جلسات چشمه سارمعرفت استاد دادیزاد امام زمان حضرت مهدی

قسمتی از فرمایشات  استاد دادیزاد  طی سخنرانی در کانون وارثان انتظار تبریز
... 124 هزار پیامبر و 124 هزار وصی پیامبر از سوی خداوند برای هدایت بشر فرستاده شده که جمعا 248هزار نفر که از این تعداد 247995 نفر رحلت کرده اند؛ و 5نفر زنده اند که چهار نفر از انبیا و یک نفر از ائمه هستند. حضرت عیسی٫ حضرت ادریس٫ در آسمانند و حضرت الیاس و حضرت خضر و حضرت مهدی بر روی زمین هستند. از طرفی اولاد آدم البته منهای چند نفر نه تنها قابل توصیف نیستند؛ بلکه چه بسا بد هستند.
خداوند در قرآن (به جزء ضمیرها) 83 بار به طور مستقیم از انسان نامبرده که؛ در تمامی آیات از انسان ذکر شر کرده (ان الانسان لظلوم الکفار ؛ ان الانسان لفی خسر؛ یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه ) به جز در یک آیه که از انسان ذکر خیر کرده ( لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم ) سپس می فرماید ( ثم رددناه اسفل سافلین ) مگر در برخی آیات استثناء قائل شده ( الّاالذین آمنو و عملوالصالحات٫ مگر کسانی که ایمان آوردند  وعمل صالح انجام دادند ؛ الّا عباد الله المخلصین ٫ مگر اهل اخلاص ) که همیشه آمار استثناء محدود است. ...

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دريافت با كيفيت متوسط بافرمتmp3  حجم فایل:  -1 bytes

نزدیکترین فرد به هر نوزاد و پیش از آن هر جنینی، مادر اوست که هر صدایی را که او بخواهد فرزندش به آن انس می‌گیرد. درباره تأثیر صدای قرآن روی جنین تحقیقات زیادی انجام شده است و روانشناسان، متخصصین شنوایی و نیز مدرسین قرآن می‌گویند: جنین با هر صدایی که انس بگیرد؛ پس از تولد و در دوران کودکی به آن صدا، پاسخ آشنایی می‌دهد.

سومین سری از مباحث نهج البلاغه در قالب هفتادمین جلسه ازسلسله جلسات چشمه سار معرفت در مسجد دارالسلام به اجرا در آمد.

به گزارش روابط عمومی کانون وارثان انتظار تبریز، چشمه سار این هفته نیز صبحگاه جمعه مورخه 1394/09/13 در ادامه مباحث نهج البلاغه و با موضوع ( راهیابی به هدایت از طریق نهج البلاغه ) توسط حجت الاسلام نجدت در مسجد دارالسلام برگزار شد.

وی در آغاز سخنان خود گفت: هدایت نهج البلاغه و هدایت حضرت امیرالمومنین ( علیه السلام ) هدایت جهانی است چنانچه، هدایت قران کریم و اسلام جهانی است. اما، تنها عده ای هستند که از این نوع هدایت استفاده کرده و بهره می برند که دارای صفات خاصی هستند، همانطور که قرآن با اشاره به صفت « محسن بودن » در آیه 3 سوره لقمان در مورد چنین افرادی می فرماید: « هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ‏ «هدايت و رحمت براي نيكوكاران است .‏»

 

همچنین کسانی می توانند از نهج البلاغه بهره برداری کنند که متقی باشند؛  چنانچه تا تقوا یعنی خویشتن داری و خودسازی درونی نباشد، مطالعه نهج البلاغه بی ثمر خواهد بود. اگر انسانی، ایمان و پذیرش قلبی نداشته باشد این قرآن نمی تواند وی را هدایت کند. با داشتن یقین قلبی انسان در تنگناها قرار نمی گیرد.

حجت الاسلام نجدت افزود: هر کس می خواهد از هدایت قرآن برخوردار شود باید دارای چنین شرایطی باشد.از جمله: تقوا - ایمان - اسلام - احسان - یقین و اهل ظلم و ستم نبودن

همچنین شرایط بهره برداری از نهج البلاغه:

1- عقل: باید با تدبیر صورت گیرد.

2- دیندار باشد. چنانچه اگر انسانی بی بهره از دین باشد، هیچ گاه امنیت اجتماعی و آرامش فکری نخواهد داشت.

3- داشتن صفای قلبی: انسان با قلب خود وارد بهشت یا جهنم می شود همانطور که اولین عضوی که برای جنین تشکیل می شود، قلب است؛ اولین عضوی که در جهنم آتش می گیرد بازهم قلب است.

لذا،قلب منافق حکمت را نگه نمی دارد اگرهم حکمت وارد قلبش شود، سریع از وجودش خارج خواهد شد.

برای دریافت فایل صوتی این جلسه به این لینک مراجعه کنید.

جانباز هشت سال دفاع مقدس آقای رسول جوانعلی آذر در پنجاه و نهمین جلسه از سلسله جلسات چشمه سار معرفت با موضوع ایمان و حال خوش در مسجد دارالسلام حضور یافتند.

به گزارش روابط عمومی کانون وارثان انتظار تبریز، آقای رسول جوانعلی آذر رزمنده ی جانباز، استاد دانشگاه در چشمه سار معرفت این هفته برای ادامه مباحث هفته های گذشته ( ایمان و حال خوش ) صبح جمعه مورخه 1394/05/13 در مسجد دارالسلام به سخنرانی پرداختند.

وی با مروری بر نکات جلسات قبل اظهار کرد: در دنیایی که پر از نشانه ها و صداها و تصویر های فراوانی است، این انسان که درون حباب زندگی می کند و از اطراف خود آگاهی ندارد و بی تفاوت از کنار تمام این علایم رد می شود؛ پس باید تلاش کرد تا ببینیم و بشنویم آنچه را که واقعا هست، اما ما از آن غافلیم.

انسان مانند تمامی سیستم های عالم دارای ورودی ، پردازشگر و خروجی می باشد، حالش به نوع این ورودی ها و پردازشگرها بستگی دارد.

حال بد ، چرا ؟

برای اولین علت به ورودی های مخرب می توان اشاره کرد، دراین حالت پردازشگر ذاتا سالم است اما دخالت چندین ویروس که از طریق ورودی ها وارد این سامانه شده، پردازشگر را به طور موقت مختل می کند و در این حالت که حال بد به وجود می آید و حتی رفتارها و ورودی های خوب نیز بد تعبیر می شود. به عبارت دیگر،  ورودی نامناسب سبب ویروسی شدن پردازشگر شما شده و باعث می شود حتی ورودی ها و رفتار خوب اطرافیان در نظر شما بد جلوه کند. اگر این حالت ادامه یابد و به طور مداوم در معرض ورودی های مخرب قرار گیریم، پردازشگر معیوب شده  و درمان آن بسیار سخت می شود.

اولین راه پیشنهادی قرآن توجه به ورودی هاست، که مراقب باشیم چه چیز را دریافت می کنیم، چنان که خداوند در آیه ی 24 سوره ی مبارکه عبس می فرماید : « فلينظر الانسانُ إلي طعامه : آدمي بايد به قوت و غذاي خود بنگرد. »

اما برای رفع این حالت موقت، باید ویروس کشی کرد، اما چطور؟

بهترین و قویترین ویروس کش چیست؟ بهترین و موثرترین ویروس کش دنیا « بسم الله الرحمن الرحیم » است؛ اما تنها تکرار این عبارت کافی نیست بلکه باید آن را فهمید و به طور حقیقی « بسم الله الرحمن الرحیم » گفت. درک ذاتی و درونی این عبارت سبب تغییر نگاه ما به اطراف و خودمان می شود و همه را با نگاه رحمانی و رحیمی می بینیم و کینه و بدبینی در کار نخواهد بود.

بین خدا و شیطان فاصله ایست، شیطان نمی تواند وارد حریم الهی شود پس زمانی که دل حریم خداست، شیطان توان حضور در آن را ندارد.

اما دومین علت، خرابی پردازشگر است که درمان بسیار دشوار و گاه غیر ممکن است.

در این حالت حتی ورودی های خوب نیز به خروخی های بد و مخرب تبدیل می شوند و پردازگر کاملا معیوب است؛ به عبارت دیگر فرد به موجودی بدبین تبدیل شده که حتی رفتارهای مثبت دیگران نیز در نظر او بد جلوه می کند و برای او حال بد به ارمغان می آورد.

راه علاج

قرآن برای درمان  سه راه پیشنهاد میکند: ایمان، هجرت، جهاد.

ایمان باور کردن این ساختار خلقت ( ورودی، خروجی و خروجی )

هجرت یعنی جا به جا شدن ، از جایی به جایی دیگر، از یک معنا به معنایی دیگر، از حالی به حالی دیگر  و . . . 

جهاد یعنی پس از دریافت ورودی های خوب و فرآوری صحیح، به تلاش بپردازیم.

برای دریافت فایل صوتی این جلسه به این لینک مراجعه فرمایید 

اگر آقا امام زمان ظهور کنند در جامعه دین گسترش می یابد و عدالت و امنیت در همه جا بیشتر می شود. حالا دین چیست که با وجود آن امنیت و عدالت بیشتر شود؟

این چیزی که به نام دین در دست ماست یک سری اصطلاحات است. دین چیزی است که با آن می توان زندگی کرد، دین قانون آفرینش است و خدا به واسطه ی دین هر چیزی را آفریده و اگر دین نباشد هیچ چیزی نخواهد بود. دین همان است که خداوند به خاطر آن صد و بیست و چهار هزار پیامبر را فرستاد و در این بین پیامبری بوده که او را چهار بار به قتل رسانده اند و روزی بوده که بنی اسرائیل هفتاد پیامبر را کشته اند. خداوند صبور است و منتظر است بلکه مردم متدین شوند و سیزده معصوم شهید شدند و با این وجود خداوند صبوری به خرج داد بلکه انسان متذکر شود، یک نفر توبه کند و الا چه کسی می تواند بگوید که انسانهای با چنین عظمت انقدر زجر بکشند و خداوند فقط تماشاگر باشد...

 

 

مگر می شود که حضرت فاطمه زهرا(س) بین در و دیوار قرار بگیرد و خداوند بدون دلیل منتظر باشد. همه ی این ها به خاطر عظمت دین است و به خاطر دین بود که اهل بیت(ع) خود را به زحمت می انداختند. دین ذهن وعقل و امنیت ما را تامین می کند. در حقیقت ما به خاطر دین آفریده شده ایم و نه دین به خاطر ما؛ ماشین و برق و آب و ... به خاطر ما آفریده شده اما دین اینگونه نیست، چرا که اگر گفته شود دین به خاطر ما به وجود آمده این به ذهن می رسد که من نیاز ندارم همانطور که اگر من ماشین نداشته باشم پیاده می روم و اگر در خانه یخچال نباشد مشکلی پیش نمی آید و بدون این ها هم زندگی ام می گذرد. نه اینگونه نیست که بگوییم احتیاجی به دین نیست. دین از لازمات و ملزومات است و ما باید کنار آن باشیم.

خداوند نیز فرموده است که:«مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»1 هر آینه جن و انس را نیافریده ام مگر به خاطر عبادت. عبادت یعنی اطاعت خدا، بودن در مسیر خدا و اینکه در فکر و ذهن آنچه خدا گفته باشی و این شدنی نیست مگر با عمل به دین. بزرگترین لقبی که خدا به پیامبر(ص) اختصاص داده «عبد» است و این یعنی ما راه او را ادامه دهیم و خودمان را عبد کنیم.

در روایات داریم که در آخر الزمان و بعد از ظهور امام زمان عدالت و امنیت به اندازه ای عالم گیر می شود که یک خانم به تنهایی از سوریه به سمت مکه می رود و بر می گردد و در این مسیر یک نفر مزاحم او نشده و حتی فکر او مضطرب نخواهد شد، آیا امروزه این امکان پذیر است؟

نه خیر الان این امکان وجود ندارد و این امنیت در همه جای عالم تنها از الطاف حکومت امام زمان(ع) است که به وقوع می پیوندد.

در غرب ادعا می کنند که آزادی وجود دارد؛ خودشان در آمار اعلام کرده اند که در هر سه ثانیه به یک خانم تجاوز می شود و این غیر از آن آماری است که خودشان در مکان های خاصی ضبط و ثبت می کنند و این آمار آماری است که منتشر شده است و جالب این که آمار تنها نشان دهنده ی یک سوم واقعیت های جامعه است.

اعلام کرده اند که دختران تا نه سالگی حداقل یکبار مورد تجاوز قرار می گیرند و آن هم در ارتباط با محارم است. در سن یازده و دوازده سالگی این دختر حتما روابط جنسی عادی دارد و در سن سیزده و چهارده سالگی تجربه حاملگی را دارد و این موارد قبل از ازدواج رسمی است و این آمار در بیرون هم وجود دارد. این امنیت است؟!

ما خودمان چقدر وقت می گذاریم برای دینمان؟ امروزه انسان انقدر در امور زندگی و دنیایش غرق شده که یک لحظه آرامش ندارد، صبح که از خواب بیدارمی شود تا نصف شب فقط در حال دوندگی  است... دنبال درس و پول و بچه و کار و خونه و چک و قرض و قبض و بدهی و... انقدر مشغله دارد که اصلا وقت کم می آورد. شب هم که به خانه می رسد الحمد لله تلویزیون و ماهواره و سی دی و فیلم ها و چیزهای مختلف و ذهن کلاً درگیر و آشفته است و مجالی برای آسایش ندارد و مجالی ندارد که یک لحظه فکر کند، کی هستم و برای چی آمده ام؟ وآمده ام  چند سالی زندگانی کنم و بعد که چی؟ کجا بروم و ذهنش فقط مشغول امور روزمره ی خود است و حتی شب هم که می خواهد بخوابد آرامش ندارد و تا صبح ذهنش مشغول این امور است.

اما وقتی امام زمان بیاید، گفته شده از بس امنیت ایجاد می شود که مردم اصلاً فکر دنیایشان را نمی کنند که درآمدم چگونه می شود و خونه ام چطور و... هرکس هرچه بخواهد فراهم است و انقدر فراوانی خواهد بود که به دنبالش امنیت و آسایش می آورد و فکر و دغدغه ای نخواهد بود و نتیجه این می شود که با فکر راحت به  دین و عبادتش می رسد و گفته اند که عمر مردم زیاد می شود و مردم  هزار سال عمر می کنند و در روایات داریم که حضرت امیر(ع) وقتی تشریف می آورند  که حکومت کنند 44 هزار سال عمر می کنند. با این حساب بقیه افراد حداقل باید دو سه هزار سالی عمر بکنند. لازمه ی این اندازه عمر این است که  امنیت وجود داشته باشد. گفته اند انسان ها هزار تا بچه خواهند داشت در صورتی که الان وقتی می گوییم یک بچه داشته باشید می گویند «دست بردار از پس خودمون بر نمی آییم» در صورتی که در زمان امام زمان(ع) همین فرد دیگه فکر بچه و تعدادش را نمی کند به خاطر اینکه بچه مال او نیست بلکه امانت خداوند است و خودش می دهد و خود خداوند هم اموراتش را می گذارند. اگر این دغدغه را از مردم بگیری مردم با آرامش به دینشان می رسند. گفته اند همه ی مردم متدین می شوند و این به خاطر این نیست که آقا اجبار و تهدید کند که اگه نپذیرید شما را می کشم، نه، اگر قبول می کنی قبول کن و اگر نه که قبول نکن. در آن زمان نیز گناه می شود منتها با آگاهی گناه می کند. کسی که گناه را مرتکب می شود در واقع از مسیر دور و منحرف شده است. الان می گوییم: نفهمید و تربیتش غلط بود و دوستش ناباب بود و باعث شد بعضی کارها را انجام دهد و منحرف شود. هر کاری انسان انجام دهد با ‌آگاهی خواهد بود. این معنای حقیقی امنیت است و انتظار فرج هم همین کار را می کند، انتظار فرج هم یعنی همین که آقا ما آماده ایم که شما بیایید و دین را گسترش دهید. البته  هر انتظاری انتظار فرج نیست بلکه انتظاری، انتظار است که سازنده باشد اینکه من در خانه و مسجد بنشینم و هر هفته دعای ندبه بخوانم و بگویم آقا بیا من راه شما را هموار کردم، نه خیر این راه را مهیا کردن نیست. دعا در جای خود خوب است و آقا را دعا کردن و صدا کردن خوب است؛ منتها انتظاری انتظار است که در خودت شرایطی را فراهم کنی، به این فکر کنی که اگه آقا بیاید چه می کند ما نیز تا آقا نیامده از حالا دست به کار شویم و یک مقدار را ما انجام دهیم تا جایی که از دستمان بر می آید و بقیه را خود آقا انجام خواهد داد. اهل بیت نیز این گونه بودند و می نشستند تا انتظاری را که در ذهن انسان ها است به وجود بیاورند و تمامی انبیا هر کدام آمده اند تا در زمین دین را گسترش دهند؛ اما آنچه را که لازم بوده نتوانستند انجام دهند. مثلا حضرت سلیمان حکومت کرد اما حکومتش جهانی نشد و فقط در قسمتی از فلسطین و سوریه بوده و اما آن حکومتی که خداوند می خواست نبود. پیغمبر ما در مدینه یک حکومت امن تشکیل دادند اما حکومتشان جهانی و آنچه که خودشان می خواست نبود و ائمه منتظر این حکومت هستند و این مسیر را باز کردند تا در آخر الزمان امام بیاید و همه ی کارها را بکند چرا که در زمان خودشان شرایط مهیا نبوده و اگر شرایط فراهم بود این امر شدنی می شد پس ائمه همه شان مثل هم هستند و از نور واحد. در حدیثی از امام صادق(ع) داریم که «نورنا واحد، روحنا واحد، اولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد و کلنا محمد»  نور ما و روح ما یکی است و... . البته بحث اسم نیست بلکه بحث هدف و فکر است که در شرایط  و مکان و زمان متفاوت نمودش فرق می کند و امامی مثل امام سجاد 40 سال امام بودند و تمام مدت در خانه ماندند و کسی ندانست که ایشان امام هستند حتی بنی هاشم که گفته شده است که دین در دست این طایفه بوده، در بین آن ها هم یک متدین نبوده و نمی دانستند که نماز را چگونه می خوانند، نمی دانستند که قبله چه شرایطی است و روزه چیست... در زمان امام صادق(ع) چهارهزار شاگرد بوده وهر کدام هم درس می دادند، در زمان امام حسین(ع) هم حضرت خانواده اش را برمی دارد و شهید می شود. آن زمان نمود دین یک صورت و در زمان دیگر به گونه ای دیگر بوده و از اول همه ی ائمه منتظر بودند. از امام صادق(ع) داریم که امام را دیدند در گوشه ای در حال گریه هستند و رو به قبله دعا می کنند که آقا کجایی؟ نیستی و همه جا را  ظلم پر کرده است.... پرسیدند که آقا چی شده و چه مشکلی براتون پیش آمده؟ گفتند مگر مشکلات را نمی بینید، به مشکلات و گرفتاری های شیعیان نگاه می کنم و کاری از دستم بر نمی آید. بعد راوی می گوید که امام فرمودند «لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی» هر آینه دستم به امام آخر الزمان برسد تمامی ایام عمرم را به او خدمت می کنم. مگر مقام امام صادق(ع) از حضرت مهدی(ع) پایین تر است؟ خیر، چرا که هر دو امام هستند و نورشان واحد است و اما او کاری را خواهد کرد که از دست من برنمی آید و من هم منتظرم تا او بیاید و برای انجام همین کار من خادم او باشم. هزار و چهارصد سال از آمدن دینمان گذشته است و در این زمان ابتدا ائمه(ع) و بعد مراجع تلاششان این بوده است که دین عالم گیر شود؛ تبلور دین در شیعه است. در این خصوص اهل بیت(ع) تلاشهای بسیاری انجام داده اند؛ یک سازمان وکالتی تأسیس کرده اند که این سازمان تنها سازمانی است که از لحاظ  قدرت و نفوذ سیاسی در دنیا اولین سازمان است و بلا تشبیه شبیه سازمان مافیاست. اهل بیت(ع) با تأسیس این سازمان قوام شیعه را بیشتر کردند و شیعه را حفظ کردند. آن زمانی که امام سجاد(ع) خودشان به تنهایی درخانه شان راز و نیاز می کردند و نماز و دعا می خواندند با تأسیس این سازمان بود که توانستند شیعه را در اقصی نقاط دنیا حول یک هدف گرد آورد که اکنون به دست ما رسیده است. در مرقد شاه عبدالعظیم حسنی در شهر ری در داخل مرقد احادیثی نوشته شده از جمله این حدیث از امام حسن عسگری(ع) «هرکس عبدالعظیم حسنی را در ری زیارت کند مثل این است که جد من را در کربلا زیارت کرده است.» به نظرتون این شدنی است؛ با وجود اینکه او امامزاده است و امام هم نیست پس نمی شود که مقام او با امام یکی شود و حدیث قدسی داریم که در روی زمین بهترین مکان کربلا است پس این سخن می خواهد این را به ما برساند که او نماینده و وکیل ما بوده و هرکس به او رجوع کند مثل این است که به خود امام حسین(ع) رجوع کرده و این یکی از کارهای سازمان وکالتی است. هرکس با این اعتقاد که گفته ی خداوند در مورد جهانگیر شدن حکومتش تحقق می یابد انتظار بکشد، او منتظر است. از امام صادق(ع) روایت داریم که «ان الشیعه المنتظرین لظهور القائم هم اولیاء الله هم لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» همانا از شیعیان ما که منتظر ظهور قائم ما هستند، آنها اولیای خدا هستند و این مقام، مقام کمی نیست و مختص آدم های خاصی است مثل اباذر، مقداد، سلمان... و حتما از امام صادق(ع) این روایت را شنیده اید که فردی از خراسان آمد پیش امام و عرض کرد: که آقا الحمدلله این همه یار و پیرو و شاگرد دارید پس دستور بدهید که به بنی امیه حمله کنند و آن ها را نابود کنند و خودتان به حکومت بنشینید و آقا در حالیکه تنوری روشن در کنارشان بود خطاب به این مرد فرمودند، برو داخل تنور!! طرف امتناع کرد. در همین زمان مکنی وارد شد و آقا بعد از اینکه جواب سلام او را دادند بلافاصله به او گفتند که مکنی برو داخل تنور. مکنی بدون هیچ گونه سؤالی با کفشی که زیر بغلش داشت داخل تنور رفت و آقا در تنور را هم گذاشتند. نیم ساعت یا یه ساعت بعد آقا به این فرد گفتند که در تنور را باز کن ببین چه خبر است؟ این فرد هم با خود فکر می کرد که الآن سوخته و چیزی ازش باقی نمانده؛ با این افکار در را باز کرد و دید مکنی با همان حالتی که نشسته  بود، مانده و آتش در اطرافش می سوزد اما بر او اثری ندارد و لباسهایش حتی موهایش نسوخته. فرمودند که فلانی به نظرت من چند نفر یار این چنینی دارم؟ مرد خراسانی گفت به خداوند قسم که آقا جان در کل خراسان پنج نفر این چنین پیدا نمی کنید. به خاطر همین است که اولیاء الله هرکسی نمی تواند باشد. منتظر واقعی آقا حجابش و فکرش و در خانه تربیت و اخلاقش درست است و رفتارش با  خانواده و دوست و همسر و همسایه عالی است.

مردی در مقابل آقا امام حسن(ع) ایستاد و اراجیف بار آقا کرد؛ آقا اجازه دادند حرفش که تمام شد گفتند انگار از شام آمدی و خسته ای و پناهی نداری، خانه ی من بزرگ است و در این شهر کسی از من ثروتمندتر نیست و اصطبل هم داریم؛ اگه اجازه بدهی برویم در خانه ی ما و قاطرت را در اصطبل بگذار و آنجا  اتاق خصوصی در اختیارت قرار می دهیم تا استراحت کنی و من در خدمتت هستم.

این فرد بعد از یک هفته که در ‌آن خانه ماند موقع برگشت از او پرسیدند نظرت در مورد اهل بیت(ع) چیست؟ گفت تا یک هفته ی قبل، نظرم این بود که در روی زمین از این فرد بدتر نیست اما الان  که در خانه اش ماندم فهمیدم که از او بهتر کسی نیست. منتظر واقعی رفتارش اینگونه باید باشد.

منتظر واقعی باید گذشت داشته باشد و با جماعت رأفت داشته باشد و اهل بیت(ع) نه تنها با مردم بلکه در مورد حیوانات هم گذشت داشتند. روایت داریم از امام صادق(ع) که نان می خوردند و یک سگ آمد مقابل ایشان و امام یک تکه خودشان می خوردند و دو تکه به سگ می دادند، یک نفر آمد که آقا اجازه بدهید که این سگ را از این جا دور کنم. آقا فرمودند این کار را نکن چرا که من شرم می کنم که موجود خدا به من نگاه کند و من غذا بخورم. ما چه کار می کنیم؟ در خانه ی همسایه یک تکه نان پیدا نمی شود و در خانه‌‌ی ما یک مهمانی آنچنانی بر پاست. وقتی که داشتم به اینجا می آمدم یک نفر داخل ماشین بود وبچه اش تب کرده بود ودنبال درمانگاه می گشت، گفت که حاج آقا دو روزه که بچه مریض است و تب کرده و  شب نمی توانست بخوابد؛ پول ندارم بچه را دکتر ببرم تا صبح منتظر شدم که آفتاب طلوع کند تا از همسایه پول قرض کنم.

برای حکومت کردن در کل جهان نیرو لازم است و این کار به تنهایی شدنی نیست. سال 80 رئیس یه پایگاهی را عوض کردند و این فرد با خودش 250 نفر نیرو آورده بود تا تمام مسئولین اون پایگاه را عوض کند؛ با خودش اینطور فکر کرده بود که من وقتی اینجا می‌آیم باید نیروهای خودم را داشته باشم تا برنامه هایم اجرا بشود، وگرنه کارروی زمین می ماند. آقا امام زمان(ع) برای گرداندن امور دنیای به این بزرگی نیرو لازم ندارد؟

منتظر واقعی یعنی من برنامه و زندگی ام را جوری تنظیم کنم که وقتی آقا به من بگوید که فلانی در حکومت من جایی به تو احتیاج داریم بتوانم بروم کاری انجام بدهم، این یعنی سرباز آقا. آقا فقط313 نفر سرباز ندارد 1000نفر سرباز دارد. یک سری آدم می خواهد که بروند به مردم درس بدهند و مردم را آگاه کنند، یک سری آدم می خواهد بروند پرستاری کنند، سرباز می خواهد، راننده ی ماشین می خواهد.. ما در کدام زمینه آمادگی داریم؟ فقط در فکر خودمان هستیم؛ چون من پول نیاز دارم، آقا بیا. آقا اینجوری که نمیاد. ما باید خودمان را آماده کنیم و منتظر واقعی بشویم، اگر منتظر واقعی شدیم می گویند از اولیاء الله می شوی. صرف علاقه به اهل بیت(ع) مهم  نیست. امام حسین(ع) در کربلا سه یا چهار بار با یارانش حرف زد؛ یک بار گفت جماعت می دانید من چه کسی هستم؟ من پسر مکه و منا هستم، پدرم علی(ع) بود و مادرم زهرا(س)، جدم حضرت محمد(ص) است... و همه ی موارد را شمرد و جماعت می گفتند که بله می دانیم. پس اگر می دانید چرا تبعیت نمی کنید؟

انتظار کشیدن ما هم اینگونه است. می دانم آقا حق هستی و خواهی آمد ولی هنوز وقتش نیست، صبر کن من خوش بگذرانم و دنیا را ببینم. تو بیایی شاید به من چیزی نرسد، شاید من را بکشی. در خودمان آمادگی ایجاد نکردیم که اگر آقا بیاید چه کار می خواهیم بکنیم. باید مثل حضرت علی(ع) باشیم که هنگامی که پیامبر(ص) هجرت می کردند آقا با اینکه می دانستند دشمنان به قصد کشتن رسول خدا(ص) می آیند، حاضر شد در جای ایشان بخوابد... عنایت خداوند بود که آن ها عبا را برداشتند و دیدند علی است؛ اگر عبا را کنار نمی زدند و شمشیر را می کشیدند، مولا کشته می شد. آقا این احتمال را می دانست ولی خودش را فدا کرد. در ما این آمادگی هست که خودمان را فدا کنیم؟ هر موقع این آمادگی در تو بود، بدان که منتظر هستی و خلیفة الله. در میان یاران امام زمان(ع) پنجاه نفر یار خاص خانم وجود دارد و شاید یکی از این ها شما باشید... باید خودت را آماده کنی و این آمادگی به سواد نیست که اگر مجتهد شدی جزو یاران باشی و یا چون دکتر و مهندس و رهبر بودن و خواهر شهید و...  بلکه به معرفت و ایمان و عقیده به اهل بیت(ع) و خلوص نیت است. از امیر المومنین(ع) روایت داریم که مثل گندمی که انبار شده و کرم زده شود و صاحبش آن را الک کند و باز انبارش کند و باز کرم زده شود و باز الک و بارها این عمل تکرار شود، شیعیان هم در آخرالزمان در مورد عقایدشان الک می شوند و بجز عده ی اندکی بر عقیده اش استوار نمی ماند.

این افراد مصداق «لَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ»2 هستند.

از خداوند می خواهیم شفاعت ائمه(ع) را از ما دریغ نکند و ما را جزو یارانی قرار دهد که اهل بیت(ع) می پسندند.

پی نوشت ها:

1. الذاریات: 56

2. بقره: 38، 62، 112، 262، 274 و 277؛ آل عمران: 170؛ مائده: 69؛ انعام: 48؛ اعراف: 35؛ یونس: 62؛ احقاف: 13

بیست و چهارمین جلسه چشمه سار معرفت با بیانات حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا غلامی
دنیای بعد از مرگ ...
نشانه های تدبیر...
بهشت و احوال بهشتیان...
 
کار گروه مونتاژ وارثان انتظار ( کاری از: خانم صیامی)

برای استفاده در سایت یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید:
ضمیمه ها:
دریافت با کیفیت خوب و با فرمتmp3  حجم فایل:  -1 bytes

میگن یه روز امام صادق(ع) در حالیکه گریه می کردن، به حمران1 فرمودن:

«ای حمران! عجب از مردم که چگونه غافل اند، یا فراموش کارند و یا خود را به فراموشی زده اند؛ مردم فرمایش رسول خدا(ص) را فراموش کرده اند، وقتی که هنگام بیماری به عیادتش می آمدند و بر او سلام می کردند، تا خانه از جمعیت پر شد؛ علی(ع) آمد و سلام کرد و نتوانست راهی به نزد پیامبر باز کند و راهش را هم باز نکردند؛ رسول خدا(ص) که آن حال را دید، سر از بالین برداشت و فرمود: یا علی! نزد من بیا! پس مردم وقتی این توجه را از رسول خدا(ص) دیدند، راه را باز نمودند، تا او از میان گذشت. رسول خدا(ص)، علی(ع) را در کنارش نشاند و فرمود: ای مردم! در زمان حیاتم این گونه با اهل بیتم رفتار می کنید، پس از مرگم چگونه می کنید؟! به خدا سوگند به اهل بیتم نزدیک نمی شوید، جز آنکه به خدا نزدیک شوید و از آن ها دور نمی شوید جز آنکه از خدا دور شده باشید، به درستی که رضوان و بهشت برای کسی است که علی را دوست بدارد و ولایتش را داشته باشد و برای برتری اش، او و جانشینان مرا که پس از من خواهند بود، امام خود بداند و حقی است بر پروردگارم که دعای مرا درباره ی آنان مستجاب کند. آنان دوازده جانشین هستند و هرکس او را پیروی کند او از من است.»2

این حدیثو که خوندم با خودم گفتم خدا رو شکر که امام صادق(ع) از من در عجب نیست... ولی بعدش کلاهمو قاضی کردم دیدم اتفاقا خیلیم در عجبه... چون منم غافلم، اونم از هر دو تا ثقل! فقط وقتی یادشون می افتم که کارم گیره، یا اینکه تاریخ عروسی می خوام تعیین کنم، یا استخاره کنم، یا خطبه ی عقدم داره جاری می شه، یا کسی به رحمت خدا رفته، یا ... همین!

دیدم فراموشکارم چون نمی دونم ولایت یعنی چی... شهادت می دم علی، ولی خداست اما نمی دونم ولی خدا چیکاره س توی این دنیا... بودن و نبودنش چه فرقی می کنه... حالا که نیست مگه چیزی کم داریم؟

آره آقا منم غافل و فراموشکارم چون جای خالی «جانشین دوازدهم» رو هیچوقت حس نکردم.

 

کارگروه تحریر وارثان انتظار(نوشته: خانم مقدم)

پی نوشت ها:

  1. محدث امامی قرن دهم 
  2. به تخلیص از کتاب غیبت نعمانی؛ نویسنده: محمد ابراهیم نعمانی؛ مترجم: عبدالرسول هاشمیان آدریانی؛ ص 100

رسول خدا فرمودند: «ارفعوا أصواتكم بالصلاة عليّ»1 وقتی بر من صلوات می فرستید بلند صلوات بفرستید. خداوند هم در حدیث قدسی بالاتر از این عبارات می فرماید: «انقصوا من ذکری» از ذکر من کم کنید و بر پیامبر(ص) صلوات بفرستید. مثلا وقتی تسبیح می گید از سی تا سبحان الله 25 بار این ذکر رو بگو و به جای آن پنج تا امام صادق(ع) می فرمایند به همان اندازه صلوات بفرست.

 

 

خداوند شهید مطهری را بیامرزد که می فرمود شبانه روز 1440 دقیقه است که حدود 440 دقیقه را می خوابید و 1000 دقیقه را بیدار هستید و هر دقیقه خودش60 ثانیه است و هرثانیه 60 ثالثه است؛ لذا در هر دقیقه حداقل یکبار به یاد امام زمان(ع) باشید. مرحوم آیت الله مطهری اعجوبه ی روزگاره و ببینید چه شخصیتی داشته که امام(ره) فرمود مطهری حاصل عمر من است. اما درمورد امام زمان(ع) بدانید که ایشون وارث انبیا و خاتم اوصیا(ع) است و در دعاها آمده: «اللهم صل علی وارث الانبیا و خاتم الاوصیا» ما چند پیامبر داریم؟ 124 هزار نفر. و چند نفر وصی پیغمبر داریم؟ 124 هزار نفر، با هم میشن 248 هزار نفر، فقط پنج نفر باقی ماندند که چهار نفر پیغمبر هستند ویک نفر از ائمه(ع) هست. این حضرات عیسی، ادریس، الیاس، خضر و امام زمان(ع) هستند؛ منتهی ادریس و عیسی در آسمان هستند و الیاس و خضر و امام زمان(ع) روی زمین.

خداوند در قرآن 83 بار از انسان نام برده، هیچکدوم از اینام ذکر خیر نیست همه شره... «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ»3 و « إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ»4 و «يا أَيهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا»5 و « الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ»6. تنها در یک جا ذکر خیر کرده و اونم این آیه است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ»7 به این معنی که اولاد آدم که همان انسان است را در صورت زیبا خلق کردم. اما دیدی که صورتش زیبا شد و درونش خراب؛ پس می فرماید «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ»8 بعد همه را جمع کردیم و دور انداختیم در جهنم. بله استثنا وجود داره «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»9، «إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»10. همیشه آمار حالت مستثنی کم است. مثلا نمی تونیم بگیم یک جایی 100 هزار نفر جمعیت دارد و همه افرادش بدند مگر اینکه 95 هزار نفر افراد خوبی هستند! اینجوری نمی تونیم بگیم چرا که در استثنا همیشه آمار مستثنی کمه. اولاد آدم تونست کاری کنه که خداوند متعال مجمعه ی انسان که همان کره ی زمین هست رو تبدیل به مدرسه کرده. مدرسه ای را که در زمان صفویه ساختند اسمش را گذاشتند ادبستان، ادب یعنی رسم و رسوم بعد الف را برداشتند و شد دبستان. خداوند متعال بشرستان را دبستان کرد، و اساتیدش رو اون 248 هزار نفر قرار داد و اونم چه استادایی. این اساتید یک گناه هم نداشتند. ببیند انسان چیه که این همه استاد براش لازمه. با این همه الان اگر آمار بگیری از جمعیت کره ی زمین نزدیک به هشت میلیارد نفره، از این هشت میلیارد نفر مسیحیا 70 فرقه و همه باطل، یهودی ها 71 فرقه همه جهنمی، نصرانی ها 72 فرقه همه اش جهنمی هستند، تو امتحان الهی رد شدن. همه این ها روایتی از رسول خدا(ص) است که من می گم. امت من 73 فرقه هست و 72 فرقه ی آن جهنمی هستند، پس چی ماند؟ فقط شیعیان 12 امامی. درسته که اگه از سنی بپرسی میگه حق ماییم، به حنفی بگی میگه حق ما هستیم.... در حالی که اگه انسان بدون تعصب حسابش را به چرتکه بندازه می بیند که چه کاره ست. من خودم حدود 40 سال پیش گفتم نه ارمنی هستم نه شیعه نه سنی. می خوام از صفر شروع کنم ، کتاب ها را خواندم چند سال طول کشید تا اینکه شیعه بودن را انتخاب کردم.

یه بار در بقیع من را شرطه ها گرفتن و به بازداشتگاه بردند و از آنجا به دادگستری و گفتند یک رافضی باسواد وجود دارد و آن را بیاورند تا ازمن بازجویی کنند، رئیس موافقت کرد و گفت بفرستید. چهارساعت و نیم از من بازجویی کردن، در آخر پرسید که چرا شما ابوبکر و عمر رو به خلافت قبول ندارید، گفتم به یک شرط جواب سؤالتو می دم، شرطم اینه که یک امان نامه بدید که هرچه بگم اعتراض نکنید و من را به خاطر اون زندان نفرستید. قاضی قبول کرد و امان نامه داد. منم گفتم اگه در این مکان هزار نفر چون عمر بن خطاب و هزار تا ابوبکر بیان این دو هزار نفر سوادشان به کف پای من نمی رسه. در آخر چون امان داده بود نمی دونست چه کار کنه، تنها تونست یک تعهد از من بگیره که از این به بعد اگر به عربستان آمدم مقررات رو رعایت کنم، منم امضا کردم. به معاون اولش گفت که این فرد کافره (ناصبی) این فرد را بیرون بنداز و بعد آمد تا من را به بیرون راهنمایی کند. نزدیک در معاون اول رئیس دادگستری گفت یه چیزی به شما میگم قول بده که تا عربستان هستی اصلا صحبتی از اون نکنی؛ برگشتی ایران از طرف من به علی بن موسی(ع) سلام برسون. من فهمیدم که این از افرادی است که ایمانش رو پنهان کرده است.

اصل موضوع در مورد امام زمان(ع) و اینکه 25 روز قبل در نیمه شعبان وارد هزار و صد و هشتاد سالگی شدن؛ فرمودند من در میان شیعیان هستم و همه منو می بینن اما کسی منو نمی شناسه.

امام زمان(ع) عدالت می آورد و عدل یعنی هرچیزی را به جای خود گذاشتن و در تضاد با ظلمه. در دعای عهد آمده که خداوندا این شهرها را به دست مهدی آباد بگردان، رسول خدا هم گفتند که بسیار عجیب است: «عدالت مهدی به گونه ای است که در هر اتاق و درختی نگاه کنی عدالت مهدی را نمایان می بینی؛ اگر یک سنگ کوچکی در یک طرف کوه باشد و از روی آن یک عابر یا آهویی رد شده باشد و و شما به این رد نگاه کنید عدالت مهدی بر روی این سنگ هم دیده می شود.» حالا این چه عدالتی است؟ ما نمی تونیم درک کنیم.

آقا که روز شنبه خواهد آمد و اینکه می گویند که جمعه در اصل جمعه نیست؛ البته یه جورایی درسته چون که غروب روز جمعه با جبرئیل و میکائیل در کعبه ظهور می کنن و وارد کعبه می شن، اما شنبه صبح هنگام طلوع خورشید که اول فروردینم هست در بیت را باز می کند و جبرئیل و میکائیل آقا را بر زمین می ذارن و جبرئیل مردم رو به شهادت می گیره که من اولین کسی هستم که به مهدی فاطمه(ع) ایمان آوردم. من هر موقع از آنجا و کنار حجرالاسود رد می شوم این سنگ را صدا می زنم «ایها الملک الابیض...» در روایت آمده که این سنگ بعداً سیاه شده و در روز قیامت شکایت خواهد کرد  که خداوندا دشمنان اهل بیت منو سیاه کردن و الا من ملک سفیدی هستم. لذا من صدا می زنم «ایها الملک الابیض إشهد أنّی بایعتُ المهدی» که این عبارت دعاست، اگر شما هم از آنجا عبور کردید شما نیز این سنگ را صدا کنید تا این سنگ صدایتان را ضبط کند که با آقا بیعت کردید و من می گویم که ای جبرئیل اگر موقع ظهور آقا فریاد می زنی که من اولین کسی هستم که با امام بیعت کردم بدون که من قبل از تو با آقا بیعت کردم.  لذا صحبت امام زمان این خواهد بود که "یا اهل العالم! انا ما بعثتُ رحمه للعالمین انا بعثت نِقمه للعالمین» من مثل پیامبران رحمه للعالمین نیامدم که اگر مرا اذیت کنند هیچی نگم بلکه من نقمه للعالمین آمده ام و نقمه و بلا هستم و انتقام همراه خود آوردم و انتقام یعنی سلب نعمت و عدالت یعنی همین و من عدالت پیاده خواهم کرد. امام در آنجا صحبت می کنند و یاران جمع می شن سیصد و سیزده نفر از شیعیان و سیصد و سیزده نفر از ملائکه و سیصد و سیزده نفر از شیعیانِ اجنه و این ها کابینه ی مرکزی هستند و می شوند نهصد و سی و نه نفر که البته هر کدوم از این افراد، کار خاصی دارند. وظیفه ی اجنه اینه که تند تند به عالم برزخ سر بزند و افرادی رو که امام می خوان به حضورشون بیارن مثلا امام از اجنه می خوان که مالک اشتر رو به حضورشان بیاورند. ده میلیون نفر رؤسای ادارات دنیا می شن و از این تعداد نه هزار و نهصد و پنجاه نفر مرد هستن، پنجاه نفرم خانمن، کسانی مثل اسما بنت عمیس در بین این تعداد هستند که به امورات خانم ها رسیدگی می کنن و این تعداد یاران اصلی امام هستند.

اگر به عربستان بروید می بینید که امیرعبدالله یک ساختمانی مرتفع کنار کعبه ساخته است که در طبقات بالا توی چند تا باجه ی بزرگ اسلحه نگه داری می کند چون گفته بودند درسال 2012 یا 2014 مهدی(ع) ظهور می کنه و اول هم شما رو نابود خواهد کرد؛ لذا این اسلحه ها رو گذاشتن تا زمانی که مهدی میاد صدا می زنه «یا اهل العالم!» او رو با اسلحه ها بزنن و به خیال خودشون نابود کنن.

من یک کتابی دارم به نام دولت مهدی با کابینه ی سیصدو سیزده نفری که دیگه چاپ نمی شه، اگر بود به شما تحفه می دادم. اما الان از کتاب «سمینار علمای بغداد» به شما تحفه ای می دم که هرکس این کتاب رو بخونه واقعا دوباره شیعه می شه، افرادی که خوندن این مطلب رو به من گفتن. داستان از این قرار بوده که ملک شاه سلجوقی به وزیرش -خواجه نظام الملک طوسی- گفت که دینم رو انتخاب کردم ولی مذهبم رو نتونستم انتخاب کنم و گفت چاره اش اینه که یک سیمنار بزرگ و آزادانه برگزار کنی همه ی علمای بزرگ سنی و شیعه رو از بغداد دعوت کن و یک روز تمام وقت بده تا صحبت کنن. سمینار که تموم شد خود ملک شاه سلجوقی و وزیرش و چند تا از علمای سنی شهادت دادن که «اشهد ان امیر المومنین علیا وصی رسول  الله».

پی نوشت ها:

  1. وسائل الشيعة آل البيت؛ شيخ حر عاملي؛ ج 7، ص200
  2.  مستدرك الوسائل؛ ميرزا حسين نوري طبرسي؛ ج 5، ص 330
  3. ابراهیم: 34
  4. عصر: 2
  5. انشقاق: 6
  6. قیامت: 14 و 15
  7. تین: 4
  8. تین: 5
  9. عصر: 3
  10. صافات: 40

وصیت نامه شهید محمد ایمانی :

ای جوانان عزیز, ای کسانی که یاوران حضرت صاحب عصر(عج) هستید, جهت نبرد با دشمنان اسلام و مسلمین, در تمامی صحنه ها آماده باشید و تذکیه و تهذیب نفس و زدودن غبارها را به کمال برسانید تا اینکه ان شاالله در رکاب حضرت مهدی (عج) جهاد کنید و در حضورش به مقام شهادت نایل آیید که ان شاالله ظهورش نزدیک است.

شهید بهروز جدی :

پدر و مادر, از شما تقاضا دارم که حسین (ع) و روز عاشورا را به یاد آورید, برای من اشک نریزید که مرا در پیشگاه امام زمان (عج) شرمگین می سازید.سعی کنید بر خودتان مسلط شوید.

شهید سید مجید موسوی :

پدر و مادر بزرگوارم, وقتی که من شهید شدم یک قرآن و سجاده بر روی سینه ام بگذارید و جنازه ام را در وسط میدان دولت آباد بگذارید تا مردم جمع شوند سپس در کنار مسجد جامع و خانه ی خدا با صدای بلند امام زمان (عج) را صدا کنید تا آنچه را که می گویید روحم بشنود.

شهید رضا نظری :

مردم عزیز : شما باید از تفرقه و غیبت بپرهیزید و همیشه فرمان خمینی کبیر را برای خود ملاک و سرلوحه قرار دهید,کاری نکنید که خدای نکرده, امام در نزد امام زمان (عج) لب به شکایت بگشاید. در نمازهای جمعه و دعای کمیل و توسل شرکت نمایید و این لباس های سیاسی و مذهبی اسلام را زینت دهید.

شهید قاسم هاشمزاده هریسی :

رزمنده ای که منتسب به امام زمان (عج) است باید مظهر اخلاق محمدی و نمونه ی بارزی از لشکریان صدر اسلام باشد, او باید خود را مزین به صفات و فضایل اخلاقی کرده و با دوری گزیدن از کبر و غرور آداب معاشرت اسلامی را در پیش گیرد.

 

منبع :کتاب حدیث سرو جلد (3) انتشارات یاس نبی

وصیتنامه شهید مرتضی احمد اوغلی :

در نمازهایتان برای امام خمینی و پیروزی اسلام دعا کنید زیرا این امام نعمتی بس بزرگ است که خدا به ما عنایت کرده است, رهبری است که ما را از لجنزار جهل و نادانی به گلزار فهم و ایمان کشانید, همیشه یار وفادار این پیر جماران باشید تا این نهضت را به صاحب اصلی اش حضرت مهدی (عج) برساند.

شهید جعفر احمدی حمدگو :

از اسلام و قرآن دفاع کنید و پرچم انقلاب اسلامی را با خونهای خود برافراشته نگه دارید و تا جهانی شدن انقلاب اسلامی و آزادی کربلا و قدس عزیز و ظهور حضرت مهدی (عج) آن را به رهبری امام,ولایت فقیه عصر,ادامه دهید.

شهید حسن اخلاقی :

می خواهم به جبهه ی حق علیه باطل اعزام شوم, به جبهه ای که عشق است و شهادت,به جایی که عاشقان شهادت منتظرند و به نوبت ایستاده اند تا به معبود خویش بپیوندند, می خواهم به جایی بروم که امام زمان (عج) در آنجا, پشتیبان ماست و بالاخره می خواهم به جایی بروم که خداوند می فرماید: چرا در راه خدا و نجات مستضعفین مرد و زنی که زیر اسارت و ظلم واقع شده اند, قیام نمی کنید و آنها را از اسارت نجات نمی دهید.

شهید صیاد اسدی :

پدر و مادرم, فقط در راه دین جهاد نمایید و مکتبی را انتخاب کنید که رهایی بخش مستضعفین باشد.همیشه در هر کجا که هستید, خدا را از یاد نبرید و مخصوصا برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی به رهبری امام امت که همانا پایه ی انقلاب حضرت مهدی (عج) است, کوشا باشید.

شهید جعفر افسر بیگی :

با خداوند پیمان میبندم که در تمام عاشورا ها و در تمام کربلا ها با حسین (ع) همراه باشم و سنگر را خالی نکنم تا هنگامی که همه ی احکام اسلام در زیر پرچم اسلام و امام زمان (عج) به اجرا درآید.

 

منبع :کتاب حدیث سرو جلد (3) انتشارات یاس نبی

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - قرآن

دسته بندی