عنوان کتاب: چهل حدیث امام مهدی(ع) در کلام امیرالمومنین(ع)

موضوع: مهدویت
گردآوری: صادق سیدنژاد

نشر: قم، مسجد مقدس صاحب الزمان 

نوبت: چاپ دوم، 1382

تعداد صفحات: 25 صفحه
فرمت: pdf

 

در این کتاب نویسنده کوشیده است به شیوه ی بسیاری از علما مجموعه ای چهل حدیث گردآوری و در آن سخنان گهربار امیرالمومنین(ع) در مورد حضرت مهدی(عج) را بیان نماید. عناوین اصلی عبارتند از:
زمین خالی از حجّت نمی ماند؛ نَسَب حضرت مهدی علیه السلام؛ خاندان مهدی علیه السلام؛ نام مبارک مهدی علیه السلام؛ سیمای مهدی علیه السلام؛ اوصاف مهدی علیه السلام؛ غیبت امام زمان علیه السلام؛ علت غیبت امام زمان علیه السلام؛ فضیلت انتظار فرج؛ احوال مردم آخرالزمان؛ نشانه های ظهور مهدی علیه السلام؛ یاران مهدی علیه السلام؛ حکومت مهدی علیه السلام؛ حضرت مهدی علیه السلام در قرآن.
ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

گاهی اگر خوب نگاه کنیم، ما نیز درست همان ایراداتی را که در دیگران می‌بینیم، در خود می‌یابیم. اما متوجه نیستیم که اگر این موارد عیب و نقص است، خودمان هم دقیقاً دارای همین عیب هستیم. گاهی از دیگران توقعاتی داریم که دیگری از ما انتظار دارد، اما غافلیم و برآورده نشدن توقع خودمان توسط دیگران را بر نمی‌تابیم، در حالی که دیگران هم کوتاهی ما را نظاره گرند.

می‌گوییم خدا نیامرزد کسانی را که در روزگار معصومین علیهم السلام بودند و درباره آنان کوتاهی کردند. حق ایشان را ادا نکردند، آنها را تنها گذاشتند، سراغ دیگران رفتند، به فرامین، سفارشات و توصیه‌های آن بزرگواران اعتنا نکردند، یا اگر اعتنا کردند، عمل نکردند، یا آن را ناتمام رها کردند. به گونه‌ای سخن می‌گوییم و حس می‌گیریم و جلو می‌رویم که فراموشمان می‌شود هنوز هم روزگار، روزگار امام معصوم است. هنوز هم فردی از همان خاندان وجود دارد، هنوز هم وظیفه ما همچون گذشتگان مودت و محبّت (1) نسبت به آن وجود مبارک است.

تعجّب می‌کنیم چگونه ندای یاری طلبیدن ائمه علیهم السلام را شنیدند و به راحتی از کنارش گذشتند؟ و بر تعجّبمان افزوده می‌شود که چگونه شخصی مخاطب امام معصوم باشد و در کمال بی‌ادبی، اعتنا نکند، اما نمی‌ترسیم از این ‌که ما هم مرتکب همین جرم شویم و فکر نمی‌کنیم که ما نیز همان‌طور رفتار کرده‌ایم.(2)

تعجب می‌کنیم که چگونه افرادی در زمان ائمه علیهم السلام با آن ‌که می‌دانستند امام علیه السلام آگاه به جمیع علوم است و از همه زندگیشان مطلع است، باز هم منافق گونه زندگی می‌کردند و رفتار و گفتارشان در محافل و مجالسشان متفاوت از آنچه بود که در حضور امام سر می‌زد. اما ما چه بسا از آنها هم جلو زده‌ایم. هرگز حضور امام را حس نمی‌کنیم، تا اقلاً بعضی مواقع خود را در محضر ایشان ببینیم. هر طور دلمان می‌خواهد زندگی می‌کنیم و هر چه می‌خواهیم انجام می‌دهیم، بدون آن‌ که دقت کنیم، امام ما نیز همچون امامان قبل علیهم السلام آگاه و ناظر به همه چیز می‌باشد.

از آنان که با سخنان، حضور، اموال، خانواده و اطرافیان خود، یارای امامان معصوم علیهم السلام نبودند دلگیریم و متنفریم، گویی که خودمان همه زندگی و هستی را برای اماممان خرج کرده‌ایم و در مسیر ایشان قرار داده‌ایم. اصلاً چند دقیقه‌ از زندگیمان و چند ریال از اموالمان برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و در راه ایشان بوده است؟

هنوز هم همین‌طوریم. هنوز هم وقتی صحبت از یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شود، یقه دیگران را می‌گیریم که چرا عده‌ای برای یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده نشده‌اند. این چه وضعی است، این چه جامعه‌ای است که امامشان به انتظار یاری آنها نشسته‌ است و آنان دست روی دست گذاشته‌اند. گویی که به ما برگه معافیت داده‌اند و گفته‌اند: کار شما درست است و از شما هیچ توقعی نیست، دیگران می‌لنگند و مقصرند.

آیا تا کنون فکر کرده‌ایم دیگران که تاریخ امروز ما را نظاره می‌کنند در مورد ما چه می‌گویند؟ یا تا الآن به ذهنمان خطور کرده‌ که در روز قیامت اگر خواستیم یقه گذشتگان را به ‌خاطر کم کاری نسبت به امامانشان و یا سایر حجت‌های الهی بگیریم، چه تضمینی وجود دارد که کسی یا حتی خود آنها یقه ما را نگیرند و نگویند که مگر خودتان چه کرده‌اید که طلب کار دیگرانید؟ ما و شما مثل هم می‌باشیم.

نظام هستی جریان دارد و صحنه، صحنه احتیاج و اضطرار مردم به حجّت الهی است. درست همان‌طور که از ابتدا بوده است. اکنون نیز مردم یک حجت دارند، یک واسطه بین خود و خالق خود، یک هادی، یک راه، و او نیز حاضر است و زنده و مهیا ما چه کرده‌ایم؟ صحنه همچنان باقی است، به راستی ما در کدامین جبهه‌ایم!؟

پی نوشتها:

1. همه ما مسلمانان، مأموریم که با خاندان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله مودت داشته باشیم زیرا قرآن می‌فرماید: « قل لا أسئلکم علیه اجراً الاّ المودة فی القربی» و مودت یعنی صحبتی که در اعمال و رفتار شخص ظاهر شود و نمایان گردد.

2. اشاره به روایات و توقیعات شریفی است که از جناب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده و در ضمن آنها مطلب و توصیه‌های زیادی با شیعیان و مخاطبین در میان گذاشته شده است.

نکته 159 کتاب هایی درباره عصر غیبت (2)

ابراهیم بن اسحاق نهاوندی(1) و الغیبه الحیره از عبداللَّه بن جعفر حمیری(2) متوفّایِ بعد از 293 هجری قمری و الامامه و التبصره من الحیره اثرِ ابن بابویه [329 ه. ق] را نام برد.

مرحوم کلینی رحمه الله [239 ه. ق نیز، بخشِ قابل توجّهی از کتابِ الکافی را تحتِ عنوانِ الحجّه به مسأله غیبت اختصاص داده است. او این مطالعه را با تکیه بر اطلاعاتِ مهمّی در وضعیتِ کلّیِ امامت، بینِ سال هایِ 339-260 هجری قمری، با تأکیدِ خاص بر نقشِ سفرای امام در این دوران انجام می دهد.

مرحوم کلینی رحمه الله احادیثی منسوب به امامان را درباره غیبت امام دوازدهم علیه السلام ثبت می کند. او این اطّلاعات را از نویسندگانِ قدیمی واقفیه و امامیه؛ همچون حسن بن محبوب [224 ه. ق ، عبداللَّه بن یعقوب عصفری [250 ه. ق] و حسن بن سماعه [263 ه. ق] روایت می کند. گذشته از اینها وکلایِ امام دوازدهم علیه السلام مأخذِ اصلیِ اطّلاعاتِ او در زمینه فعالیت هایِ مخفیِ امامیه بوده اند.

منبع: هزار و یک نکته پیرامون امام زمان محمد رحمتی شهر ضا

پی نوشت ها:

1. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی [286 ه. ق] در سالِ 262 هجری قمری مدّعیِ نیابتِ امام دوازدهم علیه السلام در بغداد شد. ر.ک : بحار الانوار 51 : 300.

وی کتابی در بابِ غیبت نوشت که دیدگاهِ غُلات را منعکس می کند. پس از آن نعمانی [360 ه. ق] اطّلاعات نهاوندی را در کتابِ معروفِ خود [الغیبه] به صورتِ گسترده ای در آورد.

2. اهمیتِ اثر او در این نکته نهفته شده که وی یکی از دستیارانِ نزدیکِ امام دهم و یازدهم علیهما السلام بود، و پس از آن کارگزار نوّاب اوّل و دوّم امام دوازدهم علیه السلام شد.

نکته 159 کتاب هایی که در موضوعِ غیبت نوشته شده است (1)

در یک نگاهِ کلّی می توان کتاب هایی را که در خصوصِ موضوعِ غیبت نگاشته شده به لحاظِ تاریخِ نگارشِ آنها، به سه گروه تقسیم کرد:

الف) آنچه که در طولِ زندگیِ یازده امام علیهم السلام تا هنگام شهادت امام عسکری علیه السلام [260 ه. ق] نوشته شده است.

ب و ج) آنچه که در فاصله غیبت صغری و غیبت کبری [329-260 ه. ق و از آغاز غیبت کبری [بعد از 329 ه. ق تاکنون نگارش یافته است.

الف) اصحاب و شاگردانِ ائمّه علیهم السلام در طولِ زندگی یازده امام، در حدودِ چهارصد کتاب نوشته اند که به اصول چهارصدگانه [الاصول الاربعماه(1)] مشهورند، این اصول و نوشته ها در قرونِ بعدی [چهارم و پنجم ، اساسِ جوامع روایی شیعه را تشکیل می دادند. در برخی از این آثار و نوشته ها، با نقلِ احادیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام پیرامون غیبت امام مهدی - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - بحث و گفت و گو شده است.به عنوان نمونه از کتاب هایِ امامیه، می توان به دو کتابِ الملاحم و القائم (عج) از علی بن مهزیار(2) [وکیل امام نهم و دهم و المشیخه از حسن بن محبوب(3) [224 ه. ق و الغیبه اثرِ فضل بن شاذان(4) اشاره نمود.

منبع: هزار و یک نکته  پیرامون امام زمان محمد رحمتی شهر ضا

پي نوشت ها:

1.ر.ک: الذریعه الی تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی 2 : 167-125؛ کلیات فی علم الرجال جعفر سبحانی: 468-465؛ المبادی العامه للفقه الجعفری، هاشم معروف حسینی : 76-72.

2. علی بن مهزیار اهوازی، دستیار نزدیک امام نهم علیه السلام بود. امام جوادعلیه السلام او را به عنوانِ نماینده خود در اهواز منصوب کرد و در دورانِ امامت امام دهم علیه السلام همچنان این وظیفه را عهده دار بود. در دو کتابِ او [الملاحم و القائم ، غیبتِ امام و قیامِ او با شمشیر مورد بحث قرار می گیرد.

ر.ک: رجال للنّجاشی : 191 و الفهرست للشّیخ الطوسی : 226.

از این رو، بینِ سال های 329-260 دو پسرش: ابراهیم و محمّد، وکلایِ امام دوازدهم در اهواز شدند. مرحوم کلینی رحمه الله و صدوق رحمه الله به استنادِ نوشته آنها اطّلاعاتِ مهمّی را درباره روش هایِ ارتباطی مورد استفاده در فعالیت هایِ مخفیِ امامیه می دهند.

3. حسن بن محبوب سراد، در این اثرِ خود در موضوعِ غیبت، چندین حکایت را که اغلب به امامان منسوب است ثبت می کند. این اثر از بین رفته ولی نقل قول هایی از آن در مآخذ موجود امامیه در دست است.

4.فضل ابن شاذان نیشابوری که یکی از علمای معروفِ امامیه بود، موردِ احترام و تکریمِ امام یازدهم علیه السلام قرار داشت، وی کتابی تحتِ عنوانِ الغیبه گردآوری نمود. ر.ک : منتخب الاثر : 467.

از آنجا که فضل بن شاذان، پس از دو ماه از رحلتِ امام عسکری علیه السلام در سالِ 260 هجری قمری درگذشته است، اهمیتِ اثرِ او در احادیثی که نقل می کند و امام دوازدهم را قائم می داند، نهفته شده است. بسیاری از نویسندگانِ بعدی همچون شیخ طوسی در کتابِ الغیبه بر کتابِ فضل بن شاذان تکیه کرده اند. بهاء الدین تیلی [790 ه.ق نیز اثری تحتِ عنوانِ الغیبه با تلخیص اثرِ فضل بن شاذان گردآوری کرده است. ر.ک: الذریعه 20 : 201.

علی رغم آن که اثرِ فضل بن شاذان از بین رفته است، لکن به نظر می رسد آثاری مانندِ کفایه المهدی فی معرفه المهدی، نوشته میرلوحی متوفّایِ قرن دوازدهم هجری قمری، و کشف الاستار از میرزا حسین نوری [1320هق] رونویسیِ این اثر باشند. ر.ک : الذریعه 16 : 82 و منتخب الاثر : 467.

عنوان کتاب: (چهل حدیث) امام مهدى‏(عج) در کلام امیرالمؤمنین‏(ع)

موضوع: مهدویت
نویسنده: سید صادق سید نژاد

نشر: انتشارات مسجد مقدّس جمکران

نوبت: چاپ چهارم، تابستان 1384

تعداد صفحات: 30 صفحه
فرمت: pdf

 

مولف کتاب در صدد است تا با استفاده از فرمایشات حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام بخشى از ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب الزمان‏ علیه السلام و وقایع زندگى و ویژگیهاى یاران و دوران حکومت آن حضرت را مورد بررسی قرار دهد.

عناوین کتاب عبارتند از: زمین خالی از حجّت نمی ماند؛ نَسَب حضرت مهدی علیه السلام ؛ خاندان مهدی علیه السلام ؛ نام مبارک مهدی علیه السلام ؛ سیمای مهدی علیه السلام؛ اوصاف مهدی علیه السلام ؛ غیبت امام زمان علیه السلام ؛ علت غیبت امام زمان علیه السلام ؛ فضیلت انتظار فرج ؛ احوال مردم آخرالزمان ؛ نشانه های ظهور مهدی علیه السلام ؛ یاران مهدی علیه السلام ؛ حکومت مهدی علیه السلام ؛ حضرت مهدی علیه السلام در قرآن ؛ منشورات مسجد مقدس جمکران؛ انتشارات مسجد مقدّس جمکران ؛ پی نوشت ها

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

علمای شیعه اتفاق نظر دارند که سال غیبت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، سال 329 هـجری قمری است. آنان بر این باورند که ایشان همچنان زنده است، تا زمانی که خداوند متعال اجازه ظهور به ایشان دهد. چنین باوری بر اساس احادیث و روایات نقل شده از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) است. روایاتی که پیش از رخ دادن غیبت و یا برخی از آنها صد سال و یا دویست سال قبل از ولادت حضرت مهدی(عجل الله فرجه) صادر شده است.
اما بیشتر دانشمندان اهل سنت اعتقاد به غیبت امام زمان(عجل الله فرجه) ندارند. و ما در این مقال برآنیم تا روایات ائمه اطهار(علیهم السلام) را بر اثبات غیبت حضرت مهدی(عجل الله فرجه) بیان نماییم.

امام علی(علیه السلام) فرمودند: مهدی دو غیبت دارد که یکی از آنها آن قدر طولانی می شود که بعضی از آنها می گویند، او مرده است و هیچ کس از مکان ایشان مطلع نمی شود.(1)

عبدالله ابن فضل هاشمی گفت: امام صادق(علیه السلام) فرمودند: مهدی حتماً غیبتی خواهد داشت که اهل هر باطلی در آن به شک خواهند افتاد.

عرض کردم جانم به فدایت! این غیبت برای چیست؟

فرمود: برای امری که به ما اجازه داده نشده که آن را بیان کنیم.

عرض کردم: پس حکمت غیبت ایشان را بفرمایید.

فرمودند: حکمت این کار، تنها پس از ظهور ایشان روشن خواهد شد، همان گونه که حکمت کارهای خضر (علیه السلام) پس از جدایی اش از حضرت موسی(علیه السلام) روشن شد. ای پسر فضل، این امری از امور الهی و سری از اسرار الهی و امری غیبی از جانب خداوند است و چون ما می دانیم که خدای بزرگ، حکیم است، تصدیق می کنیم که افعال و اقوالش همگی از روی حکمت می باشند، اگرچه علت آن، برای ما معلوم نباشد.(2)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: به ناگزیر او باید غائب شود، که در آن مدت ترس از قتل هست.(3)

امام سجاد(علیه السلام) نیز در روایتی فرمودند که: گویی با چشم خود می بینم که جعفر کذّاب، طاغوت زمانش را وادار کرده که به جستجوی ولی خدا(عجل الله فرجه) بپردازد و آن غائب از دیده ها، در حفظ و حراست الهی است و حفاظت خانه پدر به عهده اوست. و این از باب جهالت جعفر به ولادت آن حضرت و طمع کشتن اوست اگر دست بیابد، و به طمع گرفتن میراث پدرش به ناحق است.(4)

جعفر کذّاب برادر امام حسن عسگری(علیه السلام) و پسر امام هادی(علیه السلام) است، که به هنگام ولادت او، آثار شادی و سرور در سیمای امام هادی(علیه السلام) ظاهر نشد. سبب آن را از محضرش پرسیدند، در پاسخ فرمودند: به وسیله او مردم بسیاری گمراه خواهند شد.(5)

امام سجاد(علیه السلام) 200 سال پیش از ولادت جعفر از او خبر داده، از اسم و لقب او سخن گفته است و دو قرن بعد آن چنان که فرموده بودند، تحقق یافته است. جعفر کذّاب یکی از اولاد حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود که این چنین به کشته شدن حضرت بقیة الله(عجل الله فرجه) تشنه و حریص بود.

در هر عصر و زمانی نیز افرادی از اولاد فاطمه(سلام الله علیها) پیدا می شوند که برای رسیدن به منصب و مقام، و یا تقرب به زمامداران ستمگر همچون جعفر کذّاب برای کشتن آن یکتا بازمانده از حجت های حضرت پروردگار، حریص می شوند و اگر نمونه این افراد را ندیده ایم، برای این است که سرنخی از جایگاه آن حضرت در دست این افراد نیست و گرنه از جعفر کذّاب عقب نمی ماندند.

زمانی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: به ناگزیر او باید غائب شود، که در آن مدت ترس از قتل هست.(6)

ترس از قتل یعنی همین کینه توزی ها. اگر ترس از کشته شدن نبود و حکمت های دیگری که پیشوایان معصوم(علیهم السلام) اجازه افشای آنها را نداشتند و برای ما پوشیده مانده است؛ نبود، هرگز حضرت بقیة الله(عجل الله فرجه) روا نبود که در پشت پرده غیبت مخفی شود و در روی زمین این چنین به خدا نافرمانی شود. و بر او بود که ظهور کند و رنج های طاقت فرسا را تحمل و حق را پیاده کند و باطل را ریشه کن سازد، چرا که مقام حجت های خدا با تحمل شدائد بالا می رود.

به همین دلیل حکمت خداوند اقتضا نمود که او از دیده ها پنهان باشد، تا جانش در امان بوده و از شر دشمنانش حفظ گردد.

آری امام زمان(عجل الله فرجه) در حال حاضر در میان ما حاضر و ناظر هستند، اما هنوز بعد از گذشت این همه سال از غیبت ایشان، اسباب ظهور ایشان فراهم نگشته و همه این ها به خاطر ما شیعیان معصیت کار می باشد.

پی نوشت:

1. تلخیص و ترجمه منتخب الأثر، صفحه96.

2. تلخیص و ترجمه منتخب الأثر، صفحه106.

3. بحارالأنوار، جلد52، صفحه90.

4. منتخب الأثر، صفحه243.

5. محجة البیضاء، جلد4، صفحه313.

6. بحارالأنوار، جلد52، صفحه90.

انسان‌‌های آرمان خواه و اصولگرا، همیشه نسبت به انحراف از مسیر حق حساس هستند و كج روی‌ها را بر نمی‌تابند. در این میان، انحرافات حاكمان به دلیل تأثیر گذاری وسیع و غیر قابل انكار آن بر جامعه، بیشتر، گروه اصولگرا را به فعالیت‌های بازدارنده وا می‌دارد. حركت‌‌های آشكار و نهان امامان شیعه علیهما السلام نیز از همین دیدگاه، قابل تفسیر است.

یكی از اهداف امام حسین علیه السلام از قیام، ایجاد اصلاحات اساسی[1] در پندارها، گفتارها و رفتارهای نادرست بود؛ چراكه دستگاه اموی، آموزه‌های دینی را تحریف كرده، برداشت‌های شخصی را جایگزین دینِ نبوی و علوی نموده و جامعه را دچار نفاق، دنیا زدگی و فساد كرده بود. به همین خاطر امام فرمودند: «قیام من نه برای خوش‌ گذرانی، فساد و ستم است‌؛ بلكه تنها برای اصلاح امت جدّم و نیز امر به معروف و نهی از منكر است؛ كه این، روش پیامبر و علی علیه السلام می باشد».[2]

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از ظهور، دست به اصلاح كج‌‌ اندیشی‌‌ها و كج‌ روی‌‌ها خواهند زد و بدعت‌ها، خود‌خواهی‌‌ها، فساد‌ها، نفاق‌ها و ‌قرائت‌های خود‌خوانده از دین را مورد اصلاح قرار خواهند گرفت. چنانچه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، فرمود: «هرگاه خداوند اراده فرماید كه اسلام را عزیز نماید، پشت هر جبار كینه توز را بشكند؛ زیرا او بر هر كاری تواناست و امت را بعد از فسادش اصلاح می كند».

اصلاح مفاسد، ابتدا به صورت مسالت‌‌آمیز و با كار فرهنگی انجام می‌‌گیرد؛ اما در صورت عدم موفقیت، به مبارزه رو در رو نیاز دارد. با این بیان، مناسب است برخی از گونه‌های اقدامات اصلاحی را در دو نهضت امام حسین و امام مهدی علیهما السلام بر شماریم:

الف) گونه‌های اصلاح‌ گری حسینی

1- اصلاح باطل‌ گرایی

در جایی كه  ناراستی‌ و فسادهای گوناگون، نه تنها ناپسند نیست، كه به اندازه‌ای جریان یافته است كه حتی یادی از حق نمی‌شود، جای دارد كه حق‌گرایان و حق‌طلبان، تمام داشته‌های خود را برای احیای حق، فدا كنند. به همین جهت، امام حسین علیه السلام در بیان علت قیام خود، می‌فرمایند:«آیا نمی‌بینید كه به حق عمل نمی‌‌شود و از باطل نهی نمی‌گردد؟»[3]

2- اصلاح تبعیض‌ و بی‌عدالتی‌ها [4]

عدالت‌خواهی، بانگی است كه از سرشت تمامی انسان‌ها، بلند می‌شود و هیچگاه به خاموشی نگراییده است. تا زمانی كه ندای مظلومان‌ در دادخواهی و عدالت‌طلبی بلند است ، جای سكوت برای هیچ انسان آزاده‌ای نیست.

3. اصلاح جامعه

از وظایف مهم رهبران جامعه، تربیت، هدایت و ارشاد مردم است. هنگامی كه موتورِ حركتِ جامعه، بر اثر انواع فسادها و بی‌عدالتی‌ها خاموش گشته، به پاخواستن برای اصلاح آن، یك تكلیف الهی است. بر همین
اساس، سید شهیدان علیه السلام فرمود: «...برای اصلاح در امت جدم قیام نموده‌ام».[5]

4. اصلاح و پاك‌سازیِ حكومت از حاكمان ستمگر

امام حسین علیه السلام حكومت زمان خود را ظالم می‌دانست و می‌فرمود: «... من مرگِ در راه خدا را جز سعادت، و زندگیِ همراه ستمگران را چیزی جز هلاكت و شقاوت نمی دانم»[6]. سرانجام گفتار و رفتار امام حسین علیه السلام باعث شد مردمی كه غرق در فساد بودند، بیدار و هوشیار شوند و نسبت به عملكرد بنی‌امیه در حوزه دین و فرهنگ، اعتراض نمایند و حاكمیت آن‌ها را بر اندازند.

ب. گونه‌های اصلاح‌ گری مهدوی

1. اصلاح اخلاق مردم

یكی از مهمترین وظایف و اهداف اولیای الهی، رشد و تكامل انسان‌هاست؛ چنانچه پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم  در این‌باره فرموده‌اند: «من برای رشد و به كمال رساندنِ مكارم اخلاق مبعوث شدم».

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با وجود آن‌كه در غیبت به سر می‌برد، اما این وظیفه را ترك نكرده است. دعا یكی از ابزارهایی است كه ایشان، به وسیلة آن، مردم را به سوی رشد اخلاقی سوق می‌دهند. شایسته است این نكته را یادآوری كنیم كه برخی از ادعیه، بیشتر برای اصلاح اخلاقِ فردی و برخی دیگر برای اصلاح اخلاقِ اجتماعی است.

از جمله ادعیه‌ای كه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در قالب توقیعات وارد شده است، می‌توان به این موارد اشاره نمود:

الف)دعای افتتاح: این دعا توسط محمد بن عثمان بن سعید عمری- نائب خاص امام زمان علیه السلام- گزارش شده است و خواندن آن در شب‌های ماه رمضان -كه ماه خودسازی است- بسیار سفارش شده است.

ب) دعای سمات: این دعا در قالب توقیع برای نایب خاص امام، عثمان بن سعید عمری نگاشته شده است و قرائت آن در عصرهای جمعه، مۆكد است.

ج) دعای «اللهم ارزقنا توفیق الطاعه...»: این دعا از ادعیة بسیار ارزشمند است و به خواندن و عمل به آن، اهمیت زیادی داده شده است.

د) زیارت ناحیه مقدسه: این زیارت، غم‌نامه امام زمان برای امام حسین علیه السلام در روز عاشوراست.

2. اصلاح جامعه از فساد و مُفسد

یكی از وظایف امام، اصلاح جامعة فاسد است كه گاهی به وسیله اصلاح درونیِ افرادِ جامعه صورت می‌گیرد - هم‌چنان‌ كه در مورد قبل، بیان شد- و گاه به صورت برخورد عملی و جرّاحی غدد فسادانگیز جامعه؛ و این، همان كاری است كه امام حسین علیه السلام انجام داد.

3. اصلاح برداشت‌ها و قرائت‌های نادرست از دین

تا زمان ظهور، به قدری دین، دچار بدعت‌ و تحریف و قرائت‌های خودخوانده از متون دینی خواهد شد كه با وجود ‌آنكه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلام ناب را ارائه خواهد كرد، مردم، آن را جدید می‌بینند!

4. اصلاح رابطة مردم با خود، دیگران و خدا

امام علی علیه السلام در حدیثی فرمودند: «سه چیز است كه سومی ندارد: اگر كسی تمام فكر و توجهش به آخرت باشد، خدا دنیای او را به عهده می‌گیرد و حل می‌كند؛ اگر كسی درون خودش را اصلاح كند، خدا ظاهرش را اصلاح می‌نماید؛ و اگر كسی رابطة خود با خدایش را اصلاح نماید، حضرت حق، رابطة او و مردم را اصلاح می نماید»[7].

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینة اصلاح هر سة این روابط را فراهم می‌كند و همت مردم را در اصلاح آخرت و اصلاح رابطة خود با دیگران قرار می‌دهد.

5. اصلاح و رفع امتیازات ویژه و رانت‌خواری

«امتیاز ویژه» عنوانی است كه احتمال سوء استفاده از آن، بسیار زیاد است و به همین خاطر، گاهی آن را معادل رانت‌خواری یا ویژه‌خواری می‌دانند. این موضوع، زمانی اتفاق می‌افتد كه افراد نزدیك حاكمیت، بدون داشتن استحقاق، امتیازاتی را برای خود قائل شوند.

یكی از برنامه‌های امام زمان(عج) در راستای بسط عدالت، رفع امتیازات ویژه است؛ چنانچه امام باقر  علیه السلام فرمودند: «وقتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نماید، ویژه‌‌خواری را از بین خواهند برد»[8].

6. اصلاح سیستم حكومتی از كارگزاران ناصالح

بیشترین نارضایتی‌ از دولت‌ها به خاطر برخورد و عملكرد نادرست كارگزاران فاسد است. حتی اگر حاكمیت، مشروعیت داشته باشد و حاكمان، صالح باشند، كارگزاران ناصالح سبب نارضایتی مردم خواهند شد؛ به همین جهت، یكی از برنامه‌‌های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بركناری این‌گونه افراد است. امام علی علیه السلام نیز در این باره فرموده‌اند: «بدانید وقتی قائم بیاید ... حاكمان ستمگر (و ناصالح) را بر كنار می‌كند...»[9].

پی نوشت:

1 . اصلاح یعنی ایجاد خیر و نیكی؛ اصل آن صلح است و صلح چیزی است كه خلاف فساد باشد و می‌تواند در درون فكر و یا عمل باشد؛ البته بیشترِ كاربرد آن در عمل و رفتار است. (التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج6، ص265)

2. بحارالانوار، ج44، ص329.

3 . «الاترون ان الحق لایعمل به وان الباطل لایتناهی عنه». (همان، ج44، ص381)

4 . ارشاد شیخ مفید، ص204.

5 . «انی خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی». (بحارالانوار، ج44،ص329)

6 . «انی لا اری الموت الاسعادة الحیاة و مع الظالمین الابرما». (تحف العقول، ص249)

7 . بحار، ج68، ص364.

8 . انتظار، شماره13، ص274، به نقل از بحار، ج52، ص309.

9 . بحار، ج51، ص120.

موضوع زیارت قبور مطهر و مقدّس معصومین(ع) توسل به آن ها و سوگواری در ایّام شهادت شان، به ویژه در مورد حضرت مقدّس سیدالشهدا(ع)، از موضوعاتی است كه در فرهنگ اسلامی، جایگاه رفیعی دارد. از ناحیه ذات اقدس الهی در احادیث قدسی و نیز از سوی چهارده معصوم(ع) سفارش زیادی به عزاداری سیدالشهدا(ع) شده است، كه این مطلب حاكی از نقش عظیم این امر در احیای دین و زنده نگه داشتن آن است.به عبارت دیگر می توان چنین مجالسی را از مهم ترین وسایل صیانت از كیان دین و جامعه اسلامی و نیز بسط روح دین و دینداری دانست.متأسفانه عزاداری ها با همه اهمیت و جایگاه مهمی كه در فرهنگ اسلامی دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتی شده است كه نقش این وسیله مهم را تا حدودی كم رنگ كرده است.در این مطلب، نویسنده می كوشد تا بعضی از شرایط ظاهری و باطنی عزاداری یك منتظر را ارائه نماید. باشد كه مورد استفاده قرار گیرد.

وظیفه عزادار در قبال امام زمان(ع) عزدار حقیقی به خوبی می داند كه سوگواری و برپایی مجالس بزرگداشت برای اهل بیت(ع) فقط قسمت كوچكی از وظایف الهی او نسبت به آنان است بلكه وظیفه بالاتر، توجه به درس ها و عبرت های عاشورا و عمل به آن ها است.عمل به تكالیف از جمله درس هایی است كه عزادار حقیقی از عاشوراییان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول می داند.1 عزادار، نیك می داند كه باید به تنهایی در دادگاه عدل الهی نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، برای عمل به وظیفه اش منتظر هیچ كس نمی ماند؛ او منتظر سازمان ها، نهادها و اشخاص نیست. او خودش به تنهایی برای خارج كردن امام زمان(ع) از تنهایی، غیبت، اضطرار و آوارگی تلاش می كند.

او مانند شهدای كربلا كه هرگز به كمی نفراتشان توجه نكردند و هر یك فقط و فقط به فكر انجام وظیفه در قبال امام مظلوم و تنهاییش بود و كاری به نتیجه و تأیید دیگران نداشت، عمل می كند. مانند «عبدالله بن حسن(ع) » كه وقتی دید عمویش تنها و مجروح به روی زمین افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمویش رساند و هنگامی كه «ابجربن كعب» شمشیرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشیر او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمویش حسین(ع) افتاد تا این كه «حرمله» او را با تیر به شهادت رساند.       عزادار حقیقی یا «منتظر حقیقی» در این مرحله می داند كه اگر بخواهد رضایت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهایی و غایی وجودش نایل شود، باید به این «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كریم عمل كند كه فرمود:قل إنّما أعظكم بواحدهٍ أن تقوموا لله مثنی و فرادی.3 ای رسول ما، به امت بگو كه من به یك سخن شما را موعظه می كنم و آن سخن این است كه شما، خالص دو نفری، و یا به تنهایی برای خدا قیام كنید. 

امام خمینی(ره) درباره این موعظه خداوند چنین می فرمایند: خدای تعالی در این كلام شریف، از سر منزل تاریك طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان كرده و بهترین موعظه هایی است كه خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یك كلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام برای خدا است كه ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهاند.

قیام الله است كه موسای كلیم را با یك عصا بر فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آن ها را به باد فنا داد. و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قیام برای خدا است كه خاتم النبیّین(ص) را یك تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا بر انداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین او أدنی» رساند.خودخواهی و ترك قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده، همه جهانیان را بر ما چیره كرده، و كشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران در آورده... موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفع شخصی كرده، تا به همه سعادت های دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید.»4

آری، خودخواهی ما و ترك قیام برای خدا است كه ما را به روز سیاه غیبت امام زمان(ع) و تنهایی و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهای اسلامی حاكم كرده است. همان طور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شیعیان نسبت به ما وفادار و هم دل بودند، ظهور ما به تأخیر نمی افتاد5.

راه چاره همان است كه امام خمینی(ره) فرمود، یعنی موعظه خدای جهان را بخوانیم و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده، بپذیریم و ترك نفع های شخصی كنیم و با منتقم اصلی حسین(ع) آشتی كنیم، و با وفاداری نسبت به او، برای رفع موانع ظهورش و نبرد با دشمنانش قیام لله كنیم و از این حالت دنیازدگی و انفعال خارج شویم و با كنار گذاشتن نفع های شخصی و جیفه گندیده دنیا، برای ظهورش عملیاتی شویم.6 امام خمینی(ره) در جای دیگر می فرمایند: نگویید تنها هستیم، تنهایی هم باید قیام بكنیم، اجتماعی هم باید قیام كنیم، باید قیام كنیم، با هم باید قیام كنیم، همه موظفیم به اینكه برای خدا قیام كنیم.7
برای خدا قیام كنید و از تنهایی و غربت نهراسید.8

در زیارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنیان گذاران ظلم به اهل بیت(ع) و نیز كسانی كه آن ها را از مقامشان كنار زدند و همچنین كسانی كه مقدمات جنایات ظالمان را فراهم كردند. نسبت به پیروان و تابعین و دوستان آن ها نیز اعلام برائت می شود، یعنی از همه كسانی كه در طول تاریخ در مصیبت اعظم، به خصوص در غیبت امام زمان(ع) نقش داشته و كار آن ها به نحوی مانعی بر سر راه ظهور منجی بشریت بوده است. برای همین است كه بلافاصله خطاب به سیدالشهدا(ع) چنین عرض می كنیم:ای اباعبدالله، من تا قیامت با كسانی كه با شما در سلم و صلح هستند در صلحم و با كسانی كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.9

به این ترتیب نظام دوستی و دشمنی عزادار حقیقی به طور كامل روشن و مشخص است. او با همه كسانی كه شیعه و محبّ اهل بیت(ع) هستند و با آن ها دشمنی ندارند، در صلح و دوستی است و با همه كسانی كه دشمن اهل بیت(ع) و به خصوص امام زمان(ع) هستند، در جنگ است. واین دوستی و دشمنی تا قیامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قیامت هم حضرت مخالفت و دشمنی داشته باشند، عزادار حقیقی هرگز از مبارزه و جهاد علیه آن ها خسته و ناتوان نمی شود. لذا پس از اعلام جنگ با دشمنان آن ها، ابتدا بنیان گذاران ظلم بر آن ها را مورد لعن قرار می دهیم و پس از این كار انتقام حسین(ع) را به همراه امام زمان(ع) آرزو می كنیم. چرا كه مبارزه با دشمنان اهل بیت بدون همراهی با امام زمان(ع) فایده ندارد و انتقام از آنان بدون آن حضرت ممكن نیست.

بنابراین عنصر جهاد و مبارزه هرگز از زندگی عزادار حقیقی حذف نمی شود. او تا وقتی كه با مصیبت اعظم غیبت امام زمان(ع) آن هم در اوج غربت و مظلومیت و تنهایی رو به روست، هرگز آرام و قرار ندارد.او تا لحظه با شكوه ظهور و از بین رفتن این مصیبت اعظم به مبارزه با دجّال و موانع ظهور ادامه می دهد. و پس از ظهور نیز به جهاد در راه امامش برای انتقام امام حسین(ع) و سایر اهل بیت(ع) ادامه می دهد و رمز این كه این مبارزه و جهاد همیشگی و طولانی است، این است كه قرآن كریم به همه مسلمین دستور داده است كه تا رفع فتنه و حاكمیت دین خدا در سراسر جهان به جهاد مقدس خود ادامه دهند:و قاتلوهم حتّی لا تكون فتنهٌ و یكون الدّین كلّه لله. 10 با كافران جهاد كنید كه دیگر فتنه ای باقی نماند و آیین همه ما در دین خدا باشد.

كدام فتنه و مصیبت برای جامعه انسانی بالاتر از غیبت امام زمان(ع) و محرومیت جامعه جهانی از رهبر معصوم و متخصص الهی و مظهر خدا است. عزادار حقیقی در این مقطع حساس و سرنوشت ساز با تشخیص وظیفه الهی جهاد، بدون فوت وقت تا رفع این بزرگ ترین فتنه، و تا رسیدن به امام خود و جهاد در ركاب او، به مبارزه می پردازد. او نیك می داند بهترین زمان برای سربازی و خدمت و تقرّب نسبت به امام زمان(ع) زمانی كنونی است. نه زمان ظهور كه زمان پیروزی است. چنان كه قرآن كریم می فرماید:لا یستوی منكم من أنفق من قبل الفتح و قاتل أولئك أعظم درجهً من الذّین أنفقوا من بعد و قاتلو و كلاً وعدالله الحسنی و الله بما تعملون خبیرٌ.11

آن مسلمانانی كه پیش از فتح مكه در راه دین انفاق و جهاد كردند با دیگران برابر نیستند آنان درجه ای عظیم تر دارند، تا كسانی كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند. البته خدا به هر دو طایفه وعده احسان داد. و خدا به آنچه می كنید آگاه است.

قیام و جهاد برای برطرف كردن موانع ظهور ارزش و اهمیت بیشتری نسبت به سربازی و جهاد در ركاب آن حضرت را دارد، زیرا قرآن كریم همراهی با امام را قبل از پیروزی با ارزش تر و مهم تر می داند. بزرگ ترین گناه برای عزدار در مرتبه پنجم، تنها گذاشتن امام زمان(ع) است. عزادار كه در این مرتبه آگاهی زیادی نسبت به درس ها و پیام های عاشورا دارد، به وفاداری و هم دلی نسبت به امام زمانش بیشترین توجه و اهتمام را دارد. او از اصحاب عاشورا درس بزرگ وفاداری نسبت به امام زمان خویش را به خوبی آموخته است. وفاداری یعنی پای بند بودن به عهد و پیمانی كه بسته ایم. وفای به عهد، به خصوص نسبت به امام و رهبر معصوم از بزرگ ترین واجبات است و پیمان شكنی و بی وفایی از بزرگ ترین محرمات می باشد. قرآن كریم و روایات معتبر اسلامی مملوّ از توصیه اكید به رعایت عهد و وفاداری و پرهیز از عهد شكنی و بی وفایی است. سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا درباره دو گروه دوستان و دشمنان سخن گفت. دوستان خویش را به وفاداری ستود و دشمنانش را به خاطر بی وفایی شان مورد نكوهش و سرزنش قرار داد. آن حضرت(ع) در مورد دوستان خود فرمودند:من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحابم نمی شناسم. 12

در روز عاشورا وقتی بر بالین «مسلم بن عوسجه» آمد، این آیه شریفه را خواند:فهمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً.13از مؤمنین مردانی هستند كه با عهد خویش با خدا صادق بودند، برخی شان به عهد خود وفا كرده و جان باختند، برخی هم منتظرند و عهد و پیمان را هیچ دگرگون نساختند.

امام(ع) درباره دشمنان خود نیز چنین فرمودند: «اهل وفا به پیمان نیستند، عهد خویش را شكسته و بیعت مرا از گردن خود كنار نهاده اید. به جانم سوگند، با پدرم، با برادرم و با پسر عمویم مسلم بن عقیل نیز همین كار را كردید».14

در «زیارت اربعین» خطاب به خود آن حضرت چنین عرض می كنیم:شهادت می دهم كه تو به عهد خود وفا كردی و تا رسیدن به یقین (شهادت) در راه او جهاد كردی15.

پی نوشت ها:

1. یوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم؛ روزی كه ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان دعوت می كنیم. (سوره اسراء (17)، آیه 71)
2. مجلسی، بحارالأنوار، ج 45، ص 53.
3. امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج 1، ص 3.
4. سوره سبأ (34)، آیه 46.
5. مجلسی، همان، ج 53، ص 177.
6. برای آشنایی بیشتر با كیفیت عملیاتی شدن به بخش چهارم كتاب آشتی با امام زمان(ع) مراجعه شود.
7. امام خمینی(ره)، همان، ج 16، ص 201.
8. همان، ج 20، ص 127.
9. زیارت عاشورا؛ یا اباعبدالله سلمّ لمن سالمكم و حربٌ لمن حاربكم الی یوم القیامه
10. سوره انفال (8)، آیه 39.
11. سوره حدید (57)، آیه 10.
12. موسوعه كلمات الامام الحسین، ص 395؛ فإنّی لا اعلم اصحاباً أوفی و لا خیراً من اصحابی
13. سوره احزاب (33)، آیه 23.
14. موسوعه كلمات الامام الحسین، ص 363.
15. محدث قمی، مفاتیح الجنان، زیارت اربعین. أشهد أنّك وفیت بعهدالله و جاهدت فی سبیله حتّی أتیـ?ك الیقین.

با توجه به مفاهیمی که راجع به ارزش واهمیت انتظار از آیات و روایت به اختصار بیان داشتیم، مفهوم مثبت انتظار که ما معتقد هستیم این است که انسان در عصر غیبت امام زمان (ع) باید در دو جهت تلاش کند:

جهت اول: در اصلاح شخص خویش

جهت دوم: در اصلاح جامعه خویش

اولا: وی منتظر کسی است که خواهد آمد و آخرین رهبر منصوب از جانب خدا و پیامبر (ص) است و رسالت او برداشتن فساد و تباهی و مبارزه با مفسدان و ظالمان و اجرای حاکمیت حق و عدل و پیاده کردن دستورات و احکام الهی و مذهب نبوی است. او اسلام را « کما هو حقه » به مردم می فهماند و اجرا می کند و مردم را در آن جهت تربیت می نماید و به راه می برد. یک چنین شخصیتی باید ظهور کند و انسان منتظر، منتظر ظهور این شخصیت، چشم به راه حکومتی است که این شخصیت الهی باید آن را پیاده کند. پس اگر کسی به انتظار چنین شخصیت الهی باشد، آن هم با چنان اهداف بلند الهی، طبعا باید خودش را در حال انتظار و با اهدافی که آن رهبر منتظر دارد،تطبیق دهد. خودش را به گونه ای بسازد که اگر امامش ظهور کرد او را به عنوان سرباز خودش بپذیرد، به عنوان یار ویاور خودش قبول کند. اما اگر در جهت عکس اهداف الهی او گام بردارد، طبیعی است که هنگام ظهور، آن حضرت را قبول نکرده و آن حضرت هم او را نپذیرد. مگر این که به گونه ای تربیت شود که اهداف امام زمان با این تربیت و اخلاق و رفتار و اعتقادات و منش و شخصیت او سازگار باشد. پس انتظار یعنی خود را در آن جهتی که اهداف امام زمان (ع) است تربیت نماید و خودش را آماده کند.

ثانیا: در جهت اصلاح جامعه هم اقدام نماید و دیگران را در همان جهتی که از اهداف بلند حکومت امام زمان است، تشویق نماید و در جهت رفع فساد و تباهی جامعه و اصلاح آن و محیط خانواده اش تلاش کند.

رسالت فرد منتظر، سازندگی خود و جامعه است. آن برداشت غلطی که پیروان مفهوم منفی انتظار دارند مبنی بر این که شرط آمدن امام زمان پر شدن جامعه از ظلم و فساد است، به گونه ای که هیچ آثاری از عدل و داد و طرفداری از حق وجود نداشته باشد، صحیح نبوده و به این معنی نیست که در موقع ظهور آن حضرت هیچ انسان خوبی در دنیا یافت نشود و هیچ جامعه ی خوبی وجود نداشته باشد و یا هیچ مجموعه و جریان اصلاح طلبی پیدا نشود.

مرحوم شیخ صدوق از قول امام صادق (ع) نقل می کند: معنای این که دنیا پر از ظلم و جور می شود تا امام بیاید و علایم را پر از عدل و داد کند، این است که در آن زمان طرفداران حق از نظر پیروی از حق به حد اعلای خودشان و طرفداران باطل هم به حد اعلای بطلان و فساد خودشان می رسند، نه این که اصلا جریان حق طلبی در دنیا وجود نداشته باشد. اتفاقا روایاتی داریم که زمینه سازان حکومت عدل امام زمان (ع) پیدا می شوند، بلکه جریان های حق طلب مبارزاتی را پیش می گیرند، مبارزاتشان هم به پیروزی می رسد، حکومتی درست می کنند که زمینه و مقدمه حکومت امام زمان (ع) می شود.بنابراین مفاهیمی؛ از قبیل پر از ظلم وجور شدن به معنای این که اصلا آدم خوب پیدا نشود و یا هیچ جامعه خوبی پیدا نشود نیست، بلکه منتظر واقعی باید درصدد باشد خود و خانواده و جامعه اش را در آن جهت اصلاح و تربیت صحیح انسانی تشویق و ترغیب نماید، چنین فردی را می توان منتظر واقعی دانست.

از نشانه های محبّت و تعلق آدمی به چیزی یا كسی، این است كه به هنگام از دست دادن یا گم كردن آن دچار غم و اندوه می شود و گاهی نیز فراتر از آن چون ابر بهاران اشك می ریزد.

اگر نیك تأمّل كنیم خواهیم یافت كه امام زمان علیه السلام به لحاظ ایمانی، در گستره ی آفرینش، محبوبترین شحصی است كه باید او را دوست بداریم و فقدانش را مصیبتی بزرگ بدانیم. مگر نه این است كه رسول خدا (ص) فرمودند:
«لا یومِنُ عَندٌ حتّی اَكوُنَ اَحَبَّ اِلَیهِ مِن نَفسِهِ، وَ یكونَ عِترَتی اَحَبَّ اِلَیهِ مِن عِترَتِهِ.»
«ایمان نیاورده بنده مگر آنكه من نزد او محبوبتر از خود وی باشم . اهل بیت من نزد او محبوبتر از اهل بیت خودش باشند.» 1

سید علی بن طاووس به فرزندش سید محمّد می گوید:
فرزندم محمّد! تو را و برادرت و هر كه این كتاب را بخواند سفارش می كنم در معامله با خدا جلّ و جلاله و رسول او (ص) و رعایت سفارش ها و بشارتهای آن دو در باره ی ظهور مولایمان مهدی علیه السلام. چه گفتار و كردار بسیاری از مردم را از نظر های فراوان با عقیده ی آنان مخالف یافتم. به طور مثال اگر معتقد به امامت آن حضرت، بنده ای یا اسبی یا درهم و دیناری از دست دهد و گم كند، سراپا متوجه آن می شود و برای یافتن آن نهایت كوشش را انجام می دهد. امّا ندیدم كه كسی برای تأخیر ظهور آن حضرت از اصلاح اسلام و ایمان و قطع ریشه ی كافران و دشمنان به اندازه ی دلبستگس به این امور نا چیز دلبسته باشد و به مقداری كه برای فقدان این چیز ها ناراحت می شود متأثر باشد. پس چنین شخصی چگونه ادّعای شناخت حقّ خدا جلّ و جلاله و حقّ رسول او صلی الله علیه و آله وسلم و اعتقاد به امامت آن حضرت دارد، به گونه ای كه مدّعی موالات و دوستی بیش از اندازه هستند؟! 2

منتظران واقعی مهر بیکران، امام زمان علیه السلام كه تا ظهور آن حضرت در غم و اندوهند، باید در مناسبت های مختلف حزن قلبی خویش را بنمایانند و سرشك خون در فراقش جاری سازند.

حضرت صادق علیه السلام می فرماید:
« اَما و اللهِ لَیغیبَنَّ سَبتاً مِن دَهرِ كُم وَ لَیخمُلَنَّ حَتّی یقالَ: ماتَ هَلَكَ! بای وادٍ سَلَكَ؟! وَ لَتَد مَعَنَّ عَلَیهِ عُیونُ المُؤمِنینَ».
بدانید كه او مدّتی از روزگار را پنهان شود و یا او از خاطر ها برود؛ تا آنجا كه گویند: مُرد! هلاك شد! به كدام وادی رفت؟! و چشمان مردم با ایمان برایش بگرید. 3

صدر الاسلام همدانی در این زمینه دعای ندبه را سفارش می كند و می گوید:
حوب است هر جمعه، دوستان آن حضرت ارواحنا فداه از مرد و زن، در مسجدی از مساجد یا معبدی از معابد اجتماع نموده، این دعای مبارك را با كمال تضرّع و زاری و ناله و سوگواری و با نهایت حزن و اندوه و بیقراری بخوانند و گریه كنند و بر غیبت آن شمس تابان و فقدان آن جهان جهانیان نوحه كنند. 4

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار 17/13 و بنگرید به: همان 27/86 و 112
2. كشف المحجة/206، فصل 150.
3. همان
4. تكالیف الانام/189

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - غیبت امام زمان

دسته بندی