القاب حضرت مهدی

یعسوب المتقین: پیشواي متقین.

معزّ الاولیاء: عزّت بخش یاران.

مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.

وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.

نور ابصار الوري: نور دیدگان خلایق.

الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.

کاشف البلوي: بر طرف کننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: آماده براي ریشه کن کردن ظالمان.

المنتظر لاقامۀ الأمت و العوج: مورد انتظار براي از بین بردن کژيها و نادرستی ها.

المترجی لازالۀ الجور و العدوان: مورد آرزو براي بر طرف کردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براي احیاي مجدد واجبات و سنن الهی.

المؤمّل لاِحیاء الکتاب و حدوده: مورد امید براي زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الکلمۀ علی التقوي: گرد آورنده مردم بر اساس تقوي.

السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، مسبب رحمت الهی بر زمین.

صاحب یوم الفتح و ناشر رایۀ الهدي: صاحب روز پیروزي و بر افرازنده پرچم هدایت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکاري.

الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.

المنصور علی من اعتدي علیه وافتري: یاري شده علیه دشمنان و افترا زنندگان.

المضطرّ الّذي یجاب اذا دعی: مظطرّي که چون دعا کند دعایش مستجاب شود.

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

القاب حضرت مهدی

نضرة الأیام:طراوت روزگار، شادابی زمان، سرّ سرسبزي دوباره تاریخ.

الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاي مانده از آثار پیامبران،خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.

الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشري.
صاحب الامر: دارنده ولایت امر الهی، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستی به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدي و ناپاکی از زمین.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی.

مهدي الامم: هدایتگر همه امّتها، راه یافته راهنمايِ همه طوایفِ بشریت.

جامع الکَلِم:گردآورنده همه کلمه ها بر اساسِ کلمه توحید، وحدت بخش همه صف ها.

ناصر حق اللَّه: یاريگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادة اللَّه: راهنماي مردم به سوي مقاصد الهی، راه بلد و راهبر انسانها در راستاي اراده خداوند.

الثائر بأمر اللَّه: قیام کننده به دستور الهی، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیی المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاي اهل ایمان.

مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاك کننده کفّار.

معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفرپیشگان.

منجی المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایی بخش استضعاف کشیدگان.

سیف اللَّه الّذي لاینبو: شمشیر قهر خدا که کند نمیشود.

میثاق اللَّه الّذي أخذه: پیمان بندگی خدا که از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستی دوران.

کلمۀ اللَّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهی.

تالی کتاب اللَّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قاري آیات کریمه قرآن.

وعداللَّه الّذي ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهی.

رحمۀ اللَّه الواسعۀ: رحمت بی پایان خدا، لطف و رحمت بیکران پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار ربّ العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهايِ ربوبی.

معدن العلوم النبویه: گنجینه دانشهايِ پیامبري و خزانه معارف نبوي.

نظام الدین: نظام بخش دین

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

نکته 49 تا 117 بعضِ القابِ حضرت(علیه السلام)
در اینجا به ذکر پاره اي عناوین و صفات که در ضمنِ زیارت هاي مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدي علیه السلام مورد تصریح قرار گرفته است اشاره می کنیم:

بقیۀ اللَّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفۀ اللَّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللَّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوي الهی که اولیايِ حق رو به او دارند.

باب اللَّه: دروازه همه معارف الهی، دري که خدا جویان براي ورود به ساحت قدس الهی، قصد آن را می کنند.

داعی اللَّه: دعوت کننده الهی، فرا خواننده مردم به سوي خدا، منادي راستین هدایت الی اللَّه.

سبیل اللَّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاي آن قرار دهد سرانجامی جز هلاکت نخواهد داشت.

ولی اللَّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهی، دوست خدا.

حجۀ اللَّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براي هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او استدلال می کنند.

نور اللَّه: نور خاموشی ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدي، مایه هدایتِ رهجویان.

عین اللَّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستی، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.

سلالۀ النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله

علم الهدي: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه خدا، نشان مسیر حقیقت.

سفینۀ النّجاة: کشتی نجات، وسیله رهایی از گرداب ضلالت، سفینه رستگاري.

عین الحیوة: چشمه زندگی، منبع حیات حقیقی.

القائم المنتظر: قیام کننده اي که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانی اویند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقّق بخش عدالت موعود.

السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از غلاف بیرون آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاي سیاه فتنه و جور.

شمس الظلّام: خورشید آسمان هستی، ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایی انسان، فصل اعتدال خلایق.

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

نکته 46 وجهِ القابِ آن حضرت
هر یک از القابِ حضرت را وجه یا وجوهی است؛ مثلًا آن حضرت را « مهدي » می گویند از آن جهت که هدایت به حق می کند، و « قائم »می گویند چون قیام به حق می کند و « منتظرش » گویند چون مؤمنان در انتظارِ قدومِ اویند،و « حجّت »نام اند از آن رو که  حجّت و گواهِ خدا بر خلق است.( 1 )در نگینِ انگشترِ حضرت نیز همین لقب نوشته شده است؛ به نقل « کفعمی » عبارتِ انگشتري حضرت این گونه است: « اَنَا حُجَّۀ اللَّه وَ خاصَّتِه »(2)
نکته 47 اسامی و اوصاف و القابِ حضرت مهدي(علیه السلام)
مرحوم ثِقۀ الاسلام نوري در بیانِ اسماء شریفه امام عصر(علیه السلام )با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانی پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران، تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب برايِ حضرت مهدي(علیه السلام )ذکر میکند و مدّعی است که در این مقام، از استنباط هايِ شخصی و استحسان هايِ غیر قطعی خودداري نموده است. در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، از کتب مختلفه قابل استخراج بوده که از آن جمله آنها: محمّد، احمد، عبداللَّه، محمود، مهدي، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعی، شرید صاحب، غائب، قائم ، منتظر و...می باشد.( 3) کنیه هايِ آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم [هم کنیه پیامبرصلی
الله علیه وآله ، ابوعبداللَّه، اباصالح که مرحوم نوري ابوابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از کنیه هايِ ایشان شمرده است.

نکته 48 القابِ امام(علیه السلام)
از جمله القابِ آن حضرت، حجّت، قائم ، خلف صالح، صاحب الزمان، بقیۀ اللَّه است که مشهورترین آنها مهدي میباشد.(4)

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

1.ر.ک.بحار الانوار ج 51 ص28-31 حیاه الامام المهدی (ع) باقر شریف القرشیص27-28

2.اعیان الشیعه ج2، ص44

3.النجم الثاقب از صفحه 55 تا 132

4.نجم الثاقب ص 48 و ص49

نکته 42 لقبِ مهدي(علیه السلام)

امام زمان هدایت شده و هدایت کننده است، فلذا به ایشان مهدي خطاب میشود. امام صادق(علیه السلام) در ضمنِ حدیثی در این مورد فرمود:«آن حضرت را مهدي گویند، زیرا او مردم را به امري که گم کرده اند هدایت می کند، و قائم گویند چون به حق قیام کند»(1)
نکته 43 چرا منتظر؟
از امام باقر(علیه السلام) سؤال شد چرا او را منتظر گویند؟ فرمود:« زیرا برايِ او غیبتی طولانی است که روزهایش بسیار است؛ افرادِ  مخلص و پاك در انتظارِ او به سر می برند ولی افرادِ شکّاك و مردّد او را انکار می کنند و منکران، نامش را به مسخره می گیرند.تعیین کنندگان وقت (ظهور) بسیارند و عجله کنندگان در (ظهور) او به هلاکت می رسند و مسلمانان به وسیله او نجات می یابند.
نکته 44 نامِ مباركِ حضرت
نامِ آن حضرت محمّد، همان نامِ جدّش رسول اللَّه(صلی الله علیه وآله) است.( 2) تمامیِ مورّخان و محدّثان معتقدند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)خودشان این نام را بر او نهاده بودند.( 3) این هم نامی بی دلیل نیست، بلکه گویايِ این حقیقت است که همان طور که
پیامبر(صلی الله علیه وآله) با طلوعِ خود، جهانیان را از گمراهی و جهل نجات داد، دوازدهمین فرزندش نیز با ظهور خود بشریت را از تاریکی و ضلالت، نجات بخشد.( 4)
نکته 45 القابِ آن حضرت
القابِ مشهور آن حضرت عبارتند از : « مهدي » ،« قائم »،« منتظر »،« حجت »،« خلف صالح »،« بقیۀ اللَّه »،« منصور »،« صاحب الامر »،«ولی عصر »و« صاحب الزّمان» که معروف ترین آن ها «مهدی» است.(5)

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

1.اثباة الهداة ج 7 ، ص 110، و نیز در همین کتاب ص 169 وجهِ تسمیه دیگري در موردِ واژه مهدي از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است. توضیح اینکه : مردم آن زمان اسلام راستین را گم کرده اند و حضرت مهدي(علیه السلام) آنها را به دینِ اسلامِ ناب هدایت می کند. {توضیح المقاصد ص512}

2.ر.ک .منتخب الاثر ص182-184.بحار الانوار ج 51 ص2

3.حیاه الامام المهدی (ع) باقر شریف القرشی ص 27 به نقل از عقد الدرر

4.بحارالانوار ج 52 ص 338؛ الارشاد ج 2 ص 384

5.اعیان الشیعه ج 2 ص 44 حیاه الامام المهدی (ع) باقر شریف القرشی ص 27؛ بحارالانوار ج 51، ص 28-43

نکته 40 و 41 لقبِ قائم(علیه السلام)

می پرسند: چرا امام زمان(علیه السلام) با کلمه « قائم » و  « مهدي » خوانده می شود، و چرا بعضی با شنیدن لقبِ « قائم » برمی خیزند و می ایستند؟

پاسخ: در بسیاري از روایات، آن حضرت با القابِ قائم( 1 ) و مهدي، یاد شده و در موردِ قائم، بسیار می شد که در زمانِ ائمّه(علیهم السلام) بر اثرِ ظلم و فساد حاکمانِ غاصب، امامان به یادِ امام زمان(علیه السلام) می افتادند و می فرمودند:«قائم ما انتقامِ ما را خواهد گرفت» قائم یعنی قیام کننده، نظر به اینکه قیام و نهضت حضرت مهدي(علیه السلام) جهانی است و در تمامِ تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده، آن حضرت با این عنوان خوانده می شود. امّا اینکه پیروانِ آن حضرت با شنیدنِ این لفظ و یا با گفتن این کلمه برمی خیزند و می ایستند، یک نوع عمل مستحبّی و احترام و اظهارِ پیوند و انتظار به آن حضرت است و ضمناً مردم را به یادِ نهضت و قیامِ حضرت مهدي (عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف) می اندازد و برايِ آنها این تلقینِ عملی می شود که باید برخاست، نهضت کرد، امیدوار بود و به زمینه سازي برايِ ظهور و قیام جهانی رهبري معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان
و قلب تپنده هستی است پرداخت. این کار حتّی در زمانِ امام صادق(علیه السلام) در میانِ شیعیان معمول بوده، حتّی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا(علیه السلام) کلمه« قائم علیه السلام » ذکر شد، امام رضا(علیه السلام)برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللّهم عجل فرجه و سهل مخرجه؛( 2 ) خداوندا بر فرجش شتاب کن، و راهِ ظهور و نهضتش را آسان گردان »

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

1.ناگفته نماند که امام صادق(علیه السلام) فرمود: همه ما امامان، قائم هستیم ولی آن قائم (امام دوازدهم) صاحب شمشیر (قدرت و حکومت) است و برنامه اي غیر از برنامه ما دارد. اثباة الهداة ، ج 7، ص127

2.بحار الانوار، ج 51، ص30

نکته 38 دوره حیرت و محنتِ شیعیان
از وفاتِ امام حسن(علیه السلام) تا پایان غیبت صغري که امام زمان(علیه السلام) سایه پدر را از دست داد و خود عهده دارِ منصبِ امامت گردید را میتوان دورانِ حیرت و محنت شیعیان نامید(1) که بر دوستدارانِ اهل بیت(علیه السلام) بسیار سخت گذشت و آنان، آزمون سرنوشت سازي را پشت سر گذاشتند. از یک سو، فرقه ها و نحله هايِ گوناگونی پیدا شدند که در رابطه با امامت، افکار و اندیشه هايِ متضادّي داشتند و مردم را به شبهه و تردید می انداختند و شیعیان، به دنبالِ ملجأ و مرجعی می گشتند،( 2 ) تا بتوانند در این عرصه خطرناك، در پناهِ او بمانند و از افکار اندیشه خود به دفاع برخیزند و این مسأله، به اندازه اي شدّت یافته بود که مسعودي می نویسد:« مردم، پس از امام حسن(علیه السلام) بیست طایفه شدند و هر یک، بر باور و عقیده اي بودند »(3)از سويِ دیگر، دشمن احساس کرده بود که امام یازدهم(علیه السلام )فرزندي دارد، از این روي در صددِ دستگیري و نابوديِ وي برآمده بود. مجموعه این حوادث، فضايِ حیرت و سرگردانی شیعیان را دوچندان کرده بود و به فرموده امام رضا(علیه السلام):«...و لابد من فتنۀ صماء صیلم یسقط فیها کل ولیجۀ و بطانه و ذلک بعد فقدان الشیعۀ الثالث من ولدي؛( 4) بعد از درگذشتِ سوّمین فرزندم {امام حسن(علیه السلام) }فتنه فراگیر و طاقت فرسایی فرا می رسد که بسیاري از خوبان و نخبگان در آن فرو می افتند.
نکته 39 امامت در خردسالی
امام زمان(علیه السلام) در پنج سالگی به امامت رسید و عهده دارِ این مسئولیتِ خطیر و بزرگ گردید. آیا این مسئله جنبه استثنایی داشت، یا امري معمولی و عادّي بود؟ در باورِ ما شیعیان، امامت در سنینِ کم، محذوري ندارد و نمونه هايِ دیگري نیز داشته است. قرآن مجید، به عنوانِ محکمترین سندِ معارف دینی، از افرادي نام می برد که در خردسالی دارايِ حکمت و نبوّت شدند. این نشانگرِ آن است که در میراث پیام آوران الهی، مسئله پیشوایی در کودکی، پدیده نوظهوري نبوده و نیست «یا یحیی خذ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیناهُ الْحُکْمَ صَبِیاً » (5) اي یحیی! کتاب را به نیرومندي بگیر و در کودکی به او دانایی عطا کردیم. درباره نبوت عیسی(علیه السلام) می فرمایند: « فَأَشارَتْ اِلَیهِ قالوا کَیفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فی الْمَهْدِ صَبِیاً* قالَ اِنّی عَبْدُاللَّه آتانِیَ الْکِتاب وَ جَعَلَنی نَبِیاً»(6)به فرزند اشاره کردند، پس گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم. کودك گفت: من بنده خدایم. به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است»بنابراین، مسأله امامت در سنِّ کودکی، نخستین بار نبوده است که موردِ اعتراض واقع شده بلکه پیش از امام زمان(علیه السلام) در بین انبیاء نمونه هاي فراوان داشته است؛ از جمله امامان قبل از حضرت: امام جواد و امام هادي(علیهما السلام) که در خردسالی عهده دارِ امامت شده بودند.

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

پی نوشت ها:

1.الغیبه للنعمانی، ج 185، ص66

2.بحار الانوار، ج51، ص11

3.مروج الذهب، ج 4، ص199 سفینه البحار، ج2، ص703

4.الغیبه للنعمانی ص 180، کمال الدین ص 370

5.سوره مبارکه مریم آیه 12

6.سوره مریم آیه 29

نکته 36 ولادتِ پنهانی؛ چگونه؟
معمولاً کسی که داراي فرزند می شود، خویشان، دوستان و همسایگان از آن آگاه می شوند، به ویژه اگر شخصی دارايِ موقعیتِ اجتماعی باشد، این مسأله از کسی پوشیده نمی ماند. چگونه میتوان تصوّر کرد که برايِ امام حسن(علیه السلام) نوزادي به دنیا بیاید و مخالفان، با آن همه دقّت و حسّاسیت و گماردنِ جاسوس هاي فراوان در منزلِ امام و وابستگانِ آن حضرت، از تولّدِ نوزاد آگاه نگردند. آیا این مسئله عادي و طبیعی بود، یا اعجاز و خرق عادت؟

پاسخ: امام حسن(علیه السلام) از پیش گویی ها آگاه بود و اهمیت و عظمتِ آن مولود را نیز به درستی میدانست و از حساسیتِ دشمنان درباره تولّدِ این نوزاد، غافل نبود و اوضاعِ سیاسی و شرایطِ اجتماعی را کاملاً می شناخت؛ از این روي، به گونه اي مقدّمات و پیش زمینه هايِ ولادتِ فرزندش را فراهم ساخت که نه تنها دشمنان، بلکه بسیاري از دوستان هم از این امر آگاه نشدند؛ بنابراین، می توان گفت: تدبیر و کیاست و حزم و دوراندیشی امام
حسن(علیه السلام) ایجاب می کرد تا آن حضرت به گونه اي این مأموریت را به انجام رساند که دشمنان در هدف هايِ شوم خود، ناکام بمانند و چنین هم شد. به همین جهت، شیخ طوسی، ولادتِ پنهانیِ امام زمان(علیه السلام) را امري عادّي و معمولی دانسته و می نویسد:« این نخستین و آخرین حادثه نبوده است و در طولِ تاریخ بشري، نمونه هايِ فراوان داشته است »(1)اشاره دارد، به: ولادتِ پنهانی ابراهیم(علیه السلام) به دور از چشم نمرودیان( 2) و ولادتِ پنهانیِ حضرت موسی(علیه السلام) به دور از چشمِ فرعونیان.( 3)
نکته 37 مکانِ تولّد و نگهداريِ امام(علیه السلام)
در این باره، چند احتمال وجود دارد: الف. در سامرّا به دنیا آمد و تا آخر عمر پدر بزرگوارش، در آنجا زیست.( 4 )

ب. در سامرّا متولّد شد و پیش از درگذشت پدر، به مکّه فرستاده شد و تا رحلتِ پدر بزرگوارشان در مکّه مکرّمه زندگی می کردند.( 5 )

ج.در سامرّا قدم به عرصه وجود نهاد و براي حفاظت و رشد، او را به مدینه بردند

د. در مدینه زاده شد و در همان جا ادامه حیات داد.( 6)

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

1.الغیبه للطوسی، ص77

2.بحار الانوار، ج12، ص19

3.همان مدرک، ج13، ص15

4.برايِ این احتمال دسته اي از روایات را که بیانگر تبریک و تهنیت شیعیان، بر امام حسن(علیه السلام) است، شاهد آورده اند، {الغیبۀللطّوسی : 230،251،کمال الدّین : 434.}به نظر ما، این گونه روایات، دلالتی ندارند بر این که مهدي(علیه السلام) در منزلِ امام حسن(علیه السلام) به دنیا آمده یا خیر؛ زیرا امکان دارد، در محلِّ دیگري به دنیا آمده و خبر ولادت وي، به اصحاب و یاران خاص رسیده باشد و آنان براي تبریک، به منزل امام(علیه السلام) در سامرّا رفته اند. شاهدِ دوّم روایاتی است که به عبارتِ گوناگون، از زبان حکیمه خاتون، نقل شده است، از جمله: دعوت امام حسن(علیه السلام) از ایشان در شبِ ولادت مهدي(علیه السلام) براي کمک به نرجس خاتون و مشاهده امام مهدي(علیه السلام) را به هنگام ولادت و پس از آن، در سامرّا.[الغیبۀللطّوسی : 232 ؛ کمال الدّین : 429 .] به نظرِ ما به این دسته از روایات هم نمی توان اعتماد کرد، زیرا، در برابرِ این دسته از روایات، روایت دیگري است که با آنها تعارض دارد. مثلًا نقل شده است:«شخصی پس از وفاتِ امام حسنعلیه السلام در مدینه به خدمتِ حکیمه خاتون می رسد و از ایشان می پرسد: امامِ پس از امام حسن(علیه السلام) کیست؟ ایشان پاسخ می دهد: زمین خالی از حجّت نیست و فرزندِ امام حسن(علیه السلام) جانشینِ اوست. راوي میپرسد که شما فرزندِ ایشان را دیده اید یا شنیده اید؟ می گوید: شنیده ام. [کمال الدّین : 501 .] اصولاً، روایاتی که از طریقِ حکیمه در این باره رسیده است، اضطراب دارند و روشن نیستند. و نمی توان بر آن ها برايِ اثباتِ این احتمال، استدلال کرد. شاهدِ سوّم روایاتی است که بیانگرِ دیدنِ امام زمان، توسّطِ گروهی از اصحاب، در منزلِ امام حسن عسکري(علیه السلام) است: [کمال الدّین : 435 ؛ سفینۀ البحار 2 703 .]در این نمونه از روایات چند نکته است: 1. اشخاصی که حضرت را در خانه امام یازدهم دیده اند، بیش از یک مرتبه دیدار نداشته اند و در رفت و آمدهاي بعدي، آن حضرت را ندیده اند. احتمال دارد که امام حسن(علیه السلام) برايِ اتمامِ حجّت و این که بعد از ایشان، حضرتِ مهدي(علیه السلام) امام شیعیان است، دستور داده آن حضرت را به سامرّا بیاورند و سپس به محلّی که در آن زندگی می کرد و نگهداري می شد، برگرداندند. 2. اگر امام مهدي(علیه السلام)در سامرّا می زیست و اصحاب مورد وثوق هم رفت و آمد داشتند، چه مانعی داشت که آن حضرت را بار دیگر ببینند و اطمینان بیشتري بیابند.

5.مسعودي در اثبات الوصیۀ : 271 ، نقل می کند که گفت: بر امام حسن عسکري(علیه السلام) وارد شدم. فرمود: چگونه اید در مسئله اي که مردم در آن تردید دارند؟ گفتم سرور من! وقتی خبر ولادت سید و مولاي ما، به ما رسید، مرد و زن و کوچک و بزرگ ما، آن را پذیرفتند. امام فرمود: آیا نمی دانید که زمین از حجّت خدا هرگز خالی نمی ماند. پس از این، امام حسن(علیه السلام) در سال 259 امام مهدي(علیه السلام) را همراه با مادرِ خود [مادرِ امام حسن(علیه السلام) به سويِ مکّه و حج فرستاد و سفارش هاي لازم را کرد و امور مربوط به امامت را به وي واگذاشت و به مادرش از حوادثِ سال آینده [سال 260 ] خبر داد. از این روایت چند نکته به دست می آید: 1. خبر ولادت حضرت مهدي(علیه السلام) به بسیاري از شیعیان داده شده بود و آنان به وسیله نامه و یا افراد مطمئن، از این مسئله خبردار شده بودند. 2. شیعیان درباره تولّد حضرت مهدي(علیه السلام) در حیرت و تردید بودند و بسیاري به واسطه همین مسئله دچارِ لغزش و انحراف شدند. 3. مدّتی پس از ولادت، امام مهدي(علیه السلام) در سامرّا بوده است. 4. امام مهدي(علیه السلام) در برابرِ این نقل، در چهار سالگی و یک سال پیش از درگذشت پدر بزرگوارشان، شهر سامرّا را ترك کرده و سفارش ها و اسرار امامت را در همان زمان از پدر دریافت کرده و از آن پس، امام حسن(علیه السلام) را ملاقات نکرده است. 5. آن حضرت، به همراهیِ جدّه خود، به سويِ مکّه رفته اند و در آن واديِ امن، رحلِ اقامت افکنده اند. مؤیدِ این احتمال، روایاتی است که مکان و مسکنِ حضرتِ مهدي(علیه السلام)« ذي طوي » محلّی در نزدیکی مکّه، دانسته اند.

6.بر این دو احتمال، می توان روایات و گزارشاتِ تاریخی اقامه کرد. به امام حسن عسکري(علیه السلام) عرض کردیم: پرسشی دارم، ولی بزرگواري شما مانع پرسیدن من است. اجازه می دهید آن را مطرح سازم؟ امام فرمود: بپرس. گفتم:سرورم، آیا شما را فرزندي هست؟ فرمود: آري. گفتم: اگر پیش آمدي شد کجا میتوان او را یافت؟ فرمود: مدینه. [الکافی 1، 328 .] ظاهرِ این صحیحه آن است که در زمانِ حیاتِ امام حسن(علیه السلام)، مهدي(علیه السلام) به دنیا آمده و در سامرّا نبوده است.ابی هاشم هم از کسانی نبوده است که امام(علیه السلام) از او تقیه کند. این که امام(علیه السلام) فرمود: در مدینه است، به این معنی نیست که بعد از درگذشت من سراغ او را در مدینه بگیرید؛ زیرا سؤال کننده می دانست که زمین خالی از حجّت نیست و وجود حجّت بعد از امام یازدهم ضروري است، امام(علیه السلام) هم در جواب فرمود: آن حجّت، در مدینه نگهداري می شود و نگران آینده نباشید. مؤیدات دیگري هم از روایات بر این احتمال میتوان اقامه کرد. [برايِ مطالعه بیشتر ر.ك: چشم به راه مهدي(علیه السلام)، جمعی از نویسندگان مجلّه حوزه : 255 .] به نظرِ ما هم اگر قرار بر این بود که حضرتِ حجّت(علیه السلام) از دستِ توطئه گران و مخالفان در امان بماند و به گونه طبیعی دوران کودکی و رشد خود را پشت سر بگذارد، بهترین جا براي این دوران، مدینه بوده است؛ زیرا هم از مرکزِ خلافت [سامرّاء] به دور بوده و هم خانواده بنی هاشم، در مدینه از پایگاه و موقعیتِ ویژه اي برخوردار بودند و می توانستند از این مولود مسعود، به بهترین وجه محافظت کنند، تا از گزند حوادث و آفات مصون بماند. و این،با اصل این که آن حضرت « خفی الولادة و المنشاء » {الکافی ج1 ص341؛ مرآةالعقول 4 : 57} نیز، سازگاري دارد.از سوی دیگر  حضورِ حضرت در سامرّا، به گونه عادي و معمولی، با توجّه به کنترل شدیدِ دشمن نسبت به خانه امام(علیه السلام)، غیر ممکن بوده و لزومی هم ندارد که همه چیز را با اصل معجزه و کرامّت حل کنیم. پذیرفتن این نکته که امام(علیه السلام) در مدینه متولّد شده و یا دست کم، پس از ولادت، به آنجا انتقال یافته و در آنجا دوران رشد و کودکی را پشت سر نهاده، با اصول امنیتی، بیشتر سازگار است.

نکته 32 شاهدِ تولّد
نسیم و ماریه خدمتکارانِ امام حسن(علیه السلام) روایت کرده اند که: وقتی صاحب الامر متولّد گشت بر دو زانويِ خویش نشست و انگشتانَش را به سويِ آسمان بلند نمود، سپس عطسه اي نموده فرمود:« الحمدللَّه رَبِّ الْعالَمین »(1)
نکته 33 معرّفیِ مولود
ابوغانم خادم می گوید: فرزندي برايِ امام حسن(علیه السلام)متولّد شد که نامش را محمّد گذاشت. روزِ سوّم، آن کودك را به اصحابَش نشان داده فرمود: این فرزندم بعد از من صاحب و امام شماست و همان قائمی است که همه در انتظارش می باشند، وقتی که زمین را جور و ستم فرا گرفت قیام می کند و عدل و داد را بر پا می دارد.(2)
نکته 34 شاهِد تولّد
ابوعلی خیزرانی از کنیزي که او را به امام حسن عسکري(علیه السلام) بخشیده بود، نقل کرده که گفت: من در تولد صاحب الامرحاضر بودم و نام مادرش صیقل است.(3)
نکته 35 شاهدِ تولّد
حسن بن منذر می گوید: روزي حمزة بن ابیالفتح نزد من آمد و گفت: بشارت باد که دیشب خدا به امام حسن فرزندي عطا کرده، لیکن دستور داده که امرش را مخفی بداریم. نامش را پرسیدم، گفت: نامش محمّد است.( 4)

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

1.اثبات الهده، ج7، ص293، اثباه الوصیه، ص 197

2.اثباه الهده، ج 6، ص431

3.منتخب الاثر ص343

4.اثباه الهده، ج6، ص432

نکته 28 عقیقه برايِ امام(علیه السلام)
ابوجعفر عمري روایت کرده که وقتی صاحب الامر متولّد شد، امام حسن(علیه السلام) فرمود: ابوعمرو را حاضر کنید. وقتی حاضر شد فرمود: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت خریداري و در بینِ بنی هاشم تقسیم کن و فلان عدد گوسفند هم برايِ فرزندم عقیقه کن!(1)
نکته 29 پنداري غلط!
موسی بغدادي گوید: از امام عسکري(علیه السلام) توقیعی صادر شد که در آن نوشته بود: پنداشتند که میتوانند مرا بکشند تا این نسل منقطع شود و خداي تعالی گفتار آنها را باطل کرد، والحمدللَّه.(2)
نکته 30 مولايِ کوچکِ ما!
حمزة بن نصیر غلام ابی الحسن(علیه السلام) از پدرش نقل کرده که گفت: وقتی که حضرت صاحب الامر متولّد شد اهلِ خانه حضرت عسکري(علیه السلام )به همدیگر بشارت می دادند. چون قدري بزرگ شد برايِ من دستور صادر شد که هر روز استخوان قلم با گوشت بخرم و گفتند: این برايِ مولاي کوچک ماست.(3)
نکته 31 صاحب الامر کیست؟
یعقوب بن منقوش گوید: وارد بر امام عسکري(علیه السلام) شدم و او بر نیمکت سنگی نشسته بود و سمتِ راستش اتاقی بود که بر درِ آن پرده اي آویزان بود. گفتم: سرورم! صاحب الامر کیست؟ فرمود: پرده را بردار! آن را بالا بردم و پسر بچّه اي که سنّش هشت یا ده سال بود با پیشانی نورانی و رویی سپید و چشمانی درخشان و کف دستی سطبر و زانویی برگشته، بیرون آمد که بر گونه راستش خالی بود و بر سرش گیسوانی؛ آمد و بر زانويِ پدرش امام عسکري(علیه السلام) نشست، آن گاه به من فرمود: این صاحبِ شماست! سپس آن فرزند از جا برخاست و امام به او فرمود: فرزندم! به درونِ خانه برو تا وقتِ معلوم برسد. او به داخل خانه رفت و من او را نگریستم، سپس فرمود: اي یعقوب! بنگر که در آن خانه کیست؟ من داخلِ خانه شدم امّا کسی را ندیدم.(4)

منبع: کتاب هزار و یک نکته پیرامون امام زمان (عج)، محمد رحمتی شهر رضا

1.اثبات الهدی،ج 6، ص430

2.کمال الدین، ج 2، ص117

3.اثبات الهدی، ج 7، ص 18، اثبات الوسیله ص197

4.کمال الدین، ج 2، ص116-117

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - هزار و یک نکته حجت خدا

دسته بندی