1- صبر
دوران جوانی دوران طراوت و نیرو و شور و هیجان است. تا جایی این تحرّک و میل به هیجان بالاست که حتی از آن به شعبه‌ای از جُنون نام برده شده است. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: «الشَّبَابُ شُعْبَةٌ مِنَ الْجُنُون‏ [1] جوانى شاخه‏‌اى از جنون است» منظور این روایت؛ خطر فراموشی استفاده از عقل است. زیرا همانطور که بیان شد جوانی دوران تحرّک و فعالیت و شور و هیجان است. این کشش درونی چنان قوی است که گاهی باعث می‌شود انسان در کارهایش فکر در عاقبت آن کار را فراموش کند؛ لذا کاری انجام دهد که نشان دهنده عدم تفکّر لازم است. در دو آیه بالا از دو عنوان "حلیم" و "صابر" نام برده شده است که دقیقا یکی از نقاط چالش برانگیز دوران جوانی است. جوان پر انرژی و تحرّک، صبر کمی دارد و همین امر باعث می‌شود که در بسیاری از اوقات با عجله اقدام به کاری کند که آینده او با خطر مواجه شود. "صبر" باعث ایجاد یک فرصتی برای تأمّل و تفکّر می‌شود که پیامد آن پشیمان نشدن در انتخاب راه و کار است. این تفکّر و تحقیق است که انسان را به وظیفه خود در قبال امام زمان خویش آگاه می‌کند. چرا که تا تکلیف و وظیفه مشخّص نباشد انتظار معنایی نخواهد داشت. باید از خدا، آگاهی به وظیفه را طلب کنیم.

2- اطاعت الهی
اطاعت از خداوند و اوامر الهی در جوانی، خصوصیّتی بی‌همتاست که در روایات نیز به آن اشاره شده است. پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: «فَضلُ الشّابِّ العابِدِ الَّذی تَعَبَّدَ فی صِباهُ عَلَى الشَّیخِ الَّذی تَعَبَّدَ بَعدَ ما كَبُرَت سِنُّهُ كَفَضلِ المُرسَلینَ عَلى سائِرِ النّاسِ [2] برترىِ جوان عبادت پیشه كه در نورَسى به عبادت رو آورده ، بر پیرانى كه در بزرگى به عبادت رو آورده‌اند ، مانند برترى پیامبران بر دیگر مردمان است». و یا در روایتی دیگر حضرت محمّد صلوات الله علیه می‌فرماید: «یَقولُ اللّه ُ عزوجل: "الشّابُّ المُؤمِنُ بِقَدَرِی الرّاضی بِكِتابِی، القانِعُ بِرِزقِی، التّارِكُ لِشَهوَتِهِ مِن أجلی هُوَ عِندی كَبَعضِ مَلائِكَتی" [3] خداوند عز و جل مى فرماید: "جوانِ معتقد به قضا و قدرم، خشنود از كتابم، قناعت كننده به روزى ام، و رها كننده خواسته‌هاى نفس به خاطر من ، مانند یكى از فرشتگان من است"». انسان و فرشته قابل مقایسه با یکدیگر نیستند چرا که فرشتگان اشتهای به گناه ندارند ولی انسان از همه طرف مورد تهدید گناه است لذا شاید منظور از این تشبیه، اوج تقرّب چنین جوانانی است. همان‌طور که می‌دانیم منتظر واقعی کسی است که از امام زمان خویش اطاعت کند و البته اطاعت از امام معصوم نیز در گرو اطاعت از خداست چرا که در دعای جامعه کبیره می‌خوانیم: «مَنْ أَطَاعَكُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه [4] هر کس شما را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است».

3- توکّل بر خدا
جوان با مشکلات بسیاری در دوران جوانی روبرو است که حال و آینده او را متأثر می‌کند لذا اگر تکیه‌گاه مطمئنّی نداشته باشد دچار اثرات منفی آن از قبیل افسردگی، انحرافات عقیدتی  اخلاقی و ... خواهد شد. بهترین راه برای دور بودن از این آثار و تبعات منفی، تکیه کردن به قدرت لایزال و نامتناهی خداوند قادر و متعال است که از آن با "توکّل" تعبیر می‌شود. توکّل بر خدا یعنی تکیه کردن به قدرت و خواست و اراده خدا!
نیروی جوانی وقتی کامل می‌شود که همراه با توکل بر خدا باشد. امام کاظم علیه السلام می‌فرماید: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْیَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه‏ [5] هر که می‌خواهد که قوی‌ترین مردم باشد بر خدا توکّل نماید». منتظر واقعی کسی است که با پشتوانه توکّل بر خداوند در سخت‌ترین و هولناک‌ترین وظایف وارد شده و آن‌ها را انجام می‌دهد. البته توکّل، یکی از نشانه‌ها و آثار ایمان و مراتب آن است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ [مائده/23] و بر خدا توكل كنید اگر ایمان دارید!». هم چنانکه نشانه ایمان توکّل است؛ راه به دست آوردن و تکمیل ایمان نیز توکّل کردن بر خداست!

4- شهادت طلبی
یکی دیگر از آثار ایمان و برآمده از آیه مورد بحث، شهادت‌ طلبی و آمادگی حضرت اسماعیل علیه السلام برای فدای جان خویش در راه دستور خدا و امر ولیّ خدا (حضرت ابراهیم علیه السلام) است. در دعای عهد نیز چنین خواسته‌ای را این چنین از خداوند می‌خواهیم: «اَللّهُمَّ اجْعَلْنى ... والْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ [6] خدایا مرا از شهادت طلبان پیش‌ِ روی او قرار ده!». این یعنی اینکه منتظر باید در برابر خواست امامش تسلیم باشد!

نتیجه
موارد مختلفی از جوانان الگو در قرآن کریم آورده شده است که با تفکر در این آیات[7] می‌توان به شناخت هر چه بیشتر راه و توفیق در انجام وظیفه انتظار و سربازی واقعی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف نائل شد. حضرت اسماعیل علیه السلام یکی از نمونه‌های جوان الگوی طراز در دین اسلام است. امید آن‌که ما نیز چنین راهی را رهرو باشیم.
"اللّهمَّ اجعَلنا مِن خَیر أَعوانه و أَنصاره و المستشهدین بین یدیه"

پی‌نوشت:
[1] من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص 377
[2] نهج الفصاحة ، ص 588، ح 2050
[3] كنز العمّال : ج 15 ص 786 ح 43107
[4] مفاتیح الجنان، دعای جامعه کبیره
[5] فقه الرضا، ص 358
[6] مفاتیح الجنان، دعای عهد
[7] به عنوان نمونه: کهف/13، انبیاء/60

1) لازمه کار با کودک داشتن صبر و حوصله فراوان و از کوره در نرفتن است.

2) لازمه کار با کودک «خودشناسي» و «خودآگاهي» و شناختن احساسات و افکار و انتظارهاي خود نسبت به کودک است: «خود را بشناس»

3) لازمه کار با کودک خسته نشدن است، اگر مي خواهيد از کارتان خسته نشويد، بايد عاشق کارتان باشيد.

عنوان کتاب: نگاهی دوباره به انتظار

موضوع: مهدویت
نویسنده: م‍ج‍ی‍د ح‍ی‍دری‌‌ن‍ی‍ک‌

نشر: ت‍ه‍ران، ب‍ن‍ی‍اد ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ح‍ض‍رت‌ م‍ه‍دی‌ م‍وع‍ود‏

نوبت: 1388

تعداد صفحات: 68 صفحه
فرمت: pdf

 

 

در این کتاب نویسنده کوشیده است با نگاهی عمیق تر و دقیق تر مسئله انتظار را بررسی کرده و به شبهات و پرسش های احتمالی در این زمینه پاسخ متقن ارائه دهد. نویسنده مسئله انتظار را در سرفصل های مختلف تقسیم کرده و با نگاهی جامع و جدید آن را بررسی کرده است.

عناوین کتاب عبارتند از:

حقیقت انتظار؛ ضرورت انتظار؛ ابعاد انتظار؛ آمادگی فکری؛ آمادگی روحی؛ درک قدر؛ رفعت ذکر؛ شهادت و دیدن تمام راه؛ اطاعت و تقوا؛ ارتباط و پیوند با خدا؛ طرح و برنامه ریزی؛ ابتناء بر فقه و آگاهی؛ آمادگی در عمل؛ کتاب؛ میزان؛ توجه به عامل، جهت و اثر عمل؛ اهمیت، صعوبت و مخالفت هوس؛ اصول عملیه (برائت، استصحاب، احتیاط، تخییر)؛ مبانی انتظار؛ بحران ها؛ ساختار و ترکیب وجودی انسان و جهان متحول؛ ناتوانی مدعیان اصلاح؛ ملاقات ها و راهنمایی ها؛ بشارت ها؛ بایسته های انتظار؛ اقبال؛ شناخت؛ تجربه ی محبت و عنایت از محبوب و ضعف و محدودیت از دیگران؛ تجربه ی بن بست ها و احساس تنگناها؛ کسب آبرو از محبوب؛ میثاق؛ پناه؛ توسل؛ آمادگی؛ ره آورد انتظار؛ صبر؛ ذکر؛ اصلاح؛ امید؛ همراهی؛ بصیرت؛ پایان انتظار؛ پیروزی حتمی سپیدی بر سیاهی؛ نقش دعا در تعجیل فرج.

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

امروزه اشتباهی که برخی از متدینین با آن مواجه هستند نگرش حداقلی به معارف دینی است که موضوع اصیل و بلند مهدویت نیز از آن مستثنی نیست. برای برخی خواندن روزانه دعای فرج و خواندن هفتگی دعای ندبه مساوی شده با انتظار. در حالی که در روایات، «انتظار» یک عمل - که برترین عمل، سخترین آنها معرفی شده- است. پس جای تامل است که منظور از افضل اعمال چیست؟

منتظر انسانی تک بُعدی نیست

انسانی که در مکتب اسلام تربیت یافته، موجودی تک بعدی نیست. او نه تارک دنیاست و نه فریب خورده و کور و کر جلوه های دنیا. آن که پای آموزه های وحی نشسته برای دنیایش چنان کار می کند که گویا تا ابد بر روی همین کره خاکی زندگی خواهد کرد و برای آخرتش چنان کار می کند که گویا ثانیه دیگر راهی دیار باقی است. وی از برآیند این دو رویکرد شیوه زندگی سالم خود را می یابد. در فرهنگ انتظار نیز می توان مردم را در این قالب تقسیم بندی، وارد کرد.
عده ای سجاده عبادت خود را در گوشه ای پهن کرده و روز و شب در فراق حضرتش ناله سر می دهند و ظهورش را از خدای متعال تقاضا می کنند؛ و عده ای دیگر در دل شوق دیدار دارند و بر لب دعای فرج اما تربیت یافته مکتب دعای عهد هستند و با شمشیرهای آخته شان برای یاری مولایشان آماده و پا در رکابند. ظهور منجی بشریت نیازمند انسانهایی از این دست است که ایمان و عمل را به هم گره زده و به پا خواسته اند. اینان منتظر امامی هستند که در لسان روایات به "قائم آل محمد" علیه السلام  شناخته می شود و از این رو خود را با امام به پاخواسته هماهنگ کرده اند.
چنین فردی به قطع یقین دارای نشانه هایی است که از طریق آنها از سایرین متمایز می شود. در زیر به برخی از آنها که از مهمترین نشانه هاست اشاره می شود.
1. ولایت مداری:

«إِنَّمَا كاَنَ قَوْلَ الْمُوْمِنِینَ إِذَا دُعُواْ إِلىَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْكمُ‏ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا  وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُون»(١)

مومنین در مواجهه با دعوت و دستورات خدا و رسولش، رویکردی جز اطاعت بی چون چرا ندارند و این مایه رستگاری آنان است.
ولایت و سرپرستی جامعه انسانی در مرحله نخست در اختیار خالق و آفریننده آنهاست و اگر قرار است شخصی ولایتی این گونه بر مردم داشته باشد باید از جانب همان موجود نصب شود. انبیا و اوصیا اگر ولایتی بر مردم دارند از این منظر است که خداوند اذن سرپرستی امتها را به آنها عطا کرده و از امت هر یک از فرستادگان انتظار اطاعت بی چون و چرا داشته است. پس از آخرین نبی که به فرموده قرآن جایگاه «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُوْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»(2) را داشته اند سلسله امامت این وظیفه خطیر را بر دوش کشیدند تا زمان غیبت آخرین وصی. بعد از آغاز عصر غیبت بااستناد به روایت "و اما الحوادث الواقعة فارجعوا الی رواة احادیثنا فانکم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم" (3) نیابت در مقام ولایت به فقها سپرده شد. (4) با توجه به کلام معمار کبیر انقلاب که فرمودند: "ولایت فقیه ادامه ولایت رسول الله (صلی الله علیه و آله) است" در مسائل و موضوعاتی که فقیه جامع الشرایط اذن سرپرستی و ولایت دارد شیوه و روش امت همان است که در آیه 51 سوره نور بیان شد. یعنی شنیدن واطاعت کردن.

لوازم ولایتمداری:
مولای متقیان امام علی علیه السلام می فرمایند: «ألا، لایحمل هذا العلَم إلّا اهل البصر و الصبر».(5)
جمع شدن زیر پرچم ولایت و تحمل این اطاعت بی چون و چرا نیازمند بصیرت و صبر است.

الف) بصیرت:

بصیرت نوری است که در سایه آن حق را از باطل تشخیص دهیم ."بصیرت، روشن بینی یعنی شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیله ای که در مقابل دشمن باید به کار برد. این شناختها بصیرت است" (6)
بصیرت که نباشد قرآن ناطق را رها می کنی و می روی دنبال فتنه ای که دشمن به پا کرده. بصیرت که نباشد سر ولیّ زمان بر سر نیزه می رود. بصیرت که نباشد دوست، دشمن جلوه می کند و دشمن، دوست. بصیرت که نباشد عزت و اقتدارت را می فروشی برای یک لقمه نان چربتر. بصیرت که نباشد با دشمن قسم خورده ات دست دوستی می دهی و می نشینی سر سفره اش. و اتفاقاتی تلخ از این جنس که در تاریخ کم ندیده ایم. هر جا امت صاحب بصیرت و روشن بینی باشد نظام اسلامی شکوفاتر می شود.

ب) صبر:
صبر نیرویی است که به وسیله آن می توان در مسیر حق ثابت قدم ماند. در مقام ولایتمداری صحبت از مقدّم داشتنِ ولیّ بر خویشن است. باید در این معرکه پا روی نفس گذاشت و با خواسته هایش مبارزه کرد. همان که در لسان دین به جهاد اکبر شناخته می شود. آنان که که روحیه راحت طلبی،‌ ملکه وجودیشان شده در این مسیر دوام نخواهند آورد که مخالفت با نفس جز با مجاهدت جدّی حاصل شدنی نیست.
امام صادق علیه السلام فرمودند: از دو خصلت بپرهیز: بى ‏حوصلگى و تنبلى، زیرا اگر كم ‏حوصله باشى بر حق شكیبایى نكنى، و اگر سست و تنبل باشى حقّى را ادا نكنى.
طبق حدیث فوق پذیرش حق از ولیّ و یاری او در ادای حق نیازمند صبوری و تحمل سختی هایی است که در این راه وجود دارد و سربازان آخرالزمانی مهدی موعود علیه السلام کسانی اند که در زندگی امروز خود از امتحان ولایتمداری و تحمل سختی ها سربلند بیرون آمده باشند.

2. تکلیف محوری:

همان طور که انسان موجودی دوبعدی است اعمال و رفتارهای او نیز دوبعدی اند. گروهی از اعمال مربوط به بُعد مادی وجود است، اعمالی از قبیل خوردن، آشامیدن، خوابیدن و... اعمالی که فی نفسه برای طبع انسان لذت بخش است و به خودی خود برای او جاذبه دارد. گروه دیگری از اعمال و افعال برای طبیعت او جاذبه و لذت اولیه ندارد و انسان برای انجام آنها با برخی خواسته های طبیعی خود باید مبارزه کند مثل روزه گرفتن. حجاب داشتن، ایثار کردن و... شهید مطهری وجه تمایز انسان و حیوان را در بُعد دوم اعمال می داند. زندگی انسانِ منتظر از بُعد مادی فراتر رفته و وارد مرحله پذیرش و انجام تکالیف شده است.

3. مبارزه و مجاهده:

منتظر واقعی، صف و مرزبندی خود را با دشمن به صورت دقیق مشخص می کند. گاهی این مرزبندی جغرافیایی است، گاهی علمی است، گاهی سیاسی است، و گاهی فرهنگی. منتظر، هیچ گاه رنگ و بوی دشمن به خود نمی گیرد و شبیه او نمی شود. در تفکرش، زندگی کردنش، اداره حکومتش، کار کردنش، لباس پوشیدنش، استفاده از نعمتهای مادی پیرامونش و به طور کلی در سبک زندگی کردنش مرزبندی مشخصی با دشمنش دارد.

نیروی محرکه انتظار حقیقی

رسیدن به جایگاه منتظر که در روایات تعابیر بلندی برای آن به کار برده شده است گرچه آسان نیست اما شدنی است. این 3 محور معیاری است که میزان آمادگی خود را در این مسیر محک بزنیم. شوق ورود به خیمه حضرت و نشاندن لبخند رضایت بر لبان مهدی امت علیه السلام نیروی محرکه ای است که انگیزه حرکت را در انسان ایجاد می کند.

اللهم اجعلنی من خیر اعوانه و انصاره.

پی نوشت:

1) نور  51.

2) احزاب 6.
3) وسایل الشیعه ج27 ص140.

4) برای آشنایی با حد و مرز نیابت فقها به کتب ولایت فقیه مراجعه شود.
5) نهج البلاغه ص248.
6) بیانات رهبر معظم، دیدار اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین 6/9/93.

ویژگی ها وامتیازات اخلاقی

صبر و شکیبایی:

استقامت و صبر هر انسان را باید با بررسی میزان بلاها و مقدار مشکلات وارده بر او، برآورد کرد. صبورترین و بردبارترین انسانهاي تاریخ، چند سال در برابر سختی ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمّل کرده اند؟ به یقین سختی ها و بلاها و مصیبت هاي امام زمان علیه السلام در طول این همه قرن، هرگز قابل مقایسه با هیچ انسان دیگري نیست؛ زیرا نه تنها کثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است که صبر و استقامتی والا می طلبد؛ بلکه نوع مسئولیت انسان هم در تعیینِ میزان استقامت و شکیبایی، تأثیرگذار است.

منبع: هزار و یک نکته از امام مهدی(عج)، محمد رحمتی شهر رضا

با توجه به مجموع روایات، وظایف زیر در زمان غیبت استنباط مى ‏شود:

الف: صبر

در روایتى امام رضا علیه‏ السلام مى‏ فرماید:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقیب».(1) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرین،(2) فعلیكم بالصبر، فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم.»(3)؛ چه قدر نیكو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقیب. و این سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرین؛ «منتظر باشید من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از ناامیدى مى ‏آید و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبیر «علیكم بالصبر» صراحت دارد، در این كه وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است.

ب: انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى‏ شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأكید بسیار بر این امر پاى فشرده ‏اند؛ در روایتى از پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله مى‏ خوانیم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج»(4)؛ برترین اعمال امت من انتظار فرج است. على علیه ‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسید: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج»(5)؛ كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روایت دیگرى امام صادق علیه ‏السلام مى ‏فرماید:

«اقرب ما یكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما یكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمكانه... فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحا و مساءً»(6)؛ نزدیك‏ترین حالت بنده به خداوند و راضى‏ ترین چیز نزد او این است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشیده شود و مكانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است: انتظار می تواند منفی یا مثبت باشد .

در انتظار منفی ، منتظر بودن بیش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏ گیرد، اما انتظار مثبت، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، كلام امام سجّاد علیه‏ السلام است كه مى ‏فرماید:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بالسیف، اولئك المخصلون حقا، و شیعتنا صدقا، و الدعاة الى دین اللّه سرا و جهرا»(7)؛ منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت كنندگان به دین خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شك و تردید ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏ گذارد و به بهانه این كه كارى از ما ساخته نیست و كارى براى زمینه سازى ظهور نمى‏ كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏ افزاید، خود را آماده ظهور مى‏ نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكیده سخن آن كه در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.

ج: دعا

در برخى روایات عمده ‏ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته‏ اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب كه به وسیله محمدبن عثمان دریافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم».(8)

د: انقطاع

در روایتى از امام صادق علیه‏ السلام مى ‏خوانیم كه فرمود: «ان هذا الامر لایأتیكم الا بعد ایاس... همانا این امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏ آید شما را مگر پس از ناامیدى».(9) و در روایت دیگرى از امام رضا علیه ‏السلام مى‏ فرماید: «فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم».(10) همانا فرج پس از ناامیدى مى‏ آید و كسانى كه پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

این بدان معنا است كه تا بشریت چشم امید به قدرت‏هاى غیر الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بایسته و شایسته است، مهدى‏ جو و مهدى‏ خواه نخواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:

1. هود/ 93

2. بحارالانوار، ج 52، ص 129؛ اعراف / 71

3. بحارالانوار، ج 52، ص 129.3

4. بحارالانوار، ج 52، ص 122.4

5. بحارالانوار، ج 52، ص 122.5

6. بحارالانوار، ج 52، ص 95

7. بحارالانوار، ج 52، ص 122، و یوم الاخلاص، ص 203.7

8. بحارالانوار، ج 52، ص 92، و حایرى یزدى (بارحینى)، الزام الناصب، ج 1، ص 428.8

9. بحارالانوار، ج 52، ص 111.9

10. بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110.10

همه ی گروه های اسلامی بر این قول متفق اند که در آخرالزمان, مردی ظهور می کند که دنیا را پر از عدل و داد می کند و دولت حق را برپا می سازد, دولتی که تمام جهان را فرا می گیرد.

استاد شهید مرتضی مطهری, در چند اثر ارزشمند خود به بررسی مسئله مهدویت و انتظار پرداخته اند. یکی از تعابیر ارزشمند ایشان, در وصف جایگاه حضرت حجّت(ع) در زمین, تعبیر «صاحب» است. در کتاب گفتارهای معنوی, ضمن بیان حدیثی از رسول اکرم(ص) پیرامون امدادهای الهی نسبت به بشریت به واسطه ی حضرت مهدی (ع), چنین نتیجه می گیرند:

خدا هرگز دنیا را بی صاحب نگذاشته است, و بی صاحب هم نخواهد گذاشت.1

مطهری و فلسفه ی انتظار

«انتظار» از مفاهیم دو پهلو و لغزنده ای همانند: تقدیر, توکل, صبر و ... است،2 که در طول تاریخ اندیشه ی اسلامی, برداشت های متفاوتی از آن شده است. هر بار کسی به تناسب فهم و درک خود, دستی بر این واژه کشیده و به این درک خشنود گشته, حق را همان پنداشته است و سپس به تعبیر زیبای قرآن: «کل حزب بمالدیهم فرحون؛ هر فرقه ای بدان چه نزد آن هاست دل خوش شدند.»3

استاد مطهری در این باره می فرمایند: «معلوم است که بدعت در دین خاتم هم امکان پذیر است چنان که ما هم که شیعه هستیم و اعتقاد داریم به وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن, می گوییم ایشان که می آیند «یأتی بدینٍ جدیدٍ» . تفسیرش این است که آن قدر تغییرات و اضافات در اسلام پیدا شده است که وقتی او می آید و حقیقت دین جدّش را می گوید به نظر مردم می رسد که این دین غیر از دینی است که داشته اند و حال این اسلام حقیقی همانی است که آن حضرت می آورد.»4

درباره ی  مفهوم انتظار هم, متناسب با برداشت های متفاوت, این اندیشه منشأ رشد و پویایی یا رکورد و عقب ماندگی دانسته است. استاد مطهری خصوصیات دو گونه انتظار (مثبت) و (منفی) را این گونه بیان می کنند:

انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده و نگهدارنده، تعهدآور, نیرو آفرین و تحرک بخش است, به گونه ای که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود؛ و انتظاری که گناه است: ویرانگر, اسارت بخش و فلج کننده و نوعی (اباحی گری) باید محسوب شود. این دو نوع انتظار فرج, معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است و این دو نوع برداشت به نوبه ی خود, از دو نوع بینش درباره ی  تحولات در انقلاب های تاریخی ناشی می شود.5

در نگاه انتظار ویرانگر و منفی ـ که متأسفانه در جامعه ی ما هم طرفدار دارد ـ هر اصلاحی در جامعه محکوم است چرا که باید ظلم و تباهی رواج داشته, حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد, باطل یکه تاز میدان گردد, تا انفجاری6 رخ دهد و انتظار به سر آید. بنابراین هر اصلاحی محکوم است, زیرا هر اصلاح یک نقطه ی روشن است. تا در صحنه ی  اجتماع نقطه ی  روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود, برعکس, هر گناه و فساد، و هر ظلم، تبعیض و حق کشی و هر پلیدی ای به حکم این که مقدمه ی  صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند، رواست، زیرا «الغایات تبرّر المبادی» هدف ها، وسیله های نامشروع را مشروع می کنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار, ترویج و اشاعه ی فساد است. این جاست که گناه، هم فال است و هم تماشا, هم لذت و کام جویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی».7

در چنین اندیشه ای, امر به معروف و نهی از منکر دیگر جایی ندارد. واجبی است که باید ترک شود و حدّ الهی است که باید در تاریخ بایگانی شود, چرا که اجرایش, فریضه ای (ظهور مصلح) را به تأخیر می اندازد, پس وجوبش در ترک است. دیگر عاشورایی آفریده نمی شود, اصلاً نباید عاشورایی اندیشید. اندیشه ی  عاشورایی محکوم است. در این نگاه قصه ی  کربلا افسانه ای می گردد که تنها ذکرش ثواب دارد و بس (همان که سال ها گذشتگان شاهدش بودند) حتی شورآفرینی عاشورا، عشق بازی قهرمانانش، در پای انتظار قربانی می شود. در این اندیشه , تمام تکالیف فردی و اجتماعی از انسان ساقط می شود و داستان همان انگلیسی معروف. 8

در اندیشه ی  آرمان گرایانه ی استاد مطهری, انتظار در معنای اوّلش بزرگ ترین محرک اجتماعی است که انسان را برای حاکمیت ارزش ها و محو ضدّ ارزش ها تشویق می کند, برای همین انتظار بدین معنا را با فضیلت ترین عبادات دانسته اند: «افضل الأعمال إنتظار الفرج»9

شهید مطهری با استناد به آیات 5 سوره ی قصص, 105 سوره ی انبیا و ... چنین نتیجه گیری می کند:

از این آیات استفاده می شود که ظهور مهدی موعود حلقه ای از حلقه های مبارزه ی  اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود, سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد. آیاتی که بدان ها در روایات استناد شده است، نشان می دهد که مهدی موعود (ع) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است, مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است.10 بنابراین هر مبارزه ی حق گرایانه ای, حلقه ای از حلقه های مبارزه ی جهانی و هر پیروزی، جلوه ای از پیروزی آن انقلاب بزرگ است.

فراموشمان نشود که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران محصول تئوری انتظار سازنده و عنایات آن امام منتظَر بود.

باش تا صبح دولتش بدمد

کاین هنوز از نتایج سحر است

در این جا ذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد:

1. سایر ادیان نیز به انتظار معتقدند با این تفاوت که در آن دیدگاه ها, سخن از یک موجود نجات بخشی است که در آینده می آید و به امور سامان می دهد ولی در اندیشه ی  تشیّع, سخن از انسان شریفی است که او هم همراه با سایر مردم انتظار می کشد؛ منتظری است که با ما زندگی می کند، دردها و غصه ها را احساس می کند و مقام ولایت تکوینی در بین مردم دارد.

2. انتظار فرج, صرف نظر از اسلامی بودن اندیشه ای است که چون نوعی خوش بینی نسبت به آینده ی  بشر (و طرد بدبینی) است, ارزشمند و شور و تحرک آفرین، تحرک بخش، امید دهنده و تعهد آور و ... است. به ویژه در این عصر, که بشر سرگردان و گرفتار (روزمره گی) زندگی ماشینی, بیش از هر زمان نیاز به مأمن و ملجأ اعتقادی دارد تا خود را از اندیشه های نیهیلیستی برهاند و روان تشنه ی  خود را سیراب نماید.
 

پی نوشت ها:

برگرفته از معراج اندیشه، سلمان حبیبی، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.

1. مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی, انتشارات صدرا, ص 203.

2. این مفاهیم هم معنای مثبت و سازنده دارند و هم معنای منفی و بازدارنده. متأسفانه از عوامل انحطاط مسلمین برداشت های منفی از همین مفاهیم بوده است.

3. سوره ی  روم (30)، آیة 32.

4.مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان, جلد اوّل, ص 377, انتشارات صدرا.

5. مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفة تاریخ, صص 7 و 8، انتشارات صدرا.

6. از نگاه مطهری, تعبیر ظهور به انفجار، نادرست است چرا که مسئله قابلیت پیدا کردن جامعه برای پذیرش است و شرایط آن کمال نهایی را فراهم آوردن, همانند رسیده شدن میوه در شرایط نامطلوب.

7. مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه ی تاریخ, ص 62 به بعد.

8.. روزی در یکی از کشورهای اسلامی (ظاهراً عراق) یک مأمور انگلیسی صدای اذان را می شنود می گوید این چرا فریاد می زند چه می گوید: پاسخ می دهند چیزی نیست اذان مسلمانان را می گوید. می پرسد آیا به سیاست ما لطمه می زند. پاسخ می دهند خیر می گوید بگذار هر چه می خواهد فریاد بزند.

9. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 122.

10. مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه ی  تاریخ, ص 64.

 

یکی از مهم ترین آثار و لوازم معرفت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انتظار کشیدن نسبت به فرج ایشان است . در روایات ما از انتظار فرج به عنوان برترین عبادت یاد شده است . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند :

« افضل العباده انتظار الفرج » بهترین عبادت انتظار فرج است. (منتخب الاثر ( فصل 10 /باب2)

امام صادق (علیهم السلام)  می فرمایند: « من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه»

هر کس از شما بمیرد در حالی که منتظر ظهور امام باشد مانند کسی است که با آن حضرت در خیمه ایشان بوده باشد .

سپس لحظاتی درنگ کردند و بعد فرمودند: « لا ، بل کمن قارع معه بسیفه » نه بلکه مانند کسی که همرا ه با آن حضرت شمشیر بزند. سپس اضافه فرمودند: «لا، ولله الا کمن استشهد مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) » (بحارالانوار ( ج 52) نه به خدا قسم نیست مگر مانند کسی که همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده باشد.

انتظار به طور کلی یک امر قلبی است و این امر قلبی وقتی حاصل می شود که انسان در هیچ حالی از ظهور امام (علیهم السلام)  نا امید نباشد و آن را بعید نداند . انسان منتظر در زمان غیبت صبح و شام چشم به ظهور امامش دوخته است و هیچگاه آن را دور نمی داند . داشتن همین حال قلبی مورد رضای خدا و نجات بخش انسان است.

پس اگر همه پیروان امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت چنین حالی را داشته باشند مطابق وعده خود آن بزرگوار از زیارت روی ایشان محروم نمی شوند و غیبت برای آنها جای خود را به ظهور می دهد.

امام مهدی (علیهم السلام)  در توقیع خود به مرحوم شیخ مفید می فرمایند:

«لوان اشیاعنا علی اجتماع من القلوب فی الوفا بالعهد علیهم لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علی حق المعرفه و صدقها منهم بنا »(احتجاج طبرس(ج4)

اگر پیروان ما قلبا بر وفای به پیمانی که از ما بر عهده دارند اتفاق می کرده اند برکت دیدار ما برای ایشان به تاخیر نمی افتاد و سعادت مشاهده ما با معرفت واقعی و صحیح از جانب آنها نسبت به ما ، برای آنها هرچه سریعتر حاصل می شد .

با توجه به روایاتی که درباره انتظار و منتظران ذکر شده است این سوال مهم به ذهن می رسد که چرا انتظار از چنین فضیلت برجسته‌ای برخوردار است؟در پاسخ باید گفت که انتظار حلقه‌ی اتصال شیعه با امام معصوم (علیه السلام) و معیار ارزش انسان‌ها و عامل پویایی و سازندگی و اجتماع است. بنابراین اثرات مفید و سازنده‌ای برای منتظران واقعی دارد که به چند مورد آن اشاره می‌گردد:

1- صبر

شرایط بسیار دشوار عصر غیبت, مستلزم آن است که هر شیعه‌ی منتظری, در برابر مشکلات و گرفتاری‌ها بایستد و از موجودیّت و هویّت خویش دفاع کند و صبرش, مغلوب حوادث نشود. امام رضا (علیه السلام) در رابطه با همراهی و ملازمت صبر و انتظار فرج فرموده‌اند:

«ماأحسن الصَّبر و انتظار الفرج»؛  «چه‌قدر نیکوست صبر و انتظار فرج».

نتیجه‌ی صبر در انتظار, پیروزی است. امام کاظم (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند:

«هر کس صبر کند و انتظار کشد, به فرج و پیروزی می‌رسد و انتظار فرج بخشی از فرج است.»

این مسأله چنان حیاتی است که صابران دوره‌ی انتظار, از گروندگان به غیب, بلکه از مفلحان و رستگاران شمرده شده‌اند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)  می‌فرمایند:

«خوشا به حال صبر کنندگان در دوران غیبت مهدی (علیه السلام)! آن‌ها همان کسانی هستند که خداوند وصف ایشان را در کتاب خود آورده‌است, آن‌جا که می‌گوید: کسانی هستند که به غیب ایمان آورده‌اند و همچنین آنان حزب الله هستند، آگاه باشید حزب خداوند همان رستگارانند.»

2- امید

انتظار فرج, از آن جهت مورد تأکید و توصیه‌ی اهل‌بیت‌(علیهم السلام) قرارگرفته‌است که در شیعه‌ی منتظر, امید به آینده را پدید می‌آورد و همین امید, نقش بزرگی در زندگی او دارد.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «منتظر فرج (از جانب خدا) باشید و از رحمت و دست‌گیری خداوند ناامید نباشید. همانا دوست داشتنی‌ترین کارها در پیشگاه خداوند عزّوجل انتظار فرج است تا وقتی که مۆمن این حالتِ خود را حفظ کند.»

انتظار فرج یعنی در گرفتاری‌ها امید به رحمت خداوند داشتن؛ هر قدر اعتقاد به توحید در انسان قوی‌تر باشد، انتظار فرج در او بیشتر و شدیدتر می‌شود. به همان اندازه که یأس از رحمت خداوند، مبغوض ذات مقدسش می‌باشد، انتظار فرج، محبوب اوست.

همچنین منتظر به در راه بودن می‌اندیشد نه رسیدن، و چون امیدوار است، در راه رسیدن به هدف کار می‌کند. و هر چه امیدش در این راه بیشتر باشد یقیناً سعی و تلاشش هم بیشتر خواهد بود، همان‌گونه که امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «هر کس امید داشته باشد، این امید از عمل وی شناخته می‌گردد.»

3- اصلاح و خودسازی

شاهد دانستن امام در همه‌ی امور ـ چه کارهای پنهانی و چه آشکار ـ سبب می‌شود تا منتظر فرج، دست از پا خطا نکند و همواره مسیری را در پیش بگیرد که به جلب رضای خاطر امامش، اطمینان حاصل کند. حفظ دین برای این شخص مهم‌تر از هر مسأله‌ی دیگری است و حاضر نیست به هیچ قیمتی و برای رسیدن به هیچ لذتی از کسب خشنودی امامش صرف نظر کند. این‌جاست که پرداختن به تهذیب نفس و شناخت راه‌های آن برای منتظر فرج اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «هر کس دوست دارد از یاران قائم (علیه السلام) باشد باید منتظر باشد و در حال انتظار به پرهیزگاری و اخلاق نیکو رفتار نماید.»

امام عصر (علیه السلام) نیز با توجه به ناگهانی بودن امر ظهور همه‌ی شیعیان را در زمان غیبت به انجام اعمال پسندیده و دوری از اعمال ناپسند فرا خوانده، می‌فرمایند: «پس هر یک از شما باید آن‌چه را که موجب دوستی ما می‌شود، پیشه‌ی خود سازد و از هر آن‌چه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا امر ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمی‌بخشد.»

4- آماده کردن خود برای پیوستن به امام (ع)

زندگانی منتظر فرج امام زمان (علیه السلام) با آرزوی یاری کردن امام (علیه السلام) و امید پیوستن به ایشان شکل می‌گیرد و این نوع زندگی خود از بالاترین فرج‌ها برای مۆمن منتظر می‌باشد. بنابراین او خود را برای نیل به آرزوی بزرگش آماده می‌کند. و برای رسیدن به این مقصود، در قدم اول، رابطه‌ی خود را با امام (علیه السلام) قوی‌تر می‌سازد. رابطه با امام عصر (علیه السلام) این است که انسان خود را ملزم سازد که در هیچ امری از ایشان فاصله نگیرد و در همه‌ی امور زندگی با حضرتش اتصال و ارتباط داشته و مقید به تبعیت از ایشان باشد.

دومین قدم در ایجاد آمادگی برای پیوستن به امام (علیه السلام) این است که منتظر، همه‌ی نیروهای مادی و معنوی خود را در جهت یاری امام (علیه السلام) و در خدمت برآورده شدن اهداف ایشان قرار دهد.

5- تربیت منتظران راستین

منتظران واقعی امام عصر (علیه السلام) تنها به آماده کردن خود برای استقبال از ایشان و پیوستن به حضرتش راضی نمی‌شوند، بلکه خود را موظف می‌دانند که این آمادگی را در سایر مومنان نیز ایجاد کنند و در حقیقت به تربیت منتظران واقعی می‌پردازند.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - صبر

دسته بندی