علی و فاطمه را هشت عدد حرف بس است

حاصل ضرب دو تا اسم محمد هشت است

عدد چهار همان پرچم سبز حرمت....

 

کار گروه مونتاژ وارثان انتظار 

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمتmp3  حجم فایل:  -1 bytes

این رواق تو و صحن و حرمت , همچو بهشت است

روضه ات , جنت فردوس و" مسمی به رضائی"

 

 

 

 

 

 

کارگروه پاورپوینت وارثان انتظار

کاری از : خانم شاکری

فرهنگ انتظار یک فرهنگ منحصر به فرد است و توانایی بسیاری دارد تا تمامیت اسلام را برای همگان تبیین کند. این فرهنگ که ما از آن به عنوان «فرهنگِ آماده شدن برای ظهور» نام می‌بریم، الزاماتی دارد که برای همگان یکسان است و همه باید خود را برای ظهور و حاکمیت معصوم(عج) آماده کنند.

خبرگزاری صدق به نقل از شبستان، یک منتظر واقعی ابتدا باید روی مبانی اعتقادی خود کار کند، سپس ظرفیت وجودی خود را توسعه دهد یعنی باور کند که مشکلات جزء لاینفک زندگی است. ما در زندگی موانع گوناگونی داریم که باید در مقابل آنها ایستاد. لذا منتظری که نمی‌خواهد با چالشی روبرو شود یا با مشکلی دست و پنجه نرم کند اصولا نفهمیده که رسالت و مأموریت او چیست.

این بخشی از قسمت اول گفت و گوی شبستان با حجت الاسلام علی صدوقی، کارشناس تربیتی مرکز تخصصی مهدویت در رابطه با «جایگاه جوانان در موضوع انتظار و ظهور» است که پیش از این منتشر شده بود.

حجت الاسلام صدوقی در بخش اول این گفت گو ضمن تشریح ویژگی های جوان و تطبیق آن با « یک منتظر» به این موضوع اشاره داشت که در این میان شیطان هم بیکار نمی نشیند و وقتی می بیند جریانی در حال شکل‌گیری است و انسان‌هایی در حال تربیت‌شدن هستند که قرار است در مقابل او مقاومت کنند او نیز چالش‌ها و موانع بیشتری را در مسیر این انسان ها قرار می‌دهد تا نتوانند به سرمنزل مقصود برسند. لذا همه باید ظرفیت وجودی خود را توسعه دهند تا بتوانند با این موانع بجنگند. و اینک بخش دوم گفت وگو از نظرتان می گذرد:

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت گفت: جوانی که بخواهد زندگی ای منتظرانه داشته باشد باید از بینشی برخوردار باشد که این بینش، هدف، مسیر، موانع و راه عبور از موانع را به او نشان دهد و زمینه‌ای به عنوان «همت بلند» فراهم کند که بتواند مقابل بحران‌ها بایستد، جوانی که ما از آن سخن می‌گوییم باید از ورزیدگی فکری، ورزیدگی روحی و روانی و ورزیدگی درک مهارت‌های اجتماعی برخوردار باشد.

این کارشناس تربیتی مهدویت تصریح کرد: جوان منتظر یک بعدی زندگی نمی‌کند و مبنای زندگی او فقط شعار نیست بلکه با شعور و همه‌جانبه‌نگر زندگی می‌کند و در برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به دنبال انجام وظیفه خود است. او به دنبال آن نیست که همه چیز با ساز او کوک شود. بلکه چنین می‌اندیشد که من باید در هر شرایطی به شکل مستمر در جهت اصلاح و ارتقای خود و دیگران گام بردارم.

صدوقی خاطرنشان کرد: اگر تصور می‌کنیم که اول باید جامعه درست شود تا جوان درست شود، بهتر است کمی تامل کنیم ما نمی‌‌گوییم این تصور کاملا اشتباه است اما حرف تام و تمامی هم نیست. جوان اگر بینش ِاعتقاد درستی داشته باشد و ظرفیت وجودی او ارتقا پیدا یافته و اهل برنامه‌ریزی و زندگی هدفمند باشد، در هر شرایط و موقعیتی که قرار بگیرد رسالت خود را فراموش نمی‌کند. بلکه حتی در اوج بحران ناامنی نیز در جهت اجرای رسالت خود تلاش می‌کند.

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت خاطرنشان کرد: چنین جوانی، در رفاه باشد یا در اوج نابسامانی، در بهترین یا بدترین شرایط، به هیچ عنوان هویت و رسالت خود را فراموش نمی کند. ما مسئولان جامعه باید به دنبال تربیت چنین افرادی باشیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: بزرگترین چالش امروز ما که (مسئولان از رسالت خود در رابطه با آن غافل شده اند) این است که برخی تصور می کنند اگر تنها رفاه در جامعه حاکم شود همه مشکلات حل می شود، در حالی که اینگونه نیست. رفاه مهم است اما اگر رفاه هم محقق شود ولی شهروندان و افراد جامعه توامندی و بینش شان درست نشده باشد ما تازه تبدیل می شویم به شهروندانی مانند برخی شهروندان غربی که همه امکانات رفاهی برایشان مهیا هست اما از بی هویتی در رنج اند. زندگی برای آنها فقط اقتصاد است و با یک نگاه حیوانی به زندگی می نگرند.

مدرس و محقق مهدوی گفت: ما در هر وضعیتی که هستیم چه رفاهی، چه بحرانی، چه جنگ و چه صلح، به یاد داشته باشیم و (مسئولان به خاطر داشته باشند) که باید برای تربیت نیروی انسانی جوان فکر کنند. جوان اگر از نظر فکری، از نظر ظرفیت روحی و برنامه ریزی و طراحی در زندگی، فربه شود، می تواند کمبودها را جبران کند. نابسامانی ها را به سامان برساند و شرایط ناامن را به امنیت تبدیل کرده و بسترهای لازم را هم برای خود و هم برای جامعه فراهم کند تا ظهور اتفاق بیفتد.

صدوقی تصریح کرد: چنین فردی است که می تواند در هر موقعیتی آن رسالت خود را فراموش نکرده و محکم و استوار بایستد. قران کریم نیز می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم؛ پیامبر و افرادی که همراه او هستند کسانی هستند که در مقابل کفر محکم و استوار می ایستند و در برابر نیروهای ارزشی متواضع و فروتن هستند».

وی در پایان خاطرنشان کرد: این که من چه زمانی متواضع باشم و چه زمانی سرسختانه در مقابل دشمن بایستم به یک بینش نیاز دارد و جوانی این بینش را پیدا می کند که رویش خوبی از درون داشته باشد. مبانی لازم را دریافت کرده و ظرفیت وجودی گسترده ای داشته باشد تا بتواند در متن زندگی، هویت ارزشی خود را به عنوان یک سرباز امام زمان(عج) آشکار کند.

باور مهدوی و فرهنگ انتظار در طول تاریخ با اندیشه ها و برداشت های نادرست بسیاری در آمیخته شده است، اندیشه ها و برداشت هایی که به تدریج تبدیل به آسیب ها و آفت های جدی برای اساس و بنیاد اعتقاد به ظهور منجی در فرهنگ شیعه شده اند.

یکی از آسیب های مرتبط با هنگامه ظهور این است که گمان می شود «فراگیری و جهان شمولی فساد» پیش شرط ظهور است؛ چرا که برخی معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ظهور نخواهد کرد و شاید پاسخ این گروه به این پرسش که «چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در غیبت است؟» این باشد که چون هنوز مناطقی از جهان را فساد فرا نگرفته است. دلیل کسانی که معتقدند جهان شمولی فساد پیش شرط ظهور است، روایاتی است که می گویند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه زمانی ظهور می کند که جهان پر از ستم شده است، روایات فراوانی وجود دارند که درباره جهان پیش از ظهور، از تعبیر «کما ملئت ظلماً و جوراً» استفاده کرده اند، مثلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: لَوْ لَمْ  یَبْقَ  مِنَ  الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند مردی از خاندان مرا بر می انگیزد که دنیا را پر از داد می کند همچنان که پر از ستم شده است.

در صورتی که عوامل ظهور هر آن چیزی است که در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه نقش دارد و از علل ظهور آن حضرت محسوب می گردند و در باره ی آن باید گفت: هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان علیه السلام «اراده ی الهی» می باشد ولی آنچه که انسانها بعنوان زمینه سازی ظهور می توانند انجام دهند ایجاد آمادگی در خودشان می باشد؛ چون هر انقلاب و نهضتی که برای هدف معینی به وجود می آید، در صورتی پبروز است که زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد، در غیر این صورت انقلاب با شکست روبرو خواهد شد.
قیام حضرت از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی می تواند پیروز شود که شرایط آن فراهم گردد. پس آمادگی مردم از علل و عوامل مهم ظهور می باشد. یعنی عموم مردم خواستار آن حضرت باشند و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشد و به عبارت دیگر باید عوامل اختیاری و قابل تغییر غیبت آن حضرت را بر طرف نمود. بر اساس آنچه در روایات، در باره ی عوامل غیبت آمده برخی از آنها در اختیار ما نیست و قابل تغییر نمی باشد مانند: بیعت کسی بر عهده آن حضرت نباشد، محافظت ایشان از خطر کشته شدن، آزمایش الهی. روشن است که این عوامل در اختیار انسانها نیست تا بتوانند تغییر دهند. اما برخی دیگر از عوامل غیبت قابل تغییر است چنان که در برخى از توقیعات شریفه به این مسأله اشاره شده است که بى وفایى مردم و گناهان آنان زمینه ساز غیبت حضرت حجت شده است. "اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلى در وفاى به عهدى که بر ایشان است عنایت مى فرمود: مبارکى دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمى افتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتى شایسته و درست شتاب مى شد. و چیزى ما را از ایشان محبوس نکرده است مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندى است که از آن ها به ما مى رسد. (بحارالانوار، ج 53، ص 177)

مضمون این توقیع آن است که بى وفایى شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانى تر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است، پس همدلى شیعیان در وفاى به عهد [آن حضرت] مى تواند عاملى براى تعجیل در ظهور باشد. علاوه بر این مطالب باید توجه داشت که مردم در عصر غیبت، افزون بر تکالیف عمومى، در خصوص مسأله غیبت وظایفى بر دوش دارند که با انجام آنها ضمن وصول به اجر و ثواب، گام هایى نیز در زمینه ظهور برخواهند داشت، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: صبر، انتظار، دعا، انقطاع، تقوی و دوری از گناه
صبر

در روایتى امام رضا علیه السلام مى فرماید: چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را که «فارتقبوا اِنّى مژم رقیب» و این سخن او که «فانتظروا اِنّى مژم من المنتظرین- منتظر باشید من هم با شما در انتظارم» همانا فرج پس از ناامیدى مى آید و کسانى که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبیر «علیکم بالصبر» صراحت دارد، در این که وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است. البته روشن که صبر بمعنای استقامت داشتن در اعتقاد و عمل و طی نمودن خط و مکتب آن حضرت است.
انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأکید بسیار بر این امر کرده اند؛ در روایت دیگرى امام صادق علیه السلام مى فرماید: نزدیک ترین حالت بنده به خداوند و راضى ترین چیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آن ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن ها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.
دعا

 در برخى روایات عمده ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیله محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید. (الاحتجاج ج 2 ص 471)
انقطاع

این بدان معنا است که تا بشریت چشم امید به قدرت هاى غیرالهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدى جو و مهدى خواه نخواهد بود. در روایتى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که فرمود: همانا این امر (ظهور) نمى آید شما را مگر پس از ناامیدى. (بحارالانوار، ج 52، ص111) و در روایت دیگرى امام رضا علیه السلام مى فرماید: همانا فرج پس از ناامیدى مى آید و کسانى که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند (بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110)
تقوی و دوری از گناه

در احادیثی که پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه  اطهار علیهم  السلام، وظایف منتظران را معین کرده اند، همه جا سخن از تقوی، ورع، عفاف، صلاح، سداد، دوری از گناه و قرب به خداست. به عنوان نمونه، امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس خوشنود می شود که از اصحاب قائم علیه السلام باشد، پس باید منتظر باشد، و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی، پیش از ظهور حضرتش بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور آن حضرت را درک کرده است. پس (در جهت نیکی ها) بکوشید و منتظر باشید. (این انتظار) گوارا باد بر شما ای گروه رحمت شده. (بحارالانوار، 52/140، به نقل از غیبت نعمانی)
خلاصه سخن

گسترش فساد و ظلم، اگر منجر به «انظلام» -یعنی پذیرش ظلم و ستم- بشود، هیچ گاه زمینه ی قیام علیه آن نخواهد شد. بلکه تنها در صورتی مفید است که مقدمه مبارزه در جهت تحقق عدالت و نیکی باشد. بدیهی است که این مقدمه نیز هیچگاه عملی نخواهد شد، مگر زمانی که مردم، بدی ظلم را بدانند. و در برابر آن، مظاهر صلاح و تقوای فردی و اجتماعی را نیز بشناسند. و تنها راه این شناخت، دعوت مردم به سمت صلاح و تقوی است.

کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال  نیست. حضرت یعقوب علیه السلام منتظر یوسف علیه السلام بود، ولی بیکار نبود. به فرزندانش گفت: بروید و به دنبال یوسف و برادرش بگردید و از روح خدا ناامید نشوید.(سوره یوسف ،آیه 87) نیز، همین تعبیر در مورد حضرت مهدی (عج) وارد شده است: «نْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ» منتظر فرج باشید و از روح خدا ناامید نشوید (بحار الانوار، ج52، ص123) بنابراین، فرزندان انتظار، آداب و وظایفی را دنبال می کنند; چون، این خاصیت انتظار است که بر حالت و رفتار و عمل منتظر تاثیر می گذارد. اینک، به تعدادی از این وظایف اشاره می شود.

یکم - اقبال

معنا و مفهوم اقبال، رو آوردن و دل دادن به محبوب است.آنان که به زندگی خود و دیگران توجه ویژه ای دارند، دست هدایت مهدی فاطمه علیها السلام را در هدایت خودشان و دیگران، به خوبی مشاهده می کنند و مساعدت های پیدا و پنهان محبوب را لمس، و حضور مهربان او را احساس می کنند. آنان، به او، رو می آورند و او را صدا می زنند و می خوانند: «انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله ...(مفاتیح الجنان، دعای توسل). اقبال قلبی، از شناخت و احساس محبت مایه می گیرد. از این رو، مهم ترین وظیفه ای که هر شیعه ی منتظر بر عهده دارد، کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. چگونه می شود آن مهربان غایب را دوست نداشت، در حالی که او، نسبت به ما، مهربان و سبب دفع بلاها و گرفتاری ها است «انا خاتم الاوصیاء و بی یرفع الله البلاء عن اهله وشیعته» خدا، به سبب من، از خاندان و شیعیانم بلا را دور می گرداند. (کمال الدین، ج 2، ص 441، ح 12; بحارالانوار، ج 52، ص 25 و 30).
دوم- میثاق

 الذین یوفون بعهد الله ولا ینقضون المیثاق (سوره رعد،آیه19) فرزند انتظار، با توجه و اقبال قلبی، ارتباط میان خود و ولی و حجت حق را تحکیم می کند و تا جایی پیش می آید که نه تنها توقعی از او ندارد، بلکه متعهد می شود تمام دارایی هایش، خانواده اش، هستی اش و تمام آن چه را خدا به او عطا کرده، در راه محبوب به مصرف برساند و این میثاق، سرود دائمی او است که هر روز با ولی و امام زمان اش تجدید می کند: «وابذل مالی و اهلی و نفسی.. (مفاتیح الجنان، زیارت دوم صاحب الامر) او، می داند آن چه نزد ما می ماند، از بین رفتنی است و آن چه نزد «ولی» می ماند، ماندگار و جاویدان است، چون «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق» (سوره نحل، آیه 96) اگر مؤمنان به عهد و پیمان و میثاق با خدا پابند باشند، یقینا، زمان ظهور فرا خواهد رسید. بنابراین، تا استعداد حضور حضرت را پیدا نکنیم، از فیض دیدار خبری نیست. امام، منتظر آمادگی و تجدید عهد خالصانه ی  ما هستند که به همراه آن، سرور و بهجت و رضایت و انس هم خواهد آمد.
سوم – پناه

انسان منتظر، وقتی مسئولیت خود و رسالت سنگین اش را دریافت و به این نتیجه رسید که باید حرکت کند - چون، ماندن، گندیدن و پوسیدن است - با مانع ها و درگیری هایی روبه رو می شود. مانع ها و درگیری هایی که در همه جا خانه گرفته اند و وحشت و غربت و تنهایی را ایجاد می کنند. انسان، در این هنگام، ناچار باید به کسی پناه برد تا او را از این غربت و تنهایی نجات دهد. اینک، این سؤال در ذهن ایجاد می شود که «به چه کسی باید پناه برد؟ با چه کسی باید به گفت و گو نشست؟ به چه کسی باید دل گرم شد؟ در پاسخ، باید گفت، این انس و دل گرمی، جز به معصوم، و انتظار فرج او نیست. امام رضا علیه السلام فرمود: الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق (کافی، ج 1،ص200،باب نادر فی فضل الامام،ح1)  و این حقیقت، چه خوب در موج کلام مهربان امام سجاد علیه السلام آمده است. انتظار الفرج من اعظم الفرج (بحار الانوار ،ج2 ،ص122) ; انتظار فرج، از بزرگ ترین گشایش ها است.
چهارم- توسل

فرزندان انتظار، فلسفه ی غیبت آن منجی غائب را درک کرده و آن را ناشی از فاصله ی فرهنگ این دوران از فرهنگ مهدویت و عدم آمادگی برای حضور آن امام همام می دانند. آنان، خوب می دانند فاصله ی آن چه باید باشند و آن چه هستند، به عمق یک عمر زندگی است که بدون راهنمایی از عالم وحیانی و توسل به ساحت مقدس یک وجود نورانی، میسر نیست. آنان دریافته اند که توسل، تقرب  است و وسیله ساختن برای رسیدن به محبوب و معبود: «وابتغوا الیه الوسیلة (سوره مایده،آیه 35) باید دانست که اهل بیت، وسیله ی تقرب انبیا هستند (بحارالانوار، ج91،ص27)  اساسا، عقل حکم می کند که برای رسیدن به هر مقصدی، به دنبال وسیله ای باید بود، اما هر وسیله ای برای مقصد خاصی ساخته شده است، امام، وسیله ی قرب «نحن الوسیلة الی الله» (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353) وسیله ی هدایت - واژه ی «النجم» در آیه ی «وبالنجم هم یهتدون» به ائمه علیهم السلام تفسیر شده است- وسیله ی رضا و رضوان –در دعای ندبه: «وجعلتهم الذرایع الیک والوسیلة الی رضوانک» (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353)  و راه رسیدن به بهشت موعود است (در دعا سید الساجدین در روز عرفه: «وجعلتهم الوسیله الیک والمسلک الی جنتک»
پنجم – آمادگی

آنان که انتظار محبوبی را داشته باشند، کوچک ترین نشانه ای از محبوب، در آنان تاثیر عمیقی می گذارد. او، با کسب تعلیمات نظامی و مهیا کردن تسلیحات مناسب، خود را برای یاری و نصرت امام غائب، آماده می کند. مرحوم کلینی (ره) از امام موسی کاظم علیه السلام نقل می کند: «... هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که منسوب به ما است، خداوند روزیش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش یاری اش کند( کافی، ج6،ص535،ح 1) البته، نحوه ی آمادگی و مهیا بودن، بستگی به شرایط زمان و مکان دارد. اگر در روایات، سخن از آماده کردن اسب و شمشیر، به میان آمده، به این معنا نیست که این ها، موضوعیت دارد، بلکه به عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی برای یاری آخرین حجت حق است.
خلاصه سخن:

آنان که عظمت درونی خویش را یافته اند، آنان که ابراهیم گونه سرود «انی ذاهب الی ربی سیهدین» را سر می دهند، آنان که یافته اند حرکت و تلاش به هدایت می انجامد، کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال نیست. به طور کلی می توان گفت، فرهنگ انتظار، فرهنگ آماده سازی جامعه برای پذیرش آزادانه ی حاکمیت الهی است. و در این میان، استراتژی منتظران، نزدیک سازی آزادی به دین و یاری آخرین حجت حق است.

اولین برکت انتظار
اولین برکت انتظار فرج، وقتی خواهد بود که انسان منتظر بفهمد چه نوع ظلمتی جلوی ظهور نورانی امام را گرفته و موجب شده که امام همچنان در غیبت باقی بمانند. انسان ها باید در گره زدن جان خود به خدا نقشی فعال داشته باشند و این کار با کمک امامی معصوم که واسطه بین انسان ها و خداوند است انجام می گیرد (1) و در این حالت است که انتظار با تمام شور و حرارت شروع می شود و انسان ها از جهان مادی و ماشینی شده فاصله می گیرند، زیرا: «ساکنان جهان ماشینی، با همه چیز مثل ماشین رفتار می کنند، آنان طبیعت را سرد و بی عاطفه می یابند و خودشان هم مثل آن می شوند.» (2)
کسی که با فرهنگ انتظار آشنا باشد ظلمات زمانه بر او حاکم نمی شود؛ چنین کسی بدون آن که به غاری پناه ببرد، در جامعه به وظیفه خود مشغول است و در عین حال، مواظب است که گرد و غبار ظلمانی آخرالزمان بر او ننشیند، زیرا او می داند که از یک طرف، خداوند چه شرایطی را با حاکمیت امام معصوم، برای بشریت رقم خواهد زد و از طرف دیگر، می بیند که با غیبت امام معصوم (ع) چگونه باطل، جای حق را گرفته است. چنین انسانی می تواند خودآگاهی و دل آگاهی لازم را به مردم زمانه خود نیز بدهد.
تا بفهمد چگونه گرفتار ظلمات زمانه شده اند و راه برون رفت از این شرایط چیست؟
رمز ورود به فرهنگ انتظار
انسانی که منور به نور بصیرت شد، می داند که مشکل اصلی کدام است و چه نوع زندگی را باید مد نظر انسان ها قرار دهد. در آن صورت است که معلوم می شود اشکال اساسی وضع موجود جهان چیست و چرا مشکلاتی مثل بیکاری و مواد مخدر گریبان بشریت را گرفته و چرا هر چه تلاش می شود هیچ راهی برای برون رفت از آنها پیدا نمی شود. اگر به خوبی روشن شد که ظلمات آخرالزمان به چه معنی است، آن افق نورانی شروع به طلوع می کند و انسان وارد فرهنگ انتظار می شود و چنین حالتی یقیناً به ظهور حضرت صاحب الامر(ع) ختم خواهد شد؛ چون انتظار، به معنی حقیقی آن، پدیدار شده است.
اگر مشکلات اصلی بشر امروز، صرف بیکاری و فساد جوانان و مواد مخدر و امثال اینها باشد که هر انسان معمولی هم می تواند آنها را به عنوان یک مشکل بفهمد و برای رفع آنها تلاش کند و خواستار جامعه ای خالی از آنها باشد. ولی آن چیزی که اولیای الهی می فهمند و منتظر آن هستند، چیز دیگری است، بسیار بالاتر از این نوع خواسته ها، در همین رابطه، باید آن حجابی که روح ایمان را در صدر اسلام پوشانده بشناسیم تا به آن نحو که مقام معظم رهبری (رحمه الله) ترسیم کردند وارد فرهنگ انتظار شویم و بفهمیم که چرا ائمه (ع) تلاش کردند تا «اسلام را به همان مسیری که پیغمبر پیش بینی کرده بودند، برگردانند».(3)
فرهنگ غرب ظلمت نهایی آخر الزمان
از آخرین پیام رسمی امام خمینی (ره) در تاریخ 2 / 1 / 1368 چنین برداشت می شود که ظلمت نهایی که در آخر الزمان رخ می نماید، خود را در فرهنگ غرب استکباری نشان داده و همه ظلمات ممکن را به صحنه آورده و این غیر از ظلمی است که محمد علی شاه و یا مظفر الدین شاه انجام دادند. نه آن ظلمت ها، ظلم آخر الزمانی بود و نه مقابله با آنها به اسم فرهنگ انتظار و عزم برای زمینه سازی حاکمیت حضرت ولی عصر (عج) انجام شد. به همین جهت، ملاحظه فرمودید که با رفع ظلم قاجار، رضاخان و سلسله پهلوی ظهور کرد و اکثریت جامعه، در ابتدای امر، نتوانستند متوجه ظلمات او شوند، زیرا با فرهنگ انتظار به مقابله با سلسله قاجار نرفته بودند.
امام خمینی( رحمه الله) به ما نشان دادند، طاغوتی که باید با تمام وجود با آن مقابله کنیم و حکومت جهاني حضرت مهدی (عج) را جایگزین آن نماییم. در فرهنگ غرب ظهور کرده و آن نور حقیقی هم که باید با این ظلمت درگیر شود، در دست ما است. ایشان در همین رابطه می فرمایند: «انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (عج) است».(4)
رسالت اصلی انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی به یک انقلاب جهانی نظر دارد که توسط صاحب الامر (عج) به وقوع می پیوندد. و به تعبیر حضرت صادق (ع) «ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها.(5) هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن می شود و تاریکی یکسره از بین می رود.» لازمه این قیام، انقلابی است که تمام مناسبات فرهنگ استکباری را در هم بریزد.
از آن جایی که انقلاب اسلامی ایران، نقطه شروع انقلاب حضرت مهدی (عج) است، باید با همان روش حضرت بقیه الله (عج) را با فرهنگ استکباری روبه رو شود؛ یعنی نفی فرهنگ کفر و نه مدارا با آن. چون بنا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) باید به ایجاد حکومت جهانی اسلام فکر کنیم و این با مدارا با فرهنگ کفر ممکن نیست. ایشان می فرمایند: «باید دولت جمهوری اسلامی تمام سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید. ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» (6) همچنین ایشان در سخن هشدار گونه ای خطاب به مسئولان فرمودند: «مسائل اقتصادی و مادی، اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.» (7)
پس غفلت از مقابله با جهان استکباری، اولاً خطری بزرگ پیش می آورد و بعد روحی و تربیتی جامعه را از حماسی بودن به خوشگذرانی و رفاه طلبی تغییر می دهد؛ ثانیاً خیانتی عظیم محسوب می شود چون در حقیقت، پشت کردن به هدف اصلی انقلاب اسلامی است. زیرا با شروع انقلاب اسلامی، شرایط برای کنار زدن پرده ای که بین ما و امام زمان (عج) قرار دارد به خوبی فراهم شده است. به همین علت باید فعالیت ها را در نفی ظلمات روح استکباری و ایجاد حکومت جهانی اسلام شروع کرد و این به معنی درگیری نظامی با جهان استکبار نیست، بلکه کافی است با روحیه انتظار، چشم ها را به چیزی بالاتر از آنچه غرب استکباری، زندگی می نامد، بدوزیم و این راه ظلمانی را نفی کنیم که این بزرگ ترین قدم و سخت ترین آن است و کم هزینه هم نیست.
آثار توجه به رهنمودهای حضرت امام (ره)
به خوبی روشن است که هر اندازه به امام خمینی (ره) و رهنمودهای او نزدیک شویم، حجاب بین خود و امام عصر (عج) را کم کرده ایم و به دنبال آن، جامعه از پرتو انوار حضرت صاحب الامر (عج) در جای جای زندگی فردی و اجتماعی بهره مند، و زمینه ظهور فراهم تر خواهد شد. در مقابل، به هر اندازه که از امام خمینی (ره) و راهی که جلوی ما گشوده است دور می شویم، حجاب بین خود و حضرت صاحب الامر (عج) را بیشتر خواهیم کرد.
ملاحظه فرمودید که در هشت سال دفاع مقدس، چگونه نور وجود حضرت امام زمان (عج) به نحوی خاص احساس می شد، ولی همین که به اسم و برای سازندگی و اصلاحات و غیره به ظلمات فرهنگ غرب نزدیک شدیم غیبت ایشان شدیدتر شد. نور ظهور امام زمان (عج) مثل نور خداوند است؛ خداوند جلوه ای می کند، اگر قلب آماده باشد جلوه ای دیگر می نماید، باز اگر قلب آماده تر شود، جلوه بیشتری می کند، تا آن جا که ان شاء الله قلب انسان محل ظهور نهایی انوار خداوند می شود ظهور و فرج حضرت صاحب الامر (عج) نیز نهایتی دارد که وقوعش در آخرالزمان است، اما نوع ارتباط ها و شرایط اجتماع، ظهور را شدت و ضعف می بخشد.
راه انتظار، راه حقیقی امام (ره)
امام خمینی(ره) روشن کرده است که برای کنار زدن پرده غیبت، باید جانانه به صحنه آمد؛ چون اولاً انقلابی به وقوع پیوسته که سبک و سیاقش، مهدوی است و ثانیاً باید به فکر حکومت جهانی باشیم و در این راه بدانیم که «شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی شهادت میسر نیست.» (8) و این است معنی انتظاری که تقدیر شیعه را تا اوج کمال، رقم می زند ایشان تأکید می کرد که فرهنگی وجود دارد که حجاب نور مهدی (عج) شده و باید با آن مقابله کرد و شاخصه آن ضد قدسی بودن آن است؛ چه در جلوه لیبرالیسم به سرکردگی آمریکا. فرهنگ غربی، نور مهدی (عج) را در حجاب نگه داشته و ذهن مردم جهان را با انواع برنامه های شیطانی در کنترل خود قرار داده است تا هرگز به حاکمیت امام معصوم فکر نکنند، اگر هم می خواهند معنویت را در زندگی خود وارد کنند، باید حاکمیت آمریکا را در دهکده جهانی بپذیرد، رجوع به حضرت مهدی (عج) تمام این حجاب ها را پس می زند و تاریخ را تا حاکمیت امام معصوم جلو می برد.
بسیار مشکل است که آدم متوجه شود روح این مسلمان نماز خوان، همان روح فرهنگ غربی است و مانع ظهور نور حضرت مهدی (عج) شده، مگر این که جایگاه حضرت مهدی (عج) را درست بشناسیم و خود را در انتظار او نگه داریم و با حاکمیت لیبرال دموکراسی غربی همه چیز را تمام شده ندانیم. در چنین شرایطی می توان فهمید که هر کس اسلامی را تبلیغ کرد که سر سازش با غرب داشت، تبلیغ او نه در فرهنگ انتظار جای می گیرد و نه نسبتی با انقلاب دارد؛ چرا که حضرت امام خمینی (ره) شاخصه انقلاب را مقابله با فرهنگ غربی تعیین فرمودند، زیرا فرهنگ مدارا با کفر، به کفر رسمیت می بخشد. و این کار یک نوع کنار آمدن با شیطان است.
فرهنگ انتظار، طریق مبارزه با جنگ نرم
با تقویت فرهنگ انتظار، نه تنها انقلاب اسلامی از غرب زدگی داخلی آزاد می شود، بلکه روحیه عبور از غرب، در تمام مردم جهان به وجود می آید به شرطی که راه امام خمینی (ره)- که همان راه واقعی انتظار است - گشوده بماند و در آن صورت است که ملت ما از جنگ نرمی که دشمن ایجاد کرده به خوبی می گذرد و دشمن را به صورتی فوق العاده مأیوس می کند. اگر می خواهید دختران و پسران و همسرانتان برایتان بمانند و دشمن، آن ها را از شما نگیرد، باید با رویکرد عبور از غرب به خط امام (ره) و اهداف انقلاب اسلامی نظر نمایید تا شما نیز شامل این روایت باشید که رسول خدا (ص) فرمودند: «افضل العباده انتظار الفرج؛ (9) برترین عبادت، انتظار فرج است.»
حضرت روح الله (ره) به ما پیام داده است که امروز، خدا ما را مسئول کرده است که راه ظهور حضرت را بگشاییم، همان طور که به عهده امام زمان (عج) این وظیفه را گذاشته که در اولین فرصت که زمینه آماده شد ظهور کند. به تعبیر ایشان: «امروز خداوند ما را مسئول کرده است. نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال و حرکت انقلاب را بر پا داشت.» (10)
حاصل سخن
در حال حاضر، جز راه امام خمینی (ره) برای ورود به اردوگاه منتظران مهدی (عج) راهی در میان نیست و تا راه امام خمینی (ره) را درست نفهمیم و در آن پرورش نیابیم، هیچ ورودی در فرهنگ انتظار نداشته ایم. اگر فرهنگ انتظار را درست بشناسیم و خود را وارد چنین فرهنگی کنیم، به خوبی احساس می کنیم که از همه جهات، تغییر کرده ایم، اعم از روحیه حماسی که در ما پیدا می شود و یا اندیشه عمیقی که در معارف اسلامی پیدا می کنیم. زیرا با فرهنگ انتظار می توان از حجاب ظلماتی آخر الزمان عبور کرد و با زندگی دیگری آشنا شد، یعنی زندگی در کنار حضرت مهدی (عج) و در کنار رسول خدا (ص) اما اگر وارد چنین انتظاری نشویم، ظلمات آخرالزمانی با ظاهر دینی اش ما را می فریبد، چنان چه پیامبر (ص) می فرمایند: «زمانی بر امت من پیش می آید که از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقی نمی ماند. مسلمان نامیده می شوند، در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند. مساجدشان آباد است، ولی از هدایت خالی است.» (11)
پی‌نوشت‌ها:
1. امام صادق (ع): «نحن فیما بینکم و بین الله حجاب». همان، ج 2، ص 95.
2. پروفسور ویلیام چیتیک، علم جهان و علم جان، ص 106.
3. مقام معظم رهبری «حفظه الله»، عید غدیر 1384.
4. 2/ 1/ 1368.
5. الارشاد، ج 2، ص 381.
6. 2/ 1/ 1368.
7. صحیفه امام، ج 21، ص 328.
8. صحیفه امام، ج 21، ص 327.
9. کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 287.
10. صحیفه امام، ج 21، ص 325.
11. ثواب الأعمال، ص 253.

انتظار حالتی است که در نفس انسان پدیدار می شود و بیانگر اشتیاق شخص منتظِر از امر مورد انتظار است. اما در مذهب تشیع انتظار، فرهنگی است که حکایت از وظیفه ای دارد. تا حدی که با شنیدن واژه ی انتظار ناخودآگاه نام مقدس مهدی موعود نیز به اذهان متبادر می گردد.

درباره ی این واژه‌ی مقدس نظریات متعددی مطرح شده است که کثرت آن ها بیانگر اهمیت بالای آن است. به حدی که در بیان امامان معصوم (علیهم السلام) انتظار فرج به عنوان بالاترین اعمال بندگان معرفی شده است.

در این میان امیرمۆمنان امام علی (علیه الصلاه و السلام) بنابر آنچه در کتاب شریف نهج البلاغه ثبت گردیده فرمایشاتی فرموده است که دو علامت از علائم انسان هایی است که این امر مقدس را باور ندارند.

بنابر فرمایش آن حضرت (علیه السلام) انسان هایى كه منتظر نیستند، و آینده زمین را از آن وارثان انبیاء نمى‌دانند، دو گروه هستند:

گروه اول: دسته اى كه به حق پشت كرده، انتظار را باور ندارند، زیرا مطلوب آن ها همین دنیا است. آن ها حكومت دمكراتیك و لیبرال را برترین حاكمیت قلمداد مى كنند و مى‌پندارند كه ماوراى آن براى بشر طرح نُوى نیست، كه در افكند(1). آن ها بیش تر از آن براى خود نمى خواهند و گرایش به غیب ندارند، و چشم به راه مصلح غیبى نیستند.

به چنین انسانى نباید امید داشت و منتظر پذیرش و آمادگى او نباید بود. سپس آنان كه براى حاكمیت مهدى(علیه السلام) تبلیغ مى كنند(2) و نیرو و نفرات تدارك مى بینند، از این شخص اجابتى را نخواهند، وسرمایه اى را صرف نكنند كه به هدر خواهد رفت:

«فَلَا تَطْمَعُوا فِی‏ غَیْرِ مُقْبِلٍ‏»(3)

گروه دوم: كسانى هستند كه با علم به این آینده روشن و تحول عظیم و مطلوب نبودن آن چه امروزه به عنوان آخرین آرمان ها عرضه مى شود، عقب گرد كرده اند. زیرا آینده را دور مى بینند و با اینكه به آینده علم دارند امّا به سبب تعلقات و وابستگى ها حالت یأس دارند و در نتیجه پاى رفتن در خود نمى بینند، و حضرت على(علیه السلام) درباره اینان مى فرماید: شما از آن ها مأیوس نباشید.

«وَ لَا تَیْأَسُوا مِنْ مُدْبِر»(3)

چرا مأیوس نباشیم ؟

این گروه كه عوامل بازدارنده و تعلقات دنیوى آن ها را بازداشته و وادار به ادبار شده اند، چه بسا كه با تزلزل در یك جهت و لنگ شدن یك پا و سست شدن یكى از پایه هاى اعتقادى و از دست دادن صبر، با ثبات پاى دیگر كه معرفت و باور است، به دعوت جواب مثبت دهند. و امید است كه آن ها با بلاهایى كه دلبستگى آن ها را از دنیا بر مى كَنَد، با هر دو پا برگردند و صبر را پیشه كنند.

«فَإِنَّ الْمُدْبِرَ عَسَى أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدَى قَائِمَتَیْهِ وَ تَثْبُتَ الْأُخْرَى فَتَرْجِعَا حَتَّى تَثْبُتَا جَمِیعاً ».(3)

«اى بسا كه یك پاى او بلغزد و پاى دیگر برجاى ثابت ماند و پس از چندى به جاى خود برگردد و هر دو (در راه حق) ثابت قدم شوند».

طمع نداشتن و مأیوس نبودن از این دو گروه با معرفت به این حقیقت سامان مى یابد كه خط هدایت كه از آدم شروع شده، بعد از خاتم با آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) ادامه دارد و آن ها به آمال و آرزوها پاسخ مى دهند و با آن ها كاركردهاى ما به كمال مى رسد. این چنین نیست كه اگر اكثریتى روى نیاوردند و كثیرى مدبر شدند، خط هدایت، متوقف شود و براى آن ها كه حركت و رفتن را انتخاب كرده اند، راه و صراطى نباشد، زیرا:

«أَلَا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ ص كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَكَأَنَّكُمْ قَدْ تَكَامَلَتْ مِنَ اللَّهِ فِیكُمُ الصَّنَائِعُ وَ أَرَاكُمْ مَا كُنْتُمْ تَأْمُلُون...».(3)

«بدانید كه آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) همانند ستارگان آسمان اند كه چون ستاره اى غروب كند، ستاره دیگر طلوع كند. گویى خداوند نیكى هاى خود را در حقّ شما )باخاندان پیامبر( به كمال رسانیده است و آنچه را كه در آرزویش مى بودید به شما نشان داده است».

پی نوشت:

(1) انسان و پایان تاریخ، فوكویاما. مجله اطلاعات سیاسى، اقتصادى: شماره 44 و 63.

(2) بحارالانوار، ج 58، ص 78. (یوطّئون للمهدی سلطانه).

(3) نهج البلاغه ، خطبه 100

عنوان کتاب: فرهنگ انتظار

موضوع: مهدویت
نویسنده: ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ف‍اطم‍ی‌ن‍ی‍ا

نشر: ت‍ه‍ران، م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ و ان‍ت‍ش‍ارات‍ی‌ رس‍ائ‍ل‌

نوبت: 1375

تعداد صفحات: 54 صفحه
فرمت: pdf

 

 

در این کتاب نویسنده گرانقدر به شرح دعای موسوم به دعای عرفنی نفسک پرداخته است. یکی از فوائد و مسائل مهم که در این دعا مندرج است، عبارت است از نکات و ظرائف مربوط به انتظار، یک منتظر، وقتی منتظر به حساب می آید که خود را قولاً و فعلاً و فکراً با مضامین این دعا تطبیق دهد، نویسنده کتاب کوشیده است به صورت جزئی نکات مهم موجود در دعا را با استفاده از معارف اهل بیت شرح دهد.

عناوین اصلی عبارتند از: سند دعا؛ اللهم عرفنی نفسک...؛ اللهم لا تمتنی میته جاهلیه؛ و لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی؛ اللهم فکما هدیتنی لولایه...؛ و لین قلبی لولی امرک؛ و عافنی مما امتحنت به خلقک؛ و ثبتنی علی طاعه ولی امرک...؛ اللهم انی اسئلک ان ترینی ولی امرک...؛ اللهم اعذه من شر جمیع...؛ اللهم و مد فی عمره...؛ اللهم عجل فرجه و ایده بالنصر...؛ و جدد به ما امتحی...؛ اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا...؛ اصل دعا

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

خبرگزاری صدق ؛ به نقل از آینده روشن : انتظار؛ مظهر تحرک‌آفرینی و تعهدآوری ، حجت الاسلام سید علی محمد مهاجری، کارشناس ادیان و مذاهب، با اشاره به شبهه افکنی شبکه های وهابی در مورد مهدویت به ویژه در مورد وظایف منتظران و فرهنگ انتظار اظهار داشت: در تفکر شیعى، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح است و در بسیارى از روایات بر ضرورت انتظار قائم(عج) تصریح شده است. وی ابراز داشت: شیخ صدوق از عبدالعظیم حسنى نقل می‌کند، که فرمود «روزى بر امام جواد(ع) وارد شدم و قصد داشتم درباره حضرت مهدی(ع) از آن حضرت سؤال کنم که حضرت سخن را آغاز کرد و فرمود «اى ابوالقاسم! به درستى که قائم(عج) از ما است و او مهدى(ع) است که در دوران غیبتش، انتظارش واجب و در دوران ظهورش اطاعتش واجب است؛ او سومین امام از فرزندان من است». اعتقاد قلبى به ظهور حضرت مهدى(عج) از اصول فرهنگ شیعه و مکتب انتظار است حجت الاسلام مهاجری به ویژگی‌های فرهنگ انتظار اشاره کرد و گفت: از اصول فرهنگ شیعه و مکتب انتظار، اعتقاد قلبى به ظهور حضرت مهدى(عج) است و مؤمن منتظر باید یقین داشته باشد حضرت قائم(عج) از روزى که متولد شده تاکنون با همین بدن عنصرى زنده و باقى است. وی افزود: حضرت مهدى(عج) روزى ظاهر مى شود و جهان را پر از عدل و داد مى کند؛ زیرا ظهور آن حضرت روز معینى ندارد که مردم بدانند بلکه در آن احتمال‌های بسیاری است. وی به معنای انتظار اشاره و تأکید کرد: انتظار مفهومى با اصالت و سازنده است و از عالى‌ترین مکاتبى است که مى‌تواند جامعه ى اسلامى را در راه پیشرفت و تکامل جلو ببرد و به تلاش‌ها ارزش و اصالت ببخشد. کارشناس ادیان و مذاهب افزود: انتظار، برترین عمل است و به بیان امام على(ع)،‌ منتظر همانند مجاهد تلاشگرى است که در راه خدا و احیاى سنت‌هاى اسلامى در خون خود مى‌غلطد. وی به مفهوم انتظار در مکتب تشیع اشاره کرد و گفت:‌ انتظار در اعتقاد شیعه داراى محتوایى اصلاحگر، تحرک آفرین و تعهدآور است که عالى‌ترین و ارجمندترین نوع بندگى حق تعالى و در نتیجه برترین عمل و نیکوترین تلاش و جنبش را دارا است. تکلیف‌گرایی از ویژگی‌های منتظران است حجت الاسلام مهاجری، تکلیف‌گرایی را از ویژگی‌های منتظران خواند و یادآور شد:‌ در فرهنگ انتظار کسى که در عرصه تکلیف قدم مى گذارد و از نظر قلبى منتظر است؛ در عمل هم به بایدها و نبایدهای شرع مقدس احترام مى گذارد؛ صفات بد را از خود دور مى کند و خودش را به صفات نیک آراسته مى‌کند. وی خاطرنشان کرد: امام صادق(ع) فرمودند «اگر فردی بخواهد در شمار اصحاب قائم(عج) قرار داشته باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامى باشد؛ چنین فردی اگر پیش از قیام قائم بمیرد، پاداش کسانى را دارد که قائم(عج)را درک می‌کنند و به حضورش شریفیاب می‌شوند». حجت الاسلام مهاجری به کلامی از امام خمینى(ره) اشاره کرد و گفت: ایشان درباره وظایف منتظران می‌فرماید «ما منتظران مقدم مبارکش هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم؛ تا قانون عدل الهى را در این کشور ولى عصر(عج) حاکم کنیم و از تفرقه، نفاق و دغل بازى بپرهیزیم و رضاى خداى متعال را در نظر بگیریم». اصل اعتقادى «معاد» در کنار مفهوم انتظار است کارشناس ادیان و مذاهب اصل اعتقادى «معاد» را در کنار مفهوم انتظار برشمرد و یادآور شد: اعتقاد به معاد در کنار مفهوم انتظار قرار دارد؛ چنان که حضرت مهدى(عج) به هنگام ظهور، ستمگران و ظالمان را به سزاى اعمالشان مى‌رساند و مؤمنان را گرامی مى‌دارد. وی به رجعت صالحان و ستمکاران به دنیا اشاره کرد و گفت: با ظهور حضرت مهدى(عج)، گروهى از پاکان و پلیدان به جهان باز مى‌گردند که این خود قیامتی کوچک و نشانه‌اى براى قیامت کبرى است؛‌ چنان که قرآن کریم از آن با آیه «یوم نحشر من کل أمة فوجا» یاد می‌کند. حجت الاسلام مهاجری افزود: ظهور حضرت مهدى(عج) یکى از نشانه‌هاى حتمى قیامت و فرا رسیدن رستاخیز است که اگر ایشان ظهور نکند و حکومت عدل را در جهان برپا نکند؛ عمر جهان به سر نمى‌رسد و قیامت بر پا نمى‌شود. وی به روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) اشاره کرد و گفت: حضرت فرمودند «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یلی رجل من اهل بیتی یملاء الارض عدلا و قسطا کما ملأت ظلما وجورا» اگر یک روز از عمر دنیا باقی باشد؛ آنروز آنقدر طولانی می‌شود تا مردی از اهل بیت من بیاید و زمین را پر از عدل کند همان طور که از ظلم و جور پر شده است. کارشناس ادیان و مذاهب انتظار فرج را محبوبترین کار در نزد خداوند خواند و تأکید کرد: در روایاتی همچون «افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج» برترین عبادت انتظار فرج شمرده شده است که با دقت در این روایت‌ها روشن می‌شود که در فرهنگ اهل‌بیت(ع)، انتظار نه فقط یک حالت روانی، بلکه یک عمل بزرگ است؛ بنابراین اگر انتظار یک عمل است؛ منتظر نیز باید عامل باشد. وی تصریح کرد:‌ اگر منتظران به وظایف خود آشنا نباشند و به آن عمل نکنند، امام زمان(ع) تنها خواهد ماند و تاریخ، تکرار می‌شود و ظهورش به تأخیر خواهد افتاد؛ چنان که در زمان امام حسین(ع)، با وجود شیعیان بسیار، فقط ۷۲ نفر به وظیفه‌ خود عمل کردند و بعد از شهادت آنها، امام(ع) تنها ماند و فجایع کربلا اتفاق افتاد. وظایف منتظران به دو مقوله‌ فردی و اجتماعی مربوط می‌شود حجت الاسلام مهاجری به وظایف منتظران در دو مقوله‌ فردی و اجتماعی اشاره کرد و گفت: وظایف فردی منتظران به دو بخش تقسیم می‌شود؛ نخست،‌ معرفت امام که مهمترین وظیفه هر شیعه، کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان(ع) است. وی افزود: امام محمد باقر(ع) در روایتی فرمودند «اگر فردی بمیرد، در حالی‌که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است اما اگر فردی بمیرد در حالی که امامش را شناخته همچون کسی است که در خیمه قائم(عج) و در حضور امام باشد. حجت الاسلام مهاجری، توجه به دعاهای عصر غیبت را سبب شناخت امام زمان(عج) خواند و خاطرنشان کرد: در دعای معروفی که در کتاب کمال‌الدین نقل شده می‌خوانیم «بارالها خودت را به من بشناسان که اگر تو را نشناسم، پیغمبرت را نخواهم شناخت؛ بارالها پیغمبرت را بر من بشناسان که اگر پیغمبرت را بر من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت؛ بارالها حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دین گمراه می‌شوم؛ خداوندا مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را پس از آنکه هدایت فرمودی، منحرف نکن». شناخت امام زمان(عج) سبب در امان بودن و نجات شیعیان است وی شناخت امام زمان(عج) را سبب در امان بودن و نجات شیعیان دانست و گفت: شناخت نام و نسب شخص امام(عج)، ویژگی‌های حضرت، جایگاه و مقامی که نزد خداوند دارد از حیث عقیدتی، نه از حیث اندیشه و تفکر، و نه از حیث سلوک و رفتار، عمق چندانی در میان مردم و به‌ویژه جوانان ندارد؛ بنابراین آسیب زیادی متوجه شیعه است. کارشناس ادیان و مذاهب مهم‌ترین ریشه‌ مشکلات را برخورد سنتی با موضوع مهدویت و انتظار برشمرد و تصریح کرد: متأسفانه مردم عادت کرده‌اند، آنچه را که آسان‌تر است و برای تأمین زندگی مادی و عادی آنان، سودمندتر به نظر می‌رسد، برگزینند و گرایش کمتری به مقوله‌های معرفتی و تعهدآور داشته باشند؛ بنابراین باید رفتار ما به گونه‌ای باشد که علاوه بر استفاده از نور ظاهری آنها. از نور معرفت صاحب آنها بهره‌مند گردیم. وی به آیه مودت اشاره و تأکید کرد: همان گونه که خداوند در آیه مودت، محبت به اهل بیت(ع) را دستور داده است؛ امام زمان(عج) نیز در روایتی می‌فرمایند «فلیعمل کلّ امرء منکم بما یقرب به من محبّتنا» هر کدام از شما باید کاری انجام دهید که به محبت ما نزدیک شوید. حجت الاسلام مهاجری به برخی از جلوه‌های محبت امام زمان(عج) اشاره کرد و گفت: ائمه اطهار(ع) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند به‌ویژه امام مهدی(ع) که حجت حاضر خداوند است؛ چنان که امام صادق(ع) فرمودند «اگر او را دریابم؛ در همه ایام زندگانی خدمتگذارش خواهم بود.

سبک زندگی انسان منتظر از سایرین متمایز است. زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) هویت خاصی به دیدگاه ها و گرایش ها و رفتارهای فرد مسلمان می دهد. یعنی اگر در نظر بگیریم که سبک زندگی یک فرد منطبق بر آموزه های اسلام است، این دیدگاه شیعی درباره حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) و زمینه سازی برای ظهور ایشان مانند نخ تسبیحی همه اجزای زندگی مومنانه آن فرد را به هم متصل می کند و به آن جهت می دهد. در این نوشتار به بررسی کلی درباره سبک زندگی زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) می پردازیم.

مفهوم سبک زندگی منتظرانه
 سبک زندگی مجموعه ای از عملکردهاست که بر اساس بینش ما به زندگی شکل می گیرد و فرد با بهره گیری از آنها، افزون بر رفع نیازهای جاری خود، روایت خاصی از هویت شخصی خود را در برابر دیگران، مجسم می‌سازد. و در واقع از این نظر میان قشرهای گوناگون اجتماعی، تمایز به وجود می‌آورد. یکی از صاحب نظران بر اساس دیدگاه رهبر معظم انقلاب در تعریف سبک زندگی می گوید(١):
سبك زندگی، مجموعه ‏ای نظام‏مند از فعالیت‌هاست كه از بینش‌ها، گرایش‌ها و كنش‌های اشخاص بر می‌خیزد و به همین مناسبت، مقام معظم رهبری تأكید می‏ كند كه «رفتار اجتماعی و سبك زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است. هدف زندگی چیست؟ هر هدفی كه ما برای زندگی معین كنیم، به طور طبیعی، متناسب با خودش، یك سبك زندگی برای ما به همراه دارد».(2)
به این ترتیب اگر زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) در اولویت اهداف زندگی انسان مسلمان شیعه مذهب قرار گیرد و با علم و معرفت نیز همراه باشد، علایق، گرایش ها و عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. در واقع  این هدف مقدس، اهداف جزئی تر زندگی را دوباره تعریف می کند و بر این اساس سبک خاصی از زندگی شکل می گیرد.

سبک زندگی زمینه سازانه

انتظار بر تمام مسئولیت های دینی سایه می افکند و آن را در نسبتی خاص با امام زمان (علیه السلام) قرار می دهد. در واقع سبک زندگی انسان منتظر، بر اساس تکالیف دینی تعریف شده است، با این تفاوت که نیت ما را در انجام اعمال دینی تغییر می دهد و تکامل می بخشد. پس شاخصه و مولفه اصلی فرهنگ انتظار همه آن تكالیفی است كه در تعالیم دینی آمده است و هیچ تغییری در وظایف و تكالیفمان به وجود نمی‏ آید و تنها وظیفه ما سخت‏تر شده است و از آن طرف فضیلت ‏های ما هم برتر شده است و به همین جهت، مردم زمان غیبت، اگر به وظایف خود عمل كنند، برترین مردم در تمام دوران هستند. بر اساس روایات:
اگر روزى هیچ كس از اولاد امام حسین (علیه السلام) را نبینید، از خداوند استعانت طلبید و به طریقه‏ و سنتی كه عمل می‌کردید، توجه نموده از آن پیروى نمائید...(3)

بنابراین فرهنگ انتظار، همان تمامیت اسلام ناب محمدی است كه در دوران غیبت به طور خاص، با انتظار امامی كه غایب است، خودش را نشان می دهد. در واقع فرد منتظر تکالیف دینی را با این نیت انجام می دهد که در دوران غیبت نیز از امام خویش اطاعت کند و به تبع آن ظرفیت ولایت پذیری را در خود بالا ببرد و زمینه ظهور ایشان را فراهم کند. در این زمینه همچنین گفته شده است:
ما به عنوان شیعه منتظر در دوران غیبت، باید به این باور رسیده باشیم كه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه)، با وجود غیبت ظاهری، امام، حیّ و حاضر و ناظر و شاهد بر اعمال ماست و آن حضرت یك تكالیفی از ما می‌خواهد كه باید به آنها عمل كنیم. امام غایب ما، امام مهدی (علیه السلام)، حجت خدا و منجی موعود است. امام به عنوان حجت الهی، معیار و شاخص است و ما وظایفی نسبت به آن حضرت بر عهده داریم. بقیه حجت‌های الهی، معمولاً در جامعه خودشان حاضر بودند؛ اما این امام، این ویژگی را دارد كه غایب است و با وجود غیبتش، مردم موظف به اطاعتش شده‌اند و معیار سنجش عملكرد افراد در دوران غیبت نیز اطاعت از امام است؛ یعنی مردم در دوران غیبت، با وجود غیبت ظاهری امام، باید حرمت امامشان را پاس بدارند و مطیع او باشند.(4)
جهت بخشی نگاه منتظرانه به سبک زندگی

 بنابراین اگر انتظار را به معنای دست روی دست گذاشتن و صرفا چشم به راه آینده بودن تعریف نکنیم و آن را به نوعی تلاش جهت زمینه سازی برای ظهور بدانیم، نگاه منتظرانه از دو دیدگاه به سبک زندگی ما جهت می بخشد؛

یکی از این نظر که انسان همان گونه که در برابر حجت های آشکار الهی تکلیف دارد، در مقابل امام غایب هم مکلف به اطاعت است و دیگر از آن جهت که باید خودش و جامعه را برای پذیرش حضور و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) آماده کند وگرنه غفلت از این مهم ظهور ایشان را به تاخیر می اندازد. در واقع همین دو نیت در سبک زندگی اسلامی ما نفوذ می کند و آن را تکامل می بخشد.
کسی که به تکالیف دینی تنها از آن جهت می نگرد که در دین به رعایت آن دستور داده شده است، با کسی که وظایف دینی را به مثابه خشت هایی می داند که در هر لحظه بنای رفیع ظهور را تکمیل می کند، این دو نگاه از نظر انگیزشی در یک سطح نیستند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
هر كس كه از بودنش در شمار یاران امام قائم شادمان است باید به انتظار باشد و با همین حال انتظار به پرهیز و اخلاق نیكو رفتار كند. پس اگر اجلش فرا رسید و امام قائم پس از مرگ او قیام كرد پاداش او همانند پاداش كسى است كه امام قائم را درك كرده باشد پس كوشا باشید و به انتظار بنشینید گوارا باد بر شما اى گروهى كه مشمول رحمت خدائید.(5)
یعنی عمل همراه با ورع و برخورداری از فضایل اخلاقی، باید رویکردی منتظرانه داشته باشد و کسی که می خواهد از اصحاب امام مهدی (علیه السلام) به شمار آید، باید حتی در ورع و اخلاق پسندیده، به این معنا توجه داشته باشد که اینها در نسبتی خاص با امام زمان (علیه السلام) و برای فراهم شدن زمینه های ظهور است.(6)

جزئیاتی از سبک زندگی مهدوی

در میان روایات مهدوی یکسری از روایات، جزئیات بیشتری از تربیت و سبک زندگی مهدوی را نشان می دهند. در این بخش به صورت کلی به روایاتی اشاره می کنیم که هر کدام از زاویه ای، ویژگی هایی را که در آمادگی برای ظهور موثرند، روشن می سازند. بدیهی است که این ویژگی ها فرع بر موضوعی است که در فوق درباره سبک زندگی زمینه ساز گفته شد. یعنی درست است که سبک زندگی زمینه ساز بر اساس الگوی کامل دینی است و فراتر از آن تعریف نمی شود. ولی مواردی وجود دارد که در تعجیل ظهور موثرترند. بی شک این موارد از جهت اولویت بندی در سبک زندگی زمینه ساز سرآمدند. در ذیل برخی از این دسته روایات آمده است:
روایاتی که  درباره ویژگی های یاران حضرت مهدی (علیه السلام) از لحاظ زهد، بصیرت، عبادت و ولایت پذیری، شجاعت و... آمده است.
روایاتی که درباره ویژگی های دولت و حکومت حضرت پس از ظهور سخن می گوید، بعضا در این روایات درباره ویژگی هایی که افراد پس از ظهور کسب می کنند و یا درباره ویژگی های اجتماعی آن دوران سخن گفته شده است. بر اساس این روایات نیز می توان اولویت های سبک زندگی زمینه ساز را مشخص کرد.(7)
همه روایاتی که درباره انتظار و منتظران و همچنین شیعیان در عصر غیبت، توصیه هایی دارد. به عنوان نمونه می توان به پایداری بر دین، خواندن دعاهای خاص، چنگ زدن به محبت اولیای الهی و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا اشاره کرد.
روایاتی که درباره تهیه تیر و رباط و امثال آن توصیه می کنند و همچنین روایاتی درباره گروه یا گروه هایی که برای ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) زمینه سازی می کنند.
روشن است که آن چه در فوق گفته شد شامل همه مسئولیت های دینی فرد منتظر، اعم از فردی و اجتماعی می باشد. اصولا بسیاری از روایاتی که در قسمت پایانی به آن اشاره شده است در حوزه مسائل اجتماعی سبک زندگی منتظرانه را مشخص می کند.

پی نوشت:

1) مصاحبه با دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی، نشریه معارف.
2) مشرق موعود نصرت الله آیتی ، زمینه سازی ظهور، چیستی، چگونگی.
3) بحار الانوار، ج 51، ص 136: فَإِنْ أَصْبَحْتُمْ یَوْماً لَا تَرَوْنَ مِنْهُمْ أَحَداً فَاسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ انْظُرُوا السُّنَّةَ الَّتِی كُنْتُمْ عَلَیْهَا فَاتَّبِعُوهَا.
4) ابراهیم شفیعی سروستانی، نشریه معارف.
5) نعمانی، الغیبه، ص 200 : مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِیئاً لَكُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَة .

6) نصرت الله آیتی، مشرق موعود.
7) برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: مهدویت و اهداف نظام تربیتی اسلام نویسنده : صالحی،غلامرضا، مجله مشرق موعود.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - فرهنگ انتظار

دسته بندی