سلام آقای خوبی

سلام مهدی فاطمه

میدونم رو سیاهم اما سه بار سلام دادم که جوابمو بدی آقا!

جواب نمیدی؟ آقا؟ حداقل شنوا باش آقا بمون و گوش کن!

گوش کن آه و ناله هایه یه بی لیاقت رو!

خدایا؟؟؟ تنها خواسته ام، تنها آرزوم ازت فقط دیدنه چهره ی نورانی و معصوم و پاکش هست! می شنوی؟؟؟ می خوام آقام بیاد آقایی که دیوانه وار دوستش دارم! آقایی که دیگه نمی تونم دوریشو تحمل کنم !

آقایی که تا هر روز صبح بهش سلام ندم دلم می گیره! آقایی که حاضرم با گوشه ی چشمش نگام کنه به کنیزیش قبولم کنه ولی بیاد، بیاد و از چشم انتظاری درم بیاره!

آقا؟؟؟ ما بلد نیستیم صدات کنیم؟! حق داری نه مثل یعقوب در انتظارت کور شدیم!

نه مثل زلیخا در فراقت شهرت و زیباییمان را از دست دادیم!

بخدا حق داری تو تنها ذخیره ی الهی هستی.

خدا چرا باید عزیزشو بسپاره به آدم هایی که اصوله امانت داری رو بلد نیستند!

خدا؟ قول میدیم، قول میدیم آدمایه خوبی باشیم و از عزیزت محافظت کنیم!

قول میدیم مثله آدمایه کوفه که امیرالمومنین رو تنها گذاشتن تنهاش نزاریم!

بیا آقا بیا تا روزهای بهاری بوی خوش گل های نرگس را گیرد.

بیا تا آسمان دلمان اوج گیرد، اوج گیرد و به بلندا، سفر کند به آسمان هفتم! بیا تا ارتفاع گیریم و به بودنت بنازیم!

بیا مهدی فاطمه!

کارگروه تحریر کانون وارثان انتظار (خانم: شهبازی)

سلام آقا خوبی؟

اومدم دم در خونت اومدم بگم ولادت پدر بزرگت

ولادت جدت حضرت محمد رسول الله (ص) مبارک باشه!

تبریکمو پذیرا باش من رو هم تو شادیه خودت سهیم بدون همونطوری که تو غم هات پشتتم تا کمرت نشکنه تو شادی ها هم هستم مولا جان!

ای وارث ابدیت

ای وارث انبیا

ای وارث اسلام

ای وارث جدت علی و حسین

ای وارث نام و عبای پیامبر؟ ای که بعد از دمیدن صور با عبای ایشان در مکه ندای المهدی سر خواهد داد؟!

تویی آخرین ذخیره ی الهی

تویی تنها آرزوی منتظرین

بیا و آرزو به دل نگذار منتظرینت را!

العجل العجل یا مولا یا صاحب الزمان!

کارگروه نحریر کانون وارثان انتظار(خانم: شهبازی)

ما شیعیان موظفيم ولادت حضرت مسیح(ع) را گرامی داریم زیرا که حضرت مسیح(ع) یکی از یاران مخلص صاحب الزمان(عج) در روز موعودش خواهد بود!

به که چه روزی شود آنروز مولایم در حال اقامه ی نماز باشد و حضرت مسیح(ع) از آسمان عروج کرده و بر وی اقتدا کند!

آری آنروز بهترین روز است، روزی که دیدگانم با دیدن مولایم جان بگیرد و خستگیه چند ساله اش بریزد!

آه ای خدا؟! یعنی من نیز اجازه ی شرف یابی به حضورش را خواهم یافت؟

یعنی منه بی لیاقت را نیز قابل خواهی دانست؟

قول می دهم قول شرف می دهم ساکت بمانم همچو خاکی زیر پاهای متبرک مولایم باشم و سخنی بر زبان جاری نسازم ولی فقط باشم در آن صحنه باشم و لذت ببرم از دیدن تنها منجی عالم!

خدایا؟ یعنی می شود؟

اصلا حاضرم دیدگانم کور شود بعد از دیدنت، آخر تو بگو بعد از دیدنه کسی که همواره منتظرش بودم دیگر چشم را می خواهم چه کار؟!

آنوقت چشم دل کافیست برایم!

ای خدا؟ نگذار همچون مادری که سالها انتظار راهه فرزند رزمنده اش را کشید ولی حتی موفق به پیدا کردن جسد فرزندش نشد و جام مرگ نوشید، جام مرگ بنوشم و موفق به دیدار مولایم نشوم!

یا حضرت عیسی مسیح اینجا دگر روی سخنانم با توست؟!

حال که میلادت هست، خواهشی دارم از خدا بخواه به یمن و برکت این روز شریف برساند فرج مولای ما را!

یا مهدی!

کارگروه تحریر کانون وارثان انتظار(خانم: شهبازی)

خدایا از غربت تنهایی امام زمان مان می نالیم و فقط از تو می خواهیم بر دل شکسته او مرهمی بنهی و ما را از دیدار آن حضرت محروم نفرمایی خدایا این همه کوتاهی تقصیر را بر ما ببخش و رشد فکری رو به ما عنایت فرما.

انتظار یعنی خود سازی یعنی از همین لحظه شروع کنید که خود را بسازید و آنچه یک انسان خدمت گذار به امام زمان(ع) باید داشته باشد.

ما در غیبت به سر می بریم نه امام زمان (ع) اگر این حجاب ها را برطرف کنیم قدم های تزکیه ی نغس و کمالات را برمی داریم از این دنیا و پستی ها بالا بیاییم گناهانمان پاک خواهد شد و خورشید و گرمی آن را خواهیم دید!

کارگروه تحریر کانون وارثان انتظار(خانم: یگانه)

امروز روز امامت مولا مهدی (عج) است اولین کاری که می خواهم انجام دهم عرض تسلیت به مولایم است.

مولا جان؟ تسلیت می گویم شهادت پدر بزرگوارت را چه غم بزرگیست از دست دادنه پدر، سوگ پدر جانکاه است بخصوص که آن پدر، امام حسن عسگری باشد پدری که دنیایی از علم بود!

و حال می گویم از آغاز امامت وشادی برای منتظران

بر اساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان، انتظار ظهور حضرت قائم(عج) است؛ انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است. اما آیا هیچ مى‏دانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق(علیه السلام) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مى‏دهند:
«الا اخبركم بما لا یقبل‏الله عزوجل من ‏العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى. فقال: شهادة ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده [و رسوله] و الاقرار بما امرالله، و الولایة لنا، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة، و الانتظار للقائم - علیه‏السلام - ثم قال: ان لنا دولة یجیى‏ء الله بها اذا شاء. ثم قال: من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.
سپس [امام] فرمود: براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مى ‏سازد. آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مى‏ دارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج)، بپا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت‏ خداوند! آیا شما را خبر ندهم به آنچه كه خداى صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را كه جز به آن عمل، از بندگان نمى‏ پذیرد؟ گفتم: بله. فرمود: گواهى دادن به این كه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و این كه محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج) .
براى منتظران زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران امام عصر(عج)، و از جمله كسانى ثبت‏ شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مى‏ كنند.

مولا جان؟ کودکی ات با مخفی شدن از دست مخالفانت گذشت! چه مظلومانه زندگی کردی نه کودکی آسانی و نه حال که منتظرانت واقعی نیستند و بی قراری کمتری به دیدنه مولایشان دارند! متاسفم آقا!به کوتاه یمان زمانی که پدرت رفت آمدی و برایش نماز اقامه کردی آمدی و ولایت را عهده دار شدی بوی آمدنت در همه جا پیچید خلیفه ی عباسی از پیدا کردنت ناامید شد لعنت به آنهایی که با تو خصومت داشتند لعنت به کسانی که باعث شدند از دیدن مولایمان محروم بمانیم!

نگذاشتند از وجودت بهره بریم

نگذاشتند به داشتنت افتخار کنیم

نگذاشتند ببالیم به بودنت درکنارمان!

خدا می دانست چه بنده هایه بی وفایی دارد خدا می دانست بنده هایش قدر عزیزش را نخواهند دانست مثل علی(ع) که کوفیان تنهایش گذاشتند مثل حسین که به آن مظلومیت در صحرای کربلا به شهدت رسید!

می دانست که تا انتظار نکشیم قدر تو را نخواهیم فهمید!

پس بدین سان غیبت صغری آغاز شد و رفته رفته از ما دور تر شدی  سوسوی چراغ کمتر شد آنقدر که به غیبت کبری مبدل گشت و موجب غیبت1400 ساله گشت حال باید صبر کنیم و تلاش کنیم تا روزی که لیاقت دیدارت را پیدا کنیم!

ای آقای خوبی ها؟ ای آقای بزرگی ها؟ آقایی که چشم به راهت دوخته ایم؟

روز برگزیده شدنت به امامت وای که چه غوغایی می کند در دل شیعیانت؟

می لرزد دلان بلکه در این روز آیی و چشمانمان به جمال پر نورت روشن شود آری این روز برای من و امسال من تکرار نشدنی ایست هر سال یک بار اتفاق می افتد و شور و شوق دیدنت بیشتر ریشه در دل می اندازد.

همه به نوعی سعی می کنند عرض ارادت کنند!

مولا جان؟ هدیه ای بیشتر از این هدیه نمی تواند باشد برایمان بیا و آمدنت را به ما هدیه کن می دانیم بی لیاقت ترینیم

اما...

خاک قدومت می شویم گر با نیم نگاهی شادمان کنی چشمانت پل صراط مان است پس ما را از چشمانت نیندارز!

بیا مهدی فاطمه!

کارگروه تحریر کانون وارثان انتظار: (خانم شهبازی)

سلامی به مولای خود می کنیم و این چنین می گوییم:

سلام برتو ای همنام گل های بهاری!

سلام بر تو ای جان جهان و ای گنج نهان!

ای که شکوه آمدنت همچون بهاری زیباست!

ای که فقط با یاد تو زنگی ما معنا می گیرد!

و ما همچنان، چشم به راه آمدنت می مانیم،

تا جان خویش را فدایت کنیم و خاک قدومت شویم!

کارگروه تحریر کانون وارثان انتظار(خانم یگانه)

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج

با عرض سلام خدمت آقا و مولایم

امیدوارم حالتان خوب باشد و اعمال ما شما را ناراحت نکرده باشد و از دست ما راضی باشید و در دعاهایتان مارا فراموش نکنید.

آقا جان! گر چه ما لیاقت دیدن جمال نورانی و هاشمی شما را نداریم و لیکن دل ما همیشه پیش شماست و قلب ما برای شما و عشق شما می تپد. آقا جان! در نمازمان از خدا به وسیله ی این دعا ظهورتان را می خواهیم «یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهوره الحجه».

آقاجان! ما همیشه در کوچه های تنهایی بنی هاشم، همچون فاطمه منتظرت هستیم.

آقا جان! ما چشم هایمان را فرش قدم هایت می کنیم و منتظرت هستیم تا بیایی و فدای قدوم مبارکتان شویم.

آقا جان بیا و شب هجران سحر کن،که دیگر طاقت دوری نداریم.

آقا جان! نمی دانم از دوری شما چه بگوی؟ و از فراق شما چه بسرایم؟

شما را به مادرتان فاطمه قسم می دهم، بیایید.

آقا جان بیا تا فدایت گردم.

منبع: نامه های دختران به امام زمان؛ ص63

این روز ها که می گذرد احساس می کنم که روح سبز شبنم عاطفه در لفافه ای از زردی پیچیده شده و آرام در کنار غنچه نرگس نجوا می کند و از بی روحی زندگی می گوید ...

گل اقاقیایی که در گلدان چشمانم کاشته ام، خیلی وقت است که شیرین زبانی نمی کند.

شاپرکی که یک لحظه از قاصدک جدا نمی شد مدت هاست که دیگر با او نیست و از تو برایم نمی گوید.

مهتاب مثل گذشته ها با ماه دمخور نیست. هم با ابرها قهر کرده.

آقاجان! به خدا دلمان برای ظهورتان از ذره هم ذره تر شده. آقا جان!از عبور مداوم «جمعه»ها دلتنگ شده ام.

ستاره های درخشان آسمان های تابستان، وقتی که با هم سرودی می خوانند، آرام تر می خوانند تا من دیگر صدایشان را نشنوم. دیگر برای آنها هم غریب شدم، احساس می کنم در روز های بهاری آسمان از یک درد کهنه که او را آزار می دهد و روح آبی اش را مریض کرده، می نالد.

زمین هم آهنگ بخل می نوازد و قصد دارد ما را از تنفس شمیم خوش عطر یاس های سپید محروم کند.

مادرم هم بعضی روزها فراموش می کند به شمعدانی ها آب بدهد و همیشه به من می گوید: «اگر به شمعدانی ها آب دهی دستان فروتنشان را برای سلامتی «آقا» بالا می برند و رو در روی چشمان رنگین کمانی آسمان، با او صحبت می کنند و از«آقا» می گویند و برای او دعا می کنند»

کاش می دانستم که چطور واژه ی «انتظار» را برای شاگردانم تفسیر کنم، کاش کسی برای خودم معلم بود و به من می گفت، که شب جمعه کمی با خودت خلوت کن ...

کاش می توانستم هم صدا با کسی که صبح جمعه دعای ندبه می خواند، با یک بغل امید، سبد سبد احساس دلتنگی را از شبستان خموش اندیشه ام دور بریزم.

احساس می کنم در آن عصر جمعه ی بارانی که می آیی، شمیم تازه نفس یاس ها در ذهنم آب پاشی می شود. به امید آن روز که بیایی.

منبع: نامه های دختران به امام زمان صفحه ی41

تو اگر بیایی...

سلام بر دل های شکسته!

سلام بر سینه های سوخته!

سلام بر دست های خسته! سلام بر آسمان نگاه های بارانی!

سجاده ای بر تپش های دلم می گسترانم و آه که این کلام چقدر زمین گیر است و هوای روزگاران چه دلگیر «همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی، چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟»

مهربان سالار! ما را دریاب که هنوز؛ ارنشین سجاده ی خویشیم. مولای عزیزم! پدر مهربانم! بی تو خورشید در افق های غم فرو می رود، بی تو یاس ها شکفتن نمی دانند و بی تو تابوت آرزو ها بر شانه لحظه ها سنگینی می کند، بی تو خستگان و دلسوختگان قدومت می میرند، بی تو گل های نرگس عطر پریشانی و زمزمه زندانی می دهند.

حال اگر تو بیایی از طلوع تا غروب، از شفق تا فلق، دسته دسته آیه های نور خواهد بود، شکوفه و گل و سرور خواهد بود.

اگر تو بیایی! تمتم واژه ها صبور خواهند بود، اگر تو بیایی، برهوت زندگی به ظهور لاله حضورت آباد می شود.

تو اگر بیایی اشک غم بر چهره ماتم می میرد و رنگ شادمانی می گیرد.

اینک...

دلسوختگان، ندبه خوانان مولا، هزاران هزار گل نثار بغض گلویتان، بار غم بشویید و سرود تبریک بخوانید که مولا می آید، آقا می آید، به امید جانفشانی در صبح ظهورت «اللهم عجل لولیک الفرج».

منبع: نامه های دختران به امام زمان صفحه ی49

مثل همیشه کلاس در روبروی گردان 3 گروهان 6 داخل حیاط برگزار میشد.بر روی چهارپایه های خود نشسته بودیم که مردی جوان با قد بلند با درجه سروان با رسته عقیدتی از داخل اتاق فرمانده بیرون آمد. سالن را به مقصد حیاط پیمود. تا به جلوی کلاس رسید به احترام یا شاید هم از روی اجبار از صندلی های خود پاشدیم. دستور جلوس صادر شد. همه در حال پچ و پچ کردن بودند ومن هم درحال مرور فکرهای خودم...

- ایام فاطمیه تو راهه شاید نتونم مرخصی برم.

- بهار با ایام فاطمیه مقارن شده.

- با وجود این 9 تا سنّی چه جوری می خواهیم ایام فاطمیه برگزار کنیم...

- چقدر دلم تنگ مادرمه.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - متن ادبی

دسته بندی