، به ابو خالد كابلى فرمود: «من به گروهى مى ‏نگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مى‏ خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهى تلاش مى‏ كنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار مى ‏شوند، امّا با بى‏ اعتنایى مسئولین مواجه مى ‏شوند. وقتى كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مى ‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته ‏شان اصرار مى ‏ورزند تا این كه سردمداران حكومت نمى ‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مى ‏گردند و كسى نمى ‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏ جویان وقتى كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه ‏السلام به كس دیگرى نمى ‏سپارند. كشته‏ هاى این ها همه از شهیدان راه حق محسوب مى‏ شوند.»

در اینجا امام باقر علیه‏ السلام به ابو خالد كابلى جمله ‏اى زیبا فرمود كه مى ‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.

آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(1) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیه ‏السلام تقدیم مى ‏دارم.»
امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه ‏السلام مى‏ آیند كه پنجاه نفر از آنان زن مى‏ باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مى‏ شوند.

امام پنجم علیه ‏السلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیه‏ السلام به آیه‏ اى از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْكُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً» (2) ؛ «هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیكارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏ انگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانه‏ ها را جستجو مى ‏كنند و این وعده‏ اى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفدارى از حق به پا مى ‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.» (3)

پی نوشت ها:

1. غیبت نعمانى، ص 273.
2. اسراء / 5.
3. تفسیر عیاشى، ج 2، ص 281.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - صاحب الامر

دسته بندی