حتمی بودن ظهور

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(1)؛
ما می خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
در این آیه، به مؤمنان نوید داده شده که وارثان زمین و حاکمانِ پهنای گیتی خواهند گردید و این، وعده ی الهی و اراده ی ازلی حق تعالی است. این اراده، گاهی به صورت جزئی نیز تجلی کرده که از جمله ی آن، قصه ی نجات بنی اسرائیل و هلاکت فرعون به دست موسی (علیه السّلام) است.(2)
آیه ی یاد شده، با عنوان«وَنُرِیدُ» حکایت از اراده ی حق تعالی می کند که همواره جریان داشته و عاقبت، به طور گسترده و کامل به انجام خواهد رسید. این آیه- به دلیل حتمی بودن مفاد آن- در روایات نیز به ظهور حضرت حجت و حکومت جهانی ایشان تعبیر شده است.(3)
ظاهر آیه، هر چند درباره ی بنی اسرائیل می باشد، قرآن به لحاظ باطن، دارای مفاهیم گسترده ای بوده و مفاهیم گوناگون از دل آیه بیرون می آید و عمیق و قابل توجه است.

ظهور وعده ی الهی

ابوهاشم داوود، فرزند قاسم جعفری می گوید:
کُنّا عِندَ أَبی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ الرِّضا (علیه السّلام) فَجَری ذِکرُ السُّفیانی و ما جاءَ فی الرِّوایةِ مِن أَنَّ أَمرَهُ مِنَ المَحتُومِ فَقُلتُ لأَبی جَعفرٍ (علیه السّلام) هَلْ یَبدُوللهِ فی المَحتُومِ قالَ (علیه السّلام): نَعَمْ قُلنا لهُ فَنَخافُ أَنْ یَبْدُو لِلهِ فی القائِمِ فَقالَ (علیه السّلام) إِنَّ القائِمَ مِنَ المیعادِ...(... إنَّ اللهَ لا یُخلِفُ المِیعادَ(4)»(5)؛
نزد حضرت جواد (علیه السّلام) بودیم که از سفیانی و این که امر او حتمی است، سخن گفته شد. عرض کردیم: آیا ممکن است در امر حتمی برای خداوند بدأ حاصل شود؟ حضرت فرمود: بلی. گفتیم اگر این گونه است، پس هراس داریم که در خود قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم برای خداوند بدأ حاصل شود. فرمود همانا قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وعده ی خداوند است و... خدا در وعده ی خود خلاف نمی کند.
از نظر عقل، کسی را که به دلیل تهدید، خلف وعده نمود، می توان بخشید و از گناهش چشم پوشی کرد، اما از حکیم، وعده ی خلاف صادر نمی شود. لذا طبق این روایت، ظهور حضرت حجت که به معنای«وعد» و نوید به جامعه ی انسانی و بشری- به ویژه بندگان صالح- است هرگز تخلف پذیر نیست.
مرحوم مجلسی (رحمه الله) در توضیح این حدیث می فرماید: در این جا وعده ی خداوند به صراحت بیان شده است(6)؛
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً ...»(7)؛
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته ای انجام داده اند، وعده می دهد که -قطعاً- آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل می کند، [آن چنان] که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت...
بر اساس آیه ی شریفه، این وعده است و تخلف در وعده هرگز امکان ندارد. این نوید، در جای جای قرآن به بندگان صالح خدا داده شده که سرانجام، ‌حکومت عدل الهی و امامت جهانی به آنها باز می گردد و برای همیشه ادامه دارد و چنین بشارتی- طبق بیان صریح قرآن- در کتاب های گذشتگان نیز آمده است:
«
وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌ »(8)؛
در زبور بعد از ذکر [تورات] نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث[حکومت] زمین خواهند شد.

غایب ناظر

در این که فیض حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- در زمان غیبت- از چه راهی به اجتماع می رسد؟
حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود فرموده اند:
فیض من، مانند خورشیدِ در پس ابرها است(9) و این نور لازم برای ادامه ی زندگی اجتماع هرگز به تاریکی نمی گراید.
امام و ولی زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در هر دوره دو سمت دارد:
یکی، مرجعیت دینی؛ یعنی در مسائلی که مرجعیت دارند، باید همه ی این پرسش ها را پاسخ بدهند و دوم، زعامت سیاسی؛ به این معنا که رهبری جامعه ی تشیّع و البته رهبری جامعه ی اسلامی با ایشان است و هم پاسخ گویی به مسائل شرعی و هم تصدی مسئله ی زعامت و جنبه ی سیاسی جامعه و امت را عهده دار هستند.
در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز باید به زعیم و رئیس مراجعه کرد؛ چنان که در دوران اولیه ی اسلام نیز همین طور بوده است.(10)
امامان (علیهم السّلام) در همان دوران حضور، مرجعیت فتوایی را به اصحاب واگذاشته بودند(11) و افرادی چون محمد بن مسلم، ابان، زراره و زیاد از جمله کسانی بودند که امام باقر (علیه السّلام) به آنها حکم فتوا داده بود:
إجْلِسْ فِی مَسجِدِ المَدینَةِ و أَفْتِ النَّاسِ(12)؛
در مسجد مدینه بنشین و به پرسش های مردم پاسخ بده.
در زمان حضور این گونه بود که مسئله ی مرجعیت فتوایی به بزرگان واگذار شده بود، اما مرجعیت سیاسی- انحصاراً- در اختیار خود ائمه (علیهم السّلام) بود. توقیع (نامه ی) شریف از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که در دست اسحاق پسر یعقوب بوده و اکنون به ما رسیده است، به همین مطلب اشاره دارد(13):
و أمّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیها إلی رُواة حَدیثِنَا فَإنَّهُم حُجَّتِی عَلیَکُمْ و أَنا حُجَةُ اللهِ عَلیَهِم؛(14)
و اما درباره ی مسائل و حوادث جدیدی که برای شما پیدا می شود، به کسانی که احادیث ما را روایت می کنند رجوع کنید، چه این دسته حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم.
این توقیع از لحاظ سند، معتبر بوده، جای هیچ گونه خدشه نیست.

تعریف واژه ی رواة(راویان) حدیث

«رواة حدیثنا»، یعنی، ناقلان حدیث؛ کسانی که بتوانند مغزِ حقیقت و خواسته ی ما را برای شما بازگو کنند.
رواة حدیث؛ یعنی کسانی که در خدمت پیغمبراکرم( صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته و در دین تفقّه کرده اند. فقه عمیق تر از فهم است؛ پی بردن به عمق مطلب و علاج متعلقات و تخصیص را بلد شدن است.(15)
بنابراین، کسی می تواند، مرجعیت سیاسی، اجتماعی حضرت را برعهده بگیرد که جامعیت و شایستگی داشته باشد.
سخن حضرت در ادامه که فرمود: إنَّهمْ حُجَّتی عَلیَکُم(16)؛ تبیین این معنا است؛ یعنی اشخاصی که با چنین صفات یاد شده، حجت من بر شما بوده، در مقابل من و شما مسئول و پاسخ گو هستند. معنای حجت نیز همین است. این نوعی فرمان است. حضرت با همین بیان، مقام زعامت سیاسی را، به این گروه واگذار می کند. فقیهان با این فرمان، واجد حکم شده اند. البته به این نکته ی دقیق نیز باید توجه داشت که در مرجعیت فتوایی، ده تا فقیه می توانند در عرض و موازات هم پاسخ گو باشند. در عصر حضرت صادق (علیه السّلام) پنجاه فقیه، همه در عرض هم منصوب بوده اند و هر کس در منطقه ی خودش مرجعیت فتوایی داشته است.(17) اما اگر کسی زعیم سیاسی باشد، مسئله فرق می کند و این حکم عام، شامل حالش نمی شود. معنای احکامی که مربوط به زعامت سیاسی می شود، شامل کسانی است که واجد این صفات بوده، شایستگی این مقام را داشته باشند. البته این روایت را نباید این گونه معنا کرد که در بین مرجعیت و ولایت سیاسی، تعارضی هست، چرا که در برخی موارد فرض این است که فقیه هر دو صفت را دارا باشد؛ چنان که امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) درباره ی ولی امر نیز به این دو صفت اشاره فرموده است:
إنَّ أَحَقَ النّاسِ بهَِذا الأَمرِ اَقْواهُمْ عَلَیه. و أَعْلَمُهُمْ بأمرِ اللهِ فیِهِ(18)؛
سزاوارترین و شایسته ترین افراد برای رهبری کسی است که از توان[مدیریت] بیشتری برخوردار باشد و بهتر از دیگران از دستورهای الهی پیروی کند.

پی نوشت ها :

.1قصص(28)آیه ی 5.
2
.بقره(2) آیه ی 50.«وَ إِذْ فَرَقْنَا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْنَاکُمْ وَ أَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ‌ ». و[ به خاطر بیاورید] هنگامی را که دریا را برای شما شکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق ساختیم، در حالی که شما تماشا می کردید.
3
.مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج16، ص 18.
4
.آل عمران(3)آیه ی 9.
5
.محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 303.
6
.علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص 250، ح138.
7
.نور(24)آیه ی 55.
8
.انبیا(21)آیه ی 105.
9
.ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 483.
10
.محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص 267.
11
.همان، ج14، ص 311، ح21452.
12
.همان، ج14، ص 311، ح21452.
13
.ابن توقیع را ابوجعفر ابن بابویه صدوق (رحمه الله) در کتاب کمال الدین و تمام النعمه، به سند صحیح از ابوجعفر پسر یعقوب کلینی (رحمه الله) و او از برادرش اسحاق پسر یعقوب نقل کرده است: از محمد پسر عثمان عمری، نایب خاص دوران غیبت صغری درخواست کردم تا نامه ای به خدمت حضرت رسانده، پاسخ دریافت کند. البته مسائلی ردیف کرده که خود مسائل در نامه نیست ولی پاسخ آن با خط شریف حضرت نوشته شده است.
14
.شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 483.
15
.ر.ک: علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج2، ص 222، ج67، ص 374.
16
.همان.
17
.محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص 315، ح21454-16؛ ج17، ص 313، ح21447-9.
18
.نهج البلاغه، خطبه ی 173.

انتظار سازنده و پویا، انتظاری است که فرد و جامعه را به تحرک، سازندگی و تعهدآفرینی وادار کند و امروزش را نسبت به گذشته اش بهتر کند. این انتظار بسیار مثبت است. گو اینکه در مکتب اسلام، کسی که دو روزش مساوی باشد مغبون شمرده شده و کسی که روز بعدش نسبت به روز قبل بدتر باشد ملعون و مطرود است.
پیشوایان دینی گفته اند کسی که آینده خود را بهتر از گذشته نبیند، مرگ او بدتر از زندگی است. حال با چنین فرهنگی، افراد جامعه ای که بخواهند برای گسترش عدل به پا خیزند و آن را جایگزین محرومیت ها، تجاوز و ستم کنند، باید تلاش بی وقفه ای داشته باشند.
امام رضا (علیه السلام) در حدیثی تحقق انتظار فرج را این طور تبیین می کند: انتظار فرج نزد ما پایداری و مقاومت در برابر دشمنی ها و ستم ها و مصاحبت زیبا با همسایگان، اعطای خوبی ها به همگان، پند دادن به دیگران و نصیحت و مهربانی نسبت به انسان های مومن است. چنین انتظاری افضل اعمال است.
اساساً در این روایت معصوم (علیه السلام) این مطلب که به راستی باید انتظار پویا، سازنده و مستمر با آگاهی و شناخت باشد، به خوبی مشهود است.
انتظار صحیح و سازنده «بهترین عمل نزد خداوند» و «با فضیلت ترین عبادت است» و انسان منتظر «از اهل هر زمان فاضل ترند».
انتظار صحیح و سازنده انواع فراوانى دارد كه به ذكر چند نمونه آن، بسنده مى شود:
انتظار سازنده، عامل حركت
انتظار به معناى امید و آرزو است، بدون تردید امید و آرزو در زندگى انسان از م‍‍ؤثرترین عامل تحرك است. جوهره این امیدوارى، همان «خوش بینى» نسبت به آینده بشر و پشتوانه آن نوید حتمى خداوند به پیروزى مستضعفان و صالحان است. قرآن فرموده: «ما مى خواستیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم» (قصص / 4( و نیز چنین آمده: «ما پس از «تورات» در كتاب «زبور» چنین نوشتیم كه در آینده، صالحان و پاكان وارثان زمین خواهند بود». (انبیاء / 106 – 105)
امامان معصوم (علیه السلام) نیز به امیدوارى و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدى برحذر داشته است. امام على(علیه السلام) فرموده اند:  «انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و نومید از لطف و رحمت خدا نگردید».
اگر پیكارگران موحد و ظلم ستیز، عنصر توان بخش و انرژى زاى «امید» را از صحنه ى زندگى خود بردارند، انگیزه اى براى ادامه ى این جهاد مقدس نخواهند داشت، زیرا پافشارى را در مسیرى كه به شك منتهى مى شود غیرعقلانى مى یابند.
قرآن فرموده است: «از رحمت خدا مأیوس نشوید، كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأیوس مى شوند». (یوسف / 87)
یأس و ناامیدى بزرگترین مسلخى است كه ابلیس براى ذبح نمودن همه ى حیثیت ها و فضیلت هاى انسانى، فراراه آدمى تهیه كرده است. ناامیدى یعنى وداع گفتن با سرالاسرار آفرینش آدمى كه همان پیمودن چرخه تكامل است.
انتظار سازنده، چلچراغ امیدى دهلیزهاى بى فروغ قلب هاى انسان منتظر را آذین كرده و آنرا گذرگاه احساس، جهاد، تحرك، مقاومت و ایثار و شهادت مى سازد.
بنابراین، «انتظار، پیوند و قرابت برجسته اى با حركت دارد» حركت، از برآیندهاى انتظار، و انتظار از جهت دهنده هاى حركت است. (فصلنامه انتظار، مركز تخصصى مهدویت، سال دوم، شماره 6، زمستان 1381، ص 96)
انتظار سازنده، عامل مقاومت و بقاى تشیع
انتظار سازنده، از بزرگترین عوامل مقاومت و پایدارى است و از آن جهت كه مسلمانان و به ویژه شیعیان را در برابر ظلم ها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه مى دارد و به آنان دل و جرأت مى دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ایستادگى كنند و در عقیده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند سرمایه روحى بزرگى براى منتظران است.
«جیمز دارمستتر» شرق شناس و زبان دان معروف فرانسوى نیز انتظار را عامل مقاومت و بقاى تشیع دانسته است:
«در حلّه كه نزدیك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر صدنفر سوار با شمشیر برهنه مى رفتند و از حاكم شهر اسبى با زین و برگ مى ستاندند و... فریاد مى زدند كه اى صاحب الزمان! بیرون بیا».
وى مى گوید: «قومى را كه با چنین احساسات پرورش یافته است مى توان كشتار كرد اما مطیع نمى توان ساخت».
در طول تاریخ حیات پرافتخار تشیع، مهم ترین عاملى كه شیعیان را در برابر حكومت هاى جور و ستم از زوال و انقراض نگه داشته است مسأله انتظار و عقیده به ظهور حضرت مهدى(عج) بوده است. آیه الله صافى فرموده اند:
«پس از رحلت رسول خدا (صلى الله علیه وآله) و شهادت امیر المۆمنین و سید الشهداء تا امروز ریشه تمام حركات و نهضت هاى شیعه و مسلمین علیه باطل و استعمارگران، همین فلسفه اجتماعى انتظار عقیده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پیروزى مطلق بوده است».
انتظار سازنده، آراستگى به عدالت
انسان منتظر باید به زیور عدالت، تقوى و پارسایى آراسته باشد. استاد حكیمى مى گوید:
«منتظران ظهور مهدى كه در انتظار حكومت عدل جهانى به سر مى برند، باید پیوسته، نمونه عدل و عدل طلبى باشند».
اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعایت تقواى الهى، بتواند ملكه ى عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قواى نفسانى خود، اركان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مى تواند در عصر ظهور كه عصر استقرار عدل ناب و مطلق است خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدى مهدوى هماهنگ سازد. در غیر این صورت هاضمه ى شخصیت فرد، قدرت جذب مۆلفه هاى فرهنگِ عدالت محور دولت مهدى را نخواهد داشت.

برچسب‌ها: 

کتاب آسمانی ما مسلمانان - قرآن کریم- که آخرین وحی مکتوب به آخرین رسول خداست، کامل‌ترین کتاب راهنمای بشریت در همه‌ی ابعاد زندگی است.
با مقایسه‌ی کتب آسمانی ادیان زنده‌ی جهان به صراحت درمی یابیم که قرآن، کتابی است از گذشته و برای حال و آینده. آینده ای که خود وعده‌ی میراث برروی زمین و حکومت آن را به صالحان داده است.
این کتاب آسمانی کامل، وعده‌ها، نویدها و بشارات زیادی را در مورد آینده‌ی جهان، ظهور حضرت مهدی (عج) و برپایی حکومت الهی وی داده است.
فهرست سوره‌ها و آیاتی از منابع معتبر تفسیری و روایی مختلف درباره‌ی منجی موعود از قرآن کریم به شرح زیر آمده است که در ادامه‌ی این بخش به 20 مورد از این آیات خواهیم پرداخت و مطالعه‌ی بقیه‌ی آیات را به خواننده‌ی محترم توصیه می‌نماییم.
نام سوره آیات مرتبط
بقره: آیات 3-1 و 124 و 148 و 155
آل عمران: آیات 83 و 200
نساء: آیات 47 و 59 و 69 و 777 و 159
مائده: آیات 14 و 54
انعام: آیات 44 و 89،158
اعراف: آیات 1 و 53 و 128 و 157 و 159
انفال: آیه 39
توبه: آیات 33 و 34 و 36
یونس: آیات 20 و 24 و 35
هود: آیات 8 و 80 و 8866
یوسف: آیه 110
ابراهیم: آیات 38-36 و 87
حجر: آیات 10 و 38 و 45
اسراء: آیات 6-4 و 8 و 33 و 81
میم: آیات 37 و 75
طه: آیات 110 و 115 و 135
انبیاء: آیات 15-11 و 105
حج: آیات 39 و 41 و 60
مومنون: آیه 101
طور: آیات 3-1
نور: آیات 35 و 55
فرقان: آیات 11 و 26
شعراء: آیات 4 و 205 و 206 و 227
نمل: آیه 62
قصص: آیه 5
روم: آیات 5-1
سجده: آیات 21 و 29
سباء: آیات 18 و 54-51
صافات: آیات 83 و 171 و 172
ص: آیه 88
زمر: آیات 69 و 74
فصلت: آیات 16 و 17 و 53
شوری: آیات 1 و 2 و 21-18 و 24 و 41 و 45
زخرف: آیات 28 و 66
دخان: آیات 4-1
جاثیه: آیه 14
محمد: آیه 18
فتح: آیات 25 و 28
ق: آیات 41 و 42
ذاریات: آیه 23
انشقاق: آیه 19
قمر: آیات 1 و 2
رحمن: آیه 41
حدید: آیات 16 و 17
ممتحنه: آیه 13
صف: آیات 8 و 9
ملک: آیه 39
معارج: آیات 3-1 و 26 و 44
جن: آیات 24
مدثر: آیات 11-8 و 19 و 20 و 31
تکویر: آیات 15 و 16
بروج: آیه 1
طارق: آیات 15 و 16
غاشیه: آیات 4-1
فجر: آیات 4-1
لیل: آیات 1 و 2
قدر: آیه 5
بینه: آیه 5
عصر: آیات 3-1

1- سوره‌ی نور آیه‌ی 55:
خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده فرموده [داده است] که آنان را در زمین خلافت دهید، چنانچه امم پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند.
امام سجاد (ع) این آیه را تلاوت نموده و فرمود:

«آنها به خدا سوگند شیعیان ما اهل بیت هستند. (خداوند) این کار را به دست مردی از ما انجام خواهد داد، و اوست مهدی (عج) امت و هم اوست که رسول خدا (ص) درباره‌اش فرمود:»

چنانچه جز یک روز از دنیا باقی نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش، نام من است بیاید و زمین را پر از عدل و قسط کند هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
2- سوره‌ی نور آیه‌ی 35:
خداوند نور آسمان و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن چراغی باشد و آن چراغ، در میان شیشه ای که تلألو آن گویی ستاره ایست درخشان و روشن از درخت زیتون که با آن که نه شرقی و نه غربی است، شرق و غرب گیتی بدان فروزان است و بی آن که آتشی روغن آن را برافروزد خود به خود جهانی را روشنی بخشد، که پرتو آن نور حقیقت بر روی نور معرفت قرار گرفته و خداوند هر که را خواهد به نور خویش هدایت فرماید.
امام علی(ع) فرمودند:
«آن نور هدایت خداوند، قائم ما مهدی (عج) است».(2)
از آیه و روایت فوق چنین استنباط می‌شود که آن نور هدایتگر که روشنی بخش شرق و غرب گیتی است وجود مقدس حضرت مهدی موعود (عج) می‌باشد که انوار قدسی او سراسر گیتی را با ظهورش روشن می‌کند.
3- سوره‌ی انبیاء آیه‌ی 105:
و به راستی که ما پس از نوشتن در ذکر (تمام کتب آسمانی گذشته یا تورات) در زبور نیز نگاشتیم که البته بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد.
از امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) روایت شده است که فرمودند:
«بندگان صالح مذکور در این آیه که زمین را به ارث می‌برند، قائم (عج) و اصحاب او هستند».(3)
4- سوره‌ی قصص آیه‌ی 5:
و ما اراده کردیم بر آنان که در زمین مستضعف شدند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.
امیرالمومنین (ع) در تفسیر این آیه فرموده‌اند:
«ایشان، آل محمد (ص) هستند. خداوند مهدی آل محمد (عج) را برمی انگیزاند تا توسط او مومنان را عزیز و دشمنان را ذلیل و زبون گرداند».(4)
5- سوره‌ی مائده آیه‌ی 54:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید هر که از شما از دین خود برگردد [مرتد شود]، به زودی خداوند قومی را که دوستشان دارد و آن‌ها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند [سخت گیرند] برمی انگیزد و به عرصه می‌آورد.
سلیمان بن هارون عجلی گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می‌فرمود:
«به درستی که برای صاحب این امر (اصحاب و یاران) محفوظند. اگر همه مردم از بین بروند خداوند اصحابش را گرد او جمع می‌کند و آن‌ها هستند که خداوند درباره‌شان فرموده است: به زودی قومی را که دوستشان دارد و... تا آخر آیه.» (5)
6- سوره‌ی اعراف آیه‌ی 53:
آیا [کافران که منکر آیات خداوند و نتایج اعمالشان هستند] انتظار می‌کشند؟ منتظر رسیدن تأویل آیات و تحقق یافتن روز موعودند؟ روزی که تأویل آیات فرا رسد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«این آیه از آیاتی است که تأویل آن‌ها بعد از تنزیلشان می‌باشد و (تأویل این آیه نیز) در دوران حضرت قائم (عج) است».(6)
7- سوره‌ی اعراف آیه‌ی 128:
موسی به قوم خود گفت از خداوند یاری خواهید و صبر کنید، به درستی که زمین از آن خداوند است و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را واگذار نماید و سرانجام کار مخصوص پرهیزگاران است.
امام باقر(ع) فرمودند:
«در کتاب علی (ع) چنین یافتم که پس از ذکر این آیه، حضرت فرموده‌اند: من و اهل بیتم کسانی هستیم که خداوند زمین را به ما منتقل ساخته و ماییم پرهیزگاران.» (7)
8- سوره‌ی توبه آیه‌ی 33:
اوست خدایی که ر سول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم برتری و تسلط دهد، هر چند که مشرکان ناراضی و مخالف باشند.
ابوبصیر روایت می‌کند که امام صادق (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز صدق نکرده است و نخواهد کرد، تا این که قائم (عج) خروج نماید. پس چون خروج کند، هیچ مشرکی باقی نماند مگر این که خروج او را اکراه دارد، تا جایی که اگر کافر یا مشرکی در دل سنگ مخفی باشد آن سنگ گوید: ای مومن در شکم من کافری هست، مرا بشکن و او را بکش».(8)
9- سوره‌ی اسراء آیه‌ی 81:
و بگو که حق آمد و باطل نابود شد که همانا باطل خود سزاوار محو و نابودی است.
امام محمدباقر(ع) فرمودند:
«این آیه اشاره به ظهور قائم (ع) دارد که هر گاه بپا خیزد دولت باطل از بین برود و زایل گردد».(9)
10- سوره مریم آیه 75:
[ای رسول ما به امت] بگو کسانی که گمراهی را برگزینند، خداوند رحمان به آنان افزونی بخشد... تا آن ساعت که وعده‌ی عذاب را به چشم خود ببیند که یا در دنیا طعم عذاب و اسیری چشند، یا ساعت قیامت، وی را فرا رسد و به زودی خواهند دانست که از مومن و کافر کدام یک روزگارش بدتر و سپاهش ضعیف‌تر است.
امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
«منظور از زمان چشیدن طعم عذاب و اسیری در دنیا برای گمراهان هنگام خروج حضرت قائم (عج) است».(10)
11- سوره حج آیه 41:
کسانی که اگر در روی زمین آنان را تمیکن و اقتدار دهیم نماز بپا می‌دارند و زکات به مستحقان می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچکس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها در دست خداست.
امام محمدباقر (ع) در مورد این آیه فرمودند:
«این برای مهدی آل محمد (عج) و اصحاب او است، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آن‌ها درآورد و دین را آشکار سازد و خدا به وسیله او و یارانش بدعت‌ها و باطل را از بین می‌برد... تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود».(11)
12- سوره فرقان آیه 26:
پادشاهی حق در آن روز، خاص خدای رحمان است و بر کافران که محکوم به دوزخند روز بسیار سختی خواهد بود.
از معصوم (ع) روایت است که فرمودند:
«همانا فرمانروایی امروز (و پیش از امروز) و بعد از امروز از آن خدای رحمان است. ولی چون قائم (عج) بپاخیزد جز خدای عزوجل عبادت نخواهد شد».(12)
13- سوره نمل آیه 62:
... آن کیست که دعای بیچارگان مضطر را به اجابت می‌رساند و رنج و غم را برطرف می‌سازد و شما را جانشینان زمین قرار می‌دهد.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«این آیه درباره قائم از آل محمد (ص) نازل شد، اوست به خدا سوگند آن مضطر، هنگامی که در مقام ابراهیم خروج کند و دو رکعت نماز گذارد و به سوی خداوند دعا کند، پس او را اجابت نماید و ناراحتی را برطرف می‌سازد و او را خلیفه در زمین قرار می‌دهد».(13)
14- سوره سجده آیه 29:
[ای رسول ما] بگو! در روز پیروزی، ایمان کسانی که کفر ورزیدند سودی به حالشان نخواهد داشت و مهلت داده نخواهند شد.
امام صادق (ع) فرمودند:
«منظور از روز پیروزی در این آیه، روزی است که دنیا بر روی حضرت قائم (عج) گشوده می‌شود. کسی که پیش از آن هنگام مومن نبوده و بعد از این فتح یقین کند، ایمانش نفعی به حالش نخواهد داشت. ولی هر کس پیش از آن ایمان داشته و منتظر ظهورش بوده، ایمانش سودمند خواهد بود و خداوند مقام و شأنش را نزد امام قائم (عج) بزرگ خواهد ساخت.» (14)
15- سوره فصلت آیه 53:
به زودی آیات و نشانه های خود را در جهان هستی و در جان خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که او حق است.
امام محمدباقر(ع) فرمودند:
«این آیه در مورد خروج حضرت قائم (عج) است که خلق او را خواهند دید».(15)
16- سوره فتح آیه 28:
اوست؛ خدایی که رسول خود را با هدایت [قرآن] و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان مسلط و غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کافی است.
امام صادق(ع) فرمودند:
«این آیه در مورد قائم آل محمد (عج) می‌باشد، او امامی است که خداوند او را بر همه‌ی ادیان ظاهر و غالب می‌سازد، پس زمین را از قسط و عدل پر می‌کند،هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.» (16)
17- سوره ق آیه 41 و 42:
و آن روز منادی حق از جای نزدیک ندا خواهد کرد، گوش فرا دار، روزی که (خلق) آن صیحه را به حق بشنوند، آن هنگام روز خروج است.
امام جعفرصادق (ع) درباره‌ی تفسیر این دو آیه شریفه فرمودند:
«منادی به نام قائم (عج) و پدرش (ع) ندا می‌دهد و» صیحه در این آیه، صدای آسمانی است که در روز خروج حضرت مهدی (عج) شنیده می‌شود. (17)
18- سوره تکویر آیه 15 و 16:
سوگند به آن ستارگان که حرکت کرده و پنهان می‌شوند.
امام محمدباقر(ع) فرموده‌اند:
«کلمه‌ی خنّس در این آیه، امامی است که در زمان خودش هنگامی که اطلاع مردم از او قطع گردد سال دویست و شصت پنهان می‌شود، سپس هم چون ستاره‌ی تابان در تاریکی شب آشکار می‌گردد، اگر آن دوران را درک کنی دیده‌ات روشن می‌شود».(18)
19- سوره فجر آیه 4-1:
سوگند به فجر [سپیده دم که جهان روی روشنایی می‌بیند] و سوگند به شب‌های ده گانه و سوگند به حق جفت و به حق فرد، قسم به شب آنگاه که به روز روشن مبدل شود.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«منظور از فجر، سپیده دمی است که جهان را روشن می‌کند، که همان قائم آل محمد (ص) و ظهور اوست».(19)
20- سوه هود آیه 86:
یکتا بازمانده‌ی خدا برای شما بهتر است، اگر مومن هستید.
امام محمدباقر (ع) در تأویل این آیه فرمودند:
«هنگامی که مهدی (عج) ظاهر شود، اولین سخنی که بر زبان مبارکش جاری می‌شود این آیه‌ی شریفه است».(20)

پی نوشت ها :

1. تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 152.
2. ترجمه المحجه، ص 262.
3. ترجمه المحجه، ص 250 و 251.
4. تفسیر صافی، ج 4، ص 80.
5. کتاب الغیبه، ص 170- بنابیع الموده، ص 422.
6. ترجمه المحجه، ص 129.
7. کافی، ج 1، ص 407- تفسیر نمونه، ج 6، ص 312- تفسیر برهان، ج 2، ص 27.
8. کمال الدین، ج 2، ص 670- بحارالانوار، ج 51، ص 50.
9. روضه کافی، ص 287.
10. کافی، ج 1، ص 431.
11. تفسیر قمی، ج 2، ص 87- تأویل الآیات الظاهره، ص 343.
12. ترجمه المحجه، ص 275.
13. تفسیر قمی، ج 2، ص 129.
14. منتخب الاثر، ص 470- ترجمه المحجه، ص 305- تأویل الآیات الظاهره، ص 445.
15. ترجمه المحجه، ص 328- کتاب الغیبه، ص 143.
16. تفسیر قمی، ج 2، ص 317- ترجمه المحجه، ص 358.
17. ینابیع الموده، ص 429- تفسیر قمی، ج 2، ص 327.
18. کافی، ج 1، ص 341.
19. تأویل الآیات الظاهره، ص 792.
20. بحارالانوار، ج 52، ص 192.

برچسب‌ها: 
Subscribe to RSS - پیشوایان

دسته بندی