داستان اول:
گفت: برای من و خانواده ام دعا کنید.
فرمود: فکر کرده ای که برایتان دعا نمی کنم؟
آن هم وقتی که اعمالتان هر روز و هر شب بر من عرضه می شود.
 
درک مطلب برایش سخت بود.
 
امام رئوف رو کرد به او. فرمود:
قرآن را نخوانده ای؟! آنجا که فرموده:
عمل کنید که خدا و رسول و مومنانش کار شما را خواهند دید...
به خدا قسم مراد از مؤمنان در این آیه، علی بن ابی طالب و امامان هستند.
 
قلب عبدالله بن ابان روغن فروش آرام شد.
حالا مطمئن بود که امام زمان اش هر روز و هر شب دعا می کند.
هم برای او، هم برای خانواد اش، هم برای تک تک شیعیان.(کافی، ج 1، ص219)
 
داستان دوم
خداوندا!
شيعيان ما از شعاع نور ما و از باقیمانده گِل ما خلق شده اند، و با تکيه بر محبت و ولايت ما گناهان زيادي مرتکب می شوند.
پس اگر گناهانشان ميان تو و آنهاست ازآنان بگذر و ما را خشنود كن؛
و اگر گناهانشان ميان خودشان است، میانشان آشتی برقرار ساز و از خمس ما به ايشان بده تا راضی شوند.
خدايا! آنان را وارد بهشت كن، و از آتش نگاهشان دار.
 
در سردابه ي مقدس سامرا،
امام زمان علیه السلام مشغول دعا كردن بود،
و سيد بن طاووس، مشغول شنيدن و آمين گفتن!(بحارالانوار، ج 53، ص 302)
 
داستان سوم
امروز، احساس كردي كه بيماري ات سبك شده.
با خودت گفتي غسل مي كنم و نماز را پشت سر امام مي خوانم.
همين كار را هم كردي، ولي بين خطبه ها، بيماري ات دوباره شدت گرفت.
 
رُميله از شنيدن مو به موي شرح حالش از زبان امام تعجب كرده بود.
تعجبش وقتي بيشتر شد كه امام، به او فرمود:

    « هيچ زن و مرد مؤمنى بيمار نمى شود مگر اين كه ما هم به خاطر او بيمار مى شويم. و اندوهى به او نمى رسد جز اين كه ما هم اندوهگين مى شويم.
    و هيچ دعايى نمى كند مگر اين كه ما آمين مى گوييم. وقتي هم كه سکوت کند ما برايش دست به دعا برمی داریم»

 
رميله پرسيد: فقط با اهالی این شهر اينطوريد؟
امير اهل ايمان، علی بن ابیطالب علیه السلام جواب فرمود كه:

    « هيچ زن و مرد مؤمنى در شرق و غرب عالم از نظر ما پنهان نيست، مگر اين كه او با ماست و ما با اوييم.»(مکیال المکارم، ج 1، ص 503، بحارالانوار،ج 51، ص 140)
     

داستان چهارم:
 به ما خبر رسیده که جماعتی از شما در دین خود به تزلزل افتاده و نسبت به امامشان دچار شک و تردید شده اند.
این خبر، ما را اندوهگین نموده،
ولي حزن و اندوه ما نه برای خودمان که به خاطر شماست؛
چون خدا با ماست و ما به غیر او نیازی نداریم.
 
عده اي از شيعيان، نسبت به وجود امام عصرشان دچار ترديد شده بودند.
ولي همين جملات نامه امامشان، به دادشان رسيد.(احتجاج ج 2 ص 467)
 
 
داستان پنجم:
در عالم مکاشفه پرسیده بود:
این نامه ها!
این نامه ها که  بی وقفه می رسند و شما، پای آنها چیزی می نویسید!
این نامه ها، که بعضی شان را می بوسید!
قصه ی این نامه ها چیست؟!
امام زمان سلام الله علیها فرموده بود:

    این نامه ها،حوایج و توسلات مردم است به امام زاده ها.
    آن نامه ها که می بوسم، از عمویم عباس رسیده اند.(کلید فرج،ص54)

 

منبع: روایت هایی داستانی پیرامون وجود مقدس امام عصر سلام الله علیها با نگاهی به کتاب شریف مکیال المکارم

عنوان کتاب: آف‍ت‍اب‌ ولای‍ت

موضوع: مهدویت
نویسنده: م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ م‍ص‍ب‍اح‌‌ ی‍زدی

نشر: ق‍م‌، م‍وس‍س‍ه‌ آم‍وزش‍ی‌ و پ‍ژوه‍ش‍ی‌ ام‍ام‌ خ‍م‍ی‍ن‍ی‌(ره‌)

نوبت: چاپ پنجم، پاییز 1386

تعداد صفحات: 183 صفحه
فرمت: pdf

 

 

کتاب «آفتاب ولایت» نتیجه کاوش در مجموعه سخنرانی ها حضرت استاد محمدتقی مصباح یزدی «حفظه الله» است که در موضوع مهدویت، به طور پراکنده در طول سالیان گذشته ایراد شده و اکنون در قالب 14 موضوع اصلی توسط حجه الاسلام آقای حیدری سامان یافته است. بنای تدوین این گفتارها، حفظ چارچوب اساسی و سیر منطقی هر سخنرانی بوده و هر جا نیازی به توضیح، تحقیق یا مستند سازی بوده، در پاورقی ذکر شده است.
گفتار اول: «منشور محبت و معرفت1» رابطه معرفت و محبت سلسله مراتب محبت و معرفت به امام زمان (علیه السلام).
گفتار دوم: «منشور محبت و معرفت 2» ضرورت شناخت امام زمان (علیه السلام)، ناتوانی بشر از معرفت امام زمان (علیه السلام) و... .
گفتار سوم: «منشور محبت و معرفت 3» نعمت وجود امام و ناتوانی از شکر آن، ناتوانی از معرفت امام زمان (علیه السلام)، بی نهایتی مراتب معرفت به امام زمان (علیه السلام) راه افزون سازی معرفت به امام زمان (علیه السلام).
گفتار چهارم: «منشور محبت و معرفت 4» مقام های امام زمان (علیه السلام)، اسوه پذیری و پیروی بهترین شیوه تربیتی و... .
گفتار پنجم: «منشور محبت و معرفت 5» محبت کافران و منافقان به پیشوایان باطل، محبت مؤمنان به خدا و اولیای خدا، لزوم فهم دقیق روایات مربوط به امام عصر (علیه السلام)، توطئه دشمنان برای تسلط بر شیعیان.
گفتار ششم: «منظومه ولایت 1»، ضرورت ولایت، ابعاد، مراتب و آثار ولایت، رابطه ولایت خدا با ولادت معصومان (علیهم السلام) رابطه محبت با ولایت، راه های تقویت رابطه ولایی با امام زمان (علیه السلام).
گفتار هفتم: «منظومه ولایت 2» جمکران جذبه گاه ولایت، سفارشاتی به جوانان امام زمان (علیه السلام) از منظر اهل سنت، طول عمر حضرت، حکمت غیبت، وظیفه ما در دوران غیبت.
گفتار هشتم: «منظومه ولایت 3» عظمت و شکوه مقام امام زمان (علیه السلام) ولایت تکوینی و تشریعی امام زمان(علیه السلام)، نحوه ارتباط ولایی با امام زمان (علیه السلام).
گفتار نهم: «منظومه ولایت 4» محبت حضرت به شیعیان،شرط وفاداری در برابر محبت امام زمان (علیه السلام)، شرط رسیدن به ولایت خاص امام زمان (علیه السلام)، وظیفه جوانان در برابر فتنه های آخرالزمان.
گفتار دهم: «مهدی باوری و آثار آن» مهدی باوری از دو منظر اهل تسنن و شیعه، تأثیر مهدی باوری در زندگی فردی و اجتماعی، حقیقت شیعه بودن برای امام زمان (علیه السلام).
گفتار یازدهم: «یاوران امام زمان (علیه السلام)» ویژگی یاران امام زمان (علیه السلام) ملاک یاری رسانی الهی، وظیفه ما در آخرالزمان و... .
گفتار دوازدهم: «فلسفه غیبت» پیش فرض های غیبت، ابعاد غیبت هدف از آفرینش انسان، هدف از بعثت انبیا، هدف از رسالت اوصیا، تعداد امامان و علت آن، حکمت غیبت امام دوازدهم ((علیه السلام)).
گفتار سیزدهم: «وظیفه شیعیان در دوران غیبت» وظیفه عالمان در عصر امام زمان (علیه السلام)، وظیفه شیعیان در مقابله با دشمنان.
گفتار چهاردهم: «آسیب شناسی اهداف امام زمان (علیه السلام)» بزرگ ترین موانع در برابر اهداف امام زمان (علیه السلام) شیوه های نو مبارزه با اهداف امام زمان (علیه السلام).

ضمیمه ها:
دریافت فایل با فرمت pdf  حجم فایل:  -1 bytes

بلاي جانسوز عصر ما غيبت نيست، غفلت است.
حال و روز شيعه در اين عصر، از دو وجه بيرون نيست؛ يا معصوم خاتم را، امام را ولي الله اعظم را محبوب و مقصود و مقتداي خويش مي داند يا سر بر آستان محبوب و مقتدايي ديگر مي سايد.
شيعه اگر گمان کند که حبيب و طبيب و نجات بخشي جز او در عالم هست، راه به خطا برده است و پا از صراط مستقيم تشيّع بيرون نهاده است.
شيعه اگر در حضور آب، دل به سراب مي سپارد، چگونه نام خود را شيعه مي گذارد؟
شيعه بهتر از هر کس مي فهمد که «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليةً». «هر که بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است».
شيعه بهتر از هر کس مي فهمد که ميزان و معيار محبّت، امام است و هر محبّتي در راستاي محبّت امام، معنا مي شود.
و اگر مدّعي است که مريد آن قطب عالم است، محب آن ولي الله الاعظم است، عاشق آن حجت خاتم است، اين حال و روز با عشق، سر سازگاري ندارد.
کدام عاشقي بي ياد معشوق، زيستن مي تواند؟
کدام عاشقي، يک لحظه بي خاطره ي معشوق سر مي کند؟
کدام عاشقي هر از گاه به ياد معشوق مي افتد و محبوب را در رديف ديگر امور روزمره ي خويش مي بيند؟
کدام عاشق هجران کشيده اي خورد و خوراک و خواب و لذت مي فهمد؟
اين ننگ و عار براي عاشق نيست که از معشوق بشنود که ما تو را از ياد نمي بريم و مراعات تو را فرو نمي گذاريم و او ... و او بي اشتياق زيارت معشوق سر کند و ياد او را فرو بگذارد؟
اين اوج بي معرفتي محبّ نيست که بداند و بشنود که محبوب به شادماني او شاد مي شود، با اندوه او غمگين مي گردد، مريضي اش محبوب را بيمار مي کند، هر گاه دست به دعا بردارد، محبوب آمين مي گويد.
و آن زمان که سکوت کند، محبوب، برايش و به جايش دعا مي کند و او سر از پاي نشناسد و قالب تهي نکند؟
آري بلاي جانسوز عصر ما غفلت است، غيبت نيست.
«و غيبته منا».
او غايب نيست، پرده بر چشم هاي ماست.
چه کس صادقانه دست به دعا بر آورده است، مخلصانه امام خويش را طلب کرده است و پاسخ نگرفته است؟
برخي امام را طلب مي کنند و ديگران را هم.
اينان تا آن زمان که چشم به ابواب چند گانه دارند، دستشان به دامان امام نمي رسد.
بعضي امام را طلب مي کنند امّا نه به خاطر امام که براي وصول به حاجات خويش.
مي بيني که امام را صدا مي کند ـ با تضرّعي جانسوز و جگر خراش ـ امّا آنچه مي طلبد،
ديدار حيات بخش امام نيست، حل مشکلات و وصول حاجات خويش است. اين سخن نه بدان معناست که در تلاطم مشکلات، به سراغ امام نبايد رفت و قضاي حوائج و استجابت دعا و رفع موانع را از او نبايد خواست؛
بلکه به عکس، همه چيز از نزول باران، تا شفاي بيماران را از امام بايد طلب کرد که تقدير و مشيت همه چيز در عالم به دست اوست و هيچ کار، بي اشارت مژگان او به سرانجام نمي رسد.
سخن اين است که شوق ديدار امام چيزي است و عريضه و عرضه ي حاجات دنيوي، چيز ديگر.
سخن اين است که ساقي اين بارگاه، به ظرفيت و جام همّت مهمان مي نگرد، محبوب، به ظرفيت دل محّب نگاه مي کند. «إنّ هذه القلوب اوعيةَ و خيرها اوعاها».
يکي به هواي بهشت در مصيبت حسين (ع) اشک مي ريزد.
يکي در مجلس حسين (ع)، بر مصيبت خويش مي گريد.
و يکي را معرفت حسين و معرفت به مصيبت حسين (ع) مي گرياند.
هر کس به قدر جام معرفت خويش، از دست هاي امام نوش مي کند.
امام دست نيافتني نيست، دست هاي ما بسته است.
امام در پرده ي غيبت نيست، پرده بر چشم هاي ماست.
و آنچه ما را از زيارت امام محروم مي کند، غيبت امام نيست، غفلت ماست.

Subscribe to RSS - محبت امام

دسته بندی