اولین برکت انتظار
اولین برکت انتظار فرج، وقتی خواهد بود که انسان منتظر بفهمد چه نوع ظلمتی جلوی ظهور نورانی امام را گرفته و موجب شده که امام همچنان در غیبت باقی بمانند. انسان ها باید در گره زدن جان خود به خدا نقشی فعال داشته باشند و این کار با کمک امامی معصوم که واسطه بین انسان ها و خداوند است انجام می گیرد (1) و در این حالت است که انتظار با تمام شور و حرارت شروع می شود و انسان ها از جهان مادی و ماشینی شده فاصله می گیرند، زیرا: «ساکنان جهان ماشینی، با همه چیز مثل ماشین رفتار می کنند، آنان طبیعت را سرد و بی عاطفه می یابند و خودشان هم مثل آن می شوند.» (2)
کسی که با فرهنگ انتظار آشنا باشد ظلمات زمانه بر او حاکم نمی شود؛ چنین کسی بدون آن که به غاری پناه ببرد، در جامعه به وظیفه خود مشغول است و در عین حال، مواظب است که گرد و غبار ظلمانی آخرالزمان بر او ننشیند، زیرا او می داند که از یک طرف، خداوند چه شرایطی را با حاکمیت امام معصوم، برای بشریت رقم خواهد زد و از طرف دیگر، می بیند که با غیبت امام معصوم (ع) چگونه باطل، جای حق را گرفته است. چنین انسانی می تواند خودآگاهی و دل آگاهی لازم را به مردم زمانه خود نیز بدهد.
تا بفهمد چگونه گرفتار ظلمات زمانه شده اند و راه برون رفت از این شرایط چیست؟
رمز ورود به فرهنگ انتظار
انسانی که منور به نور بصیرت شد، می داند که مشکل اصلی کدام است و چه نوع زندگی را باید مد نظر انسان ها قرار دهد. در آن صورت است که معلوم می شود اشکال اساسی وضع موجود جهان چیست و چرا مشکلاتی مثل بیکاری و مواد مخدر گریبان بشریت را گرفته و چرا هر چه تلاش می شود هیچ راهی برای برون رفت از آنها پیدا نمی شود. اگر به خوبی روشن شد که ظلمات آخرالزمان به چه معنی است، آن افق نورانی شروع به طلوع می کند و انسان وارد فرهنگ انتظار می شود و چنین حالتی یقیناً به ظهور حضرت صاحب الامر(ع) ختم خواهد شد؛ چون انتظار، به معنی حقیقی آن، پدیدار شده است.
اگر مشکلات اصلی بشر امروز، صرف بیکاری و فساد جوانان و مواد مخدر و امثال اینها باشد که هر انسان معمولی هم می تواند آنها را به عنوان یک مشکل بفهمد و برای رفع آنها تلاش کند و خواستار جامعه ای خالی از آنها باشد. ولی آن چیزی که اولیای الهی می فهمند و منتظر آن هستند، چیز دیگری است، بسیار بالاتر از این نوع خواسته ها، در همین رابطه، باید آن حجابی که روح ایمان را در صدر اسلام پوشانده بشناسیم تا به آن نحو که مقام معظم رهبری (رحمه الله) ترسیم کردند وارد فرهنگ انتظار شویم و بفهمیم که چرا ائمه (ع) تلاش کردند تا «اسلام را به همان مسیری که پیغمبر پیش بینی کرده بودند، برگردانند».(3)
فرهنگ غرب ظلمت نهایی آخر الزمان
از آخرین پیام رسمی امام خمینی (ره) در تاریخ 2 / 1 / 1368 چنین برداشت می شود که ظلمت نهایی که در آخر الزمان رخ می نماید، خود را در فرهنگ غرب استکباری نشان داده و همه ظلمات ممکن را به صحنه آورده و این غیر از ظلمی است که محمد علی شاه و یا مظفر الدین شاه انجام دادند. نه آن ظلمت ها، ظلم آخر الزمانی بود و نه مقابله با آنها به اسم فرهنگ انتظار و عزم برای زمینه سازی حاکمیت حضرت ولی عصر (عج) انجام شد. به همین جهت، ملاحظه فرمودید که با رفع ظلم قاجار، رضاخان و سلسله پهلوی ظهور کرد و اکثریت جامعه، در ابتدای امر، نتوانستند متوجه ظلمات او شوند، زیرا با فرهنگ انتظار به مقابله با سلسله قاجار نرفته بودند.
امام خمینی( رحمه الله) به ما نشان دادند، طاغوتی که باید با تمام وجود با آن مقابله کنیم و حکومت جهاني حضرت مهدی (عج) را جایگزین آن نماییم. در فرهنگ غرب ظهور کرده و آن نور حقیقی هم که باید با این ظلمت درگیر شود، در دست ما است. ایشان در همین رابطه می فرمایند: «انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (عج) است».(4)
رسالت اصلی انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی به یک انقلاب جهانی نظر دارد که توسط صاحب الامر (عج) به وقوع می پیوندد. و به تعبیر حضرت صادق (ع) «ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها.(5) هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن می شود و تاریکی یکسره از بین می رود.» لازمه این قیام، انقلابی است که تمام مناسبات فرهنگ استکباری را در هم بریزد.
از آن جایی که انقلاب اسلامی ایران، نقطه شروع انقلاب حضرت مهدی (عج) است، باید با همان روش حضرت بقیه الله (عج) را با فرهنگ استکباری روبه رو شود؛ یعنی نفی فرهنگ کفر و نه مدارا با آن. چون بنا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) باید به ایجاد حکومت جهانی اسلام فکر کنیم و این با مدارا با فرهنگ کفر ممکن نیست. ایشان می فرمایند: «باید دولت جمهوری اسلامی تمام سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید. ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» (6) همچنین ایشان در سخن هشدار گونه ای خطاب به مسئولان فرمودند: «مسائل اقتصادی و مادی، اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.» (7)
پس غفلت از مقابله با جهان استکباری، اولاً خطری بزرگ پیش می آورد و بعد روحی و تربیتی جامعه را از حماسی بودن به خوشگذرانی و رفاه طلبی تغییر می دهد؛ ثانیاً خیانتی عظیم محسوب می شود چون در حقیقت، پشت کردن به هدف اصلی انقلاب اسلامی است. زیرا با شروع انقلاب اسلامی، شرایط برای کنار زدن پرده ای که بین ما و امام زمان (عج) قرار دارد به خوبی فراهم شده است. به همین علت باید فعالیت ها را در نفی ظلمات روح استکباری و ایجاد حکومت جهانی اسلام شروع کرد و این به معنی درگیری نظامی با جهان استکبار نیست، بلکه کافی است با روحیه انتظار، چشم ها را به چیزی بالاتر از آنچه غرب استکباری، زندگی می نامد، بدوزیم و این راه ظلمانی را نفی کنیم که این بزرگ ترین قدم و سخت ترین آن است و کم هزینه هم نیست.
آثار توجه به رهنمودهای حضرت امام (ره)
به خوبی روشن است که هر اندازه به امام خمینی (ره) و رهنمودهای او نزدیک شویم، حجاب بین خود و امام عصر (عج) را کم کرده ایم و به دنبال آن، جامعه از پرتو انوار حضرت صاحب الامر (عج) در جای جای زندگی فردی و اجتماعی بهره مند، و زمینه ظهور فراهم تر خواهد شد. در مقابل، به هر اندازه که از امام خمینی (ره) و راهی که جلوی ما گشوده است دور می شویم، حجاب بین خود و حضرت صاحب الامر (عج) را بیشتر خواهیم کرد.
ملاحظه فرمودید که در هشت سال دفاع مقدس، چگونه نور وجود حضرت امام زمان (عج) به نحوی خاص احساس می شد، ولی همین که به اسم و برای سازندگی و اصلاحات و غیره به ظلمات فرهنگ غرب نزدیک شدیم غیبت ایشان شدیدتر شد. نور ظهور امام زمان (عج) مثل نور خداوند است؛ خداوند جلوه ای می کند، اگر قلب آماده باشد جلوه ای دیگر می نماید، باز اگر قلب آماده تر شود، جلوه بیشتری می کند، تا آن جا که ان شاء الله قلب انسان محل ظهور نهایی انوار خداوند می شود ظهور و فرج حضرت صاحب الامر (عج) نیز نهایتی دارد که وقوعش در آخرالزمان است، اما نوع ارتباط ها و شرایط اجتماع، ظهور را شدت و ضعف می بخشد.
راه انتظار، راه حقیقی امام (ره)
امام خمینی(ره) روشن کرده است که برای کنار زدن پرده غیبت، باید جانانه به صحنه آمد؛ چون اولاً انقلابی به وقوع پیوسته که سبک و سیاقش، مهدوی است و ثانیاً باید به فکر حکومت جهانی باشیم و در این راه بدانیم که «شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی شهادت میسر نیست.» (8) و این است معنی انتظاری که تقدیر شیعه را تا اوج کمال، رقم می زند ایشان تأکید می کرد که فرهنگی وجود دارد که حجاب نور مهدی (عج) شده و باید با آن مقابله کرد و شاخصه آن ضد قدسی بودن آن است؛ چه در جلوه لیبرالیسم به سرکردگی آمریکا. فرهنگ غربی، نور مهدی (عج) را در حجاب نگه داشته و ذهن مردم جهان را با انواع برنامه های شیطانی در کنترل خود قرار داده است تا هرگز به حاکمیت امام معصوم فکر نکنند، اگر هم می خواهند معنویت را در زندگی خود وارد کنند، باید حاکمیت آمریکا را در دهکده جهانی بپذیرد، رجوع به حضرت مهدی (عج) تمام این حجاب ها را پس می زند و تاریخ را تا حاکمیت امام معصوم جلو می برد.
بسیار مشکل است که آدم متوجه شود روح این مسلمان نماز خوان، همان روح فرهنگ غربی است و مانع ظهور نور حضرت مهدی (عج) شده، مگر این که جایگاه حضرت مهدی (عج) را درست بشناسیم و خود را در انتظار او نگه داریم و با حاکمیت لیبرال دموکراسی غربی همه چیز را تمام شده ندانیم. در چنین شرایطی می توان فهمید که هر کس اسلامی را تبلیغ کرد که سر سازش با غرب داشت، تبلیغ او نه در فرهنگ انتظار جای می گیرد و نه نسبتی با انقلاب دارد؛ چرا که حضرت امام خمینی (ره) شاخصه انقلاب را مقابله با فرهنگ غربی تعیین فرمودند، زیرا فرهنگ مدارا با کفر، به کفر رسمیت می بخشد. و این کار یک نوع کنار آمدن با شیطان است.
فرهنگ انتظار، طریق مبارزه با جنگ نرم
با تقویت فرهنگ انتظار، نه تنها انقلاب اسلامی از غرب زدگی داخلی آزاد می شود، بلکه روحیه عبور از غرب، در تمام مردم جهان به وجود می آید به شرطی که راه امام خمینی (ره)- که همان راه واقعی انتظار است - گشوده بماند و در آن صورت است که ملت ما از جنگ نرمی که دشمن ایجاد کرده به خوبی می گذرد و دشمن را به صورتی فوق العاده مأیوس می کند. اگر می خواهید دختران و پسران و همسرانتان برایتان بمانند و دشمن، آن ها را از شما نگیرد، باید با رویکرد عبور از غرب به خط امام (ره) و اهداف انقلاب اسلامی نظر نمایید تا شما نیز شامل این روایت باشید که رسول خدا (ص) فرمودند: «افضل العباده انتظار الفرج؛ (9) برترین عبادت، انتظار فرج است.»
حضرت روح الله (ره) به ما پیام داده است که امروز، خدا ما را مسئول کرده است که راه ظهور حضرت را بگشاییم، همان طور که به عهده امام زمان (عج) این وظیفه را گذاشته که در اولین فرصت که زمینه آماده شد ظهور کند. به تعبیر ایشان: «امروز خداوند ما را مسئول کرده است. نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال و حرکت انقلاب را بر پا داشت.» (10)
حاصل سخن
در حال حاضر، جز راه امام خمینی (ره) برای ورود به اردوگاه منتظران مهدی (عج) راهی در میان نیست و تا راه امام خمینی (ره) را درست نفهمیم و در آن پرورش نیابیم، هیچ ورودی در فرهنگ انتظار نداشته ایم. اگر فرهنگ انتظار را درست بشناسیم و خود را وارد چنین فرهنگی کنیم، به خوبی احساس می کنیم که از همه جهات، تغییر کرده ایم، اعم از روحیه حماسی که در ما پیدا می شود و یا اندیشه عمیقی که در معارف اسلامی پیدا می کنیم. زیرا با فرهنگ انتظار می توان از حجاب ظلماتی آخر الزمان عبور کرد و با زندگی دیگری آشنا شد، یعنی زندگی در کنار حضرت مهدی (عج) و در کنار رسول خدا (ص) اما اگر وارد چنین انتظاری نشویم، ظلمات آخرالزمانی با ظاهر دینی اش ما را می فریبد، چنان چه پیامبر (ص) می فرمایند: «زمانی بر امت من پیش می آید که از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقی نمی ماند. مسلمان نامیده می شوند، در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند. مساجدشان آباد است، ولی از هدایت خالی است.» (11)
پی‌نوشت‌ها:
1. امام صادق (ع): «نحن فیما بینکم و بین الله حجاب». همان، ج 2، ص 95.
2. پروفسور ویلیام چیتیک، علم جهان و علم جان، ص 106.
3. مقام معظم رهبری «حفظه الله»، عید غدیر 1384.
4. 2/ 1/ 1368.
5. الارشاد، ج 2، ص 381.
6. 2/ 1/ 1368.
7. صحیفه امام، ج 21، ص 328.
8. صحیفه امام، ج 21، ص 327.
9. کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 287.
10. صحیفه امام، ج 21، ص 325.
11. ثواب الأعمال، ص 253.

مجتبی تونه ای:
حضرت در روز موعود وارد مسجد الحرام می شود. دو رکعت نماز رو به قبله و پشت به مقام ابراهیم به جای می آورد و پس از دعا به درگاه خداوند به نزدیک کعبه رفته و با تکیه بر حجر الاسود رو به جهانیان کرده و نخستین خطبه ی تاریخی خود را انشا می کند.
حضرت بعد از حمد و سلام و صلوات بر آستان پیامبر اکرم و خاندانش چنین می فرماید:
«ای مردم ! ما برای خداوند ـ از شما ـ یاری می طلبیم و کیست که مرا یاری کند؟ آری ما خاندان پیامبرتان محمد مصطفی  صلی الله علیه و اله هستیم و سزاوار ترین مردم نسبت به خدا و ایشان. هر کس با من در رابطه با آدم محاجه کند من سزاوار ترین مردم نسبت به اویم و همین طور راجع به نوح و ابراهیم و محمد صلی الله علیه و اله و دیگر پیامبران و کتاب خداوند که به هر کدام از دیگر مردم اولی هستم. مگر خداوند متعال در کتابش نفرموده است: «به راستی که خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید، خاندانی که برخی از آن ها از بعضی دیگرند و خداوند شنوا و داناست»1. من بازمانده ی آدم و ذخیره ی نوح و برگزیده ی ابراهیم و عصاره ی وجود محمد صلی الله علیه و اله هستم... هر کس درباره ی سنت رسول خدا صلی الله علیه و اله با من محاجه کند، من سزاوارترین مردم نسبت به آن هستم. هر کس که امروز کلام مرا می شنود، به خداوند متعال قسم می دهم که به غایبان برساند، به حق خداوند متعال و رسول گرامی اش  و حق خودم، از شما می خواهم به ما رو کنید که حق خویشاوندی رسول را را بر گردن شما دارم. شما ما را یاری کنید و در مقابل آن ها که به ما ظلم می کنند، حمایت کنید که اهل باطل به ما دروغ بستند... از خدا بترسید و خدا را درباره ی ما در نظر داشته باشید. ما را خوار نکنید. یاری مان کنید تا خداوند متعال شما را یاری فرماید2. سپس حضرت دست هایش را به آسمان بلند کرده  و با دعا و تضرع  این آیه را به درگاه الهی عرضه می دارد: «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء»3
پی نوشت ها:
1. آل عمران، 33
2. بحار الانوار، ج52، ص223؛ غیبته نعمانی، ص121.
3. نمل، 62.
منبع: فرهنگ الفبایی مهدویت ـ موعود نامه، مجتبی تونه ای.

محمد علی چنارانی:
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: دنیا توسط هزار مرد صالح و فداکار اصلاح می شود. 313 نفر اصحاب تالوت در جنگ با جالوت. 313 نفراصحاب من در جنگ بدر. و 313 نفر یاران مهدی قائم آل محمد خواهد بود.
امام باقر علیه السلام فرمود: اصحاب مهدی علیه السلام به صد هزار نفر می رسند که لشکر نیرومند او را تشکیل خواهند داد.1
امام صادق علیه السلام فرمود: مهدی بعد از استقرار در کوفه مهاجرت می کند و بین نجف و کوفه چهل شش هزار نفر از انس و جن و ملک او را یاری خواهند کرد.2
همچنین فرمود: سپاهیان مهدی به ده هزار نفر خواهد رسید.3
در روایت متواتری نقل شده است که: حضرت مهدی به چهار هزار فرشته، یا سه هزار ملک، یا پنج هزار ملک که در غزوات، پیامبر را یاری کردند، حضرت مهدی(ع) را یاری می کنند. آن چه که مسلم و قطعی است، پروردگار ولی و حجت خود را به وسیله ی نیروهایی که در ظاهر دید نمی شوند و آسمانی هستند، یاری خواهد کرد.4
امام باقر علیه السلام فرمود: فاصله ی لشکرگاه مهدی علیه السلام به چهل و نه میل خواهد رسید، که در میان افراد آن سپاه رزیله و زشت و مذموم به هیچ وجه وجود ندارد، بلکه همه ی آنان از طبقات فاضله ی مردم می باشند.5
در روز نخست ظهور سیصد و سیزده نفر به اندازه ی اصحاب بدر به وسیله ی طی الارض که امروز قبول آن با امکانات جدید علمی آسان می باشد، خود را به مکه خواهند رسانید و با آن حضرت بیعت می کنند. آنان مردمی هستند که شمشیر تیز خود را زیر سر گذاشته به امید ظهور آن حضرت شب را به صبح می رسانند. از میان این جمعیت سی یا چهل یا هفتاد نفر از اوتاد هستند که در روی کره ی خاک زندگی می کنند، و با مردان خدا و رجال الغیب تماس می گیرند. در هر روز جمعه به نماز جمعه ی امام زمان علیه السلام حاضر می شوند که از جمله ی آنان حضرت خضر و الیاس علیهما السلام می باشند.6
پی نوشت ها:
1. منتقم حقیقی 451.
2. معجم احادیث الامام المهدی 4/299.
3. همان 4/5.
4. منتقم حقیقی 451.
5. معجم احادیث الامام المهدی 5/34.
6. منتقم حقیقی 452.
منبع: چگونه می توانیم از یاران حضرت مهدی علیه السلام باشیمـ محمد علی چنارانی.

در حالی که برخی از دیرباوران هیچ دورنمای امیدوارکننده ای را برای نزدیکی ظهور نمی بینند بزرگانی مانند علامه حسن زاده آملی با بیاناتی حکیمانه، آنچنان ظهور را ملموس و در دسترس نشان می دهند که امید و نیروی مضاعفی برای پیمودن اندک فاصله باقیمانده تا آن دوران طلائی در جامعه منتظر ایجاد می نماید، این بیانات پر مغز و امیدوار کننده که در سال 80 و در جمع برخی از طلاب محقق و مشتاق ظهور ایراد شده است، از چنان اهمیت بالایی برخوردار است که می طلبد منتظران ظهور بارها و بارها با مطالعه، پیرامون آن بیندیشند...

اوائل روزهای سال 1380 با جمعی از دوستان عازم شهر مقدس قـم شدیم در ایام حضور در قم با محقق بزرگواری آشنا شدیم که در مورد ظهور و نشانه های آن تحقیقات گسترده ای انجام داده بود و با استدلال های روائی جالب معتقد بود که ظهور بسیار نزدیک است  نکات علمی سخنان ایشان، هر شنونده ای را به تفکر وامی داشت و قضیه فراتر از یک ادعای احساسی و بی بنیان بود تا این که در همان ایام توفیق، یارِ جمع دوستان شد و در صبح یک روز بهاری موفق به حضور در بیت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) شدیم و از نزدیک این دانشمند گرانقدر را زیارت کردیم داستان چگونگی حضور در محضر ایشان و ساعتی که در خدمت معظم له بودیم خود جریانی شیرین و درس آموز است که وقت مستقلی برای بیان می خواهد که در این مقاله مختصر نمی گنجد.

اما آنچه باعث شد آن جلسه برای این حقیر به یاد ماندنی و سرنوشت ساز شود مطرح شدن ماجرای تحقیق برادر محققمان درمورد ماجرای ظهور ونشانه های آن بود آن طلبه فاضل به تفصیل موضوع را برای حضرت علامه شرح دادند و ایشان با ادب و حوصله مثال زدنی به دقت به سخنان ایشان گوش دادند همه دوستان حاضر در جلسه لحظه شماری می کردند تا عکس العمل علامه حسن زاده را در قبال مسائل مطرح شده مشاهده کنند بعد از پایان سخنان برادر بزرگوار، استاد لحظه ای تامل کردند و سپس با خنده شیرین و معنا داری به جمع نگاه کرده و با آن لهجه شیرین فرمودند خلاصه عرائض حضرات این است که می خواهید بفرمایید که ظهور حضرت نزدیک است؟ با تایید دوستان ایشان فرمودند:

اگر بگویم ظهور اتفاق افتاده چه؟

همه جا خوردیم. اصلا انتظار چنین مطلبی را از ایشان نداشتیم همه مات و متحیر این سخن ایشان بودیم و نمی دانستیم چه بگوییم؛ علامه که متوجه تحیر جمع شده بود با بیانی حکیمانه این گونه مطلب را توضیح دادند برای توضیح مطلب باید مثالی بیان شود پرودگار متعال قواعد عالم ملکوت را نظیر و شبیه قواعد عالم ملک قرار داده و عالم تکوین را منطبق با عالم تشریع خلق کرده تا بشر با پی بردن به اسرار و قواعد عالم ملک و تکوین، پی به اسرار ملکوت و تشریع ببرد و از این هماهنگی و شباهت حکمت هایی  استفاده کند یکی از این قواعد مسلم و عمومی طبیعت، تدریجی بودن تحولات می باشد فی المثل حرکت وضعی زمین و در پی آن طلوع و غروب خورشید یک فرایند تدریجی است اگر خورشید به یک باره در آسمان زندگی مادی و طبیعی طلوع یا غروب کند در روند حیات اختلال ایجاد می شود و هیچ موجود زنده ای قادر به تطبیق خود با تغییر وضعیت نور در میدان حیات نخواهد بود و نظم زندگی به هم می ریزد.

خورشید باید به تدریج غروب و طلوع کند تا موجوداتِ تحت تاثیر خورشید بتوانند خود را با تغییرِ رخ داده تطبیق کرده و حیات به چرخه ی نظم خود ادامه دهد نظیر همین اتفاق نیز در حیات معنوی و ملکوتی بشر، در حال، اتفاق افتاده است.

علامه بزرگوار در توضیح این مطلب فرمودند:

 امام معصوم، خورشید آسمان حیات معنوی بشر است و طلوع و غروب ایشان در صحنه حیات بشر تابع قواعدی شبیه قواعد طبیعی خورشید است اگر مقوله غیبت و ظهور حضرت بطور دفعی و بدون هیچ زمینه ای واقع شود، مسلما جوامع بشری تاب این تحول شدید را نخواهد داشت.

بدین علت حکمت الهی مقتضی  تدریجی بودن این اتفاق عظیم است با بررسی تاریخ حیات با برکت حضرت در می آبیم که این اتفاق درمورد غیبت حضرت واقع شده است غیر از اینکه حیات سه امام همام قبل از امام عصر(عج) تقریبا به حالت غیبت بوده و نوعی تمرین برای شیعیان برای زندگی مومنانه بدون ارتباط فیزیکی با امام بود.

غیبت حضرت به دو مرحله غیبت صغری و کبـری تقسیم می شود مرحله غیبت صغری به مثابه آماده کردن مردم برای غیبت اصلی و طـولانی حضرت بوده است.

همین حکمت در دوران ظهور حضرت هم رعایت خواهد شد بشری که در طول صد ها سال در دل ظلمت زندگیِ بدون حاکمیت فرهنگ توحیـدی- ولایی نشو و نما پیدا کرده ظرفیت تحمل ناگهانی نور وجودی که به تعبیر قرآن زمین را اشراق می کند "اشرقت الارض بنور ربها..." را ندارد لذا باید واسطه در این بین وجود داشته باشد بدین معنا که مجالی برای تجلی نور ایشان در وسعت های محدود بوجود آید، که مردم بتوانند خود را برای حضور آن مقام رفیع آماده کنند.

سپس آن عارف روشن ضمیر تاملی کرده و با قاطعیت، جملاتی فرمودند که باعث شد جمع حاضر به وجد آمده و طوفانی از شادی و سرور در دل و جان حضار پدید آید؛ و آن از این قرار بود:

 قرائن و شواهد نشان می دهد انقـلاب اسلامی و نـظام مقـدس جمهوری اسلامی ایران ظهور صغرای حضرت بقیه الله الاعظم و بین الطلوعین حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه می باشد.

آنگاه این مژده بزرگ را بیان مثال هایی شرح دادند ایشان فرمودند:

مثلا این مراسمات عبادی و معنوی را ببینید روزی در همین شهر قم، اگر چند طلبه بصورت انفرادی و با هزینه شخصی چند روزی اعتکاف می کردند، می گفتیم الحمد الله معنویت در حوزه پیشرفت کرده ولی اکنون می بینیم چند هفته قبل از ایام اعتکاف شاهد جوانانی هستیم که چندین شبانه روز و در سخت ترین شرایط و با کم ترین امکانات در مساجد و حرم ها معتکف می شوند و عمده هدف خود را خود سازی برای آمادگی ظهور اعلام می کنند مگر در ایام رژیم گذشته عموم مردم از معارف اهل بیت و ادعیه ایشان اینقدر اطلاع داشتند!؟

 در روز عرفه در غیر صحرای عرفه شاید خواصی پیدا می شدند که دعای عرفه سید الشهدا را با آن مضامین بلند و عرشی را قرائت می کردند؛ اما اکنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد، حرم ها و خیابان های اطراف و رسانه ها بسیج می شوند تا میلیون ها انسان اعم از نوجوان و جوان و پیر و زن و مرد و عامی و عالم در کنار هم نشسته و با ناله و تضرع، این دعای به این حجم را قرائت می کنند، این ها فرج امام زمان نیست، پس چیست؟

زمانی بر این ملت گذشت که حتی در میان خواص کمتر کسی پیدا می شد که بتواند قرآن را از روی مصحف، به درستی قرائت کند تا چه رسد به درک معانی و معارف قرآن اما اکنون می بینیم که درسراسر کشور ده ها هزار حافظ و قاری قرآن تربیت شده اند که بدنبال درک حقائق قرآن و عمل به آنها هستند، آیا این ها جلوه های ظهور نیست؟

نماز جمعه ها، راهپیمایی ها، جهادها و شهادت ها، احیاء مهـدیه ها و جمکران، اقـبال مردم به دعای ندبـه و... همه و همه نشان از یک خیزش عظیم و تحولی بی سابقه در تاریخ تشیع و همه جلوه هایی از ظهور صغری است.
 انقـلاب اسلامی ایـران ظهـور برنامه ای، شخصیتی و حقـوقی حضرت مهدی موعود(عج) بوده و ظهور جهانی و اصلی حضرت، ظهور شخصی و حقیقی ایشان می باشد هر کس هر کاری می خواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع کند؛ چون وقتش فرا رسیده و زمینه اش از هر جهت آماده است.

مجتبی تونه ای:

آثاری که در روایات برای قیام موعود آخر الزمان بر شمرده شده است:1

1. ثروت ها به طور مساوی تقسیم می شوند.

هنگامی که به واسطه ی ظهور امام زمان علیه السلام دنیا پر از عدالت می شود، ثروت های جهان به طور مساوی تقسیم خواهد شد؛ چنان چه امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: وقتی قائم ما اهل بیت قیام کند، ثروت را به طور مساوی تقسیم می کند و عدالت را در میان مردم پیاده می کند.2

2. رضایت و خشنودی همگانی است.

رسول اکرم صلی الله علیه و اله می فرماید: ساکنان آسمان، مردم زمین، پرندگان هوا، درندگان صحرا و ماهیان دریاها ـ همه و همه ـ از او خشنود خواهند شد.3

3. فقر و بینوایی ریشه کن خواهد شد.

در پرتو عدالت حضرت بقیه الله علیه السلام، عموم مردم بی نیاز خواهند شد. چنان چه در حدیث آمده است: زمانی برای مردم پیش می آید که انسان صدقات از طلا را با خود بر می دارد؛ تا آن ها را در راه خدا انفاق کند، ولی نیازمندی را پیدا نمی کند تا این صدقه را قبول نماید.4

4. همه ی مردم در امنیت به سر خواهند برد.

چنان چه امیر المومنین علیه السلام می فرماید: دشمنی از دل ها زدوده می شود؛ درندگان و چهار پایان با یک دیگر سازش می کنند، یک زن طبقی بر سر گذارده از عراق تا شام تنها سفر می کند، همه جا قدم بر سرزمین سبز و خرم می گذارد، در حالی که درنده ای او را نمی آزارد و دچار ترس و وحشت نمی شود.5

5. برکات آسمانی نازل می شود.

چنان چه در حدیث آمده است: زمین چیزی از بذر های خود رانگه نمی دارد، جز این که آن را بیرون می فرستد و آسمان چیزی از باران رحمتش را نگه نمی دارد جز این که سیل آسا بر بندگان خود فرو می ریزد.6

6. همگی در رفاه به سر می برند.

رسول خدا صلی الله علیه و اله می فرمایند: امت من در زمان حضرت مهدی علیه السلام آن چنان متنعم می شوند که هرگز چنین بهره مند نشده اند.7

7. زمین گنج های پنهان خود را آشکار می کند.

پیامبر اکرم در این زمینه می فرمایند: در آن زمان چهار پایان در امان هستند و درندگان با هم سازش می کنند. زمین پاره های جگرش را بیرون می ریزد... پاره های جگر زمین ستون هایی از طلا و نقره است.8

8. دام ها و چهار پایان زیاد می شوند.

چنان چه در روایتی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله امده است: مهدی علیه السلام خارج می شود، خداوند باران رحمتش را می فرستد، زمین گیاهش را می رویاند، و دام در جهان زیاد می شود. او ثروت را به طور مساوی تقسیم می کند و امت اسلام بزرگ و شکوهمند می گردد.9

9. رفع مزاحمت ها و ایجاد آسایش برای عموم مردم است.

چنان چه امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: مهدی علیه السلام راه های اصلی را توسعه می دهد، بالکن هایی را که به خارج جاده ها آمده و از دیگران سلب آزادی کرده است و ناودان هایی را که به کوچه ها می ریزد از بین می برد.10

10. پرده های ظلمت کنار می رود.

امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: وقتی قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش نورانی می شود، و مردم از نور خورشید بی نیاز می شوند و شب و روز یکی می شوند و تاریکی از بین می رود.11

11. ایجاد برادری و مساوات میان انسان ها است.

چنان چه امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما قیام کند، دوران برابری و برادری فرا می رسد. در آن زمان یک مسلمان هر آنچه نیاز داشته باشد، از جیب برادر مسلمانش برمی دارد و او مانع نمی شود.12

پی نوشت ها:

1. برگرفته از نشریه موعود، شماره12، ص78.

2. عقد الدرر، ص40

3. الحاوی للفتاوی، ج2، ص82.

4. صحیح البخاری، ج2، ص136.

5. بشارة الاسلام، ص236.

6. المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص514.

7. اعلام الوری، ص433.

8. المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص514.

9. تاریخ ما بعدالظهور، ص774.

10. ارشاد مفید، ص365.

11. المحجة فیما نزل فی القائم الحجة، ص185.

12. بحارالانوار، ج52، ص372.

 منبع: فرهنگ الفبایی مهدویت – موعود نامه، مجتبی تونه ای

استاد علی دوانی:
موضوع بسیار جالب دیگری که بعد از ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ می بینیم؛ ارتقاع سطح افکار و عقول و اخلاق مردم و سلامت افراد، و استعداد روحی و جسمی آن ها برای یک زندگی توام با سعادت است. از اخبار به دست می آید که سطح علم و فرهنگ و تمدن در عصر مهدی موعود به قدری بالاست که مردم علوم و کشفیات و اختراعات کنونی را فراموش می کنند.
امام باقر علیه السلام می فرمایند:
خداوند در زمان قائم چنان علمی به مردم می دهد که زن در خانه اش با قرآن و روایات فرمان می دهد.1
امام صادق علیه السلام فرمود:
در زمان دولت قائم اگر یک فرد با ایمان در مشرق باشد برادرش را در مغرب می بیند و کسی که در مغرب است برادر خود را در مشرق مشاهده می کند! 2
همچنین آن حضرت فرمود:
هنگامی که قائم قیام کند خداوند چنان به گوش ها و دیدگان شیعیان نیرو می دهد که اصوات و اشیا را از فاصله ی دور استماع می کنند. قائم با آن ها صحبت می کند و آن ها هم صدای او را در همان جا که هست می شنوند و به وی نگاه می کنند.3
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
گویا من قائم را می بینم که در بیرون نجف سوار اسب تیره رنگی است و چون اسبش را به حرکت در می آورد مردم هر شهری می بینند قائم میان آن هاست.4
کلینی از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود:
هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند دست او را بر سر مردم می گذارد و بدان وسیله عقول آن ها جمع و افکارشان کامل می گردد.5
شیخ صدوق در خصال از حضرت امیر علیه السلام روایت می کند که فرمود:
وقتی قائم ظهور نمود آسمان باران خود را «به قدر کافی» فرو می ریزد و زمین نبات خود را بیرون می دهد. کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود و درندگان و حیوانات در کمال آرامش به سر می برند تا جایی که زنی می خواهد مسافت بین عراق و شام را بپیماید، همه جا قدم بر روی سبزه ها و گیاهان می گذارد و آزادانه راه می رود. نه کسی به او تعرض می کند و نه طمع به او می نماید و او هم ترس و هراسی از کسی به دل راه نمی دهد.
پی نوشت ها:
1. توتون الحکمه فی زمانه حتی ان المرئه فی بیتها بکتاب الله و سنه رسول الله «غیبت نعمانی، ص126»
2. ان المومن فی زمان قائم و هو بلمشرق لیری اخاه الذی فی المغرب و کذاالذی فی المغرب لیری اخاه الذی فی المشرق «منتخب الاثر، ص483».
3. ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم حتی یکون بینهم و بین القائم برید، یکلمهم فیسمعون و ینظرون الیه و هو فی مکانه.
4. قبلا به نقل از کافی گذشت.
5. اذ اقام قائمنا وضع الله یده علی رؤس العباد فجمع به عقولهم و کملت به احلامهم. «کمال الدین، ج2، ص329».
منبع: موعودی که جهان در انتظار اوست ـ استاد علی دوانی.

امام خامنه ای:
مسئله‌ى مهدويت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ يعنى مخصوص شيعه نيست. همه‌ى مذاهب اسلامى غايت جهان را كه اقامه‌ى حكومت حق و عدل به وسيله‌ى مهدى (عليه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روايات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پيغمبر اكرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراين، هيچ ترديدى در آن نيست. منتها امتياز شيعه در اين است كه مسئله‌ى مهدويت در آن يك مسئله‌ى مبهم نيست؛ يك مسئله‌ى پيچيده‌اى كه براى بشر قابل فهم نباشد، نيست؛ يك مسئله‌ى روشن است، مصداق واضحى دارد كه اين مصداق را مي شناسيم، خصوصياتى از او را مي دانيم، پدران او را مي شناسيم، خانواده‌ى او را مي شناسيم، ولادت او را مي شناسيم، جزئيات آن را خبر داريم. در اين معرفى هم باز روايات شيعه، تنهائى در صحنه نيستند؛ حتّى رواياتى از غير طريق شيعه هم وجود دارد كه همين معرفى را براى ما روشن مي كند و بايد كسانى كه مال مذاهب ديگر هستند، توجه كنند و دقت كنند تا اين حقيقت روشن را دربيابند. بنابراين اهميت مسئله يك چنين سطحى دارد و ما بيشتر از ديگران اولى‌ هستيم به اينكه به اين مسئله بپردازيم؛ كارهاى علمى و دقيق و متقن روى اين مسئله انجام بگيرد.

مجتبی تونه ای:

انتظار منفی، برداشت قشری و سطحی از مهدویت است. این گونه افراد می گویند، آن گاه که صلاح به نقطه ی صفر برسد، حق و حقیقت طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان می شود، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، دست غیب از آستین بیرون می آید. با وجود این، هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه ی روشن است و تا در اجتماع، نقطه ی روشنی هست، دست غیب ظاهر نمی شود. برعکس، هر گناه و فسادی ظهور را نزدیک می سازد. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه ی فساد و یا حداقل، سکوت در برابر فساد و حکومت های ظالم است. ای گروه طبعا به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر، با نوعی بغض و عداوت می نگرند، زیرا آنان را تاخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود علیه السلام می شمارند. این نوع برداشت از انتظار، منجر به نوعی تعطیل شدن حدود و مقررات اسلامی می شود و باید نوعی «اباحی گری» شمرده شود که به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی موافقت ندارد.1

البته این گروه به جهت بد فهمی از برخی روایات به چنین اشتباهی افتاده اند. آن ها می گویند: در روایت آمده است: خداوند زمین را پر از قسط و عدل می کند، پس از آن که از ظلم و جور پر شده باشد که توضیح آن در«انتظار مثبت» آورده ایم.

پی نوشتت:

سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص205

منبع: فرهنگ الفبایی مهدویت ـ موعودنامه، مجتبی تونه ای.

استاد علی دوانی:

با اینکه گفتیم در احادیث پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام صریحا گفته شده که ولادت مهدی موعود به صورت پنهانی انجام می گیرد، با این حال چنان نبوده که هیچ کس مطلع نگردد. زیرا همان گونه که قبلا یادآور شدیم با همه ی سخت گیری و فشاری که از طرف خلفای عباسی و ماموران آن ها برای جلو گیری از ازدواج امام حسن عسگری علیه السلام و تولد فرزند او یعنی قائم موعود به عمل آمد؛ سرانجام پیشوای دوازدهم شیعه متولد گردید، لیکن در وضع خاصی که جز افراد بسیار نزدیک، کسی از آن راز بزرگ که مدت ها در انتظارش بودند آگاه نگشت.

بنابرین شیعه مهدی موعود را نهمین فرزند معصوم امام حسین علیه السلام و یگانه فرزند امام حسن عسگری علیه السلام یعنی ابوالقاسم محمد ابن الحسن ـ ارواحنا فداه ـ می داند که بنابر مشهور و مطابق اکثر روایات در شب نیمه ی شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا به صورت معجزه آسا متولد گردید.

شیعه چنین کسی را امام زمان می داند و طبق احادیث متواتر به غیبت طولانی عقیده دارد و معتقد است که سرانجام آن خورشید عالم تاب از پس ابرهای تیره آشکار گشته و جهان ظلمانی را روشن و منور می سازد.

احادیث شیعه وسنی به چنین کسی نظر دارد و به فردی با چنین اوصافی منطبق می گردد، از این رو چنان چه حدیثی یا مطلبی بر خلاف این عقیده به نظر رسید، باید آن را با انبوه احادیث و روایات و نظریات اسلامی درباره مهدی موعود که اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان جهان خاصه جامعه ی شیعه آن را پذیرفته اند مقایسه نمود، و در صورتی که موافق بود آن را اخذ کرد و گر نه باید نادیده گرفته شود.

به هر حال در منابع شیعه که طرفدار اعتقاد به وجود، غیبت و ظهور امام زمام حجت ابن الحسن عسگری  علیه السلام است، توسط افراد بسیاری از شیعه و سنی و مقامات مختلف، خبر ولادت آن حضرت انتشار یافته، و افرادی هم آن موعود مسعود را تا پنج سالگی یعنی سال رحلت پدر بزرگوارش «260» مشاهده کردند. اینک برای اطلاع خوانندگان مواردی از آن با رعایت اختصار ذکر می شود:

1ـ شیخ صدوق پیشوای محدثان به سند خود از معلی ابن محمد روایت می کند که وقتی زبیر ابن بکّار زبیری مؤلف کتاب نسب قریش و الموفقیات کشته شد، امام حسن عسگری فرمود:

زبیری می پنداشت که مرا خواهد کشت و خود می ماند، و من فرزندی نخواهم داشت. ولی او دید که خود به قتل رسید و خداوند فرزندی به نام «م ح م د» به من موهبت کرد.1

2ـ در کتاب مزبور از محمد ابن عثمان نائب دوم امام زمان علیه السلام که از مردن نامی و دانشمندان بزرگ شیعه بوده، روایت می کند که چون آقا متولد شد، امام حسن عسگری پدر وی عثمان ابن سعید ـ شاگرد مخصوص خود و نائب اول حضرت ولی عصرـ احضار نمود، و فرمود:

فرزند ما متولد شد، ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت به حساب من میان بنی هاشم تقسیم کن و چند رأس گوسفند هم برای او عقیقه نما.2

3ـ صدوق از ابو غانم خادم امام حسن عسگری علیه السلام روایت  می کند که گفت: چون امام زمان علیه السلام متولد گردید، پدر بزرگوارش نام او را محمد گذاشت و در روز سوم به اصحاب خود نشان داد و فرمود:

این کودک بعدا من امام ما و جانشین من خواهد بود. ان همان قائم است که مردم برای ظهور او انتظارها می کشند، و وقتی هم دنیا پر از ظلم و بی عدالتی شود آشکار می گردد و جهان را پر از عدل و داد می کند.3

4ـ فضل ابن شاذان نیشابوری دانشمند بزرگ که طی سال های بعد از ولادت امام زمان علیه السلام و پیش از وفات امام حسن عسگری علیه السلام از دنیا رفته است «255 الی 260» در کتاب غیبت از محمد ابن علی بن حمزه نقل کرده است که گفت: از امام حسن عسگری علیه السلام شنیدم که فرمود:

حجت خدا و جانشین من در شب نیمه شعبان سال 255 هنام طلوع صبح متولد گردید4

پی نوشت ها:

کمال الدین، ج2 ، ص103.زبیر ابن بکار از نوادگان عبد الله زبیر معروف بوده. در سال250 هجری به سامرا رفت و معلم پسر خلیفه متوکل عباسی شد. در آن جا با امام حسن عسگری دشمنی ورزید و حضرت را تهدید به قتل کرد. زبیری بعد به مکه رفت و در آن جا به سال 256 از بام به زیر افتاد و بدنش در هم شکست و به دیار عدم رفت.

همان، ج2، ص104.

همان، ج2، ص105.

4ـ نجم ثاقب، ص11.

منبع: موعودی که جهان در انتظار اوست، استاد علی دوانی.

استاد علی دوانی:
شیعیان جهان معتقدند از روزی که خداوند بشر را آفرید و برای آنان رهبران شایسته تعیین فرمود و آن ها را با قوانین آسمانی و تعالیم دینی آشنا ساخت، این مژده را نیز به آن ها داده که وقتی بشر رابطه ی خود را با خدا قطع کرد و اسیر تمایلات نفس و هوا و هوس گردید و اجتماع انسانی را به پرتگاه سقوط نزدیک گردانید؛ خداوند دادگر نجات دهنده ای می فرستد تا بشر سرگردان و محروم را آزاد گرداند و از انحراف و اضمحلال انسانیت جلو گیری نماید. البته این عنایت نیز در صورتی است که بشریت محروم و گرفتار، چاره ی کار را از خداوند طلب کند.
بسیار می پرسند چرا موضوع خلافت و امامت ائمه، و اسامی آن ها در قرآن با صراحت ذکر نشده است؟ گویی از این موضوع غافلند که شیوه ی قرآن در این نیست که همه ی موضوعات را از جزئی و کلی بیان نماید. قرآن قانون اساسی اسلام است. در قانون اساسی همیشه موضوعات به صورت کلی طرح می شود. گمان می کنیم که جا داشت موضوع خلافت و حق اهل بیت پیامبر موضوع مهدی موعود با این اهمیتی که دارد؛ د قرآن مجید با صراحت ذکر می شد تا باعث این همه اختلاف و کشمکش نشود. لیکن ما اوضاع صدراسلام و عکس العملی که را که ممکن بود در این صورت پدید آید، از نظر دور می داریم.
چنانچه موضوع خلافت بلافصل امیر المومنین علیه السلام با صراحت و با ذکر نام آن حضرت در قرآن می آمد، کسانی که تاب تحمل آن را نداشتند و برای تصاحب جانشینی پیامبر زمینه سازی کرده بودند، از همان زمان نزول آیات دست کاری شده و وضعی به وجود می آوردند که اسلام در همان روزگار اول دست خوش شکست و انهدام می گردید.
راجع به وجود اقدس مهدی موعود نیز که از لحاظ اهمیت، هم پایه ی خلافت بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله بلکه از نظری جالب تر و جهانی تر است؛ همین را می توان گفت.
قرآن مجید جز در موارد قانون گذاری «احکام» و دستورات اخلاقی و حوادث تاریخی به جزئیات و تفصیل نمی پردازد و غالبا موضوعات را به صورت کلی بیان می کند. حتی در موارد یاد شده نیز دیده می شود که به اجمال برگذار نموده و شرح و تفصیل آن را به نبی اکرم صلی الله علیه و اله و ائمه ی اطهار که ترجمان وحی الهی هستند واگذار می کنند، و مردم را به راخسان در علم و اهل ذکر همان ذوات می باشد، رجوع می دهد.
بنابرین چنین نیست که موضوع مهدی موعود در قرآن نیامده باشد. آیات قرانی که پیرامون شخصیت جهان مدار مهدی موعود در تفاسیر اهل بیت عصمت و تاویل و تفسیر شده است نیز مانند سایر آیات مربوط به اصل خلافت اسلامی، و فضائل و مناقب اهل بیت می باشد. بعضی از آن ها در ظاهر دلالت بر مقصود دارند و راجع به دولت جهانی او، یاران شایسته وی، عدالت اجتماعی و جهان گیر او، و اصلاح جهان به دست قومی که جز خدا را نمی پرستند و تنها او را قادر مطلق می دانند. این گروه از آیات را به اصلاح تنزیل می گویند که قطع نظر از احادیث و همان گونه که نازل شده با مصداق تطبیق می کند و دلالت دارد که سرانجام سراسر گیتی به وسیله ی یک مصلح بزرگ جهانی پر از عدل و داد خواهد شد.
گروهی دیگر از آیات شاید به ظاهر دلالتی بر موضوع نداشته باشد، ولی با تفسیر و تاویلی که از ائمه اطهار علیه السلام رسیده؛ کاملا با موضوع تطبیق می شود. به این معنی که دلالت این آیات بر مقصود به انضام احادیث وارده از ائمه اطهار علیه السلام روشن می گردد.
هدف ما از نگارش این قسمت توجه دادن شیعیان به این حقیقت است که اولا نه تنها صدها احادیث صحیح و معتبر از طرق مختلف در باره ی ظهور امام زمان علیه السلام رسیده است، بلکه با بیان رسای ائمه اطهار علیه السلام در قرآن کریم نیز آیات زیادی راجع به این موضوع است، و ثانیا روشن ساختن جهت دلالت این آیات است که برخی آن را نادیده گرفته و بعضی از گمراهان نیز از آن ها برای مقاصد شوم خود سو استفاده نموده و اذهان مسلمانان بی خبر را مشوب ساخته اند.
با در نظر گرفتن این جهات می گوییم چنان که در حدیث متواتر و معروف انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی، اهل بیتی آمده است، و مورد اتفاق شیعه و سنی است؛ پیغمبر اکرم صله الله علیه و اله اهل بیت خود را از قرآن مجید جدا نمی داند و کشف اسرار و تاویل آیات قرآن مجید را به عهده ی آنان گذارده است، و به مصداق اهل بیت ادری بما فی البیت آن ذوات مقدسه را از هر کس دیگری آشنا تر به روش و اهداف قرآن می داند.

منبع: موعودی که جهان در انتظار اوست ـ استاد علی دوانی.

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - سخن بزرگان

دسته بندی