كانوني ها

به گزارش روابط عمومی کانون، وبلاگ نویسان کانون فرهنگی هنری وارثان انتظار مسجد دارالسلام تبریز که به عنوان کانون تخصصی مهدویت نیز فعالیت می کند، برای سال دوم، جزو برترین های دومین جشنواره وبلاگ نویسی قرآنی که نفرات برتر آن شب گذشته (۲ اسفند) طی برگزاری مراسم اختتامیه در مجتمع فرهنگی هنری تبریز معرفی و مورد تجلیل قرار گرفتند، شناخته شدند.
در بخش ویدئوکست (ودکست)؛ وبلاگ بارون به مدیریت وحید باقری از تبریز، در بخش پادکست وبلاگ نغمه‌های ملکوتی به مدیریت سید مرتضی رضوی از تبریز، در بخش انسان ازمنظرقرآن کریم؛ وبلاگ صلصال به مدیریت سید مرتضی رضوی از تبریز، در بخش داستان و شعر؛ وبلاگ نی به مدیریت فائزه سادات رضوی از تبریز، در بخش تاویل، تفسیر و تدبر؛ وبلاگ ترنم به مدیریت فاطمه پاشایی از تبریز، به عنوان وبلاگ‌های برتر این بخش معرفی شدند.
سال گذشته نیز وبلاگ کانون فرهنگی هنری وارثان انتظار مسجد دارالسلام تبریز با عنوان “ترنم” به مدیریت ثریا آذر میر” در بخش وبلاگ متنی تاویل، تفسیر و تدبر، موفق به کسب مقام سوم شد.

منتظران بهوش باشید! امتحان سختی پیش رو داریم. امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حتماً باید تمییز یابید، به خدا قسم حتماً باید پاک شوید به خدا قسم حتماً باید غربال شوید همانطور که گندم را از زوان [علف هرزی شبیه گندم] غربال می کنند.

یکی از بحث های مهم در موضوع مهدویت، بحث غیبت است. پرسش پیرامون علت غیبت، نه تنها پس از وقوع غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بلکه حتی قبل از پیدایش ظاهری آن حضرت، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان پس از ایشان مطرح می شده، به گونه ای که روایات زیادی درباره این موضوع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار وارد شده است که برخی از آنان به وقوع غیبت و در برخی به طولانی شدن زمان غیبت و نیز روایاتی علت غیبت امام را بیان نموده اند، به طور حتم علت حکیمانه ای برای غیبت وجود دارد، ما ایمان داریم که خداوند عالم هیچ کاری را جز بر اساس حکمت و مصلحت انجام نمی دهد خواه این مصلحت را بشناسیم یا خیر! امام صادق علیه السلام در جواب فردی که از علت غیبت سوال کرد فرمودند: «غیبت سرّی از اسرار الهی است ولی چون می دانیم که خداوند بزرگ حکیم است می پذیریم که همه کارهای او بر اساس حکمت است اگر چه علّت آن کارها برای ما معلوم نباشد»( کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب 44،ح 11)

اما اگر با پذیرش حکمت خداوند به دنبال دانستن راز و رمز بعضی از رویداد های عالم باشیم تا اطمینان قلبی بیشتری پیدا کنیم ایرادی ندارد، بنابر این با اندک جستجویی در می یابیم در مورد علت غیبت امام زمان (علیه السلام) هم روایاتی بیان شده و دلایل مختلفی از جمله محفوظ ماندن جان حضرت، بیعت نکردن با طاغوت، تأدیب و آزمایش مردم مطرح شده است که در این نوشتار به احادیث آزمایش و امتحان مردم اشاره می شود.
امتحان یک سنت الهی

یکی از علل غیبت امام زمان علیه السلام آزمایش مردم است تا از یک سو، گروهی که بی ایمانند، باطنشان ظاهر شود و از سوی دیگر، کسانی که ایمان در ژرفای دلشان ریشه کرده است با انتظار فرج و شکیبایی در سختی ها و ایمان به غیب کامل تر شوند و به درجاتی از اجر و پاداش دست یابند. همچنانکه قرآن کریم می فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» آیا مردم گمان كردند همین اندازه كه اظهار ایمان كنند و شهادت به توحید و رسالت پیامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمى شوند ؟! (سوره عنکبوت آیه 1)

در قرآن کریم بیش از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى آزماید، یعنى همانگونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى گدازند تا به اصطلاح آب دیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى دهد تا مقاوم گردد. ( تفسیر نمونه ج 1 527) دوری از امام معصوم و تحمل غیبت ایشان و در عین حال باور و یقین داشتن به حضور امام ایمان بالایی می خواهد، بسیارند کسانی که دم از عشق خدا و محبت امام زمان می زنند ولی در عمل استقامت نداشته آنچنان سست و ناتوانند که وقتی منافع مادی شان به خطر افتد همان ایمان ضعیف را هم از دست می دهند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: " او [امام زمان علیه السلام] کسی است که از یاران و شیعیانش غایب می شود، غیبتی که در آن غیبت کسی در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمی ماند، مگر کسی که خدا قلبش را به ایمان آزموده باشد." (البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج 2 ؛ ص104)
آزمایش و غربال انسان های صالح

در مورد غیبت امام زمان علیه السلام، ائمه معصومین مطالبی را بیان فرمودند و به مسلمانان هشدار دادند، از جمله، مفضّل بن عمر گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: «بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانا به خدا که امام شما سال های سال از روزگار این جهان غایب شود و هرآینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مُرد، کشته شد، به کدام درّه افتاد، ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتی های گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده است و به وسیله روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود (حق از باطل شناخته نشود). مفضّل گوید: من گریستم و عرض کردم: پس ما چه کنیم؟ حضرت به شعاعی از خورشید اشاره کرد و فرمود: ای اباعبدالله این آفتاب را می بینی؟ عرض کردم: آری فرمود: به خدا امر ما از این آفتاب روشن تر است»(شیخ کلینی،  اصول کافی، ج2، ص134، ح3) یعنی علوم و معجزات و اخلاق و کمالات امام زمان برای راهنمایی مردم به حق از آفتاب روشن تر است. در این حدیث شریف امام صادق علیه السلام در ضمن پیشگویی غیبت امام دوازدهم و آگاهی دادن به شیعیان به روشن و واضح بودن حق و حقیقت اشاره فرمودند که با کمی دقت و آگاهی می توان در راه درست قدم گذاشت و پیرو امام زمان(علیه السلام) بود.
غربال شدن انسان ها

در روایات امتحان شدن انسان ها در زمان غیبت به غربال شدن تشبیه شده است یعنی در اثر غیبت امام درجه ایمان انسان ها سنجیده می شود و همان طور که با غربال کردن ناخالصی های مواد از آن جدا می شود، با طول غیبت امام افراد سست ایمان و دنیا طلب از مومنین خالص جدا می شوند. امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حتماً باید تمییز یابید، به خدا قسم حتماً باید پاک شوید به خدا قسم حتماً بایدغربال شوید همانطور که گندم را از زوان [علف هرزی شبیه گندم] غربال می کنند. (همان ،ص240، ح 8)

و نیز غیبت کبرای آن حضرت چنین توصیف شده است: و دومین غیبت همان است که سفیران و واسطه ها از میان برداشته شدند به جهت کاری که خدای تعالی خواسته بود و به خاطر تدبیری که خداوند در میان مردم  به کار برد تا مدعیان این امر از یکدیگر جدا شوند و آزمایش به عمل آید و زیر و رو و غربال و تصفیه شوند چنانچه خدای عزّوجل می فرماید: «ما کَانَ اَللهُ لِیذَرَالمُومِنینَ عَلی ما اَنتُم عَلَیهِ حَتّی یمِیزَ الخَبیثَ مِنَ الطَّیبِ وَ ما کانَ اَللهُ لِیطلِعَکُم عَلَی الغَیبِ» خدا افرادی را که بر طریقه شما ایمان دارند فرو نمی گذارد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند و خداوند شما را از غیب آگاه نسازد. (آل عمران 178-179)

و اکنون همان زمان است که فرا رسیده است. خداوند، مارا از ثابت قدمان بر حق قرار دهد و از افرادی باشیم که در غربال گرفتاری از غربال بیرون نشویم. از خداوند می خواهیم که فرج دوستان خود را از آن غیبت نزدیک فرماید و ما را در جایگاه برگزیده ای که از آنان راضی است و آنان را برای یاری دینش و خلیفه اش انتخاب فرموده است، قرار دهد.
خلاصه سخن

در روایات آمده است که، حکمت غیبت حضرت ولی عصر،امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غربال شدن انسان های صالح و آزمایش مردم است. چه بسا که بر اثر طولانی شدن غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، گروهی از مردم منکر وجود مبارک حضرت می شوند و از عقیده خود باز می گردند، بنابر این وظیفه داریم هر چه بیشتر نسبت به امام زمانمان معرفت کسب کرده و اعتقاداتمان را محکم کنیم تا در صراط مستقیم باقی بمانیم. 

تحریف یکی از ابزار دشمن جهت بی اثر کردن پیامی است که نمی تواند انکارش کند. به عنوان مثال هنگامی که مشاهده می کردند تاثیر کلام پیامبر چقدر بر مردم عمیق است و نمی توانستند این اثر را انکار نمایند، او را متهم به سحر و جادو می کردند تا اذهان عمومی را اینگونه از اعجاز کلام حضرت منحرف کنند. مقوله عمیق و ریشه دار مهدویت نیز یکی از این مواردی است که از این ترفند دشمن آسیب ها دیده است.

روایتی متواتر از رسول اکرم صلی الله علیه و آله

هر کس که اندک آشنایی با مباحث امامت داشته باشد قطعا روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» را شنیده است و در قطعیت صدور آن تردیدی ندارد. پیامی صریح و روشن  که بر اساس آن جریان حق از باطل جدا و منفصل می گردد. روایت در نگاهی دقیق، نه زندگی فرد، بلکه مرگ او را جاهلی معرفی می کند تا از این طریق کیفیت زندگی ابدی او را نیز به تصویر بکشد. مرگ جاهلی هر چند ما حصل و عصاره زندگی جاهلی است، اما از طرف دیگر آغاز و تولدی است برای حیات اخروی با رنگ و بوی جاهلی. آن کس که در دنیا چشم خود را به روی حقیقت می بندد، طبیعی است که در آخرت کور و نابینا محشور شود.
تحریف روایت

من  مات  و لم  یعرف  امام زمانه مات میتة جاهلیة «كسى كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت است» شیعه می گوید، مراد از امام زمان در این دوران، حجت بن الحسن المهدى علیه السلام است ولی عامه می گویند: مراد از امام هر سلطان و زمامداری است كه بر مردم حكومت كند، چه عادل باشد یا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ایشان بر هیچ خردمندى پوشیده نیست، زیرا شناختن سلطان ظالم چه تأثیرى در ایمان و عقاید دارد تا كسى كه او را نشناخت و مرد همانند مردم زمان جاهلیت باشد ( أصول الكافی / ترجمه مصطفوى؛ ج 2؛ ص131) چنین تعابیر مغرضانه یا جاهلانه ای است که عبدالله بن عمر را شبانه به سوی منزل حجاج می کشاند. چون حجّاج داخل مكّه شد و ابن زبیر را بدار زد عبد اللّه ابن عمر شبانگاه نزد او آمده گفت: دستت را بده تا براى عبدالملك با تو بیعت نمایم كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیّة؛ یعنى كسی كه بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد مانند مردن زمان جاهلیّت مرده، پس حجّاج پایش را دراز كرده گفت بگیر پایم را و بیعت كن زیرا دستم به كار است. (ترجمه و شرح نهج البلاغة (فیض الإسلام)؛ ج 6؛ ص1214)
منظور از جاهلیت چیست؟

با مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام نکته ای ظریف در باب مفهوم جهل و جهالت بدست می دهد که در سایه آن ریشه هر گونه تحریفی از این روایت خشکانده می شود. در بیانی دقیق و عمیق جهل در روایات مقابل عقل قرار داده شده و جاهلان فاقدان عقل معرفی شده اند. (مراجعه شود به اصول کافی روایت جنود عقل وجهل) در این تعبیر ممکن است کسی دانش فراوان داشته باشد اما همچنان در زمره جاهلان قرار بگیرد. همچنان که در طول تاریخ شاهد نمونه های بسیاری از این دست بوده ایم. به عنوان نمونه رسول اکرم صلی الله علیه واله می فرمایند: «خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل نبخشیده است. زیرا خوابیدن عاقل از شب بیداری جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل- بسوی حج و جهاد- بهتر است. (اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج1، ص14) در واقع جاهل کسی است که در سایه عدم بهره مندی از نور عقل، قدرت تشخیص سره از ناسره و درست از نادرست را ندارد. معیار عمل چنین فردی در عرصه های مختلف یا گمان خویش است یا عقیده و آرای آبا و اجداد یا رأی و نظر اکثریت. به همین علت است که شب بیداری او دارای ارزشی نیست چون معیار عملش ارزشمند نیست. در واقع عبارت مرگ جاهلی اشاره دارد به زیستنی فاقد معیار و شاخص و حشر و برانگیخته شدنی متناسب با آن.
حقیقت عقل

عقل از جمله واژگانی است که در لسان آیات و روایت به وفور برای بیان و شرح حال بهشتیان و جهنمیان مورد استفاده قرار گرفته و استفاده یا عدم استفاده از آن به عنوان اصلی مهم تذکر داده شده است. «انّ شرّ الدّوابِّ عندالله الصّمّ البکم الذین لایعقلون» (انفال/22) زیرا در سایه تعقل است که انسان راه را از بیراهه، نور را از ظلمت و هدایت را از ضلالت تشخیص می دهد. عقل است که یافته های ذهنی ما را با موازین الهی تطبیق داده، درستی و نادرستی آن را کشف و معیارهای صحیح زندگی را بدست می دهد. عدم بهره مندی از این ابزار است که انسان را در ظلمت و تاریکی جهل فرو می برد. «الامام الصادق علیه السلام فی جواب من قال له: ما العقل ؟ قال: ما عبد به الرّحمان و اكتسب به الجنان» امام صادق علیه السلام- در پاسخ این پرسش كه «عقل چیست؟» گفت: عقل همان (نور و نیروى باطنى) است كه خداپرستان خدا را به وسیله آن [مى شناسند و] مى پرستند و صالحان راه رسیدن به بهشت را به راهنمایى آن مى پیمایند» (الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج 1، ص228) رمز و راز این هدایت و رهبری به سمت نور در روایتی معروف از علی ابن ابی طالب علیه السلام (مراجعه شود به اصول کافی/ ترجمه مصطفوی؛ ج1؛ ص11) است که حیا و دین را همراه همیشگی عقل معرفی می فرماید. لذاست که صاحبان عقل، صاحبان دین و حیا خواهند بود.
کدام امام رها کننده از جهل است؟

باتوجه به نکات ذکر شده جای هیچ گونه توجیه و تحلیلی غیر از این برای روایت متواتر ذکر شده نمی ماند که امام مورد نظر، امامی است که در سایه رهبری و ولایت او دین به تمامه در جامعه احیا شده و بندگان در مسیر عبودیت خود قرار قرار گیرند. أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام : «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ، وَبِنَا عُرِفَ اللَّهُ، وَبِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالى» (صافى در شرح كافى [ملا خلیل قزوینى]؛ ج 2؛ ص485) امامی که برای انجام ماموریت بزرگ خویش، تایید شده از جانب خداوند باشد. طبق روایت معروف «اثنی عشر خلیفة» از رسول اکرم صلی الله علیه واله امامان دوازده گانه، کسانی هستند که شناخت یا عدم شناخت نسبت به ایشان تعیین کننده نوع مرگ و آغاز زندگی جاودان خواهد بود و روایت ذکر شده در صدر مقاله مصادیقی جز این بزرگواران نخواهد داشت.
خلاصه سخن

هر کس که اندک آشنایی با مباحث امامت داشته باشد قطعا روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» را شنیده است و در قطعیت صدور آن تردیدی ندارد. با توجه به نکات ذکر شده جای هیچ گونه توجیه و تحلیلی غیر از این برای روایت متواتر ذکر شده نمی ماند که امام مورد نظر، امامی است که در سایه رهبری و ولایت او دین به تمامه در جامعه احیا شده و بندگان در مسیر عبودیت خود قرار گیرند.

پاسداری از کرامت انسانی، عدالت، رفع ظلم، فقر و تبعیض از جوامع بشری از مشترکات آموزه مهدویت و اعلامیه حقوق بشر است. خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً»؛ «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا، (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ‏ایم، برتری بخشیدیم».(1)

خدا همه آدمیان را گرامی می دارد و حیات و استفاده از خشکی و دریا و کسب روزی پاک را از حقوق همه آنان می داند؛ یعنی زن و مرد، پیر و جوان، هر دین و مذهب، و رنگ و نژادی در هر سرزمین جغرافیایی از آن جهت که انسان اند، حق دارند از خشکی ها و دریاها بهره مند شوند و رزقی پاک به کف آورند و زندگی کنند.

همه آیین ها و مذاهب الهی و غیر الهی به آمدن اصلاح گری حقیقی و بزرگ، نجات بخشی مهربان، ظلم ستیزی نستوه، هدایت گری آسمانی، عدالت خواه و عدالت گستر خدایی و حاکمی دینی نوید داده اند که حکومت او مشرق و مغرب زمین را فرا می گیرد. در مکتب تشیع این موعود، مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است که همچون رسول خدا صلی الله علیه و آله زمام حرکت تاریخ را در دست می گیرد، عقل های مردم را به کمال می رساند، آنان را با حکمت و موعظه حسنه به راه هدایت و سعادت دعوت می کند و به درجه ای از رشد فرهنگی و تربیتی می رساند که عدل را می جویند و آن را تحمل می کنند.(2)

حقوق بشر که در سال 1948 میلادی برای جلوگیری از اختناق و تبعیض تصویب شد، مهم ترین سند بین المللی به شمار می رود و کرامت انسانی شاه بیت اعلامیه آن است؛ چنان که مقدمه و اصل اول آن بر کرامت و حیثیت ذاتی انسان تأکید می کند. این مقدمه، کرامت و حقوق برابر همه افراد را پایه و اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان برمی شمرد؛ چنان که با فراموشی حقوق انسان ها و کوچک شمردن آن، اعمال وحشیانه ای رخ خواهد نمود که ضمیر هر انسان پاک فطرتی آزرده خواهد شد. اما آیا حقوق انسان، کرامت انسان، عدالت، برابری، رفع ظلم، تبعیض، دفع فقر و محرومیت دیگر آرمان های در اعلامیه حقوق بشر غیر از آرمان منتظران ظهور منجی در آخرالزمان به طور عام و منتظر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور خاص است؟

همه مفاهیم ارزشی در اعلامیه حقوق بشر مانند کرامت انسان، آزادی، برابری و تساوی انسان ها در حقوق و عدالت فراگیر در همه زمینه های فرهنگی، قضایی، اقتصادی، ریشه کن شدن ظلم و تبعیض، دفع فقر و محرومیت از ویژگی های حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. با این وجود اعلامیه حقوق بشر به مسئله مهم توحید و خداپرستی که از آرمان های اصلی انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، نپرداخته است.

خداپرستی آرمان همه انبیای عظام و اولیای آنان است: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبین»؛ «ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید! خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‏ کنندگان چگونه بود».(3)

از این رو امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاکمیت جهانی ایشان، تحقق آرمان های مثبت اعلامیه جهانی حقوق بشر است، اما حکومت امام بر اعلامیه جهانی حقوق بشر برتری دارد؛ زیرا تشکیل حکومت جهانی آرمانی را به واقعیت تبدیل می کند که اعلامیه تا کنون تنها به صورت توصیه ای به آن پرداخته است. امام بی اجبار و تهدید عقل های مردم را بالا می برد، دانش و بینش را تعالی می بخشد، عقل های آدمیان را بر هواهای آنان غالب می کند، ستمگرانی را که مانع اجرای عدالت هستند با قدرت از سر راه بر می دارد و مستضعفان جهان را بر جهان حاکم می کند: «وَ إِذا یُتْلی عَلَیْهِمْ قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنّا کُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمین»؛ «و هنگامی که بر آنان خوانده شود، می‏ گویند: به آن ایمان آوردیم؛ این ها همه حق است و از سوی پروردگار ماست؛ ما پیش از این هم مسلمان بودیم».(4)

حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پایان دهنده ظلم و بی عدالتی است. همه آرمان های نیک و پسندیده در اعلامیه حقوق بشر در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونه جهانی محقق خواهد شد، اما نه با حکومت ظالمان، استعمارگران، استثمارکنندگان و دولت های ستم پیشه؛ بلکه به دست موعود الهی تا منتظرانش به او بپیوندند. یهودیان، رزتشتیان، مسیحیان و انسان های پاک فطرت هم آرمان خود را در او می یابند و مطلوب خویش را در او می بینند. اگرچه امروز در نام او اختلاف دارند، اما وقتی خورشید حقیقت آشکار شود و ندای عدالت گستر همه مرزهای فکری و جغرافیایی را در نوردد، مستضعفان و مظلومان و حقیقت جویان به او ایمان خواهند آورد. آن گاه است که امام با پشتوانه الهی قیام می کند، دریچه جدیدی در تاریخ بشر می گشاید و به انسان ها حیات تازه ای می بخشد.

حضرت دستی بر سر مردم می کشد و عقلشان را کامل می کند و انسان عاقل حقیقت را می فهمد و به آن اقرار می کند؛ زیرا شرک از روی جهل است و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم عقل ها را بیدار می کند و دانش، دانایی و آگاهی آنان را بالا می برد تا کسی در برابر حقیقت جاهل نباشد. بدیهی است که انسان های تشنه حقیقت وقتی پراغ حقیقت را روشن یافتند، از نور آن بهره مند می شوند؛ مگر کسانی که دشمن آن باشند و مانع اجرای حق و عدل شوند که در این صورت با قدرت ربانی آن حضرت نابود می شوند.(5)

ار نگاه حقوق بشر، انسان به سبب کرامتش حق حیات دارد و نمی توان او را کشت. قرآن این مسئله را محترم شمرده و آن را به منزله کشتن همه انسان ها دانسته است، مگر برای قصاص یا وقتی فسادی در زمین برانگیخته باشد: «مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنی إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی اْلأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النّاسَ جَمیعًا وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی اْلأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»؛ «به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آن ها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند».(6)

در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان به کرامت حقیقی خود دست می یابد. امام همانند پدری مهربان برای همه انسان ها، آدمیان را از کرامت انسانی بهره مند خواهد کرد. مکارم اخلاق را کامل می کند، شهرها را آباد می سازد، بندگان خدا را حیاتی دوباره می بخشد، حق را استوار می سازد، باطل را نابود می کند، دادرس مظلومان و یاور بی کسان می شود، احکام بر زمین مانده خدا را زنده و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله نشانه های دین را اجرا می کند و در حقیقت از کرامت انسانی پاسداری می کند؛ چیزی که اعلامیه جهانی حقوق بشر فقط از آن سخن گفته است و در مرحله نه تنها اقدامی نکرده؛ بلکه به نظاره زیر پا گذاشتن این کرامت نیز نشسته است.

پی نوشت ها:

1. اسراء: 70.

2. بحارالانوار، ج52، ص 328.

3. نحل: 36.

4. قصص: 53.

5. مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، مقاله مهدویت، حقوق بشر و کرامت انسانی، ص 268.

6. مائده: 32.  

مقدمه
دین اسلام مسأله مهدویت را تنها یک ایده و تفکر خیالی که بشارت قیام رهبری مبهم در آینده نامعلوم جهت رهایی بشریت از ظلم و جور را می دهد مطرح نساخته است. بلکه آن را به عنوان یک موضوع اعتقادی که دارای نشانه و علائم روشن و پا برجای است مطرح نموده است.[1] این اعتقاد در دل و جان و وجدان امت اسلامی و همچنین در زندگی سیاسی و مبارزاتی آنها وجود دارد. «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ؛[قصص/5-6] و مى‏ خواستیم بر كسانى كه در آن سرزمین ناتوان شمرده مى ‏شدند- یعنى فرزندان اسرائیل- منت نهیم و آنان را پیشوایان كنیم و آنان را وارثان سازیم و آنان را در آن سرزمین جاى و توان دهیم و به فرعون و هامان- وزیر او- و سپاهیانشان از سوى آنان- بنى اسرائیل- آنچه را كه از آن مى‏ ترسیدند بنماییم».  

آیات فوق، تنها سخن از یك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائیل نیست، بلكه بیانگر یك قانون كلى است، براى همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعیت ها، آیه مى‏ گوید: «ما اراده داریم كه بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حكومت روى زمین قرار دهیم».[2] این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر كفر. این بشارتى است براى همه انسان هاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور. نمونه ‏اى از تحقق این مشیت الهى، حكومت بنى اسرائیل و زوال حكومت فرعونیان بود. و نمونه كاملترش حكومت پیامبر اسلام ص و یارانش بعد از ظهور اسلام بود، حكومت پا برهنه ‏ها و تهى‏ دستان با ایمان و مظلومان پاكدل كه پیوسته از سوى فراعنه زمان خود مورد تحقیر و استهزاء بودند، و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند. سرانجام خدا به دست همین گروه دروازه قصرهاى كسراها و قیصرها را گشود و آنها را از تخت قدرت بزیر آورد و بینى مستكبران را به خاك مالید. و نمونه گسترده ‏تر آن ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمین بوسیله مهدى (ارواحنا له الفداء) است.[3]
و در حدیثى از امام زین العابدین على بن الحسین (علیه السلام) مى‏ خوانیم: «وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ الْأَبْرَارَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ مُوسَى وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ عَدُوَّنَا وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ فِرْعَوْنَ وَ أَشْیَاعِه‏؛[4] سوگند به كسى كه محمد ص را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد كه نیكان از ما اهل البیت و پیروان آنها بمنزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آنها بمنزله فرعون و پیروان او مى‏ باشند» (سرانجام ما پیروز مى‏ شویم و آنها نابود مى ‏شوند و حكومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود) البته حكومت جهانى مهدى (علیه السلام) در آخر كار هرگز مانع از حكومت هاى اسلامى در مقیاسه اى محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشیت الهى در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزى نصیبشان مى ‏شود.

مهدی منتظر(علیه السلام) واقعیتی غیر قابل انکار
اگر انسان اهل تحقیق و بررسی متون و منابع اسلامی باشد به واقع به اصل مهدویت و لزوم و ضرورت آن اعتراف خواهد نمود. روایات بی شماری که در خصوص اصل مهدویت و وجود امام منتظر(علیه السلام) در منابع فریقین نقل شده، وجود هر گونه شک و شبهه ای را در این خصوص منتفی می نماید، مرجع بزرگ اسلام آیه الله شهید صدر در خصوص انکار ناپذر بودن اصل مهدویت می نویسد: «اندیشه اعتقاد به امام مهدی(علیه السلام) به عنوان رهبری که جهان چشم انتظار اوست تا دنیا را به جایگاه بهتر رهنمود سازد، به طور کلی در احادیث پیامبر اعظم(صلی الله علیه و اله) و به ویژه در احادیث ائمه اطهار(علیهم السلام) وجود دارد این روایات در منابع روایی به حدی بر آن تأکید شده که شک و تردید به آن راه پیدا نمی کند. درباره امام مهدی(علیه السلام) چهار صد روایت از طریق اهل سنت نقل شده به طوری که مجموع روایات نقل شده در این باره از طریق شیعه و سنی به بیش از شش هزار روایت می رسد این عدد و رقم در نوع خود بی نظیر است؛ چرا که در بسیاری از امور واضح و بدیهی دین اسلام که معمولاً قطعی و خالی از شک و تردید است به این صورت جمع آوری نشده است.» [5]

نظر علمای اهل سنت در خصوص امام مهدی(علیه السلام)

1- حافظ بن عسقلانی می نویسد: «احادیث متواتر تأکید دارد که حضرت مهدی(علیه السلام) از میان مسلمانان بر انگیخته می شود. حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام) نیز در آن زمان فرود می آید پشت سر وی نماز خواهد خواند».[6]
2- قاضی شوکانی در خصوص امام مهدی(علیه السلام) می نویسد: «احادیث مرتبط با  مهدی(علیه السلام) بدون هیچ گونه شک و شبهه ای، متواتر است بلکه وصف تواتر بر تمام اصطلاحات نگاشته شده در علم اصول بر کمتر از این هم صدق پیدا می کند پس چگونه می توان فراوانی حدیث در مورد ایشان را متواتر ندانست.»[7]
3- این حجر هیثمی می نویسد: «اخبار و احادیثی که در مورد ظهور مهدی نقل شده است زیاد است و حد تواتر رسیده است».[8]

سخن آخر:

فراوانی روایاتی که در خصوص ظهور امام مهدی(علیه السلام) در منابع اهل سنت و تشیع وجود دارد جای هر گونه شک و شبهه های در خصوص ظهور امام مهدی(علیه السلام) بر طرف می نماید. و نوید حکومت صالحان را به بشریت نوید می دهد. «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛[انبیاء/105] و هر آینه در زبور- كتاب داوود- پس از ذكر- تورات، یا پس از یاد این امت در زبور- نوشتیم كه زمین را بندگان نیك و شایسته من به میراث مى ‏برند.»

پی نوشت ها:
[1]. همراه با مهدی منتظر، بررسی تطبیقی مهدویت در اندیشه شیعه و سنی: ص 15.
[2]. ر.ک: سوره قصص، آیه 5.
[3]. تفسیر نمونه، ج‏16، ص18.
[4]. مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص95.
[5]. بحث حول المهدی: ص64و 63.
[6]. فتح الباری: ج5، ص 362.
[7]. ابراز الوهم المکنون: ص4.
[8]. الصواعق المحرقه: ج2، ص 211.

دنیای امروز بسان فرد تشنه ای می ماند که تمامی آشامیدنی های به ظاهر لذیذ را چشیده، اما عطشش فروکش نکرده است و حال به دنبال ماء معینی است که تشنگی اش را بر طرف کند. تشنه ای که اگر قطره ای از این آب حیات را بنوشد، هرگز آن را رها نخواهد کرد.

دنیای امروز از گوناگونی ایدئولوژی ها و مکتب ها به ستوه آمده و نیازمند نجات بخشی است که زیر سایه مدیریت بی نظیر او به وحدت و یگانگی رسیده و طعم شیرین زندگی اصیل انسانی را بچشد. زندگی که در آن استعدادهای انسانی اش ارج نهاده شده و با او معامله انسان کنند؛ نه اینکه عقل او را که باید مصداق "العقل ما عبد به الرحمن" باشد، تنزّل داده و به یک عقل ابزاری در راستای برآوردن خواسته نفس تبدیل کنند.
مهدویت همان نسخه گم شده بشریت است که عمیق ترین نیازهای او را می شناسد و برای برآورده ساختن آن دقیق ترین درمان ها را معرفی می کند.

مهدویت تمدنی است که در رأس آن، امام معصومِ محیط به هستی (1) قرار گرفته که هیچ چیز در هیچ جای جهان از نظرگاه او مخفی نیست و به موجب عصمت خاصشان ذره ای از اجرای عدالت غفلت نمی فرمایند. بشریت امروز خواستار جامعه واحد جهانی است که در رأس آن چنین رهبری قرار گرفته باشد. رهبری که خطاب به ایشان می فرماید: «إنّا غیرُ مهملین لمراعاتكم، و لاناسین لذكركم ... و لولا ذلك لنزل بكم اللاّواء، و اصطلمكم الأعداء، فاتقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا؛ (2) ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی کنیم و شما را فراموش نمی کنیم، و اگر چنین نبود، بلاهای سخت بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را نابود می کردند، پس تقوای الهی پیشه کنید و پشتیبان ما باشید.»
جهان امروز محتاج واسطه ای است که او را با این حقیقت شیرین آشنا کند. همین آشنایی کافی است که فرد خود باقی راه را ادامه دهد. در دنیایی که با مهندسی مهدویت ساخته شده باشد، اثری از، استعمار، استثمار، ظلم، فقر و بیماری های مختلف روحی، اخلاقی و روانی و... وجود نخواهد داشت. زیرا همه این دردها از یک چیز نشأت می گیرد و آن خودخواهی و نفس پرستی انسان هایی است که در این کره خاکی بر مسند مدیریت و ریاست جهان نشسته و با مدل های ناقص خود قصد اداره تمام جهان را دارند. در چنین فضایی آن کس که بتواند چهره حقیقي منجی عالم را مطابق با فطرت توحیدی بشریت، به آنها عرضه کند گوی سبقت را ربوده  است و به یقین این حقیقت زلال، امروز در دستان شیعیان است که براساس وعده «یسئلونک عن النعیم»، از چگونگی برخورد با این نعمت سؤال خواهد شد.
زبان مشترک تمامی انسان ها

هیچ انسانِ انسان صفتی را در دنیا پیدا نمی کنیم که از عدالت بیزار باشد و از ظلم لذت ببرد. ظلم ستیزی یکی از امور فطری هر انسانی است، که قلمرو جغرافیایی نمی شناسد و در قالب دین و مذهب نمی گنجد؛ هر چند برخی از دینداران در این روحیه قوی تر از دیگرانند. شاید عده کثیری از مردم دنیا با مصادیق ظلم آشنا نباشند، اما هر گاه با حقیقت ظلم روبرو شوند اعلام بیزاری می کنند. همچون اعتراضاتی که مردم کشورهای غربی در مقابل نسل کشی سران خود دارند. هر جا افراد جامعه انسانی، کنشی را مصداق ظلم بدانند در مقابل آن  اعلام نارضایتی می کنند و این از فطرت این افراد برخاسته است.
این وجه اشتراک برجسته انقلاب حضرت مهدی -ارواحنا فداه- و مردم در جغرافیای دنیاست. روایاتی که به معرفی حضرت مهدی علیه السلام پرداخته اند غالبا بُعد ظلم ستیزی ایشان را به تصویر کشیده و دائما آن را برجسته کرده اند. گویا این دسته از کلام معصومین علیهم السلام خواستار بیان وجه فطری انقلاب حضرت بوده اند که قابل فهم برای تمامی جهانیان باشد نه فقط تشیع. وجهی که برای تبیین آن نیاز به اشتراکات دینی نیست، تنها و تنها اشتراک در فطرت اولیه کافی است. «مهدی» زبان فطرت بشریت است که کافی است آن را در قالبی کاربردی به جهانیان عرضه کرد. در این صورت شاهد گرایش شدید مردم به این تمدن اصیل خواهیم بود.
یتیم ترین انسان ها

شنیدن واژه یتیم برای تمامی انسان ها، تداعی کننده فردی است که از داشتن نعمت پدر محروم است و بر اثر این محرومیت در بخش هایی از زندگی به صورت طبیعی با سختی هایی مواجه است. اما فرهنگ امام معصوم در تربیت انسان، نگاه را از این تعبیر و تفسیر ظاهری فراتر برده و او را متوجه محرومیت واقعی خویش می کند. محرومیت از داشتن نعمتی بزرگ و بی بدلیل که در جایگاه پدری امّت، نقش هدایتی و حمایتی ویژه دارد.
امام حسن عسکری علیه السلام در حدیثی زیبا می فرمایند: "أَشَدُّ مِنْ یُتْمِ الْیَتِیمِ الَّذِی انْقَطَعَ عَنْ أَبِیهِ یُتْمُ یَتِیمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِه وَ لَا یَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَیْه؛ (3) سختتر از یتیمی كسی كه پدرش را از دست داده، یتیمی است كه از امام زمانش دور افتاده و به او دسترسی ندارد."
بُعد دومی که در معرفی مهدویت کاربردی به نظر می رسد ترسیم محدودیت ها و محرومیت های بشریت در اثر غیبت منجی است. محرومیت هایی که دامنگیر تک تک افراد از متدینین تا بی دینان جهان امروز است. هر کس به گونه ای از این محرومیت در رنج و سختی است.
در این نگاه منجی فردی است که پدرانه در راستای هدایت و حمایت و نجات انسان ها می کوشد و فرزند معنوی خویش را رها نمی سازد. ترویج این نگاه میان جوامع مختلف انسانی فصل جدیدی است برای گرایش هر چه بیشتر مردم به تمدن اصیل مهدوی.
امید است تک تک شیعیان حضرت در معرفی این فرهنگ اصیل و نجاتبخش، در محضر امام خویش سربلند و رو سفید باشند.

پی نوشت:
1- فجعلکم بعرشه محدقین، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
2- المزار شیخ مفید، مناسک، ص9
3- مستدرک الوسائل، ج17 ص317

اخیراً پس از حادثه ی دلخراش مسیر منا که بر اثر باریکی مسیر حاجیان و ازدحام جمعیت، باعث کشته شدن جمعیت بسیاری (تاکنون حدود بیش از 3000 نفر) شد، روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شبکه های اجتماعی به سرعت پخش شده که منتشر کننده ی آن قصد تطبیق آن روایت بر این حادثه ی دلخراش دارد. لازم به یادآوری است که نشر دهنده از قسمتی از یک کتاب عکس گرفته و آن را نیز منتشر داده است تا قطعی بودن روایت را به خوانندگان ثابت کند. در این جا قصد داریم طی چند مرحله این روایت را بررسی نمائیم تا صحت و سقم تطبیق آن بر حادثه ی اخیر روشن شود:

الف) عکسی که نشر دهنده ی آن روایت فرستاده است (در بعضی از پیامها عکس موجود نیست)، از کتاب مفید در باب مهدویت به نام «موعود نامه (فرهنگ الفبائی مهدویت)» از جناب آقای مجتبی تونه ای می باشد. این کتاب به صورت فهرست الفبائی از الف تا یاء موضوعاتی را که به نحوی با مهدویت مرتبط بوده اند را توضیح مختصری داده است. یکی از این موضوعات در حرف «ذال» موضوع «ذی الحجه» می باشد که ذیل آن می نویسد: «دوازدهمین ماه سال عرب و از ماه های حرام است. پیامبر صلی الله علیه و آله در ذکر نشانه های ظهور فرمود: «صیحه ای در ماه رمضان شنیده می شود ... قبیله ها در ماه ذی حجه به جنگ بر می خیزند و نشانه ی آن این است که حجاج را غارت می کنند و فاجعه ی بزرگی در منا روی می دهد که افراد بی شماری کشته می شوند و خون ها ریخته می شود و بر جمرات می ریزد.» ... . (بقیه توضیحات مربوط به بحث ما نیست).

آدرسی که در این کتاب در پاورقی برای این روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آورده این است: «روزگار رهائی» ج 2، ص 865 ؛ «بحار الأنوار» ج 51، ص 81
ب) این روایت را جناب «کامل سلیمان» در کتاب «روزگار رهائی» به نقل از «الحاوی للفتاوی» سیوطی ج 2، ص 162 و «بشارة الإسلام» سید مصطفی کاظمی ص 34 و «الملاحم و الفتن» سید بن طاووس ص 33 نقل کرده است.
این روایت در بحار الأنوار یافت نشد.
تمام این ناقلان، از صاحب کتاب «روزگار رهائی» گرفته تا «الحاوی للفتاوی» و «بشارة الإسلام» و «الملاحم و الفتن» همه، این روایت را از کتاب «الفتن» نعیم بن حماد مروزی نقل کرده اند.
ج) نعیم بن حماد مروزی، بر اساس جستجوی نرم افزاری ما، در کتاب خود هشت روایت را در موضوع دزدی اموال حاجیان و کشتار آنها در منا آورده است که عبارتند از:
1) همین روایت مورد بحث که شهر بن حوشب می گوید به من خبر رسید که رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرموده است:

حدثنا الولید عن عنبسة القرشی عن سلمة بن ابی سلمة عن شهر بن حوشب قال بلغنی أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال یكون فی رمضان صوت وفی شوال مهمهة وفی ذی القعدة تحازب القبائل وفی ذی الحجة ینتهب الحاج وفی المحرم ینادی منادى من السماء ألا إن صفوة الله من خلقه فلان فاسمعوا له وأطیعوا.
در این روایت شهر بن حوشب می گوید: به من خبر رسید که پیامبر صلی الله علیه و سلم [و آله و سلم] فرمود: در ماه رمضان صوتی خواهد بود و در شوال فتحی ( کتب لغت: یا جنگ یا شدت گرما یا شدت باران) خواهد بود و در ذو القعده آماده ی جنگ شدن قبیله ها و در ذوالحجه حاجیان (یا اموالشان) غارت می شود و در محرم منادی از آسمان ندائی می دهد: آگاه باشید که برگزیده ی خدا از خلقش فلانی است پس سخن او را بشنوید و او را اطاعت کنید.
این روایت دارای افراد مجهولی می باشد و روایت شهر بن حوشب از رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم معلوم نیست از چه کسی بوده است. بنابراین این روایت نمی تواند مورد اعتماد باشد. علاوه بر این که در حادثه ی مورد نظر اموالی از حاجیان به سرقت برده نشده یا کسی از آنها در جنگ ربوده نشده است، بلکه کشته شدن آنها طبق گزارش های واصله بر اثر ازدحام جمعیت بخاطر سوء مدیریتی مسؤولین امر بوده است.
2) روایتی از عبدالوهاب بن بخت که گفته به من خبر رسید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:

قال عبد الوهاب بن بخت وبلغنی أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال فی رمضان آیة فی السماء كعمود ساطع وفی شوال البلاء وفی ذی القعدة الفناء وفی ذی الحجة ینتهب الحاج المحرم وما المحرم.
در این روایت با واسطه ی شخصی مجهول از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: و در ذوالحجة حاجیان (یا اموال حاجیان) غارت می شود.
این روایت نیز علاوه بر ضعیف بودن، ربطی به ازدحام جمعیت ندارد. بلکه به طور غیر مستقیم صحبت از جنگ و غارت اموال است.
3) روایتی از ابوهریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله:

حدثنا ابن وهب عن مسلمة بن علی عن قتادة عن سعید بن المسیب عن ابی هریرة رضى الله عنه عن النبی صلى الله علیه و سلم قال تكون آیة فی شهر رمضان ثم تظهر عصابة فی شوال ثم تكون معمعة فی ذی القعدة ثم یسلب الحاج فی ذی الحجة ثم تنتهك المحارم فی المحرم ثم یكون صوت فی صفر ثم تنازع القبائل فی شهری ربیع ثم العجب كل العجب بین جمادی و رجب ثم ناقة مقتبة خیر من دسكرة تغل مائة ألف.
در این جا علاوه بر این که ابوهریره ثقه نیست باز هم صحبت از دزدیده شدن (اموال) حاجیان است.
4) کلامی که سعید بن مسیب از قول خودش گفته نه از قول معصوم:

حدثنا الولید عن صدقة بن یزید عن قتادة عن سعید بن المسیب قال یأتی على المسلمین زمان یكون منه صوت فی رمضان و فی شوال تكون مهمهة و فی ذی القعدة تنحاز فیها القبائل إلى قبائلها و ذو الحجة ینهب فیه الحاج و المحرم و ما المحرم.
این کلام روایت نیست که بخواهیم آن را ارزیابی کنیم و باز هم دلالت این کلام بر غارت حاجیان است در ذو الحجه نه موضوعی دیگر.
5) روایتی که عمرو بن شعیب از پدرش از جدش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است:

حدثنا أبو یوسف المقدسی عن عبد الملك بن أبی سلیمان عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جده عن النبی صلى الله علیه و سلم قال یكون صوت فی رمضان و معمعة فی شوال و فی ذی القعدة تحارب القبائل و عامئذ ینتهب الحاج و تكون ملحمة عظیمة بمنى یكثر فیها القتلى و تسیل فیها الدماء و هم على عقبة الجمرة.

در این روایت علاوه بر مجهول بودن راویان، صحبت از غارت (اموال) حاجیان و جنگ عظیمی در منا است (ملحمة به معنای تکه تکه شدن گوشت) و قتل بسیاری در آن جنگ اتفاق می افتد و خون ها جاری می شود در حالی که آن ها در پشت جمره اند (یا در جمره ی عقبه اند). روشن است که این روایت جدای از سند آن، مانند روایات دیگر کاملاً با حادثه ی اخیر بی ارتباط است.
6) روایتی که حارث همدانی از ابن مسعود از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است:

حدثنا أبو عمر عن ابن لهیعة قال حدثنی عبد الوهاب بن حسین عن محمد بن ثابت البنانی عن أبیه عن الحارث الهمدانی عن ابن مسعود رضى الله عنه عن النبی صلى الله علیه و سلم قال إذا كانت صیحة فی رمضان فإنه یكون معمعة فی شوال و تمییز القبائل فی ذی القعدة و تسفك الدماء فی ذی الحجة و المحرم و ما المحرم یقولها ثلاثا.
در این روایت نیز علاوه بر مشکل ضعف سندی، صحبت از خونریزی در ذی الحجه است و اشاره ای به حاجیان مکه ندارد.
7) کلامی که شهر بن حوشب از ابوهریره نقل کرده و سخن ابوهریره است نه سخن معصوم:

حدثنا شیخ من الكوفیین عن لیث عن شهر بن حوشب عن أبی هریرة رضى الله عنه قال فی رمضان هدة توقظ النائم و تخرج العواتق من خدورها وفی شوال مهمهة وفی ذی القعدة تمشی القبائل بعضها إلى بعض وفی ذی الحجة تهراق الدماء وفی المحرم وما المحرم یقولها ثلاثا قال وهو عند انقطاع ملك هؤلاء.
در این کلام نیز علاوه بر این که کلام خود ابوهریره است و ما روایت ابوهریره از معصوم را قبول نمی کنیم تا چه رسد به کلام خود او، صحبت از ریخته شدن خون در ذوالحجة است نه کشته شدن حاجیان در مکه.
8) کلامی که عبدالرحمن بن جبیر از خودش گفته نه از معصوم:

قال عبد الرحمن بن جبیر علامة تكون فی السماء تكون اختلاف بین الناس فإن أدركتها فأكثر من الطعام ما استطعت قال صفوان و قال مهاجر النبال تكون فی رمضان فترمض قلوبهم و شوال یشال بینهم وفی ذی القعدة یستقعدهم وفی ذی الحجة تسفك الدماء.
در این جا نیز سخن عبدالله بن جبیر برای ما حجت نیست. دلالت کلام او نیز مانند دو روایت بالا بر خونریزی در ذوالحجة است و ارتباطی با حاجیان خانه ی خدا ندارد.
نتیجه:

تمام این روایات از افرادی نقل شده اند که وثاقت آن ها برای ما مجهول یا عدم وثاقت آنها برای ما معلوم است بنابراین به هیچ وجه قابل اعتنا نیستند و علاوه بر این که هیچ کدام به طریق صحیحی از معصوم روایت نشده اند، تطبیق آنها بر قضیه ی اخیر در مسیر منا کاملاً غلط است. پیشتر هم گفتیم که در روایت مورد بحث و در بعضی از این روایات صحبت از جنگ و کشتار حجاج در منا است نه کشته شدن حجاج بخاطر ازدحام جمعیت در مسیر منا. 

بارها گفته و شنیده ایم که اگر بعد از طلوع آفتاب بیدار شویم نمازمان قضاست. اگر قرار است بعد از آمدن امام خوبان طرحی نو دراندازیم و حرکتی را شروع کنیم، در جهت یاری دین خدا کاری انجام دهیم و قدمی برداریم، باید همین امروز به آن فعالیت ها مبادرت بورزیم. سروده هماهنگ منتظران که هر صبحگاه مامور به خواندن آن هستند اینگونه از خداوند طلب حاجت می کند که:

اللهم اجعلنی....السابقین الی ارادته
ما را از سبقت گیرندگان در مسیر اراده مولایمان قرار ده.
سخن از یک مسابقه همگانی است که تک تک افراد آن در تلاش برای کسب مقام اول این هماورد بزرگ هستند و شاخص و معیار این حرکت چیزی نیست جز اراده صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف. با توصیفاتی که در آیات و روایت متعدد در بیان مقام امام صادر شده (١) چنین فهمیده می شود که اراده ایشان در مسیر اراده خداوند است (٢) و هیچ تفاوتی میان این دو اراده موجود نیست و اراده ای جز خیر و نیکی از این بزرگواران  سر نمی زند. همان که در لسان شرع از آن به انجام واجبات و ترک محرمات تعبیر می شود.
برای پیروزی در این مسابقه چه باید کرد؟
شناخت و معرفت عمیق نسبت به امام

 در این زمینه مخاطبانی که با مباحث مهدویت سروکار دارند مطالب زیادی شنیده اند. در حقیقت نکته اصلی این ویژگی این است که امام را به گونه ای بشناسیم که در سایه آن اعتماد صد درصدی به وجود مقدسش کسب کنیم. شناختی که تقلید و پیروی بی چون و چرا به دنبال داشته باشد و این نیست جز شناخت امام به تخصص و علم. اگر هنگام درمان یک بیماری خاص جامعه پزشکی اعلام کند که شخصی در این علم سرآمد همه است، عقل حکم می کند که از نسخه تجویز شده توسط وی تبعیت شود. یعنی حاصل شدن چنین یقینی، پیروی از دستورات را هم به دنبال دارد. حال در موضوع مورد بحث، ما محتاج شناخت امام از این منظر هستیم تا در مقابل او مطیع بی چون و چرا باشیم.

امام علی علیه السلام در روایتی می فرمایند: «رحم الله امرء عرف مِن اَینَ، و فی اَینَ و اِلی اَین»؛(٣) خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، در کجاست و به کجا می رود.
در واقع با اندکی دقت در این روایت سه گروه علم وجود دارد که ما برای زندگی درست در این جهان و سعادتمندی به آن محتاج هستیم. علم به قبل از نشئه دنیا، علم به دنیا (شناخت جسم، روح، رابطه جسم و روح، عالم طبیعت، رابطه انسان و طبیعت)، علم به پس از دنیا. با یک قضاوت منطقی همگان معترف می شوند که هیچ انسانی نمی تواند با علم اکتسابی به این مجموعه دست یابد تا بتواند حیات طیبه خود را رقم بزند. (4)

طبق یک قاعده بدیهی سازنده یک شیء تنها کسی است که کاملترین اطلاعات را در رابطه با آن شیء دارد و اگر بخواهیم از ابعاد مختلف شیء اطلاعاتی به دست آوریم باید به سازنده یا واسطه ای که  مجموعه اطلاعات را از سازنده دریافت کرده، مراجعه کنیم، که همان اصل عقلی رجوع به متخصص است. در غیر این صورت هزینه های بسیاری صرف خواهد شد تا از طریق آزمون و خطا به علومی دست پیدا کنیم که در موارد متعددی از علوم ذکر شده در بالا حتی روش آزمون و خطا نیز پاسخگو نیست و انسان در جهلی ابدی باقی می ماند. همچون فرهنگ غرب که در امور مربوط به تکامل انسان علیرغم پیشرفت علمی شدید دچار یک عقبگرد جبران ناپذیری شده اند.

منظور از شناخت امام در این مقال شناخت ایشان به این مقام است که تنها موجودی که می تواند حقایق مورد نیاز جهت رشد و تکامل را به انسان عرضه کند وجود مقدس امام معصوم است که علم او متصل به منبع الهی آن است.

پیروی بی چون و چرا از امام

نفس انسان به دنبال راحتی و آسایش و خوشگذرانی های بی پایان در دنیاست و در این مسیر سیری ناپذیر است. از طرفی به کرات در متون دینی تذکر داده شده که عبودیت و بندگی جهتی متفاوت از دنیازدگی دارد. یقینا برنامه معرفی شده توسط امامان معصوم با این گرایش نفس در تضاد خواهد بود هر چند مطابق فطرت الهی او باشد. در این مقام نیاز است فرد هنگام تقابل دستورات اخلاقی و شرعی امام با خواسته های نفس بتواند بر نفس خود غلبه کند.
خدای سبحان خطاب به پیامبرش می فرماید که نفس جایگاه هر گونه شری است و دوست همه بدی هاست. تو او را به اطاعت خدا می خوانی و او تو را به معصیت خدا می کشاند و در اطاعت پروردگار با تو مخالفت می کند و در آنچه خدا را ناخوشایند است اطاعت می کند ... این نفس رفیق و همزاد شیطان است. (5)

مقابله و مبارزه با نفس، جزء یکی از مهمات زندگی هر فردی است که می خواهد قدم در وادی انسانیت و بندگی بگذارد. امری نیست که در یک شب اتفاق افتد و نیاز به جدیت و دقت بسیار دارد. بزرگان دین پس از عمری تلاش بی وقفه بدان دست یافته اند.
با توجه به این دو مورد کسانی در این مسابقه همگانی موفق می شوند که  اولا: امام خود را به تخصص در علوم مورد نیاز بشر بشناسند و به او اعتماد کنند. ثانیا: با کنترل نفس از دستورات امام سرپیچی نکنند.
اللهم اجعلنی ... السابقین الی ارادته.

پی نوشت:

1) به عنوان نمونه آیه اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم.(نساء/59)
2) پیامبر وائمه علیهم السلام ما ینطق عن الهوی هستند.

3) عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 91
4) محمد شجاعی، برگرفته از کتاب آشتی با امام زمان علیه السلام، ص12
5) محمد تقی مصباح یزدی، راهیان کوی دوست "شرح حدیث معراج"، ص116

واژه سکولاریسم واژه آشنایی است که به دفعات زیاد آن را شنیده و در گفتگوهای خود از آن بهره گرفته ایم. گاهی لازم است موضوعات انتزاعی را که به ظاهر می شناسیم باز تعریف کنیم واز ابعاد مختلف به آن بنگریم. امروزه یکی از معانی شایع سکولار در جهان غرب جدا انگاری دین از قلمرو سیاست، حکومت و اجتماع است؛ به این معنا که دین باید از مسائل مربوط به انسان و دنیا مانند اقتصاد، آموزش و حقوق دست شسته و خود را به تدبیر امور جزئی و فردی از قبیل مراسم دعا، ازدواج، طلاق و کفن مشغول کند.(1)

فرهنگ پنهان سکولار

این واژه در دل خود فرهنگی بس گسترده را پنهان کرده که گاه یکتا پرستان نیز بی آنکه متوجه باشند، گرفتار این دام شده اند. امروزه حتی در زندگی اغلب متدینین، دین و تعالیم آن از ساحت های مختلف زندگی رخت بر بسته و همین مشکلات متعددی از جمله افسردگی و کسالت و بی انگیزه بودن را به ارمغان آورده است.
آن سان که از فرهنگ سکولار بر می آید بی خدایی تنها در ساحت اجتماع وارد نشده بلکه جای جای زندگی افراد را تحت تاثیر قرار داده و انسان را جایگزین خدا کرده است. از کوچکترین و ناچیزترین افکار و هیجانات و اعمال و رفتار گرفته تا بالاترین آنها که حکومت بر مردم است را شامل می شود. در این فرهنگ گذشت و ایثار و انفاق، یاری مظلوم و مبارزه با ظالم رنگ و بوی واقعی خود را از دست داده  و تنها اسمی از آنان در قاموس لغات بشر باقی مانده است که اگر هم فردی با این روح حاکم بر جان، دست به چنین فعالیت هایی بزند اغلب برای ارضای لذتی از لذت های وجود خویش است. در فرهنگ سکولار آنچه اصالت دارد خود است،‌ خودِ جداشده از خدا. در این فرهنگ انسان می ماند و خواسته ها و آمال و آرزوهایش که از هر راهی برای رسیدن به آن بهره می گیرد.

بشر به دنبال نسخه رهایی

برای درمان این بیماری مهلک قرن باید به دنبال نسخه ای باشیم که معنویات متصل به عالم معنا را به زندگی انسان در ابعاد مختلف باز گرداند. امروز با توجه به نشانه هایی که وجود دارد تنها نسخه نجاتبخش بشری "مهدویت" و مفاهیم متعالی آن است. فعالان فرهنگی کشور باید بتوانند آموزه های این ایدئولوژی متعالی را دقیق و درست به جهانیان بنمایانند تا شاهد گرایش هر چه بیشتر مردم جهان به این نظام مقدس باشیم. کافیست ابعاد مختلف مهدویت به انسان ها عرضه شود، آنگاه انسان هایی که هنوز فطرتی پاک در وجودشان باقی مانده در می یابند که راه نجاتی جز این حرکت در مسیر این آرمان وجود ندارد.

دو جبهه متضاد در کارزار جهانی امروز

در صحنه جهانی، مردم یا در جبهه سکولار هستند و مشغول عیش و نوش بی پایان خویش که هر کجا برای این خوشگذرانی نیاز به چپاولی باشد از آن دریغ نمی ورزند؛ و یا در سمت مقابل و تحت چپاول مداوم ظالمان. در این کارزار، مهدویت به عده ای می آموزد ظلم ناپسند است و آنها را از چپاول نهی می کند و به گروهی دیگر نهیب می زند که سکوت در برابر ظالم تفاوتی با ظلم ندارد و بدین وسیله توازن لازم میان اجتماع انسانی را پدید می آورد. و آنهایی را که در صدد سوء استفاده از همنوعان خویش هستند از عرصه اجتماع حذف می کند.

خدا،‌ عقل، انسان

عقلانیت که یکی از مبانی فرهنگ سکولار است مدعی است که عقل در زمینه معرفت شناسی و عرصه زندگی دنیایی به خودکفایی رسیده و نیازمند راهنما و هدایتگری از عالم معنا نیست. اما فرهنگ مهدوی با شعار: «عَسی‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(2) به انسان ها هشدار می دهد که بسیاری از چیزها را که عقل شما خوب ارزیابی می کند سودی برایتان ندارد و بالعکس. و در نهایت این تذکر مهم را می دهد که خدا می داند و شما نمی دانید. در واقع این آیه در صدد یادآوری این نکته است که عقل به تنهایی نمی تواند راه سعادت دنیا و عقبی را تشخیص دهد و نیازمند معلمی متصل به علم الهی است.

محوریت عنصر ولایت در نظام اجتماع
فرهنگ متعالی مهدوی در بُعد اداره جامعه بهترین و برترین مدل را ارائه نموده و سعادتمندی انسانها را به آنها هدیه می- کند. در نظام مهدوی محوریت حکومت با خداوند است که از طریق ولیّ منسوب از جانب او اجرا می گردد. فردی که در قلّه بندگی است، زمام امور را در دست می گیرد و تمام تلاش وی پیاده سازی برنامه متعالی دین در جهت سعادت انسان هاست.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «زمین هیچگاه خالی از امام نمی ماند تا اگر مومنان چیزی به "دین" افزودند آنها را برگرداند و اگر چیزی را کاستند برایشان کامل کنند.»(3)
بر خلاف نظام های دیگر، هر کسی صلاحیت نشستن بر جایگاه ولایت را ندارد و برای این امر ویژگی ها و شرایطی مطرح شده است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «شرط ها و نشانه های اصلی ولایت امامی که اطاعتش واجب می باشد این است که از خطا و لغزش و گناه عمدی و از همه گناهان کوچک و بزرگ مصون است. نه می لغزد و نه اشتباه می کند. به هیچ امر دین براندازی دل نمی بندد و هیچگاه عیاشی و خوشگذرانی نمی کند. داناترین مردم به حلال و حرام خدا و واجبات و مستحبات و احکام اوست... بخشنده ترین و دلیرترین مردمان است.»(4)

تفاوت فاحش و آشکار نظام های موجود با نظام مهدوی در ولایت بر جامعه چنان است که هر انسان منصفی را به سمت خود جذب می کند. زمانی که چشم اندازها و برنامه های توسعه و پیشرفت جامعه ای به دست امام معصوم منتسب از جانب حق تعالی باشد و مردم و مسئولین نیز به این رشد رسیده باشند که اطاعت از وی تنها ضمان سعادت آنهاست، دنیایی خواهیم داشت عاری از هر گونه عیب و کاستی.

گامی به سوی آمادگی مردم دنیا

آری تنها و مهمترین نقطه تمایز فرهنگ مهدوی با نظامات موجود در محوریت ولیّ خدا در زمین است هر گاه این عنصر مهم در جایگاه اصلی خود قرار گرفت تمام عناصر اجتماع جایگاه اصلی خود را خواهند یافت. در زمان غیبت نیز فقیه منسوب از جانب امام زمان علیه السلام دارای همین مسئولیت خواهد بود. در واقع ترویج مهدویت ترویج یک ایدئولوژی دینی بی نظیری است که در سایه آن نه تنها حربه اسلام هراسی دشمن بی اثر خواهد شد بلکه در زمینه آمادگی عمومی مردم دنیا گام بلندی برداشته خواهد شد.

پی نوشت:
1) قرآن و سکولاریسم، محمد حسن قدردان قراملکی،  ص24.
2) بقره، 216 : شاید چیزى را ناخوشایند بدانید در حالى که آن براى شما نیکوست، و شاید چیزى را دوست بدارید در حالى که آن براى شما شرّ است. خداوند مى داند و شما نمى دانید.
3) منتخب میزان الحکمة، ج 1 ص73 ح292.
4) همان ص77 ح309.

مهدویت دارای ماهیتی جهانی و تمدنی است و با ظهور منجی عالم، تمام انسان ها زیر لوای توحید قرار خواهند گرفت. هر گاه سخن در عرصه مهدویت وارد می شود صحبت از ایجاد حکومتی است در مقیاس جهانی. اگر سخن از عدل و داد است بر تمام صحنه زمین گسترده خواهد شد و اگر صحبت پیرامون برچیده شدن بساط کفر و نفاق است همه پهنه گیتی مدنظر است. هویتی که در آیات و ادعیه مربوط به حضرت به طور محسوسی به چشم می خورد. از جمله:
«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون» 1
بر اساس تفاسیر اهل بیت علیهم السلام از این آیه، کسی که رسالت انبیاء را به نتیجه می رساند حضرت مهدی علیه السلام است.
"السلام علیک یا وعدالله الذی ضمنه" 2
حضرتش وعده خداوند است. وعده ای مبنی بر گسترش عدالت در تمام جهان.
"أنت الولی الذی لایدافع، ذخرک الله لنصرة الدین و اعزاز المومنین و الإنتقام من الجاحدین" 3
ایشان تنها ولی امری هستند که در تمام جهان کسی را توان مقابله با او نبوده و تنها ذخیره خداوند برای یاری دین و عزت بخشی به مومنان و انتقام گیری از دشمنان است که محصور در مرزهای جغرافیایی نخواهد ماند.
"السلام علی مهدی الذی وعد الله عزّ و جلّ به الأمم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث" 4
وجود مبارکی که خداوند به واسطه ایشان به تمامی امتها وعده داده که از پراکندگی نجات یابند و حول کلمه توحید جمع گردند.
عبادت با امام مستتر در دولت باطل، یا عبادت با امام ظاهر در دولت حق؟

تا بدین جا مطالبی است که مکرر گفته شده و شنیده شده است. نکته قابل توجه اینکه روح و کارکرد جهانی چیزی نبوده که منحصر در امام امت باشد. در برخی روایات از شیعیان خواسته شده که افق دیدارشان منتهی إلیه جهان باشد.
عمار ساباطی می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا عبادت با امام مستتر در دولت باطل افضل است یا عبادت در ظهور و دولت حق؟
ایشان فرمودند: ای عمار به خدا سوگند صدقه پنهانی از صدقه آشکار بهتر است و عبادت شما در نهان به همراه امام مستتر بهتر. زیرا در دولت باطل از دشمنان خود می ترسید. بدانید هر یک از شما که نماز فریضه را فردی و نهان در وقت آن بخواند خدای تعالی بر او ثواب 25 نماز فردی بنویسد و هر یک از شما حسنه ای انجام دهد برای او 20 حسنه است.

گفتم: فدای شما اگر چنین است دیگر آرزومند نیستم که از اصحاب قائم در دولت حق باشم.
فرمود: سبحان الله! آیا دوست نمی داری که خدای تعالی عدل و حق را در بلا آشکار کند. حال عموم بندگان را نیکو گرداند. وحدت و الفت بین قلوب پریشان و پراکنده برقرار کند و در زمین خدای تعالی معصیت نشود. حدود الهی در میان خلق اقامه گردد و خداوند حق را به اهلش برگرداند و آن ها را  غالب گرداند. تا به حدی که هیچ حقی از ترس خلقی مخفی نماند. ای عمار هر یک از شما بر این حال بمیرد نزد خداوند از شهدای بدر و احد برتر است. 5

نگرش فراشخصی به انتظار

حال که در مقام آرزو و تمنا دستور این است که منتظر، نگرشی جهانی و فراشخصی داشته باشد، قطعا به طریق اولی اگر قرار است در راستای این اتفاق عظیم برنامه ای تدوین گشته و قدمی برداشته شود باید دارای چشم اندازی جهانی باشد. منتظر حتی آنجا که خود را کانون توجه خود قرار داده و تلاش می کند با کسب معرفت به خدا، رسول و امام و عمق بخشی به این معرفت، گام های مستحکمی در راستای خودسازی و انجام واجبات و ترک محرمات بردارد، نگاهش دارای مقیاس جهانی است. او می داند تا خودی ساخته نشود و ارتباطی بین او و امام غائب ایجاد نگردد، تا زمانی که به واسطه رشد و تعالی، مجهز به یاری مولایش نشود، حرکتش دارای اثر قابل قبول در عالم نخواهد بود.
اگر تمام همّ و غمّ فردی خود و خواسته هایش باشد، به یقین در جرگه منتظران دوام نخواهد آورد. یعنی همان انسانی که فرهنگ نامشروع غرب در پی ساختن آن است. انسانی که خانواده و اجتماع زمانی برای او مطرح می شود که منفعتی از منافعش در پرداختن به آن دو باشد.
در حالی که فرهنگ مهدوی به شدت نیازمند انسان هایی است که پا را فراتر از خود گذاشته و مصلحت جامعه آن هم در مقیاس جهانی را بر مصالح خود ترجیح می دهند. این حرکت جهانی زمانی ارزش و اهمیت می یابد که از تلاش های دشمن در عرصه های مختلف جهت تخریب چهره مهدویت و منجی بشریت آگاه می شویم.
تبلیغات مسموم اهل باطل

سرمایه های زیادی صرف می شود تا مهدی موعود و یاران او را خونریز و بی رحم جلوه داده و آینده ای را که به دست او ساخته می شود، تاریک و وحشتناک بنمایانند. در فیلم نوستراداموس این مطلب را به مخاطب القاء می کنند که امام عصر علیه السلام فردی بی رحم و خونریز است و در اثر جنگ تعداد زیادی بیوه و یتیم بر جای می گذارد. آن حضرت را با لباس های عربی نشان می دهند که هر کاری بخواهد می تواند با فشار دادن یک کلید انجام دهد. ولی ما باید متحد شویم و جلوی او را بگیریم دنیا باید مانع قیام او شود. زیرا برای مردم جز بلا و مصیبت چیزی به ارمغان نمی آورد. باید کاری کرد مردم از او متنفر شوند. 6

منتظر، و جهاد در جبهه جهانی

در چنین شرایطی است که به فرموده مقام معظم رهبری، "منتظر" نقطه ای را که در آن ایستاده است مرکز دنیا تلقی کرده و برای اصلاح تمام دنیا تلاش می کند. در این نگاه دیگر مهم نیست که او یک مبلغ دینی است یا یک صنعتگر یا یک تولیدکننده. تحصیل کرده حوزه است یا دانشگاه. تفاوتی ندارد زن باشد یا مرد. در هر جایگاهی که باشد هویت حقیقی او جهانی اندیشیدن و جهانی عمل کردن است.
در این نگاه تک تک افراد انسانی با هدف «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّه» زندگی می کنند و جهتگیری زندگی شان صدور اسلام به تمام نقاط جهان است. هر فردی در حد توان و تخصص خود، اگر محصولی تولید می شود تمام تلاش این است که حاصل دست یک مسلمان به دنیا عرضه می شود و اگر قلمی به کار می افتد برای معرفی چهره واقعی دین اسلام به دنیاست. اگر کشفی و اختراعی انجام می شود برای نشان دادن توان جامعه اسلامی به دنیاست تا زمانی که پرچم اسلام در دورترین نقطه جهان به اهتزاز درآید.

پی نوشت:

1. توبه؛33
2. زیارت آل یاسین
3. مفاتیح الجنان زیارت حضرت صاحب الامر؛ ص858
4. همان ص 864

5. کمال الدین و تمام النعمه ج2 ص 548
6. حضرت مهدی از ظهور تا پیروزی؛ ص 139

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - مهدويت

دسته بندی