استاد علی دوانی:
موضوع بسیار جالب دیگری که بعد از ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ می بینیم؛ ارتقاع سطح افکار و عقول و اخلاق مردم و سلامت افراد، و استعداد روحی و جسمی آن ها برای یک زندگی توام با سعادت است. از اخبار به دست می آید که سطح علم و فرهنگ و تمدن در عصر مهدی موعود به قدری بالاست که مردم علوم و کشفیات و اختراعات کنونی را فراموش می کنند.
امام باقر علیه السلام می فرمایند:
خداوند در زمان قائم چنان علمی به مردم می دهد که زن در خانه اش با قرآن و روایات فرمان می دهد.1
امام صادق علیه السلام فرمود:
در زمان دولت قائم اگر یک فرد با ایمان در مشرق باشد برادرش را در مغرب می بیند و کسی که در مغرب است برادر خود را در مشرق مشاهده می کند! 2
همچنین آن حضرت فرمود:
هنگامی که قائم قیام کند خداوند چنان به گوش ها و دیدگان شیعیان نیرو می دهد که اصوات و اشیا را از فاصله ی دور استماع می کنند. قائم با آن ها صحبت می کند و آن ها هم صدای او را در همان جا که هست می شنوند و به وی نگاه می کنند.3
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
گویا من قائم را می بینم که در بیرون نجف سوار اسب تیره رنگی است و چون اسبش را به حرکت در می آورد مردم هر شهری می بینند قائم میان آن هاست.4
کلینی از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود:
هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند دست او را بر سر مردم می گذارد و بدان وسیله عقول آن ها جمع و افکارشان کامل می گردد.5
شیخ صدوق در خصال از حضرت امیر علیه السلام روایت می کند که فرمود:
وقتی قائم ظهور نمود آسمان باران خود را «به قدر کافی» فرو می ریزد و زمین نبات خود را بیرون می دهد. کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود و درندگان و حیوانات در کمال آرامش به سر می برند تا جایی که زنی می خواهد مسافت بین عراق و شام را بپیماید، همه جا قدم بر روی سبزه ها و گیاهان می گذارد و آزادانه راه می رود. نه کسی به او تعرض می کند و نه طمع به او می نماید و او هم ترس و هراسی از کسی به دل راه نمی دهد.
پی نوشت ها:
1. توتون الحکمه فی زمانه حتی ان المرئه فی بیتها بکتاب الله و سنه رسول الله «غیبت نعمانی، ص126»
2. ان المومن فی زمان قائم و هو بلمشرق لیری اخاه الذی فی المغرب و کذاالذی فی المغرب لیری اخاه الذی فی المشرق «منتخب الاثر، ص483».
3. ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم حتی یکون بینهم و بین القائم برید، یکلمهم فیسمعون و ینظرون الیه و هو فی مکانه.
4. قبلا به نقل از کافی گذشت.
5. اذ اقام قائمنا وضع الله یده علی رؤس العباد فجمع به عقولهم و کملت به احلامهم. «کمال الدین، ج2، ص329».
منبع: موعودی که جهان در انتظار اوست ـ استاد علی دوانی.

سید اسد الله هاشمی شهیدی:
يكى از سؤال‌هايى كه از گذشته تا امروز مطرح بوده است و همواره از امامان مى‌پرسيده‌اند، سؤال از وقت ظهور آن حضرت است. از اين‌ رو، در اين زمينه روايات زيادى به دست ما رسيده است. از آن‌جا كه اين مسأله اهميت دارد، آن را در اينجا بررسى مى‌كنيم.
وقت ظهور آن حضرت تعيين نشده و علم به وقت ظهور، از آن خداوند است و جز او كسى نمى‌تواند وقت ظهور را تعيين كند. در اين زمينه، روايات بسيار صريح و معتبرى از پيشوايان معصوم عليهم السّلام وارد شده كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:
١- جلال الدين سيوطى در تفسير «درّ المنثور» در مورد اين آيه شريفه: «فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ اَلسّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً»(1)
«آيا كافران جز اين انتظار مى‌برند كه رستاخيز به نا گاه بر آنان فرا رسد؟» از ابو هريره روايت كرده است كه گفت:
«باديه‌ نشينى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم پرسيد: ساعت كى است؟
حضرت در جواب فرمود: «هنگامى كه امانت ضايع شود، در انتظار ساعت باش».
اعرابى گفت: اى رسول خدا! ضايع ساختن امانت چگونه است؟
فرمود: «موقعى كه كارها به كسانى كه اهليّت آن را ندارند واگذار گرديد، در انتظار ساعت باش». (2)
٢- همچنين «سيوطى» از ابن مردويه، از ابو هريره روايت كرده است كه گفت:
مردى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم آمد و گفت: يا رسول اللّه! موقع فرارسيدن ساعت كى است؟
آن حضرت فرمود: «در اين مورد، مسئول از سئوال‌ كننده آگاه‌ تر نيست».
آن مرد گفت: اى كاش ما را از نشانه‌هاى آن باخبر مى‌ساختى!
فرمود: «هنگامى كه بازارها و محل دادوستدها به يكديگر نزديك شوند».
آن مرد گفت: نزديك شدن بازارها به يكديگر چيست؟
فرمود: «اين‌كه برخى از مردم به برخى ديگر از كمبود درآمد شكايت كنند، و اولاد زنا فراوان گردد، و غيبت كردن گسترش يابد، و صاحبان مال و ثروت مورد تعظيم قرار گيرند، و صدا و آواز مردمان فاسق در مساجد بلند شود و اهل منكر آشكار گردند، و ستمگرى بسيار شود [آن وقت است كه ساعت فرارسد]» . (3)
از احاديث شريفۀ زيادى كه در مورد كلمۀ «ساعت» وارد شده، چنين استفاده مى‌شود كه «ساعت» در اصطلاح شرع مقدس، به دو چيز اطلاق مى‌شود: يكى روز ظهور حضرت مهدى عليه السّلام، و ديگرى روز قيامت.
بنابراين، مقصود از «ساعت» يا زمان ظهور حضرت مهدى عليه السّلام است يا زمان ظهور و قيامت. زيرا اين دو زمان در بسيارى از نشانه‌ها با هم مشترك‌ اند؛ چه آن‌ كه، هم روز ظهور و هم روز قيامت، براى مؤمنان مايۀ رحمت و شادكامى و براى كافران و منافقان، موجب عذاب و نقمت است، و چنان‌كه از احاديث بعدى ظاهر مى‌شود، خداوند علم و آگاهى اين دو روز را به خود اختصاص داده و هيچ‌يك از انبيا و اولياى خود را از فرا رسيدن اين دو روز، مطلع نساخته است.
٣- در حديثى از امام حسن مجتبى عليه السّلام آمده است كه فرمود:
«از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم پرسيدم كه امامان بعد از او چند نفرند؟
فرمود: امامان بعد از من، به تعداد نقباى بنى اسرائيل، دوازده نفرند. خداوند علم و فهم مرا به آنها عطا فرموده است. تو اى حسن! يكى از آنها هستى.
عرضه داشتم: يا رسول اللّه! قيام قائم ما اهل بيت كى خواهد بود؟
فرمود: اى حسن! حكايت قيام «قائم» ، مثل روز قيامت است كه علمش نزد خداست و ناگهان فرامى‌رسد» . (4)
۴- در كتاب «اصول كافى» و «غيبت» نعمانى، و «بحار الانوار» از فضل بن يسار، روايت كرده‌اند كه گفت:
به حضرت باقر عليه السّلام عرضه داشتم: آيا براى اين امر وقتى تعيين شده است؟ فرمود:
« «كذب الوقّاتون، كذب الوقّاتون، كذب الوقّاتون؛ كسانى‌كه وقتى براى ظهور تعيين كنند، دروغ مى‌گويند. و اين جمله را سه بار تكرار فرمود».(5)
۵- در «غيبت» شيخ طوسى رحمه اللّه از فضيل روايت كرده است كه گفت:
از امام محمّد باقر عليه السّلام پرسيدم: آيا براى اين امر (زمان ظهور) وقتى تعيين شده است؟ فرمود:
«آنهايى كه وقتى براى آن تعيين كنند، دروغ مى‌گويند. و سه بار اين جمله را تكرار نمود». (6)
۶- در پايان حديث مفصلى كه در كتاب «اصول كافى» از آن حضرت روايت شده، آمده است كه فرمود:
«... از ما بپرسيد، آنچه ما به شما گفتيم- كه مسلما راست خواهيم گفت -به آن اقرار و اعتراف كنيد، كه البته مى‌دانم كه چنين نخواهيد كرد.
دانش ما بسيار روشن و آشكار است، و امّا فرارسيدن دولت ما كه در آن دين آشكار شود و اختلافى در بين مردم نباشد، براى آن مدّتى است كه بايد شب ها و روزهاى زيادى بگذرد تا اين‌ كه وقت آن فرا رسد و حق آشكار گردد و امر يكى شود». (7)
٧- در كتاب «غيبت» شيخ طوسى و «غيبت» نعمانى، و «بحار الانوار» ، از عبد الرحمان بن كثير روايت كرده‌اند كه گفت:
در خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام نشسته بودم كه مهزم اسدى وارد شد و عرض كرد:
جانم به فدايت! ظهور قائم آل محمّد عليه السّلام كه شما اهل بيت و ما- شيعيان- انتظار آن را مى‌كشيم، كى خواهد بود؟... فرمود:
«اى مهزم! آنان كه وقتى براى آن تعيين مى‌كنند، دروغ مى‌گويند و آنان كه براى ظهورش شتاب مى‌نمايند به هلاكت مى‌رسند، و آنان كه تسليم امر الهى هستند نجات مى‌يابند، و سرانجام همه به سوى ما بازمى‌گردند».(8)
پی نوشت ها:
(1): سوره محمد(ص)، آیه 18.
(2): تفسیر در المنثور، ج7، ص468، الجزء السادس و العشرون.
(3): تفسیر در المنثور، ج6، ص50.
(4): منتخب الاثر، ص30، ح41و کفایة الاثر، ص168.
(5): کافی، ج1، ص368، ح5؛ غیبت نعمانی، ص294، ح13، باب 16؛ بحار الانوار، ج52، ص118، ح45.
(6): غیبت شیخ طوسی، ص262؛ منتخب الاثر، ص463، ح1.
(7): کافی، ج1، ص251.
(8): غیبت شیخ طوسی، ص262؛ بحار الانوار، ج52، ص103، ح7؛ غیبت نعمانی، ص294، باب 16، ح11.
منبع: ظهور حضرت مهدی(عج) از دیدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان، سید اسد الله هاشمی شهیدی، ص441-444.

وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ  إِنَّ الْبَاطِلَ كاَنَ زَهُوقًا .

ترجمه آیه :

بگو : حق آمد و باطل نابود شد. حقا كه باطل نابودشدنى بود .

تفسیر آیه:

نکته ها:

در بعضى از روايات جمله «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» به قيام حضرت مهدى تفسير شده است هنگامى که امام باقر(ع) فرمود: مفهوم اين سخن الهى اين است كه:

«اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل‏»

هنگامى كه امام قائم (ع) قيام كند دولت باطل برچيده مى شود.

در روايت ديگرى مى‏ خوانيم: «مهدى به هنگام تولد بربازويش اين جمله نقش بسته بود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» (1)                  

مسلما مفهوم اين احاديث انحصار معنى وسيع آيه به اين مصداق نيست بلكه قيام مهدى از روشن ترين مصداق هاى آن است كه نتيجه ‏اش پيروزى نهايى حق بر باطل در سراسر جهان مى ‏باشد.

در حالات پيامبر (ص) مى‏ خوانيم كه در روز فتح مكه وارد مسجد الحرام شد و 360 بت كه از قبائل عرب بر گرد خانه كعبه چيده شده بود هر يك را پس از ديگرى با عصاى خود سرنگون مى ‏ساخت و پيوسته مى‏ فرمود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً».

كوتاه سخن اينكه اين قانون كلى الهى و ناموس تخلف ناپذير آفرينش در هر عصر و زمانى مصداقى دارد، و قيام پيامبر (ص) و پيروزيش بر لشكر شرك و بت پرستى و همچنين قيام مهدى (ع) ارواحنا له الفداء بر ستمگران و جباران جهان از چهره ‏هاى روشن و تابناك اين قانون عمومى است.

و همين قانون الهى است كه رهروان راه حق را در برابر مشكلات اميدوار و نيرومند و قوى و پر استقامت مى ‏دارد و به ما در همه تلاش هاى اسلامى ‏مان نشاط و نيرو مى بخشد. (2)

پی نوشت ها :

1 - تفسير نمونه، ج ‏12، ص 234 .

2 - تفسير نمونه، ج ‏12، ص 235 .

 پیامبر اکرم (ص) می فر مایند:
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
هر کس بمیرد وامام زمان خویش رانشناخته باشد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است .         

 

 

 

 

کارگروه پاورپوینت وارثان انتظار

کاری از :خانم شاکری

اصحاب امام زمان (عج)

وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.

ترجمه آیه :

هر طايفه ‏اى قبله ‏اى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است (بنا بر اين زياد در باره قبله گفتگو نكنيد، و بجاى آن) در نيكيها و اعمال خير بر يكديگر سبقت جوييد، و هر جا باشيد خداوند شما را (براى پاداش و كيفر در برابر اعمال نيك و بد در روز رستاخيز) حاضر می كند زيرا او بر هر كارى توانا است. 

تفسیر آیه :           

در روايات متعددى كه از ائمه اهل بيت (علیهم السلام) به ما رسيده جمله"ايْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً

" به اصحاب مهدى (علیه السلام)  تفسير شده است.

از جمله در كتاب" روضه كافى" از  امام باقر (علیه السلام) می خوانيم كه بعد از ذكر اين جمله فرمود: «منظور اصحاب امام قائم (علیه السلام) كه سيصد و سيزده نفرند، به خدا سوگند منظور از « امة معدودة» آنها هستند،(1) که در زمان ظهور از اطراف و اكناف جهان يك جا در حضور ايشان جمع خواهند شد.(2) همچون پاره‏ هاى ابر پائيزى كه بر اثر تند باد، جمع و متراكم می ‏گردد»

از امام على بن موسى الرضا (علیه السلام) نيز نقل شده: به خدا سوگند هنگامى كه مهدى (علیه السلام) قيام كند تمام پيروان ما از تمام شهرها گرد او جمع می شود.بدون شك اين تفسير از مفاهيم بطون  آيه است، چرا كه می دانيم طبق روايات، آيات قرآن گاه معانى متعددى دارد كه يك معنى ظاهر و همگانى عمومى است، و ديگرى معنى درونى و به اصطلاح بطن آيه است، كه جز پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )و امامان (علیه السلام)  و كسانى كه خدا بخواهد، از آن آگاه نيستند.به تعبير ديگر: در حقيقت اين روايات اشاره به آن است، خدايى كه قدرت دارد ذرات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع ‏آورى كند، به آسانى می ‏تواند ياران مهدى را در يك روز و يك ساعت براى افروختن نخستين جرقه‏ هاى انقلاب به منظور تاسيس حكومت عدل الهى و پايان دادن به ظلم ‏و ستم، جمع نمايد. (3)

منبع:

1. تفسیرنمونه ج 1 ص 503.

2. تفسیرنور ج 1 ص 229.

3. تفسیرنمونه ج 1 ص 503.

در جهان معاصر مدعیانی وجود دارند که در عرصه های گوناگون ادعاهایی نظیر، پیشرفت و گسترش علوم خود را دارند. مانند اقتصاد، سیاست، فرهنگ و .... در این میان شیعه نیز با ارائه نظریه «حکومت جهانی حضرت مهدی(عج الله فرجه)» در طول قرن ها و سال های متمادی، مدعی جهان شمولی در عرصه های مختلف فرهنگ، سیاست، اقتصاد، محیط زیست و ...، در زمان حکومت حضرت مهدی (عج الله فرجه) نیز بوده است. زیرا در اسلام، عصر حکومت حضرت مهدی (عج الله فرجه) پیشرفت و توسعه علمی فرهنگی، بیش از اعصار دیگر مورد توجه شیعیان و اهل بیت (علیهم السلام) بوده است.

خط بطلان بر حکومت های باطل

حکومت جهانی حضرت مهدی (عج الله فرجه) به عبارتی خط بطلان بر تمامی حکومت های باطل می باشد. به این دلیل که این حکومت ها امتحان خود را پس داده اند و مردم به پوچی، ضعف و بطلان آن پی خواهند برد. و با آغوش باز و عطش فراوان پذیرای دولت مهدوی خواهند بود. چنانکه امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

«امر ظهور واقع نمی شود، مگر بعد از آن که هر طبقه ای به حکومت برسند و دیگر طبقه ای بر روی زمین باقی نباشد که حکومت نکرده باشد، تا دیگر کسی نتواند ادعا کند که "اگر زمام امور به دست ما می رسید، ما عدالت را پیاده می کردیم". آن گاه حضرت قائم قیام کرده، حق و عدالت را پیاده می کند.» (1)

حکومت الهی یکپارچه

در دوران ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) یکپارچگی و یگانگی واقعی که همان جهان بینی و دیدگاه الهی و توحیدی است، بر همه جوامع حاکم خواهد شد. راه و روش ایشان که بر عدل و حق استوار است، با  فطرت و سرشت انسان ها نیز هماهنگ و سازگار است و همگان زیر پرچم اسلام و دین واحد گرد می آیند.

امام علی (علیه السلام) می فرماید: ای مالک در این زمان قائم ما قیام می کند و همه را بر یک مرام و عقیده گرد آورد.(2)

ویژگی های فرهنگی جامعه مهدوی

1. رشد علم و آگاهی: در زمان ظهور حضرت مهدی (عج الله فرجه) بشر چنان در پی فراگیری علم و دانش خواهد بود که امام باقر (علیه السلام) در این زمینه  می فرمایند: «در زمان مهدی (عج الله فرجه) به همه شما حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) قضاوت کنند.(3)

آموزش شیوه های درست و روش های الهی و تغییر فرهنگ های ضد ارزشی و اصلاح رسوم و عادات غلط جامعه، از جمله ثمرات ظهور آن گرامی است. در حقیقت دوران استقرار حکومت مهدوی همراه با یک انقلاب فرهنگی و اصلاحات اجتماعی واقعی همراه خواهد بود.

امام باقر (علیه السلام) در جایی دیگر می فرمایند:

زمانی که امام زمان (عج الله فرجه) قیام می کند، در کوفه چهار مسجد را (که با انگیزه های غیر خدایی ساخته شده اند و مرکز اندیشه های باطل شده اند)، تخریب می کند و به طور کلی هر مسجدی که مشرف به خانه های مردم باشد، آن حضرت بناهای مرتفع آن را که به منازل مردم اشراف دارد، از میان بر می دارد. راه های عمومی و جاده های اصلی را توسعه می دهد و هر چیزی را که سر راه مردم باشد خراب می کند. پنجره هایی را که به کوچه باز شود، می بندد. ناودان هایی را که به کوچه ها باشد، از بین می برد. بدعتی نمی ماند، جز اینکه آن را نابود کند و سنتی نمی ماند، جز اینکه بر پای دارد.(4)

2. فراگیر شدن جهان بینی توحیدی: یکی دیگر از ویژگی های عصر ظهور، فراگیر شدن اصل توحید و ایمان به وحدانیت خداوند است. در بخشی از کلام امام محمد باقر(علیه السلام) آمده است:

به خدا سوگند، (مهدی و یارانش) می جنگند، تا اینکه خداوند به یگانگی خوانده شود و هیچ شریکی برای او قائل نشود.(5)

3. فراگیری مسائل دینی: در آن عصر دل انگیز و شور آفرین انسان ها از درون تحول می یابند و بینش های مادی به بینش های روحانی و معنوی تبدیل می شوند. و در اثر این انقلاب درونی انسان ها است، که مدینه فاضله تشکیل می شود.

حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند:

به هنگام ظهور حضرت مهدی(عج الله فرجه) مردم به کارهای عبادی و شرعیات و دینداری و نماز و جماعت ها روی می آورند و کسی باقی نمی ماند که به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) کینه و دشمنی ورزد.(6)

4. به کمال رسیدن اخلاق: از ویژگی های عصر ظهور، فراگیری مسائل اخلاقی است. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند: هنگامی که قائم ما قیام می کند، کینه های بندگان نسبت به یکدیگر از دلشان زدوده می شود.(7)

کامل ترین حکومت بشر

حکومت حضرت مهدی (عج الله فرجه)، حکومتی است واحد ولی در عین حال جهان شمول. حکومتی است که همه حکومت ها را به یگانگی و یکپارچگی دعوت می نماید و هیچ حکومتی را نقض نمی کند. و همین طور آیات و روایات فراوانی در این زمینه به دست ما رسیده است که حکومت جهانی حضرت مهدی (عج الله فرجه) کامل ترین حکومت هایی است که جهانیان تا به حال به چشم خود ندیده اند.

پی نوشت:

1. غیبت نعمانی، صفحه247.

2. غیبت نعمانی، صفحه206.

3. بحارالأنوار، علامه مجلسی، جلد53، صفحه352.

4. بحارالأنوار، جلد52، صفحه390.

5. بحارالأنوار، جلد52، صفحه345.

6. منتخب الأثر، صفحه474.

7. بحارالأنوار، علامه مجلسی، جلد52، صفحه316.

افراد و گروه های بشر با همه ی اختلافات, در اصول درک ها و خواص انسانی مشترکند. اختلاف از آثار محیط و تربیت ها و نظامات حاکم و هدف های غیر انسانی و عارضی است؛ هر چند رشد عقلی و درک ها بالاتر رود, اثر این اختلافات در حیات عمومی و صلاح همگانی بشر کمتر می گردد تا جایی که به کلی از میان می رود و یا تحت الشعاع هدف های عالی تر انسانی و مصلحت عمومی قرار می گیرد. [1]

حکومت فضیلت

بی شک اعتلای تربیت و اخلاق از مهمترین جنبه های پیشرفت هر گونه حکومتی به ویژه حکومت های الهی، به شمار می رود. در پرتو حکومت حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) اندیشه ها شکوفا می شود, رذایل اخلاقی و کوته بینی هایی که سرچشمه ی بسیاری از درگیری های سیاسی و اجتماعی است؛ از بین خواهد رفت.

در دوران حکومت حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه الشریف) در زمینه ی اخلاق و فضیلت نیز تحول و دگرگونی شگرف به وقوع می پیوندد و جهان بشریت از لحاظ اخلاق نیز به مرحله کمال می رسد و تکامل همه جانبه در تمام شئون مختلف زندگی تحقق می یابد, عدالت در سر تا سر جامعه گسترده گردیده و در نتیجه, بساط ظلم, ستم, کفر و شرک بر چیده می شود و مردم در کمال آرامش و رفاه حال و آسایش خاطر زندگی می کنند؛ [2]

ترقیات مادی و تکامل معنوی در کنار هم

در حکومت جهانی مهدی (عجل الله فرجه الشریف), میان ترقیات مادی (علمی, صنعتی و اقتصادی) و تکامل معنوی و اخلاقی, موازنه و هماهنگی کاملی وجود خواهد داشت و مثل دنیای به اصطلاح متمدن امروز نیست که سیر آن به طرف ترقیات مادی به مراتب سریعتر از سیر آن در مسیر تکامل معنوی و اخلاقی است. بلکه در حکومت او, ترقیات مادی توأم با ترقیات معنوی و اخلاقی خواهد بود و لذا خطری که تمدن منهای معنویت دنیای امروز را تهدید می کند, دولت او را تهدید نخواهد کرد.  

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان بشارت ظهور حضرت فرمود:

«شما را به ظهور مهدی (عجل الله فرجه الشریف) بشارت می دهم که زمین را پر از عدل می کند, همانگونه که از جور و ستم پر شده است. ساکنان آسمان ها و زمین از او راضی می شوند و اموال و ثروت ها را به طور صحیح تقسیم می نماید.

کسی سوال کرد: معنی تقسیم صحیح ثروت چیست؟

فرمود: به طور مساوی در میان مردم. سپس فرمود: دل های پیروان محمد صلی الله علیه و آله  را پر از بی نیازی می کند, عدالتش همه را فرا می گیرد؛ تا آنجا که دستور می دهد کسی با صدای بلند صدا بزند, هر کس احتیاج مالی دارد برخیزد؛ هیچ کس جز یک نفر بر نمی خیزد». [3]

همچنین امام صادق علیه السلام نیز در روایتی می فرمایند: «هنگامی که قائم  (عجل الله فرجه الشریف) قیام کند حکومت را بر اساس عدالت قرار می دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود و جاده ها در پرتو وجودش امن و امان می گردد. زمین برکاتش را خارج می سازد و هر حقی به صاحبش می رسد». [4]

آنچه از روایات فوق حاصل می شود آن است که در ظل توجهات حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) افراد به کلی تغییر روحیه می دهند و به جای ظلم و تعدی و خوردن منافع دیگران در کنار یکدیگر از مواهب الهی به طور عادلانه بهره می گیرند؛ همه مردم از نیازمندی های زندگی به قدر کافی استفاده می کنند و دنیا مبدل به کانون صلح و صفا می شود, دشمنی ها, کینه ها, حسدها و عداوت ها از دل های مردم ریشه کن می گردد.

عدالت فراگیر

یکی از ویژگی های حکومت حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف), گسترش عدل و داد و برچیده شدن ظلم و ستم است و این بیانگر تکامل اخلاق در میان مردم آن عصر خواهد بود. در حکومت آن حضرت آن چنان اصول عدالت اجرا می شود که هیچ مظلومی بی پناه باقی نمی ماند و اگر احیانا شخص مورد ستم و تجاوز قرار گیرد در نخستین فرصت احقاق حق می گردد. شک نیست که در عصر آن مصلح بزرگ جهان, آموزش های اخلاقی با وسائل ارتباط جمعی فوق العاده پیشرفته آن چنان وسعت می گیرد که اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان را برای یک زندگی صحیح انسانی و توام با پاکی و عدالت اجتماعی آماده سازد. [5]

بنابراین می توان این گونه بیان نمود که, ثمره انقلاب حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف), گسترش فضائل اخلاقی و ریشه کن نمودن رذائل و آلودگی های اخلاقی خواهد بود.

پی نوشت:

1. طالقانی, محمود, مهدویت و آینده بشر, بی جا, انتشارات قلم, 1360ش, صص 46-47

2. داود الهامی/ علی اکبر مهدی پور, او خواهد آمد, قم, نشر مرتضی, چاپ هشتم, ص136

3. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج51, ص92

4. شیخ مفید، الإرشاد، قم, انتشارات كنگره جهانى شیخ مفید، 1413ق, ج2, ص384 و نیز: مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص338, ح83

5. ر.ک: داود الهامی/ علی اکبر مهدی پور, او خواهد آمد, پیشین, صص 162-163

در اسلام، به ویژه در مكتب تشیع، توجه به آینده و تشكیل حكومت واحد جهانى بر اساس قسط و عدل تحت رهبرى امام معصوم، جایگاه خاصى دارد. در این رابطه، سخنان بسیارى از رسول گرامى اسلامى (صلى ‏الله علیه ‏و آله ‏وسلم) و ائمه اطهار ( علیهم ‏السلام) صادر شده است.

این مسئله، در تاریخ اسلام، به نام «مهدویت‏» مطرح شده است و انتظار فرج، با زندگى آنان عجین گشته است و آنان دائم، در انتظار روزى نشسته‏ اند كه آن رجل الهى و مصلح كل، یعنى حضرت حجت‏ بن الحسن امام مهدى (عجل‏ الله ‏تعالى ‏فرجه‏ الشریف) ظاهر گشته و آن حكومت واحد عدل جهانى را تشكیل دهد تا بشر به آرزوى دیرینه‏ ى خود برسد و زندگى سعادت‏مند و فارغ از هر نوع ظلم و ستم و دغدغه‏ ى خاطر را ببیند . تشکیل این نوع از حکومت نیاز به زمینه سازی در دارد از این رو با مراجعه به احادیث، می توان شرایط تحقق این چنین حکومت همراه با تمدن عظیم انسانی را، به شرح زیر بیان کرد:
آمادگی جهانیان
(نخستین شرط ظهور امام و پی ریزی چنین دولتی)، آمادگی جهانیان برای پذیرش چنین حکومتی، است. گذشت زمان و به بن بست رسیدن بشر در بسیاری از مشکلات، و یاس و نومیدی انسان از سازمان ها و تشکیلات مادی، جامعه انسانی را برای پذیرش آن، آماده می سازد، و یکی از نشانه های یاس و نومیدی انسان، از چاره جویی سازمان های مادی، همان است که در روایات اسلامی بطور متواتر وارد شده که پیش از ظهور امام، روی زمین را جور و ستم فرا می گیرد و فشار ظلم و تعدی، آن چنان بر دوش انسان ها سنگینی می کند که بشر را برای پذیرش انقلاب دیگر، انقلابی عمیق و بنیادی آماده می سازد. عملا می فهمد که دوران چاره سازی برنامه های مادی به پایان رسیده و بن بست، جز به یک نیروی غیبی شکسته نخواهد شد.
پی ریزی یک حکومت واحد جهانی، و برقراری حکومت عدل و داد در کلیه شئون، به زور سر نیزه، و آتش توپ و تانک، امکان پذیر نیست، هر چند هر نوع حکومتی، بی نیاز از قوه و قدرت نمی باشد، اما در عین حال، تنها قدرت و قوه اجرایی نیرومند قادر بر قلع فساد، و گسترش عدل و داد، نیست، بلکه باید جامعه انسانی از نظر عقل و خرد، و دانش و بینش به پایه ای برسد که طبعا خواهان برقراری حکومت حق و قانون و طرد و نابودی ظلم و طغیان گردد. و این چنین حالتی جز در پرتو تکامل فرهنگ انسانی، امکان پذیر نمی باشد و بسیاری از مشکلات در عصر ظهور امام علیه السلام از این طریق حل خواهد شد. و ما نمونه این نوع فرهنگ و تعقل را به گونه ای پیش از انقلاب اسلامی ایران و پس از آن تا مدتی مشاهده کردیم و دیدیم که چگونه تمام طبقات برای برچیده شدن نظام ستم شاهی همکاری و همیاری عجیبی از خود نشان دادند و خود حافظ نظم و برقرار کننده حکومت حق و حقیقت بودند. امام باقر علیه السلام بر این عنصر از عناصر پدید آورنده حکومت جهانی امام علیه السلام در حدیثی تصریح کرده و می فرماید: آن گاه که قائم ما قیام کرد، خداوند دست رحمت و قدرت او را بر سر بندگان می گذارد، به وسیله او خرد و اندیشه های انسانی به تکامل می رسد. (کافی ج 1 ص 25 طبع جدید) ظلم و ستم، تعدی به حقوق الهی و مردمی، زائیده جهل و نادانی، و دور افتادگی انسان از فرهنگ اصیل انسانی است، و همچنین جهل و نادانی مانع از ساختن زیر دریایی و یا سفاین فضایی و آن گاه پیاده شدن بشر در قمر نیست، فرهنگ انسانی، یک فرهنگ تمام عیار است که بخشی از آن را صنعت و اختراع تشکیل می دهد، در حالی که ابعاد دیگر آن مربوط به شناخت خود و جامعه و شناخت موقعیت خود در جهان می باشد و این چنین شناختی جز در پرتو تکامل عقول و اندیشه ها، میسر نمی گردد و در این موضع انسان آن چنان وارسته از خود خواهی و خود محوری می گردد، که عشق به کمال و حقیقت را بالاترین کمال می داند و تجاوز به حقوق انسان ها را نشانه ذلت و عجز و پستی می شمارد.
تکامل صنایع
حکومت واحد جهانی بدون تکامل صنعت، بالاخص بدون وسیله ارتباط جمعی امکان پذیر نیست، زیرا حکومتی که می خواهد ندای الهی را به اقصی ترین نقاط جهان برساند، همه مردم جهان را از پیام خود آگاه سازد، نمی تواند جدا از تکامل صنایع و وسایل ارتباط جمعی صورت پذیرد، حاکم الهی که باید پیام خدا را در یک شب به سراسر جهان ابلاغ کند و وظیفه مردم را در برابر حوادث و رویدادها روشن نماید، باید از وسایل تندرو، و دستگاه های گزارشگر قوی و نیرومندی، برخوردار باشد و اگر در دوره های گذشته رجال آسمانی بر تشکیل چنین حکومتی توفیق نیافته اند مقداری از آن، معلول فقدان وسایلی بود که ابزار تحقق حکومت جهانی است. امام صادق علیه السلام در حدیثی به این نوع از تکامل تصریح کرده است و می فرماید: آن گاه که قائم علیه السلام ما قیام کند، خداوند بر قدرت شنوائی و بینائی شیعیان، گسترش می بخشد، فاصله میان آنها و قائم علیه السلام را از میان بر می دارد، امام با آنان سخن می گوید و آنان سخنان امام را می شنوند و او را در جایگاه خود می بینند.( منتخب الاثر ص 483 نقل از روضه الکافی)
ارتش انقلابی جهانی
هیچ حکومتی هر چه الهی و آسمانی باشد، بی نیاز از یک قدرت اجرایی نمی باشد، در حکومت حضرت مهدی علیه السلام که به صورت واحد جهانی برقرار می گردد به نیروهای فعال و سازنده و ارتش انقلاب جهانی، نیاز مبرمی است که در راه هدف از همه چیز بگذرند و در نتیجه شجاع تر از شیر و برنده تر از شمشیر باشند. اگر در برخی از روایات شماره آنان سیصد و سیزده نفر و در برخی دیگر دوازده هزار نفر و احیانا پانزده هزار نفر معین شده است، هدف اشاره به سران آن ارتش انقلابی است که تحت فرمان امام انجام وظیفه می کنند.

حكومت واحد جهانى امام مهدى (عجل‏ الله‏ تعالى ‏فرجه‏ الشریف) در حقیت، پاسخى است‏ به نگرانى بشر از آینده ‏ى خود. شیعیان، آینده‏ ى روشنى را براى زندگى انسان پیش بینى مى‏ كنند و امید به زندگى در قالب «انتظار فرج‏» به زندگى شیعیان، معنا و گرمى مى ‏بخشد.

یك شیعه، هیچ گاه از آینده ‏ى خود نگران نیست، چنان‏كه اكثر متدینان به ادیان نیز نگران نیستند و آینده‏ ى بشر را تحت لواى مصلح كل، روشن مى ‏بینند، ولى آموزه‏ هاى شیعى این امتیاز را دارد كه از روشنى و وضوح فراوان برخوردار است.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

قيامت بر پا نخواهد شد تا وقتي که قائم حق از ما قيام کند و آن، وقتي است که خداي عزوجل اذن دهد.

 

اثبات الهداة، ج 3، ص 456 ، باب 31 ، ح 22 به نقل از شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا عليه السّلام.

کتاب راه مهدی(عج) ، سیدرضا صدر

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - قیام قائم

دسته بندی