عنوان کتاب: بررسی غیبت صغری و غیبت کبری امام زمان(عج)

موضوع: مهدویت

نویسنده: واحد تحقیقات کانون فرهنگی منتظران ظهور(عج)

ناشر: کانون فرهنگی منتظران ظهور(عج)

تعداد صفحات: 135

فرمت: pdf

 

رویداد غیبت امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که بدون تردید از مهم ترین حوادث تاریخ تشیع است، از دو دیدگاه اعتقادی و تاریخی قابل بررسی می باشد. نوشته حاضر نگاهی است از منظر تاریخی، تلاشی است در جهت بررسی تاریخ ((غیبت صغری)) و ((غیبت کبرای)) امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

عناوین کتاب به شرح زیر می باشند:

فصل 1: معرفی و بررسی منابع تاریخ عصر غیبت؛ بررسی منابع؛ الف- کتاب هایی که در موضوع(غیبت) نوشته شده است؛ ب- کتاب های رجالی؛ ج- کتاب های تاریخی؛ خلاصه؛ فصل 2: نگاهی کوتاه به زندگانی امام دوازدهم(عجل الله تعالی فرجه الشریف )؛ 1- میلاد؛ 2- نام؛ 3- القاب؛ 4- مادر؛ 5- ولادت پنهانی؛ 6- شمایل و خصوصیات؛ 7- دوره های زندگی حضرت؛ دوره اختفا؛ غیبت صغری؛ غیبت کبری؛ خلاصه؛ فصل 3: وضعیت سیاسی، اجتماعی و فکری عصر عباسیان در آستانه غیبت صغری؛ انتقال مرکز خلافت از بغداد به سامرا؛ خلاصه؛ فصل 4: وضعیت فکری، سیاسی و اجنماعی شیعه در آستانه غیبت صغری؛ الف- وضعیت فکری؛ ب- وضعیت سیاسی؛ ج: وضعیت اجتماعی؛ خلاصه؛ فصل 5: زمینه سازی معصومین علیهم السلام برای ورود شیعه به عصرغیبت؛ 1- پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله؛ 2- امام علی (ع)؛ 3- حضرت فاطمه سلام الله علیها؛ 4- امام حسن مجتبی (ع)؛ 5- امام حسین (ع)؛ 6- امام سجاد (ع)؛ 7- امام باقر (ع)؛ 8- امام صادق (ع)؛ 9- امام کاظم (ع)؛ 10- امام رضا (ع)؛ 11- امام جواد (ع)؛ ب - زمینه سازی امام هادی و امام عسکری (ع) برای ورود شیعه به عصرغیبت؛ خلاصه؛ فصل 6: پیشینه سازمان وکالت و جایگاه آن در عصر غیبت صغری؛ الف- بررسی معنای لغوی و اصطلاحی واژه وکالت و معرفی اجمالی سازمانوکالت؛ ب- علل تشکیل سازمان وکالت و استمرار و گسترش فعالیت آن تا پایان عصرغیبت؛ 1- لزوم ارتباط بین رهبری و پیروان؛ ج- ویژگی ها و شرایط لازم برای وکلای ائمه علیهم السلام؛ و ساختار و شیوه های عملکرد سازمان وکالت؛ ز- معرفی مهم ترین وکلای ائمه علیهم السلام تا عصر غیبت صغری؛ 1- عبدالرحمن بن الحجاج؛ 2- محمد بن سنان؛ 3- معلی بن خنیس؛ 4- نصربن قابوس لخمی؛ 5- مفضل بن عمر جعفی؛ 6- علی بن یقطین؛ 7- عبدالله بن جندب؛ 8- ابراهیم بن سلام نیشابوری؛ 12- عثمان بن عیسی رواسی؛ 13- صفوان بن یحیی؛ 14- عبدالعزیز بن المهتدی؛ 15- علی بن مهزیار اهوازی؛ 16- فضل بن سنان؛ 17- هشام بن ابراهیم عباسی؛ 18- ابوعمروالحذاء؛ 19- زکریابن آدم قمی؛ 20- ابراهیم بن محمد همدانی؛ 21- محمدبن الفرج؛ 22- ایوب بن نوح؛ 23- علی بن جعفر همانی؛ 24 - فارس بن حاتم قزوینی؛ 25 - علی بن الحسین بن عبد ربه؛ 26- ابوعلی بن راشد؛ 27- ابراهیم بن مهزیار؛ 28 - عثمان بن سعید عمری؛ 29 - احمد بن اسحاق قمی؛ 30 - محمد بن احمد بن جعفر القمی العطار القطان؛ 31 - ابراهیم بن عبده النیشابوری؛ 32 - ایوب بن الناب؛ خلاصه؛ فصل 7 : عصر غیبت صغری (260 - 329 ه -.)؛ الف- وضعیت سیاسی؛ ابو طاهر، محمد بن علی بن بلال البلالی؛ ابوجعفر، محمد بن علی الشلمغانی ، ابن ابی العزاقر؛ ب- مدعیان دروغین وکالت و بابیت؛ ابوعبدالله ، احمد بن محمد السیاری؛ علی بن حسکه ، القاسم الشعرانی الیقطینی ، و محمد بن الفرات؛ حسین بن محمد بن باباالقمی؛ ابومحمد، الشریعی؛ محمد بن نصیر النمیری الفهری؛ ابوبکر، محمد بن احمد بن عثمان البغدادی؛ اسحاق احمر، و باقطانی؛ حسین بن منصور، الحلاج؛ ابو دلف، محمد بن المظفر، الکاتب؛ چند نکته درباره وکلای خائن و مدعیان دروغین بابیت؛ 9- وضعیت فکری - اجنماعی و سیاسی جامعه؛ خلاصه؛ فصل 8: مروری بر برخی از مهمترین مسائل عصر غیبت کبری؛ الف- تاریخ شیعه ، نهضت ها و دولت های شیعی در عصر غیبت کبری؛ 1- شیعه قبل از غیبت کبری (از قرن 1 تا 4 ه -)؛ مراحل فعالیتهای سیاسی و انواع آن در هر مرحله؛ ج - دوره های مرجعیت دینی (علمی و سیاسی ) شیعه در عصر غیبت کبری؛ 1- مرحله تقیه:؛ 2- مرحله تلاش برای تصدی حکومت :؛ 3- مرحله تصدی حکومت :؛ مراحل مرجعیت شیعه (از دیدگاه شهید صدر)؛ د- مدعیان مهدویت و بابیّت؛ 1- عبیدیان؛ 2- حاکم بامر الله؛ 3- محمد بن تومرت؛ 4- تهامی؛ 5- بابا اسحاق؛ 6- عباس الریفی؛ 7- الرجل الجبلی؛ 8- ملا عرشی کاشانی؛ 9- میرزای بلخی؛ 10- شیخ عبدالقدیر بخارائی؛ 11- محمد جونپوری هندی؛ 12- مغربی؛ 13- شیخ مغربی؛ 14- شیخ زاده کردستانی؛ 15 - عبدالله العجمی؛ 16 - بنگالی؛ 17- سنگالی؛ 18- شیخ سعید یمانی؛ 19 - سودانی؛ 20- صومال؛ 21- علی محمد شیرازی؛ 22- قادیانی ، میرزا غلام احمد؛ خلاصه؛ فصل 9: سیرت و آثار امام مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف )؛ الف - عصر غیبت؛ ب : دوران ظهور

 

 

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

نکته 164 دوره های زندگیِ حضرت
دوره هایِ زندگی حضرت را می توان به سه دوره «اختفا»، «غیبت صغری» و «غیبت کبری» تقسیم کرد. عصرِ ظهور و بعد از ظهور نیز می تواند از دوره هایِ زندگی امام علیه السلام محسوب شود که در بحث های کلامی به آن پرداخته می شود.

نکته 165 دوره اختفاء
این دوره از هنگامِ تولّدِ حضرت [255 ه. ق] تا رحلتِ امام عسکری علیه السلام [260 ه. ق] است . در مدّتِ این پنج سال، حضرت در دورانِ پدرِ بزرگوارِ خود زندگی می کرد.

نکته 166 امام حسن عسکری علیه السلام در دوره اختفاء
امام عسکری علیه السلام در این دوره، دو وظیفه اساسی و حسّاس را عهده دار بود؛ یکی حفظِ فرزندش از گزندِ خلفایِ عبّاسی، و دیگر اثباتِ وجودِ او و اعلامِ امامتش به عنوان امام دوازدهم، و آن حضرت از عهده هر دو به بهترین شکل برآمد؛ هم فرزندش را حفظ کرد و هم در فرصت هایِ مناسب به یاران و دوستان خود او را معرّفی می نمود، امّا به خاطرِ وجودِ اختناقِ شدید توسّط «عبّاسیان»، تنها تعدادِ اندکی از یاران و نزدیکان صدیق امام عسکری علیه السلام؛ مانندِ «ابوهاشم جعفری»، «احمد بن اسحاق»، و «حکیمه» و «خدیجه»، عمّه هایِ امام یازدهم علیه السلام از ولایتِ آن حضرت آگاه بودند.(1)
نکته 167 از او پیروی کنید!
«معاویه بن حکیم» و «محمّد بن ایوب بن نوح» و «محمّد بن عثمان عمری» نقل می کنند: چهل تن از شیعیان نزدِ امام عسکری علیه السلام گرد آمدیم. آن حضرت فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «این امام شما پس از من و جانشینِ من است، از او پیروی کنید و از گرد او پراکنده نگردید که هلاک می شوید و دینِتان تباه می گردد، این را هم بدانید که پس از امروز او را نخواهید دید».(2)

منبع: هزار و یک نکته پیرامون امام زمان محمد رحمتی شهرضا

پی نوشت ها:

1. تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام : 124.

2. کمال الدّین : 435؛ کشف الغمه 2 : 527؛ بحارالانوار 52 : 25؛ برای اطّلاعِ بیشتر از همه کسانی که در این دوره به خدمت حضرت بار یافتند. ر.ک : منتخب الاثر : 355 - 358.

آموزه ظهور منجی به عنوان یکی از اصول مشترک و فراگیر ادیان آسمانی، آرمانی دیرپا برای زندگی بشردر یک مدینه فاضله است که افراد مؤمن در راستای تعالیم انبیاء الهی، همواره به آن چشم دوخته و تحقق عدالت عمومى، رهایی جوامع از ستمگرى، استبداد و محرومیت را به انتظار نشسته اند.

طرح مباحثی همچون انتظار و آرمان ظهور منجی برای نجات بشریت در همه ادیان و مذاهب، نوعی امیدواری به آینده را برای انسان ها به ارمغان آورده و در دین مبین اسلام بالخصوص مذهب شیعه نیز با توجه به سفارش نبی اکرم (ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام)، انتظار به گفتمانی تبدیل شده است که شیعیان همواره منتظر ظهور امام زمان (ع) بوده و بی توجهی و عدم معرفت ایشان نیز مرز بین اسلام و جاهلیت معرفی شده است.

توجه خاص شیعیان به این آموزه باعث شده است تا به تدریج انتظار با ورود به ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه و زندگی فردی و اجتماعی، به صورت یك مفهوم سیاسی اجتماعی درآمده است که بر مبنای آن شیعه با انتظار انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج)، هیچ حکومت ظالمی را مشروع نمی داند.

فرضیه مورد نظر در این مقاله آن است که این انقلاب بزرگ جهانی همانند سایر انقلابها مبتنی بر وجود علل و شرایط مهمی است که تحقق آن نیازمند مقدماتی می باشد و مدعای نگارنده این است که انقلاب اسلامی ایران یکی از انقلاباتی است که زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) می باشد.

با توجه به برداشت های مختلف از انتظار، نگارنده در این مقاله برای اثبات مدعای خود، ابتدا مفهوم انتظار و برداشت های متفاوت آنرا بررسی نموده و پس از نقد دیدگاه های مخالف بدان نتیجه دست یافت که انتظار در مفهوم واقعی اش، به معنای ظلم ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حکومت موعود جهانی می باشد. سپس در ادامه با پی گیری مباحث مرتبط با انقلاب شامل مفهوم انقلاب، شرایط عمومی انقلابها، نقطه تمایز انقلاب اسلامی ایران از سایر انقلابات، آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را مورد بررسی قرار داده و در نهایت بدین نتیجه دست یافت که انقلاب اسلامی ایران با برداشت صحیح از مفهوم انتظار، موجب گسترش حاکمیت دین اسلام بالخصوص شیعه در دنیای سکولار شده و ضمن معرفی معیارهای حقیقی انتظار و نحوه آمادگی برای حکومت مصلح جهانی در فرهنگ شیعه، سایر نسل ها را نیز به تلاش و پویایی در تهیه مقدمات ظهور و فراگیر شدن حکومت اسلامی در جهان فراخواند.

مقدمه:

آموزه ظهور منجی، از آموزه های مشترک و فراگیر ادیان آسمانی است. ظهور منجی موعود، تحقق بخش آرمان دیرپای بشری برای زندگی در یک مدینه فاضله است. هر چند چنین آرمانی تاکنون محقق نشده؛ ولی مؤمنان در راستای تعالیم پیامبران خود، همواره چشم به راه آن بوده اند. با وجود آنکه تحقق چنین جامعه ای به طول انجامیده است؛ اما با این حال این آموزه از آرمان های تغییرنیافته و پایدار انسان در طول قرن ها و از مسلمات اعتقادی مشترك ادیان مختلف آسمانى بوده است؛ بدان خاطر که پیامبران گذشته در میان امت های خویش از اصلاح اساسى و اجراى عدالت همگانى سخن می گفتند و وعده ظهور مصلح بزرگ به پیروان خود می دادند.

علی رغم آنکه آنها با تمام توان خود گرفتاریهاى بسیاری را جهت اصلاح جوامع تحمل می كردند؛ ولى اصلاح فراگیر و جهان شمول تحقق پیدا نكرد. از آنجایی که بشر بر اساس طبیعت خویش، در پى تحقق عدالت عمومى است تا همه گروه هاى جامعه از ستمگرى و استبداد و محرومیت خویش و دیگران رها گردند، لذا این حالت انتظار در همه افراد بشری وجود داشته و حتى اعتقاد به حتمى بودن ظهور موعود نجات بخش جهان، در مكاتب مادى نیز وجود داشته و عقیده به ظهور چنین موعودى بیش از هر عقیده دیگرى افكار عمومى بشر را به سوى خود جلب كرده است.

در این راستا حضرت آیت الله آصفی استدلال کرده اند که «مسأله انتظار از محدوده دین فراتر رفته و مذاهب ورویكردهای غیردینی نظیر ماركسیسم را نیز شامل شده است. چنان كه «برتراند راسل» می گوید: انتظار، تنها به ادیان تعلق ندارد، بلكه مكاتب ومذاهب نیز ظهور نجات بخشی كه عدل را بگستراند وعدالت را تحقق بخشد، انتظار می كشند» [1]

طرح مباحثی همچون انتظار و آرمان ظهور منجی برای نجات بشریت در همه ادیان و مذاهب برای انسان ها نوعی امیدواری به آینده ایجاد كرده است. در اسلام كه دین خاتم است این انتظار روشن تر و در شیعه نیز در قیاس با سایر فرق اسلامی از شفافیت بیشتری برخوردار است، زیرا بسیاری از ویژگی های آن مصلح و منتظران او، از قبل توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) مشخص شده و در روایات نیز با تشویق مردم به انتظار فرج، آنرا به منزله بهترین اعمال معرفی نموده اند.[2]

با شکل گیری دوران غیبت امام زمان (عج)، حالت انتظار و فرج به صورت محسوس در میان شیعیان ایجاد شد و «بدین سان فراروی شیعه گفتمانی شكل می گیرد كه در آن همواره منتظر ظهور امام علیه السلام هستند به طوری كه بی توجهی و عدم معرفت امام عصر علیه السلام مرز بین اسلام و جاهلیت معرفی شده است».[3]

در دوران معاصر نیز انتظار نزد شیعیان به صورت یك مفهوم اجتماعی درآمده كه در ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه، شیوه زندگی وچگونگی نگرش ما به آینده به شكل فعال ومؤثر دخالت داشته و همچنین در ترسیم خط سیاسی نیز تاثیرگذار بوده و قریب به هزار وصد سال است كه مساله انتظار به گونه مؤثری در ساختار اندیشه سیاسی وانقلابی ما دخالت داشته است.

انتظار از مهم ترین مباحثی است که در گفتمان مهدویت مطرح می شود.، اما این مسئله به صورت یک فرضیه و تئوری صرف نبوده و برداشت ها و تفاسیر مختلف از انتظار باعث شده که معانی و دیدگاه های متعددی درباره آن مطرح شود. برداشت های متفاوت از مفهوم انتظار، موجب گردیده تا نظرات متفاوت و متضاد رخ بنماید و بر اساس این برداشت ها، تكالیف متفاوتی ارائه شود. برای روشن شدن وظیفه شیعیان و منتظران واقعی حضرت، بررسی مفهوم انواع انتظار در لغت و اصطلاح، نظریات و دیدگاه های متفاوت در این زمینه و در نهایت برداشت صحیح آن ضروری به نظر می رسد.

مفهوم انتظار: «انتظار» در لغت، به معنای «چشم به راه بودن، دیده بانی، درنگ در امور و نوعی امید داشتن به آینده» است و همچنین به «حالت روانی كسی گفته می شود كه از وضع موجود خسته شده است و برای ایجاد وضع بهتری تكاپو و تلاش می كند»[4]. در اصطلاح نیز انتظار عبارت است از «امید به آینده ای كه در آن ظلم، بی عدالتی، تبعیض و زشتی نباشند و جهان از آن ها رهایی یافته و عدالت گستری بر گیتی حاكم باشد»[5]. و یا به عبارت دیگر انتظار یعنى «چشم داشت همیشگى به این كه وعده بزرگ الهى روى دهد و روزى فرا رسد كه بشر در سایه عدالت كامل به رهبرى حضرت مهدى (عج) زندگى كند».[6]

انواع انتظار: انتظار یک حالت روانی به همراه درنگ و تامل است که می توان دو نوع برداشت کرد:

1ـ انتظار به مفهوم انزوا، بى تفاوتى و بى اعتنایى نسبت به حكومت هاى نامشروع و بى توجهى نسبت به اصلاح جامعه است. [7] (انتظار سلبی، مخرب، ویرانگر و...): این حالت روانی و چشم به راهی، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا می کشاند و منتظر، دست روی دست گذارده و با تحمل ضعیت فعلی، به امید آینده ی مطلوب، فقط انتظار می کشد.

2ـ انتظار به معناى قیام و انقلاب علیه دولت هاى ظالم و غاصب و مبارزه با فساد و تباهى براى زمینه سازى ظهور امام زمان (ع) و شكل دهى به حركت اصلاحى و سازنده است.[8] (انتظار ایجابی، سازنده، پویا و...): این چشم به راهی و انتظار باعث حرکت، پویایی و اقدام و عامل عمل و آمادگی وسیع تر گردد.
اینک سؤال این است که کدام یک از این دو معنا، مراد و مقصود بزرگان و رهبران دینی است؟ پاسخ به این سئوال نیازمند آن است که بحث بیشتری در مورد برداشت های فوق انجام گرفته و پس از موشکافی ابعاد و زمینه های آنها، انتظار به مفهوم صحیح را بازگو کنیم.

برداشت اول - انتظار سلبی:

بر مبنای برداشت اول که از آن به عدم زمینه سازی یا زمینه سازی منفی تعبیر می شود، درون آن نیز دیدگاهها و گروههای متفاوتی وجود دارد:

عده ای انتظار فرج را به این معنا دانسته اند كه جامعه بایستی به حال خود رها شود و نباید به فساد آن توجهی نشان داد تا زمینه ظهور ـ كه دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید. عده ای نیز فراتر از این عقیده معتقدند نه تنها نباید جلوی فساد و گناهان را گرفت، بلكه بایستی به آنها دامن زد تا هر چه بیشتر زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) فراهم آید.[9]

در این راستا اینان هر حركت اصلاح طلبانه ای را محكوم به شكست دانسته و به هیچ تحول و حركتى كمك نمی كنند و به همه حركتها با بدبینى می نگرند. «این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می نگرند؛ زیرا آنان را از تأ خیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود (عج) می شمارند. بر عکس اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران و عاملان فساد می نگرند؛ زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند».[10]

این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی و این نوع انتظار فرج، که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی و گسترش فساد به وسیله مستکبران می شود، نوعی «اباحی گری» باید شمرده شده و به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی مطابقت ندارد.

از جمله معتقدان این دیدگاه می توان به انجمن حجتیه اشاره نمود كه به وسیله «شیخ محمود ذاكر زاده تولایی، معروف به شیخ محمود حلبی» تأسیس شد. این انجمن هیچ اندیشه ای برای حکومت در دوران غیبت نداشته و در راستای دفاع از مهدویت، تنها به مبارزه با بهائیت محدود شده و برای دستیابی به این هدف، همواره با حکومت پهلوی در تعامل و سازش بوده و ظلم رژیم به مردم ایران را نادیده می انگاشتند. پس از انقلاب اسلامی نیز به دلیل تضاد افكار آنان با انقلاب اسلامی، نه تنها با آن همكاری نكردند، بلكه در مواردی با آن مقابله نیز می كردند. این گروه هیچ مسئولیتی را متوجه مردم ندانسته، بلكه تنها، دعا را برای ظهور حجت، لازم می دانستند.

این گروه در پی سخنرانی حضرت امام خمینی قدس سره مبنی بر مذمت كسانی كه معتقد به زیاد شدن فساد برای ظهور امام زمان (عج) بودند، منحل شد؛ بدان خاطر که «امام خمینی این فكر را یك اندیشه دارای ریشه استعماری می دانست. یعنی استعمارگران اندیشه جبر و انفعال را از این طریق در میان دینداران ترویج می دهند تا به راحتی سلطه خود را ادامه دهند. لذا امام خمینی این را یك فكر تزریقاتی و وارداتی می داند كه دینداران را اسیر خود كرده است.[11]

به طور کلی دو دیدگاه اول در این برداشت اول بر آن هستند كه چون حضرت صاحب، زمانی ظهور خواهند كرد كه ظلم و فساد جهان را پر كرده باشد، پس بهترین كار برای ما منتظران آن است كه به گسترش ظلم و فساد در جهان كمك كنیم تا زمینه ظهور حضرت زودتر فراهم شود، یا اگر در گسترش ظلم كاری نمی توانیم انجام دهیم حداقل، به گسترش ظلم و معصیت كاری نداشته باشیم تا اینكه حضرت صاحب خودشان بیایند و تمامی ظلم و فساد را ریشه كن كنند. بنابراین طبق این دیدگاه ها وظیفه ما جلوگیری از گسترش ظلم نیست بلكه كمك به گسترش آن و یا حداقل مانع نشدن در مقابل آن می باشد.

نقد و بررسی این دو دیدگاه: آن چه که مهم است، این است که یکی از ضربه هایی که در طول تاریخ بر اسلام ضربات جبران ناپذیری را وارد ساخته است، تحریف برخی از ارزش ها مثل ولایت، محبت، زهد و... است که انتظار فرج هم از این دست برد در امان نبوده و با تحریف و تفسیر نادرست آن به بی تفاوتی و پرهیز از هرگونه اقدام اصلاحی و تعطیل امر به معروف و نهی از منکر و حتی دامن زدن به فساد برای تسریع و تعجیل ظهور حضرت، ضربه های جبران ناپذیری بر اسلام وارد شده است. در این دیدگاه انتظار عمدتاً در حد اصلاح فردی با ابزار دعا برای تعجیل فرج و صدقه دادن برای سلامت آقا و گریه شوق در فراق موعود خلاصه می گردد. گاهی نیز انحراف در این بینش به حدی می رسد که با تغییر انحرافی بعضی روایات، ترویج فساد و ستم مقدمه ظهور پنداشته می شود. پیروان این دیدگاه برای انتظار جنبه انفجاری قائل هستند و معتقدند که برای اصلاح جهان باید اوضاع چنان پریشان گردد که به مرحله انفجار برسد.

این دیدگاه ویران گر و اسارت بخش که در واقع نوعی اباحی گری است، به توجیه واقعیات موجود و تسلیم شدن در برابر ظلم و جور مستکبران و در یک کلام سرگرم شدن در انحرافات، مهر تأیید زده و برای آن که زمان انفجار به تعویق نیفتد، هر اصلاحی را محکوم می شمارد؛ زیرا هر اصلاحی نقطه روشنی است و با وجود آن دست غیب ظاهر نمی شود. در حالی که مفهوم واقعی انتظار، مسئولیت ساز و تكلیف آفرین است و منتظران حقیقی همواره مزاحم طبقه ظالم می باشند. از آنجایی که حاكمان اندیشه هایی را كه موجب براندازی و تضعیف حكومت شان می شد، تحریف می كردند، از این روی دست های نامرئی طبقه حاكم برای حفظ موقعیت خود سعی می کردند تا انتظار معنای واقعی خود را از دست بدهد.

امام خمینی (ره) در رد این دو دیدگاه می فرمایند: «از غیبت صغرى تا كنون كه هزار و چند سال مى گذرد و ممكن است صدها سال دیگر (بگذرد) و مصلحت اقتضاء نكند كه حضرت تشریف بیاورد. در طول این مدت (آیا) احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود و هر كس هر كارى خواست بكند؟ آیا قوانینى كه پیامبر اسلام، در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجراى آن 23 سال زحمت طاقت فرسا كشید، فقط براى مدت محدودى بود؟ آیا خداوند اجراى احكامش را محدود كرد به دویست سال؟ و آیا پس از غیبت صغرى، اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است».[12]

حضرت امام در جاى دیگر از سخنان خویش درباره حكومت اسلامى در عصر غیبت، این نكته را بیان مى كند كه «نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادى آن، از نسبت صد به یك هم بیش تر است و مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقیات است و بقیه همه مربوط به اجتماعیات، اقتصادیات، حقوق و سیاست و تدبیر جامعه بوده»[13] و قرآن نیز همه را لازم الاجرا مى داند.[14]

از سوى دیگر انتظار در اندیشه عالمان فرهیخته «كیفیتى روحى است كه موجب به وجود آمدن حالت آمادگى (انسان ها) براى آن چه انتظار دارند، مى شود و ضد آن یأس و ناامیدى است. هر چه انتظار بیش تر باشد، آمادگى نیز بیش تر است. آیا نمى بینى اگر مسافرى در راه داشته باشى و چشم به راه آمدن او باشى، هر چه زمان رسیدن نزدیك شود، آمادگى براى آمدنش فزونى مى یابد...[15].

آن چه در این تعریف نمایان است این است كه انتظار حقیقى سبب تلاش براى تعلیم، آمادگى و كوشش هماهنگ در راستاى آرمان «منتظر» است و شاید یكى از علل این گونه آموزش ها این بوده است كه پیروان امام مهدى (ع) بكوشند تا خود را به امامشان نزدیك كنند، مانند او بیندیشند و در راستاى اهداف او حركت كنند. [16] در هر حال، غافل بودن و همه امور را رها كردن و دست روى دست گذاشتن، به معناى غفلت و بى خبرى و بى تفاوتى نسبت به «منتظَر» و اهداف اوست، پس چگونه مى توان خود را با این عقیده منتظر دانست.

در نتیجه برداشت انزوایى از «انتظار» چیزى جز مفهوم رهبانیت در اسلام نیست؛ مفهومى كه با مبانى دینى و گسترش دلیل هاى جریان اسلام در همه عصرها، سازگارى ندارد و باطل است. بنابراین، تنها برداشت درست از انتظار، انتظارى سازنده، تحرك بخش و تعهد آور است كه سبب مى شود تا هر كجا كه ممكن است در راستاى پیاده كردن احكام الهى تلاش صورت گیرد.

برداشت دوم - انتظار ایجابی:

این برداشت که از آن به تعابیر متفاوتی همچون انتظار سازنده، پویا و زنده تلقی می گردد، به عنوان زمینه سازی مثبت برای حکومت موعود جهانی، انتظار را به معنای «فراهم آوردن زمینه های ظهور، ظلم ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت» دانسته [17] و بر خلاف كسانی كه تصور می كنند باید فساد شدید جامعه را فرا گیرد تا زمینه ظهور فراهم آید؛ بر مبنای این برداشت، جامعه اسلامی بایستی با به كار بردن تمامی امكانات، سعی در آمادگی و رشد انسان ها برای فراهم آوردن بستر لازم برای ظهور كند.

در این دیدگاه برخلاف نظریه پیشین که برای انسان تکلیفی قائل نبود، فرد منتظر باید با برخورداری از اعمال پاک، شهامت و آگاهی، خود و جامعه را مهیای ظهور منتظَر نماید. انسان منتظر نیز در خودش زمینه آمادگی برای اطاعت و پیوستن به آن حضرت را پیداکرده و همچنین زمینه را برای آن حضرت فراهم می کند. [18]

در انتظار سازنده چنانچه مؤمنان تلاشى پی گیر در اصلاح جامعه نداشته باشند و با زشتیها و منكرات مبارزه نكنند، منتظر شمرده نمی شوند. در این نوع انتظار، جامعه آمادگى ویژه اى دارد؛ در هر حال خود را در خدمت مصلحى بزرگ می بیند و آماده است با تلاش صادقانه جامعه بشرى را متحول كند و با رهبرى آن نجات بخش، عدل و انصاف را بر سرنوشت همه انسانها حاكم گرداند. [19]

بر مبنای این برداشت اگر سبب تاخیر در فرج، عدم وجود یارانی باشد كه جامعه و دنیا را برای ظهور امام وقیام فراگیر وی آماده سازند وپشتیبان وتكیه گاه انقلاب امام تلقی شوند، از این رو چاره ای جز اقدام و تجهیز و آمادگی و امر به معروف و نهی از منكر به منظور برپایی اقتدار حق بر زمین و حصول فرج امام (عج) نیست.
با مشاهده تاریخ می فهمیم که از صدر اسلام تا کنون، شیعه به عنوان گروهی انقلابی و تحول آفرین، هیچ گاه ولایت ظالمان را برنتابیده و در برابر سلطه و اقتدار سیاسی نامشروع، موضع رد و منفی داشته است. بر همین مبنا وجود آموزه هایی همچون «موعودگرایی»، «انتظار فعال»، «اجتهاد سازنده» و «مرجعیت و ولایت فقیه»، پویایی خاصی به مکتب تشیع بخشیده و این مذهب را به دکترین پیشرو جهان اسلام مبدل ساخته است.

نقطه شكوفایى و اوج این تفكر، در عصر پیروزى انقلاب اسلامى ایران نمودار گشت. در دوران تاریك و پر از ظلم و فساد رژیم پهلوى و آگاهى فزون تر علما و عموم شیعیان، زمینه براى ظهور و بروز آثار و پیام هاى اصلى «انتظار» فراهم شد و این رژیم كه به سرعت به سمت دین ستیزى، ترویج مفاسد، ارزش زدایى، خفقان، استبداد،... پیش مى رفت، با غفلت از باورهاى عمیق و درونى مردم متدین، به روحیه ظلم ستیزى، شهادت طلبى و اصلاح گرایانه آنان توجهى نداشت.

در حالی که آحاد مردم، در پشت گرایش ظاهرى به رسوم وعادات غربى، به اسلام وفادار بودند و این پدیده خلاف قاعده اى بود كه بسیارى از روشنفكران ایرانى و خارجى را بر آن داشت تا تصور كنند كه گرایش هاى مذهبى رو به افول است. در این وضعیت زمانی امام خمینی (ره) قدس با طرح اندیشه حكومت اسلامی در عصر غیبت، به «انتظار»، معنا و مفهوم تازه ای بخشید. ایشان ضمن مقابله با دیدگاه هایی كه انتظار را «تن دادن به وضع موجود» می دانستند، فرمودند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا كند و مقدمات ظهور، ان شاءا... تهیه شود.[20]

به طور کلی آنچه از این برداشت می توان ارائه داد این است که انتظار در اینجا به معنای حركت، اقدام و جهاد بوده و در اینجا انتظار مفهومی است كه مهیاسازی زمین برای ظهور امام و قیام جهانی او را طلب می كند. [21]

ظهور و قیام حضرت مهدی (عج) عظیم ترین و بی سابقه ترین انقلاب تاریخ است که تحولاتی اساسی و همه جانبه در وضعیت فكری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جهان به وجود می آورد. این انقلاب بزرگ جهانی همانند سایر انقلاب ها ی اجتماعی برآیند و مبتنی بر وجود علل و شرایط مهمی است. چنین انقلابی به ناچار زمینه سازی های زیادی را در سطح عالی از جهت نیروها وامكاناتمی طلبد.

اگر این آمادگی ها ایجاد نشود، چنین انقلاب فراگیری در سنت های الهی در تاریخ بشری به تحقق نخواهد پیوست. از اموری كه باعث تسریع در انقلاب جهانی حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ شده و موجب بیداری، آگاهی... جامعه جهانی و در نتیجه فراهم آمدن زمینه ظهور می‎گردد قیام‎ها و انقلاب‎های بیدارگرایانه است. مدعای ما این است که انقلاب اسلامی ایران یکی از انقلاباتی است که زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت موعود می باشد. لذا برای اثبات مدعای خود لازم است که مباحث مرتبط با انقلاب شامل مفهوم انقلاب در لغت و اصطلاح، شرایط عمومی انقلاب ها، نقطه تمایز انقلاب اسلامی ایران از سایر انقلابات و چگونگی زمینه سازی آن برای انقلاب جهانی موعود اشاره ای داشته باشیم.

پی نوشت:

[1] محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ترجمه تقی متقی، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال دوم، زمستان 1381، شماره 6، ص 97.
[2] قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم: «افضل اعمال امتی انتظار فرج» بهترین اعمال امت من، انتظار فرج (گشایش) خداوند عزوجل است. بحارالانوار، ج 52، ص 122،
[3] محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی،ج1،ص185.
[4] حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، قم؛ انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371، ص 66.
[5] احمد صدر و دیگران، دائره المعارف تشیع، تهران؛ انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1373، جلد 2، ص 353.
[6] سید محمد صدر، تاریخ الغیبه الكبرى، بیروت؛ دارالتعارف للمطبوعات، الكتاب الثانى، ص 236
[7] مجید حیدری نیک، نگاهی دوباره به انتظار، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال اول، پاییز1380، شماره 1، صص 81 – 82.
[8] رحیم کارگر، انتظار و انقلاب، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال اول، شماره 2، زمستان 1380، ص 132.
[9] محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، قم؛ مكتب العلوم الاسلامی، چاپ سوم، 1372، ج1، ص 285.
[10] محمود اباذری، مهدویت در اندیشه متفکر شهید مرتضی مطهری، فصلنامه علمی تخصصی انتظار، شمار 11- 12، بهار و تابستان 1383، صص 382 – 383.
[11] صحیفه نور، ج21، صص 13 - 16.
[12] روح الله خمینی، ولایت فقیه، قم؛ موسسه نشر آثار حضرت امام خمینى، 1373، ص 19
[13] همان، ص 5.
[14] براى نمونه ر.ك. آیات: ابراهیم، 52، یونس، 2، حج، 49، احزاب 40، یس، 70 و غیره...
[15] «هو کیفیه نفسانیهٌ یَنبَعِثُ منها التهیوُء لما تنتظره، و ضده الیأس فكلما كان الانتظار اشد كان التهیوءُ اكَد، الاترى انه اذا كان لك مسافر تَتَرقَّعُ قدومَهُ اِزدادَ تهیؤك لقدومه كلما قرب حینه...»، محمد تقى موسوى اصفهانى، مكیال المكارم، ترجمه مهدى حائرى قزوینى، قم: انتشارات مهر قائم، ج 2،ص 235.
[16] محمد حكیمى، عصر زندگى، قم؛ دفتر تبلیغات اسلامى، 1374 ش، چاپ دوم، ص 265.
[17] مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (عج)، تهران؛ انتشارات صدرا، 1371، ص 61.
[18] محی الدین حائری شیرازی، آثارتربیتی انتظار، ماهنامه موعود، بهمن و اسفند 1376، شماره 6، ص 14.
[19] احمد زمانى، در انتظار رؤیت خورشید ، مجله کوثر، آذر 1377، شماره 21، ص 12
[20] صحیفه نور، ج7، ص255
[21] محمدمهدی آصفی، پیشین، ص 103.

عنوان کتاب: امام حجه ابن الحسن صاحب الزمان علیه السلام
موضوع : مهدویت
نویسنده: موسی خسروی‏
نشر: اسلامیه
نوبت : 1353
تعداد صفحات: 232صفحه
فرمت:  pdf
 
در این کتاب که با قلم موسی خسروی نگاشته شده است، نویسنده بعد ار معرفی امام با استفاده از آیات و روایات، به بیان ولادت والقاب امام مهدی(ع) پرداخته و آیات قران و احادیث ائمه را در مورد حضرت ذکر کرده است. در فصل بعد در مورد غیبت صغری و معجزات حضرت و نواب خاصه حضرت بحث شده و داستان تشرفات به محضر ایشان در این دوران آورده شده است. امکان طول عمر از نظر علمی و تاریخی امام(ع)، علت غیبت و وظیفه ما در این زمان و کسانی که در غیبت کبری خدمت امام رسیده اند عناوین بعدی کتاب می باشد.

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

نکته 143 : ویژگی هايِ حضرت
برخی خصایص و ویژگی هايِ حضرت مهدي علیه السلام مطابق احادیث و روایات عبارتند از: از خاندان و ذریه پیامبرصلی الله علیه وآله است. هم نام، هم کنیه پیامبرصلی الله علیه وآله و شبیه ترین مردم به آن حضرت است. نهمین فرزند از فرزندانِ امام حسین علیه السلام است. اسمِ پدرش حسن علیه السلام است. مادرش سیده کنیزان و بهترین ایشان است. دوازدهمین امام و خاتم الائمّه است. دارايِ دو غیبت است؛ صغري و کبري. عمرِ بسیار طولانی دارد. زمین را پر از عدل و داد می کند، پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد. گذشتِ روزگار او را پیر نمی کند. ولادتَش پنهانی است. دشمنانِ خدا را می کُشد و زمین را از شرك و ظلم پاك می کند. دینِ خدا را آشکار و اسلام را در رويِ زمین گسترش می دهد و فرمانروايِ رويِ زمین می شود. با شمشیر قیام می کند. دارايِ نسبت هایی از انبیاست که از آن جمله غیبت است. روشِ او سیره پیامبرصلی الله علیه وآله است. پس از این که مردم درآزمایش هايِ سخت واقع شوند، ظاهر می شود. وقتی حضرت مهدي ظهور کند حضرتِ عیسی علیه السلام نازل می شود و پشتِ سرش نماز می خواند. پیش از ظهورش بدعت ها و ظلم و گناه و تجاهر به فسق و فجور رایج می شود. هنگامِ ظهورش مناديِ آسمان به نام او و پدرش ندا می کند که همه، آن را می شنوند و ظهور آن حضرت را اعلام می کنند. پیش از ظهورش نرخ ها بالا می رود، بیماري ها زیاد می شود، جنگ هاي بزرگ برپا می شود و بسیاري کشته می شوند. پیش از ظهورش « نفس زکیه » و « یمانی » کشته می شوند و در بیدا (مکانی بین مکّه و مدینه) خسوفی واقع می شود و و در بیدا (مکانی بین مکّه و مدینه) خسوفی واقع می شود و « دجّال » و « سفیانی » خروج می کنند و حضرت آنها را می کشد. پس از ظهورش، برکات آسمان و زمین ظاهر می شود و زمین آباد می گردد و هیچ کس غیر خدا را پرستش نمی کند. سیصد و سیزده نفر، اصحاب او هستند که در یک ساعت به محضرش حاضر می شوند. معجزات بسیاري دارد و بسیاري مشرّف به دیدار حضرتش شده اند. (1)

منبع: هزار و یک نکته از امام مهدی محمد رحمتی شهر رضا

1.منتخب الاثر ص158

ثواب شهادت برای منتظران مهدی (ع)

باید شب و روز چشم به راهش بود همانطور که شیوه ی اخیار و ابرار بوده است.

اگر کسی جداً آرزوی ولیعصر (ع) را داشته باشد و به این آرزو بمیرد مثل این است که در خیمه ی ولیعصر است.

کسی که با این تمنا بمیرد مثل کسی است که در راه خدا در رکاب ولیعصر شهید شده است.

جای شبهه برای کسی نمانده است     

رسول خدا (ص) و ائمه هدی علیهم الصلوات و السلام به قدری درباره ی آن حضرت سخن فرموده اند در مکان های متعدد و به مناسبت های مختلف درباره ی مهدی (ع) بیان فرموده اند که جای شبهه ای برای کسی باقی نمانده است.

اسمش را بیان فرمود که هم اسم من است (م ح م د) و کنیه اش کنیه من یعنی ابو القاسم است و فرمود نهمین فرزند این حسین (ع) است و اشاره به حضرت ابی عبد الله الحسین کرد " یملاء الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً " زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.

خصوصیاتش را فرمود به قسمی که هیچگونه ابهام و اجمالی در کار نباشد از آن جمله:

اصحاب مهدی، به عدد اصحاب بدر

عدد اصحابش را سیصد و سیزده بیان می فرماید البته این افراد نخستین هستند و بعداً به آن ها ملحق می گردند به عدد اصحاب بدر در رکاب خاتم الانبیاء(ص).

و این هم لطیفه ای است که یاران نخستین اسلام و کسانی که در ابتدای ظهور اسلام در رکاب پیغمبر(ص) حاضر به فداکاری شدند به همان تعداد در رکاب فرزندش مهدی(ع) نیز برای تجدید حیات اسلام و اجراء احکام قرآن جمع گردند.

ظهورش از مکه و ملائکه یارش می باشند

محل ظهورش از مکه معظمه خواهد بود و سلطنتش عالمگیر می شود حکومتش تمام کره زمین را فرا خواهد گرفت.

هنگامی که ظهور می فرماید جبرئیل طرف راستش و میکائیل طرف چپش، اسرافیل در پیش و عزرائیل در عقبش روان اند و ملائکه یارانش می باشند.

رفع حوائج مردم به وسیله ی نواب اربعه

در زمان غیبت صغری هفتاد و چهار سالی که بود و عرض شد چهار نفر به ترتیب عهده دار نیابت از حضرت بودند عثمان بن سعید و محمد بن عثمان و حسین بن روح و علی بن محمد سمری که اکنون قبر شریف ایشان در کنار بازار بغداد موجود و مزار می باشد.

در زمان نواب اربعه از اطراف و اکناف هر کس از شیعیان مطلبی داشت به وسیله ی نواب با امام (ع) تماس می گرفت و رفع مشکلش می گردید.

پس از غیبت کبری و رجوع به علماء عاملین حسب فرمایش خود امام،به شرحی که قبلاً گذشت عذری برای کسی باقی نمی ماند باید در عبادات و احکام دینی به فقهاء عدول مراجعه نمایند.

عمل به احتیاط هم باید به نظر علماء باشد

کسی نمی تواند بگوید من به علماء کاری ندارم و در مسائل شرعی عمل به احتیاط می کنم یا خودم رجوع به اخبار می کنم و از روایات تکلیفم را می فهمم.

باید دانست که فهمیدن تکلیف شرعی از روی روایات و قرآن مجید کار همه کس نیست هر چیزی را اهلی است و در هر کاری عقلاء به اهلش مراجعه می کنند و در فقه نیز باید به اهل خبره مراجعه کرد.

عمل به احتیاط کار هر کس نیست اصلاً شناختن راه احتیاط را باید خود علماء معین نمایند پس در خود عمل به احتیاط نیز احتیاط به رجوع به علماء است چه بسا کارهایی می کند و به نظرش خوب و مطابق احتیاط است در حالی که احتیاط در ترک آن کار بوده است یا کار هایی را ترک می کند به خیالش احتیاط کرده در حالی که احتیاط در به جای آوردنش بوده است.

منبع:

مهدی موعود اثر آیت الله عبد الحسین دستغیب، تنظیم و تصحیح از استاد سید محمد هاشم دستغیب ص 86-89

آیا می دانید غیبت صغرای امام عصر(ع) از سال 260 هجری تا سال 329 هجری (تقریبا 70 سال) به طول انجامید؟

آیا می دانید غیبت کبرای آن حضرت از سال 329 تا به حال ادامه دارد؟

آیا می دانید امام زمان (ع) در زمان غیبت صغری، دارای نائبان خاص به نام های: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری بودند؟

آیا می دانید امام عصر (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سال 260 هجری عهده دار مقام امامت شدند؟

آیا می دانید در سایر ادیان هم اعتقاد به حضرت مهدی(ع) وجود دارد؟

با توجه به سوالات فوق، تا چه اندازه نسبت به امام عصر(عج) شناخت دارید؟

طول عمر از نظر عقل

فیلسوف بزرگ اسلامی، ابوعلی سینا می گوید: «آنچه از چیزهای شگفت و عجیب می شنوی تا زمانی که دلیل بر رد آن نیافتی آن را ممکن دانسته و باور کن.»

طول عمر از نظر فلسفه

فلسفه می گوید: هر معلولی تا علتش نیاید موجود نمی شود و هر چیزی که موجود شد برای عدمش نیز علتی لازم است. بنابراین همان طور که برای ایجاد چیزی دلیل و علتی باید باشد، متقابلا برای معدوم شدن آن هم باید دلیلی باشد و اگر دلیلی نبود، آن علت اولیه باقی و به تاثیرگذاری خود ادامه می دهد.

 

 

 

کار گروه پاورپوینت وارثان انتظار
( کاری از :خانم خیرجو )

وصیتنامه شهید حسین شفیعی:

بعد از شهادت بر وحدانیت خدای متعال و اقرار و اعتراف بر عظمت و جلال و عدالتش و ارسال پیامبران از جانب حضرتش جهت هدایت بندگان و تکاملشان در دو جهان جهت رسیدن انسان، این اشرف مخلوقات به مقام شامخ خلیفه اللهی “انی جاعل فی الارض خلیفه“ و جهت استفاده ی بیشتر از امکانات و اختیاراتش در راه الله و خاتمیت حضرت محمد (ص) و امامت مولی الموحدین، حضرت علی بن ابی طالب (ع) و یازده فرزند معصومش و شهادت به وجود دو غیبت صغری و کبری امام مهدی (عج) و اظهار خلوص به ساحت مقدس امام عزیز حضرت مهدی (عج) ودرخواست پذیرش سربازی اینجانب از مولی مهدی عزیز و تایید کامل اصل ولایت در زمان غیبت کبری و گواهی مرگ تمام انسان ها “کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام“ و رستاخیز انسان ها در روز قیامت و رسیدگی دقیق به حسابشان در موقف های متعدد و اعمال انسان ها و رسیدنشان به جزا و کیفر خویش و عالم برزخ و بهشت و جهنم و نیز عمل کامل به قرآن کریم و تک تک آیات آن.

در جهت تداوم انقلاب اسلامی هرگونه ایثار و گذشت جانی، مالی و اولادی به خرج دهید تا زمینه ی حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و تشکیل حکومت جهانی اسلام بدست پر توان حضرتش فراهم گردد و عدالت در سرتاسر زمین گسترش یافته و ظلم و ستم برای همیشه از بین برود و مستضعفین وارثین زمین گردند.

شهید یعقوب رنجی:

برادران و خواهران حزب الله، ظهور امام زمان (عج) نزدیک و موقع امتحان فرا رسیده است. فرصت را از دست ندهید تا به طور ابدی سعادتمند شوید. اتحاد خود را بیشتر کنید. حتما قرآن را یاد بگیرید و با خدای خود زیاد راز و نیاز کنید. بیشتر دعا بخوانید که دعا سپر مومن است.

شهید محمد شمشیری باسمنجی:

اینک احساس می کنم که در جنگ های صدر اسلام، در کنار پیامبرم، هر آن و هر لحظه وجود مبارک آقا امام زمان (عج) را حس می کنم. چشمم در تاریکی به جمال مبارکش افتاده است و اگر لایقش باشم در رکابش شهید شده و به لقا الله خواهم پیوست.

شهید صابر صمد پور:

برادران، پاسداران بسیار عزیزی را از دست دادیم که هر یک نمونه یک سرباز واقعی امام زمان (عج) بودند.

امام زمان (عج)، این سربازان به شما پشت نمی کنند; پس فرماندهیشان کن. اینان با تو عهد بسته اند و پیمان نمی شکنند; پس راهنمایشان باش.

امام علي(ع) فرمود:
«سوگند به خداي علي، حجّت خدا در ميان مردم هست و در راهها (کوچه و بازار) گام برمي دارد؛ به خانه‌هاي آنها سر مي‌زند؛ درشرق و غرب زمين رفت و آمد مي‌کند؛ گفتار مردم را مي‌شنود و  برايشان سلام مي‌کند؛ مي‌بيند و ديده نمي‌شود تا وقت معين  و وعده  الهي .))

 

 

 

منبع: نرم افزارآخرین امید.قسمت مقالات.بخش غیبت
کارگروه پاورپوینت وارثان انتظار
(کاری از : خانم خیرجو)
 

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - غیبت صغری

دسته بندی