علّامه مجلسی رحمه الله در کتاب «مقباس»  در تعقیب نماز صبح روایت میکند: پیش از آن که کلامی بر زبان بیاورد صد مرتبه بگوید: یا رَبِّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَعَجِّلْ فَرَجَ الِ مُحَمَّدٍ، اي پروردگار من؛ بر محمّد و آل محمّد درود فرست و در فرج و راحتی آل محمّد شتاب فرما، وَأَعْتِقْ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ. و مرا از آتش رها و آزاد کن .

منبع: صحیفه مهدیه / تالیف مرتضی مجتهدی / بخش سوم: ادعیه بعد از نمازها

یاران امام, سنگ های زیرین انقلاب جهانی اند. همان گونه که پیامبر(صلی الله علیه و آله) با همراهی مهاجران و انصار, رسالت شکوهمندش را به انجام رساند و علی(علیه السلام) با مجاهدت افسران رشیدش, حماسه های بزرگ آفرید, فریاد رس موعود نیز, با همکاری مردان نمونه و خود ساخته عدالت را به جهان باز خواهد آورد وراثت را به محرومان زمین خواهد بخشید. منابع دینی ما, بر جایگاه والای آن جوانمردان اشارت ها دارد.1
 امامان, همواره آرزومند همراهی آن حضرت بوده اند و یاوری آن چهره پنهان کرده را به دوستان خویش, همه گاه, یادآوری می فرموده اند:
خدایا, درود بفرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان و مرا از یاران و پیروان و حامیان او قرار ده و از آنان که در رکابش, شربت شهادت می نوشند, با شوق و رغبت بی هیچ گونه کراهت.2
عددیاران, سیصد و سیزده نفر یاد شده است:
در موثقه مفضل بن عمر از امام صادق(علیه السلام):
گویا می نگرم قائم را بر منبر کوفه و سیصد و سیزده نفر یارانش, که پیرامونش گرد آمده اند, به شمار اهل بدر.3
این مضمون, به طور مستفیض از ائمه به ما رسیده است, از جمله: روایات محمد حنفیه از علی(علیه السلام)4. روایت عبدالاعلی 5 وابی الجارود 6 وابی بصیر از امام باقر7 وروایت ابی خالد 8 وابن حضرمی 9 و ابان بن تغلب 10 ومُفَضّل بن عمرو 11 از امام امام صادق(علیه السلام) و ….
در متون عامه نیز, در عدد یاران مهدی(عج), شمار یاد شده, بارها و بارها یاد شده است, از جمله: روایت ام سلمه از پیامبر(صلی الله علیه و آله) 12و روایت سیوطی از امام باقر(علیه السلام).13
در برخی از روایات, یاران مهدی(عج) ده هزار نفر یاد شده و تا آنان گرد نیایند قیام صورت نمی گیرد.
در صحیحه ابی بصیر از امام صادق(علیه السلام):
تاحلقه کامل نگردد, قائم خروج نمی کند. 14
گفتم: کامل شدن حلقه به چند نفراست؟
فرمود: ده هزار نفر.
در روایات دیگر, به جای کامل شدن حلقه, از کامل شدن (العقد) 15 و (فئه) 16 سخن به میان آمده است که با گرد آمدن ده هزار نفر تکمیل می شوند.
امام باقر می فرماید:
سوگند به خدا, سیصد و اندی نفر, بدون وعده پیشین گرد می آیند در میان آنان پنجاه زن است. وجود زنان در میان خواص و وزیران مهدی(عج), نشانگر اوج و عظمت والای بانوان در انقلاب جهانی است. کلمه (رجل) که در روایات به کار رفته علامت تغلیب است, نه حصر در روایات عامه نیز از وجود زنان در نهضت مهدی(عج) یاد شده است
ابن رزین غافقی از علی(علیه السلام) روایت می کند.
مهدی(عج), در میان دوازده تا پانزده هزار یاور قیام خواهد کرد.17
در روایت ابن مسعود, شمار بیعت کنندگان, بیش از پنج هزار نفر ذکر شده است. 18
در احادیث دیگر به توده های انبوهی اشاره شده است که از نقاط گوناگون جهان, بویژه مشرق زمین به کمک امام می شتابند. 19
چه بسا بشود گفت: سه دسته گزارش های یاد شده, با یکدیگر تعارض ندارند, بلکه در طول یکدیگرند. در مجموع, نشانگر سیر تشکل یارانند. سیصد و سیزده نفر نخستین گروندگان هستند که در انتظار ظهور موعود در مکه بوده اند. با گرد آمدن این گروه, دعوت آغاز می شود. پس از انتشار خبر و گزارش آن به محرمان, ده یا دوازده هزار نفر, که ستون های اصلی نیروهای انقلاب را تشکیل می دهند, به سرعت به امام می پیوندند. با اجتماع آنان, پاکسازی حجاز آغاز می شود. در ادامه نهضت, توده های انبوه, از سراسر جهان, به حضرت می پیوندند و درگیری بزرگ و خونبار با مستکبران شروع می شود.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
سیصد و سیزده نفر یاران با او بیعت می کنند. او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه اقامت کرده سپس رهسپار مدینه می گردد. 20
امام صادق(علیه السلام) در پاسخ شخصی که گمان می برد, یاران مهدی(عج) تنها اندک شمارند و حضرت, تنها با نیروی آنان, به اصلاح جهان خواهد کوشید, فرمود: خروج مهدی(عج) به فراهم شدن امکانات بستگی دارد.
مردی از کوفیان, از امام امام صادق(علیه السلام) پرسید: همراهان قائم چند نفرند؟ مردم می گویند: بمانند اهل بدر, سیصد و سیزده نفر بیش نیستند.

فرمود: جز به همراهی افراد قدرتمند قیام نکند, آنان هم, کمتر از ده هزار نفر نباشد. 21
علاّمه مجلسی, همین معنی را از روایات استنباط کرده و می نویسد: یاران مهدی(عج), منحصر به سیصد و سیزده نفر نیستند, بلکه این شمار یارانی هستند که حضرت به کمک آنان حرکت را آغاز می کند. 22
شاهد بر مطلب این که در برخی از روایات, به جای (اصحابه) (من اصحابه)23 آمده که نشان می دهد شمار یاد شده, طلایه یاران امام را تشکیل می دهند که خود را به حضرت می رسانند و نهضت را می آغازند و در مقابل دشمنان مکی, به دفاع از آقا می پردازند. 24
احتمال می رود این گروه اندک, فرمانده هان و وزیران امام باشند که در آغاز هسته های اصلی نیروها را بر عهده دارند و پس از پیروزی, برای ارشاد و دادرسی و کارگزاری به سرزمین های دور و نزدیک فرستاده می شوند.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
گویا می نگرم به قائم بر فراز منبر کوفه, یارانش در پیرامون او حلقه زده اند. آنان پرچمداران لشکرها و کارگزاران امام بر روی زمین هستند. 25
از این گروه, به نقباء ,(خواص) و (ذخراللّه) تعبیر شده است. 26
خاستگاه یاران
یاران مهدی(عج), از صنف و نژاد ویژه ای نیستند, بلکه از گروه ها و نژادهای گوناگون و از سرتاسر جهان هستند. مردمی که به یاری امام می شتابند, (من اقالیم الارض) (من اقصی البلاد)ند. در این حرکت عظیم, مردمان عجم, نقش پر اهمیتی در خدمتگزاری امام بر عهده دارند.27
حضرت در سن جوانان ظاهر می شود. یاران وی را نیز, بیشتر جوانان پرتحرک و پرنشاط تشکیل می دهند و پیران در میانشان اندک شمارند.
یاران قائم, جوانانند و پیران اندک بسان سرمه در چشم یا نمک در طعام و کمترین چیز در غذا نمک است. 28
این جوانانند که با شنیدن خبر ظهور امام, شبانه حرکت می کنند. رخت استراحت درهم می پیچند, شتابان راه حجاز پیش می گیرند و به حضرت می پیوندند. زنان نیز, در این نهضت بزرگ جایگاه شکوهمندی دارند و در همه مراحل انقلاب حضور فعال خواهند داشت. زنان در تهیه مقدمات حرکت, شرکت دارند پس از پیروزی, در اداره کارها, به امام کمک می کنند.
امام باقر می فرماید:
سوگند به خدا, سیصد و اندی نفر, بدون وعده پیشین گرد می آیند در میان آنان پنجاه زن است. 29
وجود زنان در میان خواص و وزیران مهدی(عج), نشانگر اوج و عظمت والای بانوان در انقلاب جهانی است. کلمه (رجل) که در روایات به کار رفته علامت تغلیب است, نه حصر در روایات عامه نیز از وجود زنان در نهضت مهدی (عج) یاد شده است. 30
پی نوشت ها:

1 . (بحارالانوار), علامه مجلسی, ج52/125. مؤسسه الوفاء, بیروت.
2 . (مفاتیح الجنان), شیخ عباس قمی, ترجمه الهی قمشه ای /988, انتشارات علمی.
3 . (کمال الدین و تمام النعمه), شیخ صدوق, ج2/672, انتشارات اسلامی, وابسته به جامعه مدرسین.
4 . (منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر), لطف اللّه صافی/166, داوری, قم.
5 . (بحارالانوار), ج52/341.
6 . (الغیبة), نعمانی /315, صدوق, تهران.
7 . (همان مدرک).
8 . (بحارالانوار), ج51/56.
9 . (کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر), ابن خزازقمی /263, بیدار, قم.
10 . (الغیبة) نعمانی /315.
11 . (کمال الدین و تمام النعمه) /672.
12 . (مجمع الزوائد ومنبع الفوائد), نورالدین هیثمی/119 چاپ شده در الموسوعة الامام المهدی(عج), ج1, مکتبة الامام امیرالمؤمنین.
13 . (الحاوی للفتاوی سیوطی),ج2/150, چاپ شده در (الموسوعة…).
14 . (الغیبة), نعمانی /307.
15 . (بحار الانوار), ج51/157.
16 . (تفسیر نورالثقلین), محدث عبد علی الحویزی, ج1/249, علمیه.
17 . (الملاحم والفتن), سید بن طاووس /65, مؤسسه الوفاء, بیروت.
18 . (الحاوی للفتاوی), ج2/153.
19 . (بحارالانوار), ج60/316.
20 . (ارشاد), شیخ مفید ج2/383, چاپ شده در (مصنفات شیخ مفید), ج11, کنگره هزاره شیخ مفید.
21 . (کمال الدین), /2/654.
22 . (بحارالانوار),ج52/323.
23 . (کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر)279/.
24 . (بحارالانوار), ج52/306.
25 . (کمال الدین) /473.
26. (بحارالانوار), ج53/7.
27 . (ینابیع الموده), الحافظ سلیمان بن ابراهیم القندوزی/249, بصیرتی, قم.
28 . (الغیبة), نعمانی/170.
29 . (بحارالانوار), 52/223.
30 . (الحاوی للفتاوی), ج2/134.

بعد از ظهور امام زمان (عج) و به حكومت رسيدن ايشان مراحل زندگي چگونه خواهد بود و تا چه زماني خواهد ماند؟

بعد از ظهور در ابتدا جنگي سخت بين حضرت حجت (عج) (به همراه ياوران ايشان) و دشمنان آن حضرت رخ مي دهد، كه به پيروزي ايشان و پس از آن تشكيل حكومت، مي انجامد. حكومت آن حضرت متشكل از استانداران و كارگزاراني است كه جز به مصالح كشور اسلامي و خشنودي خدا نمي انديشند و تمام تلاش آنها براي گسترش عدالت بر زمين است بطوري كه گسترة آن عدالت، علاوه بر انسانها، حيوانات را هم در بر مي گيرد و همه از آن بهره مند مي گردند.

و از آن جايي كه آن حضرت، امام هستند علاوه بر حكومت تشريعي، حكومتي تكويني نيز دارند[1] و بر دلها هم حكومت مي كنند.
حكومت مهدوي، در تمام زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، علمي، ديني، امنيتي و... تحولي عميق و رو به جلو ايجاد مي كند و پيشرفت در اين زمينه ها به گونه اي است كه بالاتر از آن قابل تصور نيست. ما به اختصار به اين موارد مي پردازيم:
الف) شكوفايي دانش و صنعت.[2]
ب) گسترش فرهنگ اسلامي و آموزش قرآن و معارف اسلامي.[3]
ج) ساختن مساجد.[4]
هـ) رشد معنويت و اخلاق.[5]
و) گسترش امنيت در قضاوت ها، راه ها و... .[6]
ز) شكوفايي اقتصاد و رفاه اجتماعي.[7]
ح) عمران، آباداني و كشاورزي و دام پروري:[8]
ط) بهداشت و درمان.[9]
در مورد مدت حكومت حضرت ولي عصر (عج) روايات بسيار متفاوتي وارد شده كه هفت سال[10]، نوزده سال[11]، بيست سال[12]، ده سال[13]، 30 و 40 سال[14] و نيز 309[15] سال گفته شده است و البته بزرگاني همانند علامة مجلسي اين اختلاف روايات را توجيه كرده اند.[16]
مرحله آخر زندگي حضرت، شهادت ايشان است كه اگرچه در مورد شهادت و يا وفات و حتي در مورد نحوه شهادت ايشان اختلاف است امّا قدر متقين آن است كه ايشان وفات مي يابند و حكومت ايشان به سرانجام مي رسد.[17] و پس از شهادت ايشان بر طبق برخي روايات امام حسين ـ عليه السلام ـ رجعت كرده و عهده داري مراسم غسل و كفن و دفن و نماز حضرت حجت ـ عليه السلام ـ مي شوند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: ... (پس از رحلت حضرت حجت ـ عليه السلام ـ) حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ متولي غسل و كفن و حنوط و دفن ايشان خواهد شد و هرگز غير از وصي، كسي ديگر وصي را تجهيز و آمادة خاك سپاري نمي كند.[18]
خلاصه سخن آنكه بعد از ظهور با دشمنان مي جنگند و پس از آن با استفاده از كارگزاران خود تشكيل حكومت مي دهند و جامعه اسلامي از هر جهت به بالاترين مراتب رشد و شكوفايي مي رسد و بعد از پايان دوران زندگي حضرت، ايشان را به شهادت رسانيده و امام حسين ـ عليه السلام ـ رجعت مي كنند.
براي مطالعه بيشتر مي توانيد به اين منابع رجوع كنيد:
1. چشم اندازي به حكومت مهدي (عج)، نجم الدين طبسي، بوستان كتاب، قم، چاپ سوم 1380.
2. امام مهدي از تولد تا ظهور، سيدمحمد كاظم قزويني، مترجم دكتر حسين فريدوني، چاپ اول 1376، نشر آفاق.
3. المهدي، سيدصدرالدين صدر، چاپ دوم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم، 1379.
4. البيعة لله، فريده گل محمدي آرمان، دارالنشر اسلامي قم، چاپ دوم.
5. الشيعه و الرجعه، محمدرضا طبسي، مطبعة الآداب النجف الاشرف.
امام صادق ـ عليه السلام ـ :
قم را به اين جهت، قم ناميدند كه اهل آن گرد قائم آل محمد جمع مي گردند و با حضرتش قيام مي كنند و در اين راه پايداري از خود نشان مي دهند و آن حضرت را ياري مي نمايند.
بحارالانوار، ج 60، ص 217

پی نوشت ها:
[1] . عيد ولايت، بخش 1، برترين نعمت الهي، عبدالله جوادي آملي، تفسير موضوعي، ج 9، بخش 7، امامت فيض ابدي، عبدالله جوادي آملي.
[2] . بحارالانوار، ج 52، ص 326.
[3] . بحارالانوار، ج 52، ص 352-364.
[4] . بحارالانوار، ج 52، ص 330، 337.
[5] . بحارالانوار، ج 52، ص 330، 337.
[6] . بحارالانوار، ج 52، ص 345.
[7] . بحارالانوار، ج 52، ص390.
[8] . كمال الدين، ج 1، ص 331، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، قم، شيخ صدوق و بحارالانوار، ج 52، ص 316، 345.
[9] . بحارالانوار، ج 53، ص 62.
[10] . بحارالانوار، ج 52، ص 291.
[11] . بحارالانوار، ج 52، ص 298.
[12] . بحارالانوار، ج 51، ص 1.
[13] . الشيعه و الرجعه، ج 1، ص 224، محمدرضا طبسي، مطبعة الآداب النجف الاشرف.
[14] . كنزل العمال، ج 14، ص 591.
[15] . بحارالانوار، ج 52، ص 390.
[16] . بحارالانوار، ج 52، ص 280.
[17] . بحارالانوار، ج 27، ص 217.
عقد الدور في اخبار المنتظر، ص 147 و 149، يوسف بن يحيي مقدسي سلمي شافعي، قرن 7 هـ ق، عالم الفكر قاهره. و الزام الناصب، ص 190.
[18] . بحارالانوار، ج 51 / ص 56 و ج 53 / ص 13.

برچسب ها: 

گروهی فکر می کنند امام زمان (عج) در جزیره خضرا زندگی می کند و برای آن داستانی از کتاب بحارالانوار نقل می کنند. (1) جزیره خضرا در دریای مدیترانه یا همان دریای سفید واقع شده است. این جزیره، قسمتی از انتهای جنوب غربی اسپانیای فعلی و اندلس قدیم است که در گذشته، به همین نام معروف بوده است و در حال حاضر نیز با نام Algerias شناخته می شود. (2)
در داستانی که برای جزیره خضرا نقل می شود، اشکالات و تناقض های بسیاری وجود دارد که باعث می شود به این نتیجه برسیم که این داستان ساختگی است. علامه مجلسی تنها به دلیل این که این داستان مربوط به دیدار با امام زمان (عج) است، آن را در کتاب خود آورده است. حتی علامه تاکید کرده که این داستان را در کتاب های روایی ندیده و به همین خاطر آن را در فصلی جداگانه آورده است. (3)
برخی هم این جزیره را با مثلث برمودا تطبیق داده و برای آن داستان ها و حوادث زیادی نقل کرده اند، اما به این نکته توجه نکرده اند که جزیره خضرا در دریای مدیترانه و مثلث برمودا در اقیانوس اطلس.
در این میان، یک واقعیت مهم هم وجود دارد و آن این که اصلا مکان زندگی امام برای مردم معلوم نیست و هیچ کس نمی داند ایشان کجا زندگی می کند. همان طور که در دعای ندبه می خوانیم: «ای کاش می دانستم در کدام سرزمین قرار داری و کدام خاک وجود نازنینت را حمل می کند». (4)
این که چرا هیچ کس نمی داند امام زمان (عج) در کجا زندگی می کند، دلیل های گوناگونی دارد؛ یکی از آن ها این است که طبق همان حکومتی که امام از نظرها غایب است، طبق همان حکمت هم مکان زندگی او برای ما معلوم نیست. تعیین مکان با مفهوم غیبت امام در تعارض است، چرا که اگر مکان زندگی امام مشخص بود، دیگر معنا نداشت که امام از نظرها غایب باشد.
یکی از دلیل های مخفی ماندن امام که باز هم به نوعی به همان غیبت امام مربوط است، این است که محل زندگی امام باید از چشم دشمنان امام پنهان باشد تا آسیبی به امام نرسد. همان گونه که امام در توقیعی فرمود: «به درستی که پدرم (امام حسن عسکری) که صلوات خدا بر او باد، با من عهد کرده که روی زمین خدا، دورترین و مخفی ترین نقطه آن را برای اقامت انتخاب کنم تا امر من پوشیده بماند و محل زندگی ام از حیله دشمنان و گمراهان در امان باشد.» (5)
در این توقیع، امام تعیین مکان را برای خود مردود دانسته است. باید توجه کنیم که حتی اگر امام برای ملاقات با کسانی، مکانی را تعیین کرده یا حتی برخی امام را در بعضی مکان ها دیده اند، آن مکان تعیین محل ملاقات با امام بوده، نه تعیین مکان زندگی امام. (6)
امام برای انجام وظیفه ها و تکلیف های خود، از مکانی به مکان دیگر رفته و بر اساس روایت های معتبر، در شهرها و مکان های مختلفی دیده شده است: مدینه، مکه، نجف، کوفه، کربلا، کاظمین، سامرا، مشهد، قم و ... .(7)
امام در بعضی زمان ها و مناسبت ها در مکانی مقدس حضور دارد؛ مثل مدینه و پیرامون آن (رضوی) مکه و اطراف آن (ذی طوی)، حضور هر ساله در حج و عرفات، مسجد کوفه و سهله، کربلا و نجف.
از امام رضا (ع) نقل شده است که «(مهدی) در موسم حج حاضر می شود و همه اعمال را انجام می دهد و در عرفه نیز وقوف می کند و دعای مؤمنان را آمین می گوید».
ابوبصیر هم از امام صادق (ع) نقل می کند: «گویا می بینم که قائم ما با خانواده اش در مسجد سهله اقامت گزیده است». (8)
امام باقر (ع) هم می فرماید: «ناچار برای صاحب الزمان عزلت و غیبتی است و طیبه (مدینه) خوب جایگاهی برای ایشان است». (9)
از مجموع این روایت ها و حکایت های معتبر برداشت می شود که امام در شهرها و مناطق مختلف حضور دارد و محل زندگی او جای خاصی نیست، پس زندگی او به شیوه عادی و معمولی است، زیرا این گونه زندگی، حساسیت برانگیز نیست و برای آن حضرت آسان تر و طبیعی تر است.

پی نوشت ها :

1. مهدویت پیش از ظهور، رحیم کارگر، ص 182.
2. همان، ص 186.
3. همان، ص 189 و فرهنگ نامه مهدویت، خدامراد سلیمیان، ص 156-151.
4. امام مهدی در روایات و احادیث، سیدفخرالدین موسوی، ص108.
5. همان، ص 109.
6. همان.
7. مهدویت پیش از ظهور، ص 176.
8. همان.
9. همان، ص 175.

پیامبر، پیش از وفات خویش فرمود:
انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.[۱]
من، در میان شما، دو چیز گران‌بها باقی می‌گذارم؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید: کتاب خداوند (قرآن) و عترت و خاندان من، این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در روز قیامت بر من در حوض وارد شوند.

بنابراین، قرآن یا اهل بیت به‌تنهایی، مایه رستگاری نخواهند شد. ما زمانی می‌توانیم به رستگاری برسیم که این دو را در کنار هم قرار دهیم؛ زیرا قرآن، به‌تنهایی و بدون اهل بیت برای هدایت انسان کافی نیست.
در مسأله مهدویت نیز اگر بخواهیم آیات مربوط به امام مهدی علیه‌السلام و قیام آن حضرت را بفهمیم، باید به بیانی که از سوی اهل بیت در مورد آیات مربوط به قیام آن حضرت، وارد شده است، مراجعه کنیم؛ زیرا قرآن، یعنی ثقل اکبر و مهم‌ترین منبع اسلامی، در زمینه ظهور حضرت قائم علیه‌السلام مانند بسیاری از زمینه‌های دیگر، یک بحث کلّی و اصولی دارد و وارد جزئیات مسأله نمی‌شود.
به تعبیر دیگر، آیات قرآن، خبر از یک حکومت عدل جهانی در سایه ایمان می‌دهد که به دست «خلیفة‌الله» صورت خواهد گرفت. تعیین مصداق این آیات، منوط به رجوع به دریای بی‌کران علم اهل بیت است.
برخی از علما و محققان، تعداد آیاتی را که درباره امام زمان تفسیر و تأویل شده است، حدود دویست آیه دانسته‌اند.[۲] علامه مجلسی، بیشتر آنها را در «بحارالانوار» گرد آورده است.[۳] و ما در اینجا، به ذکر چند آیه و تفسیر و تأویل آنها از امامان اکتفا می‌کنیم:

۱. وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون، إِنَّ فی‏ هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین.[۴]
همانا، بعد از ذکر (تورات) در «زبور» نوشتیم: «یقیناً، بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد. در این، ابلاغ روشنی است برای گروه عبادت‌کنندگان.

این آیه دلالت می‌کند که روزی خواهد رسید که صلح و راستی، بر سراسر جهان سایه خواهد افکند و ظلم و بیداد از روی زمین برچیده خواهد شد. چون در زمان هیچ‌یک از انبیا و امامان قبلی، چنین اتفاقی نیفتاده، بنابراین باید این امر در آینده اتفاق بیفتد. برای اینکه بدانیم این وعده، چه وقت و توسط چه کسی تحقق خواهد یافت، باید به ثقل اصغر مراجعه کنیم.
مرحوم طبرسی، در تفسیر مجمع‌البیان می‌نویسد:
امام باقر علیه‌السلام فرمود: «اینان، اصحاب مهدی در آخرالزمانند». مؤید آن، روایتی است که خاص و عام، از پیامبر خدا روایت کرده‌اند که: «لولم یبق من ‌الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذالک‌ الیوم حتی یبعث رجلاً صالحاً من أهل بیتی یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛ اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خدا، آن روز را طولانی میکند تا مردی صالح از اهل بیت مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کند.[۵]
بنابراین، طبق روایت امام باقر علیه‌السلام  و روایت‌های متعدد دیگر،[۶] این وعده‌های الهی با ظهور امام مهدی علیه‌السلام تحقق خواهد یافت.

۲. هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[۷]
او، کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند.

قدر مسلم، وعده غالب‌شدن دین اسلام بر همه آیین‌ها، تاکنون تحقق نیافته و آیین‌های دیگری با پیروان فراوان وجود دارند که هنوز نه‌تنها مغلوب دین حق پیامبر اسلام نشده‌اند، بلکه سعی می‌کنند تا اسلام را از بین ببرند، ولی چون وعده الهی حق است، پس باید روزی تحقق پیدا کند. به همین دلیل، امام باقر‌ علیه‌السلام می‌فرماید: «این پیروزی، به هنگام قیام مهدی از آل‌محمد خواهد بود که احدی در روی زمین باقی نماند، جز آنکه به نبوت محمد اعتراف کند».[۸]
همچنین علامه طباطبایی نیز در تفسیر «المیزان» در ذیل این آیه می‌نویسد:
امام صادق‌ علیه‌السلام در تفسیر آیه «هوالذی ارسل رسوله...» فرمود: به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نخواهد شد تا آنکه قائم خروج کند.
همچنین در ادامه می‌نویسد:
معنای اینکه این آیه درباره حضرت مهدی علیه‌السلام نازل شده، این است که خروج آن حضرت، تأویل این آیه است ... .[۹]

۳. الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور.[۱۰]
همان کسانی که هر گاه در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و پایان همه کارها از آن خداست.
امام باقر علیه‌السلام فرمود: «این آیه، برای آل‌محمد است و مهدی و اصحابش را فرمانروای مشارق و مغارب زمین می‌گرداند و به دست او و یارانش، دین را غالب کرده و بدعت‌ها و باطل‌‌ها را می‌میراند».[۱۱]

۴. أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْض.[۱۲]
یا کسی که دعای مضطّر را اجابت می‌کند و گرفتاری او را برطرف می‌سازد و شما را خلفای بر روی زمین قرار می‌دهد.

از امام صادق علیه‌‌السلام روایت شده است که فرمود:
این آیه، درباره قائم آل‌محمد نازل شده است. سوگند به خدا، او، مضطر است زمانی که در مقام، دو رکعت نماز بگذارد و خدا را بخواند، خدا دعای او را استجابت می‌کند و رنج او را برطرف می‌سازد و او را در زمین خلیفه قرار می‌دهد.[۱۳]

۵. وَ لا یَكُونُوا كَالَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون.[۱۴]
مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنان کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنان گذشت و قلب‌هایشان قساوت پیدا کرد و بسیاری از آنان گناه‌کارند.
امام صادق علیه‌السلام، درباره این آیه فرمود: «این آیه درباره قائم نازل شده است».[۱۵]

۶. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ.[۱۶]
اراده می‌کنیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.

مؤلف تفسیر گازر در ذیل این آیه مینویسد:
اصحاب ما، روایت کرده‌اند که این آیه، در شأن امام مهدی‌ علیه‌السلام است که خدای تعالی وی و اصحابش را پس از آن که تضعیف کرده باشند ایشان را، بر ایشان منت نهد. و مراد از زمین، جمله روی زمین است. و ایشان را امامان و وارثان گرداند.[۱۷]
در تفسیر جامع نیز گفته شده:
شیبانی، از امام باقر ‌علیه‌السلام روایت کرده که فرموده‌اند: این آیه مخصوص قائم است که در آخرالزمان ظاهر شده و کفار و ستمکاران را که مانند فرعون و هامان هستند، هلاک و به قتل رسانیده و از بین می‌برند و مالک شرق و غرب جهان شده و پس از آنکه جور و ظلم عالم را پر کرده باشد، عدالت مطلقه را اجرا می‌فرماید.[۱۸]

۷. الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون.[۱۹]
کسانی که به غیب ایمان می‌آورند و نماز به‌پا می‌دارند و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم انفاق می‌کنند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
مراد از متقین، شیعیان امیرالمؤمنین و منظور از غیب، حجت غایب است.[۲۰]

۸. َ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً.[۲۱]
و آن کس که مظلوم کشته شده برای ولیش سلطه [و حق قصاص] قرار دادیم ولی در قتل اسراف نکند. همانا ولی دم منصور از سوی خداست.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
منظور از مظلوم، حسین است... خداوند مهدی را در قرآن «منصور» نامیده، همچنان که احمد و محمد را «محمود» نامیده و همچنان که عیسی را مسیح نامیده است.[۲۲]

نتیجه و جمع‌بندی
از بررسی این آیات، چنین به دست می‌آید که خداوند، پیروزی مطلق حق بر باطل را وعده داده است و این پیروزی ـ که تاکنون تحقق نیافته ـ در آینده، به دست کسانی تحقق خواهد یافت که اقامه‌کننده نماز هستند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. اینان، با اقامه شعائر الهی، وارث زمین خواهند شد.
چنان‌که در ابتدای بحث ذکر شد، تعیین مصداق این آیات و تفسیر آنها، تنها، در صورت رجوع به ائمه معصوم میسور است و همان گونه که در ذیل آیات اشاره شد، امامان، امام مهدی علیه‌السلام و یاران آن حضرت را مصادیق این آیات و تحقق دهندگان وعده الهی، معرفی می‌کنند.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر
• معجم احادیث الامام مهدی، شیخ علی کورانی؛
• سیمای مهدویت در قرآن، محمدجواد مولوی‌نیا؛
• مهدی موعود در قرآن کریم، محمدحسین رضوی؛
• سیمای امام مهدی در قرآن، ترجمه المحجة، حائری قزوینی؛
• فصل‌نامه انتظار، شماره6، مقاله آقای سعدی؛
• موعود شناسی، علی‌اصغر رضوانی، ص285؛
• گفتمان مهدویت، مقاله آیت‌الله معرفت؛
• امام مهدی فی القرآن و السنة، سعید ابومعاش؛
• امام مهدی در قرآن، مهدی یوسفیان.

پی‌نوشت‌ها
۱. وسائل‌الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج۲۷، ص۳۳.
۲. تاریخ زندگانی حضرت مهدی، میرزا مهدی صادقی، ص۷۴.
۳. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، صص۱۸ـ۶۴.
۴. انبیا: ۱۰۵ـ۱۰۶.
۵. ترجمه مجمع‌البیان، طبرسی، ج۱۶، ص۱۷۲.
۶. بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۹، ص۲۲۳؛ همان، ج۱۴، ص۳۷.
۷. توبه: ۳۳.
۸. روح‌الجَنان و روح‌الجِنان، ابوالفتوح رازی، ج۱۱، ص۷۵.
۹. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۹، ص۲۴۰.
۱۰. حج: ۴۱.
۱۱. نورالثقلین، عبدعلی‌بن‌جمعه حویزی، ج۳، ص۵۰۶؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۲۴، ص۱۶۵.
۱۲. نمل: ۶۲.
۱۳. تاریخ زندگانی حضرت مهدی، مهدی صادقی، ص۷۹؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۴۸.
۱۴. حدید: ۱۶.
۱۵. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۵۴.
۱۶. قصص: ۵.
۱۷. تفسیر گازر، حسین‌بن‌حسن جرجانی، ج۷، ص ۱۵۲.
۱۸. تفسیر جامع، سید ابراهیم بروجردی، ج۵، ص۱۵۴.
۱۹. بقره: ۳.
۲۰. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۵۲.
۲۱. اسراء: ۳۳.
۲۲. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۳۰.
 

رجعت هنگام ظهور حضرت مهدی (عج)

چگونه يك انسان با ايمان مى تواند به درستى ديدگاه امـامـان اهـل بـيـت عـليـهم السـلام در مـورد واقعيتى(رجعت) كه در حدود 200 روايت صحيح بصورت مـتـواتـر، آن هـم بوسيله چهل نفر از شخصيت هاى بزرگ و علماى نامدار و مورد اعتماد كه در فراتر از پنجاه كتاب ارزشمند خويش آن را آورده اند، ترديد روا دارد؟ چهره هاى شايسته اى چـون : كـليـنـى ، صدوق ، طوسى ، سيد مرتضى ، نجاشى ، كشى ، عياشى ، على بن ابراهيم ، سليم هلالى ، مفيد، كراجكى ، نعمانى ، سعد بن عبدالله ، صفار، ابن قولويه ، عـلى بـن عـبـدالحـمـيـد، ابـن طـاووس ، مـؤ لف كـتـاب التـنـزيـل و التـحريف ، طبرسى ، ابراهيم بن محمد ثقفى ، محمد بن عباس ، برقى ، ابن شـهـر آشـوب ، حـسـن بـن سـليـمـان ، قـطـب راوندى ، علامه حلى ، سيد بهاءالدين على بن عـبـدالكـريـم ، احـمـد بـن داوود، حـسـن بـن عـلى ، عـلى بـن حـمـزه ، فـضـل بـن شـاذان ، شـهـيـد محمد بن مكى ، حسين بن حمدان ، حسن بن محمد، حسن بن محبوب ، جـعـفـربـن مـحـمـد، طـهـر بـن عـبـدالله ، شـاذان ابـن جـبـرئيـل ، صـاحـب كـتـاب الفـضـائل ، مـؤ لف كـتاب ((العتيق ))، مؤ لف كتاب ((الخطب )) و ديگر نويسندگان و راويان بزرگ و مورد اعتمادى كه كتابهاى آنان نزد ما موجود است و آنان را بطور مشخص ‍ نمى شناسيم ...))
راسـتـى اگـر مـسـاله اى هـمـانـنـد مـسـاله رجـعـت كـه هـمـه شـيـعـيـان ، نـسـل بـه نـسـل آن را روايـت كـرده انـد مـتواتر نباشد، ديگر در چه چيزى مى توان ادعاى تواتر نمود؟
بـنـظـر مـى رسـد كـه كـسـى كـه در ايـنـگـونـه مـسـايـل ، تـرديد كند در حقانيت خود امامان اهـل بـيـت عـليـهـم السـلام تـرديد دارد و آنان را نشناخته است . و چون آن ترديد را در ميان شـيـعـه و پـيروان راستين و آگاه آنان نمى تواند آشكار و بى پرده بگويد از اين رو در تخريب عقايد استوار و منطقى پيروان خاندان وحى و رسالت به شگردها روى مى آورد. و سخنانى را به هم مى بافد كه ساده لوحان و انديشه هاى سطحى آنها را باور مى كنند و ترديد افكنى ماديگرايان دست مى يازد.
به منظور تاكيد و استوارى بيشتر بحث باز هم به نام برخى از كتابها و نويسندگان آنـهـا كـه مـسـاله رجـعـت را طـرح نـمـوده و بـراى اثـبـات آن استدلال كرده و يا به مخالفان آن از راههاى مختلف پاسخ گفته اند اشاره مى رود:
1ـ ((احمد بن داود بن سعيد جرجانى .))
مرحوم شيخ طوسى در كتاب خويش ((الفهرست )) مى نويسد:
((او در اين مورد كتابى دارد كه نامش ((المتعه و الرجعه )) مى باشد.))
2ـ ((حسن بن ابى حمزه بطائنى ))
((نـجـاشـى )) بـه هنگام برشمارى آثارى از او، از جمله ، كتابى را مى شمارد كه نامش ((الرجعة )) مى باشد.
3ـ ((فضل بن شاذان نيشابورى .))
شيخ طوسى در كتاب مورد اشاره اش و نيز ((نجاشى )) مى گويد: ((او كتابى دارد كه در اثبات ((رجعت )) نوشته است .))
4ـ مرحوم ((صدوق ))
((نـجاشى )) ضمن برشمردن كتابها و آثار علمى او، از جمله به كتاب ((الرجعة )) او تصريح مى كند.
5ـ ((محمد بن مسعود عياشى ))
شـيـخ طوسى و نجاشى در فهرست ، به كتاب او اشاره مى كنند كه در مورد رجعت نوشته است .

Subscribe to RSS - علامه مجلسی

دسته بندی