1- پوستر

تقویم سال 1396

یا مقلب القلوب والابصار

نوروز از روزهای ما شیعیان است

آقا دلم تنگ است...

پوستر اطلاع رسانی ویژه نامه با اندازه اصلی

2- شعر

آخرین سال است، او خواهد آمد...

بهار نیست...

جای تو خالیست

من به دنبال تو هستم

بهار ما گل نرگس تویی و می آیی...

3- صوت

دلنوشته ای از شهید حجت الله رحیمی

نامه شهیده راضیه کشاورز به امام زمان(عج) در 13 سالگی

شهید ابراهیم هادی دوست امام زمان(عج)

شهید ابولفضل مختاری

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

4- معرفی کتاب

تنها بهار

روح بهار

بهار آفرین قرنها خزان

5- متون ادبی

جهان تو را می خواهد

ستاره صبر

در انتظار طلوع

السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ

6- مقالات

بهار انسان ها و حکایت بشر امروز

محیط زیست در عصر ظهور(1)

محیط زیست در عصر ظهور(2)

7- پیامک مهدوی
پرچم هدایت

وجه الله

اباصالح

8- آیات مهدوی

تفسیر آیه1 سوره فجر(قیام مهدی(عج))

9- پرسمان
آیا نوروز زمان مناسبی برای عاشقان امام زمان(عج) است؟

10- احادیث

آغاز سال با انتظار فرج (امام صادق (ع))

نوروز در زمان ظهور واقعیت میابد (امام صادق (ع))

نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست (امام صادق (ع))

زمانی که به تاریخ می نگریم، زندگی پر ماجرای انسان نشان دهنده این است که در هر عصری عقاید و افکار موهوم و بی پایه، همیشه گروهی از افراد بشر و ملت ها را از هم جدا نموده و خودخواهی ها  باعث اختلاف شده و کینه ها را دامن زده است.

با نگاهی سطحی می توان پی برد که این امر بیش از هر امر دیگری برای بشریت زیان بار بوده است. برتری های نژادی، یا به نوع دیگر نژاد پرستی و در عصر حاضر ملیت پرستی های افراطی (ناسیونالیسم) بیش از هر چیز آتش جنگ را بر سر انسان ها ریخته است. اسلام به عنوان کامل ترین آئین آسمانی به ایجاد تحول فکری عظیم دست زده و ایدئولوژی را ارائه کرده است که با اعتقاد و عمل به آن تمام اختلافات از ریشه و بن برکنده خواهد شد و یگانگی و وحدت و در پی آن حکومت جهانی به وجود خواهد آمد.
امنیت

سختی های زندگی امروزه بشر، به خصوص نابرابری های اجتماعی، افزایش فقر و بردگی نوین انسان ها، انواع بدبختی های دست ساخته خود بشر باعث شده تا همگان به نبود امنیت و وجود آن تنها با ظهور یگانه منجی بیش از پیش معطوف شوند. ادیان الهی این تحول عظیم را تنها در گرو ظهور منجی می داند چنانچه اسلام حاکمیت را از آن مومنان می داند. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکم وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فىِ الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لهُمْ دِینهمُ الَّذِى ارْتَضىَ‏ لهمْ وَ لَیُبَدِّلَنهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنىِ لَا یُشْرِكُونَ بىِ شَیا وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْفَاسِقُون‏» (نور/55) این حاکمیت وعده داده شده جز با حکومت جهانی و حاکمیت دین در سراسر جهان انطباق پذیر نیست.

چرا که یکی از ویژگی های تمکین دین، تسلط و اختیارات مطلق و ضمانت اجرایی دستورات است. (الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاتاویل، ج3، 165) و این امر تنها در ظهور حضرت حجت امکان پذیر است. امنیت از ویژگی های مهم حکومت مطلق است برخی افراد آن را منحصر در زمان پیامبر دانسته و مصداق آیه را نیز همان زمان ذکر می کنند. اما امام صادق علیه السلام در نقد آنان می فرماید: کجا در زمان پیامبر و بعد از ان چنین امنیتی برای مومنان به وجود آمده است؟ ( کمال الدین تمام النعمه، ج2، ص 37) این امری است که خداوند به انسان وعده داده، لیبدلنّهم من بعد خوفهم امنا که با ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق خواهد شد.
اختلاط حق و باطل

اینکه جهان آمیخته ای از حق و باطل است از نظر هیچ صاحب اندیشه ای دور نیست. خداوند با بیان  حق و باطل   انسان را به پیروی از هر یک مختار نموده است. «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمینَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ یَسْتَغیثُوا یُغاثُوا بِماءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقا» و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ ایم كه سراپرده ‏هایش آنان را در بر مى‏ گیرد و اگر فریادرسى جویند به آبى چون مس گداخته كه چهره ‏ها را بریان مى ‏كند یارى مى ‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است (کهف/ 29) قران کریم این اختلافات را تاریخی می داند «الَّذینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِیاءَ الشَّیْطانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعیفاً» کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است. (نسا/ 76) کاملا مبرهن است که در این درگیری ها گاه حق پیروز می شود گاه باطل اما فرایند کلی پیروزی با حق است که این امر جز با علنی شدن رهبری جامعه توسط دوازدهمین پیشوا و برتر از آن جز با گستردگی و جهانی شدن حکومتش مشاهده نخواهد شد.
مدینه فاضله

یکی از خواسته های بشر از ابتدا تا کنون سعادت و زندگی در جایی است که همه گزینه ها برای زندگی مطلوب را دارا باشد. این نیاز فطری، همزیستی، صلح و همدلی را می طلبد. امکان تحقق آرمان شهر زمینی تنها با وجود موعود منتطر امکان پذیر است.
خلاصه سخن:

با نگاهی به تاریخ مشاهده می کنیم مدینه فاضله ای که اندیشمندان از آن سخن گفته اند پر کردن خلاء هایی است که آنها داشته اند. غافل از اینکه انسان با زمینه سازی مورد نیاز به فرد الهی احتیاج دارد تا بتواند در امری گسترده آن را پیاده کند. دستیابی به تمام امور فطری و آسایش و سعادتی که بشر در پی آن است جز در سایه حکومت جهانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه امکان پذیر نخواهد بود.

خوشا به حال كسی كه چنین دغدغه ای دارد و آرزوی او این است كه امام زمان را در زندگی خود حس كند و پیوسته خود را در محضر او بداند. روشن است كه اگر آدمی به چنین نعمت بزرگی دست یابد، معنای واقعی زندگی را خواهد چشید و هویت حقیقی خود را خواهد یافت، اما برای رسیدن به این نقطه نورانی باید كارهایی را انجام داد:

1 . لازم است آگاهی و شناخت ما از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه امام و حجت خداست، عمیق تر گردد. بسیاری گمان می كنند كه غیبت حضرت به معنای نبودن ایشان در این عالم است، حال آن كه غیبت او به معنای نهان زیستی اوست، وگرنه ایشان در همین زمین ما زندگی می كنند.

اگر امام را آن گونه كه باید بشناسیم، خواهیم دانست كه او به زمان و مكان محدود نیست، بلكه به اذن الهی، زمان ها و مكان ها در اختیار اوست؛ پس در شرق و غرب عالم، پیوسته تحت تصرف او و زیر نظر مبارك آن حضرت است. اگر او را واسطه فیض خدا و سبب همه نعمت های الهی بدانیم، در می یابیم كه نه تنها ما و خاندان ما، كه همه عالم به بركت وجود او زنده اند و روزی می خورند. پس حضور حضرتش در كنار هر نعمت كوچك و بزرگ مادی و معنوی و در دفع هر بلای فردی و اجتماعی قابل لمس و مشاهده خواهد بود.

اگر او را باب خدا و یگانه راه نجات بدانیم، در هر مشكل مادی و معنوی، و فردی و اجتماعی، او را واسطه درگاه حضرت حق قرار می دهیم و بدین گونه، پیوسته زیر خیمه لطف او قرار می گیریم و وجود پرجودش را با همه وجود لمس می كنیم. از این دست معرفت ها و آگاهی ها بسیار است كه درك حضور حضرت او را نزدیك و نزدیك تر می كند تا ما را كنار او و در چشم انداز نگاه پر مهر او می نشاند.

2 . باید تلاش كرد كه یاد و نام او پیوسته در زندگی ما جریان یابد. هم در خانه، كارخانه، دانشگاه، ورزشگاه، خیابان و هر نقطه و در هر حالی كه هستیم، با یاد او و حال و هوای به سر بریم و آن معرفت كه پیش از این گفته شد، می تواند ما را به این حال نیكو برساند؛

محافل خود را با یاد او شروع كنیم و به پایان برسانیم. برای سلامت حضرتش پیوسته صدقه دهیم، به نیابت از او اعمال نیك به جا آوریم، در شب و روز با او تجدید عهد كنیم و به ساحت مقدسش درود و سلام بفرستیم و هر روز، ساعتی با او نجوا كنیم و به مكان های منتسب به او مثل جمكران رغبت نشان دهیم و...؛

3 . ظهور او را صدر نیازهای خود بدانیم؛ همه آرزوهای خود را در آمدن او ببینیم و فراق او برای ما از هر غصه دیگری بزرگ تر و جدی تر باشد. مبادا به غیبت و ندیدنش خو بگیریم و به دوری از حكومت عدالت گسترش عادت كنیم یا ظهور او را دور بشماریم، بلكه پیوسته بیندیشیم و بر این باور باشیم كه همین روز كه در آن هستیم، می تواند روز ظهور باشد و هیچ چیز نمی تواند مانع ظهور اراده الهی شود.

در این صورت، وظیفه مهم ما این است كه خود را برای ظهورش آماده سازیم و كاری نكنیم كه ظهورش نزدیك تر شود و چنان باشیم كه حضرتش برای ما اهمیت قائل شود و بكوشیم كه در توفان نامردی های نامردان و بی مهری نامهربانان، مایه روشنی چشم او باشیم و در این مسیر، دیگران را هم دعوت كنیم و پیوسته بكوشیم كه فرد دیگری به یاران و همراهان او بیفزاییم.

... و هر چه از این دست كارها و اندیشه ها، بیشتر داشته باشیم، وجود او را در زندگی خود بیشتر حس خواهیم كرد و البته لطف او كارسازتر از همه این راه ها و رفتارهاست .

بعضی از اهل تسنّن به دلیل خوشبین نبودن به شیعه و احادیث شیعه گمان می كنند مهدویت و احادیث مهدی ساختگی است و می گویند احادیث مهدی در كتب صحاح اهل سنّت وجود ندارد و اگر هم باشد در كتاب هایی است كه از نظر اعتبار ساقط می باشد و این شیعیان هستند كه احادیث مهدی را در كتب خود آورده اند.

در پاسخ گفته می شود در عین حال كه خفقان عمومی دوران بنی امیه و بنی عباس و دست های مرموز و مقتدر سیاست وقت و تعصبات شدید مذهبی اجازه نمی داده كه اخبار مربوط به ولایت و امامت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ مورد مذاكره واقع شود و در كتب درج گردد لكن باز هم كتب اخبار اهل سنّت از احادیث مربوط به مهدی خالی نیست.

احادیث زیادی از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ صادر شده كه سنّی و شیعه آنها را نقل كرده اند و هر كس اگر در آنها دقّت كند، برایش روشن می شود كه موضوع مهدی و قائم در زمان پیامبر اسلام امر مسلّمی بوده است. به طوری كه این عقیده در بین مردم شایع بود كه اصل آن را مسلّم دانسته و از فروعاتش بحث می كردند؛ گاهی می پرسیدند از چه نسلی به وجود خواهد آمد، گاهی از نام و كنیه اش سۆال می نمودند، گاهی می پرسیدند آیا مهدی و قائم یكی است یا نه، گاهی از علّت غیبت و وظایف آن امام جویا شدند. پیغمبر هم گاه و بی گاه از آن وجود مقدّس خبر می داد و می فرمود: مهدی موعود از نسل من و از فرزندان فاطمه ـ سلام الله علیها ـ و حسین ـ علیه السّلام ـ به وجود خواهد آمد، گاهی نام و كنیه اش را بیان می داشت، گاهی علامات و مشخصات او را بیان می كرد، پس از وفات رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مسئله ی مهدویت همواره بین اصحاب آن بزرگوار و تابعین مورد بحث بوده است.

در كتب صحاح اهل تسنّن ابوابی به نام مهدی ـ علیه السّلام ـ منعقد و احادیثی از پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است.

بسیاری از علمای اهل سنت احادیث مهدی را متواتر دانسته یا تواتر آنها را از دیگران نقل كرده اند و بدان اعتراضی ننموده اند مانند ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقه و شبلنجی در نور الابصار ابن صباغ در الفصول المهمه محمد الصبان در اسعاف الراغبین گنج شافعی در البیان شیخ منصور علی در غایة المأمول سویدی در سبائك الذهب و جمعی دیگر و همین تواتر ضعف سندی را كه در بعضی از آنها موجود است جبران می كند.
اما در مورد تفاوت آنان با تشیّع:

تفاوتی كه اهل سنت با شیعیان دارند این است كه آنها نوعاً تولد حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشّریف ـ را انكار می كنند و می گویند شخصیتی كه پیامبر اسلام از قیام او پس از غیبت خبر داده هنوز متولد نشده و در آینده تولد خواهد یافت. اما شیعیان با تعلیل و براهین متقن معتقدند كه امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشّریف ـ در سال 255 ه . ق از نسل امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ متولد گردیده و دارای دو غیبت صغری و كبری می باشد.

اضافه بر دلایل تاریخی كه بر تولد امام زمان وجود دارد اگر امام زمان متولد نشده و زنده نباشد نباید پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیه» یعنی هر كس بمیرد امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلی مرده است. زیرا با نبودن امام زمان چنین كلامی از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ غیر معقول است.

البته تعداد قابل توجهی از اهل تسنن از مورخان و محدّثان آنها تولد حضرت را دركتب خود ذكر كرده و آن را یك واقعیت دانسته اند بعضی از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفی كرده اند.
سخن آخر:

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: من و دوازده تن از فرزندانم و تو ای علی بند و قفل زمین هستیم (یعنی زمین به واسطه ما است كه پا برجای ایستاده) به سبب ما خدا زمین را میخ كوبیده تا اهلش را فرو نبرد چون دوازدهمین فرزندم از دنیا برود زمین و اهلش را فرو برد و مهلت داده نشوند. (تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 206)

احسان عاشق پرواز و آزادی است؛ از زبان خودش بشنویم:

همیشه دوست دارم، پرواز کنم؛ چه با کایت، چه با جامپینگ و پاراگلایدر و یا هر وسیله ی دیگری؛ زیرا احساس آزادی و سبک بالی جالبی به من دست می دهد؛ دراز کشیدن روی شن های سایه افتاده ی ساحل و آرامش بی مانند آن هم، بهشت من است. تا این که یک روز، با یکی از رفقای قدیمی، ملاقاتی داشتم. خوشی زندگی ام را مرور کردم و برایش توضیح دادم که هر کاری دلم می خواهد را بدون هیچ محدودیتی، انجام می دهم و به تمام معنا، احساس خوشحالی می کنم.
خدای قلدری به نام نفس
در تمام این مدت، حمید آرام به من زل زده بود و به حرف هایم گوش می داد؛ بعد از بیان جزئیات خوشی هایم، با چشمانی سرد و بدون احساس شگفتی، نگاهم کرد و به آرامی گفت:
- کاش آزاد بودی! چه زنجیرهای محکمی جانت را فشار می دهد!
گیج شده بودم، پرسیدم:
- هنوز علاقه مند به شعر و نثرهای زیبا هستی؟! این هم یکی از همان نثرهای ادبی است؟!
لبخند تلخی زد و گفت:
- این شعر از من نیست. وصف زندان توست. می دانی که خدای خودت را تغییر داده ای؟!
- حمید! بس کن! این چه حرفی است؟!
- احسان جان! دلم برای قلب به زنجیر کشیده ات، می سوزد! فقط به نظرت رسیده که آزادی! تو محصور نفست شدی و از خودت دور! ما آزاد آفریده شده َایم؛ آزاد از همه و وصل به دوست.

- حمید! من فرمان احد الناسی را نمی برم؛ حتی رییسم می داند که نمی تواند چیزی را از من بخواهد که مطابق میلم نیست!
- منظور من دقیقاً همین است؛ تو هیچ وقت مانند من، اسیر مردم نبودی؛ من مدام بله قربان گوی همسر، فرزند، همکار و رفیق هستم. چه قدر به خاطر آن ها، به گناه افتاده و به خاطر خواسته های آنان، حرام و حلال را مخلوط کرده ام. اما تو هم اسیری، اسیر نفست. تا به حال شده از چیزی، خوشت بیاید و به خاطر این که خدا، راضی نیست، کنارش بگذاری؟! آیا تا به حال مزه ی نه گفتن، به دلت را چشیده ای؟!
بعد از این سوال، تنها سکوت بود که حاکم بود و مرور خاطراتی که در آن، همیشه یک شخص برنده بود؛ خدایی به نام نفسِ همیشه طلبکار من! مرور می کردم ضعفی را که در برابر او داشتم، در حالی که فکر می کردم قوی ام و مغرور! چه قدر سخت است که بفهمی موهای پیشانی ات، به دست کسی است که دوستت ندارد و ظالم است و در دره های تاریک و وحشتناک دنیا، جان مجروحت را می کشد! کاش گرمای دست دوست مهربان و پدر بزرگواری بود که موهایم محتاج نوازش و دستان لرزان و سردم، عطشان گرمای دستان اوست!
اطاعت، رمز هدایتی شیرین

مَثَل احسان، مثل دنیای مایی است که از امام خود، دور افتاده و فکر می کنیم بدون اطاعت از این وجود معصوم، می توان به هدایت رسید.
خداوند در آیه ی 54 سوره ی مبارکه ی نور، بعد از دستور به اطاعت خدا و رسول الله، می فرماید: «وَ إِن تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا» اگر او [رسول اکرم صلی الله علیه وآله] را اطاعت کنید، هدایت خواهید یافت. و این به روشنی نشان می دهد که هدایت، پس از اطاعت است و اطاعت، بندگی است. بندگی کسی که مرا تنها به خاطر وجود الهی ام، دوست دارد. کسی که ثروتمندترین، مهربان ترین، زیباترین، شجاع ترین، قدرتمندترین و بخشنده ترین است. اطاعت از فرزند پیامبری که به سرچشمه ی گنجینه های الهی، وصل است، چه قدر آرامش بخش است. فردی که از مادر به فرزند نوزادش مهربان تر است و آن قدر شجاع است که در کنار او و زیر سایه اش، مکر و ابزار هیچ دشمنی، ترسناک نیست. بزرگواری که به قدری قوی است که به راحتی می تواند دل خداوند را به دست آورد و با دعایی مستجاب، ظرفیتمان را بالا بَرَد. وجودی که داراست و هرچه می بخشد دارایی اش، افزایش می یابد. زیرا بخشندگی سرّی دارد که به ظاهر متضاد با مفهوم آن است. راز افزایشِ پس از بخشش.
کسب حلوای همنشینی معصومین علیهم السّلام در بهشت

وقتی با امام، یعنی جانشین پیامبر معصوممان حرکت می کنیم، چه قدر راه کوتاه است و بی خطر! و آن زمان چه قدر درک این جمله ی خداوند تعالی راحت می شود که اگر از او اطاعت کنید، هدایت می یابید. مهدی عجّل الله تعالی فرجه یعنی هدایت شده؛ وجود هدایت شده ای که به هدایت کردن مشغول است و هادی؛ اما هر کسی مشمول هدایت خاص مولا نیست؛ زیرا هر چند که باران کارش کمک به رشد و سرسبزی است، در وجود نمک زار فردی که اطاعت را تجربه نکرده است، به مانند سنگی که هیچ راه نفوذ بذری برای خود باقی نگذاشته، دانه های باران را با سپر محکمی، رد می کند و وجودش را خشک، نگه می دارد. اطاعت و بندگی، قابلیت ما برای دریافت هدایت خاص الهی از طریق واسطه ی هدایت او، یعنی مولای تلاشگر و مظلوم ما، مهدی عجّل الله تعالی فرجه است.
هر چه خوبتر باشیم، هدایت یافته تر خواهیم شد. مولا از هر کس، به اندازه ی ظرفیت خود، انتظار دارد، زیرا هر کدام از ما، منحصر به فرد هستیم و دومی نداریم؛ خداوند قدیر، ما را شبیه هیچ بشر دیگری، نیافریده است. به همین دلیل، با مقایسه ی خود با دیگران، نباید دلسرد شد و از تلاش دست برداشت؛ نباید بگوییم ما کجا و ائمه کجا! زیرا اگر خانواده، مدرسه و محله ی فردی، نامناسب بوده و ظرفیت او کم باشد؛ ولی بتواند همان کم را، پر از انتخاب های الهی کند، لیاقت دارد که همراه امام خود باشد و همسایه ی او در بهشت. مثل قصابی ساده که به خاطر محبت به مادر خود و بهره مندی از دعای او به همنشینی حضرت موسی علیه السّلام مفتخر شد. «خدا تو را ببخشاید و تو را در بهشت هم درجه و همنشین حضرت موسی گرداند»
زیرا خود به اختیار خود، انتخاب کرده که اطاعت کند و دل محبوب را به دست آورد. هر چند در این اطاعت، فرشتگان خودش را نیز، گلباران کرده اند و هدیه های الهی، روی سجاده ی عشقش گل داده اند و او به این وسیله، از گناه، دوری کرده و متمایل به خوبی ها شده است؛ ولی چون محبوبیت الهی را نیز به دست آورده است، هدایتی روی هدایت می یابد و نعمتی روی نعمت.
خلاصه سخن

انسان آزاد آفریده شده و تنها باید بند محبوبی باشد به نام الله؛ ولی گاهی ما، آزادی را با خدایی نفس، اشتباه می گیریم، وقتی براساس ظرفیت خود، خوبی ها را انتخاب کنیم و در مسیر اطاعت از امام مهدی علیه السّلام برویم، به هدایتی می رسیم زیبا، هدایتی خاص چون اصحاب کهف و پاداشی چون همنشینی با معصومین در بهشت.

در بخش های قبلی به ضرورت پرداختن به سنن الهی اشاره شد و پس از آن تعریف سنت از نظر لغوی و اصطلاحی مورد بررسی قرار گرفت، در این بخش به ویژگی سنن الهی به طور مبسوط پرداخته می شود تا مشخص گردد سنت حاکمیت صالحان، به رهبری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حتمی بوده و به زودی انشاالله تحقق خواهد یافت.

ویژگی های سنن الهی

1. حتمی بودن

حتمی و قطعی بودن سنن الهی یعنی در صورت تحقق تمام شروط و رفع موانع، این سنن تحقق خواهند یافت. قرآن، به صراحت این مطلب را بیان نموده است:

«وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ [1]: برای هر امتی اجلی است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نمی توانند ساعتی آن را پس و پیش اندازند.» البته گاهی مشاهده می شود که در پاره ای از موارد، سنن الهی ای که به صورت مقید هستند، در مقابل رفتار انسان ها جریان نیافته اند. برای نمونه گاه امتی به واسطه گناه، مستحق عذاب می گردد؛ ولی عذابی بر آنان نازل نمی گردد و به واسطه مصالحی مورد عفو قرار می گیرند و حتی به دنبال گناه، از نعمت برخوردار می گردند؛ لیکن این امر به معنای تخلف پذیری سنت های الهی نمی باشد؛ بلکه در چنین مواردی، مانع وجود دارد و علت تامه، تحقق نمی یابد. مانند جایی که سنت عفو و رحمت خداوند و یا سنت بخشش او، از جریان سنت عذاب جلوگیری می کند.

البته در پاره ای از موارد، حتی توبه و ایمان هم فایده ای ندارد، زیرا توبه و ایمانی که از روی صدق و اختیار نبوده؛ بلکه گنهکار تنها با دیدن و فعلیت یافتن عذاب، ایمان آورده باشد، ایمان و ندامتش فایده ای نداشته و مقبول نمی افتد. قرآن کریم به این امر اشاره نموده است:

«وَ إِذا رَأَى الَّذینَ ظَلَمُوا الْعَذابَ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ [2]: و روزى كه ستمكاران عذاب را مى ‏بینند، نه به آنها تخفیف داده مى‏ شود و نه مهلتى دارند.»

در مواردی نیز دیده می شود که به دنبال گناه و فساد، باید عذاب و مجازات نازل گردد لیکن اعطای نعمت می گردد؛ ولی این نیز از موارد سنت استدراج می باشد، یعنی عذاب به صورت نعمت ظاهر گردیده و در واقع عذاب و مجازات شروع شده و فرد به سنت استدراج مبتلا شده است.

2. تبدیل و تحویل ناپذیری

سنن الهی دارای ثبات می باشند، زیرا همانگونه که در تعریف سنت بیان شد به فعلی که به صورت اتفاقی وجود یافته است سنت اطلاق نمی گردد، بلکه آن فعل باید از استمرار برخوردار باشد، چنان که قرآن کریم در ارتباط با تکرر عذاب های مختلف، به واسطه ظلم یا گناه امم سابق این امر را گوشزد می نماید [3]. به عنوان نمونه می فرماید:

«سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً [4]: این سنّت الهى است كه درباره آنهایى كه از پیش بوده‏ اند اجرا شده و هیچ گاه براى سنّت پروردگار تغییرى نخواهى یافت.»

3. زمان معیّن

سنن الهی در تحقق و جریان خود از نظر زمانی دارای زمان خاصی می باشند، قرآن کریم به منظور بیان این مسئله کلمات خاصی همچون، اجل معین، موعد مقرّر و کتاب معلوم و مانند آن را به کار برده است.

نکته قابل توجه اینکه: نعمت های الهی اعم از مادی و معنوی و همچنین عذاب های الهی اعم از دنیوی و اخروی و به طور کلی سنت های الهی، زمانی تحقق می یابند که تمام شرایط آن ایجاد شده و هیچ مانعی هم جهت جلوگیری از تحقق آن وجود نداشته باشد. مانند شرایطی که بر اساس مصلحت و حکمت خداوند سبحان در مورد فرا رسیدن زمان عذاب قرار داده شده است که تأکید کرده زمان آن لحظه ای جلو و یا عقب نمی افتد و یا آیات مربوط به اجل و مرگ جوامع و اجتماعاتی که ظلم و ستم می کنند که با تعابیر گوناگونی در قرآن آمده است، خداوند می فرماید:

«... فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ [5]: ... برای هر قوم و جمعیتی، زمان و سرآمد (معینی) است، و هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می کنند و نه بر آن پیشی می گیرند.» اگر چه ظلم و ستم، خواه در صورت فردی و خواه در صورت اجتماعی آن، موجب نابودی اقوام و تمدن ها می شود اما این نابودی زمانی به فعلیت می رسد که مهلت و اجل آن اقوام و تمدن ها به سرآید و به تعبیر قرآن موعد نابودی آنها فرا رسد. به بیان دیگر از دیدگاه قرآن هر جامعه مستقل از افراد حیات و شخصیت و مدت و اجل مشخصی دارد و زمانی که این مدت و اجل به سرآید دیگر هیچ چیز نمی تواند مانع نابودی آن قوم و ملت شود.
استثناپذیری قوانین آفرینش

بعضی اشکال گرفته اند که قوانین آفرینش و سنت های الهی می تواند استثنائاتی داشته باشد، بدین صورت که معجزات و و کارهای خرق عادت و حتی دعاها و صدقات و احسان هایی که برخی انجام می دهند، نقض سنت الهی است.

در پاسخ می گوییم اگر تغییراتی در سنت های جهان دیده می شود، معلول تغییر شرایط است و بدیهی است که هر سنتی در شرایط خاص خود جاری است و با تغییر شرایط سنتی دیگر جریان می یابد. یعنی سنت و قانون هیچ گاه تغییر نمی کند بلکه شرایط آن تغییر می کند و شرایط جدیدی به وجود می آورد. مثلاً اگر مرده ای به طور معجزه آسا زنده می شود، خود حساب و قانونی داشته است. همچنین اگر فرزندی همچون عیسی بن مریم علیه السلام بدون پدر متولد می شود؛ این رویه بر خلاف سنت الهی نیست؛ بلکه چون بشر همه سنت ها و قوانین آفرینش را نمی شناسد، همین که چیزی را برخلاف قانون و سنتی می پندارد می گوی: نقض قانون علیت است. اما باید بدانیم که بسیاری از موارد آنچه به عنوان قانون است، در واقع پوسته و قشر قانون است؛ مثلاً ما می پنداریم که سنت آفرینش حیات، این گونه است که همواره موجود زنده از ازدواج پدر و مادری حاصل می شود، لکن باید بدانیم که آفرینش عیسی بن مریم قشر سنت را بر هم زده، نه خود سنت را.[6]
روزی که حتما فرا می رسد

بنابر آنچه در این بخش و دو بخش قبلی بیان شد و با توجه به اینکه سنن الهی قوانین حتمی و ثابتی هستند که استثناپذیر نبوده و قابل تبدیل و تغییر نیز نمی باشند، باید گفت سنت حاکمیت صالحان در آینده نیز، که در بخش بعدی بیان خواهد شد، استثناپذیر نبوده و حتمی و قطعی می باشد و روزی فرا خواهد رسید که جهان شاهد برپایی حکومت عدل الهی توسط منجی بشریت حضرت مهدی علیه السلام، خواهد بود.

پی نوشت:

[1] اعراف / 34

[2] نحل / 85

[3] همان ، ص 109 و 110 .

[4] احزاب / 62

[5] نحل / 61

[6] زهره مجیدی بیدگلی، " سنتهای الهی در قرآن "، بانک مقالات قرآنی، 3/ 6 /1388.

منتظران بهوش باشید! امتحان سختی پیش رو داریم. امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حتماً باید تمییز یابید، به خدا قسم حتماً باید پاک شوید به خدا قسم حتماً باید غربال شوید همانطور که گندم را از زوان [علف هرزی شبیه گندم] غربال می کنند.

یکی از بحث های مهم در موضوع مهدویت، بحث غیبت است. پرسش پیرامون علت غیبت، نه تنها پس از وقوع غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بلکه حتی قبل از پیدایش ظاهری آن حضرت، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان پس از ایشان مطرح می شده، به گونه ای که روایات زیادی درباره این موضوع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار وارد شده است که برخی از آنان به وقوع غیبت و در برخی به طولانی شدن زمان غیبت و نیز روایاتی علت غیبت امام را بیان نموده اند، به طور حتم علت حکیمانه ای برای غیبت وجود دارد، ما ایمان داریم که خداوند عالم هیچ کاری را جز بر اساس حکمت و مصلحت انجام نمی دهد خواه این مصلحت را بشناسیم یا خیر! امام صادق علیه السلام در جواب فردی که از علت غیبت سوال کرد فرمودند: «غیبت سرّی از اسرار الهی است ولی چون می دانیم که خداوند بزرگ حکیم است می پذیریم که همه کارهای او بر اساس حکمت است اگر چه علّت آن کارها برای ما معلوم نباشد»( کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب 44،ح 11)

اما اگر با پذیرش حکمت خداوند به دنبال دانستن راز و رمز بعضی از رویداد های عالم باشیم تا اطمینان قلبی بیشتری پیدا کنیم ایرادی ندارد، بنابر این با اندک جستجویی در می یابیم در مورد علت غیبت امام زمان (علیه السلام) هم روایاتی بیان شده و دلایل مختلفی از جمله محفوظ ماندن جان حضرت، بیعت نکردن با طاغوت، تأدیب و آزمایش مردم مطرح شده است که در این نوشتار به احادیث آزمایش و امتحان مردم اشاره می شود.
امتحان یک سنت الهی

یکی از علل غیبت امام زمان علیه السلام آزمایش مردم است تا از یک سو، گروهی که بی ایمانند، باطنشان ظاهر شود و از سوی دیگر، کسانی که ایمان در ژرفای دلشان ریشه کرده است با انتظار فرج و شکیبایی در سختی ها و ایمان به غیب کامل تر شوند و به درجاتی از اجر و پاداش دست یابند. همچنانکه قرآن کریم می فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» آیا مردم گمان كردند همین اندازه كه اظهار ایمان كنند و شهادت به توحید و رسالت پیامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمى شوند ؟! (سوره عنکبوت آیه 1)

در قرآن کریم بیش از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى آزماید، یعنى همانگونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى گدازند تا به اصطلاح آب دیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى دهد تا مقاوم گردد. ( تفسیر نمونه ج 1 527) دوری از امام معصوم و تحمل غیبت ایشان و در عین حال باور و یقین داشتن به حضور امام ایمان بالایی می خواهد، بسیارند کسانی که دم از عشق خدا و محبت امام زمان می زنند ولی در عمل استقامت نداشته آنچنان سست و ناتوانند که وقتی منافع مادی شان به خطر افتد همان ایمان ضعیف را هم از دست می دهند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: " او [امام زمان علیه السلام] کسی است که از یاران و شیعیانش غایب می شود، غیبتی که در آن غیبت کسی در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمی ماند، مگر کسی که خدا قلبش را به ایمان آزموده باشد." (البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج 2 ؛ ص104)
آزمایش و غربال انسان های صالح

در مورد غیبت امام زمان علیه السلام، ائمه معصومین مطالبی را بیان فرمودند و به مسلمانان هشدار دادند، از جمله، مفضّل بن عمر گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: «بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانا به خدا که امام شما سال های سال از روزگار این جهان غایب شود و هرآینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مُرد، کشته شد، به کدام درّه افتاد، ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتی های گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده است و به وسیله روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود (حق از باطل شناخته نشود). مفضّل گوید: من گریستم و عرض کردم: پس ما چه کنیم؟ حضرت به شعاعی از خورشید اشاره کرد و فرمود: ای اباعبدالله این آفتاب را می بینی؟ عرض کردم: آری فرمود: به خدا امر ما از این آفتاب روشن تر است»(شیخ کلینی،  اصول کافی، ج2، ص134، ح3) یعنی علوم و معجزات و اخلاق و کمالات امام زمان برای راهنمایی مردم به حق از آفتاب روشن تر است. در این حدیث شریف امام صادق علیه السلام در ضمن پیشگویی غیبت امام دوازدهم و آگاهی دادن به شیعیان به روشن و واضح بودن حق و حقیقت اشاره فرمودند که با کمی دقت و آگاهی می توان در راه درست قدم گذاشت و پیرو امام زمان(علیه السلام) بود.
غربال شدن انسان ها

در روایات امتحان شدن انسان ها در زمان غیبت به غربال شدن تشبیه شده است یعنی در اثر غیبت امام درجه ایمان انسان ها سنجیده می شود و همان طور که با غربال کردن ناخالصی های مواد از آن جدا می شود، با طول غیبت امام افراد سست ایمان و دنیا طلب از مومنین خالص جدا می شوند. امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حتماً باید تمییز یابید، به خدا قسم حتماً باید پاک شوید به خدا قسم حتماً بایدغربال شوید همانطور که گندم را از زوان [علف هرزی شبیه گندم] غربال می کنند. (همان ،ص240، ح 8)

و نیز غیبت کبرای آن حضرت چنین توصیف شده است: و دومین غیبت همان است که سفیران و واسطه ها از میان برداشته شدند به جهت کاری که خدای تعالی خواسته بود و به خاطر تدبیری که خداوند در میان مردم  به کار برد تا مدعیان این امر از یکدیگر جدا شوند و آزمایش به عمل آید و زیر و رو و غربال و تصفیه شوند چنانچه خدای عزّوجل می فرماید: «ما کَانَ اَللهُ لِیذَرَالمُومِنینَ عَلی ما اَنتُم عَلَیهِ حَتّی یمِیزَ الخَبیثَ مِنَ الطَّیبِ وَ ما کانَ اَللهُ لِیطلِعَکُم عَلَی الغَیبِ» خدا افرادی را که بر طریقه شما ایمان دارند فرو نمی گذارد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند و خداوند شما را از غیب آگاه نسازد. (آل عمران 178-179)

و اکنون همان زمان است که فرا رسیده است. خداوند، مارا از ثابت قدمان بر حق قرار دهد و از افرادی باشیم که در غربال گرفتاری از غربال بیرون نشویم. از خداوند می خواهیم که فرج دوستان خود را از آن غیبت نزدیک فرماید و ما را در جایگاه برگزیده ای که از آنان راضی است و آنان را برای یاری دینش و خلیفه اش انتخاب فرموده است، قرار دهد.
خلاصه سخن

در روایات آمده است که، حکمت غیبت حضرت ولی عصر،امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غربال شدن انسان های صالح و آزمایش مردم است. چه بسا که بر اثر طولانی شدن غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، گروهی از مردم منکر وجود مبارک حضرت می شوند و از عقیده خود باز می گردند، بنابر این وظیفه داریم هر چه بیشتر نسبت به امام زمانمان معرفت کسب کرده و اعتقاداتمان را محکم کنیم تا در صراط مستقیم باقی بمانیم. 

انسان باید برای پیمودن مسیر قرب و رسیدن به قله ی کمال، استعدادهای درونی خود را بشناسد و خاک غفلت از روی آنها بر دارد، نهادها و استعدادهای متنوع و متکثر خود را در هستی حرکت دهد تا بتواند به نتیجه مطلوب دست یابد. بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که این موجود علاوه بر بعد فردی دارای بعد اجتماعی نیز هست و این بعد پله های رسیدن او به کمال را تشکیل می دهد، رکن رکین و پایه ی اصلی همه تلاش های انسان بر حکومت قرار می گیرد چراکه؛ اگر انسان در تمام عمر خود تلاش وافری در امر خود سازی انجام دهد ولی اگر در زیر یوغ حکومت طاغوت باشد مانند کسی است که کاخ بسیار مجلل و زیبایي بر روی آتشفشان درست کرده است.

حاکمیت از آن خداست یعنی نجات و سعادت انسان در پرتو حاکمیت حق امکان پذیر است و سرّ این مطلب آن است که انسان موجودی است که باید متوجه یک مبدأ و تکلیف باشد. انسان باید ولی امر داشته باشد، کسی که فرستاده خداست و بتواند او را حاکم خود قرار دهد. ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و پیامبرش و صاحبان امر را فرمان برید.(نساء/59)

اعتقاد شیعه بر آن است که زمامدار اصلی و مصلح پایانی این عرصه را فرمانروایی خواهد نمود و تاریخ به سوی جامعه مطلوب حرکت خواهد کرد اگرچه حکومت حضرت عجل الله، آخرالزمان نامیده می شود اما ولایتش ابتدای حیات انسانی است. حکومت وعده داده شده ای که در آن صالحان و مستضعفان متصدی امور خواهند بود. (قصص/5)
فرمانروایی و استقرار حکومت واحد جهانی مهمترین اصلی است که امام عصر عجل الله تعالی فرجه بعد از ظهور انجام خواهند داد، در حالی که مردم جهان، سالها در زیر ظلم و ستم و فساد حاکمان جور بوده و در پی بی عدالتی و الحادی گری و نا امنی چشم براه منجی هستند؛ حکومتی سراسر صلح و آرامش جهان را فراخواهد گرفت. بزرگترین و درخشنده ترین دستاوردهای حکومت جهانی حضرت را می توان امنیت، عدالت، آبادانی جهان، رشد عقلی و احیاگری سنت های زیبا و... دانست.
امنیت

شیرین ترین دستاورد این حکومت جهانی، امنیت است که خداوند آن را به زمینیان وعده داده است و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا( نور/55) بشر اکنون برای بدست آوردن آرامش و آسایش انواع فرمول های مدیریتی و امکانات علمی و تکنیکی را به کار می برد اما هنوز در به در کوچه های فساد و ناامنی است. اما خداوند به وسیله ی آخرین ذخیره خود زمین را از هر تجاوزی پاک و از هر ستمی خالی می کند. ( کمال الدین و تمام النعمه / ج2/ ص371) پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: تاوی الیه امته کما تاوی النحله یعسوبها؛ مردم همانند زنبور عسل نسبت به ملکه خود، به مهدی علاقه مند و وابسته و به او پناه می آورند. (معجم احادیث الامام المهدی/ ج1/ ص 220)
عدالت

عدالت دیگر هدیه ی دست نیافتی بشر است که با ظهور او محقق خواهد شد. عدالت اقتصادی در زمان ظهور و رفع تبعیض و اجرای عدالت و مساوات باعث حس برادری و برابری و رأفت و رحمت در بین مردم خواهد شد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به شما مژده آمدن مهدی عجل الله را می دهم که در آینده میان امت من برانگیخته خواهد شد و اموال را به نحو صحاح تقسیم می کند. شخصی پرسید صحاح چیست؟ آن حضرت فرمودند: توزیع یکسان دارایی. (کشف الغمه/ ج2/ ص 471)
آبادانی جهان

آبادانی جهان و افزایش مواهب و نعمت ها زندگی بشر در زمان مدیریت خاتم الاوصیا عجل الله تعالی فرجه امری خارق العاده و غیر قابل باور نخواهد بود. امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: همه سرزمین ها برای او هموار شود و شرق و غرب جهان از او فرمان پذیرد، گنجینه های  نهفته زمین برای او ظاهر گردد و در هیچ جای جهان ویرانی باقی نماند مگر اینکه آن را آباد کند.( کمال الدین و تمام النعمه/ ج1/ ص 331) سرشار از نعمت و موهبت شدن و عمران و آبادانی شهرها حاصل پرستش حقیقی رب العالمین است که توسط مردم در سایه حکومت حضرت عجل الله اتفاق خواهد افتاد.
کمال عقل بشر

خردورزی و رشد عقلانیت از دیگر مواردی است که در زیر سایه حکومت مهدوی نمود پیدا می کند. امام باقر علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما قیام کند دست خود را (کنایه از عنایت و توجه) بر سر بندگان قرار می دهد. پس خرد مردم زیاد شده و فهم آنان کامل می گردد. «اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ وَ اكْحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِی مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ فَأَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَ لِیَّكَ» وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِكَ» خدایا بنمایان به من آن جمال ارجمند و آن پیشانى نورانى پسندیده را  و سرمه وصال دیدارش را به یك نگاه به دیده ام بكش  و شتاب كن در ظهورش و آسان گردان خروجش را و وسیع گردان راهش را و مرا به راه او درآور و دستورش را نافذ گردان و پشتش را محكم كن، و آباد گردان خدایا بدست او شهرها و بلادت را؛ و زنده گردان بوسیله اش بندگانت را زیرا كه تو فرمودى و گفته ات حق است كه فرمودى: آشكار شد تبهكارى در خشكى و دریا بخاطر كرده هاى مردم پس آشكار كن براى ما خدایا نماینده ات را. (دعای عهد)
خلاصه سخن: اگر انسان در تمام عمر برای خود سازی تلاش کند ولی در زیر یوغ حکومت طاغوت باشد مانند کسی است که کاخ بسیار مجلل و زیبایي بر روی آتشفشان درست کرده است. انسان باید ولی امر داشته باشد، کسی که فرستاده خداست و بتواند او را حاکم خود قرار دهد. نجات و سعادت انسان در پرتو حاکمیت حق امکان پذیر است و سرّ این مطلب آن است که انسان موجودی است که باید متوجه یک مبدأ و تکلیف باشد.

دلسوزی فزاینده پیامبر برای اصلاح امت

پس از رسول گرامی اسلام، خداوند متعال برای هدایت بشریت دوازده نفر از فرزندان او را به عنوان امام منصوب کرده است تا با پیروی از ایشان جامعه نیل به کمال و رستگاری یابد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله به شدت نگران ایمان امت خویش بود. در چند آیه قرآن به نگرانی بسیار زیاد پیامبر برای هدایت مردم اشاره شده است: «لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن أَنفُسِكُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیكُم بِالمُومِنینَ رَءوفٌ رَحیمٌ» به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان، رئوف و مهربان است!» (توبه، آیه 128) خداوند متعال خطاب به پیامبر می فرماید: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا یَكُونُوا مُوْمِنِینَ» گوئی می خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی بخاطر اینكه آنها ایمان نمی آورند. (شعرا، آیه 3) و در جای دیگر می فرماید: «فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُوْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا» شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند تو جان خود را از اندوه در پیگیرى [كار]شان تباه كنى. (کهف، آیه 6)
حاضرم خودم و اهل بیتم را قربانی هدایت مردم کنم

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جان خود و اهل بیت خویش را فدا کرد تا انسان ها هدایت گردند. برای رهایی از جهالت و ضلالت امت خویش، حاضر شد جان خویش و فرزندانش را فدا نماید تا حقانیت اسلام را به گوش دل های پاک سرشت برساند. به عنوان موید این مطلب به سراغ فراز مشهوری از زیارت أربعین امام حسین علیه السلام می رویم که خطاب به پروردگار عرض می کنیم: «بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَهِ الضَّلالَه» خدایا حسین بن علی (علیهماالسلام) خون جگرش را در راه تو بخشید تا بندگانت از نادانی و سرگردانی در بیراهه نجات دهد.
فرزند رسول خدا را مظلومانه کشتند

مهمترین هتک حرمتی که در کربلا اتفاق افتاد، ظلم به امام و حجت خدا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود. آری! حسین نیز باید عاشقانه به مسلخ برود تا از ضلالت زمانه پرده برداری نماید و این بزرگترین ظلم بشریت است. ائمه اطهاری که همچون رسول مکرم صلی الله علیه و آله مظهر رحمت الهی هستند. فرزندان پیامبری که برای هدایتگری جامعه همچون جد بزرگوارشان نگران ایمان آوردن انسان ها بودند و در نهایت عطوفت و رافت با امت پیامبر رفتار می کردند، مستحق این همه ظلم نبودند و این بزرگترین جرم بشریت است. امام حسین علیه السلام در روز عاشورا هنگام مواجهه با انبوه دشمن با اینكه مى دید دشمن به تمام معنا آماده جنگ است و حتى از رسیدن آب به اردوگاه و اطفال آن حضرت جلوگیرى نموده است و دقیقه شمارى مى كند كه با كوچك ترین اشاره اى حمله را آغاز كند، از اندرز و نصیحت و بیدار سازى دشمن دست بر نداشت و با وجود هلهله کردن و هیاهوى لشكر، خطبه طولانى براى دشمن ایراد كرد. (سخنان امام حسین ازمدینه تا كربلا، ص 219) امام حتى از موعظه و نصیحت عمر سعد و شمر بن ذى الجوشن نیز خوددارى نكرد.

در روز عاشورا، در دیدارى كه با عمر سعد بین صفوف دو لشكر داشت، فرمود: واى بر تو اى پسر سعد آیا از خدایى كه به سوى او باز مى گردى، نمى ترسى؟ آیا با اینكه مى دانى من پسر چه كسى هستم، با من مى جنگى؟ قوم را رها كن و با من باش تا به خداوند متعال نزدیك شوى.
آیا ما ظالم هستیم؟!

آیا ما ظالم هستیم؟! آیا ما نیز به ولیّ خدا ظلم می کنیم! بزرگترین ظلم معصیت و نافرمانی ولی خداست. ظلم صرف قتل نیست، بلکه عدم تبعیت از امام، مصداق ظلم است. زخم زدن فقط با شمشیر نیست، بلکه معصیت ما نوعی زخم بر امام است. زمانیکه حضرت آدم و حوا از خوردن میوه درخت نهی شدند، گفته شد اگر سرپیچی کنید از ظالمین خواهید بود. «وَ یَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ» و ای آدم تو و همسرت در بهشت ساكن شوید و از هر جا كه خواستید بخورید اما به این درخت نزدیك نشوید كه از ستمكاران خواهید شد.(اعراف، آیه 19) ما نیز با معصیت خود به نوعی نسبت به امام زمان ظلم می کنیم. رسول اکرم برای هدایت ما حرص می خورد، فرزندش حسین در کربلا به فجیع ترین وضع کشته شد، دیگر فرزندانش نیز به شهادت رسیدند تا ما مومن باشیم ولی هنوز معصیت می کنیم و این ظلم به امام زمان و اجداد طاهرین اوست!
گنهکار ظالم است و امام زمان مظلوم

یا للعجب! رسول مان حضرت محمد صلی الله علیه و آله نگران هدایت نشدن فرد فرد امت خویش است. فرزندش حسین علیه السلام با خانواده و یارانش به قربانگاه رفت تا امروز سبب هدایت ما گردد. هنوز فرزندش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه با کمال محبت و رافت در پی نجات ماست و هنوز ظلم ما به خاندان عترت و طهارت علیهم السلام ادامه دارد. اما امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نگران عاقبت ماست و برای بخشش ما دعا می کند.

گناه و معصیت انسان ها همچون تیری بر قلب فرزند عزیز فاطمه علیهماالسلام زخم ایجاد می نماید. حضرت مهدی علیه السلام می فرماید: «قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاوُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ» حضرت مهدى(علیه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند: نادانان و كم خردان شیعه و كسانى كه بال پشه از دیندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند. (بحارالانوار،ج 25،ص267) و به شیعیان توصیه می کنند. «فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ كَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا» هر یك از شما باید به آنچه كه او را به دوستى ما نزدیك مى سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند. (بحار الانوار،ج 53،ص176)

همچنین فرموده است، نتیجه ایمان و ثبات قدم این است که با تحقق ظهور و قیام جهانی، توفیق دیدار و ملاقات امام مان را پیدا خواهیم کرد. «لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا» اگر شیعیان ما كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد، در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مى شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند. (بحار الانوار،ج 53،ص177)
خلاصه سخن:

فرزندان پیامبری که برای هدایتگری جامعه همچون جد بزرگوارشان برای ایمان آوردن انسان ها نهایت از خودگذشتی را انجام می دادند و در نهایت عطوفت و رافت رفتار می کردند، مستحق این همه ظلم نبودن و امروز فرزندش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز با کمال محبت و رافت در پی نجات ماست و هنوز ظلم ما، که همان گناهان ما است به خاندان عترت و طهارت علیهم السلام ادامه دارد.

یکی از ره آوردهای دوران ظهور و حکومت عادلانه حضرت مهدی علیه السلام آزادی انسان ها از بردگی و ستمگری است، بشری که در طول تاریخ ستم ها و ظلم ها، آزادی واقعی او را سلب کرده و او را به بردگی و بندگی کشیده است در آن دوران به آزادی واقعی و مشروع و دلخواه خود خواهد رسید. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود: «لیحل فیها ربقاً و یعتق رقّاً» مهدی بر سیره صالحان رفتار می کند، تا گره ها را بگشاید، و بردگان [و ملّت های اسیر و رنج دیده و ستم کشیده] را آزاد سازد. (نهج البلاغه، خطبه 150)

عوامل گناه برچیده می شود

مهم ترین عامل صدور گناه از انسان طمع و حرص او به اندوختن مال دنیا و احساس نیاز انسان به متاع دنیا است. وقتى انسان به قدر کفایت از مال و ثروت بهره مند گشته و عزت و آبروى اجتماعى بیابد و بینش او الاهى شود و دنیا و متاع آن برایش بى ارزش گردد و به یقین برسد که تمامى وعده هاى الاهى حق اند و - گرچه دیگران نخواهند و نپسندند و در سر راه تحقق آن مانع بتراشند - بالاخره محقق خواهند شد؛ اگر انسان به یقین برسد که معاد و حساب و کتابى در کار است و بهشت و آنچه در آن است قابل مقایسه با عمر دنیا و آنچه در آن است نبوده، دیگر انگیزه اى براى ارتکاب گناه باقى نمى ماند.

به خصوص که بنابر برخى روایات و استدلال های برخى محققان فرزانه، عمر ابلیس نیز با قیام حضرت مهدی علیه السلام تمام خواهد شد و به استناد برخی روایات آن ملعون به دست نبى اکرم صلی الله علیه و آله در بیت المقدس ذبح خواهد شد و تسویلات و وسوسه ها و تزیین هاى او هم منقطع مى گردد. (طباطبائی، المیزان [عربى] ج 14، ذیل آی 36، سوره ى حجر، ص 160، 161، 175) از طرف دیگر، موانع بى شمارى مثل حکومت عدل فراگیر که رهایى از عدالت آن امکان ندارد، محیط امن و امان و سالم و عدم پذیرش فساد و تباهى و گناه از طرف عموم مردم، مانع صدور گناه خواهد بود، پس انگیزه، مفقود و مانع، موجود مى شود.
رشد و کمال انسان ها

عموم افراد در عصر ظهور در مراتب بالاى رشد و كمال قرار مى گیرند و زندگى اخلاقى و معنوى پیشه مى كنند اما اجر و پاداش انسان هایى كه در دوران قبل از ظهور زندگى مى كنند و دین خود را نگه داشته اند و تسلیم وسوسه هاى شیطان نشده اند، از مردمانى كه در دوران ظهور زندگى خواهند كرد و تحت حاكمیت عدل الهى روزگار سپرى می كنند، بیشتر و بالاتر است. در روایتى از امام صادق ( علیه السلام) نقل شده است كه عبادت به همراه خوف و در دولت باطل، مانند عبادت در حالت امن و دولت حق نیست. بدانید كه هر یك از شما كه نماز فریضه را فرادا و پنهان از دشمن و در وقت بخواند ( وقتى كه علنى و با جماعت امكان ندارد ) خدا، براى او ثواب بیست و پنج نماز واجب بنویسد و كسى كه نماز مستحبى را در وقت اش به درستى بخواند ، خداوند براى او ثواب ده نماز مستحبى بنویسد و فردى كه كار نیك و حسنه اى انجام دهد خداوند ثواب بیست عمل حسنه براى او بنویسد و هر كس نیكوتر انجام دهد، خداوند ثواب را مضاعف می كند. سپس حضرت در علت این پاداش می گوید: شما، صابر همراه با امام و منتظر دولت حق هستید، بر امام و بر جان هاى خود از شر حاكمان ظلم در هراسید، حق شما در دست ظالمان است و شما را از آن منع می كنند، و شما را در تنگى و طلب معاش قرار داده اند، در حالى كه بر دین و عبادت و اطاعت از امام و ترس از دشمن خود صابر هستید. از این رو خداوند اعمال شما را چند برابر می كند. پس بر شما گوارا باد. سپس حضرت در پایان حدیث می فرمایند: به خدا سوگند! هر یك از شما به این حال بمیرد، نزد خداوند افضل است از بسیارى كه در بدر و احد حضور داشتند( بحار، ج 52، ص 127 ح 20) و در روایات متعدد انسان منتظر مانند فردى شمرده شده است كه در ركاب پیامبر به شهادت رسیده است. (بحار ج 52 ، ص 126 ، ح 19)
آزمون و ابتلا ادامه دارد

از طرفى طبق روایتى، شیطان كشته مى شود و مردم در زمان ظهور از شر وسوسه ها و فریب هاى او در امان خواهند ماند، ولى باز هم انسان داراى حق انتخاب و اختیار است، پس باز هم امكان خطا و اشتباه براى او هست. به عبارت دیگر، نفس درونى و وسوسه هاى او، آدمى را رها نمی كند.

همچنین چون دنیا محل ابتلا و امتحان است و مردم دوران ظهور نیز امتحان می شوند، امتحان آنان در مقطعى دیگر و به صورت دیگر و شاید مشكلتر انجام شود. به عنوان مثال، دانش آموزى كه در مقطع دبستان امتحان می دهد، در حد و اندازه علمى و توان فكرى از او آزمون گرفته می شود و وقتى به مقطع راهنمایى و دبیرستان وارد می شود، با توجه به رشد علمى و فكرى امتحان سختترى را باید پشت سر بگذارد.
همین فرد، وقتى وارد دانشگاه شد، باز باید امتحان بدهد و حتى ممكن است امتحان او به جاى ده سوال، فقط یك سوال باشد و به او اجازه استفاده از كتب نیز داده شود، ولى روشن است كه امتحان او، بسیار سخت تر است و بخشش و ارفاق استاد نسبت به او كمتر می شود. اگر دانش آموز ابتدایى بشنود در دانشگاه چنین امتحانى می گیرند، آن را شاید نوعى ظلم بداند و بگوید: چگونه است من كه مقدار علم كمترى دارم باید سوالات بیشترى را آن هم به صورت حفظى پاسخ دهم، ولى دانشجو هم سوالات كمترى دارد و هم حق استفاده از كتاب براى او است. ولى فردى كه به همه دوره هاى تحصیلى اشراف دارد، در می یابد كه كلام این دانش آموز صحیح نیست.
دوران ظهور نیز چنین است. هر چند امتیازاتى بى نظیر و بى بدیل دارد، ولى امتحانات خاص خود را نیز دارد. قرآن كریم در مورد زنان پیامبر می گوید: اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكارى مرتكب شد، عذاب او دو چندان است ( احزاب / 30 ) یعنى انتساب شما به پیامبر به شما ویژگى و امتیازى داده است كه اگر تقوا پیشه كنید، مانند دیگر زنان نیستید ( بلكه ممتازتر هستید ) و اگر خطایى مرتكب شوید نیز از دیگران بیشتر در عذاب هستید. (احزاب / 30 - 32) با توجه به دو نكته فوق روشن میشود كه خداوند در همه حال نسبت به بندگان عدالت را مراعات می كند .

خلاصه سخن: مهم ترین عامل صدور گناه از انسان طمع و حرص او به اندوختن مال دنیا و احساس نیاز انسان به متاع دنیا است. وقتى انسان به قدر کفایت از مال و ثروت بهره مند گشته و عزت و آبروى اجتماعى بیابد و بینش او الاهى شود و دنیا و متاع آن برایش بى ارزش گردد و به یقین برسد که تمامى وعده هاى الاهى حق اند، دیگر انگیزه اى براى ارتکاب گناه باقى نمى ماند.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - مقاله

دسته بندی